Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خوشه کهکشانی پاندورا متشكل از هزاران كهكشان است که در فاصلهی چهار ميليارد سال نوری از زمین واقع شدهاند. این یعنی ما گذشتهی چهار میلیارد سال پیش این خوشه را میبینیم. به گفته محققان، تلسکوپ جیمز وب جزئیاتی از خوشه پاندورا را نشان میدهد که قبلا هرگز دیده نشده بود. از این، تلسکوپ فضایی هابل ناسا نیز هسته مرکزی پاندورا را بررسی کرده بود.
در تصاویر جیمز وب سه خوشه عظیم کهکشانی را میبینیم که در حال ادغام برای تشکیل یک اَبرخوشه کهکشانی هستند. جیمز وب با استفاده از همگرایی گرانشی که مثل یک ذرهبین طبیعی عمل میکند، توانستند کهکشانهای دورتر پنهان در این خوشه را نمایان سازند.
جزئیات زیادی در تصاویر میبینیم و تعداد زیادی کهکشان. یکی از دانشمندان گفت وقتی به این عکس نگاه کردم، خودم را در حال گم شدن در تصویر دیدم. وب فراتر از انتظارات ما عمل کرده است.
🆔 @phys_Q
در تصاویر جیمز وب سه خوشه عظیم کهکشانی را میبینیم که در حال ادغام برای تشکیل یک اَبرخوشه کهکشانی هستند. جیمز وب با استفاده از همگرایی گرانشی که مثل یک ذرهبین طبیعی عمل میکند، توانستند کهکشانهای دورتر پنهان در این خوشه را نمایان سازند.
جزئیات زیادی در تصاویر میبینیم و تعداد زیادی کهکشان. یکی از دانشمندان گفت وقتی به این عکس نگاه کردم، خودم را در حال گم شدن در تصویر دیدم. وب فراتر از انتظارات ما عمل کرده است.
🆔 @phys_Q
👍4
او را نه تنها دوست داشتم بلکه همهی ذراتِ تنم او را میخواست، مخصوصاً «میانِ تنم» چون نمیخواهم احساساتِ حقیقی را زیر لفافه لغاتِ موهومِ عشق و علاقه و اِلهیات پنهان کنم.
بوف کور
۲۸ بهمن سال روز تولد صادق هدایت بود
🆔 @phys_Q
بوف کور
۲۸ بهمن سال روز تولد صادق هدایت بود
🆔 @phys_Q
❤7👍4
🟣 چه می شود اگر رئالیتی ما مجموع تمام رئالیتی های ممکن باشد
توسط چارلی وود
قسمت دوم
◄ معرفی introduction
الگوی تداخل یک نتیجه فوقالعاده عجیب است زیرا نشان میدهد که هر دو مسیر ممکن ذره برای عبور از امتداد مانع دارای رئالیتی فیزیکی هستند.
انتگرال مسیر فرض می کند که ذرات حتی زمانی که هیچ مانع یا شکافی در اطراف وجود ندارد، به یک گونه رفتار می کنند. ابتدا تصور کنید که یک شکاف سوم را در مانع باز کرده اید . الگوی تداخل در دیوار دور تغییر خواهد کرد تا مسیر احتمالی جدید را بازتاب دهد. حالا به بریدن شکاف ها ادامه دهید تا جایی که مانع چیزی جز شکاف نباشد.
در نهایت، بقیه فضا را با "موانع" تمامشکاف پر کنید. ذرهای که در این فضا پرتاب میشود، به نوعی، همه مسیرها را از طریق تمام شکافها به سمت دیوار طی می کند - حتی مسیرهای عجیب و غریب با انحراف های حلقهای - و به نوعی، وقتی به درستی جمع بندی شوند، همه این گزینه ها به چیزی که اگر هیچ مانعی وجود نمی داشت ، می رسد: یک نقطه روشن روی دیوار دور.
این یک دیدگاه رادیکال از رفتار کوانتومی است که بسیاری از فیزیکدانان آن را جدی می گیرند. ریچارد مکنزی، فیزیکدان دانشگاه مونترال، گفت: «من آن را کاملا واقعی میدانم.
اما چگونه میتوان تعداد بینهایت مسیر منحنی را به یک خط مستقیم اضافه کرد؟ طرح فاینمن، به طور کلی، این است که هر مسیری را که طی می کنید، کنش آن را محاسبه میکنید (زمان و انرژی لازم برای پیمودن مسیر)، و از آن عددی به نام دامنه بدست آورید که به شما می گوید چقدر احتمال دارد یک ذره آن مسیر را طی کند. سپس تمام دامنهها را جمع میکنید تا دامنه کل ذرهای که از اینجا به آنجا میرود را به دست آورید - این یعنی انتگرالی از همه مسیرها.
در نگاهی ساده ، مسیرهای انحرافی بهاندازه مسیرهای مستقیم محتمل به نظر میرسند، زیرا دامنه برای هر مسیر منفرد همان اندازه است. اگرچه بسیار مهم است که دامنه ها اعداد مختلط هستند. در حالی که اعداد حقیقی نقاط روی یک خط را مشخص می کنند، اعداد مختلط مانند فلش عمل می کنند. فلش ها در جهت های مختلف برای مسیرهای مختلف اشاره می کنند. و دو فلش که از هم دور هستند جمع صفر دارند.
نتیجه این است که برای ذره ای که در فضا حرکت می کند، دامنه مسیرهای کم و بیش مستقیم همه اساساً در یک جهت قرار می گیرند و یکدیگر را تقویت می کنند. اما دامنه مسیرهای پر پیچ و خم به هر سمتی اشاره می کند، نتیجتا این مسیرها بر خلاف یکدیگر عمل می کنند. فقط مسیر خط مستقیم باقی مانده است، که نشان می دهد چگونه مسیر کلاسیک واحد با حداقل کنش از گزینه های کوانتومی بی پایان ایمرج می شود.
فاینمن نشان داد که انتگرال مسیر او معادل معادله شرودینگر است. مزیت روش فاینمن نسخه شهودی تری برای نحوه برخورد با دنیای کوانتومی است: همه احتمالات را خلاصه کنید.
🆔 @phys_Q
توسط چارلی وود
قسمت دوم
◄ معرفی introduction
الگوی تداخل یک نتیجه فوقالعاده عجیب است زیرا نشان میدهد که هر دو مسیر ممکن ذره برای عبور از امتداد مانع دارای رئالیتی فیزیکی هستند.
انتگرال مسیر فرض می کند که ذرات حتی زمانی که هیچ مانع یا شکافی در اطراف وجود ندارد، به یک گونه رفتار می کنند. ابتدا تصور کنید که یک شکاف سوم را در مانع باز کرده اید . الگوی تداخل در دیوار دور تغییر خواهد کرد تا مسیر احتمالی جدید را بازتاب دهد. حالا به بریدن شکاف ها ادامه دهید تا جایی که مانع چیزی جز شکاف نباشد.
در نهایت، بقیه فضا را با "موانع" تمامشکاف پر کنید. ذرهای که در این فضا پرتاب میشود، به نوعی، همه مسیرها را از طریق تمام شکافها به سمت دیوار طی می کند - حتی مسیرهای عجیب و غریب با انحراف های حلقهای - و به نوعی، وقتی به درستی جمع بندی شوند، همه این گزینه ها به چیزی که اگر هیچ مانعی وجود نمی داشت ، می رسد: یک نقطه روشن روی دیوار دور.
این یک دیدگاه رادیکال از رفتار کوانتومی است که بسیاری از فیزیکدانان آن را جدی می گیرند. ریچارد مکنزی، فیزیکدان دانشگاه مونترال، گفت: «من آن را کاملا واقعی میدانم.
اما چگونه میتوان تعداد بینهایت مسیر منحنی را به یک خط مستقیم اضافه کرد؟ طرح فاینمن، به طور کلی، این است که هر مسیری را که طی می کنید، کنش آن را محاسبه میکنید (زمان و انرژی لازم برای پیمودن مسیر)، و از آن عددی به نام دامنه بدست آورید که به شما می گوید چقدر احتمال دارد یک ذره آن مسیر را طی کند. سپس تمام دامنهها را جمع میکنید تا دامنه کل ذرهای که از اینجا به آنجا میرود را به دست آورید - این یعنی انتگرالی از همه مسیرها.
