هنگامی که آهن با اکسیژن موجود در هوا ترکیب می شود، اکسید آهن قرمز رنگ (که همان زنگ آهن است) تولید می شود. در این میان نوعی فولاد هم وجود دارد که زنگ نمی زند.
هری بریرلی (Harry Brearley) متالوژیست انگلیسی، اولین شخصی بود که به کشف این آلیاژ نائل آمد.
هری بریرلی (Harry Brearley) متالوژیست انگلیسی، اولین شخصی بود که به کشف این آلیاژ نائل آمد.
در واقع این اتفاق دز سال های قبل از جنگ جهانی اول بود که تولید اسلحه به طور چشم گیری افزایش یافته بود و بریرلی جهت رسیدن به آلیاژی از فولاد که مقامت بالایی در مقابل فرسایش ناشی از درجه حرارت بالا در اسلحه ها داشته باشد شروع به آزمایش های گوناگون جهت رسیدن به آلیاژ مورد نظور خود نمود. او شروع به افزایش مقدار کرم در فولاد کرد و به مقایسه ی آن با فولادهای کربنی استاندارد پرداخت.
این مرد پس از انجام آزمایش های پی در پی و حاصل نشدن نتیجه، تمام فلزات را در انبار آزمایشگاه اش گذاشت و با ناامیدی آن جا را ترک کرد.
وی پس از گذشت ماه ها به طور ناگهانی متوجه شد در میان این فلزات، یک فلز وجود دارد که علی رغم زنگ زدگی تمام فلزات، زنگ نزده و اکسید نشده است.
بریرلی با انجام آزمایش های دقیق متوجه شد این قطعه یک آلیاژ از فولاد با ۱۴% کروم است. که امروزه آن را با نام فولادهای “استنلس استیل” و یا به طور عامیانه “استیل” می شناسند.
این مرد پس از انجام آزمایش های پی در پی و حاصل نشدن نتیجه، تمام فلزات را در انبار آزمایشگاه اش گذاشت و با ناامیدی آن جا را ترک کرد.
وی پس از گذشت ماه ها به طور ناگهانی متوجه شد در میان این فلزات، یک فلز وجود دارد که علی رغم زنگ زدگی تمام فلزات، زنگ نزده و اکسید نشده است.
بریرلی با انجام آزمایش های دقیق متوجه شد این قطعه یک آلیاژ از فولاد با ۱۴% کروم است. که امروزه آن را با نام فولادهای “استنلس استیل” و یا به طور عامیانه “استیل” می شناسند.
کانال علمی فیزیک ایران:
@physics_ir
■آلفرد نوبل که بود؟ ■
آیوتا:دیروز صدوهشتادودومین سالگرد ولادت نوبل بود. کسی که در سوئد به دنیا آمد و در روسیه بزرگ شد. در فرانسه و امریکا به تحصیل پرداخت.
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد. "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. و پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزهای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزههای نوبل فیزیک و نوبل شیمی و ... میشناسیم.او امروز، هویت دیگری دارد.
@physics_ir
زندگی همین است.
مرزی بین جنگ و صلح ...
مرزی بین خوبی و بدی ...
.
@physics_ir
#فیزیک #المپیاد #دکتری #آیوتا #physics
@physics_ir
■آلفرد نوبل که بود؟ ■
آیوتا:دیروز صدوهشتادودومین سالگرد ولادت نوبل بود. کسی که در سوئد به دنیا آمد و در روسیه بزرگ شد. در فرانسه و امریکا به تحصیل پرداخت.
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد. "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. و پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزهای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزههای نوبل فیزیک و نوبل شیمی و ... میشناسیم.او امروز، هویت دیگری دارد.
@physics_ir
زندگی همین است.
مرزی بین جنگ و صلح ...
مرزی بین خوبی و بدی ...
.
@physics_ir
#فیزیک #المپیاد #دکتری #آیوتا #physics
@physics_ir
اولین بار اختراع خودکار در سال ۱۸۸۸ میلادی بنام John J. Loud ثبت شد. او دباغ چرم بود و سعی داشت قلمی بسازد که بتواند روی چرمهای دباغی شده خود بنویسد. کاری که خودنویسهای آن زمان قادر به انجام آن نبودند
اولین بار اختراع خودکار در سال ۱۸۸۸ میلادی بنام John J. Loud ثبت شد. او دباغ چرم بود و سعی داشت قلمی بسازد که بتواند روی چرمهای دباغی شده خود بنویسد. کاری که خودنویسهای آن زمان قادر به انجام آن نبودند
سر فردریک گرانت بنتینگ (به انگلیسی: Sir Frederick #Grant Banting# ) پزشک، #زیستشناس و نقاش اهل کانادا است او اولین کسی بود که #انسولین را بر روی انسان با موفقیت استفاده کرد و به همین سبب برنده جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی در سال ۱۹۲۳ شد.
