Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
@physics_ir
سال ۱۸۵۴ تحصیلات خود را
ماکسول، نظریه الکترومغناطیس در مورد الکترودینامیک را کامل کرد که این فرمولبندی ریاضی به نام خود اومعادلات ماکسول نامگذاری شدهاست. این معادلهها وجود موجهای الکترومغناطیسی را پیشبینی میکردند؛ بنابراین ماکسول نظریهای توسعه داد که تئوری ذرّهای بودن خاصیت نور را توسط آیزاک نیوتون، مورد تناقض قرار میداد. اثبات خاصیت موجی نور بعدها توسط هاینریش رودلف هرتز به انجام رسید و امروزه مبانی سیستم اطلاعرسانی مانند، رادیو، تلویزیون، تلفن همراه، شبکه بیسیم و حتی تندپز را تشکیل میدهد.
سال ۱۸۵۴ تحصیلات خود را
ماکسول، نظریه الکترومغناطیس در مورد الکترودینامیک را کامل کرد که این فرمولبندی ریاضی به نام خود اومعادلات ماکسول نامگذاری شدهاست. این معادلهها وجود موجهای الکترومغناطیسی را پیشبینی میکردند؛ بنابراین ماکسول نظریهای توسعه داد که تئوری ذرّهای بودن خاصیت نور را توسط آیزاک نیوتون، مورد تناقض قرار میداد. اثبات خاصیت موجی نور بعدها توسط هاینریش رودلف هرتز به انجام رسید و امروزه مبانی سیستم اطلاعرسانی مانند، رادیو، تلویزیون، تلفن همراه، شبکه بیسیم و حتی تندپز را تشکیل میدهد.
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
■ریاضيات در فيزيک چهکاره هستند؟■
@iotaph
@physics_ir
نقل قول برخي از دانشمندان در مورد تعامل فيزيک و رياضي:. @iotaph
@physics_ir
✔️کارل فريدريش گاوس: « رياضيات ملکه ي علوم است و نظريه ي اعداد سلطان آن.» .
✔️سيمون لاپلاس: « تمام آثار طبيعت نتايج رياضي چند قانون تفسير ناپذيرند.» .
✔️گاليلئو گاليله: « جهاني که همواره در معرض ديد ما قرار دارد به مانند يک کتاب عظيم نوشته شده است، اما اين کتاب را نمي توان آموخت مگر آن که شخص در ابتدا زبان و حروفي که با آن نوشته شده است را فراگيرد. آن کتاب(جهان)به زبان رياضيات نوشته شده و حروف آن، مثلث ها، دايره ها و ساير اشکال هندسي هستند که بدون آن ها انسان ها نمي توانند يک واژه ي آن را بفهمند. »
✔️آلبرت اينشتين: « فيزيک اساسا يک علم مشاهده مدار و قابل لمس است و رياضيات صرفا وسيله و ابزاري براي بيان قوانين حاکم بر پديده هاست.»
✔️نيلز بور: « رياضيات، علم ساختارهاست و تمام چارچوب هاي ممکن براي پيدا کردن رابطه هاي پديده ها را به ما مي دهد. »
. @iotaph
@physics_ir
✒✏☑️لطفا نظراتتون رو بنویسید. ریاضیات چقدر در فیزیک مهم است؟ آیا ریاضی فقط یک ابزار است؟!
.
.
آیوتا
@iotaph
@physics_ir
.
.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
#فیزیک #ریاضی #المپیاد #گلشنی #آیوتا #physics #math #iotaph
منبع: کتاب ديدگاه هاي فلسفي فيزيکدانان معاصر- دکتر گلشنی
@iotaph
@physics_ir
نقل قول برخي از دانشمندان در مورد تعامل فيزيک و رياضي:. @iotaph
@physics_ir
✔️کارل فريدريش گاوس: « رياضيات ملکه ي علوم است و نظريه ي اعداد سلطان آن.» .
✔️سيمون لاپلاس: « تمام آثار طبيعت نتايج رياضي چند قانون تفسير ناپذيرند.» .
✔️گاليلئو گاليله: « جهاني که همواره در معرض ديد ما قرار دارد به مانند يک کتاب عظيم نوشته شده است، اما اين کتاب را نمي توان آموخت مگر آن که شخص در ابتدا زبان و حروفي که با آن نوشته شده است را فراگيرد. آن کتاب(جهان)به زبان رياضيات نوشته شده و حروف آن، مثلث ها، دايره ها و ساير اشکال هندسي هستند که بدون آن ها انسان ها نمي توانند يک واژه ي آن را بفهمند. »
✔️آلبرت اينشتين: « فيزيک اساسا يک علم مشاهده مدار و قابل لمس است و رياضيات صرفا وسيله و ابزاري براي بيان قوانين حاکم بر پديده هاست.»
✔️نيلز بور: « رياضيات، علم ساختارهاست و تمام چارچوب هاي ممکن براي پيدا کردن رابطه هاي پديده ها را به ما مي دهد. »
. @iotaph
@physics_ir
✒✏☑️لطفا نظراتتون رو بنویسید. ریاضیات چقدر در فیزیک مهم است؟ آیا ریاضی فقط یک ابزار است؟!
.
.
آیوتا
@iotaph
@physics_ir
.
.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
#فیزیک #ریاضی #المپیاد #گلشنی #آیوتا #physics #math #iotaph
منبع: کتاب ديدگاه هاي فلسفي فيزيکدانان معاصر- دکتر گلشنی
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
■دانشمندان حوزه الکترومغناطیس■
تصاویر و سال ولادت و وفات دانشمندانی که نامشان به عنوان واحد در حوزه الکتریسیته و مغناطیس استفاده می شود:
ردیف بالا از راست:
#فارادی . #اهم . #آمپر . #ولت . #وات . #کولن
ردیف پایین از راست:
#هرتز . #تسلا . #ژول . #زیمنس . #وبر . #هنری
.
آیوتا
.
#فیزیک #فیزیک_پایه #آیوتا #کنکور_ارشد #کنکور_دکتری_فیزیک #ژئوفیزیک #نانوفیزیک #هسته_ای #المپیاد_فیزیک #الکتریسیته
تصاویر و سال ولادت و وفات دانشمندانی که نامشان به عنوان واحد در حوزه الکتریسیته و مغناطیس استفاده می شود:
ردیف بالا از راست:
#فارادی . #اهم . #آمپر . #ولت . #وات . #کولن
ردیف پایین از راست:
#هرتز . #تسلا . #ژول . #زیمنس . #وبر . #هنری
.
