انيشتين چطور مشهور شد؟
آلبرت انيشتين قبل از مرگش وصيت کرد تمام بدنش را بهمحض مردنش بسوزانند و خاکسترهايش را در جايي نامعلوم پخش کنند. او نميخواست بقاياي جسمش به يک زيارتگاه تبديل شود؛ اما وصيت او بهطور کامل اجرا نشد. صميميترين دوست انيشتين، اوتو ناتانِ اقتصاددان، همانطور که انيشتين خواسته بود، خاکسترهايش را دور ريخت؛ اما قبل از اين کار، تامس هارويِ پاتولوژيست او را کالبدشکافي کرد و مغزش را برداشت. خانواده و دوستان انيشتين از اين کار جاخورده بودند؛ اما هاروي بعد از اين کار، هانس آلبرت، پسر انيشتين را متقاعد کرد تا با اکراه رضايت دهد. اين پزشک عجيبوغريب، مغز را تا سال ۱۹۹۸ درون ظرف شيشهايِ پر از فرمالين در داخل يک جعبه زير يک دستگاه خنککننده نگه داشت. او هرازچندگاهي تکههاي کوچکي از آن را براي دانشمندان علاقهمند ميفرستاد. اکثر ما هيچگاه قرباني سرقت مغز نخواهيم شد؛ ولي موقعيت انيشتين که نمادي از نابغههاي دوران مدرن بود، چنين سرنوشت خاصي را براي او رقم زد. يک فرد عادي ميتواند براي خودش زندگي کند و بميرد؛ اما يک نابغه و سلولهاي خاکسترياش متعلق به دنيا است. دوران زندگي انيشتين با اولين شکوفايي رسانههاي جمعي مصادف بود. او حتي در طول حيات خود هم فردي مشهور بود؛ هم بهخاطر علمش و هم بهخاطر حاضرجوابي و خرمن موهاي سفيدش. ظاهراً دوران زندگي او به گونهاي زمانبندي شده بود که از گسترش روزنامهها و برنامههاي راديويي نهايت بهره را بگيرد. اين رسانهها نظريات انيشتين را بهگونهاي گزارش ميدادند که گويي فقط خودِ نابغهاش ميتواند آنها را درک کند. شکي نيست که انيشتين تحولات عظيمي در علم ايجاد کرد. تا قبل از او، کيهانشناسي بخشي از فلسفه بود؛ اما بهلطف او، اينک شاخهاي از علم است که باري به سنگيني تاريخ رياضيات و تحول عالم به دوش ميکشد. پژوهشهاي انيشتين همچنين منجر به کشف پديدههاي غريبي همچون سياهچالهها، موجهاي گرانشي، گرفتاري کوانتومي، انفجار بزرگ و بوزون هيگز شد. اما باوجود اين ميراث عظيم علمي، شهرت انيشتين بيشتر بهعلت علاقۀ فرهنگ ما به ستارگان و مشاهير است. انيشتين از چندين لحاظ براي ستارهبودن مناسب است. علاوهبر موهاي خاص، او در بکار بردن کلمات هم مهارت خاصي داشت. به همين خاطر معمولاً کلمات قصاري از او نقل ميشود که او هيچگاه نگفته بود. مهمتر از آن اينکه انيشتين از رازگونهگي خاصي برخوردار بود، يعني حس اينکه او بزرگتر از اين حيات دنيوي است و بهطور بنيادي با بقيۀ ما فرق دارد. به همين خاطر است که اين همه افراد چنان مصرانه به دنبال مغز او بودند. براي بسياري از افراد سؤال بوده است که آيا نبوغ، ويژگي فيزيکي خاصي است که ميتوان آن را جداگانه در مغز ريشهيابي کرد. مادۀ خاکستري انيشتين زميني بارور براي آزمودن اين ادعا بود. اما متأسفانه همانطور که ترنس هاينزِ روانشناس استدلال ميکند، تحقيقات منتشرشدهاي که روي مغز انيشتين انجام شده بود، داراي ايراداتي جدي است. در هر يک از اين پژوهشها، محققان بخشهايي از مغز انيشتين را با افرادي که «عادي» ميدانستند مقايسه کرده بودند؛ اما در اکثر اين پژوهشها، دانشمندان ميدانستند کدام نمونۀ مغز متعلق به انيشتين است. آنها سپس بهدنبال تفاوت، هرگونه تفاوتي، ميان مغز انيشتين و مغزهاي تحتآزمايش ميگشتند. وقتي چنين رويکردي به علم داشته باشيد، پيداکردن تفاوتها کاري بسيار ساده است. هرچه باشد، فقط يک انيشتين وجود داشته است؛ همانطور که يک «تو» و يک «من» وجود دارد. تنها راه اطمينان از اينکه نبوغ انيشتين بهخاطر آناتومي او بوده، اين است: مغز او بايد در کنار مغز «بسياري» افراد ديگر که همچون او بودهاند، با مغز افرادي مقايسه گردد که شبيه او نبودهاند.
