💢سیاهچاله ها عملا چگونه تبخیر evaporate می شوند؟
قسمت دهم
شبیهسازی نابودی decay سیاهچاله نه تنها منجر به گسیلش تابش میشود، بلکه منجر به نابودی جرم در مدار مرکزی میشود که بیشتر آبجکت ها را پایدار stable نگه میدارد. سیاهچاله ها اجرام ایستا static نیستند، بلکه در طول زمان تغییر می کنند.
بخش بزرگی از توضیح هاوکینگ که درست است این است که در یک زمان کافی ، سیاهچاله ها برای همیشه باقی نمی مانند، بلکه از بین خواهند رفت.
از دست دادن انرژی جرم سیاهچاله مرکزی را کاهش می دهد و در نهایت منجر به تبخیر کامل می شود. تابش هاوکینگ فرآیندی فوقالعاده آهسته است که در آن سیاهچالهای به جرم خورشید ما 10⁶⁷ سال طول میکشد تا تبخیر شود. موردی که در مرکز کهکشان راه شیری قرار دارد به 10⁸⁷ سال نیاز دارد و کلانترین آنها در کیهان ممکن است تا 10¹⁰⁰ سال طول بکشد! و هر زمان که یک سیاهچاله نابود شود، آخرین چیزی که می بینید یک برق درخشان و پرانرژی از تابش و ذرات پر انرژی است.
💢@phys_Q
قسمت دهم
شبیهسازی نابودی decay سیاهچاله نه تنها منجر به گسیلش تابش میشود، بلکه منجر به نابودی جرم در مدار مرکزی میشود که بیشتر آبجکت ها را پایدار stable نگه میدارد. سیاهچاله ها اجرام ایستا static نیستند، بلکه در طول زمان تغییر می کنند.
بخش بزرگی از توضیح هاوکینگ که درست است این است که در یک زمان کافی ، سیاهچاله ها برای همیشه باقی نمی مانند، بلکه از بین خواهند رفت.
از دست دادن انرژی جرم سیاهچاله مرکزی را کاهش می دهد و در نهایت منجر به تبخیر کامل می شود. تابش هاوکینگ فرآیندی فوقالعاده آهسته است که در آن سیاهچالهای به جرم خورشید ما 10⁶⁷ سال طول میکشد تا تبخیر شود. موردی که در مرکز کهکشان راه شیری قرار دارد به 10⁸⁷ سال نیاز دارد و کلانترین آنها در کیهان ممکن است تا 10¹⁰⁰ سال طول بکشد! و هر زمان که یک سیاهچاله نابود شود، آخرین چیزی که می بینید یک برق درخشان و پرانرژی از تابش و ذرات پر انرژی است.
💢@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
💢سیاهچاله ها عملا چگونه تبخیر evaporate می شوند؟
قسمت یازدهم و پایانی
نابودی decay یک سیاهچاله، از طریق تابش هاوکینگ، باید نشانه های قابل مشاهده ای از فوتون ها را در بیشتر عمر آن ایجاد کند. با این حال، در مراحل بسیار پایانی، نرخ تبخیر و انرژی تابش هاوکینگ به این معنی است که پیشبینیهای صریحی برای ذرات و پادذرات وجود دارد که یونیک unique و متمایز از سناریویی هستند که در آن سیاهچالهای شکل نگرفته است.
بله، درست است که تصویر اصلی هاوکینگ از جفت های ذره-پادذره تولید شده در خارج از افق رویداد، با یکی در حال فرار و حمل انرژی در حالی که دیگری سقوط می کند و باعث می شود سیاهچاله جرم خود را از دست بدهد، بسیار ساده شده است تا جایی که کاملاً اشتباه است. . هر چند ، تابش در خارج از سیاهچاله به دلیل این فکت ایجاد می شود که ناظران مختلف نمی توانند در مورد آنچه در فضای به شدت منحنی خارج از سیاهچاله اتفاق می افتد توافق کنند، و اینکه فردی که در فاصله ای دور ساکن است، جریان ثابتی از تابش ترمال جسم سیاه و کم انرژی که از سیاهچاله گسیل می شود، می بیند. انحنای شدید فضا علت نهایی این امر است و منجر به تبخیر و نابودی سیاهچاله ها در یک فرآیند کند می شود .
این مراحل نابودی نهایی، که تا مدت زیادی پس از سوختن نهایی ستاره نگذرد ، رخ نمیدهند، برای آخرین نفس های یونیورس مقدّر شده اند.
وقتی کلانجرمترین سیاهچالهای که تا به حال وجود داشته است سرانجام از بین میرود، این آخرین نفس ، شامل آخرین کوانتومهای جدید انرژی خواهد بود که یونیورس ما، بدآنسان که میشناسیم، ایجاد خواهد کرد.
💢@phys_Q
قسمت یازدهم و پایانی
نابودی decay یک سیاهچاله، از طریق تابش هاوکینگ، باید نشانه های قابل مشاهده ای از فوتون ها را در بیشتر عمر آن ایجاد کند. با این حال، در مراحل بسیار پایانی، نرخ تبخیر و انرژی تابش هاوکینگ به این معنی است که پیشبینیهای صریحی برای ذرات و پادذرات وجود دارد که یونیک unique و متمایز از سناریویی هستند که در آن سیاهچالهای شکل نگرفته است.
بله، درست است که تصویر اصلی هاوکینگ از جفت های ذره-پادذره تولید شده در خارج از افق رویداد، با یکی در حال فرار و حمل انرژی در حالی که دیگری سقوط می کند و باعث می شود سیاهچاله جرم خود را از دست بدهد، بسیار ساده شده است تا جایی که کاملاً اشتباه است. . هر چند ، تابش در خارج از سیاهچاله به دلیل این فکت ایجاد می شود که ناظران مختلف نمی توانند در مورد آنچه در فضای به شدت منحنی خارج از سیاهچاله اتفاق می افتد توافق کنند، و اینکه فردی که در فاصله ای دور ساکن است، جریان ثابتی از تابش ترمال جسم سیاه و کم انرژی که از سیاهچاله گسیل می شود، می بیند. انحنای شدید فضا علت نهایی این امر است و منجر به تبخیر و نابودی سیاهچاله ها در یک فرآیند کند می شود .
این مراحل نابودی نهایی، که تا مدت زیادی پس از سوختن نهایی ستاره نگذرد ، رخ نمیدهند، برای آخرین نفس های یونیورس مقدّر شده اند.
وقتی کلانجرمترین سیاهچالهای که تا به حال وجود داشته است سرانجام از بین میرود، این آخرین نفس ، شامل آخرین کوانتومهای جدید انرژی خواهد بود که یونیورس ما، بدآنسان که میشناسیم، ایجاد خواهد کرد.
💢@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از اخلاق غریزی و ذاتی ست و بخش دیگر به پیچیدگی و نسبیّت عقلانیت است. همچنین اخلاق برابر با عقلانیّت است . کسانی که عقلانیّت شان آنها را از ارتکاب به جنایت باز نمیدارد باید هر چه سریعتر در دارالمجانین با زنجیر مهار شوند .
💢@phys_Q
💢@phys_Q
❤8👍1
جمهوری اسلامی زنان تاثیرگذار کشور را مجبور به مهاجرت کرد و حالا برای کسب مشروعیت دست به دامن جِن گیرها و قاچاقچیان کوکایین لب مرز شیلی شده است
@phys_Q
@phys_Q
👍21🤯2
💢تئوری میدان کوانتومی Quantum Field Theory
ماده و ذرات matter n particles
▫️ وقتی کسی میخواهد در مورد ماده و رفتار آن در یونیورسی متشکل از ذرات فوقالعاده کوچک صحبت کند ، به نظریه میدان کوانتومی می پردازد.
نظریه میدان کوانتومی اجازه درک فیزیک ذرات را در برخی موقعیت ها از قبیل تعداد ذرات ورودی در بخشی از فضا ، نوسان و تغییرات ، تعدادی که در خروجی قرار دارند ، را به ما می دهد .ذرات کوانتاهای میدان های کوانتومی هستند .
نظریه کوانتومی به ما می گوید که در دنیای واقعی ، همه چیز "میدان" است.
ما به طور کلی ، تا اعماق وجود خودمان ، درمیدان های متعدد ، متنوع و با ویژگی های شگفت انگیز غرق شده ایم.
میدان یک مفهوم بنیادین در فیزیک است ، و از هیچ چیز دیگری تشکیل نشده است ، این خود یونیورس واقعی است ، میدانهای انرژی همه آنچیزی هستند که در یونیورس وجود دارد ، اتمها و ساختارهای بزرگ کهکشانی را ایجاد کرده اند.
