کانال علمی فیزیک ایران
@physics_ir . . ده فیزیکدان تاثیر گذار در کوانتوم مکانیک. . . @physics_ir
توضیح درباره حضور انشتین در این عکس:
انشتین در کوانتوم نسبیتی تاثیرگذار بوده است.
@physics_ir
در فیزیک ذرات، بوزون ها ذرههایی با عدد اسپین درست هستند که از امار بوز-انیشتین پیروی میکنند.این با قضیه اسپین مدار مطابقت دارد: دررتئوری میدان کوانتوم نسبیتی ذرهها با اسپین صحیح بوزون هستند و ذرهها با اسپین نیمه صحیح فرمیون هستند.
@physics_ir
انشتین در کوانتوم نسبیتی تاثیرگذار بوده است.
@physics_ir
در فیزیک ذرات، بوزون ها ذرههایی با عدد اسپین درست هستند که از امار بوز-انیشتین پیروی میکنند.این با قضیه اسپین مدار مطابقت دارد: دررتئوری میدان کوانتوم نسبیتی ذرهها با اسپین صحیح بوزون هستند و ذرهها با اسپین نیمه صحیح فرمیون هستند.
@physics_ir
azmon jame 2 nashr hampa.pdf
14.8 MB
آزمون جامع دکترای نشر همپا ،آزمون دوم @hampaketab
آيا نبوغ علمي که در طول تاريخ همواره باعث ظهور نظريات جديد و انقلابهاي علمي بزرگ شده به راستي منقرض گرديده است؟ و آيا نوابغ علمي با تيمهاي تحقيقاتي بزرگي جايگزين شدهاند که به جاي معرفي رشتههاي علمي نوين سعي در بالاتر بردن ظرافت و دقت رشتههاي موجود دارند؟ در زير کيث سمنتون به اين پرسشها پاسخ مي دهد.
@physics_ir
بسياري از دانشمندان زندگي حرفهاي خود را وقف مطالعه پديدههايي ميکنند که تصور ميشود سالها مورد توجه خواهند بود. اشکال مختلف حيات همواره در طول نسلها دستخوش تغييرات بسياري ميشوند، بنابراين به نظر ميرسد زيستشناساني که بر روي نظريه تکامل کار ميکنند همواره کاري براي انجام دادن دارند. اما آنچه که در اينجا مورد بحث است، به نظر ميرسد که امروزه وجود خارجي ندارد.
@physics_ir
يک دانشمند خلاق ايدههايي را مطرح ميکند که بديع و مفيد هستند. اما يک نابغه علمي ايدههايي را مطرح ميکند که بديع، مفيد و البته شگفتانگيز هستند. اين ايدههاي نو ظهور – شامل نظريهها، اکتشافات و ابداعات – تعميم کارهاي قبلي دانشمندان نيستند، بلکه پا نهادن به قلمروي جديدي از علوم به شمار ميروند.
@physics_ir
نظريه نسبيت خاص اينشتين سه معيار بداعت، مفيد بودن و شگفتانگيز بودن را داشت و بنابراين باعث ايجاد احساس نياز به نوشتن کتابهاي درسي مقدماتي بسياري شد. اينشتين مفهوم فضا و زمان مطلق نيوتني را کنار گذاشت و رابطه جديدي را ميان جرم و انرژي معرفي کرد که در فرمول معروفش آمده است.
@physics_ir
نوابع به دو طريق نقش بسيار مهمي را در پيشبرد علم بازي کردهاند: اولا آنها رشتههاي علمي جديد را پايهگذاري نمودهاند، همانند گاليله که نجوم تلسکوپي را براي نخستين بار معرفي کرد. ثانيا، نوابغ رشتههايي را که از پيش وجود داشته است دچار تحول نمودهاند. به عنوان مثال چارلز داروين زماني پيشنهاد تکامل به وسيله انتخاب طبيعي را پيشنهاد کرد که بيشتر زيستشناسان باور داشتند گونههاي حيات از زمان خلقت که در کتاب مقدس آمده است ثابت بودهاند.
