کوانتوم مکانیک‌🕊 – Telegram
کوانتوم مکانیک‌🕊
10.8K subscribers
4.1K photos
2.36K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
💢اکتشاف ترسناک در مریخ دقیقاً شبیه درگاه بیگانگان است

یکی از جدیدترین عکس‌هایی که از مریخ‌نورد کنجکاوی که مریخ را به تصویر کشیده شده است، ویژگی نسبتاً جالبی را در صخره‌ها نشان داده است: چیزی که به نظر می‌رسد یک درگاه کاملاً کنده‌ کاری شده در چشم اندازی در مریخ است.
درگاه doppelgänger آنقدر واقعی است که تقریباً وسوسه شده ایم که باور کنیم که به مخفیگاهی کوچک برای مریخی ها یا شاید دریچه ای به یک جهان دیگر می انجامد. یا حتی بنا بر اظهار کاربران فضای مجازی "تونلی به مرکز سیاره" است .

دست کم ، به نظر می رسد که تصویر و ویژگی زمین شناسی ثبت شده برای الهام بخشیدن به یک یا دو فیلم علمی تخیلی کافی است.

با این حال، افراد باهوش تر آنرا به احتمال زیاد شکستگی برشی و نتیجه نوعی فشار بر روی تخته سنگ و یا حتی زلزله می دانند .
بزرگترین مریخ لرزه ثبت شده روی سیاره سرخ تاکنون در 4 می سال جاری اتفاق افتاد و دانشمندان هنوز در حال کار برای تعیین دقیق محل وقوع آن و علت آن هستند.‌‌

سازند صخره مانند. (NASA/JPL-Caltech/MSSS)‌‌

https://www.sciencealert.com/this-cool-rock-formation-on-mars-looks-just-like-an-alien-doorway

💢@higgs_field
👍3
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت پنجم
جیکوب بکنشتاین

🔺generalized second law

همانطور که اولین بار توسط ویلر تاکید شد، زمانی که ماده در سیاهچاله ناپدید می شود، آنتروپی آن برای همیشه از بین می رود، و به نظر می رسد از قانون دوم فراتر رفته و نقض شده است .

سرنخی برای حل این معما در سال 1970 به دست آمد، زمانی که دمتریوس کریستودولو، آن زمان دانشجوی فارغ التحصیل ویلر در پرینستون، و استیون هاوکینگ از دانشگاه کمبریج به طور مستقل ثابت کردند که در فرآیندهای مختلف، مانند ادغام سیاه چاله ها، مساحت کل افق رویداد، هرگز کاهش نمی یابد، که با قیاس با تمایل آنتروپی به افزایش باعث شد در سال 1972 پیشنهاد کنم [ بکنشتاین] که یک سیاهچاله دارای آنتروپی متناسب با مساحت افق خود است . من حدس زدم که وقتی ماده در سیاهچاله می افتد، افزایش آنتروپی سیاهچاله همیشه آنتروپی از دست رفته ماده را جبران می کند . به طور کلی تر، مجموع آنتروپی سیاهچاله و آنتروپی معمولی خارج از سیاهچاله نمی تواند کاهش یابد. این قانون دوم تعمیم یافته به اختصار GSL نام دارد .

قانون GSL تعداد زیادی تست سختگیرانه را گذرانده است، البته صرفا تست نظری ! وقتی ستاره ای فرو می رمبد و سیاهچاله تشکیل می دهد، آنتروپی سیاهچاله بسیار بیشتر از آنتروپی ستاره است. در سال 1974 هاوکینگ نشان داد که یک سیاهچاله به طور خود به خود تابش حرارتی را که امروزه به عنوان تابش هاوکینگ شناخته می شود، توسط یک فرآیند کوانتومی ساطع می کند. قضیه کریستودولو-هاوکینگ در مواجهه با این پدیده شکست می‌خورد (جرم سیاه‌چاله و در نتیجه مساحت افق آن کاهش می‌یابد)، اما GSL با آن کنار می‌آید:

