@physics_ir
مبتذل ترين نوع غرور، غرور ملّى است؛ زيرا كسى كه به ملّيت خود افتخار مى كند در خود كيفيت باارزشى براى افتخار ندارد، وگرنه به چيزى متوسّل نمى شد كه با هزاران هزار نفر در آن مشترك است. بر عكس، كسى كه امتيازات فردى مهمّى در شخصيت خود داشته باشد، كمبودها و خطاهاى ملّت خود را واضح تر از ديگران مى بيند. @physics_ir اما هر نادان فرو مايه اى كه هيچ افتخارى در جهان ندارد، به مثابه آخرين دستاويز به ملّت خود متوسّل مى شود. چنين كسى با خوشحالى آماده است كه از هر خطا و حماقتى كه ملّتش دارد با چنگ و دندان دفاع كند.
@physics_ir
در باب حكمت زندگى
آرتور شوپنهاور
ص ٨٣
@physics_ir
مبتذل ترين نوع غرور، غرور ملّى است؛ زيرا كسى كه به ملّيت خود افتخار مى كند در خود كيفيت باارزشى براى افتخار ندارد، وگرنه به چيزى متوسّل نمى شد كه با هزاران هزار نفر در آن مشترك است. بر عكس، كسى كه امتيازات فردى مهمّى در شخصيت خود داشته باشد، كمبودها و خطاهاى ملّت خود را واضح تر از ديگران مى بيند. @physics_ir اما هر نادان فرو مايه اى كه هيچ افتخارى در جهان ندارد، به مثابه آخرين دستاويز به ملّت خود متوسّل مى شود. چنين كسى با خوشحالى آماده است كه از هر خطا و حماقتى كه ملّتش دارد با چنگ و دندان دفاع كند.
@physics_ir
در باب حكمت زندگى
آرتور شوپنهاور
ص ٨٣
@physics_ir
Forwarded from کیهانشناسی و کوانتوم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سال 2016 و انچه که در دنیای علم گذشت
@persiancosmology
@persiancosmology
سال نوی میلادی رو به همه تبریک عرض میکنم. 🎆
امیدوارم امسال، شاهد پیشرفت های جدید در عرصه ی علم باشیم. 🌍🔬🔭
@physics_ir
امیدوارم امسال، شاهد پیشرفت های جدید در عرصه ی علم باشیم. 🌍🔬🔭
@physics_ir
فرکتال، یا فراکتال (Fractal) ساختاری هندسی است که با بزرگ کردن هر بخش از این ساختار به نسبت معین، همان ساختار نخستین به دست آید. به گفتاری دیگر برخال ساختاری است که هر بخش از آن با کلاش همانند است. برخال از دور و نزدیک یکسان دیده میشود. به این ویژگی خودهمانندی گویند. برخالها یکی از ابزارهای مهم در گرافیک رایانهای هستند.
سری فوریه و تبدیل فوریه.
.
@physics_ir
سری فوریه برای تقریب توابع به کار می رود.
●تبدیلات فوریه در محاسبات تصویری کاربردهای وسیعی دارند. بطور مثال در امآرآی در فیزیک پزشکی جهت ایجاد تصویر نهایی اطلاعات امواج ساطع شده از هستههای هیدرژن از حوزۀ فرکانسی (frequency domain) به حوزۀ فضایی (spatial domain) تبدیل فوریه میشوند.
@physics_ir
●همچنین در علم دینامیک سازهها و ارتعاشات مکانیکی برای تعیین پاسخ سازه در برابر تحریکات غیر هارمونیک از تبدیلات فوریه برای تبدیل این تحریکات به اجزای هارمونیک استفاده میشود. پس از آن میتوان اقدام به حل معادله دیفرانسیل حرکت سازه نمود.
@physics_ir
●در فیزیک پلاسما نیز کاربرد دارد. تبدیل اطلاعات حوزه ی مکانی به حوزه ی فرکانسی اطلاعات خوبی از پلاسمای مورد نطر به ما می دهد. هر چند این اطلاعات دقیق نیست ولی برای شروع و دست یابی به اطلاعات اولیه مفید است.