@physics_ir
با اين حال به نظر ميرسد که نه بنيانگذاري رشتههاي علمي جديد براي دانشمندان امروز امکانپذير است و نه ايجاد تحول بنيادين در رشتههاي موجود. امروزه نظريات و ابزارهاي ما اولين ثانيهها و دورترين نقاط کيهان را کاوش ميکنند و ما قادريم ريزترين اشکال حيات و ذرات زيراتمي با نيمعمر بسيار کوتاه را بررسي کنيم. سخت است که تصور کنيم دانشمندان از برخي پديدهها که سزاواز داشتن يک رشته علمي در کنار نجوم، فيزيک، شيمي و زيستشناسي هستند چشمپوشي ميکنند. براي بيش از يک قرن هر رشته علمي جديد از جمله اخترفيزيک، بيوشيمي و يا زيستشناسي نجومي به عنوان زيرشاخهاي از همين علوم در نظر گرفته شده است. پيشرفتهاي بيشتر در واقع به جاي آنکه بنيانهاي دانش بشر را دچار تغيير کنند، آنچه را که از پيش شناخته شده است گسترش ميدهند. براي مثال يکي از بزرگترين دستاوردهاي علمي اخير کشف ذره بوزون هيگز است که وجودش چند دهه قبل پيشبيني شده بود.
@physics_ir
روزهايي که در آن يک دانشجوي دکتري بتواند به تنهايي چهار مقاله انقلابي بنويسد در حالي که به طور تمام وقت در دفتر ثبت اختراعات مشغول به کار است – همانند کاري که اينشتين در سال ۱۹۰۵ ميلادي انجام داد – به احتمال زياد ديگر تکرار نخواهند شد. امروزه علوم طبيعي به حدي گسترش يافتهاند و پايههاي علم به حدي پيچيده و تخصصي شدهاند که کارهاي نوين و بديع فقط از گروههاي بزرگ و تيمهاي تخصصي که از افراد بسيار زيادي تشکيل شدهاند برميآيد.
@physics_ir
المپيک علمي
در اينجا ذکر سه نکته ضروري است: اول اينکه آنچه گفتيم به معناي آن نيست که پيشرفت علم متوقف خواهد شد. بلکه اين پيشرفت «سريعتر، بيشتر و قدرتمندتر» از هميشه خواهد بود و سر فصل کتابهاي درسي دائما به روز خواهد شد. در واقع در بدترين حالت برخي از رشتههاي علمي به شکل مجانبي به حدي از جامع بودن و دقت ميگرايند که در بيشتر مسابقات ورزشي امروزي نيز ديده ميشود. يعني همانطور که قهرمانان المپيک زماني به مدال طلا دست پيدا ميکنند که رکوردهاي جهاني را به اندازه کسري از ثانيه جلو ببرند، دانشمندان نيز تنها در صورتي ميتوانند به جايزه نوبل برسند که بتوانند نظريات موجود را کمي گسترش ببخشند يا دقت اندازهگيريها را کمي بالاتر ببرند. اينگونه دانشمندان به راستي دانشمنداني از نوع قهرمانان المپيک هستند.
@physics_ir
دوم اينکه بحث ما بدين معنا نيست که علم در حال خاموشي است و يا تحقيقات مدرن امروزي نسبت به کارهاي افرادي چون نيکولاس کوپرنيک، رنه دکارت، ايزاک نيوتن، ماري کوري و يا لوئي پاستور اهميت و ارزش کمتري دارند. دانشمندان امروزي عموما از ضريب هوشي بسيار بالايي برخوردارند. در حقيقت براي اينکه دانشمندي بتواند به عنوان يک محقق درجه يک شناخته شود بايد ضريب هوشي بالاتري نسبت به افر
@physics_ir
بسياري از دانشمندان زندگي حرفهاي خود را وقف مطالعه پديدههايي ميکنند که تصور ميشود سالها مورد توجه خواهند بود. اشکال مختلف حيات همواره در طول نسلها دستخوش تغييرات بسياري ميشوند، بنابراين به نظر ميرسد زيستشناساني که بر روي نظريه تکامل کار ميکنند همواره کاري براي انجام دادن دارند. اما آنچه که در اينجا مورد بحث است، به نظر ميرسد که امروزه وجود خارجي ندارد.