@physics_ir
مهمترین دستاورد #بنتینگ به کشف داروی انسولین و نخستین آزمایش این دارو بر روی انسان بازمیگردد. پایداری بنتینگ در جنگ که نشان از اراده عظیم او داشت، در پیش بردن ایدههایش در تولید انسولین در وسعتی که بتوان از آن برای کنترل قند خون در افراد مبتلا به دیابت استفاده شود کمک کرد. فردریک بنتینگ در سال ۱۹۲۲ توانست به همراه دستیارش، دکتر چارلز بست داروی انسولین را کشف کند و اولین آزمایش موفق این دارو را روی انسان انجام دهد. برخی معتقدند که ایدهها و آزمایشهای بنتینگ داستان تولید انسولین است. عدهای دیگر معتقدند که آزمایشهایی که او بر روی سگها انجام داد بیرحمانه و غیرضروری بودهاند؛ ولی به سختی میتوان انکار کرد که دسترسی گسترده افراد مبتلا به دیابت به انسولین، ریشه در فعالیتهای او در تورونتو در سالهای ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ دارد.
.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #انسولین #دانشمندان
@physics_ir
مهمترین دستاورد #بنتینگ به کشف داروی انسولین و نخستین آزمایش این دارو بر روی انسان بازمیگردد. پایداری بنتینگ در جنگ که نشان از اراده عظیم او داشت، در پیش بردن ایدههایش در تولید انسولین در وسعتی که بتوان از آن برای کنترل قند خون در افراد مبتلا به دیابت استفاده شود کمک کرد. فردریک بنتینگ در سال ۱۹۲۲ توانست به همراه دستیارش، دکتر چارلز بست داروی انسولین را کشف کند و اولین آزمایش موفق این دارو را روی انسان انجام دهد. برخی معتقدند که ایدهها و آزمایشهای بنتینگ داستان تولید انسولین است. عدهای دیگر معتقدند که آزمایشهایی که او بر روی سگها انجام داد بیرحمانه و غیرضروری بودهاند؛ ولی به سختی میتوان انکار کرد که دسترسی گسترده افراد مبتلا به دیابت به انسولین، ریشه در فعالیتهای او در تورونتو در سالهای ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ دارد.
.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #انسولین #دانشمندان
مخترع آسانسور
@physics_ir
الیشا گریوز اوتیس (به انگلیسی: Elisha Graves Otis) (۱۸۱۱-۱۸۶۱) مخترع آمریکایی بود.
او نخستین آسانسور با ترمز اتوماتیک را در ۱۸۵۲ اختراع نمود و کارکرد آنرا در نمایشگاه جهانی نیویورک در سال ۱۸۵۳ در معرض نمایش عمومی قرار داد. اختراع او سبب میشد تا در صورت پاره شدن کابل نگهدارندهٔ کابین آسانسور و پایین افتادن آن، ترمزها به طور خودکار فعال شده و جلوی سقوط آن را بگیرند. در نتیجهٔ این اختراع، راه برای ساخت و توسعهٔ بیشتر آسمانخراشها و استفاده از آسانسور در آنها هموارتر شد.
اوتیس در ۸ آوریل ۱۸۶۱ بر اثر ابتلا به بیماری دیفتری و در سن ۴۹ سالگی درگذشت.
@physics_ir
الیشا گریوز اوتیس (به انگلیسی: Elisha Graves Otis) (۱۸۱۱-۱۸۶۱) مخترع آمریکایی بود.
او نخستین آسانسور با ترمز اتوماتیک را در ۱۸۵۲ اختراع نمود و کارکرد آنرا در نمایشگاه جهانی نیویورک در سال ۱۸۵۳ در معرض نمایش عمومی قرار داد. اختراع او سبب میشد تا در صورت پاره شدن کابل نگهدارندهٔ کابین آسانسور و پایین افتادن آن، ترمزها به طور خودکار فعال شده و جلوی سقوط آن را بگیرند. در نتیجهٔ این اختراع، راه برای ساخت و توسعهٔ بیشتر آسمانخراشها و استفاده از آسانسور در آنها هموارتر شد.
اوتیس در ۸ آوریل ۱۸۶۱ بر اثر ابتلا به بیماری دیفتری و در سن ۴۹ سالگی درگذشت.
