شاید بتوان اختلاف در اندازهگیری آهنگ انبساط کیهانی را با افزودن شکل دیگری از انرژی تاریک حل کرد.
مدتهای طولانی دستیابی به آهنگ انبساط جهان، که با ثابت هابل توصیف میشود، مشکل بوده است. دو راهبرد کنونی برای تعیین ثابت هابل در کشمکش هستند و بهنظر میرسد که درست پساز هر بار اعلام دادههای جدید، این تنش بدتر میشود. یک نظریه جدید نشان ميدهد که با افزودن نوع دیگری از انرژی تاریک که مدتها پیش از آنکه کهکشانها پدید آیند، به جهان سرعت داده بود میتوان مشکل را حل کرد.
مدتهای طولانی دستیابی به آهنگ انبساط جهان، که با ثابت هابل توصیف میشود، مشکل بوده است. دو راهبرد کنونی برای تعیین ثابت هابل در کشمکش هستند و بهنظر میرسد که درست پساز هر بار اعلام دادههای جدید، این تنش بدتر میشود. یک نظریه جدید نشان ميدهد که با افزودن نوع دیگری از انرژی تاریک که مدتها پیش از آنکه کهکشانها پدید آیند، به جهان سرعت داده بود میتوان مشکل را حل کرد.
شاید بتوان اختلاف در اندازهگیری آهنگ انبساط کیهانی را با افزودن شکل دیگری از انرژی تاریک حل کرد.
مدتهای طولانی دستیابی به آهنگ انبساط جهان، که با ثابت هابل توصیف میشود، مشکل بوده است. دو راهبرد کنونی برای تعیین ثابت هابل در کشمکش هستند و بهنظر میرسد که درست پساز هر بار اعلام دادههای جدید، این تنش بدتر میشود. یک نظریه جدید نشان ميدهد که با افزودن نوع دیگری از انرژی تاریک که مدتها پیش از آنکه کهکشانها پدید آیند، به جهان سرعت داده بود میتوان مشکل را حل کرد.
ثابت هابل را میتوان با اندازهگیری سرعت دورشدن هر جرم از ما (معمولا ابرنواخترها) و تقسیم آن بر فاصله آن جرم تعیین کرد. روش دیگر برای تخمین ثابت هابل شامل برونیابی دادههای تابش زمینه کیهانی (CMB) در جهان اولیه است. درحالیکه تخمینهای این دو تکنیک مشابه است، این دو مقدار با شاخص قابلتوجه ۴ سیگما با هم اختلاف دارند.
محققان برای برآورد CMB «مدل استاندارد کیهانشناسیای فرض کردهاند که در آن چگالی انرژی تاریک در طول زمان ثابت است». مارک کامینوفسکی از دانشگاه جان هاپکینز، در مریلند، و همکارانش برای حل تنش (ثابت) هابل سهم دومی برای انرژی تاریکی که از میدان اسکالری میآید که اصطلاحا چگالی انرژی آن با زمان متغیر است، درنظر گرفتند. این گروه با تمرکز بر انواع پتانسیلهای میدان اسکالر پارامترهایی را از این پتانسیلها تعیین کردند که میتوانست در جهان اولیه شتاب کاملا کافی ایجاد کند تا برآوردِ CMB ثابت هابل را با اندازهگیریهای محلی تطبیق دهد. محققان پیشبینی کردهاند که شتاب این میدان اسکالر را میتوان دقیق و قابلتشخیص در CMB مشخص کرد که ممکن است در پژوهشهای آینده مشاهده شود.
منبع:
https://physics.aps.org/synopsis-for/10.1103/PhysRevLett.122.221301
مدتهای طولانی دستیابی به آهنگ انبساط جهان، که با ثابت هابل توصیف میشود، مشکل بوده است. دو راهبرد کنونی برای تعیین ثابت هابل در کشمکش هستند و بهنظر میرسد که درست پساز هر بار اعلام دادههای جدید، این تنش بدتر میشود. یک نظریه جدید نشان ميدهد که با افزودن نوع دیگری از انرژی تاریک که مدتها پیش از آنکه کهکشانها پدید آیند، به جهان سرعت داده بود میتوان مشکل را حل کرد.