در نگاهی ساده ، مسیرهای انحرافی بهاندازه مسیرهای مستقیم محتمل به نظر میرسند، زیرا دامنه برای هر مسیر منفرد همان اندازه است. اگرچه بسیار مهم است که دامنه ها اعداد مختلط هستند. در حالی که اعداد حقیقی نقاط روی یک خط را مشخص می کنند، اعداد مختلط مانند فلش عمل می کنند. فلش ها در جهت های مختلف برای مسیرهای مختلف اشاره می کنند. و دو فلش که از هم دور هستند جمع صفر دارند.
نتیجه این است که برای ذره ای که در فضا حرکت می کند، دامنه مسیرهای کم و بیش مستقیم همه اساساً در یک جهت قرار می گیرند و یکدیگر را تقویت می کنند. اما دامنه مسیرهای پر پیچ و خم به هر سمتی اشاره می کند، نتیجتا این مسیرها بر خلاف یکدیگر عمل می کنند. فقط مسیر خط مستقیم باقی مانده است، که نشان می دهد چگونه مسیر کلاسیک واحد با حداقل کنش از گزینه های کوانتومی بی پایان ایمرج می شود.
فاینمن نشان داد که انتگرال مسیر او معادل معادله شرودینگر است. مزیت روش فاینمن نسخه شهودی تری برای نحوه برخورد با دنیای کوانتومی است: همه احتمالات را خلاصه کنید.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
❤1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 How Our Reality May Be a Sum of All Possible Realities
انتگرال مسیر، که در سال 1948 توسط ریچارد فاینمن ابداع شد، با جمع کردن دامنه های کوانتومی آشفته با نادید گرفتن بی اهمیت ها ، به نتایجی می رسد که فراتر از هر اختلاف نظری ست ( جای چانه زنی ندارد) . ین چین اونگ، ریاضیدانی که فیزیکدان شده است، گفت: " این [ path integral ] مانند جادوی سیاه black magic است.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9424
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9462
انتگرال مسیر، که در سال 1948 توسط ریچارد فاینمن ابداع شد، با جمع کردن دامنه های کوانتومی آشفته با نادید گرفتن بی اهمیت ها ، به نتایجی می رسد که فراتر از هر اختلاف نظری ست ( جای چانه زنی ندارد) . ین چین اونگ، ریاضیدانی که فیزیکدان شده است، گفت: " این [ path integral ] مانند جادوی سیاه black magic است.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9424
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9462
🟣در جهان غرب (جوامع مترقی) ، گره زدن خواست های مردمی ، نظیر حقوق شهروندی ، حقوق بنیادین ،رفاه اجتماعی و برابری به یک شخص ، گروه و یا حزب منفرد ، بلاموضوع و نادرست تلقی می شود .
آزادی ، رفاه ، کرامت انسانی ، برابری و ... در یک پکیج بنام دموکراسی در نظر گرفته می شوند و چیدمان سیستم بر پایه قدرت تکثر گرا ست و حق تعیین سرنوشت مردم بدست خودشان را در نظر می گیرد .
تمرکز قدرت در دست یک حزب و فرد و گروه ، تولید اقتدار گرایی و متعاقب آن فساد می کند . حتی احزاب نیز باید در افزایش محبوبیت و پذیرش ، در زمینه خدمت رسانی و گسترش رفاه و برابری و تامین حقوق شهروندی با یکدیگر رقابت سالم داشته باشند .
رژیم های ایدئولوژیک ، فاقد دموکراسی اند چون که در حکومت دمکراتیک در هر لحظه از تاریخ سیستم این خواست و حقوق مردم است که تعیین کننده است اما در یک رژیم ایدئولوژیک ، جدای از ایدئولوژی ، پارامتر های بسیاری ارجح به خواست و حقوق مردم وجود دارند.
هر انقلابی مترقی نیست ، انقلاب های مترقی ، با دموکراسی آغاز و به پایان می رسند . مردم باید در وهله نخست حقوق خود را بشناسند . اشتغال ، امنیت اقتصادی ، رفاه ، برابری ، خدمات درمانی و آموزشی رایگان ، کرامت انسانی و هر نیازی که در هرم مازلو قرار می گیرد ، حقوق بنیادین مردم است و مردم با توجه به این نیاز ها کارنامه سیستم های دموکراتیک آتی را می سنجند و تصمیم می گیرند.
زمان می گذرد و تاریخ رقم می خورد . در تاریخ هیچ ظلمی پایدار نبوده و نیست و تنها یک اداره دموکراتیک برای کشور که تنها المنت تعیین کننده آن ، در طول کل عمر آن ، مردم و مردم و مردم هستند ، می تواند جایگزین مناسبی باشد .
🔻برای دستیابی به یک حکومت دموکراتیک در گام های نخست:
◄ رسانه و جرائد تحت کنترل حکومت قرار نخواهند گرفت .
◄ پلیس سیاسی و عقیدتی وجود ندارد .
◄ارتش کشور در خدمت امنیت مردم کشور است نه حکومت.
◄ ایدئولوژی وجود ندارد .
◄ سیستم تک حزبی نیست .
◄ قوه قضاییه نیز وفادار به قانون اساسی که برای پاسداری از حق تعیین سرنوشت مردم توسط مردم نوشته شده ، بصورت مستقل عمل می کند . کوچکترین قانون شکنی در رسانه ها منعکس شود و توسط قوه قضاییه مورد رسیدگی قرار گیرد .
◄ روشنفکران و جامعه مدنی و نویسندگان نیز بر همه چیز نظارت دارند و با قلم فرسایی و آزادی بیانی که از حقوق بنیادین جامعه انسانی است ، از کرامت انسانی که همانا آزاد و ارجمند زیستن است ، پاسداری می کنند .
اشکال و فرم های نظام های سیاسی مورد اهمیت نیست . اکنون مهمتر از سقوط رژیم جنایتکار ، آشنایی مردم با حقوق بنیادین شان است . هر جا نیازی وجود دارد متعاقب آن حق نیز ایجاد می شود- اگر نیاز به خوراک دارید حق شماست که از امنیت غذایی برخوردار باشید یا اگر نیاز به دم و بازدم دارید داشتن هوای پاک حق شماست .
چاپلوسی های سیاسی ناشی از جهالت و ناآشنایی گروه های خاص فرودست اجتماع با حقوق خود است که منجر به تولد یک دیکتاتور ، یک رژیم اقتدار گرا و یک توتالیتاریسم می شود . ما مردم هستیم ، برای این جنبش تلفات خونین و هزینه سنگین داده ایم و در برابر خون های ریخته وظیفه داریم که منافع جمعی را بر منفعت شخصی ارجح بدانیم .
از لحاظ منطق سیاسی حقوق بنیادین بشر که تامین کننده نیاز های هرم مازلو هستند به ریش هیچ نظام و حکومت سیاسی بسته نمی شود . نیاز های بنیادین ، حقوق بنیادین را تعریف می کنند و هیچ حکومتی مشروعیت سلب حقوق بنیادین را از مردم ندارد .
🆔 @phys_Q
آزادی ، رفاه ، کرامت انسانی ، برابری و ... در یک پکیج بنام دموکراسی در نظر گرفته می شوند و چیدمان سیستم بر پایه قدرت تکثر گرا ست و حق تعیین سرنوشت مردم بدست خودشان را در نظر می گیرد .
تمرکز قدرت در دست یک حزب و فرد و گروه ، تولید اقتدار گرایی و متعاقب آن فساد می کند . حتی احزاب نیز باید در افزایش محبوبیت و پذیرش ، در زمینه خدمت رسانی و گسترش رفاه و برابری و تامین حقوق شهروندی با یکدیگر رقابت سالم داشته باشند .
رژیم های ایدئولوژیک ، فاقد دموکراسی اند چون که در حکومت دمکراتیک در هر لحظه از تاریخ سیستم این خواست و حقوق مردم است که تعیین کننده است اما در یک رژیم ایدئولوژیک ، جدای از ایدئولوژی ، پارامتر های بسیاری ارجح به خواست و حقوق مردم وجود دارند.
هر انقلابی مترقی نیست ، انقلاب های مترقی ، با دموکراسی آغاز و به پایان می رسند . مردم باید در وهله نخست حقوق خود را بشناسند . اشتغال ، امنیت اقتصادی ، رفاه ، برابری ، خدمات درمانی و آموزشی رایگان ، کرامت انسانی و هر نیازی که در هرم مازلو قرار می گیرد ، حقوق بنیادین مردم است و مردم با توجه به این نیاز ها کارنامه سیستم های دموکراتیک آتی را می سنجند و تصمیم می گیرند.