✅مخترع تهویه مطبوع
@physics_ir
ویلیس #هاویلند کریر (به انگلیسی: Willis Haviland Carrier# ) مخترع تهویه مطبوع و بنیانگذار شرکت کریراست.
@physics_ir
ویلیس #هاویلند کریر (به انگلیسی: Willis Haviland Carrier# ) مخترع تهویه مطبوع و بنیانگذار شرکت کریراست.
ویلیس #هاویلند کریر (به انگلیسی: Willis Haviland Carrier# ) مخترع تهویه مطبوع و بنیانگذار شرکت کریراست.
او در ژوئن ۱۹۰۱ با در دست داشتن مدرک مهندسی مکانیکبه استخدام شرکت بوفالو در آمد و شروع به طراحی سیستمهای حرارتی، جهت خشک کردن رطوبت الوار وقهوه نمود. کریر دراین دوران به این نتیجه رسید که اطلاعات موجود به هیچ عنوان جهت طراحی یک سیستم مهندسی کارآمد کافی نبوده و از آن رو او خود شروع به تحقیق در زمینه حرارت هوای خروجی که از روی لولههای بخارآب عبور میکند، نمود و به نتایج شگفت انگیزی رسید و این امر در همان ابتدا مبلغی معادل ۴۰٬۰۰۰ دلار برای شرکت صرفه جوئی به ارمغان آورد که این مبلغ صرف اصلاح سیستمهای ضعیف از قبل طراحی شده گردید.
کریر در سال ۱۹۰۲ اولین سیستم تهویه مطبوع خود را طراحی نمود. مشتری او چاپخانهای بود که با مشکل چاپ رنگ روبرو بود چون تغییر در گرما و رطوبت محیط موجب تغییر در همنشینی رنگها میشد. نزدیک به دو دهه اختراعات کریر این مکان را فراهم آورده بود تا در محیطهای صنعتی دما و رطوبت به صورت علمی تحت کنترل در بیاید.
در سال ۱۹۰۶ کریر اولین اختراع خود، وسیلهای برای تصفیه هوا، را به ثبت رساند. کارخانجات نساجی جنوب آمریکا از اولین استفاده کنندگان سیستم جدید کریر بودند. کمبود رطوبت در محیط کارخانجات نساجی بلمونت موجب افزایش بار الکتریسیته ساکن در پنبه شده و این امر موجب سختی و تیرگی پارچه میگردید. سیستم کریر رطوبت موجود در محیط را افزایش داد و در یک حد مطلوب پایدار نمود که این امر موجب از بین رفتن مشکل به وجود آمده گردید. اولین مشتری خارجی سیستم جدید کریر، یک کارخانه نساجی واقع در یوکوهامای ژاپن بود که در سال ۱۹۰۷ این سیستم را خریداری نمود.
او در ژوئن ۱۹۰۱ با در دست داشتن مدرک مهندسی مکانیکبه استخدام شرکت بوفالو در آمد و شروع به طراحی سیستمهای حرارتی، جهت خشک کردن رطوبت الوار وقهوه نمود. کریر دراین دوران به این نتیجه رسید که اطلاعات موجود به هیچ عنوان جهت طراحی یک سیستم مهندسی کارآمد کافی نبوده و از آن رو او خود شروع به تحقیق در زمینه حرارت هوای خروجی که از روی لولههای بخارآب عبور میکند، نمود و به نتایج شگفت انگیزی رسید و این امر در همان ابتدا مبلغی معادل ۴۰٬۰۰۰ دلار برای شرکت صرفه جوئی به ارمغان آورد که این مبلغ صرف اصلاح سیستمهای ضعیف از قبل طراحی شده گردید.
کریر در سال ۱۹۰۲ اولین سیستم تهویه مطبوع خود را طراحی نمود. مشتری او چاپخانهای بود که با مشکل چاپ رنگ روبرو بود چون تغییر در گرما و رطوبت محیط موجب تغییر در همنشینی رنگها میشد. نزدیک به دو دهه اختراعات کریر این مکان را فراهم آورده بود تا در محیطهای صنعتی دما و رطوبت به صورت علمی تحت کنترل در بیاید.
در سال ۱۹۰۶ کریر اولین اختراع خود، وسیلهای برای تصفیه هوا، را به ثبت رساند. کارخانجات نساجی جنوب آمریکا از اولین استفاده کنندگان سیستم جدید کریر بودند. کمبود رطوبت در محیط کارخانجات نساجی بلمونت موجب افزایش بار الکتریسیته ساکن در پنبه شده و این امر موجب سختی و تیرگی پارچه میگردید. سیستم کریر رطوبت موجود در محیط را افزایش داد و در یک حد مطلوب پایدار نمود که این امر موجب از بین رفتن مشکل به وجود آمده گردید. اولین مشتری خارجی سیستم جدید کریر، یک کارخانه نساجی واقع در یوکوهامای ژاپن بود که در سال ۱۹۰۷ این سیستم را خریداری نمود.