@physics_ir
همچنين نميتوان تفاوت ميان ويژگيهاي زيستشناختي خاص مربوط به نبوغ او و گوناگونيهاي تصادفي ميان افراد را تشخيص داد. اما اين بدين معنا نيست که نميتوانيم نبوغ او را بررسي کنيم. گرچه نميتوانيم تحقيقي مناسب دربارۀ مغز او داشته باشيم، داستان زندگي و محتواي ذهنش را بر اساس پژوهشهايش ميدانيم. انيشتين را معمولاً بهصورت فردي بيآزار و تارک دنيا به ياد ميآورند که به مسائل دنيوي هيچ دلبستگي نداشت. بيشک او ويژگيهاي عجيب خود را داشت: او گرمکنهايي ميپوشيد که طي سالها ژنده ميشد؛ چون گرمکنهاي پشمي باعث خارش بدن او ميشد. او علاقهاي به جوراب نداشت و گاهي در تعطيلات، کفش زنانه ميپوشيد. اما روايتهاي مرسوم از انيشتين بهعنوان يک فرد عجيب و خاص باعث چشمپوشي از علايق سياسي راديکال و مشکلات فراوان زندگي شخصي او ميشود. انيشتين سوسياليستي حامي دولت جهاني بود. او تا قبل از بهقدرترسيدن هيتلر، مدافع خلع سلاح و صلحجويي بود. انيشتين همچنين شديداً مخالف نژادپرستي بود و ماريان اندرسن، زن خوانندۀ سياهپوست را در خانهاش
آلبرت انيشتين قبل از مرگش وصيت کرد تمام بدنش را بهمحض مردنش بسوزانند و خاکسترهايش را در جايي نامعلوم پخش کنند. او نميخواست بقاياي جسمش به يک زيارتگاه تبديل شود؛ اما وصيت او بهطور کامل اجرا نشد. صميميترين دوست انيشتين، اوتو ناتانِ اقتصاددان، همانطور که انيشتين خواسته بود، خاکسترهايش را دور ريخت؛ اما قبل از اين کار، تامس هارويِ پاتولوژيست او را کالبدشکافي کرد و مغزش را برداشت. خانواده و دوستان انيشتين از اين کار جاخورده بودند؛ اما هاروي بعد از اين کار، هانس آلبرت، پسر انيشتين را متقاعد کرد تا با اکراه رضايت دهد. اين پزشک عجيبوغريب، مغز را تا سال ۱۹۹۸ درون ظرف شيشهايِ پر از فرمالين در داخل يک جعبه زير يک دستگاه خنککننده نگه داشت. او هرازچندگاهي تکههاي کوچکي از آن را براي دانشمندان علاقهمند ميفرستاد. اکثر ما هيچگاه قرباني سرقت مغز نخواهيم شد؛ ولي موقعيت انيشتين که نمادي از نابغههاي دوران مدرن بود، چنين سرنوشت خاصي را براي او رقم زد. يک فرد عادي ميتواند براي خودش زندگي کند و بميرد؛ اما يک نابغه و سلولهاي خاکسترياش متعلق به دنيا است. دوران زندگي انيشتين با اولين شکوفايي رسانههاي جمعي مصادف بود. او حتي در طول حيات خود هم فردي مشهور بود؛ هم بهخاطر علمش و هم بهخاطر حاضرجوابي و خرمن موهاي سفيدش. ظاهراً دوران زندگي او به گونهاي زمانبندي شده بود که از گسترش روزنامهها و برنامههاي راديويي نهايت بهره را بگيرد. اين رسانهها نظريات انيشتين را بهگونهاي گزارش ميدادند که گويي فقط خودِ نابغهاش ميتواند آنها را درک کند. شکي نيست که انيشتين تحولات عظيمي در علم ايجاد کرد. تا قبل از او، کيهانشناسي بخشي از فلسفه بود؛ اما بهلطف او، اينک شاخهاي از علم است که باري به سنگيني تاريخ رياضيات و تحول عالم به دوش ميکشد. پژوهشهاي انيشتين همچنين منجر به کشف پديدههاي غريبي همچون سياهچالهها، موجهاي گرانشي، گرفتاري کوانتومي، انفجار بزرگ و بوزون هيگز شد. اما باوجود اين ميراث عظيم علمي، شهرت انيشتين بيشتر بهعلت علاقۀ فرهنگ ما به ستارگان و مشاهير است. انيشتين از چندين لحاظ براي ستارهبودن مناسب است. علاوهبر موهاي خاص، او در بکار بردن کلمات هم مهارت خاصي داشت. به همين خاطر معمولاً کلمات قصاري از او نقل ميشود که او هيچگاه نگفته بود. مهمتر از آن اينکه انيشتين از رازگونهگي خاصي برخوردار بود، يعني حس اينکه او بزرگتر از اين حيات دنيوي است و بهطور بنيادي با بقيۀ ما فرق دارد. به همين خاطر است که اين همه افراد چنان مصرانه به دنبال مغز او بودند. براي بسياري از افراد سؤال بوده است که آيا نبوغ، ويژگي فيزيکي خاصي است که ميتوان آن را جداگانه در مغز ريشهيابي کرد. مادۀ خاکستري انيشتين زميني بارور براي آزمودن اين ادعا بود. اما متأسفانه همانطور که ترنس هاينزِ روانشناس استدلال ميکند، تحقيقات منتشرشدهاي که روي مغز انيشتين انجام شده بود، داراي ايراداتي جدي است. در هر يک از اين پژوهشها، محققان بخشهايي از مغز انيشتين را با افرادي که «عادي» ميدانستند مقايسه کرده بودند؛ اما در اکثر اين پژوهشها، دانشمندان ميدانستند کدام نمونۀ مغز متعلق به انيشتين است. آنها سپس بهدنبال تفاوت، هرگونه تفاوتي، ميان مغز انيشتين و مغزهاي تحتآزمايش ميگشتند. وقتي چنين رويکردي به علم داشته باشيد، پيداکردن تفاوتها کاري بسيار ساده است. هرچه باشد، فقط يک انيشتين وجود داشته است؛ همانطور که يک «تو» و يک «من» وجود دارد. تنها راه اطمينان از اينکه نبوغ انيشتين بهخاطر آناتومي او بوده، اين است: مغز او بايد در کنار مغز «بسياري» افراد ديگر که همچون او بودهاند، با مغز افرادي مقايسه گردد که شبيه او نبودهاند.