زمان می گذرد و تاریخ رقم می خورد . در تاریخ هیچ ظلمی پایدار نبوده و نیست و تنها یک اداره دموکراتیک برای کشور که تنها المنت تعیین کننده آن ، در طول کل عمر آن ، مردم و مردم و مردم هستند ، می تواند جایگزین مناسبی باشد .
🔻برای دستیابی به یک حکومت دموکراتیک در گام های نخست:
◄ رسانه و جرائد تحت کنترل حکومت قرار نخواهند گرفت .
◄ پلیس سیاسی و عقیدتی وجود ندارد .
◄ارتش کشور در خدمت امنیت مردم کشور است نه حکومت.
◄ ایدئولوژی وجود ندارد .
◄ سیستم تک حزبی نیست .
◄ قوه قضاییه نیز وفادار به قانون اساسی که برای پاسداری از حق تعیین سرنوشت مردم توسط مردم نوشته شده ، بصورت مستقل عمل می کند . کوچکترین قانون شکنی در رسانه ها منعکس شود و توسط قوه قضاییه مورد رسیدگی قرار گیرد .
◄ روشنفکران و جامعه مدنی و نویسندگان نیز بر همه چیز نظارت دارند و با قلم فرسایی و آزادی بیانی که از حقوق بنیادین جامعه انسانی است ، از کرامت انسانی که همانا آزاد و ارجمند زیستن است ، پاسداری می کنند .
اشکال و فرم های نظام های سیاسی مورد اهمیت نیست . اکنون مهمتر از سقوط رژیم جنایتکار ، آشنایی مردم با حقوق بنیادین شان است . هر جا نیازی وجود دارد متعاقب آن حق نیز ایجاد می شود- اگر نیاز به خوراک دارید حق شماست که از امنیت غذایی برخوردار باشید یا اگر نیاز به دم و بازدم دارید داشتن هوای پاک حق شماست .
چاپلوسی های سیاسی ناشی از جهالت و ناآشنایی گروه های خاص فرودست اجتماع با حقوق خود است که منجر به تولد یک دیکتاتور ، یک رژیم اقتدار گرا و یک توتالیتاریسم می شود . ما مردم هستیم ، برای این جنبش تلفات خونین و هزینه سنگین داده ایم و در برابر خون های ریخته وظیفه داریم که منافع جمعی را بر منفعت شخصی ارجح بدانیم .
از لحاظ منطق سیاسی حقوق بنیادین بشر که تامین کننده نیاز های هرم مازلو هستند به ریش هیچ نظام و حکومت سیاسی بسته نمی شود . نیاز های بنیادین ، حقوق بنیادین را تعریف می کنند و هیچ حکومتی مشروعیت سلب حقوق بنیادین را از مردم ندارد .
🆔 @phys_Q
👍1
به هرم مازلو که سلسله مراتب نیازهای انسانها را توصیف میکند نگاه کنید!
از نیازهای پایه تا نیازهای عالی، اگر دقیق شوید میبینید که کیفیت زندگی و تأمین نیاز یک ایرانی مرتب بدتر شده است.
نیاز ها از خوراک و پوشاک که ابتدایی هستند آغاز و به نیاز های عالی تر مانند آزادی بیان و کرامت و احترام و ... رشد می کنند . زیستن حق ماست ، ما برده سیاست مداران نیستیم و از آنها دستور نمی گیریم . سیاستمداران را ما عزل و نصب می کنیم . ما مردمیم . صاحبان و اربابان حقیقی این سامان هستیم .
دموکراسی دفاع هر شخص از حقوق شخصی و انفرادی خویش نه ، بلکه دفاع و مطالبه گری حقوق اجتماعی خود و دیگران - تا حقوق فرد فرد جامعه است .
#مهسا_امینی
🆔 @phys_Q
از نیازهای پایه تا نیازهای عالی، اگر دقیق شوید میبینید که کیفیت زندگی و تأمین نیاز یک ایرانی مرتب بدتر شده است.
نیاز ها از خوراک و پوشاک که ابتدایی هستند آغاز و به نیاز های عالی تر مانند آزادی بیان و کرامت و احترام و ... رشد می کنند . زیستن حق ماست ، ما برده سیاست مداران نیستیم و از آنها دستور نمی گیریم . سیاستمداران را ما عزل و نصب می کنیم . ما مردمیم . صاحبان و اربابان حقیقی این سامان هستیم .
دموکراسی دفاع هر شخص از حقوق شخصی و انفرادی خویش نه ، بلکه دفاع و مطالبه گری حقوق اجتماعی خود و دیگران - تا حقوق فرد فرد جامعه است .
#مهسا_امینی
🆔 @phys_Q
👍8
🟣 چه می شود اگر رئالیتی ما مجموع تمام رئالیتی های ممکن باشد
توسط چارلی وود
قسمت سوم
◄ مجموع همه رایپل ها sum of all ripples
فیزیکدانان به زودی ذرات را به عنوان برانگیختگی excitation میدانهای کوانتومی درک کردند - موجوداتی که در هر نقطه ، فضا را با مقادیری پر میکنند. هرگاه که یک ذره احتمال جابجایی از مکانی به مکان دیگر در مسیرهای مختلف داشته باشد، یک میدان میتواند در امتداد تمام مسیر ها ، موج بزند.
خوشبختانه، انتگرال مسیر برای میدان های کوانتومی نیز کار می کند. جرالد دان، فیزیکدان ذرات در دانشگاه کانکتیکات، گفت: معلوم است که چه باید کرد. به جای همه مسیرها ، روی تمام تنظیمات میدان های خود را جمع کنید. ترتیبات اولیه و نهایی میدان را شناسایی کنید، سپس تمام سوابق احتمالی را که آنها را به هم مرتبط میکند، در نظر میگیرید.
خود فاینمن برای توسعه یک نظریه کوانتومی میدان الکترومغناطیسی در سال 1949 به انتگرال مسیر تکیه کرد. دیگران نیز چگونگی محاسبه اعمال و دامنههای میدانهای دیگر نیروها و ذرات را بررسی کردند. هنگامی که فیزیکدانان مدرن نتیجه یک برخورد در برخورد دهنده بزرگ هادرون در اروپا را پیش بینی می کنند، انتگرال مسیر زیربنای بسیاری از محاسبات آنها است. فروشگاه هدیه در آنجا حتی یک لیوان قهوه می فروشد که معادله ای را نشان می دهد که می تواند برای محاسبه المنت اصلی انتگرال مسیر استفاده شود: کنش آشنای میدان های کوانتومی .
دان گفت: این برای فیزیک کوانتومی کاملاً بنیادین است.
علیرغم پیروزی در فیزیک، انتگرال مسیر، ریاضیدانان را مضطرب می کند. حتی یک ذره ساده که در فضا حرکت می کند مسیرهای بی نهایت زیادی دارد. میدان ها بدتر هستند، با مقادیری که می توانند به بینهایت روش در بینهایت مکان های مختلف تغییر کنند. فیزیکدانان تکنیکهای هوشمندانهای برای مقابله با این بینهایتها دارند، اما ریاضیدانان استدلال میکنند که انتگرال هرگز برای کار در چنین محیط بینهایتی طراحی نشده است.
ین چین اونگ، فیزیکدان نظری در دانشگاه یانگژو در چین که پیشینه ای در ریاضیات دارد، گفت: «این مانند جادوی سیاه است. برای ریاضیدانان کارکردن با چیزهای غیر واضح راحت نیست ».
با این حال نتایجی به دست میآورند که قابل قبول است. فیزیکدانان حتی موفق شده اند انتگرال مسیر نیروی قوی را تخمین بزنند، برهمکنش فوق العاده پیچیده ای که ذرات را در هسته اتم کنار هم نگه می دارد. آنها از دو هک اصلی برای این کار استفاده کردند. اول، آنها زمان را به یک عدد موهومی تبدیل کردند، یک ترفند شگفت که دامنه ها را به اعداد واقعی تبدیل می کند. سپس پیوستار فضا-زمان نامتناهی را به عنوان یک شبکه متناهی تقریب زدند. تمرینکنندگان این رویکرد نظریه میدان کوانتومی «شبکه» میتوانند از انتگرال مسیر برای محاسبه ویژگیهای پروتونها و سایر ذرات که نیروی قوی را احساس میکنند، استفاده کنند، و با غلبه بر ریاضیات ناهموار، پاسخهای محکمی را که با آزمایشها منطبق است، دریافت کنند.
دان گفت: «برای کسی مثل من در فیزیک ذرات، این شواهدی از کارآیی ست.»