#فیزیک #المپیاد #تبدیل_فوریه #physics
حتما لطفا دوستانتون رو تگ کنید.🎓🎓🎓
@physics_ir
.
@physics_ir
سری فوریه برای تقریب توابع به کار می رود.
●تبدیلات فوریه در محاسبات تصویری کاربردهای وسیعی دارند. بطور مثال در امآرآی در فیزیک پزشکی جهت ایجاد تصویر نهایی اطلاعات امواج ساطع شده از هستههای هیدرژن از حوزۀ فرکانسی (frequency domain) به حوزۀ فضایی (spatial domain) تبدیل فوریه میشوند.
@physics_ir
●همچنین در علم دینامیک سازهها و ارتعاشات مکانیکی برای تعیین پاسخ سازه در برابر تحریکات غیر هارمونیک از تبدیلات فوریه برای تبدیل این تحریکات به اجزای هارمونیک استفاده میشود. پس از آن میتوان اقدام به حل معادله دیفرانسیل حرکت سازه نمود.
@physics_ir
●در فیزیک پلاسما نیز کاربرد دارد. تبدیل اطلاعات حوزه ی مکانی به حوزه ی فرکانسی اطلاعات خوبی از پلاسمای مورد نطر به ما می دهد. هر چند این اطلاعات دقیق نیست ولی برای شروع و دست یابی به اطلاعات اولیه مفید است.
#فیزیک #المپیاد #تبدیل_فوریه #physics
حتما لطفا دوستانتون رو تگ کنید.🎓🎓🎓
@physics_ir
نشر همپا:
نشر همپا:
آزمون آزمایشی کنکور دکتری فیزیک
برگزار شده در جمعه 15 بهمن👆👆👆👆
نشر همپا:
آزمون آزمایشی کنکور دکتری فیزیک
برگزار شده در جمعه 15 بهمن👆👆👆👆
@physics.ir
⚫چرا برخی کهکشانها جوانمرگ می شوند؟؟
.
تحقيقات جديد دانشمندان استراليايي نشان داده که برخي کهکشانها به دليل از دست دادن زودهنگام گاز مورد نياز براي ايجاد ستارههاي جديد، جوانمرگ ميشوند.
به گفته فيزيکدانان نجومي دانشگاه غرب استراليا، دو گونه اصلي کهکشان وجود دارد: کهکشانهاي «آبي» که هنوز فعالانه به کار ستارهسازي مشغولند و کهکشانهاي «قرمز» که از رشد بازماندهاند.
@physics_ir
بيشتر کهکشانها به آرامي پس از دو ميليارد سال يا بيشتر از حالت آبي به قرمز گذر ميکنند اما برخي گذرها بطور ناگهاني و کمي پس از يک ميليارد سال رخ ميدهند که از نظر کيهاني بسيار جوان محسوب ميشود.
دانشمندان براي نخستين بار چهار کهکشان را در آستانه پايان شکلگيري ستارگان در آنها مورد بررسي قرار دادند که هر کدام در مرحله متفاوتي از گذر قرار داشتند.
يافتههاي دانشمندان نشان داد، کهکشانهايي که به پايان مرحله ستارهسازي خود ميرسند، بيشتر گاز خود را از دست ميدهند.
@physics_ir
هنوز مشخص نيست که چرا اين گاز از کهکشان خارج ميشود. يکي از احتمالات ميتواند بلعيده شدن آن توسط سياهچاله غولپيکر کهکشان يا کشيدهشدن آن در کهکشان همسايه باشد.
.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #فیزیک #کهکشان #نجوم
⚫چرا برخی کهکشانها جوانمرگ می شوند؟؟
.
تحقيقات جديد دانشمندان استراليايي نشان داده که برخي کهکشانها به دليل از دست دادن زودهنگام گاز مورد نياز براي ايجاد ستارههاي جديد، جوانمرگ ميشوند.
به گفته فيزيکدانان نجومي دانشگاه غرب استراليا، دو گونه اصلي کهکشان وجود دارد: کهکشانهاي «آبي» که هنوز فعالانه به کار ستارهسازي مشغولند و کهکشانهاي «قرمز» که از رشد بازماندهاند.