@physics_ir
يک دانشمند خلاق ايدههايي را مطرح ميکند که بديع و مفيد هستند. اما يک نابغه علمي ايدههايي را مطرح ميکند که بديع، مفيد و البته شگفتانگيز هستند. اين ايدههاي نو ظهور – شامل نظريهها، اکتشافات و ابداعات – تعميم کارهاي قبلي دانشمندان نيستند، بلکه پا نهادن به قلمروي جديدي از علوم به شمار ميروند.
@physics_ir
نظريه نسبيت خاص اينشتين سه معيار بداعت، مفيد بودن و شگفتانگيز بودن را داشت و بنابراين باعث ايجاد احساس نياز به نوشتن کتابهاي درسي مقدماتي بسياري شد. اينشتين مفهوم فضا و زمان مطلق نيوتني را کنار گذاشت و رابطه جديدي را ميان جرم و انرژي معرفي کرد که در فرمول معروفش آمده است.
@physics_ir
نوابع به دو طريق نقش بسيار مهمي را در پيشبرد علم بازي کردهاند: اولا آنها رشتههاي علمي جديد را پايهگذاري نمودهاند، همانند گاليله که نجوم تلسکوپي را براي نخستين بار معرفي کرد. ثانيا، نوابغ رشتههايي را که از پيش وجود داشته است دچار تحول نمودهاند. به عنوان مثال چارلز داروين زماني پيشنهاد تکامل به وسيله انتخاب طبيعي را پيشنهاد کرد که بيشتر زيستشناسان باور داشتند گونههاي حيات از زمان خلقت که در کتاب مقدس آمده است ثابت بودهاند.
@physics_ir
با اين حال به نظر ميرسد که نه بنيانگذاري رشتههاي علمي جديد براي دانشمندان امروز امکانپذير است و نه ايجاد تحول بنيادين در رشتههاي موجود. امروزه نظريات و ابزارهاي ما اولين ثانيهها و دورترين نقاط کيهان را کاوش ميکنند و ما قادريم ريزترين اشکال حيات و ذرات زيراتمي با نيمعمر بسيار کوتاه را بررسي کنيم. سخت است که تصور کنيم دانشمندان از برخي پديدهها که سزاواز داشتن يک رشته علمي در کنار نجوم، فيزيک، شيمي و زيستشناسي هستند چشمپوشي ميکنند. براي بيش از يک قرن هر رشته علمي جديد از جمله اخترفيزيک، بيوشيمي و يا زيستشناسي نجومي به عنوان زيرشاخهاي از همين علوم در نظر گرفته شده است. پيشرفتهاي بيشتر در واقع به جاي آنکه بنيانهاي دانش بشر را دچار تغيير کنند، آنچه را که از پيش شناخته شده است گسترش ميدهند. براي مثال يکي از بزرگترين دستاوردهاي علمي اخير کشف ذره بوزون هيگز است که وجودش چند دهه قبل پيشبيني شده بود.
@physics_ir
روزهايي که در آن يک دانشجوي دکتري بتواند به تنهايي چهار مقاله انقلابي بنويسد در حالي که به طور تمام وقت در دفتر ثبت اختراعات مشغول به کار است – همانند کاري که اينشتين در سال ۱۹۰۵ ميلادي انجام داد – به احتمال زياد ديگر تکرار نخواهند شد. امروزه علوم طبيعي به حدي گسترش يافتهاند و پايههاي علم به حدي پيچيده و تخصصي شدهاند که کارهاي نوين و بديع فقط از گروههاي بزرگ و تيمهاي تخصصي که از افراد بسيار زيادي تشکيل شدهاند برميآيد.