آیوتا
.
#فیزیک #فیزیک_پایه #آیوتا #کنکور_ارشد #کنکور_دکتری_فیزیک #ژئوفیزیک #نانوفیزیک #هسته_ای #المپیاد_فیزیک #الکتریسیته
@physics_ir
اطلاعات جدیدی از برخورددهندهی بزرگ هادرونی نشان میدهد که کوارکهای پنجتایی عجیبی که در سال 2016 کشف شدند ترکیبی از مزونهای کوارک-پادکوارک و باریونهای سه کوارکی هستند.
اطلاعات جدیدی از برخورددهندهی بزرگ هادرونی نشان میدهد که کوارکهای پنجتایی عجیبی که در سال 2016 کشف شدند ترکیبی از مزونهای کوارک-پادکوارک و باریونهای سه کوارکی هستند.
◀️اطلاعات جدیدی از برخورددهندهی بزرگ هادرونی نشان میدهد که کوارکهای پنجتایی عجیبی که در سال 2016 کشف شدند ترکیبی از مزونهای کوارک-پادکوارک و باریونهای سه کوارکی هستند.
ذراتی که از سه کوارک یا یک جفت کوارک-پادکوارک تشکیل شده اند اعضای آشناتری از مدل استاندارد هستند اما نظریه وجود ترکیبهای عجیبِ دیگر را هم پیشبینی میکند. در سال 2016، بر مبنای دادههای برخورد دهندهی بزرگ هادرونی (LHC)، دست اندرکارانِ LHCbعلائمی از مورد در حال جستجو را مشخص کرد: یک پنتاکوارک Pentaquark)) که از چهار کوارک و یک پادکوارک تشکیل شده بود. اکنون همان گروه از پنتاکوارکهایی گزارش میدهد که توسط نیروهای جاذبه بین یک باریونِ سه کوارکی و یک مزونِ کوارک-پادکوارک که آنها را به طور ضعیفی به شکل یک حالت «مولکولی» پیوند داده، تشکیل شده اند.
در حالی که آشکار سازی علائم پنتاکوارکهای اولیه از اطمینان آماری بالایی برخوردار بود، اما مشخص نبود که اجزاء کوارکی چطور سازمان یافتهاند. کرومودینامیک کوانتومی- نظریهای که برهمکنش کوارکها را توصیف میکند- احتمالات مختلفی از جمله پیوند قویِ پنج کوارکی، ترکیبهایی از انواع مختلف باریونها و مزونها یا حتی برهمکش کوتاه مدت بین ذرات سادهتر و فرآوردههای واپاشیِ آنها را مجاز میداند.
با نتایج جدید LHC، تیم تحقیق به دادههایی 9 برابر دادههای مورد استفاده برای کشف پنتاکوارکهای نخستین دسترسی داشت. این بزرگترین مجموعه از دادهها مشخص کرد که یکی از انواع ذراتی که سه سال پیش مشاهده شده در واقع دو پنتاکوارک جداگانه با جرمهای تقریبا برابر است. جرم این ذرات- به همراه یک پنتاکوارکِ سبکتر که اخیراً کشف شده- در حد زیادی با جرم کاندیدهای سهتاییِ باریون-مزون همخوانی دارد.
با وجود اینکه ممکن است این جرمها به طور اتفاقی از ساختارهای پنتاکوارکِ دیگری ناشی شده باشند اما به گفتهی پژوهشگران چنین تطابقی تصادفی خواهد بود. گرچه قبل از اطمینان به این حرف باید آزمایشهای بیشتری انجام شود.
این تحقیق در Physical Review Letters به چاپ رسیده است.
منبع
How a Pentaquark is Put Together
ذراتی که از سه کوارک یا یک جفت کوارک-پادکوارک تشکیل شده اند اعضای آشناتری از مدل استاندارد هستند اما نظریه وجود ترکیبهای عجیبِ دیگر را هم پیشبینی میکند. در سال 2016، بر مبنای دادههای برخورد دهندهی بزرگ هادرونی (LHC)، دست اندرکارانِ LHCbعلائمی از مورد در حال جستجو را مشخص کرد: یک پنتاکوارک Pentaquark)) که از چهار کوارک و یک پادکوارک تشکیل شده بود. اکنون همان گروه از پنتاکوارکهایی گزارش میدهد که توسط نیروهای جاذبه بین یک باریونِ سه کوارکی و یک مزونِ کوارک-پادکوارک که آنها را به طور ضعیفی به شکل یک حالت «مولکولی» پیوند داده، تشکیل شده اند.
در حالی که آشکار سازی علائم پنتاکوارکهای اولیه از اطمینان آماری بالایی برخوردار بود، اما مشخص نبود که اجزاء کوارکی چطور سازمان یافتهاند. کرومودینامیک کوانتومی- نظریهای که برهمکنش کوارکها را توصیف میکند- احتمالات مختلفی از جمله پیوند قویِ پنج کوارکی، ترکیبهایی از انواع مختلف باریونها و مزونها یا حتی برهمکش کوتاه مدت بین ذرات سادهتر و فرآوردههای واپاشیِ آنها را مجاز میداند.
با نتایج جدید LHC، تیم تحقیق به دادههایی 9 برابر دادههای مورد استفاده برای کشف پنتاکوارکهای نخستین دسترسی داشت. این بزرگترین مجموعه از دادهها مشخص کرد که یکی از انواع ذراتی که سه سال پیش مشاهده شده در واقع دو پنتاکوارک جداگانه با جرمهای تقریبا برابر است. جرم این ذرات- به همراه یک پنتاکوارکِ سبکتر که اخیراً کشف شده- در حد زیادی با جرم کاندیدهای سهتاییِ باریون-مزون همخوانی دارد.
با وجود اینکه ممکن است این جرمها به طور اتفاقی از ساختارهای پنتاکوارکِ دیگری ناشی شده باشند اما به گفتهی پژوهشگران چنین تطابقی تصادفی خواهد بود. گرچه قبل از اطمینان به این حرف باید آزمایشهای بیشتری انجام شود.
این تحقیق در Physical Review Letters به چاپ رسیده است.