@physics_ir
بيشتر کهکشانها به آرامي پس از دو ميليارد سال يا بيشتر از حالت آبي به قرمز گذر ميکنند اما برخي گذرها بطور ناگهاني و کمي پس از يک ميليارد سال رخ ميدهند که از نظر کيهاني بسيار جوان محسوب ميشود.
دانشمندان براي نخستين بار چهار کهکشان را در آستانه پايان شکلگيري ستارگان در آنها مورد بررسي قرار دادند که هر کدام در مرحله متفاوتي از گذر قرار داشتند.
يافتههاي دانشمندان نشان داد، کهکشانهايي که به پايان مرحله ستارهسازي خود ميرسند، بيشتر گاز خود را از دست ميدهند.
@physics_ir
هنوز مشخص نيست که چرا اين گاز از کهکشان خارج ميشود. يکي از احتمالات ميتواند بلعيده شدن آن توسط سياهچاله غولپيکر کهکشان يا کشيدهشدن آن در کهکشان همسايه باشد.
.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #فیزیک #کهکشان #نجوم
ستارهشناسان يک درخشش کيهاني ضعيف را کشف کردهاند که تاکنون ديده نشده بود و ميتواند از ستارگاني باشد که سرگردان ميان کهکشانها شناورند. اين کشف پيشنهاد ميکند که حدود نيمي از تمامي ستارگان در جهان بيرون از مرزهاي کهکشاني قرار دارند.
« ممکن است افرادي در آن بيرون زندگي کنند، در ميان فضاي تاريک سرد بدو ن داشتن يک راه شيري.» اين گفتهي هاروي مزلي Harvey Moseley)) از مرکز پرواز فضايي گودارد ناسا در گرين بلت مريلند است.
ستارهها احتمالاً در هنگام برخورد کهکشانها به آنجا پرتاپ شدهاند. يک تيم به رهبري مايکل زمکو (Michael Zemcov) اخترشناسي از موسسه فنآوري کاليفرنيا (کالتک) در پاسادنا اين کشف را در نشريه ساينس1 تاريخ 7 نوامبر گزارش کرده است.
@physics_ir
برخورد ميان کهکشانها ميتواند باعث پرتاپ ستارگان به سمت فضاي ميان کهکشانها شود.
اين يافتهها از آزمايش پس زمينه مادون قرمز کيهاني (CIBER) بهدست ميآيد که در سالهاي 2010 و 2012 بر روي يک راکت تحقيقاتي به طور موقت به آسمان پرتاپ شد. سايبر با اوج گرفتن در بالاي جو، بر 5 ناحيه مختلف در فضا متمرکز شد و با صرف حدود يک دقيقه براي نورگيري از هر کدام از ناحيه ها، هر آنچه ذرات نور کيهاني که ممکن بود را جمعآوري کرد. پروازها در زمانهاي متفاوتي از سال انجام شد به طوريکه ستارهشناسان ميتوانستند اثرات مزاحم نور منطقته البروج (تابش نور آفتاب که از غبار ميان سيارات پراکنده شده است) را حذف کنند.
سايبر طوري طراحي شد که به دنبال افت و خيزهاي نور مادون قرمز باشد تا به اين وسيله نشانههايي از اولين کهکشانهايي را که در جهان شکل گرفتهاند را جستجو کند. نور چنين کهکشانهايي به دليل انبساط جهان، انتقال به قرمزي به سمت طول موجهاي مادون قرمز داشته است.
اما هنگاميکه زمکو و همکارانش شروع به بررسي دادههاي سايبر کردند متوجه شدند نوري که به دام افتاده است به اندازه کافي قرمز نيست که از کهکشانهاي قديمي آمده باشد. نور بايد از چيزي نزديک تر و نوين تر همچون ستارههاي معمولي آمده باشد.
پژوهشگران از نواحي مشاهده شده سايبر به کل جهان برونيابي کردند و به اين نتيجه رسيدند که ميزان نور بيشتر از آنچه است که قابل توصيف از طريق کهکشانهاي شناخته شده باشد. يکي از اعضاي تيم، جيمي باک (Jamie Bock)ستاره شناسي از کالتک ميگويد، «اين به اين معنا است که نور احتمالاً از ستارگان ميان کهکشانها ميآيد. اين ستارگان همان مقدار نور پس زمينه توليد ميکنند که خود کهکشانها و اين بسيار مهيج است.»