🆔 @phys_Q
توسط چارلی وود
قسمت سوم
◄ مجموع همه رایپل ها sum of all ripples
فیزیکدانان به زودی ذرات را به عنوان برانگیختگی excitation میدانهای کوانتومی درک کردند - موجوداتی که در هر نقطه ، فضا را با مقادیری پر میکنند. هرگاه که یک ذره احتمال جابجایی از مکانی به مکان دیگر در مسیرهای مختلف داشته باشد، یک میدان میتواند در امتداد تمام مسیر ها ، موج بزند.
خوشبختانه، انتگرال مسیر برای میدان های کوانتومی نیز کار می کند. جرالد دان، فیزیکدان ذرات در دانشگاه کانکتیکات، گفت: معلوم است که چه باید کرد. به جای همه مسیرها ، روی تمام تنظیمات میدان های خود را جمع کنید. ترتیبات اولیه و نهایی میدان را شناسایی کنید، سپس تمام سوابق احتمالی را که آنها را به هم مرتبط میکند، در نظر میگیرید.
خود فاینمن برای توسعه یک نظریه کوانتومی میدان الکترومغناطیسی در سال 1949 به انتگرال مسیر تکیه کرد. دیگران نیز چگونگی محاسبه اعمال و دامنههای میدانهای دیگر نیروها و ذرات را بررسی کردند. هنگامی که فیزیکدانان مدرن نتیجه یک برخورد در برخورد دهنده بزرگ هادرون در اروپا را پیش بینی می کنند، انتگرال مسیر زیربنای بسیاری از محاسبات آنها است. فروشگاه هدیه در آنجا حتی یک لیوان قهوه می فروشد که معادله ای را نشان می دهد که می تواند برای محاسبه المنت اصلی انتگرال مسیر استفاده شود: کنش آشنای میدان های کوانتومی .
دان گفت: این برای فیزیک کوانتومی کاملاً بنیادین است.
علیرغم پیروزی در فیزیک، انتگرال مسیر، ریاضیدانان را مضطرب می کند. حتی یک ذره ساده که در فضا حرکت می کند مسیرهای بی نهایت زیادی دارد. میدان ها بدتر هستند، با مقادیری که می توانند به بینهایت روش در بینهایت مکان های مختلف تغییر کنند. فیزیکدانان تکنیکهای هوشمندانهای برای مقابله با این بینهایتها دارند، اما ریاضیدانان استدلال میکنند که انتگرال هرگز برای کار در چنین محیط بینهایتی طراحی نشده است.
ین چین اونگ، فیزیکدان نظری در دانشگاه یانگژو در چین که پیشینه ای در ریاضیات دارد، گفت: «این مانند جادوی سیاه است. برای ریاضیدانان کارکردن با چیزهای غیر واضح راحت نیست ».
با این حال نتایجی به دست میآورند که قابل قبول است. فیزیکدانان حتی موفق شده اند انتگرال مسیر نیروی قوی را تخمین بزنند، برهمکنش فوق العاده پیچیده ای که ذرات را در هسته اتم کنار هم نگه می دارد. آنها از دو هک اصلی برای این کار استفاده کردند. اول، آنها زمان را به یک عدد موهومی تبدیل کردند، یک ترفند شگفت که دامنه ها را به اعداد واقعی تبدیل می کند. سپس پیوستار فضا-زمان نامتناهی را به عنوان یک شبکه متناهی تقریب زدند. تمرینکنندگان این رویکرد نظریه میدان کوانتومی «شبکه» میتوانند از انتگرال مسیر برای محاسبه ویژگیهای پروتونها و سایر ذرات که نیروی قوی را احساس میکنند، استفاده کنند، و با غلبه بر ریاضیات ناهموار، پاسخهای محکمی را که با آزمایشها منطبق است، دریافت کنند.
دان گفت: «برای کسی مثل من در فیزیک ذرات، این شواهدی از کارآیی ست.»
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هم اکنون #بروکسل
در یک همبستگی عقلانی، یکصدا و همقدم فریاد میزنیم که سپاه دشمن همه ماست و باید در لیست سازمانهای تروریستی قرار بگیرد؛چراکه خوب میدانیم با هر روز ادامە این تبهکاران سرزمین مادریمان یک قدم به ورطەی بیبازگشت نزدیکتر میشود.
🆔 @phys_Q
در یک همبستگی عقلانی، یکصدا و همقدم فریاد میزنیم که سپاه دشمن همه ماست و باید در لیست سازمانهای تروریستی قرار بگیرد؛چراکه خوب میدانیم با هر روز ادامە این تبهکاران سرزمین مادریمان یک قدم به ورطەی بیبازگشت نزدیکتر میشود.
🆔 @phys_Q
👍9❤3🔥1
🟣 چه می شود اگر رئالیتی ما مجموع تمام رئالیتی های ممکن باشد
توسط چارلی وود
قسمت چهارم و پایانی
◄ فضا-زمان = مجموع چه چیزی؟ Space-Time = The Sum of What?
با این حال، بزرگترین راز در فیزیک بنیادی، فراتر از دسترس اکسپرینس قرار دارد. فیزیکدانان مایلند ماهیت کوانتومی نیروی گرانش را درک کنند. در سال 1915، آلبرت اینشتین گرانش را به عنوان نتیجه کورویچر curve موجود در فابریک fabric فضا-زمان spacetime زمان بازنویسی کرد. تئوری وی نشان داد که اندازه گیری measuring معیار های طول و تیک کلاک clock ( زمان و مکان) از مکانی به مکان دیگر تغییر می کند - به عبارت دیگر فضا-زمان یک میدان شکل پذیر malleable است. میدانهای دیگر ماهیت کوانتومی دارند، بنابراین بیشتر فیزیکدانها انتظار دارند که فضا-زمان نیز چنین باشد، و انتگرال مسیر باید این رفتار را نشان دهد.
فلسفه فاینمن روشن است: فیزیکدانان باید تمام اشکال ممکن فضا-زمان را جمع کنند. اما وقتی شکل فضا و زمان را در نظر می گیریم، چه چیزی دقیقا محتمل است؟
فضا-زمان ممکن است به طور قابل ملاحظه ای تقسیم split یا تفکیک شود، برای مثال، یک مکان از مکان دیگر تفکیک شود. یا ممکن است توسط تیوب هایی - کرمچالهها - که مکانها را به هم کانکت میکند ، پانچ punctured شود . معادلات اینشتین اجازه چنین اشکال عجیب و غریبی را می دهد، اما تغییراتی را که منجر به آنها می شود ممنوع می کند. جر خوردن rips یا ادغام merge می تواند علیت causality را نقض کند و پارادوکس های سفر در زمان را پر رنگ کند. هیچ کس از احتمال مشارکت فضا-زمان و گرانش در کنش های بی پرواتر در سطح کوانتومی اطلاعی ندارد ، بنابراین فیزیکدانان نمی دانند که آیا فضا-زمان های پنیر سوئیسی را با "انتگرال مسیر گرانشی" توصیف کنند یا خیر.
یکی از کمپین ها گمان میکند که همه چیز وارد میشود. برای مثال، استیون هاوکینگ، انتگرال مسیری را راهاندازی کرد که پارگی ها rips ، کرمچالهها، دوناتها و سایر تغییرات «توپولوژیکی» خشن بین اشکال فضا را در خود جای میدهد. او روی هک اعداد موهومی برای زمان ، جهت آسانتر کردن ریاضیات تکیه کرد. موهومی سازی imaginary زمان به طور تاثیرگذاری آن را به بعد دیگری از فضا تبدیل می کند. ( بی ارتباط با مدل شاتل کاک نیست) درین ورطه بیزمانی timeless ، هیچ مفهوم علیتی از یونیورس های استخراج شده از کرمچاله وجود ندارد . هاوکینگ از این مسیر بی زمان timeless «اقلیدسی» استفاده کرد تا استدلال کند که زمان از مهبانگ آغاز شده است و بلوکهای سازنده فضا-زمان درون یک سیاهچاله را شمارش میکند. اخیراً، محققان از رویکرد اقلیدسی استفاده کردند تا استدلال کنند که اطلاعات از سیاهچالههای در حال مرگ به بیرون درز میکند.
سایمون راس، نظریهپرداز گرانش کوانتومی در دانشگاه دورهام، میگوید: " بهنظر میرسد این دیدگاه غنیتر باشد». انتگرال مسیر گرانشی، که شامل تمام توپولوژی ها تعریف شده است، دارای برخی ویژگی های زیبا ست که ما هنوز به طور کامل آن را درک نکرده ایم."