@physics_ir
هانری آنتوان بکرل (به فرانسوی: Antoine Henri Becquerel# ) (۱۸۵۲–۱۹۰۸) فیزیکدان فرانسوی و یکی از کاشفان پدیدهٔ پرتوزایی بود. وی در پاریس و در خانوادهای اهل علم زاده شد. تحصیلات خود را در پلیتکنیک این شهرو مدرسهٔ «پلها و راهها» به پایان رساند. در سال ۱۸۹۲ به کرسی استادی در موزهٔ ملّی تاریخ طبیعی پاریس انتخاب شد؛ او سوّمین نفر از خانوادهٔ بکرل بود که به این سمت برگزیده میشد. در سال ۱۸۹۴ مهندس ارشد وزارت راه و پل شد.
بکرل در سال ۱۸۹۶ در حالیکه مشغول بررسی خاصیت فسفرسانس در نمکهای اورانیوم بود، پدیدهٔ پرتوزایی را کشف کرد. در ۱۹۰۳ همراه #ماری_کوری و #پیر_کوری جایزه #نوبل فیزیک را «به خاطر خدمات برجستهای که با کشف پرتوزایی خودبهخودی» انجام داده بود، دریافت کرد. «بکرل» -واحد اندازهگیری پرتوزایی- به نام او است؛ دو چاله در ماه و مریخ هم به نام او نامگذاری شدهاند.
وی نوه آنتوان سزار بکرل، پسر آلکساندر ادمون بکرل و برادرزاده لوئی آلفرد #بکرل بود
هانری آنتوان بکرل (به فرانسوی: Antoine Henri Becquerel# ) (۱۸۵۲–۱۹۰۸) فیزیکدان فرانسوی و یکی از کاشفان پدیدهٔ پرتوزایی بود. وی در پاریس و در خانوادهای اهل علم زاده شد. تحصیلات خود را در پلیتکنیک این شهرو مدرسهٔ «پلها و راهها» به پایان رساند. در سال ۱۸۹۲ به کرسی استادی در موزهٔ ملّی تاریخ طبیعی پاریس انتخاب شد؛ او سوّمین نفر از خانوادهٔ بکرل بود که به این سمت برگزیده میشد. در سال ۱۸۹۴ مهندس ارشد وزارت راه و پل شد.
بکرل در سال ۱۸۹۶ در حالیکه مشغول بررسی خاصیت فسفرسانس در نمکهای اورانیوم بود، پدیدهٔ پرتوزایی را کشف کرد. در ۱۹۰۳ همراه #ماری_کوری و #پیر_کوری جایزه #نوبل فیزیک را «به خاطر خدمات برجستهای که با کشف پرتوزایی خودبهخودی» انجام داده بود، دریافت کرد. «بکرل» -واحد اندازهگیری پرتوزایی- به نام او است؛ دو چاله در ماه و مریخ هم به نام او نامگذاری شدهاند.
وی نوه آنتوان سزار بکرل، پسر آلکساندر ادمون بکرل و برادرزاده لوئی آلفرد #بکرل بود
✅پوزیشن دکتری، فیزیک، هلند
#پوزیشن_دکتری
#فنلاند
#فیزیک
Doctoral Candidate in Experimental Physics of Liquid-Repellent Surfaces
https://en.academicpositions.fi/ad/aalto-university/2019/doctoral-candidate-in-experimental-physics-of-liquid-repellent-surfaces/129282?utm_medium=email&utm_source=transactional&utm_campaign=Job+alerts
@physics_ir
#پوزیشن_دکتری
#فنلاند
#فیزیک
Doctoral Candidate in Experimental Physics of Liquid-Repellent Surfaces
https://en.academicpositions.fi/ad/aalto-university/2019/doctoral-candidate-in-experimental-physics-of-liquid-repellent-surfaces/129282?utm_medium=email&utm_source=transactional&utm_campaign=Job+alerts
@physics_ir
واکسن
@physics_ir
ادوارد جنر (Edward Jenner) (تولد ۱۷ مه ۱۷۴۹ - مرگ ۲۶ ژانویه ۱۸۲۳) پزشک انگلیسی اولین کسی بود که کاربرد واقعی واکسیناسیون را کشف کرد. او را پدر ایمنیشناسی می دانند و گفته میشود کار او بیش از هر کس دیگری جان انسانها را نجات داده است. وی پسری را در برابربیماری آبلهٔ گاوی واکسینه کرد. این بیماری مانند بیماریآبله ولی کمخطرتر از آن است. پس از آنکه جنر میکروببیماری آبله را به آن پسر تزریق کرد؛ چون واکسن آبلهٔ گاوی در وی مصونیت ایجاد نموده بود، به بیماری آبله مبتلا نگردید.