آنتروپی، تابش برآمده از کاهش انتروپی سیاهچاله را جبران می‌کند. ، بنابراین GSL نقض نمی شود. در سال 1986 رافائل سورکین از دانشگاه سیراکیوز از نقش افق رویداد در ممانعت از تأثیرگذاری اطلاعات درون سیاهچاله بر امور بیرونی استفاده کرد تا نشان دهد که GSL (یا چیزی بسیار شبیه به آن) باید برای هر فرآیند قابل تصوری که سیاهچاله ها متحمل می شوند معتبر باشد. استدلال عمیق او روشن می کند که آنتروپی وارد شده به GSL تا سطح X محاسبه می شود، که هر سطحی ممکن است باشد.‌‌

فرآیند تابش هاوکینگ به او اجازه داد تا ثابت تناسب بین آنتروپی سیاهچاله و ناحیه افق را تعیین کند: آنتروپی سیاهچاله دقیقاً یک چهارم مساحت افق رویداد است که در نواحی پلانک اندازه گیری شده است. (طول پلانک، حدود 10³³ سانتی متر، مقیاس بنیادین طول مربوط به گرانش و مکانیک کوانتومی است ، ناحیه پلانک مربع طول پلانک است.) حتی از نظر ترمودینامیکی، این مقدار زیادی از آنتروپی است. آنتروپی یک سیاهچاله به قطر یک سانتی متر حدود 10⁶⁶ بیت خواهد بود که تقریباً برابر با آنتروپی ترمودینامیکی یک مکعب آب به طول 10 میلیارد کیلومتر در یک طرف است.‌‌


🆔 @phys_Q
👏3👍1
Happy 104th Birthday to one of the most miraculous personalities of scientific history, Prof. Richard Feynman.
1965 Nobel prize winner for his works on QED (along with J. Schwinger and Tomonaga), Dr. Feynman was a remarkably amazing educator and a great physicist.‌‌


صد و چهارمین زادروز یکی از خارق العاده ترین شخصیت های تاریخ علم، پروفسور ریچارد فاینمن پرمهر .
دکتر فاینمن برنده جایزه نوبل 1965 برای کارهایش در زمینه QED (همراه با جی. شوینگر و توموناگا)، یک آموزگار فوق العاده شگفت انگیز و یک فیزیکدان بزرگ بود.‌‌

💢@higgs_field
4👍1
💢احتمال انتشار دومین تصویر تاریخ از یک سیاه‌چاله


ستاره‌شناسان حاضر در تیم عملیات "تلسکوپ افق رویداد" که نخستین تصویر واقعی از افق رویداد یک ابرسیاه‌چاله را در سال ۲۰۱۹ منتشر کردند، به‌زودی از نتایج جدید و پیشگامانه در مورد مرکز کهکشان راه شیری پرده‌برداری می‌کنند که این اطلاعات می‌تواند در مورد ابرسیاه‌چاله‌ حاضر در مرکز این کهکشان باشد.

بیانیه‌ای که به تازگی توسط این تیم منتشر شده، حاکی از آن است که این تیم با همکاری "رصدخانه جنوبی اروپا" در حال برنامه‌ریزی برای اعلام برخی "نتایج پیشگامانه" در مورد مرکز کهکشان ما است.
در این بیانیه آمده است: بنیاد ملی علوم ایالات متحده با همکاری "تلسکوپ افق رویداد" یک کنفرانس مطبوعاتی برای اعلام یک کشف پیشگامانه در کهکشان راه شیری برگزار خواهد کرد.

https://interestingengineering.com/eht-astronomers-groundbreaking-results-center-galaxy

ساعت ۱۷ به وقت تهران کنفرانس را از اینجا ببینید
https://m.youtube.com/watch?v=rIQLA6lo6R0&feature=youtu.be

محتوای قدیمی تر مربوط به همین خبر
https://news.1rj.ru/str/higgs_field/6354

💢@higgs_field
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگترین درسی که تئوری نسبیت عام اینشتین بما می دهد این است که فضا به خودی خود موجودی تخت ، تغییرناپذیر و مطلق نیست. بلکه همراه با زمان در یک پیوستار واحد بافته شده است: فضازمان ! بعد زمان در نسبیت با سه بعد مکانی در هم بافته شده است اما زمان و حتی مکان ، هنگامی که منشا بنیادین آنها را جستجو کنیم ، تولید دردسر می کنند و شاید بتوان دقیق ترین توصیف زمان را هم ارز با انتروپی entropy دانست.