ستارهها معمولاً درون کهکشانها قرار ميگيرند، اما ممکن است هنگام برخورد کهکشانها، در اثر نيروي گرانشي به بيرون پرتاب شوند. باک شک دارد که شايد تعداد زيادي از اين ستارهها از کهکشانهاي نسبتاً سبک وزن آمده باشند که بسيار سادهتر از کهکشانهاي سنگينوزن تسلط بر ستارگانشان را از دست ميدهند.
مزلي ميگويد «اگر اين درست باشد، جمعيتي از ستارگان وجود دارد که بيرون از آنجا قرار دارند و به دليل نور کم هر يک، تنها ميتوان آنها را دستهجمعي ديد»
جونا کالمير (Juna Kollmeier) ستارهشناسي از رصدخانه کارنيگ در پاسادنا ميگويد «اين کار نشان ميدهد که ستارهشناسان چقدر اندک در مورد فضاي ميان کهکشاني اطلاعات دارند و اينکه اينها تا چه ميزان ميتوانند در محتواي انرژي جهان سهم داشته باشند.» در ماه ژوئن کالمير و همکارانش مسئله «نور گمشده» را گزارش کردند: به اندازه کافي ستاره و کهکشان وجود ندارد که مشاهداتي از فضاي ميان کهکشانها را توضيح دهد2.
او ميگويد يافتههاي اخير «تحريک آميز» هستند اما متقاعد کننده نيست که با مدلهايي که مطالعه جديد استفاده کرده است نتيجه بگيريم نور از ستارههاي خارج از کهکشان آمده است.
باک و همکارانش اکنون در حال ساخت يک آزمايش پشتيبان هستند به نام سايبر2 که به جاي طول موجهاي مادون قرمز به نور مرئي نگاه خواهد کرد. آنها اميدوارند اين کار اطلاعات جديدي را در مورد تابش پسزمينه و اينکه دقيقاً چه نوع ستارگاني ميتوانند در آن سهم داشته باشند را آشکار کند.
« ممکن است افرادي در آن بيرون زندگي کنند، در ميان فضاي تاريک سرد بدو ن داشتن يک راه شيري.» اين گفتهي هاروي مزلي Harvey Moseley)) از مرکز پرواز فضايي گودارد ناسا در گرين بلت مريلند است.
ستارهها احتمالاً در هنگام برخورد کهکشانها به آنجا پرتاپ شدهاند. يک تيم به رهبري مايکل زمکو (Michael Zemcov) اخترشناسي از موسسه فنآوري کاليفرنيا (کالتک) در پاسادنا اين کشف را در نشريه ساينس1 تاريخ 7 نوامبر گزارش کرده است.
@physics_ir
برخورد ميان کهکشانها ميتواند باعث پرتاپ ستارگان به سمت فضاي ميان کهکشانها شود.
اين يافتهها از آزمايش پس زمينه مادون قرمز کيهاني (CIBER) بهدست ميآيد که در سالهاي 2010 و 2012 بر روي يک راکت تحقيقاتي به طور موقت به آسمان پرتاپ شد. سايبر با اوج گرفتن در بالاي جو، بر 5 ناحيه مختلف در فضا متمرکز شد و با صرف حدود يک دقيقه براي نورگيري از هر کدام از ناحيه ها، هر آنچه ذرات نور کيهاني که ممکن بود را جمعآوري کرد. پروازها در زمانهاي متفاوتي از سال انجام شد به طوريکه ستارهشناسان ميتوانستند اثرات مزاحم نور منطقته البروج (تابش نور آفتاب که از غبار ميان سيارات پراکنده شده است) را حذف کنند.
سايبر طوري طراحي شد که به دنبال افت و خيزهاي نور مادون قرمز باشد تا به اين وسيله نشانههايي از اولين کهکشانهايي را که در جهان شکل گرفتهاند را جستجو کند. نور چنين کهکشانهايي به دليل انبساط جهان، انتقال به قرمزي به سمت طول موجهاي مادون قرمز داشته است.