@physics_ir
المپيک علمي
در اينجا ذکر سه نکته ضروري است: اول اينکه آنچه گفتيم به معناي آن نيست که پيشرفت علم متوقف خواهد شد. بلکه اين پيشرفت «سريعتر، بيشتر و قدرتمندتر» از هميشه خواهد بود و سر فصل کتابهاي درسي دائما به روز خواهد شد. در واقع در بدترين حالت برخي از رشتههاي علمي به شکل مجانبي به حدي از جامع بودن و دقت ميگرايند که در بيشتر مسابقات ورزشي امروزي نيز ديده ميشود. يعني همانطور که قهرمانان المپيک زماني به مدال طلا دست پيدا ميکنند که رکوردهاي جهاني را به اندازه کسري از ثانيه جلو ببرند، دانشمندان نيز تنها در صورتي ميتوانند به جايزه نوبل برسند که بتوانند نظريات موجود را کمي گسترش ببخشند يا دقت اندازهگيريها را کمي بالاتر ببرند. اينگونه دانشمندان به راستي دانشمنداني از نوع قهرمانان المپيک هستند.
@physics_ir
دوم اينکه بحث ما بدين معنا نيست که علم در حال خاموشي است و يا تحقيقات مدرن امروزي نسبت به کارهاي افرادي چون نيکولاس کوپرنيک، رنه دکارت، ايزاک نيوتن، ماري کوري و يا لوئي پاستور اهميت و ارزش کمتري دارند. دانشمندان امروزي عموما از ضريب هوشي بسيار بالايي برخوردارند. در حقيقت براي اينکه دانشمندي بتواند به عنوان يک محقق درجه يک شناخته شود بايد ضريب هوشي بالاتري نسبت به افر
ادي که در قرنهاي شانزدهم و هفدهم نابغه به شمار ميآمدند داشته باشد، چرا که حجم اطلاعات و ميزان تجربهاي که يک دانشمندي امروزي بايد داشته باشد تا بتواند در کار خود متخصص شود نسبت به آن دوران به مراتب بيشتر است. براي مثال نميتوان گفت که آيا افرادي همچون پيير سيمون لاپلاس و جيمز کلارک ماکسول به اندازه کافي باهوش بودهاند که بتوانند در رياضيات پيچيده نظريه ريسمان امروزي نيز تخصص پيدا کنند يا خير.
@physics_ir
به عنوان سومين نکته بايد توجه کنيم که آنچه گفتيم بدين معنا نيست که دانشمندان برجسته از اين پس تلاشي در راستاي معرفي پاراديمهاي نوين و رشتههاي علمي جديد نخواهند داشت، بلکه فقط احتمال بروز چنين نوآوريهايي کمتر شده است. در حقيقت طبق آنچه که توماس کوهن (Thomas Kuhn) در تحليل کلاسيک انقلابهاي علمي گفته است، علوم فيزيکي و زيستشناختي نبايد تغيير پارادايمها را به سادگي بپذيرند، مگر آنکه در وضعيتي بحراني قرار داشته باشند، به طوري که تعداد زيادي اکتشافات جديد ظهور نمايند که به هيچ وجه نتوان آنها را با نظريات موجود توضيح داد. براي مثال نظريه نسبيت خاص اينشتين توانست وضعيت بغرنجي را که پس از آزمايش معروف آلبرت مايکلسون و رابرت مورلي در سال ۱۸۸۷ پيش آمده بود توضيح دهد. در اين آزمايش آنها موفق به آشکارسازي «اتر» که فرض ميشد به انتشار امواج الکترومغناطيسي کمک ميکند نشدند.
بيشتر رشتههاي علوم طبيعي، اگر نخواهيم بگوييم همه آنها، امروزه حتي نزديک به اين وضعيت بحراني نيز نيستند و هيچيک از رشتههاي اصلي نيز با ناهنجاريهايي روبرو نشدهاند که نتوان آنها را با نظريات موجود توضيح داد. البته يک استثنا فيزيک نظري است که هنوز موفق به متحد کردن نيروي گرانش با سه نيروي بنيادي ديگر نشده است.