@physics_ir
همچنين نميتوان تفاوت ميان ويژگيهاي زيستشناختي خاص مربوط به نبوغ او و گوناگونيهاي تصادفي ميان افراد را تشخيص داد. اما اين بدين معنا نيست که نميتوانيم نبوغ او را بررسي کنيم. گرچه نميتوانيم تحقيقي مناسب دربارۀ مغز او داشته باشيم، داستان زندگي و محتواي ذهنش را بر اساس پژوهشهايش ميدانيم. انيشتين را معمولاً بهصورت فردي بيآزار و تارک دنيا به ياد ميآورند که به مسائل دنيوي هيچ دلبستگي نداشت. بيشک او ويژگيهاي عجيب خود را داشت: او گرمکنهايي ميپوشيد که طي سالها ژنده ميشد؛ چون گرمکنهاي پشمي باعث خارش بدن او ميشد. او علاقهاي به جوراب نداشت و گاهي در تعطيلات، کفش زنانه ميپوشيد. اما روايتهاي مرسوم از انيشتين بهعنوان يک فرد عجيب و خاص باعث چشمپوشي از علايق سياسي راديکال و مشکلات فراوان زندگي شخصي او ميشود. انيشتين سوسياليستي حامي دولت جهاني بود. او تا قبل از بهقدرترسيدن هيتلر، مدافع خلع سلاح و صلحجويي بود. انيشتين همچنين شديداً مخالف نژادپرستي بود و ماريان اندرسن، زن خوانندۀ سياهپوست را در خانهاش
کانال علمی فیزیک ایران
ميزباني ميکرد. #پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #نبوغ #مشهور
ادامه... اين در حالي بود که در سال ۱۹۳۷ و بعد از آن، هتلها از پذيرفتن او امتناع ميکردند. اما انيشتين قديس نبود. او به همسر اولش، ميلوا ماريچ خيانت کرد و سراغ دخترعمويش الزا انيشتين رفت. انيشتين بعدها با الزا ازدواج کرد. بعد از مدتي به او هم خيانت کرد. مشهور است که او در نامه به دوستانش، شعرهاي ضعيفي با مضامين جنسي مينوشته است. او در رابطه با بچههايش هم مشکل داشت و اين در حالي بود که با بچههاي ديگر افراد شديداً مهربان بود. حتي به کودکان همسايه کمک ميکرد مشقهايشان را بنويسند. بهعبارتديگر، انيشتين هم مانند همۀ ما مجموعهاي از تناقضات بود. فردي بود که گاهي خوب رفتار ميکرد و گاهي بد. البته وقايع زندگيِ اين دانشمند مشهور بهخاطر موقعيتش بيشتر سروصدا ميکرد. اما اگر انتظار داشته باشيم که اين نابغه بهطور بنيادين با بقيه انسانها تفاوت داشته باشد، مطالعۀ زندگي و عقايد انيشتين ما را نااميد خواهد کرد. حال چيزي که ميماند، همان است که شهرت انيشتين را رقم زد: علم او. انيشتين هم مانند نيوتن گاهي معناي نظريات خود را دقيق نميفهميد. شايد اگر امروز زنده بود، نميتوانست بهخوبي روش پژوهش و تدريسِ نسبيت عام را تشخيص دهد. او در سال ۱۹۳۹ مقالهاي منتشر کرد تا نشان دهد که سياهچالهها وجود ندارند و نميتوانند وجود داشته باشند. در آن زمان، واژۀ «سياهچال» وجود نداشت؛
@physics_ir
اما چندين فيزيکدان اشاره کرده بودند که گرانش ميتواند موجب شود تا اشيا روي خودشان فرو ريزند. شهودِ فوقالعادۀ انيشتين در اين مورد او را ياري نکرد. محاسبات او از لحاظ فني درست بود؛ اما چنان از مفهوم سياهچال متنفر بود که نميتوانست ببيند که اگر چگالي کافي باشد، گرانش بر تمام نيروهاي ديگر غلبه کرده و فرو ريزش را اجتنابناپذير ميکند. اگر بخواهيم دربارۀ انيشتين منصف باشيم، نسبيت عام در سال ۱۹۳۹ هنوز نظريهاي نامتعارف بود. پژوهشگرانِ بسيار معدودي از آن استفاده ميکردند و روشهاي مشاهدهايِ مورد نياز براي اثبات وجود سياهچالهها در مراحل اوليۀ خود بودند؛ يعني ستارهشناسي راديويي و امواج ايکس. اما انيشتين بهعنوان دانشمند، ضعفهاي ديگري غير از سياهچالهها هم داشت. او در مهارتهاي رياضي چندان وارد نبود و براي حل مسائل دشوار از ديگران، ازجمله همسر اولش، ميلوا و دوست خوبش، ميشل بسوي فيزيکدان کمک ميگرفت. امروزه نام چنين افرادي بهعنوان نويسندۀ مشترک مقالات درج ميشود؛ اما در آن زمان چنين چيزي باب نبود. همچون