منبع
How a Pentaquark is Put Together
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
شبه علم را می توان نسل جدید و نسخه به روز شده ای از خرافات دانست؛ خرافاتی که برای آراستن و توجیه خود، به برداشت سطحی و نادقیق از علم و استفاده نابجا از مفاهیم و اصطلاحات علمی متوسل می شوند و به شکل لباسی امروزی و جذاب در می آیند. از جمله ی این شبه علم ها می توان به "عرفان کوانتومی" اشاره کرد. فیزیک مدرن سرشار از عبارت و اصطلاحاتی است که در زبان روز مره نیز بکار میروند.اما در بستر علمی خود، معنایی کاملا خاص و متفاوت دارند. نسبیت،ذره،موج،نور،قطعیت،آگاهی،ناظر و ارتعاش و انرژی نمونه هایی از این اصطلاحات اند که هر کدام تعریف فنی و دقیقی دارند و می توان گفت با آنچه ما در گفتار عادی خود استفاده میکنیم صرفا دارای اشتراک لفظی اند.
اگر پیچیدگی ها و شگفتی های کوانتوم را هم به این مساله اضافه کنیم، سخت نیست که بفهمیم چرا این شاخه از فیزیک تبدیل به جولانگاهی برای خیال بافی و نظریه پردازی های توخالی و حتی شیادی عده ای شده است. حیطه فعالیت کوانتوم مانند دیگر بخش های فیزیک، منحصر به جهان فیزیکی ما و دنیای ماده و نیروهاست. هر حرف و ادعایی فراتر از این برای نسبت یا پیوند دادن کوانتوم با معنویت، عرفان یا ماورا یا برآمده از خام دستی و بی اطلاعی گوینده است یا سرپوشی برای حقه بازی و گمراه سازی.
انرژی مثبت و منفی افراد، شعور داشتن ذرات و کل هستی و مواردی از این دست، مثال هایی از این مغلطه هاست. در اغلب نمونه های ایرانی عرفان کوانتومی علاوه براینکه روایت مخدوش و گمراه کننده ای از علم ارائه می شود، سعی می شود تا با استفاده از اشعار مولوی و حافظ ، این شاعران را همچون پیشگویان فیزیک و کوانتوم جا بزنند.عرفان کوانتومی را بیشتر باید همچون تردستی جذاب برای مبهوت و سرگرم کردن گوینده و مخاطبش دانست.شعبده ای که هرچند با روشدن دست افرادی همچون مدعیان "عرفان حلقه" سروشدای کمتری پیدا کرده، اما همچنان مدافعان سرسختی دارد.
@physics_ir
- مجله ی دانشمند - شماره 626 - آذر 1394 - صفحه ی 75
اگر پیچیدگی ها و شگفتی های کوانتوم را هم به این مساله اضافه کنیم، سخت نیست که بفهمیم چرا این شاخه از فیزیک تبدیل به جولانگاهی برای خیال بافی و نظریه پردازی های توخالی و حتی شیادی عده ای شده است. حیطه فعالیت کوانتوم مانند دیگر بخش های فیزیک، منحصر به جهان فیزیکی ما و دنیای ماده و نیروهاست. هر حرف و ادعایی فراتر از این برای نسبت یا پیوند دادن کوانتوم با معنویت، عرفان یا ماورا یا برآمده از خام دستی و بی اطلاعی گوینده است یا سرپوشی برای حقه بازی و گمراه سازی.
انرژی مثبت و منفی افراد، شعور داشتن ذرات و کل هستی و مواردی از این دست، مثال هایی از این مغلطه هاست. در اغلب نمونه های ایرانی عرفان کوانتومی علاوه براینکه روایت مخدوش و گمراه کننده ای از علم ارائه می شود، سعی می شود تا با استفاده از اشعار مولوی و حافظ ، این شاعران را همچون پیشگویان فیزیک و کوانتوم جا بزنند.عرفان کوانتومی را بیشتر باید همچون تردستی جذاب برای مبهوت و سرگرم کردن گوینده و مخاطبش دانست.شعبده ای که هرچند با روشدن دست افرادی همچون مدعیان "عرفان حلقه" سروشدای کمتری پیدا کرده، اما همچنان مدافعان سرسختی دارد.
@physics_ir
- مجله ی دانشمند - شماره 626 - آذر 1394 - صفحه ی 75
@physics_ir
یه خاطر انبساط گرمایی فولاد طول برج ایفل در تابستان هفده سانتیمتر از طول برج در زمستان بیشتر است.
ساخت برج ایفل دو سال و دو ماه طول کشید. ۸۵۰ نفر در ساخت آن کار کردهاند. این برج از ۱۸ هزار و ۳۸ قطعه ساخته شدهاست و برای اتصال آنها از ۲ و نیم میلیون پیچ مهره و میخ پرچ استفاده شدهاست. ارتفاع برج ۳۲۴ متر است که در زمان خود مرتفعترین برج جهان بودهاست. وزن برج ایفل بیش از ۱۰ هزار تن است که ۷ هزار و ۳۰۰ تن آن فولاد است.
نام برج ایفل از نام سازندهاش گوستاو #ایفل گرفته شدهاست.
یه خاطر انبساط گرمایی فولاد طول برج ایفل در تابستان هفده سانتیمتر از طول برج در زمستان بیشتر است.
ساخت برج ایفل دو سال و دو ماه طول کشید. ۸۵۰ نفر در ساخت آن کار کردهاند. این برج از ۱۸ هزار و ۳۸ قطعه ساخته شدهاست و برای اتصال آنها از ۲ و نیم میلیون پیچ مهره و میخ پرچ استفاده شدهاست. ارتفاع برج ۳۲۴ متر است که در زمان خود مرتفعترین برج جهان بودهاست. وزن برج ایفل بیش از ۱۰ هزار تن است که ۷ هزار و ۳۰۰ تن آن فولاد است.
نام برج ایفل از نام سازندهاش گوستاو #ایفل گرفته شدهاست.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#آزمایش_فیزیک
@physics_ir
پاک کردن ماژیک وایت برد از روی میز
ماژیک رو میشه مثل نخ از روی میز برداشت.
تا انتها ببینید. دلیلش رو شما توضیح بدید.
.
@physics_ir
پاک کردن ماژیک وایت برد از روی میز
ماژیک رو میشه مثل نخ از روی میز برداشت.
تا انتها ببینید. دلیلش رو شما توضیح بدید.
.
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
طنز: ترغیب برای مطالعه #ترمودینامیک_آماری
.
1- #بولتزمن کسی که مشهور به پایه گذاری ترمودینامیک آماری بوده در سال 1906 خودکشی کرد.
2- پال #ارنفست که در توسعه ترمودینامیک آماری نقش بسزایی داشت به طریق مشابه فوت کرد.
3- بعلاوه پرسی #بریگمن، گیلبرت #لوویس و رابرت #میر که همگی ترمودینامیک مطالعه کردند چندین بار تلاش برای خودکشی کردند.