اما چشم انداز غنی تر بهایی دارد. برخی از فیزیکدانان از حذف یک عنصر سنگین رئالیتی ، مانند زمان بیزارند. لول گفت که انتگرال مسیر اقلیدسی «واقعاً کاملاً غیر فیزیکی است».
کمپین وی تلاش میکند تا زمان را در انتگرال مسیر نگه دارد، و آن را در فضا-زمانی که ما میشناسیم و دوست داریم، قرار میدهد، جایی که علت ها causes صراحتا مقدم بر معلول ها هستند. پس از گذراندن سالها برای توسعه راههایی برای تقریب انتگرال مسیر قدرتمندتر، لول نکاتی یافته که این رویکرد را کارآ تر می کند . برای مثال، در یک مقاله، او دستهای از شکلهای استاندارد فضا-زمان را جمع کردند (تقریباً همه به صورت لحافی از مثلثهای کوچک اند) و چیزی شبیه یونیورس ما به دست آوردند - که معادل فضا-زمان برای نشان دادن حرکت ذرات در لاین های مستقیم هستند.
و دیگران در حال پیشبرد مسیر تایملس هستند که فضا-زمان و گرانش به همراه تمام تغییرات توپولوژیکی در آن گنجانده شده است. در سال 2019، محققان صراحتا فول full انتگرال را تعریف کردند - نه فقط یک تقریب - برای یونیورس های دوبعدی، بلکه با استفاده از ابزارهای ریاضی که مفهوم فیزیکی آن را گل آلودتر کرد. چنین کاری این تصور را در بین فیزیکدانان و ریاضیدانان عمیق تر می کند که انتگرال مسیر دارای ارزش تحت کنترل است. اونگ گفت: «شاید هنوز ما هنوز انتگرالهای مسیر را به خوبی تعریف نکردهایم، اما بطور بنیادی فکر میکنم این بیانگر اهمیت زمان است.»
🆔 @phys_Q
توسط چارلی وود
قسمت چهارم و پایانی
◄ فضا-زمان = مجموع چه چیزی؟ Space-Time = The Sum of What?
با این حال، بزرگترین راز در فیزیک بنیادی، فراتر از دسترس اکسپرینس قرار دارد. فیزیکدانان مایلند ماهیت کوانتومی نیروی گرانش را درک کنند. در سال 1915، آلبرت اینشتین گرانش را به عنوان نتیجه کورویچر curve موجود در فابریک fabric فضا-زمان spacetime زمان بازنویسی کرد. تئوری وی نشان داد که اندازه گیری measuring معیار های طول و تیک کلاک clock ( زمان و مکان) از مکانی به مکان دیگر تغییر می کند - به عبارت دیگر فضا-زمان یک میدان شکل پذیر malleable است. میدانهای دیگر ماهیت کوانتومی دارند، بنابراین بیشتر فیزیکدانها انتظار دارند که فضا-زمان نیز چنین باشد، و انتگرال مسیر باید این رفتار را نشان دهد.
فلسفه فاینمن روشن است: فیزیکدانان باید تمام اشکال ممکن فضا-زمان را جمع کنند. اما وقتی شکل فضا و زمان را در نظر می گیریم، چه چیزی دقیقا محتمل است؟
فضا-زمان ممکن است به طور قابل ملاحظه ای تقسیم split یا تفکیک شود، برای مثال، یک مکان از مکان دیگر تفکیک شود. یا ممکن است توسط تیوب هایی - کرمچالهها - که مکانها را به هم کانکت میکند ، پانچ punctured شود . معادلات اینشتین اجازه چنین اشکال عجیب و غریبی را می دهد، اما تغییراتی را که منجر به آنها می شود ممنوع می کند. جر خوردن rips یا ادغام merge می تواند علیت causality را نقض کند و پارادوکس های سفر در زمان را پر رنگ کند. هیچ کس از احتمال مشارکت فضا-زمان و گرانش در کنش های بی پرواتر در سطح کوانتومی اطلاعی ندارد ، بنابراین فیزیکدانان نمی دانند که آیا فضا-زمان های پنیر سوئیسی را با "انتگرال مسیر گرانشی" توصیف کنند یا خیر.
یکی از کمپین ها گمان میکند که همه چیز وارد میشود. برای مثال، استیون هاوکینگ، انتگرال مسیری را راهاندازی کرد که پارگی ها rips ، کرمچالهها، دوناتها و سایر تغییرات «توپولوژیکی» خشن بین اشکال فضا را در خود جای میدهد. او روی هک اعداد موهومی برای زمان ، جهت آسانتر کردن ریاضیات تکیه کرد. موهومی سازی imaginary زمان به طور تاثیرگذاری آن را به بعد دیگری از فضا تبدیل می کند. ( بی ارتباط با مدل شاتل کاک نیست) درین ورطه بیزمانی timeless ، هیچ مفهوم علیتی از یونیورس های استخراج شده از کرمچاله وجود ندارد . هاوکینگ از این مسیر بی زمان timeless «اقلیدسی» استفاده کرد تا استدلال کند که زمان از مهبانگ آغاز شده است و بلوکهای سازنده فضا-زمان درون یک سیاهچاله را شمارش میکند. اخیراً، محققان از رویکرد اقلیدسی استفاده کردند تا استدلال کنند که اطلاعات از سیاهچالههای در حال مرگ به بیرون درز میکند.
سایمون راس، نظریهپرداز گرانش کوانتومی در دانشگاه دورهام، میگوید: " بهنظر میرسد این دیدگاه غنیتر باشد». انتگرال مسیر گرانشی، که شامل تمام توپولوژی ها تعریف شده است، دارای برخی ویژگی های زیبا ست که ما هنوز به طور کامل آن را درک نکرده ایم."
اما چشم انداز غنی تر بهایی دارد. برخی از فیزیکدانان از حذف یک عنصر سنگین رئالیتی ، مانند زمان بیزارند. لول گفت که انتگرال مسیر اقلیدسی «واقعاً کاملاً غیر فیزیکی است».
کمپین وی تلاش میکند تا زمان را در انتگرال مسیر نگه دارد، و آن را در فضا-زمانی که ما میشناسیم و دوست داریم، قرار میدهد، جایی که علت ها causes صراحتا مقدم بر معلول ها هستند. پس از گذراندن سالها برای توسعه راههایی برای تقریب انتگرال مسیر قدرتمندتر، لول نکاتی یافته که این رویکرد را کارآ تر می کند . برای مثال، در یک مقاله، او دستهای از شکلهای استاندارد فضا-زمان را جمع کردند (تقریباً همه به صورت لحافی از مثلثهای کوچک اند) و چیزی شبیه یونیورس ما به دست آوردند - که معادل فضا-زمان برای نشان دادن حرکت ذرات در لاین های مستقیم هستند.
و دیگران در حال پیشبرد مسیر تایملس هستند که فضا-زمان و گرانش به همراه تمام تغییرات توپولوژیکی در آن گنجانده شده است. در سال 2019، محققان صراحتا فول full انتگرال را تعریف کردند - نه فقط یک تقریب - برای یونیورس های دوبعدی، بلکه با استفاده از ابزارهای ریاضی که مفهوم فیزیکی آن را گل آلودتر کرد. چنین کاری این تصور را در بین فیزیکدانان و ریاضیدانان عمیق تر می کند که انتگرال مسیر دارای ارزش تحت کنترل است. اونگ گفت: «شاید هنوز ما هنوز انتگرالهای مسیر را به خوبی تعریف نکردهایم، اما بطور بنیادی فکر میکنم این بیانگر اهمیت زمان است.»
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
#پیوست
🟣فیزیکدان بریتانیایی پل دیراک، سمت چپ، مکانیک کوانتومی را در سال 1933 به گونهای طراحی کرد که کل هیستوری کلّی یا مسیر یک ذره را به جای تکامل لحظه به لحظه آن در نظر بگیرد. فیزیکدان آمریکایی، ریچارد فاینمن، بصورت دقیق ، این ایده را پذیرفت و آن را اجرا کرد و انتگرال مسیر را در سال 1948 توسعه داد.
🆔 @phys_Q
🟣فیزیکدان بریتانیایی پل دیراک، سمت چپ، مکانیک کوانتومی را در سال 1933 به گونهای طراحی کرد که کل هیستوری کلّی یا مسیر یک ذره را به جای تکامل لحظه به لحظه آن در نظر بگیرد. فیزیکدان آمریکایی، ریچارد فاینمن، بصورت دقیق ، این ایده را پذیرفت و آن را اجرا کرد و انتگرال مسیر را در سال 1948 توسعه داد.