@physics_ir
البته اميدواريم که اين نظريه صحيح نباشد و نسل نوابع در علوم از بين نرفته باشد. به نظر ميرسد تنها چيزي که براي اثبات اشتباه بودن اين نظريه بدان نياز داريم «ظهور يک نابغه» است.
@physics_ir
@physics_ir
به عنوان سومين نکته بايد توجه کنيم که آنچه گفتيم بدين معنا نيست که دانشمندان برجسته از اين پس تلاشي در راستاي معرفي پاراديمهاي نوين و رشتههاي علمي جديد نخواهند داشت، بلکه فقط احتمال بروز چنين نوآوريهايي کمتر شده است. در حقيقت طبق آنچه که توماس کوهن (Thomas Kuhn) در تحليل کلاسيک انقلابهاي علمي گفته است، علوم فيزيکي و زيستشناختي نبايد تغيير پارادايمها را به سادگي بپذيرند، مگر آنکه در وضعيتي بحراني قرار داشته باشند، به طوري که تعداد زيادي اکتشافات جديد ظهور نمايند که به هيچ وجه نتوان آنها را با نظريات موجود توضيح داد. براي مثال نظريه نسبيت خاص اينشتين توانست وضعيت بغرنجي را که پس از آزمايش معروف آلبرت مايکلسون و رابرت مورلي در سال ۱۸۸۷ پيش آمده بود توضيح دهد. در اين آزمايش آنها موفق به آشکارسازي «اتر» که فرض ميشد به انتشار امواج الکترومغناطيسي کمک ميکند نشدند.
بيشتر رشتههاي علوم طبيعي، اگر نخواهيم بگوييم همه آنها، امروزه حتي نزديک به اين وضعيت بحراني نيز نيستند و هيچيک از رشتههاي اصلي نيز با ناهنجاريهايي روبرو نشدهاند که نتوان آنها را با نظريات موجود توضيح داد. البته يک استثنا فيزيک نظري است که هنوز موفق به متحد کردن نيروي گرانش با سه نيروي بنيادي ديگر نشده است.
@physics_ir
البته اميدواريم که اين نظريه صحيح نباشد و نسل نوابع در علوم از بين نرفته باشد. به نظر ميرسد تنها چيزي که براي اثبات اشتباه بودن اين نظريه بدان نياز داريم «ظهور يک نابغه» است.
@physics_ir
ماهواره فضایی اسپیتزر Spitzer Space Telescope هفت سیاره صخره ای شبیه زمین را به دور یک ستاره کوتوله سرد به نام TRAPPIST-1 که در فاصله 40 سال نوری از ما واقع است را کشف کرده است.
@physics_ir
شکل واره ای از منظمه سیاره ای TRAPPIST-1
(Courtesy: NASA/JPL-Caltech)
این خبر هیجان انگیز که در کنفرانس خبری ناسا، چهارشنبه 22 فوریه اعلام شد خبر از کشف یک مجموعه سیاره ای دیگر را در کهکشان راه شیری داد. اما این خبر متفاوت تر و هیجان انگیزتر از مشابه های گذشته خود بود، زیرا علاوه بر این که تعداد 7 سیاره فراخورشیدی در یک منظومه پیدا شده است، سیارات کشف شده زمین گون نیز هستند و حتی 3 سیاره نیز در ناحیه قابل زیست این منظومه قرار دارند.
@physics_ir
همان گونه که از نام آن پیدا است، ناحیه قابل زیست یک منظومه سیاره ای، فاصله ای از ستاره مادر است، که در آن آب می تواند به صورت مایع وجود داشته باشد. از آن جایی که ستاره TRAPPIST-1 کم نور می باشد، فاصله قابل زیست آن بسیار نزدیک تر از فاصله زمین تا خورشید (یک واحد نجومی) است. نزدیکتر بودن این فاصله این امکان را می دهد که با روش گذر( کم شدن نور ستاره مادر به دلیل عبور سیاره) پی به وجود این سیارات ببریم.