اما هنگاميکه زمکو و همکارانش شروع به بررسي دادههاي سايبر کردند متوجه شدند نوري که به دام افتاده است به اندازه کافي قرمز نيست که از کهکشانهاي قديمي آمده باشد. نور بايد از چيزي نزديک تر و نوين تر همچون ستارههاي معمولي آمده باشد.
پژوهشگران از نواحي مشاهده شده سايبر به کل جهان برونيابي کردند و به اين نتيجه رسيدند که ميزان نور بيشتر از آنچه است که قابل توصيف از طريق کهکشانهاي شناخته شده باشد. يکي از اعضاي تيم، جيمي باک (Jamie Bock)ستاره شناسي از کالتک ميگويد، «اين به اين معنا است که نور احتمالاً از ستارگان ميان کهکشانها ميآيد. اين ستارگان همان مقدار نور پس زمينه توليد ميکنند که خود کهکشانها و اين بسيار مهيج است.»
ستارهها معمولاً درون کهکشانها قرار ميگيرند، اما ممکن است هنگام برخورد کهکشانها، در اثر نيروي گرانشي به بيرون پرتاب شوند. باک شک دارد که شايد تعداد زيادي از اين ستارهها از کهکشانهاي نسبتاً سبک وزن آمده باشند که بسيار سادهتر از کهکشانهاي سنگينوزن تسلط بر ستارگانشان را از دست ميدهند.
مزلي ميگويد «اگر اين درست باشد، جمعيتي از ستارگان وجود دارد که بيرون از آنجا قرار دارند و به دليل نور کم هر يک، تنها ميتوان آنها را دستهجمعي ديد»
جونا کالمير (Juna Kollmeier) ستارهشناسي از رصدخانه کارنيگ در پاسادنا ميگويد «اين کار نشان ميدهد که ستارهشناسان چقدر اندک در مورد فضاي ميان کهکشاني اطلاعات دارند و اينکه اينها تا چه ميزان ميتوانند در محتواي انرژي جهان سهم داشته باشند.» در ماه ژوئن کالمير و همکارانش مسئله «نور گمشده» را گزارش کردند: به اندازه کافي ستاره و کهکشان وجود ندارد که مشاهداتي از فضاي ميان کهکشانها را توضيح دهد2.
او ميگويد يافتههاي اخير «تحريک آميز» هستند اما متقاعد کننده نيست که با مدلهايي که مطالعه جديد استفاده کرده است نتيجه بگيريم نور از ستارههاي خارج از کهکشان آمده است.
باک و همکارانش اکنون در حال ساخت يک آزمايش پشتيبان هستند به نام سايبر2 که به جاي طول موجهاي مادون قرمز به نور مرئي نگاه خواهد کرد. آنها اميدوارند اين کار اطلاعات جديدي را در مورد تابش پسزمينه و اينکه دقيقاً چه نوع ستارگاني ميتوانند در آن سهم داشته باشند را آشکار کند.
کانال علمی فیزیک
به بهانه سالروز درگذشت کاشف اکسيژن، گازي که زندگي مان به آن وابسته است.
.
.
@physics_ir
جوزف پريستلي دانشمند انگليسي در سيزدهم مارس 1733م در نزديکي شهر ليدز انگلستان به دنيا آمد و در کودکي يتيم شد.
وي از آن پس تحت سرپرستي عمهاش به تحصيل پرداخت و زبانهاي فرانسه، آلماني، ايتاليايى و عربي را به خوبي فرا گرفت. پريستلي پس از چندي به علم شيمي علاقه پيدا کرد و آزمايشهايى در اين زمينه انجام داد. وي در يکي از آزمايشهاي خود، قطعه چوبي را سوزاند و سپس آن را در معرض گازي که از خمره آبجو خارج ميشد قرار داد و مشاهده کرد که شعله چوب خاموش ميشود.