@physics_ir
ادوارد جنر (Edward Jenner) (تولد ۱۷ مه ۱۷۴۹ - مرگ ۲۶ ژانویه ۱۸۲۳) پزشک انگلیسی اولین کسی بود که کاربرد واقعی واکسیناسیون را کشف کرد. او را پدر ایمنیشناسی می دانند و گفته میشود کار او بیش از هر کس دیگری جان انسانها را نجات داده است. وی پسری را در برابربیماری آبلهٔ گاوی واکسینه کرد. این بیماری مانند بیماریآبله ولی کمخطرتر از آن است. پس از آنکه جنر میکروببیماری آبله را به آن پسر تزریق کرد؛ چون واکسن آبلهٔ گاوی در وی مصونیت ایجاد نموده بود، به بیماری آبله مبتلا نگردید.
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
@physics_ir
در هشتم نوامبر ۱۸۹۵ میلادی رونتگن استاد فیزیک دانشگاه ورسبورک آلمان سرگرم انجام تجربیات روی اشعه کاتد یک با لوله کروکس-هیتورف (crookes hittorf tube) بود. این نوح لوله که در آن زمان بکرات مورد استفاده فیزیکدانان قرار می کرفت شامل حباب شیشهای بود که تقریبأ هوای آن تخلیه کامل گشته و دو الکترود به فاصله چند سانتیمتر از یکدیگر در آن قرار داشت. با برقراری اختلاف پتانسیل زیادی در حدود چندین هزار وت بین الکترودها، اشعه کاتدیک (الکترونها) از کاتد (الکترود منفی) به طرف آند (الکترود مثبت) رهسپار میگردد، یا به عبارت دیگر به مسیر خود ادامه میدهد تا به بجدار شیشه لوله اصابت نماید. رونتگن در صفحه کاغذ آغشته به کریستالهای پلاتینیو سیانور بارپمکه در مجاورت لوله کروکس-هیتورف قرار داشت فلور سانس درخشانی مشاهده نمود. بلافاصله وی به شناخت اشعه نوینی به مراتب نافذتر از اشعه کاتدیک رهنمون گردید. سپس رونتگن مشتاقانه در طی چند هفته با پیگیری مداوم این ایده و با طرح تجربیاتی دقیق، به بررسی صفات این اشعه که آن را اشعه ایکس نامید، پرداخت. کشف اشعه ایکس و کاربرد وسیع آن در تصویر برداری پزشکی باعث نجات جان انسانهای زیادی گردید بطوریکه در حال حاضر تصور علم پزشکی بدون تصویر برداری با اشعه ایکس غیرممکن میباشد.
.
📚ویلهلم کنراد رونتگن (به آلمانی: Wilhelm Conrad Röntgen) فیزیکدان آلمانی و کاشف اشعه ایکس است که اولین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۰۱ به دست آورد.
📒اشعه X اشعهای با طول موج بسیار کوتاه و قابلیت نفوذ بسیار زیاد است و از اغلب مواد عبور میکند. فیزیکدانان برای آنالیز مواد بلوری استفادههای شایانی از این اشعه بردهاند و در پزشکی تحت عنوانهای رادیوگرافی ورادیوسکوپی به کار برده میشود.
در هشتم نوامبر ۱۸۹۵ میلادی رونتگن استاد فیزیک دانشگاه ورسبورک آلمان سرگرم انجام تجربیات روی اشعه کاتد یک با لوله کروکس-هیتورف (crookes hittorf tube) بود. این نوح لوله که در آن زمان بکرات مورد استفاده فیزیکدانان قرار می کرفت شامل حباب شیشهای بود که تقریبأ هوای آن تخلیه کامل گشته و دو الکترود به فاصله چند سانتیمتر از یکدیگر در آن قرار داشت. با برقراری اختلاف پتانسیل زیادی در حدود چندین هزار وت بین الکترودها، اشعه کاتدیک (الکترونها) از کاتد (الکترود منفی) به طرف آند (الکترود مثبت) رهسپار میگردد، یا به عبارت دیگر به مسیر خود ادامه میدهد تا به بجدار شیشه لوله اصابت نماید. رونتگن در صفحه کاغذ آغشته به کریستالهای پلاتینیو سیانور بارپمکه در مجاورت لوله کروکس-هیتورف قرار داشت فلور سانس درخشانی مشاهده نمود. بلافاصله وی به شناخت اشعه نوینی به مراتب نافذتر از اشعه کاتدیک رهنمون گردید. سپس رونتگن مشتاقانه در طی چند هفته با پیگیری مداوم این ایده و با طرح تجربیاتی دقیق، به بررسی صفات این اشعه که آن را اشعه ایکس نامید، پرداخت. کشف اشعه ایکس و کاربرد وسیع آن در تصویر برداری پزشکی باعث نجات جان انسانهای زیادی گردید بطوریکه در حال حاضر تصور علم پزشکی بدون تصویر برداری با اشعه ایکس غیرممکن میباشد.