مغناطیس ، گرانش ، نیروی هسته ای و دیگر پدیده های فیزیکی توسط میدان ها ایجاد می شوند.
شگفت انگیزترین چیز این است که خود ماده ، مفهومی که ما سازنده آن هستیم، شامل مجموعه ای از میدان ها - الکترون ها و پروتون ها است ، که خود از میدان هایی به همین نام ساخته شده یعنی اینکه ما از میدان هایی تشکیل شده ایم که از شهود فراتر می روند. به عبارت دیگر ، ما از مجموعه ای از ذرات کوانتومی غرق شده در میدانهای نامرئی ساخته شده ایم که انرژی ذرات را در سراسر فضای اطراف خود حمل می کنند.
با مفهوم میدان ، چشم انداز ماهیت و منشاء آبجکت ها شگفت آور است و با این توصیف واقعیت عجیب می شود و از 5 حواس ما فراتر می رود.
واقعیت فقط با حضور ماده توضیح داده نمی شود ، بلکه همچنین با تبادل و تعامل بین آبجکت های واقعی و آبجکت های مجازی با میدانهای کوانتومی با انرژی کم توضیح داده می شود.
در جهان کوانتومی همه ذرات مدل استاندارد ، فرمیون ها و بوزون ها ارتعاشاتی را در یک میدان ایجاد می کنند. همچنین مفهوم اساسی عملکرد شتاب دهنده های ذرات مانند برخورد دهنده بزرگ هادرونی ، LHC است.
"وقتی دانشمندان می خواهند ذره ای را ببینند ، باعث ایجاد برخورد هایی می شوند در نهایت انرژی اندازه گیری شده را با ذره مورد نظر مطابقت می دهند."
کوارک ها و الکترون ها ماده معمولی را تشکیل می دهند ، یا ماده ای که در دمای بالای صفر مطلق (-273.15 درجه سانتی گراد) تابش گسیل می دارد ، یعنی نوری را که در یک میدان حرکت می کند ، گسیل می کند.
هر نوع فرمیون و هر نوع بوزون میدان خاص خود را دارد ، ذرات به عنوان حالتهای برانگیخته این میدانها در نظر گرفته می شوند. دوگانگی موج-ذره نور ، در سال 1929 توسط ریاضیدان و فیزیکدان فرانسوی لوئیس دو بروی (1892-1987) به الکترون ها گسترش یافت ، و سپس همه ذرات این گسترش ادامه یافت.
با این حال ، ذهن ما برای تصور شهود و تجسم مفاهیم به تصویر یونیورس ما نیاز دارد ، اما قابل فهم سازی کوانتوم و تمام میدان های کوانتومی که در آن وجود دارد آسان نیست. همه چیز "میدان" است اما میدانهای کوانتومی در جوش و خروش اند و با یکدیگر تعامل دارند برای مثال تعامل و اندرکنش میدان گرانشی و الکترومغناطیس ، بهر حال: یونیورس ما چیزی جز داینامیکی از میادین مختلف نیست .
یادداشت: پیش از سقراط به فیلسوفی با نام لوسیپوس (قرن پنجم قبل از میلاد) و شاگرد او دموکریتوس (460 -. 370 قبل از میلاد) بر می خوریم ، که تصور می کردند که واقعیت از اتم ها و خلاء ساخته شده است. "او (لوسیپ) معتقد بود که همه آبجکت ها نامحدود اند و متقابلاً به یکدیگر تبدیل می شوند ، و جهان هم خالی است و هم پر از آبجکت ." (دیوژن لائرتیوس شاعر و زندگینامه نویس قرن سوم میلادی).
@phys_Q
ماده و ذرات matter n particles
▫️ وقتی کسی میخواهد در مورد ماده و رفتار آن در یونیورسی متشکل از ذرات فوقالعاده کوچک صحبت کند ، به نظریه میدان کوانتومی می پردازد.
نظریه میدان کوانتومی اجازه درک فیزیک ذرات را در برخی موقعیت ها از قبیل تعداد ذرات ورودی در بخشی از فضا ، نوسان و تغییرات ، تعدادی که در خروجی قرار دارند ، را به ما می دهد .ذرات کوانتاهای میدان های کوانتومی هستند .
نظریه کوانتومی به ما می گوید که در دنیای واقعی ، همه چیز "میدان" است.
ما به طور کلی ، تا اعماق وجود خودمان ، درمیدان های متعدد ، متنوع و با ویژگی های شگفت انگیز غرق شده ایم.
میدان یک مفهوم بنیادین در فیزیک است ، و از هیچ چیز دیگری تشکیل نشده است ، این خود یونیورس واقعی است ، میدانهای انرژی همه آنچیزی هستند که در یونیورس وجود دارد ، اتمها و ساختارهای بزرگ کهکشانی را ایجاد کرده اند.
مغناطیس ، گرانش ، نیروی هسته ای و دیگر پدیده های فیزیکی توسط میدان ها ایجاد می شوند.
شگفت انگیزترین چیز این است که خود ماده ، مفهومی که ما سازنده آن هستیم، شامل مجموعه ای از میدان ها - الکترون ها و پروتون ها است ، که خود از میدان هایی به همین نام ساخته شده یعنی اینکه ما از میدان هایی تشکیل شده ایم که از شهود فراتر می روند. به عبارت دیگر ، ما از مجموعه ای از ذرات کوانتومی غرق شده در میدانهای نامرئی ساخته شده ایم که انرژی ذرات را در سراسر فضای اطراف خود حمل می کنند.
با مفهوم میدان ، چشم انداز ماهیت و منشاء آبجکت ها شگفت آور است و با این توصیف واقعیت عجیب می شود و از 5 حواس ما فراتر می رود.
واقعیت فقط با حضور ماده توضیح داده نمی شود ، بلکه همچنین با تبادل و تعامل بین آبجکت های واقعی و آبجکت های مجازی با میدانهای کوانتومی با انرژی کم توضیح داده می شود.
در جهان کوانتومی همه ذرات مدل استاندارد ، فرمیون ها و بوزون ها ارتعاشاتی را در یک میدان ایجاد می کنند. همچنین مفهوم اساسی عملکرد شتاب دهنده های ذرات مانند برخورد دهنده بزرگ هادرونی ، LHC است.
"وقتی دانشمندان می خواهند ذره ای را ببینند ، باعث ایجاد برخورد هایی می شوند در نهایت انرژی اندازه گیری شده را با ذره مورد نظر مطابقت می دهند."
کوارک ها و الکترون ها ماده معمولی را تشکیل می دهند ، یا ماده ای که در دمای بالای صفر مطلق (-273.15 درجه سانتی گراد) تابش گسیل می دارد ، یعنی نوری را که در یک میدان حرکت می کند ، گسیل می کند.
هر نوع فرمیون و هر نوع بوزون میدان خاص خود را دارد ، ذرات به عنوان حالتهای برانگیخته این میدانها در نظر گرفته می شوند. دوگانگی موج-ذره نور ، در سال 1929 توسط ریاضیدان و فیزیکدان فرانسوی لوئیس دو بروی (1892-1987) به الکترون ها گسترش یافت ، و سپس همه ذرات این گسترش ادامه یافت.
با این حال ، ذهن ما برای تصور شهود و تجسم مفاهیم به تصویر یونیورس ما نیاز دارد ، اما قابل فهم سازی کوانتوم و تمام میدان های کوانتومی که در آن وجود دارد آسان نیست. همه چیز "میدان" است اما میدانهای کوانتومی در جوش و خروش اند و با یکدیگر تعامل دارند برای مثال تعامل و اندرکنش میدان گرانشی و الکترومغناطیس ، بهر حال: یونیورس ما چیزی جز داینامیکی از میادین مختلف نیست .
یادداشت: پیش از سقراط به فیلسوفی با نام لوسیپوس (قرن پنجم قبل از میلاد) و شاگرد او دموکریتوس (460 -. 370 قبل از میلاد) بر می خوریم ، که تصور می کردند که واقعیت از اتم ها و خلاء ساخته شده است. "او (لوسیپ) معتقد بود که همه آبجکت ها نامحدود اند و متقابلاً به یکدیگر تبدیل می شوند ، و جهان هم خالی است و هم پر از آبجکت ." (دیوژن لائرتیوس شاعر و زندگینامه نویس قرن سوم میلادی).