هر نابغۀ علمي ديگر، انيشتين هم اگر وجود نداشت، نظرياتش به وجود ميآمد. نسبيت خاص، نسبيت عام و مدل فوتوني از نور را شايد کسي کشف نميکرد؛ اما بالأخره کسي آنها را بررسي ميکرد. آنري پوئانکاره، هندريک لورنتس و افرادي ديگر تا قبل از ۱۹۰۵ تا حد زيادي به نسبيت رسيده بودند. همانطور که گوتفريد لايبنيتس بهطور مستقل همزمان با نيوتن به حساب ديفرانسيل رسيده بود و آلفرد راسل هم انتخاب طبيعي را مستقل از چارلز داروين کشف کرده بود. تاريخنگارانِ علم روزگاري به نظريۀ «مرد بزرگ» معتقد بودند؛ اما امروزه ميدانيم که ايدههاي تحولساز در نتيجۀ پژوهشِ چندين فردِ بااستعداد پديدار ميشوند، نه اينکه يک ذهن نابغه آنها را از هيچ به وجود آورَد. در اوايل قرن بيستم، فيزيکدانان ديگري هم بودند که اکتشافات بزرگي کردند. ماري کوري، نيلس بور، اروين شرودينگر و ورنر هايزنبرک همگي به چيزهاي بزرگي رسيدند؛ بسياري افراد ديگر هم همينطور. اما آيا آنها نبوغي کمتر از انيشتين داشتند؟ کوري دو جايزۀ نوبل برد و مستقيماً در پژوهشهايي دست داشت که منجر به بسياري پژوهشهاي ديگر شد؛ اما او را باوجود موهاي ديوانهواري که با موهاي انيشتين رقابت دارد، نماد نبوغ نميدانند. دو تعصب بداقبالانه عليه کوري وجود دارد: جنسيت او و اينکه او پژوهشگر بود؛ نه نظريهپرداز. اين تفاوت آموزنده است. بهعلت تنوع تجربه و استعداد بشر، ميدانيم که نبوغ، ويژگي يکدستي نيست که در همۀ افراد بهصورت يکسان پديدار شود. نبوغ انيشتين با نبوغ کوري تفاوت داشت. نبوغ علمي هم با نبوغ موسيقايي تفاوت دارد. اما شهرت معمولاً الگوي پيشبينيپذيرتري دارد. وقتي کسي مشهور ميشود، معمولاً همانطور ميماند. اگر انيشتين در عصري ديگر زندگي ميکرد، شايد يک فيزيکدان بزرگ ميشد؛ اما به انيشتيني که ما ميشناسيم، تبديل نميشد. اما ازآنجاکه او در دوراني خاص از زمان ميزيست، دوراني که چراغ شهرت تازه شروع به درخشش کرده بود و علم هنوز مثل يک ورزش گروهي نشده بود، به همين علت او نابغۀ عصر ما شد.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #نبوغ #مشهور
@physics_ir
اما چندين فيزيکدان اشاره کرده بودند که گرانش ميتواند موجب شود تا اشيا روي خودشان فرو ريزند. شهودِ فوقالعادۀ انيشتين در اين مورد او را ياري نکرد. محاسبات او از لحاظ فني درست بود؛ اما چنان از مفهوم سياهچال متنفر بود که نميتوانست ببيند که اگر چگالي کافي باشد، گرانش بر تمام نيروهاي ديگر غلبه کرده و فرو ريزش را اجتنابناپذير ميکند. اگر بخواهيم دربارۀ انيشتين منصف باشيم، نسبيت عام در سال ۱۹۳۹ هنوز نظريهاي نامتعارف بود. پژوهشگرانِ بسيار معدودي از آن استفاده ميکردند و روشهاي مشاهدهايِ مورد نياز براي اثبات وجود سياهچالهها در مراحل اوليۀ خود بودند؛ يعني ستارهشناسي راديويي و امواج ايکس. اما انيشتين بهعنوان دانشمند، ضعفهاي ديگري غير از سياهچالهها هم داشت. او در مهارتهاي رياضي چندان وارد نبود و براي حل مسائل دشوار از ديگران، ازجمله همسر اولش، ميلوا و دوست خوبش، ميشل بسوي فيزيکدان کمک ميگرفت. امروزه نام چنين افرادي بهعنوان نويسندۀ مشترک مقالات درج ميشود؛ اما در آن زمان چنين چيزي باب نبود. همچون هر نابغۀ علمي ديگر، انيشتين هم اگر وجود نداشت، نظرياتش به وجود ميآمد. نسبيت خاص، نسبيت عام و مدل فوتوني از نور را شايد کسي کشف نميکرد؛ اما بالأخره کسي آنها را بررسي ميکرد. آنري پوئانکاره، هندريک لورنتس و افرادي ديگر تا قبل از ۱۹۰۵ تا حد زيادي به نسبيت رسيده بودند. همانطور که گوتفريد لايبنيتس بهطور مستقل همزمان با نيوتن به حساب ديفرانسيل رسيده بود و آلفرد راسل هم انتخاب طبيعي را مستقل از چارلز داروين کشف کرده بود. تاريخنگارانِ علم روزگاري به نظريۀ «مرد بزرگ» معتقد بودند؛ اما امروزه ميدانيم که ايدههاي تحولساز در نتيجۀ پژوهشِ چندين فردِ بااستعداد پديدار ميشوند، نه اينکه يک ذهن نابغه آنها را از هيچ به وجود آورَد. در اوايل قرن بيستم، فيزيکدانان ديگري هم بودند که اکتشافات بزرگي کردند. ماري کوري، نيلس بور، اروين شرودينگر و ورنر هايزنبرک همگي به چيزهاي بزرگي رسيدند؛ بسياري افراد ديگر هم همينطور. اما آيا آنها نبوغي کمتر از انيشتين داشتند؟ کوري دو جايزۀ نوبل برد و مستقيماً در پژوهشهايي دست داشت که منجر به بسياري پژوهشهاي ديگر شد؛ اما او را باوجود موهاي ديوانهواري که با موهاي انيشتين رقابت دارد، نماد نبوغ نميدانند. دو تعصب بداقبالانه عليه کوري وجود دارد: جنسيت او و اينکه او پژوهشگر بود؛ نه نظريهپرداز. اين تفاوت آموزنده است. بهعلت تنوع تجربه و استعداد بشر، ميدانيم که نبوغ، ويژگي يکدستي نيست که در همۀ افراد بهصورت يکسان پديدار شود. نبوغ انيشتين با نبوغ کوري تفاوت داشت. نبوغ علمي هم با نبوغ موسيقايي تفاوت دارد. اما شهرت معمولاً الگوي پيشبينيپذيرتري دارد. وقتي کسي مشهور ميشود، معمولاً همانطور ميماند. اگر انيشتين در عصري ديگر زندگي ميکرد، شايد يک فيزيکدان بزرگ ميشد؛ اما به انيشتيني که ما ميشناسيم، تبديل نميشد. اما ازآنجاکه او در دوراني خاص از زمان ميزيست، دوراني که چراغ شهرت تازه شروع به درخشش کرده بود و علم هنوز مثل يک ورزش گروهي نشده بود، به همين علت او نابغۀ عصر ما شد.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #نبوغ #مشهور
کانال علمی فیزیک ایران
#طنز - @physics_ir
1- از زمان بیگ بنگ یعنی حدود 14 میلیارد سال قبل جهان درحال گسترش است.
2- مانند بالونی که درحال باد شدن هست.
3- فاصله ی میان کهکشان ها هرلحظه درحال افزایش است.
4- جهان درحال گسترش است...
5- حتی من...!
6- یا شاید تو زیاد غذا میخوری!
نه این یک مسئله ی علمی است...
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
2- مانند بالونی که درحال باد شدن هست.
3- فاصله ی میان کهکشان ها هرلحظه درحال افزایش است.
4- جهان درحال گسترش است...
5- حتی من...!
6- یا شاید تو زیاد غذا میخوری!
نه این یک مسئله ی علمی است...
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
کسب اطلاع و افزایش دانش تخصصی از دنیاي میکروسکوپی زمانی میسر میشود که وسایل پژوهشی مورد نیاز آن تهیه گردد هرچه دنیاي مورد تجسس کوچکتر باشد طول موج ذره کاوشگر نیز باید کوچکتر شود تا بتواند وارد آن ناحیه گردد و پس از خروج از آن ناحیه اطلاعات مربوط به آن را به ما بدهد. براي کاهش طول موج ذره باید تکانه و در نتیجه انرژي آن افزایش یابد. پس براي مطالعه دنیاي مولکولها، اتمها، هسته ها و نوکلئون ها نیاز به انرژي بیشتر و بیشتر داریم. این انرژي توسط دستگاه هایی به نام شتاب دهنده ها تامین شده و به ذرات کاوشگر داده میشود تا بتوانند وظیفه تجسسی خود را انجام دهند.رادرفورد در سال 1919 نشان داد که هسته نیتروژن را میتوان توسط ذرات آنها که به طور طبیعی از رادیوم و توریم رادیواکتیور تابنده میشدند بمباران کرد و تجزیه نمود...
@physics_ir
این ذرات آلفا که در بمباران هسته ها مورد استفاده قرار می گرفتند داراي انرژي در حدود 5تا 8 مگاالکترون ولت بودند.بیش از دو دهه از ساخت اولین شتاب دهنده نگذشته بود که فیزیک دانان متوجه شدند ذرات پروتون و نوترون که سازنده هسته بودند خود از کوارکها ساخته شده اند. در همین ایام ذرات دیگري به نام نرون ها و باریون ها کشف شدند و در نتیجه فیزیک دانان احتیاج به شتاب دهنده هاي با انرژي بالاتر را احساس کردند...