.
📚ویلهلم کنراد رونتگن (به آلمانی: Wilhelm Conrad Röntgen) فیزیکدان آلمانی و کاشف اشعه ایکس است که اولین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۰۱ به دست آورد.
📒اشعه X اشعهای با طول موج بسیار کوتاه و قابلیت نفوذ بسیار زیاد است و از اغلب مواد عبور میکند. فیزیکدانان برای آنالیز مواد بلوری استفادههای شایانی از این اشعه بردهاند و در پزشکی تحت عنوانهای رادیوگرافی ورادیوسکوپی به کار برده میشود.
هاروی ابتدا با انجام یک محاسبه ساده ریاضی نظریه گردش خون را بیان کرد. او برآورد کرد که قلب با هر تپش خود حدود دو اونس خون وارد آئورت میکند.با توجه به این که قلب به طور تقریبی در هر دقیقه ۷۲ بار می زند،وی به این نتیجه رسید که در هر ساعت حدود ۵۴۰ پوند خون از قلب وارد آئورت می شود.به این ترتیب برای هاروی مسلم شد که خون از طریق قلب دوباره به گردش در می آید. هاروی با فرمول بندی و تنظیم این فرضیه برای دستیابی به جزئیات چگونگی گردش خون مدت ۹ سال به انجام آزمایش های مختلف و تحقیقات دقیق پرداخت.
نظریهٔ ابن نفیس دربارهٔ گردش ششی خون را پیشگام نظریهٔ گردش کلی خون از ویلیام هاروی می شمارند که او در قرن هفدهم میلادی ارائه کردهاست.
ویلیام هاروی سرانجام در سوم ژوئن ۱۶۵۷ میلادی در سن شصت و نه سالگی درگذشت و افکارش مطرود شد، تا اینکه در سال ۱۶۶۱ میلادی ، یکی از متخصصان پزشکی در مشاهدات میکروسکوپی،جریان خون را مشاهده کرد و بدینوسیله، کشف بزرگ هاروی مورد تایید پزشکان و مردم قرار گرفت.
نظریهٔ ابن نفیس دربارهٔ گردش ششی خون را پیشگام نظریهٔ گردش کلی خون از ویلیام هاروی می شمارند که او در قرن هفدهم میلادی ارائه کردهاست.
ویلیام هاروی سرانجام در سوم ژوئن ۱۶۵۷ میلادی در سن شصت و نه سالگی درگذشت و افکارش مطرود شد، تا اینکه در سال ۱۶۶۱ میلادی ، یکی از متخصصان پزشکی در مشاهدات میکروسکوپی،جریان خون را مشاهده کرد و بدینوسیله، کشف بزرگ هاروی مورد تایید پزشکان و مردم قرار گرفت.
@physics_ir
.
ویلیام هاروی (به انگلیسی: William Harvey) (۱ آوریل ۱۵۷۸ – ۳ ژوئیه ۱۶۵۷) طبیب بزرگ و زیستشناس انگلیسی بود و در سال ۱۵۷۸میلادی در شهر «فولکستون» انگلستان به دنیا آمد.او برای اولین بار دستگاه گردش خون را کشف و تشریح کرد که خون از طریق قلب پمپ میشود. وی در ایتالیا تحصیل کرد و در مراجعت کتابی راجع به گردش خون نوشت و در این کتاب وی با دلائل قاطع ثابت کرد که خون در بدن انسان دائم در حال گردش است. اثر بزرگ هاروی تحت عنوان«رساله ای تشریحی درباره حرکت قلب و خون در حیوانات»که در سال ۱۶۲۸ چاپ و منتشر شد و یکی از مهمترین کتاب ها در تاریخ فیزیولوژی شناخته شده است.این اثر در واقع نقطه آغازین فیزیولوژی مدرن است.