@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4❤2
▪︎ Physicist Albert Einstein and the Dutch mathematician and astronomer Willem de Sitter in 1932, discussing cosmology, the science of the universe:
▫️ فیزیکدان آلبرت اینشتین و ریاضیدان و آسترونومر هلندی ویلم دی سیتر در سال 1932، در مورد کیهان شناسی، ساینس یونیورس بحث می کنند:
https://history.aip.org/history/exhibits/einstein/ae65.htm
💢@phys_Q
▫️ فیزیکدان آلبرت اینشتین و ریاضیدان و آسترونومر هلندی ویلم دی سیتر در سال 1932، در مورد کیهان شناسی، ساینس یونیورس بحث می کنند:
https://history.aip.org/history/exhibits/einstein/ae65.htm
💢@phys_Q
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اجتماعی
🔻اشکان خطیبی، بازیگر و مترجم در صفحه اینستاگرامش، با بازنشر ترانه «دستتو بده به من» و تاکید بر #همبستگی، این ترانه را به «قشر خاکستری» تقدیم کرده است.
کپشن ویدئو: «ما مردم ایران هدف واحدی داریم و هیچ چیز در این زمان حیاتی تر از اتحاد و هماهنگی در همه اقشار جامعه با همه ترجیحات و تمایلات نیست. زمانی که اعضای خاموش و نهفته جامعه در این خیزش به ما بپیوندند، همبستگی ما قوی تر خواهد شد.»
@phys_Q
🔻اشکان خطیبی، بازیگر و مترجم در صفحه اینستاگرامش، با بازنشر ترانه «دستتو بده به من» و تاکید بر #همبستگی، این ترانه را به «قشر خاکستری» تقدیم کرده است.
کپشن ویدئو: «ما مردم ایران هدف واحدی داریم و هیچ چیز در این زمان حیاتی تر از اتحاد و هماهنگی در همه اقشار جامعه با همه ترجیحات و تمایلات نیست. زمانی که اعضای خاموش و نهفته جامعه در این خیزش به ما بپیوندند، همبستگی ما قوی تر خواهد شد.»
@phys_Q
👍14👎1
▫️ از فیزیک می آموزیم :
واقعیت عینی objective reality وابسته به استعداد های ادراکی ماست . حقیقت ِ پنهانی برای یونیورس وجود دارد که در نهایت وظیفه کشف و توصیف آن بر دوش فیزیک مدرن خواهد بود .
مکانیک کوانتومی تنها یکی از لایه های آن است که انرژی در آن بصورت گسسته با ثابت انرژی پلانک کوانتیزه شده است و رویداد های آن ناتعیین گرا indeterministic و ناموضع Non localistic هستند و در محافظه کار ترین روایت با تفسیر کپنهاگ بیان می شود .
در فیزیک کلاسیک ، رویداد ها پیوسته و تعیین گرا و موضع هستند .
اکنون تئوری ِ ریاضیاتی در دست داریم که نخست یک فضازمان هایپربولیک 2D متشکل از پیکسل های اطلاعات را توصیف می کند، که فضای آنتای دی سیتر AdS نام دارد و دارای انحنای منفی ست . پس یک نوع از تئوری میدان کوانتومی بدون مقیاس CFT را در هم خوانی Correspondency با این فضا در مرز در دوردست این فضا قرار می دهد که بتواند تئوری پارتیکلی را ارائه دهد .
در این دستگاه یک یونیورس اسباب بازی داریم که صرف نظر فرضیه بودن ، از لحاظ ریاضیاتی کار می کند.
▪️@phys_Q
واقعیت عینی objective reality وابسته به استعداد های ادراکی ماست . حقیقت ِ پنهانی برای یونیورس وجود دارد که در نهایت وظیفه کشف و توصیف آن بر دوش فیزیک مدرن خواهد بود .
مکانیک کوانتومی تنها یکی از لایه های آن است که انرژی در آن بصورت گسسته با ثابت انرژی پلانک کوانتیزه شده است و رویداد های آن ناتعیین گرا indeterministic و ناموضع Non localistic هستند و در محافظه کار ترین روایت با تفسیر کپنهاگ بیان می شود .
در فیزیک کلاسیک ، رویداد ها پیوسته و تعیین گرا و موضع هستند .
اکنون تئوری ِ ریاضیاتی در دست داریم که نخست یک فضازمان هایپربولیک 2D متشکل از پیکسل های اطلاعات را توصیف می کند، که فضای آنتای دی سیتر AdS نام دارد و دارای انحنای منفی ست . پس یک نوع از تئوری میدان کوانتومی بدون مقیاس CFT را در هم خوانی Correspondency با این فضا در مرز در دوردست این فضا قرار می دهد که بتواند تئوری پارتیکلی را ارائه دهد .
در این دستگاه یک یونیورس اسباب بازی داریم که صرف نظر فرضیه بودن ، از لحاظ ریاضیاتی کار می کند.
▪️@phys_Q
👍8
▫️ پارتیکل های بنیادین fundamental particles در واقع آنچیزی هستند که پس از اندازه گیری measuring ، بعنوان خروجی اندازه گیری مشاهده می شوند ، گذشته از این، دوگانگی wave-particle duality همواره ویژگی ذاتی این پارتیکل هاست ، به این معنی که ذرات رفتار موج گونه و ذره گونه را با هم دارند . شرودینگر با فرموله سازی معادله موج گام بزرگی را در جهت شناخت ماهیت origin یونیورس در مقیاس پارتیکل های بنیادین برداشت . از الگوی تداخلی پراکنش پارتیکل ها بر دیافراگم فسفرسانس در آزمایش دو شکاف ، موج استخراج می شود و این موج ، معادله ریاضیاتی پر اهمیتی ست که هر آنچه درون یونیورس ماست را توصیف می کند . هر آبجکتی متحرکی moving objects در فیزیک با معادله موج سازگار و قابل توصیف است .
" عمیقا بر این دیدگاہ پافشارم همہ چیز ' موج ' است "
- اروین شرودینگر
▪️@phys_Q
" عمیقا بر این دیدگاہ پافشارم همہ چیز ' موج ' است "
- اروین شرودینگر
▪️@phys_Q
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️ پاتیناژ :
اسکیت باز می تواند با کوشش اندکی روی یخ سر بخورد ، تیغه های یخ در واقع با یخ تماس ندارد بلکه روی لایه ی نازکی از آب مایع حرکت می خورد وجود لایه آب را می توان بوسیله اصل لوشاتلیه ( تطبیق سیستم در حال تنش با تنش اعمال شده در جهت تخفیف تنش )توضیح داد
تمامی وزن/نیرو اسکیت باز روی سطح کوچک درمحل تماس فشار زیادی را روی یخ وارد میکنند.یک تکه یخ حجم بیشتری را نسبت به آب مایع با جرم مساوی اشغال می کند.
افزایش فشار موجب کاهش حجم است، و یخ به حالت مایع تغییر می کند. تغییر یخ به آب از فشار/تنشی که بوسیله تیغه ها وارد می شود، می کاهد . در نتیجه تیغه ها روی سطح لایه نازکی از آب حرکت می کنند. با اعمال فشار به تعادل آب و یخ، شرایط برای تشکیل آب مایع مساعد می شود، زیرا آب مایع حجم کمتری را اشغال می کند .
در بازی اسکیت اصطکاک بین تیغه ها و یخ، تیغه ها را گرم می کند .
این افزایش دما (تنش) با جریان یافتن گرما به سمت یخ تخفیف پیدا می کند. افزایش دما موجب حرکت مولکولی شده ویخ را ذوب می کند. مولکولهای کم انرژی یخ به مولکولهای پرانرژی تر آّب تغییر می یابد. با این تغییر تیغه ها سرد می شوند .
▪︎@phys_Q
اسکیت باز می تواند با کوشش اندکی روی یخ سر بخورد ، تیغه های یخ در واقع با یخ تماس ندارد بلکه روی لایه ی نازکی از آب مایع حرکت می خورد وجود لایه آب را می توان بوسیله اصل لوشاتلیه ( تطبیق سیستم در حال تنش با تنش اعمال شده در جهت تخفیف تنش )توضیح داد
تمامی وزن/نیرو اسکیت باز روی سطح کوچک درمحل تماس فشار زیادی را روی یخ وارد میکنند.یک تکه یخ حجم بیشتری را نسبت به آب مایع با جرم مساوی اشغال می کند.
افزایش فشار موجب کاهش حجم است، و یخ به حالت مایع تغییر می کند. تغییر یخ به آب از فشار/تنشی که بوسیله تیغه ها وارد می شود، می کاهد . در نتیجه تیغه ها روی سطح لایه نازکی از آب حرکت می کنند. با اعمال فشار به تعادل آب و یخ، شرایط برای تشکیل آب مایع مساعد می شود، زیرا آب مایع حجم کمتری را اشغال می کند .
در بازی اسکیت اصطکاک بین تیغه ها و یخ، تیغه ها را گرم می کند .
این افزایش دما (تنش) با جریان یافتن گرما به سمت یخ تخفیف پیدا می کند. افزایش دما موجب حرکت مولکولی شده ویخ را ذوب می کند. مولکولهای کم انرژی یخ به مولکولهای پرانرژی تر آّب تغییر می یابد. با این تغییر تیغه ها سرد می شوند .