این بافت پیوسته، مسطح و صاف smooth است و در اثر حضور ماده و انرژی دچار انحنا curvature و تغییر شکل می‌دهد. هر چیزی که در این فضازمان وجود دارد در مسیری که توسط انحنای مذکور مشخص شده است حرکت می کند و انتشار آن توسط سرعت نور محدود می شود.

فابریک فضا زمان ممکن است دچار نقص هایی defects باشد که مواردی مانند Cosmic strings , domain walls , monopoles را شامل می شوند .

💢@higgs_field
5👍1
کوانتوم مکانیک‌🕊
💢احتمال انتشار دومین تصویر تاریخ از یک سیاه‌چاله ستاره‌شناسان حاضر در تیم عملیات "تلسکوپ افق رویداد" که نخستین تصویر واقعی از افق رویداد یک ابرسیاه‌چاله را در سال ۲۰۱۹ منتشر کردند، به‌زودی از نتایج جدید و پیشگامانه در مورد مرکز کهکشان راه شیری پرده‌برداری…
آغاز شد .

تا اونجا که گوش دادم ،در همکاری EHT که شامل دانشمندان جوان برای تنظیم و تمرکز دقیق تر و نصب و سازماندهی بسیاری ابزار های پیشرفته بر مجموعه تلسکوپی افق رویداد که در نقاطی مانند اسپانیا و فرانسه و نوادا و ... بصورت شبکه ای واحد قرار گرفته اند ، از سیاهچاله ای در کهکشان راه شیری بنام Sagittarius A* ، تصاویر بهتری نسبت به نمونه پیشین که در سال ۲۰۱۷ توسط همین تلسکوپ گرفته شده است ، ثبت شده و این گام بزرگی در رصد سیاهچاله ها ست.

💢@higgs_field
👍6
💢مقایسه سیاهچاله m87 با سیاهچاله راه شیری(راست)

Size comparison of M87* and Sgr A*.


💢@higgs_field
👍2
 باید آزادی را همراه عدالت انتخاب کرد؛ یکی بدون دیگری بی معناست. اگر کسی نان شما را بگیرد آزادی شما را هم گرفته است و اگر کسی آزادی شما را برباید مطمئن باشید که که نان شما نیز در معرض تهدید است



آلبر کامو

🆔 @phys_Q
8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گام پیشگامانه تلسکوپ افق رویداد; دانشمندان فعال در پروژه EHT در یک همکاری بین‌المللی توانستند سیاهچاله مرکز کهکشان راه شیری را به تصویر بکشند. این سیاهچاله که حدود ۴ میلیون برابر خورشید جرم دارد در صورت فلکی قوس قرار گرفته است. در این ویدیو سفری را از زمین آغاز میکنیم و به ۲۷۰۰۰ سال نوری دورتر، در مرکز کهکشان راه شیری می‌رویم.


💢@higgs_field
👍41
💢اینشتین و خدا
قسمت دوم و پایانی

اینشتین در نامه خود به گوتکیند بار دیگر به اسپینوزا اشاره کرد تا مخالفت خود را با هر نوع برتری ادعایی برای اعتقاد یهودیان به توحید بیان کند: «اینکه شما مدعی موقعیت ممتازی هستید و سعی می‌کنید با دو دیوار غرور از آن دفاع کنید، ناراحتم. بیرونی به عنوان یک انسان و درونی به عنوان یک یهودی!

شما به عنوان یک انسان تا حدی مدعی علیتی جعلی هستید ، فارغ از علیّت، به عنوان یک یهودی موقعیت ممتازی برای توحید قائل اید . اما یک علیت محدود دیگر اصلاً علیت نیست [تأکید اضافه شده]، همانطور که در واقع اسپینوزای شگفت‌انگیز ما در ابتدا با وضوح مطلق absolute clarity تشخیص داد.» انیشتین تاکید کرد که اگرچه احساس می‌کند عمیقاً در ذهن به قوم یهود تعلق دارد ، اما این به او هیچ «عزت متفاوتی» از سایر مردمان ارائه نمی‌کند.‌‌