🆔 @phys_Q
👍4
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 How Our Reality May Be a Sum of All Possible Realities
انتگرال مسیر، که در سال 1948 توسط ریچارد فاینمن ابداع شد، با جمع کردن دامنه های کوانتومی آشفته با نادید گرفتن بی اهمیت ها ، به نتایجی می رسد که فراتر از هر اختلاف نظری ست ( جای چانه زنی ندارد) . ین چین اونگ، ریاضیدانی که فیزیکدان شده است، گفت: " این [ path integral ] مانند black magic است.
انتگرال مسیر بجای در نظر گرفتن تکامل لحظه به لحظه برای پارتیکل ، یک هیستوری کلّی برای آن در نظر میگیرد . اما چگونه میتوان تعداد بینهایت مسیر منحنی را به یک خط مستقیم اضافه کرد؟ هر مسیری را که طی می کنید، کنش آن را محاسبه میکنید (زمان و انرژی لازم برای پیمودن مسیر)، و از آن عددی به نام دامنه بدست آورید که به شما می گوید چقدر احتمال دارد یک ذره آن مسیر را طی کند. سپس تمام دامنهها را جمع میکنید تا دامنه کل ذرهای که از اینجا به آنجا میرود را به دست آورید - این یعنی انتگرالی از همه مسیرها.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9424
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9462
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9466
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9469
#پیوست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9470
انتگرال مسیر، که در سال 1948 توسط ریچارد فاینمن ابداع شد، با جمع کردن دامنه های کوانتومی آشفته با نادید گرفتن بی اهمیت ها ، به نتایجی می رسد که فراتر از هر اختلاف نظری ست ( جای چانه زنی ندارد) . ین چین اونگ، ریاضیدانی که فیزیکدان شده است، گفت: " این [ path integral ] مانند black magic است.
انتگرال مسیر بجای در نظر گرفتن تکامل لحظه به لحظه برای پارتیکل ، یک هیستوری کلّی برای آن در نظر میگیرد . اما چگونه میتوان تعداد بینهایت مسیر منحنی را به یک خط مستقیم اضافه کرد؟ هر مسیری را که طی می کنید، کنش آن را محاسبه میکنید (زمان و انرژی لازم برای پیمودن مسیر)، و از آن عددی به نام دامنه بدست آورید که به شما می گوید چقدر احتمال دارد یک ذره آن مسیر را طی کند. سپس تمام دامنهها را جمع میکنید تا دامنه کل ذرهای که از اینجا به آنجا میرود را به دست آورید - این یعنی انتگرالی از همه مسیرها.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9424
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9462
قسمت سوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9466
قسمت چهارم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9469
#پیوست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9470
👍1
🟣 It's necessary to fall in love with a theory , And, like falling in love with a woman, it is only possible if you do not know much about her, so you cannot see her faults. The faults will become apparent later, but after the love is strong enough to hold you to her .
باید عاشق یک نظریه شد، و مانند عشق به یک زن، فقط زمانی ممکن است که چیز زیادی در مورد او ندانید، بنابراین نمی توانید عیوب او را ببینید. عیبها بعداً ، پس از آنکه عشق آنقدر قوی شد که شما را در کنار وی نگاه دارد ، پدیدار می شوند.
NOBLE prize Lecture
- picture Richard & Arline feynman
🆔 @phys_Q
باید عاشق یک نظریه شد، و مانند عشق به یک زن، فقط زمانی ممکن است که چیز زیادی در مورد او ندانید، بنابراین نمی توانید عیوب او را ببینید. عیبها بعداً ، پس از آنکه عشق آنقدر قوی شد که شما را در کنار وی نگاه دارد ، پدیدار می شوند.
NOBLE prize Lecture
- picture Richard & Arline feynman
🆔 @phys_Q
❤3
🟣 "کوپلینگ کیهانی" - شواهد جدید سیاهچاله ها را به عنوان منبع انرژی تاریک هدف گرفته اند.
قسمت نخست
با جستجوی دادههای موجود در طول 9 میلیارد سال، تیمی از محققان به رهبری دانشمندان دانشگاه هاوایی در مانوآ اولین شواهدی از "کاسمولوژیکال کوپلینگ " - پدیدهای جدید پیشبینیشده در نظریه گرانش انیشتین را کشف کردند که تنها زمانی امکانپذیر است که سیاهچالهها درون یک یونیورس در حال تکامل قرار گرفته باشند.
اخترفیزیکدانان دانکن فارا و کوین کروکر این مطالعه جاه طلبانه را رهبری کردند و تخصص هاوایی در تکامل کهکشان ها و نظریه گرانش را با تجربیات مشاهده و آنالیز محققان در 9 کشور ترکیب کردند تا اولین بینش را در مورد آنچه ممکن است درون سیاهچاله های واقعی وجود داشته باشد ارائه دهند.
کروکر گفت: «وقتی LIGO در اواخر سال 2015 نخستین ادغام جفت سیاهچالهها را شنید، همه چیز تغییر کرد. این سیگنال با پیشبینیهای روی کاغذ مطابقت بسیار خوبی داشت، اما آیا این پیشبینیها را به میلیونها یا میلیاردها سال تعمیم داد؟ آیا مدل سیاهچاله ای را با یونیورس در حال انبساط تطبیق می دهد؟ اصلاً مشخص نبود که چگونه باید این کار را انجام دهیم.»
این تیم اخیراً دو مقاله، یکی در The Astrophysical Journal و دیگری در The Astrophysical Journal Letters منتشر کرده است که سیاهچاله های کلانجرم را در قلب کهکشان های باستانی و خفته مطالعه می کند.
محققان کهکشان های بیضوی مانند مسیه را مطالعه کردند
اولین مقاله نشان داد که این سیاهچالهها در طی میلیاردها سال بهگونهای جرم پیدا میکنند که به راحتی نمیتوان آن را با فرآیندهای استاندارد کهکشانها و سیاهچالهها، مانند ادغام یا تجمع گاز توضیح داد.
مقاله دوم نشان میدهد که رشد جرم این سیاهچالهها با پیشبینیهای سیاهچالههایی مطابقت دارد که نه تنها از نظر کیهانشناسی جفت میشوند، بلکه انرژی خلاء را نیز در بر میگیرند - چیزی که از فشردن ماده تا حد امکان بدون نقض معادلات اینشتین، در نتیجه از تکینگی singularity اجتناب میکند.
در نبود تکینگیها، این مقاله نشان میدهد که انرژی خلاء ترکیب شده با سیاهچالهها که در مرگ اولین ستارههای یونیورس تولید میشود، با مقدار اندازهگیری شده انرژی تاریک در یونیورس ما مطابقت دارد.
فارا farrah ، نویسنده اصلی، گفت: «ما واقعاً دو چیز را در یک مقاله میگوییم: شواهدی وجود دارد که راهحلهای رایج سیاهچاله در مقیاس زمانی طولانی برای شما کار نمیکنند، و ما اولین منبع اخترفیزیکی پیشنهادی برای انرژی تاریک را داریم.
این اندازهگیریهای جدید، اگر با شواهد بیشتر پشتیبانی شوند، درک ما از چیستی سیاهچاله ها را بازتعریف خواهند کرد.
◄نه میلیارد سال پیش
در اولین مطالعه، تیم تعیین کرد که چگونه از اندازه گیری های موجود سیاهچاله ها برای جست و جوی کاسمولوژیکال کوپلینگ استفاده کنند.
فرح گفت: «علاقه من به این پروژه واقعاً از علاقه عمومی به تلاش برای تعیین شواهد رصدی که از مدلی برای سیاهچالهها پشتیبانی میکند که بدون توجه به مدت زمانی که به آنها نگاه میکنید کار میکند، نشات گرفته. به طور کلی انجام این کار بسیار بسیار دشوار است، زیرا سیاهچالهها فوقالعاده کوچک هستند، رصد مستقیم آنها فوقالعاده دشوار است و فاصله زیادی با آنها وجود دارد.»
🆔 @phys_Q
🟣محققان کهکشان های بیضوی مانند مسیه 59 را مطالعه کردند تا تعیین کنند آیا جرم سیاهچاله های مرکزی آنها در 9 میلیارد سال گذشته تغییر کرده است یا خیر. توزیع همواری نور ، ناشی از میلیاردها ستاره است.