▪︎@phys_Q
👍7
◄ ذره و میدان
تفاوت اساسی بین ذره و میدان این است که تعداد درجات آزادی یک ذره متناهی، در حالی که میدان تعداد نامتناهی درجه آزادی دارد. برای رویارویی با این تفاوت، روش های ریاضیاتی شناخته شده ای وجود دارد. نظریه های میدان های کوانتومی، روش روشن تفکر درباره ی دوگانگی موج/ذره را در اختیار ما قرار می دهند. میدان موجودی گسترده در فضا و زمان است؛ بنابراین، موجودی است برخوردار از سرشت ذاتا موج گونه. حاصل کاربرد نظریه کوانتوم در مورد میدان ها نمایان شدن کمیت های فیزیکی(مانند انرژی و تکانه)به صورت بسته های گسسته و شمارش پذیر بوده است. اما این شمارش پذیری دقیقا همان چیزی است که ما به رفتار ذره گونه نسبت می دهیم.
➣ @phys_Q
تفاوت اساسی بین ذره و میدان این است که تعداد درجات آزادی یک ذره متناهی، در حالی که میدان تعداد نامتناهی درجه آزادی دارد. برای رویارویی با این تفاوت، روش های ریاضیاتی شناخته شده ای وجود دارد. نظریه های میدان های کوانتومی، روش روشن تفکر درباره ی دوگانگی موج/ذره را در اختیار ما قرار می دهند. میدان موجودی گسترده در فضا و زمان است؛ بنابراین، موجودی است برخوردار از سرشت ذاتا موج گونه. حاصل کاربرد نظریه کوانتوم در مورد میدان ها نمایان شدن کمیت های فیزیکی(مانند انرژی و تکانه)به صورت بسته های گسسته و شمارش پذیر بوده است. اما این شمارش پذیری دقیقا همان چیزی است که ما به رفتار ذره گونه نسبت می دهیم.
➣ @phys_Q
👍2
▪️تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا عناصری از جهانهای قابل سکونت در تاریکترین و سردترین ابر مولکولی را که تاکنون در فضا دیده شده است، یافته است.
به گزارش از دیلیمیل، تلسکوپ فضایی جیمز وب(JWST) متعلق به ناسا، بلوکهای سازنده حیات را در عمیقترین و سردترین یخهای اندازهگیری شده در یک ابر مولکولی منجمد یافته است.
عناصر متان، گوگرد، نیتروژن و اتانول در یک ابر مولکولی موسوم به «کملیون ۱»(Chameleon 1) در فاصله ۵۰۰ سال نوری از زمین شناسایی شدند که نشان میدهد این مولکولها یک نتیجه عادی و رایج از تشکیل ستارگان هستند و یک ویژگی منحصر به فرد در منظومه شمسی نیستند.
جیمز وب تصویری از این ابر یخی را که تا به حال دیده نشده بود، ارسال کرده است که سردترین یخ اندازهگیری شده با دمای منفی 440 درجه فارنهایت(منفی 263 درجه سانتیگراد) است.
از آنجایی که این عناصر برای تشکیل حیات ضروری هستند، این دادههای جدید به دانشمندان اجازه میدهد تا ببینند که چه مقدار از هر کدام برای تشکیل سیارات جدید صرف میشود و همچنین به آنها امکان میدهد تا ببینند جهان چقدر قابل سکونت خواهد بود.
این ابر مولکولی به قدری سرد و تاریک است که مولکولهای مختلف روی دانههای گرد و غبار درون آن یخ زدهاند.
اطلاعات جیمز وب برای اولین بار ثابت میکند که مولکولهای پیچیدهتر از متانول میتوانند قبل از تولد ستارهها در اعماق یخی چنین ابرهایی تشکیل شوند.
پژوهشگران با استفاده از تواناییهای فروسرخ جیمز وب، چگونگی جذب مولکولهای یخی درون نور ستارگان را از آن سوی ابر مولکولی مطالعه کردند.
این فرآیند موجب شد آنها به «رد شیمیایی» یا خطوط جذبی برسند که با دادههای آزمایشگاهی برای شناسایی مولکولها قابل مقایسه است.
پژوهشگران در این مطالعه، یخهای مدفون شده در ناحیهای به شدت سرد، متراکم و دشوار برای بررسی ابر مولکولی Chamaeleon1 را که در حال حاضر در حال تشکیل دهها ستاره جوان است، مورد هدف قرار دادند.
کلاوس پونتوپیدان، دانشمند پروژه جیمز وب در مؤسسه علمی تلسکوپ فضایی در بالتیمور در بیانیهای گفت: ما قطعا نمیتوانستیم این یخها را بدون جیمز وب مشاهده کنیم. این یخها به صورت فرورفتگی در برابر زنجیرهای از نور ستارگان در پسزمینه ظاهر میشوند. در مناطقی که اینقدر سرد و متراکم هستند، بیشتر نور ستاره پسزمینه مسدود میشود و حساسیت فوقالعاده جیمز وب برای تشخیص نور ستاره و بنابراین شناسایی یخهای ابر مولکولی ضروری بود.
در زمین، متان از تالابها و اقیانوسها و از فرآیندهای گوارشی موریانهها ایجاد میشود و اتانول نیز از تخمیر نشاسته و قند بدست میآید.
ناسا و آژانس فضایی اروپا میگویند این عناصر، موادی ضروری در جو سیارات قابل سکونت هستند و پایه قندها، الکلها و اسیدهای آمینهی ساده هستند.
ویل روشا، ستارهشناس رصدخانه لیدن میگوید: شناسایی مولکولهای آلی پیچیده، مانند متانول و اتانول بالقوه همچنین نشان میدهد که بسیاری از منظومههای ستارهای و سیارهای در حال توسعه در این ابر خاص، مولکولها را در یک حالت شیمیایی نسبتاً پیشرفته به ارث خواهند برد. این میتواند به این معنا باشد که وجود پیشسازهای مولکولهای پریبیوتیک در منظومههای سیارهای، بهجای یک ویژگی که برای منظومه شمسی منحصر به فرد باشد، نتیجهای رایج حاصل از تشکیل ستارگان است.
این پژوهش بخشی از پروژه «عصر یخبندان»، یکی از ۱۳ برنامه علمی جیمز وب است. این مشاهدات قابلیتهای رصد جیمز وب را نشان میدهند و به جامعه نجومی اجازه میدهد تا یاد بگیرند که چگونه از ابزارهای خود بهترین استفاده را ببرند.
گروه «عصر یخبندان» قبلاً مشاهدات بیشتری را برنامهریزی کرده است و امیدوار است که سفر این یخها را از زمان شکلگیری تا تشکیل مجموعه دنبالهدارهای یخی ردیابی کند.
ملیسا مککلور، ستاره شناس رصدخانه لیدن در هلند میگوید: این اولین مورد از یک مجموعه عکسهای طیفی است که ما به دست خواهیم آورد تا ببینیم چگونه یخها از سنتز اولیه خود به مناطق تشکیل دهنده دنبالهدار در دیسکهای پیشسیارهای تکامل مییابند. این تصاویر به ما خواهند گفت که کدام مخلوط از یخها و در نتیجه کدام عناصر میتوانند در نهایت به سطوح سیارات فراخورشیدی منتقل شوند یا در اتمسفر سیارات گازی یا یخی غول پیکر گنجانده شوند.
- ایسنا ( میزان دما در وبگاه ایسنا ، اشتباه ذکر شده)
https://www.space.com/james-webb-space-telescope-coldest-ice
▫️@phys_Q
به گزارش از دیلیمیل، تلسکوپ فضایی جیمز وب(JWST) متعلق به ناسا، بلوکهای سازنده حیات را در عمیقترین و سردترین یخهای اندازهگیری شده در یک ابر مولکولی منجمد یافته است.
عناصر متان، گوگرد، نیتروژن و اتانول در یک ابر مولکولی موسوم به «کملیون ۱»(Chameleon 1) در فاصله ۵۰۰ سال نوری از زمین شناسایی شدند که نشان میدهد این مولکولها یک نتیجه عادی و رایج از تشکیل ستارگان هستند و یک ویژگی منحصر به فرد در منظومه شمسی نیستند.
جیمز وب تصویری از این ابر یخی را که تا به حال دیده نشده بود، ارسال کرده است که سردترین یخ اندازهگیری شده با دمای منفی 440 درجه فارنهایت(منفی 263 درجه سانتیگراد) است.
از آنجایی که این عناصر برای تشکیل حیات ضروری هستند، این دادههای جدید به دانشمندان اجازه میدهد تا ببینند که چه مقدار از هر کدام برای تشکیل سیارات جدید صرف میشود و همچنین به آنها امکان میدهد تا ببینند جهان چقدر قابل سکونت خواهد بود.