ثابت هابل را میتوان با اندازهگیری سرعت دورشدن هر جرم از ما (معمولا ابرنواخترها) و تقسیم آن بر فاصله آن جرم تعیین کرد. روش دیگر برای تخمین ثابت هابل شامل برونیابی دادههای تابش زمینه کیهانی (CMB) در جهان اولیه است. درحالیکه تخمینهای این دو تکنیک مشابه است، این دو مقدار با شاخص قابلتوجه ۴ سیگما با هم اختلاف دارند.
محققان برای برآورد CMB «مدل استاندارد کیهانشناسیای فرض کردهاند که در آن چگالی انرژی تاریک در طول زمان ثابت است». مارک کامینوفسکی از دانشگاه جان هاپکینز، در مریلند، و همکارانش برای حل تنش (ثابت) هابل سهم دومی برای انرژی تاریکی که از میدان اسکالری میآید که اصطلاحا چگالی انرژی آن با زمان متغیر است، درنظر گرفتند. این گروه با تمرکز بر انواع پتانسیلهای میدان اسکالر پارامترهایی را از این پتانسیلها تعیین کردند که میتوانست در جهان اولیه شتاب کاملا کافی ایجاد کند تا برآوردِ CMB ثابت هابل را با اندازهگیریهای محلی تطبیق دهد. محققان پیشبینی کردهاند که شتاب این میدان اسکالر را میتوان دقیق و قابلتشخیص در CMB مشخص کرد که ممکن است در پژوهشهای آینده مشاهده شود.
منبع:
https://physics.aps.org/synopsis-for/10.1103/PhysRevLett.122.221301
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
گروه نانوفیزیک محاسباتی دانشکده فیزیک دانشگاه شهید بهشتی، از علاقهمندان پژوهش در حوزه فیزیک ماده چگال محاسباتی و نظری در قالب پژوهشگر پسادکتری دعوت به همکاری میکند.
برای آگاهی بیشتر به نشانی زیر وارد شوید.
Http://comphys.sbu.ac.ir/images/postdoc98.pdf
برای آگاهی بیشتر به نشانی زیر وارد شوید.
Http://comphys.sbu.ac.ir/images/postdoc98.pdf
بسامد و اندازهی زمینلرزهها در یک موقعیت ویژه از قوانین آماری عمومی پیروی میکنند که تکرار آنها به طور دقیق در مقیاسهای آزمایشگاهی کاری دشوار است. آزمایش جدیدی طراحی شده که در آن مجموعهای از صفحات دوبعدی، برش داده شده و در درون یک پوستهی استوانهای دوبعدی محدود شدهاند. این مجموعه بیش از یک میلیون آزمایش لرزه تولید میکند؛ مجموعهی دادههای زیادی که سه قانون مهم لرزه خیزی را به اثبات میرسانند. به بیان پژوهشگران، کلید این موفقیت، بینظمیِ غیرذاتی موجود در شبکه نیروهایی است که تنش را دائماً در طول آرایههای صفحهای منتقل میکنند. کار بیشتر بر روی این سیستم به محققان در شناسایی عواملی که زمینلرزههای واقعی را کنترل میکنند، کمک خواهد کرد.
بسامد و اندازهی زمینلرزهها در یک موقعیت ویژه از قوانین آماری عمومی پیروی میکنند که تکرار آنها به طور دقیق در مقیاسهای آزمایشگاهی کاری دشوار است. آزمایش جدیدی طراحی شده که در آن مجموعهای از صفحات دوبعدی، برش داده شده و در درون یک پوستهی استوانهای دوبعدی محدود شدهاند. این مجموعه بیش از یک میلیون آزمایش لرزه تولید میکند؛ مجموعهی دادههای زیادی که سه قانون مهم لرزه خیزی را به اثبات میرسانند. به بیان پژوهشگران، کلید این موفقیت، بینظمیِ غیرذاتی موجود در شبکه نیروهایی است که تنش را دائماً در طول آرایههای صفحهای منتقل میکنند. کار بیشتر بر روی این سیستم به محققان در شناسایی عواملی که زمینلرزههای واقعی را کنترل میکنند، کمک خواهد کرد.