4- بسیار خوب. چه کسی برای مطالعه ترمودینامیک هیجان زده است؟!
منبع:
@hampaketab
http://bit.ly/2rneD4n
.
1- #بولتزمن کسی که مشهور به پایه گذاری ترمودینامیک آماری بوده در سال 1906 خودکشی کرد.
2- پال #ارنفست که در توسعه ترمودینامیک آماری نقش بسزایی داشت به طریق مشابه فوت کرد.
3- بعلاوه پرسی #بریگمن، گیلبرت #لوویس و رابرت #میر که همگی ترمودینامیک مطالعه کردند چندین بار تلاش برای خودکشی کردند.
4- بسیار خوب. چه کسی برای مطالعه ترمودینامیک هیجان زده است؟!
منبع:
@hampaketab
http://bit.ly/2rneD4n
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
@physics_ir
گروه تحقیقاتی رصدخانه تداخل سنج لیزری (لایگو) و اشکارساز امواج گرانشی اروپایی ویرگو از اول آوریل سال جاری میلادی سومین مرحله رصد خود را شروع کرده است.
درهمین سری رصدی به نظر می رسد، که پدیده بسیار جذابی کشف شده است. برخورد یک ستاره نوترونی با یک سیاهچاله. این نوع برخورد در صورت تایید نهایی اولین در نوع خود است. در دو مرحله قبلی رصدهای لایگو و ویرگو، برخورد دو سیاهچاله در حال ادغام و یک پدیده ادغام دو ستاره نوترونی کشف شده بود، در حالی که در مرحله سوم به نظر می رسد آشکارساز ها ادغام ستاره نوترونی و سیاهچاله را پیدا کرده است. البته این داده ای رصدی احتیاج به تحلیل دقیق تر دارد که این رویدادها به عنوان اتفاق امواج گرانشی ثبت گردد.
به نظر می رسد که داستان کشف منابع جدید #امواج_گرانشی همچنان پر هیجان دنبال خواهد شد.
منبع خبر: وبگاه #لایگو
گروه تحقیقاتی رصدخانه تداخل سنج لیزری (لایگو) و اشکارساز امواج گرانشی اروپایی ویرگو از اول آوریل سال جاری میلادی سومین مرحله رصد خود را شروع کرده است.
درهمین سری رصدی به نظر می رسد، که پدیده بسیار جذابی کشف شده است. برخورد یک ستاره نوترونی با یک سیاهچاله. این نوع برخورد در صورت تایید نهایی اولین در نوع خود است. در دو مرحله قبلی رصدهای لایگو و ویرگو، برخورد دو سیاهچاله در حال ادغام و یک پدیده ادغام دو ستاره نوترونی کشف شده بود، در حالی که در مرحله سوم به نظر می رسد آشکارساز ها ادغام ستاره نوترونی و سیاهچاله را پیدا کرده است. البته این داده ای رصدی احتیاج به تحلیل دقیق تر دارد که این رویدادها به عنوان اتفاق امواج گرانشی ثبت گردد.
به نظر می رسد که داستان کشف منابع جدید #امواج_گرانشی همچنان پر هیجان دنبال خواهد شد.
منبع خبر: وبگاه #لایگو
انرژی تاریک و اکتشافات چندگانه
مساحی انرژی تاریک (Dark Energy Survey)، تحلیلهای چهار مشاهدهپذیر کیهانشناسی را با هم ترکیب کرده است تا ویژگیهای انرژی تاریک را مشخص کند، که هموارکننده راه بررسیهای کیهانشناسیای است که طی یک دهه آینده انجام خواهد شد.
شکل ۱. بخشی از آسمان کهDark Energy Survey طی ماموریت پنجساله خود رصد کرده است. رنگهای مختلف نشاندهنده رصدهای متفاوت انجامشده است. SV: انجام تحقیقات علمی اولیه؛ Y1: سال اول؛ Y2: سال دوم؛ میدانهای SN: نواحی دربردارنده ابرنواخترهایی که بهعنوان شمع استاندارد برای بررسی انبساط عالم بهکار میروند.
امروزه یکی از مهمترین اهداف کیهانشناسی شناخت انرژی تاریکی است که علت انبساط شتابدار عالم است. آیا مشاهدات رصدی با انرژی تاریک به عنوان ثابت کیهانشناسیِ نسبیت عام، که نشاندهنده این است که چگالی انرژی ثابتی بهطور همگن عالم را پر کرده است، سازگار است؟ آیا میتوان انحرافهایی از نسبیت عام در مقیاس کیهانی پیدا کرد که نشاندهنده ماهیت پیچیدهتر گرانش باشد؟ پرسشهایی از این دست انگیزهای برای بررسیهای کنونی و نسل بعدی تحقیقاتی است که هدف آنها نقشهبرداری بخشهای هرچه بزرگتر کیهان، بااستفادهاز انواع مختلف کاوشگرها برای تعیین ویژگیهای انرژی تاریک است. مساحی انرژی تاریک The Dark Energy Survey (DES) از ترکیب تحلیلهای چهار مشاهدهپذیر استاندارد مربوط به انرژی تاریک ویژگیهایی را استخراج کرده است: ابرنواخترها، نوسانات اکوستیکی باریونی، همگرایی گرانشی و خوشهبندی کهکشانی [۱]. قیدهای حاصل آنچه را که از بررسیهای قبلی، که بر کاوشگرهای مجزا متمرکز بود، میدانستیم تایید میکند. اما نتایج نشان میدهد که این رویکرد چندکاوشگر باعث میشود تا بررسیهای دهه ۲۰۲۰ مرتبه بزرگی (دقت) این قیدها را بهبود ببخشد و احتمالا ما را به حل معمای انرژی تاریک نزدیک کند.
اندازهگیریهای سنتی انرژی تاریک به دو روش انجام میشوند. اول، اندازهگری انبساط هندسی عالم است، که شامل رصد ابرنواخترها و نوسانات اکوستیکی باریونی (BAO) است. از ابرنواخترهای نوع Iaمیتوان بهعنوان شمع استاندارد استفاده کرد، درخشندگی مشخص آنها به اخترشناسان اجازه میدهد تا فاصله آنها را حدس بزنند. اندازهگیریهای دهه ۱۹۹۰ از سرعت دورشدن (یا انتقال به سرخ) ابرنواخترها بهعنوان تابعی از فاصله باعث کشف انبساط شتابدار عالم شد، پیشبینیهای مغایر برپایه مدلهایی است که در آن ماده در جهان غالب است [۲].BAO همچنین با فاصلههای فضایی ارتباط دارند، و بهعنوان «خطکشهای استاندارد» میتوانند طولهای کیهانی را کالیبره کنند.BAO افتوخیزهای چگالی ماده است که ناشی از امواج صوتی در پلاسمای فوتون-باریون ابتدایی در جهان اولیه است. طول خطکشهای استاندارد BAO را میتوان با اندازهگیریهای تابش ریزموج زمینه کیهانی (CMB) تخمین زد. دانشمندان میتوانند با رصد اندازه زاویهای خطکشهای BAO [۳] به دفعات، بهطور مستقیم انبساط زمینه هندسی عالم را اندازهگیری کنند.