Credit: ESA/Hubble & NASA, P. Cote
قسمت نخست
با جستجوی دادههای موجود در طول 9 میلیارد سال، تیمی از محققان به رهبری دانشمندان دانشگاه هاوایی در مانوآ اولین شواهدی از "کاسمولوژیکال کوپلینگ " - پدیدهای جدید پیشبینیشده در نظریه گرانش انیشتین را کشف کردند که تنها زمانی امکانپذیر است که سیاهچالهها درون یک یونیورس در حال تکامل قرار گرفته باشند.
اخترفیزیکدانان دانکن فارا و کوین کروکر این مطالعه جاه طلبانه را رهبری کردند و تخصص هاوایی در تکامل کهکشان ها و نظریه گرانش را با تجربیات مشاهده و آنالیز محققان در 9 کشور ترکیب کردند تا اولین بینش را در مورد آنچه ممکن است درون سیاهچاله های واقعی وجود داشته باشد ارائه دهند.
کروکر گفت: «وقتی LIGO در اواخر سال 2015 نخستین ادغام جفت سیاهچالهها را شنید، همه چیز تغییر کرد. این سیگنال با پیشبینیهای روی کاغذ مطابقت بسیار خوبی داشت، اما آیا این پیشبینیها را به میلیونها یا میلیاردها سال تعمیم داد؟ آیا مدل سیاهچاله ای را با یونیورس در حال انبساط تطبیق می دهد؟ اصلاً مشخص نبود که چگونه باید این کار را انجام دهیم.»
این تیم اخیراً دو مقاله، یکی در The Astrophysical Journal و دیگری در The Astrophysical Journal Letters منتشر کرده است که سیاهچاله های کلانجرم را در قلب کهکشان های باستانی و خفته مطالعه می کند.
محققان کهکشان های بیضوی مانند مسیه را مطالعه کردند
اولین مقاله نشان داد که این سیاهچالهها در طی میلیاردها سال بهگونهای جرم پیدا میکنند که به راحتی نمیتوان آن را با فرآیندهای استاندارد کهکشانها و سیاهچالهها، مانند ادغام یا تجمع گاز توضیح داد.
مقاله دوم نشان میدهد که رشد جرم این سیاهچالهها با پیشبینیهای سیاهچالههایی مطابقت دارد که نه تنها از نظر کیهانشناسی جفت میشوند، بلکه انرژی خلاء را نیز در بر میگیرند - چیزی که از فشردن ماده تا حد امکان بدون نقض معادلات اینشتین، در نتیجه از تکینگی singularity اجتناب میکند.
در نبود تکینگیها، این مقاله نشان میدهد که انرژی خلاء ترکیب شده با سیاهچالهها که در مرگ اولین ستارههای یونیورس تولید میشود، با مقدار اندازهگیری شده انرژی تاریک در یونیورس ما مطابقت دارد.
فارا farrah ، نویسنده اصلی، گفت: «ما واقعاً دو چیز را در یک مقاله میگوییم: شواهدی وجود دارد که راهحلهای رایج سیاهچاله در مقیاس زمانی طولانی برای شما کار نمیکنند، و ما اولین منبع اخترفیزیکی پیشنهادی برای انرژی تاریک را داریم.
این اندازهگیریهای جدید، اگر با شواهد بیشتر پشتیبانی شوند، درک ما از چیستی سیاهچاله ها را بازتعریف خواهند کرد.
◄نه میلیارد سال پیش
در اولین مطالعه، تیم تعیین کرد که چگونه از اندازه گیری های موجود سیاهچاله ها برای جست و جوی کاسمولوژیکال کوپلینگ استفاده کنند.
فرح گفت: «علاقه من به این پروژه واقعاً از علاقه عمومی به تلاش برای تعیین شواهد رصدی که از مدلی برای سیاهچالهها پشتیبانی میکند که بدون توجه به مدت زمانی که به آنها نگاه میکنید کار میکند، نشات گرفته. به طور کلی انجام این کار بسیار بسیار دشوار است، زیرا سیاهچالهها فوقالعاده کوچک هستند، رصد مستقیم آنها فوقالعاده دشوار است و فاصله زیادی با آنها وجود دارد.»
🆔 @phys_Q
🟣محققان کهکشان های بیضوی مانند مسیه 59 را مطالعه کردند تا تعیین کنند آیا جرم سیاهچاله های مرکزی آنها در 9 میلیارد سال گذشته تغییر کرده است یا خیر. توزیع همواری نور ، ناشی از میلیاردها ستاره است.
Credit: ESA/Hubble & NASA, P. Cote
Telegram
attach 📎
🟣 "کوپلینگ کیهانی" - شواهد جدید سیاهچاله ها را به عنوان منبع انرژی تاریک هدف گرفته اند.
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9475
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9478
#پیوست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9479
Source:
https://scitechdaily.com/cosmological-coupling-new-evidence-points-to-black-holes-as-source-of-dark-energy/
تصور هنری از یک سیاهچاله کلانجرم . کاسمولوژیکال کوپلینگ به سیاهچالهها اجازه میدهد تا بدون مصرف گاز یا ستارگان بزرگ شوند.
Credit : UH Manoa
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9475
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9478
#پیوست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9479
Source:
https://scitechdaily.com/cosmological-coupling-new-evidence-points-to-black-holes-as-source-of-dark-energy/
تصور هنری از یک سیاهچاله کلانجرم . کاسمولوژیکال کوپلینگ به سیاهچالهها اجازه میدهد تا بدون مصرف گاز یا ستارگان بزرگ شوند.
Credit : UH Manoa
🟣 "کوپلینگ کیهانی" - شواهد جدید سیاهچاله ها را به عنوان منبع انرژی تاریک هدف گرفته اند.
قسمت دوم
مشاهده سیاهچاله ها در بازه های زمانی طولانی نیز دشوار است. مشاهدات را می توان در چند ثانیه یا حداکثر ده ها سال انجام داد - زمان کافی برای تشخیص اینکه چگونه یک سیاهچاله ممکن است در طول عمر کیهان تغییر کند، کافی نیست. دیدن چگونگی تغییر سیاهچاله ها در مقیاس میلیاردها سال کار بزرگتری است.
شما باید تکثری از سیاهچاله ها را شناسایی کرده و توزیع جرم آنها را میلیاردها سال پیش شناسایی کنید. گرگوری تارله، فیزیکدان دانشگاه میشیگان، یکی از نویسندگان این مقاله، میگوید: «نتیجتا باید همان تکثر یا تکثری مرتبط با اجداد باستانی را در حال حاضر ببینید و دوباره بتوانید جرم آنها را اندازهگیری کنید. انجام این کار واقعاً دشوار است.»
از آنجایی که کهکشانها میتوانند میلیاردها سال عمر داشته باشند و بیشتر کهکشانها حاوی سیاهچالههای پرجرم هستند، تیم متوجه شد که کهکشانها کلید را در دست دارند، اما انتخاب انواع درست کهکشانها ضروری بود.
سارا پتی، یکی از نویسندگان این مطالعه، کارشناس کهکشانی در NorthWest Research Associates میگوید: «رفتارهای مختلفی برای سیاهچالهها در کهکشانها تنها بطور شفاهی اندازهگیری شده بود، و در واقع هیچ اتفاق نظری وجود نداشت. ما به این نتیجه رسیدیم که تنها با تمرکز بر سیاهچالهها در کهکشانهای در حال تکامل بیضوی ، میتوانیم به مرتب کردن این چیز کمک کنیم.»
اگر رشد جرم سیاهچالهها فقط از طریق برافزایش یا ادغام اتفاق میافتاد، تغییر محسوس جرم این سیاهچالهها انتظار نمیرفت . با این حال، اگر سیاهچاله ها با کوپلینگ به یونیورس در حال انبساط جرم پیدا کنند، کهکشان های بیضوی شکل غیرفعال ممکن است این پدیده را آشکار کنند.
محققان دریافتند که هر چه بیشتر در زمان نگاه میکنند، جرم سیاهچالهها نسبت به جرم امروزی کوچکتر است. این تغییرات بزرگ بودند: سیاهچالههای امروزی بین 7 تا 20 برابر بزرگتر از 9 میلیارد سال پیش بودند – به اندازهای بزرگ که محققان گمان میکردند کاسمولوژیکال کاپلینگ میتواند عامل آن باشد.
«در اینجا یک تشبیه اسباب بازی وجود دارد. میتوانید سیاهچالهای مثل یک نوار لاستیکی را در نظر بگیرید که با انبساط یونیورس همراه با کیهان کشیده میشود. و با کشش، انرژی آن افزایش می یابد. E = mc² انیشتین به شما می گوید که جرم و انرژی هم ارز هستند، بنابراین جرم سیاهچاله نیز افزایش می یابد. میزان افزایش جرم به اندازه بستگی دارد، متغیری که محققان آن را k می نامند.»