این ابر مولکولی به قدری سرد و تاریک است که مولکولهای مختلف روی دانههای گرد و غبار درون آن یخ زدهاند.
اطلاعات جیمز وب برای اولین بار ثابت میکند که مولکولهای پیچیدهتر از متانول میتوانند قبل از تولد ستارهها در اعماق یخی چنین ابرهایی تشکیل شوند.
پژوهشگران با استفاده از تواناییهای فروسرخ جیمز وب، چگونگی جذب مولکولهای یخی درون نور ستارگان را از آن سوی ابر مولکولی مطالعه کردند.
این فرآیند موجب شد آنها به «رد شیمیایی» یا خطوط جذبی برسند که با دادههای آزمایشگاهی برای شناسایی مولکولها قابل مقایسه است.
پژوهشگران در این مطالعه، یخهای مدفون شده در ناحیهای به شدت سرد، متراکم و دشوار برای بررسی ابر مولکولی Chamaeleon1 را که در حال حاضر در حال تشکیل دهها ستاره جوان است، مورد هدف قرار دادند.
کلاوس پونتوپیدان، دانشمند پروژه جیمز وب در مؤسسه علمی تلسکوپ فضایی در بالتیمور در بیانیهای گفت: ما قطعا نمیتوانستیم این یخها را بدون جیمز وب مشاهده کنیم. این یخها به صورت فرورفتگی در برابر زنجیرهای از نور ستارگان در پسزمینه ظاهر میشوند. در مناطقی که اینقدر سرد و متراکم هستند، بیشتر نور ستاره پسزمینه مسدود میشود و حساسیت فوقالعاده جیمز وب برای تشخیص نور ستاره و بنابراین شناسایی یخهای ابر مولکولی ضروری بود.
در زمین، متان از تالابها و اقیانوسها و از فرآیندهای گوارشی موریانهها ایجاد میشود و اتانول نیز از تخمیر نشاسته و قند بدست میآید.
ناسا و آژانس فضایی اروپا میگویند این عناصر، موادی ضروری در جو سیارات قابل سکونت هستند و پایه قندها، الکلها و اسیدهای آمینهی ساده هستند.
ویل روشا، ستارهشناس رصدخانه لیدن میگوید: شناسایی مولکولهای آلی پیچیده، مانند متانول و اتانول بالقوه همچنین نشان میدهد که بسیاری از منظومههای ستارهای و سیارهای در حال توسعه در این ابر خاص، مولکولها را در یک حالت شیمیایی نسبتاً پیشرفته به ارث خواهند برد. این میتواند به این معنا باشد که وجود پیشسازهای مولکولهای پریبیوتیک در منظومههای سیارهای، بهجای یک ویژگی که برای منظومه شمسی منحصر به فرد باشد، نتیجهای رایج حاصل از تشکیل ستارگان است.
این پژوهش بخشی از پروژه «عصر یخبندان»، یکی از ۱۳ برنامه علمی جیمز وب است. این مشاهدات قابلیتهای رصد جیمز وب را نشان میدهند و به جامعه نجومی اجازه میدهد تا یاد بگیرند که چگونه از ابزارهای خود بهترین استفاده را ببرند.
گروه «عصر یخبندان» قبلاً مشاهدات بیشتری را برنامهریزی کرده است و امیدوار است که سفر این یخها را از زمان شکلگیری تا تشکیل مجموعه دنبالهدارهای یخی ردیابی کند.
ملیسا مککلور، ستاره شناس رصدخانه لیدن در هلند میگوید: این اولین مورد از یک مجموعه عکسهای طیفی است که ما به دست خواهیم آورد تا ببینیم چگونه یخها از سنتز اولیه خود به مناطق تشکیل دهنده دنبالهدار در دیسکهای پیشسیارهای تکامل مییابند. این تصاویر به ما خواهند گفت که کدام مخلوط از یخها و در نتیجه کدام عناصر میتوانند در نهایت به سطوح سیارات فراخورشیدی منتقل شوند یا در اتمسفر سیارات گازی یا یخی غول پیکر گنجانده شوند.
- ایسنا ( میزان دما در وبگاه ایسنا ، اشتباه ذکر شده)
https://www.space.com/james-webb-space-telescope-coldest-ice
▫️@phys_Q
ایسنا
جیمز وب مواد اولیه تشکیل حیات را در یک ابر فضایی منجمد یافت
تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا عناصری از جهانهای قابل سکونت در تاریکترین و سردترین ابر مولکولی را که تاکنون در فضا دیده شده است، یافته است.
👍3❤1
▫️دانشمندان برای اولینبار یک کرمچاله را درون یک کامپیوتر کوانتومی ایجاد کردند که میتواند پیامها را «از راه دور» از سمتی به سمت دیگر منتقل کند.
این “کرمچاله هولوگرافیک” اولین موردی است که دانشمندان میتوانند با استفاده از آن نحوۀ کار کرمچالهها را تجزیه و تحلیل کنند. در حالی که این تونل از درون فضای واقعی عبور نمیکند اما دانشمندان آن را با شبیهسازی دو سیاهچاله در سیستم، که هر کدام در یک طرف قرار داشتند، ایجاد کردند و از آن برای انتقال پیام از راه دور استفاده کردند.
“دانیل جافریس” از دانشگاه هاروارد و یکی از نویسندگان این مطالعه میگوید که این نوآوری یک هولوگرام نیست که بتوان آن را مشاهده کرد، بلکه «رشتهای از فضا-زمان واقعی» است. کرمچاله نوعی پل است که میتواند هنگام تا شدن فضا-زمان شکل بگیرد. فضا-زمان مانند «پارچهای» سه بعدی است که فضا را میسازد، و جمع شده و تا میخورد.
ایدهی وجود چنین گذرگاهی حدود ۱۰۰ سال قبل در نسبیت عام مطرح شد. این گذرگاه به عنوان ساختاری توصیف میشود که دو بخش دور از هم در فضا-زمان را به هم متصل میکند و به عنوان میانبری از یکی به دیگری متصل میشود. نقاط ذکر شده میتوانند میلیاردها سال نوری از هم فاصله داشته باشند.
در حالی که “آلبرت اینشتین” و “ناتان روزن”، فیزیکدان، به عنوان ارائه دهندگان نظریهای به نام پل اینشتین-روزن در سال ۱۹۳۵ شناخته شدهاند، اما این نظریه نخستینبار در سال ۱۹۲۸ توسط ریاضیدان آلمانی “هرمان ویل” به اشتراک گذاشته شد. ویل از آنها با عنوان «لولههای یک بُعدی» نام برد. “جان ویلر” نیز اولین فیزیکدانی بود که در دهه ۱۹۵۰ آن را «کرمچاله» نامید.
“ماریا اسپیروپولو” از موسسه فناوری کالیفرنیا و همکارانش، از کامپیوتر کوانتومی “Sycamore” گوگل برای شبیهسازی کرمچاله هولوگرافیک استفاده کردند. اگرچه بر طبق نسبیت عام یک کرمچاله از گرانش نیرو میگیرد، اما این کرمچالهی هولوگرافیکی از اثرات کوانتومی استفاده میکند. دانشمندان از یک کیوبیت، معادل کوانتومی بیت در کامپیوترهای متداول مبتنی بر سیلیکون، استفاده کردند و حرکت آن را به سیستم بعدی مشاهده کردند.
کیوبیت از مسیر تلهپورت کوانتومی حرکت کرد، فرآیندی که توسط آن اطلاعات مربوط به حالتهای کوانتومی را میتوان بین دو ذره دور از هم توسط ذرات درهمتنیده کوانتومی ارسال کرد. ذرات برهم کنش میکنند و حالتهای فیزیکی خود را برای یک لحظه به اشتراک میگذارند و اهمیتی ندارد که فاصله آنها از هم چقدر است.
“الکساندر زلوکاپا” دانشجوی سابق مقطع لیسانس در موسسه فناوری کالیفرنیا که این پروژه را برای پایاننامه کارشناسی خود آغاز کرد، در بیانیهای گفت: ما نوعی انتقال از راه دور کوانتومی معادل یک کرم چاله قابل عبور ایجاد کردیم. برای انجام این کار، ما مجبور شدیم سیستم کوانتومی را به کوچکترین نمونهای که ویژگیهای گرانشی را حفظ میکند، سادهسازی کنیم تا بتوانیم آن را روی پردازنده کوانتومی “Sycamore” گوگل پیادهسازی کنیم.