از منظر تاریخی، همچنین جالب است که اینشتین با برخی از دانشمندان بزرگ دیگر در فراوانی ارجاعات خود به خدا تفاوت داشت. برای مثال، فیزیکدان بزرگ فرانسوی قرن هجدهم، پیر سیمون لاپلاس، هرگز در نوشته‌های خود از خدا نامی نمی‌برد، زیرا به قول او «نیازی به ارائه آن فرضیه نداشت». از سوی دیگر، در رابطه با باورهای دینی، حتی یک «بدعت‌گذار» مانند گالیله همچنان فکر می‌کرد که کتاب مقدس حقیقت را نشان می‌دهد، اگر در صورت بروز تعارض آشکار با شواهد علمی، به درستی تفسیر شود. در مورد این موضوع، نظر انیشتین کاملاً متفاوت و قاطع بود: "هیچ تفسیری [از کتاب مقدس]، هر چقدر هم ظریف باشد، نمی تواند [برای من] چیزی را تغییر دهد" در مورد این واقعیت که در متن [کتب مقدس] برای وی "تجسم خرافات بدوی" را نشان می دهد. ”‌‌


برای نتیجه گیری، شاید معنادارترین احساسی که در نامه انیشتین به گوتکیند بیان شد، موافقت او با فیلسوف بر این مفهوم بود که تلاش های انسان باید معطوف به «آرمانی باشد که فراتر از منافع شخصی است، با تلاش برای رهایی از امیال من محور. تلاش برای بهبود و تهذیب هستی با تأکید بر عنصر صرفاً انسانی». آمین


🆔 @phys_Q
👍41
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
پدهای لب گاو دریایی متحرک هستند! و باعث شگفتی اند ‌.

این حیوانات می توانند اشیاء مختلفی را با آنها بگیرند. معمولاً آنها گیاهی را که می خورند چنگ می زنند. اما در اینجا به نظر می رسد که گاو دریایی شلنگ سبز را با گیاه اشتباه گرفته است.



🆔 @phys_Q
👍5👏1🤯1
🟣 اینشتین و خدا

یادداشتی که این فیزیکدان در سال 1954، یک سال پیش از مرگ نگاشت، تفکر او را در مورد دین و علم آشکار می کند‌‌.

دیدگاه‌های من به دیدگاه‌های اسپینوزا نزدیک است: تحسین زیبایی و باور به سادگی منطقیِ نظم و هماهنگی که می‌توانیم با فروتنی و تنها به شیوه ای ناقص ، درک کنیم.
-آلبرت اینشتین

قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/6438
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/6451

reference :
https://blogs.scientificamerican.com/observations/einsteins-famous-god-letter-is-up-for-auction/

↬“It seems to me that the idea of a personal God is an anthropomorphic concept which I cannot take seriously. I feel also not able to imagine some will or goal outside the human sphere.”‌‌

«به نظر من ایده خدای شخصی مفهومی انسان-دیس است که نمی‌توانم آن را جدی بگیرم. همچنین احساس می کنم نمی توانم اراده یا هدفی را خارج از حوزه انسانی تصور کنم.»‌‌

Reference:
https://raabcollection.com/scientific-autographs/einstein-god-spinoza

🆔 @phys_Q
👍21
💢 آیا اینشتین مخالف نظریه کوانتوم بود؟

پرسش بالا در نهایت ایجاد نوعی سوتفاهم می کند ، اینشتین مخالف خوانشی از تئوری کوانتوم بود که بور و هایزنیرگ ابراز می کردند که طبعا این خوانش ویژه ، درهمتنیدگی کوانتومی و دیگر رویداد های کوانتومی را مطابق با خود ، منظم می ساخت . این خوانش بعد ها در تفسیر کپنهاگ تجلی گرفت و تا امروز تفسیر استاندارد مکانیک کوانتوم منظور می شود .
اما ماجرا به این سادگی هم نیست و کل نظریه کوانتوم با همه آبجکت ها ، تئوری ها ، ریاضیات ، اصول و قوانین آن در ماجرا دخیل اند. در نتیجه گزاره مذکور طبعا درست نیست . در واقع اینشتین با گزاره " خدا تاس نمی اندازد " تصادفیدگی randomness را در نظریه کوانتومی نمی پذیرفت و باور داشت که نظریه کوانتوم مانند دیگر حوزه های فیزیک آنزمان ، دترمینیستی و تعیین گراست است و معتقد بود که تفسیر بور و هایزنبرگ و متعاقبا دانش آنها از نظریه کوانتوم ناقص است.
بعد ها بل با طرح آزمایش نابرابر بل اثبات کرد نظریه کوانتوم ناقص نیست .