احتمال وقوع یک زمینلرزه به جایی که در آن زندگی میکنید بستگی دارد. به عنوان مثال در بخشهایی از کشور ژاپن زمینلرزههای بزرگ (بزرگتر از اندازهی ۸) به طور متوسط در هر ده سال رخ میدهد در حالیکه کالیفرنیا، زمینلرزهی بزرگ را تقریبا در هر ۱۵۰ سال یکبار تجربه میکند. با این حال اگر نمودار لگاریتمی تعداد زمینلزرهها را بر حسب اندازهی آنها رسم کنید، شیب خطوط برای ژاپن و کالیفرنیا تقریبا یکی خواهد بود که با قانون گوتنبرگ-ریشتر (Gutenberg-Richter) مشخص میشود. یک قانون مرتبط، زمان مابین دو زمینلرزه با اندازهی یکسان را توصیف میکند. قانون مهم سومی برای مطالعات زمینلرزهای موسوم به قانون امری (Omori) وجود دارد که تعداد پسلرزه و پیشلرزههای مربوط به یک زمینلرزهی بزرگ را توصیف میکند.
در این آزمایش اسوانی رامس (Osvanny Ramos) از دانشگاه لیون فرانسه و همکارانش از سیستمی دوبعدی از ۳۵۰۰ صفحه استفاده کردهاند که ۷ میلیمتر یا کمتر قطر دارند. برخلاف ذراتی که در یک هندسهی مسطح محدود شده و مورد مطالعه قرار گرفتهاند، این صفحات در فضایی باریک مابین دو استوانهی هممحور عمودی قرار گرفتهاند که اجازه میدهد تا آزمایش به شکل پیوسته انجام شود. لبهی بالایی با یک حلقهی سنگین پوشش داده شده تا فشار بر روی صفحهها القا شود. در حالیکه لبهی پایینی با آهنگ یک دور در هر ۱۸ ساعت میچرخد. سرعت خطی متناظر تقریباً ۵۰ میلیمتر در هر ساعت است که ۱۲۰۰۰ برابر سریعتر از حرکت گسل سان آدریس در کالیفرنیاست.
رمس و همکارانش با ۲۴ دوربین، حسگر گشتاور و آرایهای از آشکارسازهای آکوستیکی بر سیستمشان نظارت کردهاند. دوربینها شبکهای از نیروهای منتقل شده در طول سیستم (زنجیرهی نیرو) را با بکارگیری ویژگی انتقال نور، مستقل از تنش صفحهها ثبت میکنند. جابجایی مستمر زنجیرهی نیروها (ویدیو را ببینید) نشان میدهد که این سیستم به طور اتفاقی ترکیببندیهای متنوعی از صفحات را مدلسازی میکند. به بیان زمس، آزمایشهای زمینلرزهی پیشین در ابعاد آزمایشگاهی قبلی از چنین بینظمی کافی برخوردار نبودهاند.
دادههای حاصل از اندازهگیری گشتاور نشان از مجموعه افتهای آنی در مقدار نیرو بر روی حلقه بالایی دارد که شبیه لغزشهای انرژی در صفحات تکتونیک در خطوط گسل هندسی است. صفحات فشرده شده نسبت به همدیگر همزمان و مستمراً جابجا شده و گسیلهایی آکوستیکی ایجاد میکنند که میتوان آنها را به عنوان امواج لرزهای در نظر گرفت. در طول بازهی زمانی ۲۴ ساعت تعداد افتهای گشتاوری حدود ۲۰۰۰ تا بوده در حالیکه تعداد گسیلهای آکوستیکی تقریباً ۲ میلیون عدد بوده است. این تیم انرژی این رویدادها را تخمین زده و نشان دادهاند که توزیع این رفتار با قانون گوتنبرگ-ریشتر، قانون داخل رویدادی و قانون امری سازگاری دارد.