فیزیکدانان گزارش میدهند که کرمچاله رفتاری مشابه آنچه با توجه به دیدگاههای مربوط به گرانش و فیزیک کوانتومی انتظار میرود، نشان داده است. “اسپیروپولو” میگوید: رابطه بین درهم تنیدگی کوانتومی، فضا-زمان و گرانش کوانتومی یکی از مهمترین سؤالات در فیزیک بنیادی و یک حوزه فعال در تحقیقات نظری است. ما مشتاق برداشتن این گام کوچک در جهت آزمایش این ایدهها بر روی سخت افزارهای کوانتومی هستیم و به راه خود ادامه خواهیم داد.
https://www.newscientist.com/article/2349118-a-quantum-computer-has-simulated-a-wormhole-for-the-first-time/
https://www.nature.com/articles/d41586-022-04201-6
▪︎@phys_Q
این “کرمچاله هولوگرافیک” اولین موردی است که دانشمندان میتوانند با استفاده از آن نحوۀ کار کرمچالهها را تجزیه و تحلیل کنند. در حالی که این تونل از درون فضای واقعی عبور نمیکند اما دانشمندان آن را با شبیهسازی دو سیاهچاله در سیستم، که هر کدام در یک طرف قرار داشتند، ایجاد کردند و از آن برای انتقال پیام از راه دور استفاده کردند.
“دانیل جافریس” از دانشگاه هاروارد و یکی از نویسندگان این مطالعه میگوید که این نوآوری یک هولوگرام نیست که بتوان آن را مشاهده کرد، بلکه «رشتهای از فضا-زمان واقعی» است. کرمچاله نوعی پل است که میتواند هنگام تا شدن فضا-زمان شکل بگیرد. فضا-زمان مانند «پارچهای» سه بعدی است که فضا را میسازد، و جمع شده و تا میخورد.
ایدهی وجود چنین گذرگاهی حدود ۱۰۰ سال قبل در نسبیت عام مطرح شد. این گذرگاه به عنوان ساختاری توصیف میشود که دو بخش دور از هم در فضا-زمان را به هم متصل میکند و به عنوان میانبری از یکی به دیگری متصل میشود. نقاط ذکر شده میتوانند میلیاردها سال نوری از هم فاصله داشته باشند.
در حالی که “آلبرت اینشتین” و “ناتان روزن”، فیزیکدان، به عنوان ارائه دهندگان نظریهای به نام پل اینشتین-روزن در سال ۱۹۳۵ شناخته شدهاند، اما این نظریه نخستینبار در سال ۱۹۲۸ توسط ریاضیدان آلمانی “هرمان ویل” به اشتراک گذاشته شد. ویل از آنها با عنوان «لولههای یک بُعدی» نام برد. “جان ویلر” نیز اولین فیزیکدانی بود که در دهه ۱۹۵۰ آن را «کرمچاله» نامید.
“ماریا اسپیروپولو” از موسسه فناوری کالیفرنیا و همکارانش، از کامپیوتر کوانتومی “Sycamore” گوگل برای شبیهسازی کرمچاله هولوگرافیک استفاده کردند. اگرچه بر طبق نسبیت عام یک کرمچاله از گرانش نیرو میگیرد، اما این کرمچالهی هولوگرافیکی از اثرات کوانتومی استفاده میکند. دانشمندان از یک کیوبیت، معادل کوانتومی بیت در کامپیوترهای متداول مبتنی بر سیلیکون، استفاده کردند و حرکت آن را به سیستم بعدی مشاهده کردند.
کیوبیت از مسیر تلهپورت کوانتومی حرکت کرد، فرآیندی که توسط آن اطلاعات مربوط به حالتهای کوانتومی را میتوان بین دو ذره دور از هم توسط ذرات درهمتنیده کوانتومی ارسال کرد. ذرات برهم کنش میکنند و حالتهای فیزیکی خود را برای یک لحظه به اشتراک میگذارند و اهمیتی ندارد که فاصله آنها از هم چقدر است.
“الکساندر زلوکاپا” دانشجوی سابق مقطع لیسانس در موسسه فناوری کالیفرنیا که این پروژه را برای پایاننامه کارشناسی خود آغاز کرد، در بیانیهای گفت: ما نوعی انتقال از راه دور کوانتومی معادل یک کرم چاله قابل عبور ایجاد کردیم. برای انجام این کار، ما مجبور شدیم سیستم کوانتومی را به کوچکترین نمونهای که ویژگیهای گرانشی را حفظ میکند، سادهسازی کنیم تا بتوانیم آن را روی پردازنده کوانتومی “Sycamore” گوگل پیادهسازی کنیم.
فیزیکدانان گزارش میدهند که کرمچاله رفتاری مشابه آنچه با توجه به دیدگاههای مربوط به گرانش و فیزیک کوانتومی انتظار میرود، نشان داده است. “اسپیروپولو” میگوید: رابطه بین درهم تنیدگی کوانتومی، فضا-زمان و گرانش کوانتومی یکی از مهمترین سؤالات در فیزیک بنیادی و یک حوزه فعال در تحقیقات نظری است. ما مشتاق برداشتن این گام کوچک در جهت آزمایش این ایدهها بر روی سخت افزارهای کوانتومی هستیم و به راه خود ادامه خواهیم داد.
https://www.newscientist.com/article/2349118-a-quantum-computer-has-simulated-a-wormhole-for-the-first-time/
https://www.nature.com/articles/d41586-022-04201-6
▪︎@phys_Q
New Scientist
A quantum computer has simulated a wormhole for the first time
Researchers have used Google's Sycamore quantum computer to simulate a simplified wormhole for the first time, and sent a piece of quantum information through it
▫️ انرژی بستگی هسته ای Nuclear binding energy
اختلاف بین جرم واقعی هسته و مجموع تک تک نوکلئون های آن را به واحد انرژی انرژی بستگی هسته ( Nuclear binding energy) مینامند.معرف کاریکه باید انجام داد تا هسته را به نوکلئون های جدا از هم تجزیه کرد یا بالعکس انرژی که هنگام تجمع نوکلئون های جدا از هم برای تشکیل یک هسته ازاد میشود.
▫️محاسبهٔ انرژی بستگی با معادله اینشتین
با استفاده از روشهای طیف سنجی جرمی میتوان جرم اتمها را با دقتی بیش از 10-⁵ واحد اندزه گیری کرد. این اندازهگیریهای دقیق نشان میدهند که جرم یک هسته از مجموع جرمهای نوترونها و پروتونهای تشکیلدهندهاش کمتر است. این اختلاف جرم را کاستی جرم مینامند. انرژی بستگی هسته همان انرژی معادل کاستی جرم است که هنگام تشکیل هسته آزاد شدهاست
انرژی بستگی هستهای nuclear binding در فیزیک تجربی مینیمم انرژی مورد نیاز برای جدا سازی هسته یک اتم به پروتونها و نوترونهای سازنده آن است که در مجموع به عنوان نوکلئون شناخته میشوند. انرژی بستگی برای هسته های پایدار همیشه یک عدد مثبت است، زیرا هسته باید انرژی بگیرد تا نوکلئون ها از یکدیگر جدا شوند. نوکلئون ها توسط نیروی هسته ای قوی به یکدیگر جذب می شوند. در فیزیک هسته ای نظری، انرژی بستگی هسته ای یک عدد منفی در نظر گرفته می شود. در این زمینه، انرژی هسته را نسبت به انرژی نوکلئونهای تشکیلدهنده زمانی که بینهایت از هم دور هستند، نشان میدهد. هر دو دیدگاه تجربی و نظری ، با کمی تفاوت نظر بر مفهوم انرژی بستگی ، معادل هستند.
جرم یک هسته اتم کمتر از مجموع جرم تک تک پروتونها و نوترون بصورت جداگانه تشکیلدهنده آن است. تفاوت جرم را می توان با معادله انیشتین محاسبه کرد، E = mc²، که در آن E انرژی بستگی هسته ای، c سرعت نور و m اختلاف جرم است. این "جرم گمشده missing mass" به عنوان کاستی جرم mass defect شناخته می شود و نشان دهنده انرژی است که هنگام تشکیل هسته آزاد می شود.
اصطلاح "انرژی بستگی هسته ای" ممکن است به تعادل انرژی در فرآیندهایی اشاره کند که در آن هسته به قطعاتی متشکل از بیش از یک نوکلئون تقسیم می شود. اگر هنگام جوش خوردن هستههای سبک (همجوشی هستهای nuclear fusion)، یا زمانی که هستههای سنگین شکافته میشوند (شکافت هستهای nuclear fission)، انرژی بستگی جدید در دسترس باشد، هر یک از این فرآیندها میتواند منجر به آزاد شدن این انرژی بستگی شود. این انرژی ممکن است بهعنوان انرژی هستهای در دسترس باشد و میتواند برای تولید الکتریسیته، مانند انرژی هستهای، یا در یک سلاح هستهای استفاده شود. وقتی یک هسته بزرگ به قطعات کوچکتر تقسیم میشود، انرژی اضافی به صورت پرتوهای گاما و انرژی جنبشی ذرات مختلف پرتابشده (فرآیند های شکافت هستهای ) گسیل میشود.