.
ویلیام هاروی (به انگلیسی: William Harvey) (۱ آوریل ۱۵۷۸ – ۳ ژوئیه ۱۶۵۷) طبیب بزرگ و زیستشناس انگلیسی بود و در سال ۱۵۷۸میلادی در شهر «فولکستون» انگلستان به دنیا آمد.او برای اولین بار دستگاه گردش خون را کشف و تشریح کرد که خون از طریق قلب پمپ میشود. وی در ایتالیا تحصیل کرد و در مراجعت کتابی راجع به گردش خون نوشت و در این کتاب وی با دلائل قاطع ثابت کرد که خون در بدن انسان دائم در حال گردش است. اثر بزرگ هاروی تحت عنوان«رساله ای تشریحی درباره حرکت قلب و خون در حیوانات»که در سال ۱۶۲۸ چاپ و منتشر شد و یکی از مهمترین کتاب ها در تاریخ فیزیولوژی شناخته شده است.این اثر در واقع نقطه آغازین فیزیولوژی مدرن است.
@physics_ir
مخترع دوربین عکاسی
استیون جی سَسون (متولد ۴ ژوئیه ۱۹۵۰ در بروکلین، نیویورک) یک مهندس برق آمریکایی و مخترع دوربین دیجیتال میباشد. سسون، فارغالتحصیل از مؤسسه پلیتکنیک رنسلیر در رشته مهندسی برق است
مخترع دوربین عکاسی
استیون جی سَسون (متولد ۴ ژوئیه ۱۹۵۰ در بروکلین، نیویورک) یک مهندس برق آمریکایی و مخترع دوربین دیجیتال میباشد. سسون، فارغالتحصیل از مؤسسه پلیتکنیک رنسلیر در رشته مهندسی برق است
✳️اتوی برقی
@physics_ir
اتوی برقی در سال های دهه 1880 اختراع شد. در این زمان برق در بیش تر خانه ها در دسترس بود. نخستین اتوی برقی را هنری دبلیو سیلی در 1882 به ثبت رساند. اتوی اختراعی او با سیم های جداشدنی به برق وصل می شد. برق سیم پیچ های داخلی اتو را گرم می کرد اما اتوی سیلی مانند خیلی از اتوهای الکتریکی اولیه سیم برق نداشت. اتو روی یک پایه گرم می شد. مشکل مهم اتوی سیلی این بود که خیلی آرام آرام گرم می شد و پس از استفاده خیلی زود سرد می شد و باید مدام آن را گرم می کردند.
@physics_ir
اتوی برقی در سال های دهه 1880 اختراع شد. در این زمان برق در بیش تر خانه ها در دسترس بود. نخستین اتوی برقی را هنری دبلیو سیلی در 1882 به ثبت رساند. اتوی اختراعی او با سیم های جداشدنی به برق وصل می شد. برق سیم پیچ های داخلی اتو را گرم می کرد اما اتوی سیلی مانند خیلی از اتوهای الکتریکی اولیه سیم برق نداشت. اتو روی یک پایه گرم می شد. مشکل مهم اتوی سیلی این بود که خیلی آرام آرام گرم می شد و پس از استفاده خیلی زود سرد می شد و باید مدام آن را گرم می کردند.
«گودیر» سال 1800 ميلادي در نیوهیون کانتیکت به دنیا آمد. پدرش مخترع و تاجر ناموفقی بود. گودیر جوان دوست داشت راهی برای مقاوم ساختن لاستیک در برابر تغییرات دما بیابد تا در مصارف گوناگونی کاربرد پیدا کند.
این علاقه به شیفتگی عمیقی تبدیل شد که سلامتی و سرمایهي اندکی را که او و خانوادهاش در فاصلهي سالهای 1830 تا 1839 داشتند، بر باد داد. در این مدت گودیر چندین بار به زندان بدهکاران افتاد؛ برای تامین غذا و مسکن محتاج خویشاوندانش شد؛ اما باز هم شیفتگیاش باقی
این علاقه به شیفتگی عمیقی تبدیل شد که سلامتی و سرمایهي اندکی را که او و خانوادهاش در فاصلهي سالهای 1830 تا 1839 داشتند، بر باد داد. در این مدت گودیر چندین بار به زندان بدهکاران افتاد؛ برای تامین غذا و مسکن محتاج خویشاوندانش شد؛ اما باز هم شیفتگیاش باقی
«گودیر» سال 1800 ميلادي در نیوهیون کانتیکت به دنیا آمد. پدرش مخترع و تاجر ناموفقی بود. گودیر جوان دوست داشت راهی برای مقاوم ساختن لاستیک در برابر تغییرات دما بیابد تا در مصارف گوناگونی کاربرد پیدا کند.