به گفتهی لراموس، داشتن سیستمی قابل اعتماد که با مشاهدات زمینشناختی تطابق دارد «ممکن است به یافتههایی اساسی در مورد عناصر ایجادکنندهی دینامیک زمینلرزههای واقعی منجر شود». در پژوهش آینده، او و همکارانش در تلاش خواهند بود تا پارامترهای اصلی مثل فشار و سرعت چرخش را تغییر دهند تا ببینند چگونه این اثرات رفتار این لرزهآزمایشگاهی را تحت تاثیر قرار میدهد. آنها همچنین به فکر طراحی پیشسازههای ممکن هستند که میتواند نوفهای از یک حادثهی بزرگ بحساب آید.
ایتای ایناف ( Itai Einav) مهندسی از دانشگاه سیدنی میگوید: این یک مقالهی زیباست. «چیزی که من بویژه استثنایی یافتهام این است که این دادهها ویژگیهای برجستهی زمینلرزههای واقعی را نشان میدهند». ادوارد واویز (Eduard Vives) از دانشگاه بارسلونا در اسپانیا که آزمایشهای مشابهی را در مورد زمینلرزه انجام داده میگوید: این حالت پیوسته از مجموعه دادهها به راموس و همکارانش این امکان را داده تا حوادث نادر و رفتار پسلرزهای که در کارهای پیشین مشاهده نشده بود را ببینند.این پژوهش در مجلهی فیزیکال ریویو لترز به چاپ رسیده است.
احتمال وقوع یک زمینلرزه به جایی که در آن زندگی میکنید بستگی دارد. به عنوان مثال در بخشهایی از کشور ژاپن زمینلرزههای بزرگ (بزرگتر از اندازهی ۸) به طور متوسط در هر ده سال رخ میدهد در حالیکه کالیفرنیا، زمینلرزهی بزرگ را تقریبا در هر ۱۵۰ سال یکبار تجربه میکند. با این حال اگر نمودار لگاریتمی تعداد زمینلزرهها را بر حسب اندازهی آنها رسم کنید، شیب خطوط برای ژاپن و کالیفرنیا تقریبا یکی خواهد بود که با قانون گوتنبرگ-ریشتر (Gutenberg-Richter) مشخص میشود. یک قانون مرتبط، زمان مابین دو زمینلرزه با اندازهی یکسان را توصیف میکند. قانون مهم سومی برای مطالعات زمینلرزهای موسوم به قانون امری (Omori) وجود دارد که تعداد پسلرزه و پیشلرزههای مربوط به یک زمینلرزهی بزرگ را توصیف میکند.
در این آزمایش اسوانی رامس (Osvanny Ramos) از دانشگاه لیون فرانسه و همکارانش از سیستمی دوبعدی از ۳۵۰۰ صفحه استفاده کردهاند که ۷ میلیمتر یا کمتر قطر دارند. برخلاف ذراتی که در یک هندسهی مسطح محدود شده و مورد مطالعه قرار گرفتهاند، این صفحات در فضایی باریک مابین دو استوانهی هممحور عمودی قرار گرفتهاند که اجازه میدهد تا آزمایش به شکل پیوسته انجام شود. لبهی بالایی با یک حلقهی سنگین پوشش داده شده تا فشار بر روی صفحهها القا شود. در حالیکه لبهی پایینی با آهنگ یک دور در هر ۱۸ ساعت میچرخد. سرعت خطی متناظر تقریباً ۵۰ میلیمتر در هر ساعت است که ۱۲۰۰۰ برابر سریعتر از حرکت گسل سان آدریس در کالیفرنیاست.