💢@higgs_field
👍3🤯2🔥1
.

این گویچه های شیشه ای نارنجی کوچک ، شن sand ماه هستند. بله، شن و ماسه ی ماه ، با بزرگنمایی 340 برابر چنین شکلی دارد . فضانوردان آپولو 17 این "خاک نارنجی" را در لبه دهانه شورتی shorty crater در دره توروس-لیترو جمع آوری کردند.

این ماسه می تواند حدود 3.8 میلیارد سال پیش در طی یک فوران آتشفشانی در ماه شکل گرفته باشد.‌‌


💢@higgs_field
👍2👏1
📌IMPLICATIONS OF UNCERTAINTY

🔺پیامدهای عدم قطعیت


I believe that the existence of the classical "path" can be pregnantly formulated as follows: The "path" comes into existence only when we observe it. --Heisenberg, in uncertainty principle paper, 1927‌‌




من معتقدم که [ویژگی] وجود «مسیر» کلاسیک را می‌توان این‌گونه بیان کرد: «مسیر» تنها زمانی به وجود می‌آید که ما آن را مشاهده کنیم. هایزنبرگ، در مقاله اصول عدم قطعیت، 1927‌‌


هایزنبرگ متوجه شد که روابط عدم قطعیت پیامدهای عمیقی دارد. اولاً، اگر استدلال هایزنبرگ را بپذیریم که هر مفهومی فقط بر حسب آزمایش‌هایی که برای اندازه‌گیری آن به کار می‌رود معنا دارد، باید توافق کنیم که چیزهایی که قابل اندازه‌گیری نیستند واقعاً در فیزیک هیچ معنایی ندارند. بنابراین، برای مثال، مسیر یک ذره بیش از دقتی که با آن مشاهده می شود، معنایی ندارد. اما یک فرض اساسی فیزیک از زمان نیوتن این بوده است که «دنیای واقعی» مستقل از ما وجود دارد، صرف نظر از اینکه آن را مشاهده کنیم یا نه. (اما این فرض توسط برخی از فیلسوفان بدون چالش باقی نماند.) هایزنبرگ اکنون استدلال می کند که مفاهیمی مانند مدار الکترون ها در طبیعت وجود ندارند مگر اینکه و تا زمانی که ما آنها را مشاهده کنیم.
همچنین پیامدهای گسترده ای برای مفهوم علیت و تعیین رویدادهای گذشته و آینده وجود داشت. اینها درباره منشاء عدم قطعیت بحث شده است. از آنجایی که روابط عدم قطعیت چیزی بیش از روابط ریاضی هستند، اما پیامدهای علمی و فلسفی عمیقی دارند، فیزیکدانان گاهی اوقات از "اصل عدم قطعیت" صحبت می کنند.‌‌


In the sharp formulation of the law of causality—if we know the present exactly, we can calculate the future—it is not the conclusion that is wrong but the premise."
—Heisenberg, in uncertainty principle paper, 1927‌‌


در صورت‌بندی دقیق قانون علیت - اگر زمان حال را دقیقاً بدانیم، می‌توانیم آینده را محاسبه کنیم - این استنتاج محاسباتی نیست بلکه داده های مقدماتی ست که اشتباه است .
- هایزنبرگ، در مقاله اصول عدم قطعیت، 1927‌‌