این علاقه به شیفتگی عمیقی تبدیل شد که سلامتی و سرمایهي اندکی را که او و خانوادهاش در فاصلهي سالهای 1830 تا 1839 داشتند، بر باد داد. در این مدت گودیر چندین بار به زندان بدهکاران افتاد؛ برای تامین غذا و مسکن محتاج خویشاوندانش شد؛ اما باز هم شیفتگیاش باقی بود.
یکی از شکستهای زندگیاش فروش تعداد زیادی کیسهي نامه به دولت بود که برای ضد آب شدن با لاستیک آمیخته شده بودند، اما هنوز آنها را از کارخانه بیرون نبرده بودند که در برابر گرما چسبناک و بی شکل شدند.
پس از تلاشهای ناموفق بسیاری که برای بهبود لاستیک انجام داد، در یکی از این تلاشها که قصد داشت آن را با گوگرد مخلوط کند، تصادفاً مخلوطی از لاستیک و گوگرد با اجاق تماس پیدا کرد. گودیر در کمال شگفتی مشاهده کرد که لاستیک ذوب نشد، بلکه مثل قطعهای چرم فقط کمی سوخت. گودییر بلافاصله به اهمیت این تصادف پی برد.
بعدها دخترش گفت: همچنان که از اتاقش میگذشتم، بر حسب اتفاق قطعه صمغ کوچکی را که نزدیک آتش گرفته بود دیدم و متوجه شدم که بر اثر اکتشافی که کرده بود، برخلاف همیشه حالتی سرزنده داشت. قطعه صمغ را در سرمای شدید بیرون در آشپزخانه بر میخی آویزان کرد. وقتی آن را صبح روز بعد به داخل آورد، با خوشحالی بر دست بلندش کرد. آن را درست مثل روز قبل که بیرونش گذاشته بود، ارتجاعی یافت.
گودیر پس از انجام آزمایشهای بیشتر، بهترین دما و مدت حرارت را برای تثبیت لاستیک تعیین کرد. تقاضای ثبت اکتشافش را مطرح کرد، و در سال 1844 فرایند خود را بر اساس نام خدای آتش روم باستان، ولکان، فرایند «ولکانیزاسیون» نامید، که به نام او ثبت شد.
این علاقه به شیفتگی عمیقی تبدیل شد که سلامتی و سرمایهي اندکی را که او و خانوادهاش در فاصلهي سالهای 1830 تا 1839 داشتند، بر باد داد. در این مدت گودیر چندین بار به زندان بدهکاران افتاد؛ برای تامین غذا و مسکن محتاج خویشاوندانش شد؛ اما باز هم شیفتگیاش باقی بود.
یکی از شکستهای زندگیاش فروش تعداد زیادی کیسهي نامه به دولت بود که برای ضد آب شدن با لاستیک آمیخته شده بودند، اما هنوز آنها را از کارخانه بیرون نبرده بودند که در برابر گرما چسبناک و بی شکل شدند.
پس از تلاشهای ناموفق بسیاری که برای بهبود لاستیک انجام داد، در یکی از این تلاشها که قصد داشت آن را با گوگرد مخلوط کند، تصادفاً مخلوطی از لاستیک و گوگرد با اجاق تماس پیدا کرد. گودیر در کمال شگفتی مشاهده کرد که لاستیک ذوب نشد، بلکه مثل قطعهای چرم فقط کمی سوخت. گودییر بلافاصله به اهمیت این تصادف پی برد.
بعدها دخترش گفت: همچنان که از اتاقش میگذشتم، بر حسب اتفاق قطعه صمغ کوچکی را که نزدیک آتش گرفته بود دیدم و متوجه شدم که بر اثر اکتشافی که کرده بود، برخلاف همیشه حالتی سرزنده داشت. قطعه صمغ را در سرمای شدید بیرون در آشپزخانه بر میخی آویزان کرد. وقتی آن را صبح روز بعد به داخل آورد، با خوشحالی بر دست بلندش کرد. آن را درست مثل روز قبل که بیرونش گذاشته بود، ارتجاعی یافت.
گودیر پس از انجام آزمایشهای بیشتر، بهترین دما و مدت حرارت را برای تثبیت لاستیک تعیین کرد. تقاضای ثبت اکتشافش را مطرح کرد، و در سال 1844 فرایند خود را بر اساس نام خدای آتش روم باستان، ولکان، فرایند «ولکانیزاسیون» نامید، که به نام او ثبت شد.