رمس و همکارانش با ۲۴ دوربین، حسگر گشتاور و آرایهای از آشکارسازهای آکوستیکی بر سیستمشان نظارت کردهاند. دوربینها شبکهای از نیروهای منتقل شده در طول سیستم (زنجیرهی نیرو) را با بکارگیری ویژگی انتقال نور، مستقل از تنش صفحهها ثبت میکنند. جابجایی مستمر زنجیرهی نیروها (ویدیو را ببینید) نشان میدهد که این سیستم به طور اتفاقی ترکیببندیهای متنوعی از صفحات را مدلسازی میکند. به بیان زمس، آزمایشهای زمینلرزهی پیشین در ابعاد آزمایشگاهی قبلی از چنین بینظمی کافی برخوردار نبودهاند.
دادههای حاصل از اندازهگیری گشتاور نشان از مجموعه افتهای آنی در مقدار نیرو بر روی حلقه بالایی دارد که شبیه لغزشهای انرژی در صفحات تکتونیک در خطوط گسل هندسی است. صفحات فشرده شده نسبت به همدیگر همزمان و مستمراً جابجا شده و گسیلهایی آکوستیکی ایجاد میکنند که میتوان آنها را به عنوان امواج لرزهای در نظر گرفت. در طول بازهی زمانی ۲۴ ساعت تعداد افتهای گشتاوری حدود ۲۰۰۰ تا بوده در حالیکه تعداد گسیلهای آکوستیکی تقریباً ۲ میلیون عدد بوده است. این تیم انرژی این رویدادها را تخمین زده و نشان دادهاند که توزیع این رفتار با قانون گوتنبرگ-ریشتر، قانون داخل رویدادی و قانون امری سازگاری دارد.
به گفتهی لراموس، داشتن سیستمی قابل اعتماد که با مشاهدات زمینشناختی تطابق دارد «ممکن است به یافتههایی اساسی در مورد عناصر ایجادکنندهی دینامیک زمینلرزههای واقعی منجر شود». در پژوهش آینده، او و همکارانش در تلاش خواهند بود تا پارامترهای اصلی مثل فشار و سرعت چرخش را تغییر دهند تا ببینند چگونه این اثرات رفتار این لرزهآزمایشگاهی را تحت تاثیر قرار میدهد. آنها همچنین به فکر طراحی پیشسازههای ممکن هستند که میتواند نوفهای از یک حادثهی بزرگ بحساب آید.
ایتای ایناف ( Itai Einav) مهندسی از دانشگاه سیدنی میگوید: این یک مقالهی زیباست. «چیزی که من بویژه استثنایی یافتهام این است که این دادهها ویژگیهای برجستهی زمینلرزههای واقعی را نشان میدهند». ادوارد واویز (Eduard Vives) از دانشگاه بارسلونا در اسپانیا که آزمایشهای مشابهی را در مورد زمینلرزه انجام داده میگوید: این حالت پیوسته از مجموعه دادهها به راموس و همکارانش این امکان را داده تا حوادث نادر و رفتار پسلرزهای که در کارهای پیشین مشاهده نشده بود را ببینند.این پژوهش در مجلهی فیزیکال ریویو لترز به چاپ رسیده است.
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
✅ولادت دیراک بزرگ
.
پل آدرین موریس دیراک (۸ اوت ۱۹۰۲ در بریستول، انگلستان - ۲۰ اکتبر ۱۹۸۴ در تالاهاسی، فلوریدا)، فیزیکدان و ریاضیدانبریتانیایی و از پایهریزان مکانیک کوانتومی بود و در سال (۱۹۳۳) برنده جایزه #نوبل شد.
برخی دیراک را (از نظر سواد ریاضی و مبانی نظری) تنها رقیب واقعی معاصر انشتین میدانند، و برخی هماننداستیون هاوکینگ از دیراک به عنوان «بزرگترین فیزیکدان نظری از زمان اسحاق نیوتن تا کنون» نام بردهاند.
او در سال ۱۹۲۶ توانست یک فرمولبندی عمومی از مکانیک کوانتومی به دست آورد، که در هر دوی نظریات مکانیک ماتریسی #هایزنبرگ و مکانیک موجی #شرودینگر در حالتهای خاص صادق باشد. یکی دیگر از حالتهای خاص این فرمولبندی عمومی، مکانیک کلاسیک بود
.