اين واقعه باعث پيگيري بيشتر پريستلي و کشف گاز کربنيک گرديد. او آزمايشهاي خود را ادامه داد و با انجام فعل و انفعالاتي بر روي گاز کربنيک يک گاز بيرنگ و بو کشف کرد که همان گاز ازت است. پريستلي در يکي ديگر از آزمايشها، مقداري از گاز کربنيک را در آب حل کرد و براي اولين بار، راه تهيه مشروبات غيرالکلي را به جهان نشان داد. با اين کشفها، پريستلي شهرت بينظيري به دست آورد و از طرف دولت فرانسه به استادي آکادمي علوم برگزيده شد.
يکي ديگر از کارهاي مهم او آن است که براي اولين بار، گاز اکسيژن را کشف کرد. وي در سال 1744، با حرارت دادن به اکسيد جيوه گازي را کشف کرد که اين گاز پس از مطالعه توسط لاوازيه، شيميدان معروف فرانسوي، به نام گاز اکسيژن شناخته شد. پريستلي دريافت که گياهان ميتوانند اکسيژن توليد کنند. او همچنين به تنفس گياهان پي برد و راه طبيعي تهيه اکسيژن را کشف کرد.
@physics_ir
در اين ميان برخورد پريستلي و عدهاي از آشوبگران در جريان انقلاب کبير فرانسه، به حمله اين خرابکاران به منزل و کتابخانه پريستلي انجاميد و حاصل زحمات چندين سالهاش در اين تاراج از بين رفت. پس از اين حادثه، پريستلي از فرانسه راهي امريکا شد و فعاليتهاي علمي خود را ادامه داد. زماني که پريستلي در آزمايشگاه شخصي خود در پنسيلوانيا کار ميکرد، به کشف مهم ديگري نائل آمد.
او گاز سمي و مرگآور اکسيد کربن را از احتراق ناقص زغال، بنزين يا هر سوخت ديگر با اکسيژن کشف کرد که درجهان علم داراي ارزش زيادي است. وي همچنين درباره جوهر گوگرد، آمونياک و جوهر نمک مطالعات و تحقيقات و آزمايشهاي فراواني انجام داد که امروزه، نتايج اين تحقيقات در علم شيمي داراي اهميت بسزايي ميباشند. جوزف پريستلي سرانجام در 8 فوريه 1804م در 71 سالگي درگذشت.
@physics_ir
به بهانه سالروز درگذشت کاشف اکسيژن، گازي که زندگي مان به آن وابسته است.
.
.
@physics_ir
جوزف پريستلي دانشمند انگليسي در سيزدهم مارس 1733م در نزديکي شهر ليدز انگلستان به دنيا آمد و در کودکي يتيم شد.
وي از آن پس تحت سرپرستي عمهاش به تحصيل پرداخت و زبانهاي فرانسه، آلماني، ايتاليايى و عربي را به خوبي فرا گرفت. پريستلي پس از چندي به علم شيمي علاقه پيدا کرد و آزمايشهايى در اين زمينه انجام داد. وي در يکي از آزمايشهاي خود، قطعه چوبي را سوزاند و سپس آن را در معرض گازي که از خمره آبجو خارج ميشد قرار داد و مشاهده کرد که شعله چوب خاموش ميشود.
اين واقعه باعث پيگيري بيشتر پريستلي و کشف گاز کربنيک گرديد. او آزمايشهاي خود را ادامه داد و با انجام فعل و انفعالاتي بر روي گاز کربنيک يک گاز بيرنگ و بو کشف کرد که همان گاز ازت است. پريستلي در يکي ديگر از آزمايشها، مقداري از گاز کربنيک را در آب حل کرد و براي اولين بار، راه تهيه مشروبات غيرالکلي را به جهان نشان داد. با اين کشفها، پريستلي شهرت بينظيري به دست آورد و از طرف دولت فرانسه به استادي آکادمي علوم برگزيده شد.
يکي ديگر از کارهاي مهم او آن است که براي اولين بار، گاز اکسيژن را کشف کرد. وي در سال 1744، با حرارت دادن به اکسيد جيوه گازي را کشف کرد که اين گاز پس از مطالعه توسط لاوازيه، شيميدان معروف فرانسوي، به نام گاز اکسيژن شناخته شد. پريستلي دريافت که گياهان ميتوانند اکسيژن توليد کنند. او همچنين به تنفس گياهان پي برد و راه طبيعي تهيه اکسيژن را کشف کرد.