روش دوم اندازهگیری، تاثیر انرژی تاریک بر آهنگ رشد ساختارهای کیهانی، قابل مشاهده و تاریک هر دو، متمرکز است. انبساط شتابدار باعث میشود که این ساختارها کُندتر رشد کنند، زیرا گرانش زمان کمتری برای جذب در مادهی اطراف نواحی بیشازحد چگال دارد. با رصد توزیع ماده میتوان توقف رشد را مشخص کرد. DES توزیع ماده را ازطریق اندازهگیریهای دقیق همگراییهای ضعیف، اعوجاجات همدوس اَشکال کهکشانهای زمینه که ناشی از عدسیهای گرانشی ماده پیشزمینه است، ردیابی کرد. از چنین اعوجاجاتی،توزیع ماده پسزمینه (که عمدتا ماده تاریک است) بهدست میآید. مقدارهای کوچک اثر همگرایی ضعیف (weak-lensing) اندازهگیری و حساسیت به اشتباهات رصدی سیستماتیک را مشکل میکند، اما برخی تحقیقات، ازجمله DES، توانسته بااستفادهاز همگرایی ضعیف تقشههایی از توزیع ماده فراهم کند.
یک رویکرد دیگر برای اندازهگیری میزان توقف رشد ساختار، ردیابی توزیع ساختار با مساحی کهکشانهای قابل رؤیت است. اندازهگیری فاصله تا کهکشان نیازمند تعیین انتقال به قرمز آن ازطریق طیفسنجی است. درحالیکه DESقابلیت طیفسنجی با وضوح بالا ندارد، بخشی از این مشکل را با تصویربرداری آسمان ازطریق پنج فیلتر طیفی، با بهدستآوردن طیفهای با وضوح پایین که اندازهگیریهای تقریبی فاصله تا کهکشانها را تعیین میکند، نشان میدهد. این کار خطاهای فاصله ساختار سهبعدی را محو میکند، اما همچنان نقشههای حاصلْ کاوشگر قوی تشکیل ساختار گرانشی هستند. درحالیکه این نقشههای کهکشانی نسبت به مساحی های همگرایی ضعیف کمتر نوفه (نویز) دارند، محدود هستند، زیرا دقیقا نمیدانیم که توزیع ماده تاریک نسبت به کهکشانهای مرئی چطور است. بااینحال گروه کاری DES (DES Collaboration) تکنیکهایی را برپایه دادههای مر
مساحی انرژی تاریک (Dark Energy Survey)، تحلیلهای چهار مشاهدهپذیر کیهانشناسی را با هم ترکیب کرده است تا ویژگیهای انرژی تاریک را مشخص کند، که هموارکننده راه بررسیهای کیهانشناسیای است که طی یک دهه آینده انجام خواهد شد.
شکل ۱. بخشی از آسمان کهDark Energy Survey طی ماموریت پنجساله خود رصد کرده است. رنگهای مختلف نشاندهنده رصدهای متفاوت انجامشده است. SV: انجام تحقیقات علمی اولیه؛ Y1: سال اول؛ Y2: سال دوم؛ میدانهای SN: نواحی دربردارنده ابرنواخترهایی که بهعنوان شمع استاندارد برای بررسی انبساط عالم بهکار میروند.
امروزه یکی از مهمترین اهداف کیهانشناسی شناخت انرژی تاریکی است که علت انبساط شتابدار عالم است. آیا مشاهدات رصدی با انرژی تاریک به عنوان ثابت کیهانشناسیِ نسبیت عام، که نشاندهنده این است که چگالی انرژی ثابتی بهطور همگن عالم را پر کرده است، سازگار است؟ آیا میتوان انحرافهایی از نسبیت عام در مقیاس کیهانی پیدا کرد که نشاندهنده ماهیت پیچیدهتر گرانش باشد؟ پرسشهایی از این دست انگیزهای برای بررسیهای کنونی و نسل بعدی تحقیقاتی است که هدف آنها نقشهبرداری بخشهای هرچه بزرگتر کیهان، بااستفادهاز انواع مختلف کاوشگرها برای تعیین ویژگیهای انرژی تاریک است. مساحی انرژی تاریک The Dark Energy Survey (DES) از ترکیب تحلیلهای چهار مشاهدهپذیر استاندارد مربوط به انرژی تاریک ویژگیهایی را استخراج کرده است: ابرنواخترها، نوسانات اکوستیکی باریونی، همگرایی گرانشی و خوشهبندی کهکشانی [۱]. قیدهای حاصل آنچه را که از بررسیهای قبلی، که بر کاوشگرهای مجزا متمرکز بود، میدانستیم تایید میکند. اما نتایج نشان میدهد که این رویکرد چندکاوشگر باعث میشود تا بررسیهای دهه ۲۰۲۰ مرتبه بزرگی (دقت) این قیدها را بهبود ببخشد و احتمالا ما را به حل معمای انرژی تاریک نزدیک کند.
اندازهگیریهای سنتی انرژی تاریک به دو روش انجام میشوند. اول، اندازهگری انبساط هندسی عالم است، که شامل رصد ابرنواخترها و نوسانات اکوستیکی باریونی (BAO) است. از ابرنواخترهای نوع Iaمیتوان بهعنوان شمع استاندارد استفاده کرد، درخشندگی مشخص آنها به اخترشناسان اجازه میدهد تا فاصله آنها را حدس بزنند. اندازهگیریهای دهه ۱۹۹۰ از سرعت دورشدن (یا انتقال به سرخ) ابرنواخترها بهعنوان تابعی از فاصله باعث کشف انبساط شتابدار عالم شد، پیشبینیهای مغایر برپایه مدلهایی است که در آن ماده در جهان غالب است [۲].BAO همچنین با فاصلههای فضایی ارتباط دارند، و بهعنوان «خطکشهای استاندارد» میتوانند طولهای کیهانی را کالیبره کنند.BAO افتوخیزهای چگالی ماده است که ناشی از امواج صوتی در پلاسمای فوتون-باریون ابتدایی در جهان اولیه است. طول خطکشهای استاندارد BAO را میتوان با اندازهگیریهای تابش ریزموج زمینه کیهانی (CMB) تخمین زد. دانشمندان میتوانند با رصد اندازه زاویهای خطکشهای BAO [۳] به دفعات، بهطور مستقیم انبساط زمینه هندسی عالم را اندازهگیری کنند.