این نیروها و انرژیهای بستگی هستهای حدود یک میلیون برابر بیشتر از انرژیهای بستگی الکترون اتمهای سبک ، مانند هیدروژن هستند.
▪︎@phys_Q
▫️ انرژی بستگی هسته ای Nuclear binding energy
اختلاف بین جرم واقعی هسته و مجموع تک تک نوکلئون های آن را به واحد انرژی انرژی بستگی هسته ( Nuclear binding energy) مینامند.معرف کاریکه باید انجام داد تا هسته را به نوکلئون های جدا از هم تجزیه کرد یا بالعکس انرژی که هنگام تجمع نوکلئون های جدا از هم برای تشکیل یک هسته ازاد میشود.
▫️محاسبهٔ انرژی بستگی با معادله اینشتین
با استفاده از روشهای طیف سنجی جرمی میتوان جرم اتمها را با دقتی بیش از 10-⁵ واحد اندزه گیری کرد. این اندازهگیریهای دقیق نشان میدهند که جرم یک هسته از مجموع جرمهای نوترونها و پروتونهای تشکیلدهندهاش کمتر است. این اختلاف جرم را کاستی جرم مینامند. انرژی بستگی هسته همان انرژی معادل کاستی جرم است که هنگام تشکیل هسته آزاد شدهاست
انرژی بستگی هستهای nuclear binding در فیزیک تجربی مینیمم انرژی مورد نیاز برای جدا سازی هسته یک اتم به پروتونها و نوترونهای سازنده آن است که در مجموع به عنوان نوکلئون شناخته میشوند. انرژی بستگی برای هسته های پایدار همیشه یک عدد مثبت است، زیرا هسته باید انرژی بگیرد تا نوکلئون ها از یکدیگر جدا شوند. نوکلئون ها توسط نیروی هسته ای قوی به یکدیگر جذب می شوند. در فیزیک هسته ای نظری، انرژی بستگی هسته ای یک عدد منفی در نظر گرفته می شود. در این زمینه، انرژی هسته را نسبت به انرژی نوکلئونهای تشکیلدهنده زمانی که بینهایت از هم دور هستند، نشان میدهد. هر دو دیدگاه تجربی و نظری ، با کمی تفاوت نظر بر مفهوم انرژی بستگی ، معادل هستند.
جرم یک هسته اتم کمتر از مجموع جرم تک تک پروتونها و نوترون بصورت جداگانه تشکیلدهنده آن است. تفاوت جرم را می توان با معادله انیشتین محاسبه کرد، E = mc²، که در آن E انرژی بستگی هسته ای، c سرعت نور و m اختلاف جرم است. این "جرم گمشده missing mass" به عنوان کاستی جرم mass defect شناخته می شود و نشان دهنده انرژی است که هنگام تشکیل هسته آزاد می شود.
اصطلاح "انرژی بستگی هسته ای" ممکن است به تعادل انرژی در فرآیندهایی اشاره کند که در آن هسته به قطعاتی متشکل از بیش از یک نوکلئون تقسیم می شود. اگر هنگام جوش خوردن هستههای سبک (همجوشی هستهای nuclear fusion)، یا زمانی که هستههای سنگین شکافته میشوند (شکافت هستهای nuclear fission)، انرژی بستگی جدید در دسترس باشد، هر یک از این فرآیندها میتواند منجر به آزاد شدن این انرژی بستگی شود. این انرژی ممکن است بهعنوان انرژی هستهای در دسترس باشد و میتواند برای تولید الکتریسیته، مانند انرژی هستهای، یا در یک سلاح هستهای استفاده شود. وقتی یک هسته بزرگ به قطعات کوچکتر تقسیم میشود، انرژی اضافی به صورت پرتوهای گاما و انرژی جنبشی ذرات مختلف پرتابشده (فرآیند های شکافت هستهای ) گسیل میشود.
این نیروها و انرژیهای بستگی هستهای حدود یک میلیون برابر بیشتر از انرژیهای بستگی الکترون اتمهای سبک ، مانند هیدروژن هستند.
▪︎@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◄ خطای ادراکی
Dual Axis Illusion
برنده بهترین خطای دید از سوی
Neural Correlate Society
طراحی سال ۲۰۱۹ توسط فرانک فورس
این است که بسته به اینکه روی کدام نقطه اتصال بین خطوط، تمرکز کنید، جهت چرخش آن تغییر میکند که این نیز ناشی از همپوشانی خاص نقاط تقاطع خطوط است.
منبع مطالعه :
technology.org/2019/12/23/the-illusion-of-the-year-2019-which-way-is-this-shape-spinning/
▪︎ @phys_Q
Dual Axis Illusion
برنده بهترین خطای دید از سوی
Neural Correlate Society
طراحی سال ۲۰۱۹ توسط فرانک فورس
این است که بسته به اینکه روی کدام نقطه اتصال بین خطوط، تمرکز کنید، جهت چرخش آن تغییر میکند که این نیز ناشی از همپوشانی خاص نقاط تقاطع خطوط است.
منبع مطالعه :
technology.org/2019/12/23/the-illusion-of-the-year-2019-which-way-is-this-shape-spinning/
▪︎ @phys_Q
👍4
◁دیوید بوهم و هولوگرافیک یونیورس - David Bohm and The Holographic Universe:
توسط مارینا جونز/قسمت نخست
ذهنهای درخشان نامهای زیادی به یونیورس دادهاند -
“the Magic Universe” (Nigel Calder),
“the Looking Glass Universe” (John Briggs and David Peat),
and “the Elegant Universe” (Brian Green).
فرض اساسی پنهان پشت این عناوین مختلف این ایده است که در سطح عمیق همه چیز در یونیورس پیوند های درونی بی نهایتی دارند . اگر چه این موضوع بیشتر شبیه فلسفه است تا ساینس ، به یاد داشته باشید که تا همین اواخر، افرادی که در مورد جهان طبیعه تحقیق می کردند «فیلسوفان طبیعی» نامیده می شدند و کلمات «ساینتیست» و «فیزیکدان» توسط ویلیام ویول ، اخیرا در قرن نوزدهم ابداع شدند. اما بیایید به ، «هولوگرافیک یونیورس» بپردازیم.
▫️هولوگرام چیست؟
هولوگرام یک فوتوگراف سه بعدی است که با کمک لیزر ساخته می شود. این کلمه ریشه یونانی دارد، "holos" به معنای کل whole و "gramma " به معنای پیام message . برای ساخت هولوگرام، از لیزر برای درخشان کردن آبجکت فیزیکی استفاده می شود. پرتو لیزر دوم از نور بازتابش شده اولی ،پراش می شود و الگوی تداخل در محیط ثبت می شود. هنگامی که فیلم توسعه یافته توسط پرتو لیزر دیگری روشن می شود، یک تصویر سه بعدی از آبجکت فوتوگراف شده ظاهر می شود.
تفاوت بین یک فوتوگراف معمولی و یک هولوگرام (به غیر از نحوه ساخت آن) در رابطه جزء/کل است. اگر یک فوتوگراف معمولی را به قطعات کوچکتر برش دهید، در نهایت هر قطعه را به عنوان بخشی جداگانه از کل خواهید دید. برای دیدن تصویر اصلی باید از مهارت های پازل خود برای قرار دادن مجدد تصویر در کنار هم استفاده کنید. اما اگر هولوگرام را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کنید، هر قسمت شامل یک نسخه کوچکتر، تارتر، اما دقیق از کل تصویر خواهد بود.
اما این چه ارتباطی با یونیورس در ایده دیوید بوهم که شبیه یک هولوگرام غول پیکر است، دارد؟
▫️مقدمه ای بر بوهم
دیوید بوهم در 20 دسامبر 1917 در Wilkes-Barre، پنسیلوانیا به دنیا آمد. او برای تحصیل در رشته فیزیک به دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا رفت و بعداً به دانشگاه کالیفرنیا در برکلی رفت تا بر روی پایان نامه دکترای خود با J.Robert Oppenheimer کار کند.