.
پل آدرین موریس دیراک (۸ اوت ۱۹۰۲ در بریستول، انگلستان - ۲۰ اکتبر ۱۹۸۴ در تالاهاسی، فلوریدا)، فیزیکدان و ریاضیدانبریتانیایی و از پایهریزان مکانیک کوانتومی بود و در سال (۱۹۳۳) برنده جایزه #نوبل شد.
برخی دیراک را (از نظر سواد ریاضی و مبانی نظری) تنها رقیب واقعی معاصر انشتین میدانند، و برخی هماننداستیون هاوکینگ از دیراک به عنوان «بزرگترین فیزیکدان نظری از زمان اسحاق نیوتن تا کنون» نام بردهاند.
او در سال ۱۹۲۶ توانست یک فرمولبندی عمومی از مکانیک کوانتومی به دست آورد، که در هر دوی نظریات مکانیک ماتریسی #هایزنبرگ و مکانیک موجی #شرودینگر در حالتهای خاص صادق باشد. یکی دیگر از حالتهای خاص این فرمولبندی عمومی، مکانیک کلاسیک بود
.
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
ولادت تاثیرگذارترین فرد در کوانتوم
.
آروین رودولف یوزف آلکساندر #شرودینگر (زاده ۱۲ اوت ۱۸۸۷ - درگذشته ۴ ژانویه ۱۹۶۱) #فیزیکدان اتریشی و تنها پسر رودولف شرودینگر بود. او از جمله کسانی بود که در تئوری موج مشارکت داشت و نتایج اساسی در زمینه نظریه #کوانتومی از مکانیک موج او تشکیل شد. او درسال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه وین شد و در سال ۱۹۱۰ دکترایش را گرفت و پس از آن در جنگ جهانی اول حضور یافت. در سال ۱۹۲۰ (میلادی) نظریهای موسوم به مکانیک کوانتومی پای به عرصه نهاد و بهوسیله آروین شرودینگر به مفیدترین شکلش به شیمیدانان عرضه شد. در سال ۱۹۲۱ به دانشگاه زوریخ رفت و در سال ۱۹۲۶ او اساسیترین معادله غیر #نسبیتی در مکانیک کوانتومی که برای توصیف تحول حالت یک ذره است با نام معادله شرودینگر به ثبت رساند و با کمک از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ مدل جدید اتمی را به نام ابر الکترونی ارائه داد. او در سال ۱۹۳۳ به همراه پل #دیراک فیزیکدان انگلیسی به دلیل ایده مکانیک موج برنده جایزه #نوبل در فیزیک شد در سال ۱۹۳۵ به همراه آلبرت #اینشتین نظریه گربه شرودینگر را ارائه داد. در سال ۱۹۳۶ او به سمت رئیس دانشگاه گراتس اتریش درآمد. در سال ۱۹۳۸ به دلیل ورود نازیها به اتریش او اتریش را ترک کرد.
.
آروین رودولف یوزف آلکساندر #شرودینگر (زاده ۱۲ اوت ۱۸۸۷ - درگذشته ۴ ژانویه ۱۹۶۱) #فیزیکدان اتریشی و تنها پسر رودولف شرودینگر بود. او از جمله کسانی بود که در تئوری موج مشارکت داشت و نتایج اساسی در زمینه نظریه #کوانتومی از مکانیک موج او تشکیل شد. او درسال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه وین شد و در سال ۱۹۱۰ دکترایش را گرفت و پس از آن در جنگ جهانی اول حضور یافت. در سال ۱۹۲۰ (میلادی) نظریهای موسوم به مکانیک کوانتومی پای به عرصه نهاد و بهوسیله آروین شرودینگر به مفیدترین شکلش به شیمیدانان عرضه شد. در سال ۱۹۲۱ به دانشگاه زوریخ رفت و در سال ۱۹۲۶ او اساسیترین معادله غیر #نسبیتی در مکانیک کوانتومی که برای توصیف تحول حالت یک ذره است با نام معادله شرودینگر به ثبت رساند و با کمک از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ مدل جدید اتمی را به نام ابر الکترونی ارائه داد. او در سال ۱۹۳۳ به همراه پل #دیراک فیزیکدان انگلیسی به دلیل ایده مکانیک موج برنده جایزه #نوبل در فیزیک شد در سال ۱۹۳۵ به همراه آلبرت #اینشتین نظریه گربه شرودینگر را ارائه داد. در سال ۱۹۳۶ او به سمت رئیس دانشگاه گراتس اتریش درآمد. در سال ۱۹۳۸ به دلیل ورود نازیها به اتریش او اتریش را ترک کرد.