🔺هایزنبرگ همچنین مفاهیم عمیقی را برای مفهوم علیت یا تعیین رویدادهای آینده ترسیم کرد. شرودینگر قبلاً تلاش کرده بود تفسیری از فرمالیسم خود ارائه دهد که در آن امواج الکترونی نشان دهنده چگالی بار الکترون در مدار اطراف هسته است. اما ماکس بورن نشان داد که "تابع موج" معادله شرودینگر چگالی بار یا ماده را نشان نمی دهد. این فقط احتمال یافتن الکترون را در یک نقطه خاص توصیف می کند. به عبارت دیگر، مکانیک کوانتومی نمی تواند نتایج دقیقی را ارائه دهد، بلکه تنها احتمالات وقوع انواع نتایج ممکن را ارائه می دهد.
هایزنبرگ این را یک گام فراتر برد: او مفهوم علیت ساده در طبیعت را به چالش کشید، که هر علت معینی در طبیعت با معلول منتج همراه است. ترجمه شده به "فیزیک کلاسیک"، این بدان معنا بود که حرکت آینده یک ذره را می توان دقیقاً از روی آگاهی از موقعیت و تکانه فعلی آن و همه نیروهای وارد بر آن پیش بینی کرد، یا "تعیین" کرد. هایزنبرگ اعلام کرد که اصل عدم قطعیت این را رد می کند، زیرا نمی توان موقعیت و حرکت دقیق یک ذره را در یک لحظه معین دانست، بنابراین آینده آن را نمی توان تعیین کرد. نمی توان حرکت دقیق یک ذره در آینده را محاسبه کرد، بلکه فقط دامنه ای از احتمالات برای حرکت آینده ذره را نمی توان محاسبه کرد. (با این حال، احتمالات هر حرکت و توزیع بسیاری از ذرات به دنبال این حرکات را می توان دقیقاً از معادله موج شرودینگر محاسبه کرد.)
اگرچه انیشتین و دیگران به نظرات هایزنبرگ و بور اعتراض داشتند، حتی انیشتین نیز مجبور بود بپذیرد که آنها واقعاً نتیجه منطقی مکانیک کوانتومی هستند. برای اینشتین، این نشان داد که مکانیک کوانتومی "ناقص" است. تحقیقات تا کنون در مورد اینها و تفسیرهای جایگزین پیشنهاد شده از مکانیک کوانتومی ادامه یافته است.
باید توجه داشت که اصل عدم قطعیت هایزنبرگ نمی گوید "همه چیز نامطمئن است". در عوض، زمانی که رویدادهای زیر اتمی را اندازه‌گیری می‌کنیم، دقیقاً به ما می‌گوید که محدودیت‌های عدم قطعیت کجاست.
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ یک جزء اساسی از تفسیر وسیع‌تر مکانیک کوانتومی است که به تفسیر کپنهاگ معروف است.‌‌


کارتون جان ریچاردسون برای دنیای فیزیک، مارس 1998


📌@higgs_field
👍3👏1
🔺اینشتین در ماه مارس 1955 میلادی، تقریبا یک ماه قبل از مرگش با نوشتن نامه‌ای به خانواده‌ی دوست تازه متوفی‌اش، میشل بِسو، یکی از مناقشات پیرامون زمان را مطرح کرد، وی نوشت:

«کنون که وی کمی زودتر از من از این جهان شگفت رخت بر بسته است، اما قابل فهم نیست . کسانی مانند ما که به دنیای فیزیکی نگاه می کنند ، به خوبی می‌دانند که تمایز بین گذشته، حال و آینده توهمی بیش نیست؛ گرچه این توهم دیرینه و پایدار است

مشخص نیست که آیا خانواده بسو با این شکل درد و دل اینشتین آرام شده بودند یا خیر، اما تقریبا تمام کسانی که فیزیک را درک می‌کنند می‌دانند که اینشتین درست گفته بود! شاید زمان تنها توهمی سر سختانه باشد!



📌@higgs_field
👍132🔥1
💢اطلاعات در هولوگرافیک یونیورس
قسمت ششم
جیکوب بکنشتاین


🔺یونیورس به عنوان یک هولوگرام

قانون GSL به ما این امکان را می دهد که برای ظرفیت اطلاعاتی هر سیستم فیزیکی ایزوله محدودیت هایی تعیین کنیم، محدودیت هایی که به اطلاعات در تمام سطوح ساختار تا سطح X اشاره دارد. در سال 1980 مطالعه اولین کران، به نام کران آنتروپی جهانی را آغاز کردم.