بوهم که یک ایده آلیست بود در برکلی درگیر سیاست شد و اف بی آی به رهبری جی. ادگار هوور به او برچسب کمونیست زد. این امر او را از دریافت مجوز برای همکاری با اوپنهایمر در پروژه منهتن در لوس آلاموس برای تولید اولین بمب اتمی در طول جنگ جهانی دوم باز داشت. با این حال، هنگام کار بر روی دکترای خود در برکلی، "محاسبات پراکندگی برخورد پروتون ها و دوترون ها" را کشف کرد که توسط تیم پروژه منهتن استفاده شد و در نتیجه بلافاصله طبقه بندی شد. در نتیجه، بوهم از دسترسی به آثار خود محروم شد و اجازه نوشتن یا دفاع از پایان نامه خود را نداشت. اوپنهایمر باید برای هیئت علمی دانشگاه گواهی می داد که بوهم واقعاً تحقیقات خود را با موفقیت به پایان رسانده است.
بوهم دکترای خود را در رشته فیزیک دریافت کرد.
در سال 1947 استادیار دانشگاه پرینستون شد و در آنجا با آلبرت انیشتین آشنا شد. انیشتین بوهم را همفکری یافت که می توانست با او گفتگوهای جذابی درباره ماهیت یونیورس داشته باشد. زمانی که بوهم در پرینستون، در آغاز دوره هیستری ضد کمونیستی مک کاتیسم، در مقابل کمیته فعالیت های غیرآمریکایی حاضر شد تا علیه دانشمندان دیگر شهادت دهد. بوهم با درخواست متمم پنجم، از شهادت دادن خودداری کرد. به همین دلیل او دستگیر و به توهین به کنگره متهم شد اما بعداً توسط هیئت منصفه تبرئه شد. با این حال، تمام این ماجرا، آینده شغلی او را در پرینستون بر هم زد و قراردادش تمدید نشد. بوهم ایالات متحده را ترک کرد، ابتدا به برزیل، سپس به اسرائیل و بعداً به انگلستان رفت.
➣@phys_Q
توسط مارینا جونز/قسمت نخست
ذهنهای درخشان نامهای زیادی به یونیورس دادهاند -
“the Magic Universe” (Nigel Calder),
“the Looking Glass Universe” (John Briggs and David Peat),
and “the Elegant Universe” (Brian Green).
فرض اساسی پنهان پشت این عناوین مختلف این ایده است که در سطح عمیق همه چیز در یونیورس پیوند های درونی بی نهایتی دارند . اگر چه این موضوع بیشتر شبیه فلسفه است تا ساینس ، به یاد داشته باشید که تا همین اواخر، افرادی که در مورد جهان طبیعه تحقیق می کردند «فیلسوفان طبیعی» نامیده می شدند و کلمات «ساینتیست» و «فیزیکدان» توسط ویلیام ویول ، اخیرا در قرن نوزدهم ابداع شدند. اما بیایید به ، «هولوگرافیک یونیورس» بپردازیم.
▫️هولوگرام چیست؟
هولوگرام یک فوتوگراف سه بعدی است که با کمک لیزر ساخته می شود. این کلمه ریشه یونانی دارد، "holos" به معنای کل whole و "gramma " به معنای پیام message . برای ساخت هولوگرام، از لیزر برای درخشان کردن آبجکت فیزیکی استفاده می شود. پرتو لیزر دوم از نور بازتابش شده اولی ،پراش می شود و الگوی تداخل در محیط ثبت می شود. هنگامی که فیلم توسعه یافته توسط پرتو لیزر دیگری روشن می شود، یک تصویر سه بعدی از آبجکت فوتوگراف شده ظاهر می شود.
تفاوت بین یک فوتوگراف معمولی و یک هولوگرام (به غیر از نحوه ساخت آن) در رابطه جزء/کل است. اگر یک فوتوگراف معمولی را به قطعات کوچکتر برش دهید، در نهایت هر قطعه را به عنوان بخشی جداگانه از کل خواهید دید. برای دیدن تصویر اصلی باید از مهارت های پازل خود برای قرار دادن مجدد تصویر در کنار هم استفاده کنید. اما اگر هولوگرام را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کنید، هر قسمت شامل یک نسخه کوچکتر، تارتر، اما دقیق از کل تصویر خواهد بود.
اما این چه ارتباطی با یونیورس در ایده دیوید بوهم که شبیه یک هولوگرام غول پیکر است، دارد؟
▫️مقدمه ای بر بوهم
دیوید بوهم در 20 دسامبر 1917 در Wilkes-Barre، پنسیلوانیا به دنیا آمد. او برای تحصیل در رشته فیزیک به دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا رفت و بعداً به دانشگاه کالیفرنیا در برکلی رفت تا بر روی پایان نامه دکترای خود با J.Robert Oppenheimer کار کند.
بوهم که یک ایده آلیست بود در برکلی درگیر سیاست شد و اف بی آی به رهبری جی. ادگار هوور به او برچسب کمونیست زد. این امر او را از دریافت مجوز برای همکاری با اوپنهایمر در پروژه منهتن در لوس آلاموس برای تولید اولین بمب اتمی در طول جنگ جهانی دوم باز داشت. با این حال، هنگام کار بر روی دکترای خود در برکلی، "محاسبات پراکندگی برخورد پروتون ها و دوترون ها" را کشف کرد که توسط تیم پروژه منهتن استفاده شد و در نتیجه بلافاصله طبقه بندی شد. در نتیجه، بوهم از دسترسی به آثار خود محروم شد و اجازه نوشتن یا دفاع از پایان نامه خود را نداشت. اوپنهایمر باید برای هیئت علمی دانشگاه گواهی می داد که بوهم واقعاً تحقیقات خود را با موفقیت به پایان رسانده است.
بوهم دکترای خود را در رشته فیزیک دریافت کرد.
در سال 1947 استادیار دانشگاه پرینستون شد و در آنجا با آلبرت انیشتین آشنا شد. انیشتین بوهم را همفکری یافت که می توانست با او گفتگوهای جذابی درباره ماهیت یونیورس داشته باشد. زمانی که بوهم در پرینستون، در آغاز دوره هیستری ضد کمونیستی مک کاتیسم، در مقابل کمیته فعالیت های غیرآمریکایی حاضر شد تا علیه دانشمندان دیگر شهادت دهد. بوهم با درخواست متمم پنجم، از شهادت دادن خودداری کرد. به همین دلیل او دستگیر و به توهین به کنگره متهم شد اما بعداً توسط هیئت منصفه تبرئه شد. با این حال، تمام این ماجرا، آینده شغلی او را در پرینستون بر هم زد و قراردادش تمدید نشد. بوهم ایالات متحده را ترک کرد، ابتدا به برزیل، سپس به اسرائیل و بعداً به انگلستان رفت.
➣@phys_Q
👍3
◁ دیوید بوهم و هولوگرافیک یونیورس - David Bohm and The Holographic Universe:
از پیامد های یونیورس هولوگرافیک ، توصیف اطلاعات بعنوان تنها المنت های بنیادین در یونیورس هست . هر چند جنس اطلاعات هم به نوبه خود ، فیزیک زیرلایه تازه ای را شامل می شود اما باید توجه داشت که تمام ویژگی های بنیادین کنونی فیزیک ، جرم ، بار الکتریکی ، نیرو ها ، ابعاد فضایی و ... همگی ایمرجنتال از اطلاعات بنیادین در نظر گرفته می شوند . دیگر میزان فواصل بین دو نقطه نه به متریک بلکه به میزان اطلاعات بین دو نقطه بستگی دارد . خلاء vacuum یک سوپ از ذرات کوانتومی ست که در لایه زیرین آن پنهان هستند . خلاء پر از انرژی و اطلاعاتی ست که در صورت لزوم واقعیت خواهند یافت .
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9216
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9223
قسمت سوم و پایانی
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9231
از پیامد های یونیورس هولوگرافیک ، توصیف اطلاعات بعنوان تنها المنت های بنیادین در یونیورس هست . هر چند جنس اطلاعات هم به نوبه خود ، فیزیک زیرلایه تازه ای را شامل می شود اما باید توجه داشت که تمام ویژگی های بنیادین کنونی فیزیک ، جرم ، بار الکتریکی ، نیرو ها ، ابعاد فضایی و ... همگی ایمرجنتال از اطلاعات بنیادین در نظر گرفته می شوند . دیگر میزان فواصل بین دو نقطه نه به متریک بلکه به میزان اطلاعات بین دو نقطه بستگی دارد . خلاء vacuum یک سوپ از ذرات کوانتومی ست که در لایه زیرین آن پنهان هستند . خلاء پر از انرژی و اطلاعاتی ست که در صورت لزوم واقعیت خواهند یافت .
قسمت نخست
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9216
قسمت دوم
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9223
قسمت سوم و پایانی
https://news.1rj.ru/str/phys_Q/9231
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪︎ take the world from another point of view
دنیا را از چشم انداز دیگری ببینید
- Feynman and art of science
🆔 @phys_Q
دنیا را از چشم انداز دیگری ببینید
- Feynman and art of science
🆔 @phys_Q
👍7