هرچه نوار لاستیکی سفتتر باشد، کشش آن سختتر است، بنابراین هنگام کشیده شدن انرژی بیشتری خواهد داشت.
از آنجایی که رشد جرم سیاهچاله ها از کاسمولوژیکال کاپلینگ به اندازه یونیورس بستگی دارد و یونیورس در گذشته کوچکتر بوده ، سیاهچاله ها در مطالعه اول باید به اندازه صحیح جرم کمتری داشته باشند تا توضیح کوپلینگ کیهانی کار کند. .
این تیم پنج جمعیت مختلف سیاهچاله را در سه مجموعه مختلف از کهکشانهای بیضوی بررسی کردند که از زمانی که یونیورس تقریباً نیم و یک سوم اندازه کنونی خود بود ، در نظر گرفته شده است. در هر مقایسه، آنها اندازه گیری کردند که k تقریباً 3 مثبت است.
◄اولین پیوند رصدی
در سال 2019، این مقدار برای سیاهچالههایی که بجای تکینگی حاوی انرژی خلاء هستند، توسط کروکر، دانشجوی آن زمان، و جوئل وینر، استاد ریاضیات UH Manoa، پیشبینی شد.
کروکر افزود: «این اندازهگیری، که توضیح میدهد چرا یونیورس در حال حاضر شتاب میگیرد، نمایی زیبا از قدرت واقعی گرانش اینشتین میدهد. گروهی از آواهای کوچک که در سراسر یونیورس پخش شده اند می توانند با هم کار کنند تا کل یونیورس را هدایت کنند. چقدر باحاله؟"
🆔 @phys_Q
قسمت دوم
مشاهده سیاهچاله ها در بازه های زمانی طولانی نیز دشوار است. مشاهدات را می توان در چند ثانیه یا حداکثر ده ها سال انجام داد - زمان کافی برای تشخیص اینکه چگونه یک سیاهچاله ممکن است در طول عمر کیهان تغییر کند، کافی نیست. دیدن چگونگی تغییر سیاهچاله ها در مقیاس میلیاردها سال کار بزرگتری است.
شما باید تکثری از سیاهچاله ها را شناسایی کرده و توزیع جرم آنها را میلیاردها سال پیش شناسایی کنید. گرگوری تارله، فیزیکدان دانشگاه میشیگان، یکی از نویسندگان این مقاله، میگوید: «نتیجتا باید همان تکثر یا تکثری مرتبط با اجداد باستانی را در حال حاضر ببینید و دوباره بتوانید جرم آنها را اندازهگیری کنید. انجام این کار واقعاً دشوار است.»
از آنجایی که کهکشانها میتوانند میلیاردها سال عمر داشته باشند و بیشتر کهکشانها حاوی سیاهچالههای پرجرم هستند، تیم متوجه شد که کهکشانها کلید را در دست دارند، اما انتخاب انواع درست کهکشانها ضروری بود.
سارا پتی، یکی از نویسندگان این مطالعه، کارشناس کهکشانی در NorthWest Research Associates میگوید: «رفتارهای مختلفی برای سیاهچالهها در کهکشانها تنها بطور شفاهی اندازهگیری شده بود، و در واقع هیچ اتفاق نظری وجود نداشت. ما به این نتیجه رسیدیم که تنها با تمرکز بر سیاهچالهها در کهکشانهای در حال تکامل بیضوی ، میتوانیم به مرتب کردن این چیز کمک کنیم.»
اگر رشد جرم سیاهچالهها فقط از طریق برافزایش یا ادغام اتفاق میافتاد، تغییر محسوس جرم این سیاهچالهها انتظار نمیرفت . با این حال، اگر سیاهچاله ها با کوپلینگ به یونیورس در حال انبساط جرم پیدا کنند، کهکشان های بیضوی شکل غیرفعال ممکن است این پدیده را آشکار کنند.
محققان دریافتند که هر چه بیشتر در زمان نگاه میکنند، جرم سیاهچالهها نسبت به جرم امروزی کوچکتر است. این تغییرات بزرگ بودند: سیاهچالههای امروزی بین 7 تا 20 برابر بزرگتر از 9 میلیارد سال پیش بودند – به اندازهای بزرگ که محققان گمان میکردند کاسمولوژیکال کاپلینگ میتواند عامل آن باشد.
«در اینجا یک تشبیه اسباب بازی وجود دارد. میتوانید سیاهچالهای مثل یک نوار لاستیکی را در نظر بگیرید که با انبساط یونیورس همراه با کیهان کشیده میشود. و با کشش، انرژی آن افزایش می یابد. E = mc² انیشتین به شما می گوید که جرم و انرژی هم ارز هستند، بنابراین جرم سیاهچاله نیز افزایش می یابد. میزان افزایش جرم به اندازه بستگی دارد، متغیری که محققان آن را k می نامند.»
هرچه نوار لاستیکی سفتتر باشد، کشش آن سختتر است، بنابراین هنگام کشیده شدن انرژی بیشتری خواهد داشت.
از آنجایی که رشد جرم سیاهچاله ها از کاسمولوژیکال کاپلینگ به اندازه یونیورس بستگی دارد و یونیورس در گذشته کوچکتر بوده ، سیاهچاله ها در مطالعه اول باید به اندازه صحیح جرم کمتری داشته باشند تا توضیح کوپلینگ کیهانی کار کند. .
این تیم پنج جمعیت مختلف سیاهچاله را در سه مجموعه مختلف از کهکشانهای بیضوی بررسی کردند که از زمانی که یونیورس تقریباً نیم و یک سوم اندازه کنونی خود بود ، در نظر گرفته شده است. در هر مقایسه، آنها اندازه گیری کردند که k تقریباً 3 مثبت است.
◄اولین پیوند رصدی
در سال 2019، این مقدار برای سیاهچالههایی که بجای تکینگی حاوی انرژی خلاء هستند، توسط کروکر، دانشجوی آن زمان، و جوئل وینر، استاد ریاضیات UH Manoa، پیشبینی شد.
کروکر افزود: «این اندازهگیری، که توضیح میدهد چرا یونیورس در حال حاضر شتاب میگیرد، نمایی زیبا از قدرت واقعی گرانش اینشتین میدهد. گروهی از آواهای کوچک که در سراسر یونیورس پخش شده اند می توانند با هم کار کنند تا کل یونیورس را هدایت کنند. چقدر باحاله؟"
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
#پیوست
کهکشان های بیضوی بسیار بزرگ هستند و زود شکل گرفته اند. آنها فسیل مجموعه ای از کهکشان ها هستند. اخترشناسان بر این باورند که ، از این لحاظ که اندازه عظیم با بیش از تریلیونها ستاره قدیمی ، آنها نتیجه برخورد های کهکشانی هستند .
اندازه گیری اندازه کوپلینگ k با مقایسه جرم سیاهچاله در 5 کالکشن گوناگون از کهکشان های بیضوی باستانی با سیاهچاله های موجود در کهکشان های بیضوی امروزی. اندازهگیریها در اطراف k = 3 جمع میشوند، به این معنی که سیاهچالهها به جای تکینگی، انرژی خلاء دارند.
Credit: Farrah, et al. 2023
🆔 @phys_Q
کهکشان های بیضوی بسیار بزرگ هستند و زود شکل گرفته اند. آنها فسیل مجموعه ای از کهکشان ها هستند. اخترشناسان بر این باورند که ، از این لحاظ که اندازه عظیم با بیش از تریلیونها ستاره قدیمی ، آنها نتیجه برخورد های کهکشانی هستند .
اندازه گیری اندازه کوپلینگ k با مقایسه جرم سیاهچاله در 5 کالکشن گوناگون از کهکشان های بیضوی باستانی با سیاهچاله های موجود در کهکشان های بیضوی امروزی. اندازهگیریها در اطراف k = 3 جمع میشوند، به این معنی که سیاهچالهها به جای تکینگی، انرژی خلاء دارند.
Credit: Farrah, et al. 2023
🆔 @phys_Q
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 آسیب شناسی کنید :
یه زن با حجاب دختر بچهای که حجابشو رعایت نکرد رو مورد ضرب و شتم قرار داد.
🆔 @phys_Q
یه زن با حجاب دختر بچهای که حجابشو رعایت نکرد رو مورد ضرب و شتم قرار داد.
🆔 @phys_Q
👎12🤔3👍1🕊1