@physics_ir
در اين ميان برخورد پريستلي و عدهاي از آشوبگران در جريان انقلاب کبير فرانسه، به حمله اين خرابکاران به منزل و کتابخانه پريستلي انجاميد و حاصل زحمات چندين سالهاش در اين تاراج از بين رفت. پس از اين حادثه، پريستلي از فرانسه راهي امريکا شد و فعاليتهاي علمي خود را ادامه داد. زماني که پريستلي در آزمايشگاه شخصي خود در پنسيلوانيا کار ميکرد، به کشف مهم ديگري نائل آمد.
او گاز سمي و مرگآور اکسيد کربن را از احتراق ناقص زغال، بنزين يا هر سوخت ديگر با اکسيژن کشف کرد که درجهان علم داراي ارزش زيادي است. وي همچنين درباره جوهر گوگرد، آمونياک و جوهر نمک مطالعات و تحقيقات و آزمايشهاي فراواني انجام داد که امروزه، نتايج اين تحقيقات در علم شيمي داراي اهميت بسزايي ميباشند. جوزف پريستلي سرانجام در 8 فوريه 1804م در 71 سالگي درگذشت.
@physics_ir
پژوهشگران چيني يک منبع تغذيه الکتريکي ساختهاند که با تبخير آب از نانومواد کربني کار ميکند. اين وسيله تقريباً 2/5 سانتيمتر طول دارد و ميتواند ولتاژي در حدود 1/5 ولت توليد کند- يعني به اندازهي يک باتري AA استاندارد.@physics_ir
در حالي که اين باتري فقط چند صد نانوآمپر توليد ميکند، گروه پژوهش با اتصال چند تا از آنها يک صفحهنمايش کريستال مايع (LCD) را روشن کردند. به گفتهي محققان، با پيشرفتهاي بعدي ميتوان از اين وسيله براي تجهيزات استريليزه و تصفيه يا شيرين کردن آب در نواحي گرم کره زمين استفاده کرد.
اين باتري توسط گروهي به سرپرستي وانلين گيو Wanlin Guo در دانشگاه نانجينگ و جون ژو Jun Zho در دانشگاه هوآژونگ ساخته شده است. ساختار آن شامل لايهنشاني نانوتيوبهاي کربني چندجداره (MWCNT) روي پايهي کوارتز براي ايجاد دو الکترود است. پايه حدود 25 ميليمتر طول دارد و در هر سر آن دو الکترود 2 ميليمتري قرار دارد. سپس کربن سياه- ذرات ريزي از کربن به قطر تقريبي 20 نانومتر- لايهنشاني شده و پايه را تا ضخامت 70 ميکرومتر ميپوشاند. آنگاه سيمهاي مسي به هر الکترود متصل شده و مدار با يک ولتمتر کامل ميشود.
@physics_ir
غوطهور در آب
يک انتهاي وسيله در بِشِري از آب دييونيزه شده قرار داده ميشود به طوري که چند ميليمتر پايينيِ وسيله غوطهور باشد. ظرف يکساعت، فعاليت موييني آب را به نقاط سابقا خشک رسانده و از لبه پاييني تا حداکثر 20 ميليمتر بالا ميکشد. همينطور که آب بالا ميرود، ولتاژ بين الکترودها افزايش يافته و در يکساعت به مقدار بيشينه 1 ولت ميرسد.
وقتي اين وسيله و بشر درون محفظهاي بسته قرار گرفت که بخار آب نميتوانست از آن خارج شود، ولتاژ ظرف 15 دقيقه به صفر رسيد- و با برقراري تهويه به سرعت به مقدار قبلي برگشت. جريان هوا، که مشخصاً سرعت تبخير را افزايش ميدهد، ولتاژ را تا 1/5 ولت رساند. از طرف ديگر، افزايش رطوبت محيط با ممانعت از تبخير ولتاژ را کم ميکرد. رويهمرفته، به عقيدهي پژوهشگران، اين مشاهدات تاييد ميکنند که تبخير علت کارکردن وسيله است.