داستان شتابدهنده ها و مدل های مختلف شتابدهنده ها را در فایل PDF مطالعه نمایید.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #شتابدهنده #فیزیک_ذرات #کوارک #نوکلئون #آلفا #رادرفورد
@physics_ir
این ذرات آلفا که در بمباران هسته ها مورد استفاده قرار می گرفتند داراي انرژي در حدود 5تا 8 مگاالکترون ولت بودند.بیش از دو دهه از ساخت اولین شتاب دهنده نگذشته بود که فیزیک دانان متوجه شدند ذرات پروتون و نوترون که سازنده هسته بودند خود از کوارکها ساخته شده اند. در همین ایام ذرات دیگري به نام نرون ها و باریون ها کشف شدند و در نتیجه فیزیک دانان احتیاج به شتاب دهنده هاي با انرژي بالاتر را احساس کردند...
داستان شتابدهنده ها و مدل های مختلف شتابدهنده ها را در فایل PDF مطالعه نمایید.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #شتابدهنده #فیزیک_ذرات #کوارک #نوکلئون #آلفا #رادرفورد
تصویری از آنتی هیدروژن به دام افتاده در آزمایشگاه #سرن (قرمز در وسط) - @physics_ir
کانال علمی فیزیک ایران
#دشت های #آتشفشانی شمال عطارد- @physics_ir
به مناسبت گذر #عطارد از مقابل خورشید در بیستم اردیبهشت؛
تصویری زیبا از فضاپیمای #مسنجر که از #دشت های #آتشفشانی شمال عطارد ثبت کرده است.گودال هایی که در تصویر مشاهده میشوند حاصل برخورد #شهابسنگ ها بر سطح این #سیاره هستند.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
تصویری زیبا از فضاپیمای #مسنجر که از #دشت های #آتشفشانی شمال عطارد ثبت کرده است.گودال هایی که در تصویر مشاهده میشوند حاصل برخورد #شهابسنگ ها بر سطح این #سیاره هستند.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
کانال علمی فیزیک ایران
GIF
گذر سیاره ی عطارد از مقابل خورشید؛
ثبت شده توسط رصدخانه ی دینامیکی خورشید 🌞
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #خورشید #عطارد #گذر #نجوم #رصدخانه
ثبت شده توسط رصدخانه ی دینامیکی خورشید 🌞
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #خورشید #عطارد #گذر #نجوم #رصدخانه
کانال علمی فیزیک ایران
Video
@physics_ir
ستارگان از تولد تا مرگ و تشکیل سیاهچاله ها!
در این ویدیوی کوتاه شما میتوانید سرنوشت ستارگان و تبدیل شدنشان به سیاهچاله ها را ببینید. و همچنین یک توضیح درمورد اتفاقاتی که ممکن است در هنگام سقوط به سیاهچاله برایتان رخ دهد داده می شود.در ستاره ی خورشید در منظومه ی شمسی ما که منشا حیات است و همچنین در ستارگان دیگر همجوشی و گرانش در تعادل است اما بعد از پایان سوخت ستارگان، فرو میریزند...
ادامه را بطور کامل در ویدیو تماشا کنید.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #ستاره #سیاهچاله
ستارگان از تولد تا مرگ و تشکیل سیاهچاله ها!
در این ویدیوی کوتاه شما میتوانید سرنوشت ستارگان و تبدیل شدنشان به سیاهچاله ها را ببینید. و همچنین یک توضیح درمورد اتفاقاتی که ممکن است در هنگام سقوط به سیاهچاله برایتان رخ دهد داده می شود.در ستاره ی خورشید در منظومه ی شمسی ما که منشا حیات است و همچنین در ستارگان دیگر همجوشی و گرانش در تعادل است اما بعد از پایان سوخت ستارگان، فرو میریزند...
ادامه را بطور کامل در ویدیو تماشا کنید.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #ستاره #سیاهچاله
ساعت های اتمی نسل جدید ساعت ها برای اندازه گیری زمان با کمترین خطا - @physics_ir
@physics_ir
زمان بخش اصلی زندگی ما را تشکیل می دهد.هریک از ما برای تنظیم برنامه های روزانه ی خود به یک وسیله ای نیازمندیم تا زمان را برایمان نشان دهد. چند قرن است که بشر ساعت ها را به اختیار خود درآورده است و پیش از آن نیز حرکت و محل خورشید مرجع مناسبی برای تعیین زمان بود. اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی، انسان به ساعت های دقیقی نیازمند است زیرا دقت در کارهایی که انجام میدهد اورا ایجاب کرده است تا از ساعت هایی استفاده نماید که خطای کمتری دارد. اما اینگونه ساعت ها چگونه هستند و چگونه چنین ساعت هایی میتوان ساخت؟
در سال ۱۹۴۵ پروفسور ایسیدور رابی، فیزیکدان دانشگاه کلمبیا پیشنهاد کرد می توان با استفاده از تکنیکی که وی در سال ۱۹۳۰ آن را توسعه داده و "رزنانس مغناطیسی شعاع اتمی" نامیده بود، یک ساعت ساخت. در سال ۱۹۴۹ اداره استاندارد اعلام کرد اولین ساعت اتمی جهان را راه اندازی کرده که از ملکول آمونیاک به عنوان منبع نوسان بهره می برد. و در سال ۱۹۵۲ این اداره اعلام کرد اولین ساعت اتمی به اتم های سزیم به عنوان منبع ارتعاش مجهز شده است: NBS-1
@physics_ir
در ۱۹۵۵ لابراتوار ملی فیزیک انگلیس اولین ساعت پرتو سزیم را تولید کرد. آنها از آن به عنوان مرجع درجه بندی و کالیبراسیون استفاده می کردند. طی یک دهه بعدی، انواع پیشرفته تری از ساعت های اتمی خلق شدند. در ۱۹۶۷، سیزدهمین کنفرانس اوزان و مقیاس ها، مرجع اندازه گیری SI ثانیه را بر حسب ارتعاش اتم سزیم تعریف کرد. از این پس دیگر سیستم وقت نگهدار جهانی بر اساس ستاره شناسی و نجوم نبود. NBS-4 به عنوان پایدارترین ساعت سزیمی دنیا در سال ۱۹۶۸ کامل شد و تا دهه ۱۹۹۰ به عنوان بخشی از سیستم زمانی NIST مورد استفاده قرار می گرفت.