@physics_ir
سوال هیجان انگیز بعدی این است که آیا این سیارت شرایط جوی مناسبی برای حیات دارند یا خیر؟ پیدا کردند ردهای حیاتی مانند آب و متان می تواند جواب گو این سوال باشد.
@physics_ir
البته نکته جالب دیگر، آن که داستان منظومه مرتبط با TRAPPIST-1 به دو سال پیش بر می گردد. کشف سه سیاره در این سیستم منظومه ای با تلسکوپ 0.6 متری تمام خودکار بلژیکی ها به نام
Transiting Planets and Planetesimals Small Telescope / TRAPPIST در رصدخانه لاسیا شیلی انجام شد. سپس این ستاره با استفاده از تلسکوپ VLT و تلسکوپ فضایی اسپیتزر مورد مطالعه قرار گرفت و چهار سیاره جدید نیز به این مجموعه اضافه شد.
در هر صورت این کشف اخترفیزیکدان ها را بیش از پیش متقاعد خواهد کرد که تعدادسیارات زمین گون که در منطقه قابل زیست منظومه خود باشند قابل توجه است. حال سوال و گام بعدی در کنار کشف زمین های جدید، پیدا کردن حیات است.
@physics_ir
و شاید نادقیق نباشد که اذعان کنیم که هفت سیاره شگفت انگیز TRAPPIST-1 نقطه عطفی است در مسیر کشف کیهان مملو از حیات!
منبع انجمن فیزیک
@physics_ir
@physics_ir
شکل واره ای از منظمه سیاره ای TRAPPIST-1
(Courtesy: NASA/JPL-Caltech)
این خبر هیجان انگیز که در کنفرانس خبری ناسا، چهارشنبه 22 فوریه اعلام شد خبر از کشف یک مجموعه سیاره ای دیگر را در کهکشان راه شیری داد. اما این خبر متفاوت تر و هیجان انگیزتر از مشابه های گذشته خود بود، زیرا علاوه بر این که تعداد 7 سیاره فراخورشیدی در یک منظومه پیدا شده است، سیارات کشف شده زمین گون نیز هستند و حتی 3 سیاره نیز در ناحیه قابل زیست این منظومه قرار دارند.
@physics_ir
همان گونه که از نام آن پیدا است، ناحیه قابل زیست یک منظومه سیاره ای، فاصله ای از ستاره مادر است، که در آن آب می تواند به صورت مایع وجود داشته باشد. از آن جایی که ستاره TRAPPIST-1 کم نور می باشد، فاصله قابل زیست آن بسیار نزدیک تر از فاصله زمین تا خورشید (یک واحد نجومی) است. نزدیکتر بودن این فاصله این امکان را می دهد که با روش گذر( کم شدن نور ستاره مادر به دلیل عبور سیاره) پی به وجود این سیارات ببریم.
@physics_ir
سوال هیجان انگیز بعدی این است که آیا این سیارت شرایط جوی مناسبی برای حیات دارند یا خیر؟ پیدا کردند ردهای حیاتی مانند آب و متان می تواند جواب گو این سوال باشد.
@physics_ir
البته نکته جالب دیگر، آن که داستان منظومه مرتبط با TRAPPIST-1 به دو سال پیش بر می گردد. کشف سه سیاره در این سیستم منظومه ای با تلسکوپ 0.6 متری تمام خودکار بلژیکی ها به نام
Transiting Planets and Planetesimals Small Telescope / TRAPPIST در رصدخانه لاسیا شیلی انجام شد. سپس این ستاره با استفاده از تلسکوپ VLT و تلسکوپ فضایی اسپیتزر مورد مطالعه قرار گرفت و چهار سیاره جدید نیز به این مجموعه اضافه شد.