کران آنتروپیک مقدار آنتروپی را با یک جرم مشخص با اندازه مشخص محدود می کند . یک ایده مرتبط، کران هولوگرافیک، در سال 1993 توسط برنده جایزه نوبل جرارد تی هوفت از دانشگاه اوترخت در هلند ارائه شد و در سال 1995 توسط لئونارد ساسکیند از دانشگاه استنفورد توسعه یافت. این مقدار آنتروپی را در ماده و انرژی که حجم مشخصی از فضا را اشغال می کند، محدود می کند.‌‌


ساسکیند در کار خود بر روی کران هولوگرافیک، هر جرم ایزوله تقریباً کروی را که بخودی خود سیاهچاله نیست و در داخل سطح بسته ناحیه A قرار می گیرد، در نظر گرفت. اگر جرم بتواند به یک سیاهچاله رمبش کند، آن چاله به یک سیاهچاله ختم می شود. و سطح افق کوچکتر از A خواهد بود . بنابراین آنتروپی سیاهچاله کوچکتر از A/4 است. طبق GSL، آنتروپی سیستم نمی تواند کاهش یابد، بنابراین آنتروپی اصلی جرم نمی تواند بزرگتر از A/4 باشد. نتیجه این است که آنتروپی یک سیستم فیزیکی ایزوله با ناحیه مرزی A لزوماً کمتر از A/4 است. اگر جرم خود به خود فرو رمبش نکند چه؟ در سال 2000 نشان دادم که می توان از یک سیاهچاله کوچک برای تبدیل سیستم به سیاهچاله استفاده کرد که تفاوت چندانی با آنچه در استدلال ساسکیند وجود دارد ، ندارد. بنابراین کران مستقل از ساختار سیستم یا ماهیت سطح X است. و فقط به GSL بستگی دارد.‌‌


اکنون می‌توانیم به برخی از آن پرسش های ابهام دار در مورد محدودیت‌های نهایی ذخیره‌سازی اطلاعات پاسخ دهیم. دستگاهی با اندازه یک سانتی متر در اصل می تواند تا 10⁶⁶ بیت را در خود نگه دارد - مقداری که بسیار شگفت انگیز است .

جهان مرئی دارای حداقل 10¹⁰⁰ بیت آنتروپی است که در اصل می تواند در داخل کره ای به وسعت یک دهم سال نوری قرار گیرد. با این حال، تخمین آنتروپی جهان یک مشکل دشوار است، و اعداد بسیار بزرگتر، که به کره ای تقریباً به بزرگی خود جهان نیاز دارند، کاملاً قابل قبول هستند.‌‌



🆔 @phys_Q
👍3
💢تئوری اطلاعات و پایستگی و خبط مشدد



در فیزیک با اطلاعات بنیادین - چیزی شبیه به مدار های منطقی مبتنی بر بیت هایی از 0 ,1 روبرو نیستیم . در علوم کامپیوتری هر تصویر ، صدا ، فرمان و محاسبه از دنباله ای از همین صفر و یک تشکیل شده اند .

اما در فیزیک ما با پارتیکل های بنیادین روبرو هستیم . بنیادین به این معنی که پارتیکل های مذکور قابل تجزیه و تقسیم به اجزای کوچک تر نیستند . یا بقولی کامپوزیت نیستند .

اگر این پارتیکل ها را کامپوزیتی از بیت های اطلاعات بنیادین در نظر بگیریم یعنی #مفروض بداریم و چه و چه که در هولوگرافیک یونیورس مباحثی شکل داده است .

بله اگر از مفروض مان صرف نظر نکنیم ، این اطلاعات نباید بوجود آید یا از بین برود . اما اینکه بیان کنیم چندین لایه جلوتر از لایه ای که بیت های اطلاعاتی در آن فرض شده اند ، این اطلاعات ابقا شده ، خط بطلانی برای مرگ و غیره هستند باید گفت ول معطل ایم .

حیات ابدا مفهومی ثابت نیست و فرآیندی مبتنی بر انرژی ست ، مانند آتش !
شبه علم را بایکوت کنیم.

📌@higgs_field
👍5