در سال ۱۹۹۹ ساعت NIST-F1 با ضریب خطای یک ثانیه در بیست میلیون سال شروع به کار کرد و تبدیل به یکی از دقیق ترین ساعت های جهان شد. و البته این تنها تاریخچه ساعت های ایالات متحده است و دیگر نقاط دنیا هم همپای این کشور به ساخت ساعت های اتمی بسیار دقیق مشغول هستند.
ساعت اتمی گونهای از ساعت است که فرکانس تشدید استاندارد اتمی را به عنوان عنصر نگهداری زمان به کار میگیرد. این ساعتها دقیقترین ساعت و استاندارد فرکانسی بسامد شناخته شدهاند و به عنوان استانداردهای اولیه برای سرویس جهانی پخش زمان، برای کنترل فرکانس پخش برنامههای تلویزیونی و سیستمهای موقعیت موقعیت یاب جهانی همانند جی پی اس به کار میروند. ساعتهای اتمی از پرتو افشانی استفاده نمیکنند، بلکه از سیگنالهای دقیق مایکروویو استفاده میکنند. سیگنالهای مذکور هنگامی تولید میشوند که الکترونها در اتمها سطح انرژی خود را دگرگون میکنند و نور منتشر میشود.
امروزه از انواع مختلف ساعت های اتمی ساخته شده است اما همه ی آنها از یک بنا و قانون پیروی میکنند و تنها تفاوت آنها در عنصر مورد استفاده و شیوه ی آشکارسازی در هنگام تغییر انرژی است.انواع ساعت های اتمی را میتوان در گروه های زیر دانست.
ساعت های اتمی سزیمی: که یک پروتون از اتم های سزیم را به خدمت گرفته اند. در این ساعت اتم های سزیم مختلف با سطوح متفاوت انرژی توسط میدان مغناطیسی از یکدیگر جدا می شوند.
ساعت های اتمی هیدروژنی: که اتم های هیدروژن با سطح خاصی از انرژی را درون محفظه ای با دیوارهایی از فلز ویژه نگهداری می کنند، تا اتم ها نتوانند سطح انرژی بالای شان را با سرعت زیادی از دست دهند.
ساعت های اتمی رادیومی: که ساده ترین و فشرده ترین نوع هستند و از یک سلول شیشه ای گاز رادیوم تشکیل شده اند. تغییرات در میزان جذب نور در رادیوم با فرکانس نوری متفاوت هنگامی که توسط مایکروویو با فرکانس صحیح احاطه شده باشد، باعث کارکرد ساعت می شود.
دقیق ترین ساعت های اتمی امروزه از اتم سزیوم و میدان های مغناطیسی معمولی به همراه آشکارسازها استفاده می کنند. علاوه بر این، اتم های سزیم توسط اشعه لیزر تحت تاثیر واقع نمی شوند. و اثر دوپلر تاثیر بسیار کمی روی آنها دارد.
فرکانس دقیق سزیم مورد استفاده در ساعت های اتمی 9,192,631,770 هرتز است. و هنگامی اعداد را تقسیم کنیم، خروجی دقیقا یک هرتز یا یک سیکل در ثانیه خواهد بود.
استفاده از این روش ها برای اندازه گیری زمان، خطا را نسبت به روش های قدیمی نجومی بهبود بخشیده است. هر رایانه که امروزه در خانه ی هریک از ما وجود دارد از این سیستم برای تنظیم زمان استفاده میکند.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #ساعت #زمان #سزیم #ساعت_اتمی
زمان بخش اصلی زندگی ما را تشکیل می دهد.هریک از ما برای تنظیم برنامه های روزانه ی خود به یک وسیله ای نیازمندیم تا زمان را برایمان نشان دهد. چند قرن است که بشر ساعت ها را به اختیار خود درآورده است و پیش از آن نیز حرکت و محل خورشید مرجع مناسبی برای تعیین زمان بود. اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی، انسان به ساعت های دقیقی نیازمند است زیرا دقت در کارهایی که انجام میدهد اورا ایجاب کرده است تا از ساعت هایی استفاده نماید که خطای کمتری دارد. اما اینگونه ساعت ها چگونه هستند و چگونه چنین ساعت هایی میتوان ساخت؟
در سال ۱۹۴۵ پروفسور ایسیدور رابی، فیزیکدان دانشگاه کلمبیا پیشنهاد کرد می توان با استفاده از تکنیکی که وی در سال ۱۹۳۰ آن را توسعه داده و "رزنانس مغناطیسی شعاع اتمی" نامیده بود، یک ساعت ساخت. در سال ۱۹۴۹ اداره استاندارد اعلام کرد اولین ساعت اتمی جهان را راه اندازی کرده که از ملکول آمونیاک به عنوان منبع نوسان بهره می برد. و در سال ۱۹۵۲ این اداره اعلام کرد اولین ساعت اتمی به اتم های سزیم به عنوان منبع ارتعاش مجهز شده است: NBS-1
@physics_ir
در ۱۹۵۵ لابراتوار ملی فیزیک انگلیس اولین ساعت پرتو سزیم را تولید کرد. آنها از آن به عنوان مرجع درجه بندی و کالیبراسیون استفاده می کردند. طی یک دهه بعدی، انواع پیشرفته تری از ساعت های اتمی خلق شدند. در ۱۹۶۷، سیزدهمین کنفرانس اوزان و مقیاس ها، مرجع اندازه گیری SI ثانیه را بر حسب ارتعاش اتم سزیم تعریف کرد. از این پس دیگر سیستم وقت نگهدار جهانی بر اساس ستاره شناسی و نجوم نبود. NBS-4 به عنوان پایدارترین ساعت سزیمی دنیا در سال ۱۹۶۸ کامل شد و تا دهه ۱۹۹۰ به عنوان بخشی از سیستم زمانی NIST مورد استفاده قرار می گرفت.