روش دوم اندازهگیری، تاثیر انرژی تاریک بر آهنگ رشد ساختارهای کیهانی، قابل مشاهده و تاریک هر دو، متمرکز است. انبساط شتابدار باعث میشود که این ساختارها کُندتر رشد کنند، زیرا گرانش زمان کمتری برای جذب در مادهی اطراف نواحی بیشازحد چگال دارد. با رصد توزیع ماده میتوان توقف رشد را مشخص کرد. DES توزیع ماده را ازطریق اندازهگیریهای دقیق همگراییهای ضعیف، اعوجاجات همدوس اَشکال کهکشانهای زمینه که ناشی از عدسیهای گرانشی ماده پیشزمینه است، ردیابی کرد. از چنین اعوجاجاتی،توزیع ماده پسزمینه (که عمدتا ماده تاریک است) بهدست میآید. مقدارهای کوچک اثر همگرایی ضعیف (weak-lensing) اندازهگیری و حساسیت به اشتباهات رصدی سیستماتیک را مشکل میکند، اما برخی تحقیقات، ازجمله DES، توانسته بااستفادهاز همگرایی ضعیف تقشههایی از توزیع ماده فراهم کند.
یک رویکرد دیگر برای اندازهگیری میزان توقف رشد ساختار، ردیابی توزیع ساختار با مساحی کهکشانهای قابل رؤیت است. اندازهگیری فاصله تا کهکشان نیازمند تعیین انتقال به قرمز آن ازطریق طیفسنجی است. درحالیکه DESقابلیت طیفسنجی با وضوح بالا ندارد، بخشی از این مشکل را با تصویربرداری آسمان ازطریق پنج فیلتر طیفی، با بهدستآوردن طیفهای با وضوح پایین که اندازهگیریهای تقریبی فاصله تا کهکشانها را تعیین میکند، نشان میدهد. این کار خطاهای فاصله ساختار سهبعدی را محو میکند، اما همچنان نقشههای حاصلْ کاوشگر قوی تشکیل ساختار گرانشی هستند. درحالیکه این نقشههای کهکشانی نسبت به مساحی های همگرایی ضعیف کمتر نوفه (نویز) دارند، محدود هستند، زیرا دقیقا نمیدانیم که توزیع ماده تاریک نسبت به کهکشانهای مرئی چطور است. بااینحال گروه کاری DES (DES Collaboration) تکنیکهایی را برپایه دادههای مر
بوط به همگرایی ضعیف با توزیع کهکشانهای مرئی توسعه داده است، که اجازه استفاده از نقشههای کهکشانی سیگنال به نویز (نوفه) بالاتر در کیهانشناسی را میدهد.
محدوده وسیعی از آسمان نیمکره جنوبی را درنظر بگیرید (شکل ۱). بااستفاده از تلسکوپ ۴متری Victor M. Blanco در رصدخانه میانآمریکایی سرو تولولو (Cerro Tololo Inter-American) در شیلی، برای اولین بار گروه کاری DES همه نتایج چهار کاوشگر انرژی تاریک را در یک تحلیل با هم ترکیب کرده است. نتایج اولیه این کار قیدهای مستقلی روی چگالیهای کیهانی ماده تاریک و انرژی تاریک، هر دو، نشان میدهد (شکل ۲). گروه کاری DES نیز معادله پارامتر حالت انرژی تاریک را محدود کرده است. همانطور که در شکل ۲ میبینیم این قیدها هنوز با بهترین قیدهای استخراجشده از دیگر آزمایشهای ناشی از ترکیب بررسیهای کهکشانها و دادههایCMB قابلرقابت نیست. بااینحال، بهنظر من نشاندادن امکان وجود یک رویکرد چندمنظوره در یک بررسی مهمترین جنبه کار است، چرا که مزایای زیادی نسبت به بررسیهای تککاوشگر دارد. اول، ازآنجاکه همه کاوشها از یک بررسی بهدست میآیند، میتوان بهطور مستمر کالیبراسیون و خطاهای سیستماتیک را درطی کاوشهای چندگانه کنترل کرد –کار پژوهشی سختتر، گردآوری دادهها از آزمایشهای جداگانه است. دوم، این گروه کاری میتواند از همان استراتژی ماهرانه بهطور یکسان بهره ببرد –رویکرد تجزیهوتحلیل که در آن اطلاعات از محققانی که کار تحلیل را برای کاهش خطای رصدگر انجام میدهند، دور نگه میدارد. درنهایت، ویژگی همزمانی این چهار کاوش اجازه انجام تجزیهوتحلیلهای همبستگی متقابل که در بالا ذکر شد را میدهد. درحالیکه دراصل همه موارد فوق بااستفادهاز آزمایشهای جداگانه امکانپذیر است، در عمل بسیار مشکلدار است. علاوهبراین، غنای دادههای حاصل از یک تحلیل چندگانه میتواند الهامبخش آزمونهای گرانشی و انرژی تاریکی باشد که قبلا درمورد آنها فکر هم نکرده بودند.
شکل ۲. قیدهای چگالی انرژی تاریک (خطای پردازش ریاضی) و چگالی ماده تاریک (خطای پردازش ریاضی). خطوط خاکستری قیدهای دادههای DES در همگرایی گرانشی ضعیف، ساختارهای بزرگمقیاس، ابرنواخترها و BAO است. خطوط سبز، بهترین قیدهای دردسترس است که از CMB، ابرنواخترها و دادههای BAO بهدست آمده است. خطوط نشاندهنده ۶۸درصد و ۹۵درصد اطمینان آماری است.