این عکس سه برنده جایزه نوبل را نشان میدهد.
ماری کوری. شیمی و فیزیک
پیر کوری. فیزیک
ژولیت کوری. شیمی
@physics_ir
ماری کوری. شیمی و فیزیک
پیر کوری. فیزیک
ژولیت کوری. شیمی
@physics_ir
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
@physics_ir
#پادماده (به انگلیسی:Antimatter) مانند ماده از ذراتی به نام ضدذره تشکیل شدهاست، که با ذرات معمولی فرق دارند. در ضد ماده بار هسته منفی و بار ذرات مداری مثبت است که معکوس مادهاست.
#پادماده (به انگلیسی:Antimatter) مانند ماده از ذراتی به نام ضدذره تشکیل شدهاست، که با ذرات معمولی فرق دارند. در ضد ماده بار هسته منفی و بار ذرات مداری مثبت است که معکوس مادهاست.
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
#پادماده (به انگلیسی:Antimatter) مانند ماده از ذراتی به نام ضدذره تشکیل شدهاست، که با ذرات معمولی فرق دارند. در ضد ماده بار هسته منفی و بار ذرات مداری مثبت است که معکوس مادهاست.
به عنوان مثال ذرهای به نام #پوزیترون وجود دارد که تمام ویژگیهایش به جز بار الکتریکی مشابه #الکترون است.پوزیترون حامل بار مثبت است در حالی که بار الکترون منفی است. (البته نباید پوزیترون را با ذره باردار مثبت دیگر، یعنی پروتون، اشتباه گرفت. پروتون تقریباً ۲۰۰۰ بار سنگین تر از الکترون است. به علاوه #پروتون دارای زیر ساختارهایی به نام #کوارک است. از طرف دیگر، پوزیترون هم جرم الکترون است و تا آنجا که میدانیم پوزیترون و الکترون هیچکدام دارای زیر ساختار نیستند) #فیزیکدانان ذرات، پوزیترون را پادماده ی الکترون میدانند.
در برخورد انرژی بالا، بخشی از انرژی جنبشی به ماده تبدیل میشود و میتوان با انتخاب مناسب ذرات برخورد کننده، پادذرهها را تولید کرد.
.
به عنوان مثال ذرهای به نام #پوزیترون وجود دارد که تمام ویژگیهایش به جز بار الکتریکی مشابه #الکترون است.پوزیترون حامل بار مثبت است در حالی که بار الکترون منفی است. (البته نباید پوزیترون را با ذره باردار مثبت دیگر، یعنی پروتون، اشتباه گرفت. پروتون تقریباً ۲۰۰۰ بار سنگین تر از الکترون است. به علاوه #پروتون دارای زیر ساختارهایی به نام #کوارک است. از طرف دیگر، پوزیترون هم جرم الکترون است و تا آنجا که میدانیم پوزیترون و الکترون هیچکدام دارای زیر ساختار نیستند) #فیزیکدانان ذرات، پوزیترون را پادماده ی الکترون میدانند.
در برخورد انرژی بالا، بخشی از انرژی جنبشی به ماده تبدیل میشود و میتوان با انتخاب مناسب ذرات برخورد کننده، پادذرهها را تولید کرد.
.