@physics_ir
پتانسيل جريان
بررسي طيفسنجي فروسرخ از اين وسيله نشان ميدهد که انرژي الکتريکي از طريق پتانسيل جريان ايجاد شده است. اين فرآيندي الکتروشيميايي وقتي رخ ميدهد که يک الکتروليت با گراديان فشار از طريق يک کانال يا منفذ تحريک ميشود.
گروه سپس چهار تا از اين وسيلهها را به صورت سري به هم متصل کرد تا منبعي با 380 نانوآمپر در 4/8 ولت داشته باشد- اين مقدار براي راه اندازي يک صفحه نمايش کريستال مايع کافي است. پژوهشگران ميگويند که با بهينه کردن فرآيندهاي جريان و تبخير ميتوان عملکرد وسيله را بهبود بخشيد.
اين تحقيق درNature Nanotechnology گزارش شده است.
در حالي که اين باتري فقط چند صد نانوآمپر توليد ميکند، گروه پژوهش با اتصال چند تا از آنها يک صفحهنمايش کريستال مايع (LCD) را روشن کردند. به گفتهي محققان، با پيشرفتهاي بعدي ميتوان از اين وسيله براي تجهيزات استريليزه و تصفيه يا شيرين کردن آب در نواحي گرم کره زمين استفاده کرد.
اين باتري توسط گروهي به سرپرستي وانلين گيو Wanlin Guo در دانشگاه نانجينگ و جون ژو Jun Zho در دانشگاه هوآژونگ ساخته شده است. ساختار آن شامل لايهنشاني نانوتيوبهاي کربني چندجداره (MWCNT) روي پايهي کوارتز براي ايجاد دو الکترود است. پايه حدود 25 ميليمتر طول دارد و در هر سر آن دو الکترود 2 ميليمتري قرار دارد. سپس کربن سياه- ذرات ريزي از کربن به قطر تقريبي 20 نانومتر- لايهنشاني شده و پايه را تا ضخامت 70 ميکرومتر ميپوشاند. آنگاه سيمهاي مسي به هر الکترود متصل شده و مدار با يک ولتمتر کامل ميشود.
@physics_ir
غوطهور در آب
يک انتهاي وسيله در بِشِري از آب دييونيزه شده قرار داده ميشود به طوري که چند ميليمتر پايينيِ وسيله غوطهور باشد. ظرف يکساعت، فعاليت موييني آب را به نقاط سابقا خشک رسانده و از لبه پاييني تا حداکثر 20 ميليمتر بالا ميکشد. همينطور که آب بالا ميرود، ولتاژ بين الکترودها افزايش يافته و در يکساعت به مقدار بيشينه 1 ولت ميرسد.
وقتي اين وسيله و بشر درون محفظهاي بسته قرار گرفت که بخار آب نميتوانست از آن خارج شود، ولتاژ ظرف 15 دقيقه به صفر رسيد- و با برقراري تهويه به سرعت به مقدار قبلي برگشت. جريان هوا، که مشخصاً سرعت تبخير را افزايش ميدهد، ولتاژ را تا 1/5 ولت رساند. از طرف ديگر، افزايش رطوبت محيط با ممانعت از تبخير ولتاژ را کم ميکرد. رويهمرفته، به عقيدهي پژوهشگران، اين مشاهدات تاييد ميکنند که تبخير علت کارکردن وسيله است.
@physics_ir
پتانسيل جريان
بررسي طيفسنجي فروسرخ از اين وسيله نشان ميدهد که انرژي الکتريکي از طريق پتانسيل جريان ايجاد شده است. اين فرآيندي الکتروشيميايي وقتي رخ ميدهد که يک الکتروليت با گراديان فشار از طريق يک کانال يا منفذ تحريک ميشود.
گروه سپس چهار تا از اين وسيلهها را به صورت سري به هم متصل کرد تا منبعي با 380 نانوآمپر در 4/8 ولت داشته باشد- اين مقدار براي راه اندازي يک صفحه نمايش کريستال مايع کافي است. پژوهشگران ميگويند که با بهينه کردن فرآيندهاي جريان و تبخير ميتوان عملکرد وسيله را بهبود بخشيد.
اين تحقيق درNature Nanotechnology گزارش شده است.