در سال ۱۹۹۹ ساعت NIST-F1 با ضریب خطای یک ثانیه در بیست میلیون سال شروع به کار کرد و تبدیل به یکی از دقیق ترین ساعت های جهان شد. و البته این تنها تاریخچه ساعت های ایالات متحده است و دیگر نقاط دنیا هم همپای این کشور به ساخت ساعت های اتمی بسیار دقیق مشغول هستند.
ساعت اتمی گونهای از ساعت است که فرکانس تشدید استاندارد اتمی را به عنوان عنصر نگهداری زمان به کار میگیرد. این ساعتها دقیقترین ساعت و استاندارد فرکانسی بسامد شناخته شدهاند و به عنوان استانداردهای اولیه برای سرویس جهانی پخش زمان، برای کنترل فرکانس پخش برنامههای تلویزیونی و سیستمهای موقعیت موقعیت یاب جهانی همانند جی پی اس به کار میروند. ساعتهای اتمی از پرتو افشانی استفاده نمیکنند، بلکه از سیگنالهای دقیق مایکروویو استفاده میکنند. سیگنالهای مذکور هنگامی تولید میشوند که الکترونها در اتمها سطح انرژی خود را دگرگون میکنند و نور منتشر میشود.
امروزه از انواع مختلف ساعت های اتمی ساخته شده است اما همه ی آنها از یک بنا و قانون پیروی میکنند و تنها تفاوت آنها در عنصر مورد استفاده و شیوه ی آشکارسازی در هنگام تغییر انرژی است.انواع ساعت های اتمی را میتوان در گروه های زیر دانست.
ساعت های اتمی سزیمی: که یک پروتون از اتم های سزیم را به خدمت گرفته اند. در این ساعت اتم های سزیم مختلف با سطوح متفاوت انرژی توسط میدان مغناطیسی از یکدیگر جدا می شوند.
ساعت های اتمی هیدروژنی: که اتم های هیدروژن با سطح خاصی از انرژی را درون محفظه ای با دیوارهایی از فلز ویژه نگهداری می کنند، تا اتم ها نتوانند سطح انرژی بالای شان را با سرعت زیادی از دست دهند.
ساعت های اتمی رادیومی: که ساده ترین و فشرده ترین نوع هستند و از یک سلول شیشه ای گاز رادیوم تشکیل شده اند. تغییرات در میزان جذب نور در رادیوم با فرکانس نوری متفاوت هنگامی که توسط مایکروویو با فرکانس صحیح احاطه شده باشد، باعث کارکرد ساعت می شود.
دقیق ترین ساعت های اتمی امروزه از اتم سزیوم و میدان های مغناطیسی معمولی به همراه آشکارسازها استفاده می کنند. علاوه بر این، اتم های سزیم توسط اشعه لیزر تحت تاثیر واقع نمی شوند. و اثر دوپلر تاثیر بسیار کمی روی آنها دارد.
فرکانس دقیق سزیم مورد استفاده در ساعت های اتمی 9,192,631,770 هرتز است. و هنگامی اعداد را تقسیم کنیم، خروجی دقیقا یک هرتز یا یک سیکل در ثانیه خواهد بود.
استفاده از این روش ها برای اندازه گیری زمان، خطا را نسبت به روش های قدیمی نجومی بهبود بخشیده است. هر رایانه که امروزه در خانه ی هریک از ما وجود دارد از این سیستم برای تنظیم زمان استفاده میکند.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #ساعت #زمان #سزیم #ساعت_اتمی
ساعت اتمی FOCS 1 در که در سوئیس با خطای یک ثانیه در ۳۰ میلیون سال که از سال ۲۰۰۴ آغاز به کار کردهاست- @physics_ir
ابرسیاه چاله ی پرجرم درمرکز کهکشان NGC1600 که در200میلیون سال نوری زمین و در صورت فلکی نهر قرار دارد.این سیاه چاله 17میلیارد برابر خورشید جرم دارد.این کشف توسط تلسکوپ دوقلوی جمینی انجام شد @physics_ir