نتایج تحلیل چندگانه DES نشان از دهه پیشِ روی بسیار خوبی در تحقیقات انرژی تاریک دارد. در کوتاهمدت میتوانیم انتظار داشته باشیم که گروه همکاریDES محدودیتهای خود را بهمیزان قابلتوجهی بهبود بخشد. دادههای تحلیلشده در این کار نشاندهنده فقط بخشی از دادههای DES است. مجموعه دادههای نهایی سهبرابر بیشتر از اندازهگیریهای همگرایی ضعیف و خوشههای کهکشانی خواهد بود و۱۰برابر ابرنواختر بیشتر را دربر میگیرد. ازلحاظ آماری این مقدار باید با ضریب ۲-۴ محدودیتها را بهبود ببخشد. هر چه قیدها سختتر شوند، بهطور بالقوه تنش های بین مشاهدهپذیرهای مختلف در مدلهای کیهانشناسی کنونی دچار شکاف میشود. درحال حاضر اختلافاتی بین اندازهگیریهای موضعی ثابت هابل درمقایسهبا مقدار استنتاجشده ازCMB و BAO [۴]، مانند نکات جزئی مخالفت با مقدار ساختار نشاندادهشده با CMB و همگرایی ضعیف است [۵]. تحلیلهای کاملDES میتواند به حل این اختلافات کمک کند یا شاید آنها را شدیدتر هم کند، که بسیار هیجانانگیزتر خواهد بود.
در بلندمدت میتوانیم از برخی از تحقیقات درحال پیشرفت، و حتی پژوهشهای بزرگتری که برای دهه بعدی برنامهریزی شدهاست، انتظار نتایجی داشته باشیم؛ که شامل پژوهشهای نورسنجی مانند DES (مثل پژوهشKilo-Degree، پژوهشHyper Supreme-Cam و Large Synoptic Survey Telescope)، پژوهشهای طیفسنجی (پژوهش طیفسنجی نوسان باریونی بسطدادهشده (Extended Baryon Oscillation Spectroscopic Survey) و پژوهشهای طراحیشده با تلسکوپ طیفسنجی ۴متریMulti-Object و ابزار طیفسنجی انرژی تاریک)، دو ماموریت ماهوارهای که رصدهای فوتومتریک و طیفسنجی را با هم ترکیب خواهد کرد (تلسکوپ Euclid و تلسکوپ Wide Field Infrared Survey)، اندازهگیریهای CMB(رصدخانه Simons و آزمایش Stage-4 CMB)، و پژوهشهایی که از جدیدترین کاوشگرها مانند خط هیدروژن 21-cm و امواج گرانشی استفاده میکنند. وسعت این برنامهها این اطمینان را ایجاد میکند که اندازهگیریهای DESفقط آغاز اکتشافی هیجانانگیز درمورد یکی از فریبندهترین پرسشهای کیهانشناسی است.
مراجع
1. T. M. C. Abbott et al., “Cosmological constraints from multiple probes in the Dark Energy Survey,” Phys. Rev. Lett. 122, 171301 (2019).
2. A. G. Riess et al., “Observational evidence from supernovae for an accelerating universe and a cosmological constant,”
محدوده وسیعی از آسمان نیمکره جنوبی را درنظر بگیرید (شکل ۱). بااستفاده از تلسکوپ ۴متری Victor M. Blanco در رصدخانه میانآمریکایی سرو تولولو (Cerro Tololo Inter-American) در شیلی، برای اولین بار گروه کاری DES همه نتایج چهار کاوشگر انرژی تاریک را در یک تحلیل با هم ترکیب کرده است. نتایج اولیه این کار قیدهای مستقلی روی چگالیهای کیهانی ماده تاریک و انرژی تاریک، هر دو، نشان میدهد (شکل ۲). گروه کاری DES نیز معادله پارامتر حالت انرژی تاریک را محدود کرده است. همانطور که در شکل ۲ میبینیم این قیدها هنوز با بهترین قیدهای استخراجشده از دیگر آزمایشهای ناشی از ترکیب بررسیهای کهکشانها و دادههایCMB قابلرقابت نیست. بااینحال، بهنظر من نشاندادن امکان وجود یک رویکرد چندمنظوره در یک بررسی مهمترین جنبه کار است، چرا که مزایای زیادی نسبت به بررسیهای تککاوشگر دارد. اول، ازآنجاکه همه کاوشها از یک بررسی بهدست میآیند، میتوان بهطور مستمر کالیبراسیون و خطاهای سیستماتیک را درطی کاوشهای چندگانه کنترل کرد –کار پژوهشی سختتر، گردآوری دادهها از آزمایشهای جداگانه است. دوم، این گروه کاری میتواند از همان استراتژی ماهرانه بهطور یکسان بهره ببرد –رویکرد تجزیهوتحلیل که در آن اطلاعات از محققانی که کار تحلیل را برای کاهش خطای رصدگر انجام میدهند، دور نگه میدارد. درنهایت، ویژگی همزمانی این چهار کاوش اجازه انجام تجزیهوتحلیلهای همبستگی متقابل که در بالا ذکر شد را میدهد. درحالیکه دراصل همه موارد فوق بااستفادهاز آزمایشهای جداگانه امکانپذیر است، در عمل بسیار مشکلدار است. علاوهبراین، غنای دادههای حاصل از یک تحلیل چندگانه میتواند الهامبخش آزمونهای گرانشی و انرژی تاریکی باشد که قبلا درمورد آنها فکر هم نکرده بودند.
شکل ۲. قیدهای چگالی انرژی تاریک (خطای پردازش ریاضی) و چگالی ماده تاریک (خطای پردازش ریاضی). خطوط خاکستری قیدهای دادههای DES در همگرایی گرانشی ضعیف، ساختارهای بزرگمقیاس، ابرنواخترها و BAO است. خطوط سبز، بهترین قیدهای دردسترس است که از CMB، ابرنواخترها و دادههای BAO بهدست آمده است. خطوط نشاندهنده ۶۸درصد و ۹۵درصد اطمینان آماری است.
نتایج تحلیل چندگانه DES نشان از دهه پیشِ روی بسیار خوبی در تحقیقات انرژی تاریک دارد. در کوتاهمدت میتوانیم انتظار داشته باشیم که گروه همکاریDES محدودیتهای خود را بهمیزان قابلتوجهی بهبود بخشد. دادههای تحلیلشده در این کار نشاندهنده فقط بخشی از دادههای DES است. مجموعه دادههای نهایی سهبرابر بیشتر از اندازهگیریهای همگرایی ضعیف و خوشههای کهکشانی خواهد بود و۱۰برابر ابرنواختر بیشتر را دربر میگیرد. ازلحاظ آماری این مقدار باید با ضریب ۲-۴ محدودیتها را بهبود ببخشد. هر چه قیدها سختتر شوند، بهطور بالقوه تنش های بین مشاهدهپذیرهای مختلف در مدلهای کیهانشناسی کنونی دچار شکاف میشود. درحال حاضر اختلافاتی بین اندازهگیریهای موضعی ثابت هابل درمقایسهبا مقدار استنتاجشده ازCMB و BAO [۴]، مانند نکات جزئی مخالفت با مقدار ساختار نشاندادهشده با CMB و همگرایی ضعیف است [۵]. تحلیلهای کاملDES میتواند به حل این اختلافات کمک کند یا شاید آنها را شدیدتر هم کند، که بسیار هیجانانگیزتر خواهد بود.
در بلندمدت میتوانیم از برخی از تحقیقات درحال پیشرفت، و حتی پژوهشهای بزرگتری که برای دهه بعدی برنامهریزی شدهاست، انتظار نتایجی داشته باشیم؛ که شامل پژوهشهای نورسنجی مانند DES (مثل پژوهشKilo-Degree، پژوهشHyper Supreme-Cam و Large Synoptic Survey Telescope)، پژوهشهای طیفسنجی (پژوهش طیفسنجی نوسان باریونی بسطدادهشده (Extended Baryon Oscillation Spectroscopic Survey) و پژوهشهای طراحیشده با تلسکوپ طیفسنجی ۴متریMulti-Object و ابزار طیفسنجی انرژی تاریک)، دو ماموریت ماهوارهای که رصدهای فوتومتریک و طیفسنجی را با هم ترکیب خواهد کرد (تلسکوپ Euclid و تلسکوپ Wide Field Infrared Survey)، اندازهگیریهای CMB(رصدخانه Simons و آزمایش Stage-4 CMB)، و پژوهشهایی که از جدیدترین کاوشگرها مانند خط هیدروژن 21-cm و امواج گرانشی استفاده میکنند. وسعت این برنامهها این اطمینان را ایجاد میکند که اندازهگیریهای DESفقط آغاز اکتشافی هیجانانگیز درمورد یکی از فریبندهترین پرسشهای کیهانشناسی است.
مراجع
1. T. M. C. Abbott et al., “Cosmological constraints from multiple probes in the Dark Energy Survey,” Phys. Rev. Lett. 122, 171301 (2019).
2. A. G. Riess et al., “Observational evidence from supernovae for an accelerating universe and a cosmological constant,”
Astron. J. 116, 1009 (1998); S. Perlmutter et al., “Discovery of a supernova explosion at half the age of the Universe,” Nature 391, 51 (1998); “Erratum: Discovery of a supernova explosion at half the age of the Universe,” 392, 311 (1998).
3. M. A. Troxel et al., “Dark Energy Survey Year 1 results: Cosmological constraints from cosmic shear,” Phys. Rev. D 98 (2018).
4. Wendy L. Freedman, “Cosmology at at crossroads: Tension with the Hubble Constant,” arXiv:1706.02739.
5. H. Hildebrandt et al., “KiDS-450: cosmological parameter constraints from tomographic weak gravitational lensing,” Mon. Not. R. Astron. Soc. 465, 1454 (2016); E. van Uitert et al., “KiDS+GAMA: cosmology constraints from a joint analysis of cosmic shear, galaxy–galaxy lensing, and angular clustering,” 476, 4662 (2018); S. Joudaki et al., “KiDS-450 + 2dFLenS: Cosmological parameter constraints from weak gravitational lensing tomography and overlapping redshift-space galaxy clustering,” 474, 4894 (2017); C. Hikage et al., “Cosmology from cosmic shear power spectra with Subaru Hyper Suprime-Cam first-year data,” Publ. Astron. Soc. Jpn. 71, 43 (2019); C. Chang et al., “A unified analysis of four cosmic shear surveys,” Mon. Not. R. Astron. Soc. 482, 3696 (2018)
درباره نویسنده:
نیکیل پادمانابان، دانشیار گروه فیزیک و نجوم در دانشگاه ییل است. وی دکترای نخصصی خود را در سال ۲۰۰۶ از دانشگاه پرینستون دریافت کرده و با Uros Seljak کار میکند. او همکار پروژه هابل در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ بوده و تاکنون در ییل بوده است. تحقیقات او هر دو جنبه رصدی و تئوری تعیین ساختارهای بزرگمقیاس با بررسی کهکشانی را با تمرکز بر استفاده از اندازهگیریهای نوسان آکوستیک باریون برای تعیین تاریخچه انبساط جهان را پوشش میدهد.
منبع:
https://physics.aps.org/articles/v12/48
3. M. A. Troxel et al., “Dark Energy Survey Year 1 results: Cosmological constraints from cosmic shear,” Phys. Rev. D 98 (2018).
4. Wendy L. Freedman, “Cosmology at at crossroads: Tension with the Hubble Constant,” arXiv:1706.02739.
5. H. Hildebrandt et al., “KiDS-450: cosmological parameter constraints from tomographic weak gravitational lensing,” Mon. Not. R. Astron. Soc. 465, 1454 (2016); E. van Uitert et al., “KiDS+GAMA: cosmology constraints from a joint analysis of cosmic shear, galaxy–galaxy lensing, and angular clustering,” 476, 4662 (2018); S. Joudaki et al., “KiDS-450 + 2dFLenS: Cosmological parameter constraints from weak gravitational lensing tomography and overlapping redshift-space galaxy clustering,” 474, 4894 (2017); C. Hikage et al., “Cosmology from cosmic shear power spectra with Subaru Hyper Suprime-Cam first-year data,” Publ. Astron. Soc. Jpn. 71, 43 (2019); C. Chang et al., “A unified analysis of four cosmic shear surveys,” Mon. Not. R. Astron. Soc. 482, 3696 (2018)
درباره نویسنده:
نیکیل پادمانابان، دانشیار گروه فیزیک و نجوم در دانشگاه ییل است. وی دکترای نخصصی خود را در سال ۲۰۰۶ از دانشگاه پرینستون دریافت کرده و با Uros Seljak کار میکند. او همکار پروژه هابل در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ بوده و تاکنون در ییل بوده است. تحقیقات او هر دو جنبه رصدی و تئوری تعیین ساختارهای بزرگمقیاس با بررسی کهکشانی را با تمرکز بر استفاده از اندازهگیریهای نوسان آکوستیک باریون برای تعیین تاریخچه انبساط جهان را پوشش میدهد.
منبع:
https://physics.aps.org/articles/v12/48
Physics
Dark Energy Faces Multiple Probes
The Dark Energy Survey has combined its analysis of four cosmological observables to constrain the properties of dark energy—paving the way for cosmological surveys that will run in the next decade.