در هر صورت این کشف اخترفیزیکدان ها را بیش از پیش متقاعد خواهد کرد که تعدادسیارات زمین گون که در منطقه قابل زیست منظومه خود باشند قابل توجه است. حال سوال و گام بعدی در کنار کشف زمین های جدید، پیدا کردن حیات است.
@physics_ir
و شاید نادقیق نباشد که اذعان کنیم که هفت سیاره شگفت انگیز TRAPPIST-1 نقطه عطفی است در مسیر کشف کیهان مملو از حیات!
منبع انجمن فیزیک
@physics_ir
@physics_ir
شايد دليل آنکه سطح خورشيد نسبت به مرکز آن آهستهتر حرکت ميکند، آن باشد که فوتونها هنگام ترک خورشيد بخشي از تکانه زاويهاي آن را با خود ميبرند.
سطح خورشيد در مقايسه با قسمت دروني آن به مراتب آهستهتر ميچرخد. اکنون پژوهشگران توجيهي براي اين رفتار يافتهاند. بر اساس مدل آنها، فوتونهايي که از سطح خورشيد ساطع ميشوند، بخشي از اندازه حرکت آن را برداشت ميکنند و سبب کاهش سرعت چرخش آن ميشوند.
سرعت چرخش پلاسماي خورشيد با عرض جغرافيايي تغيير ميکند. سرعت آن در استوا بيشتر از قطب است. و همچنين سرعت آن به نسبت فاصله از مرکز تغيير پيدا ميکند.
براي سنجش اين پديده، پژوهشگران امريکايي با گرفتن عکسهايي از لبه بيروني خورشيد در که از سال 2010 آغاز شد و نيز با کمک گرفتن از فيلترهايي براي جداسازي طولموجهاي با تفاوت ناچيز، دريافتند که سطح بيروني خورشيد حدود پنج درصد آهستهتر ميچرخد.@physics_ir
بنا به گفته آنان، فوتونها در قلب چگال خورشيد توليد ميشوند؛ جايي که پلاسما شبيه يک جامد رفتار ميکند. همان طور که به سمت بيرون پراکنده ميشود، از غلظت پلاسما کاسته ميشود، در نتيجه فوتونها با سرعت بيشتري جاري ميگردند. در اثر برهمکنش با پلاسماي در حال حرکت، تبادل اندازه حرکت زاويهاي صورت ميگيرد. در قسمت دروني، فوتونها به همان ميزاني که اندازه حرکت از دست ميدهند، بدست ميآورند، اما در سطح بيروني چون فوتونها به بيرون ساطع ميگردند، پلاسما تنها اندازه حرکت زاويهاي از دست ميدهد.
@physics_ir
اين پژوهش در Physical Review Letters منتشر شده است.
.
.
#فیزیک #فوتون
شايد دليل آنکه سطح خورشيد نسبت به مرکز آن آهستهتر حرکت ميکند، آن باشد که فوتونها هنگام ترک خورشيد بخشي از تکانه زاويهاي آن را با خود ميبرند.
سطح خورشيد در مقايسه با قسمت دروني آن به مراتب آهستهتر ميچرخد. اکنون پژوهشگران توجيهي براي اين رفتار يافتهاند. بر اساس مدل آنها، فوتونهايي که از سطح خورشيد ساطع ميشوند، بخشي از اندازه حرکت آن را برداشت ميکنند و سبب کاهش سرعت چرخش آن ميشوند.
سرعت چرخش پلاسماي خورشيد با عرض جغرافيايي تغيير ميکند. سرعت آن در استوا بيشتر از قطب است. و همچنين سرعت آن به نسبت فاصله از مرکز تغيير پيدا ميکند.
براي سنجش اين پديده، پژوهشگران امريکايي با گرفتن عکسهايي از لبه بيروني خورشيد در که از سال 2010 آغاز شد و نيز با کمک گرفتن از فيلترهايي براي جداسازي طولموجهاي با تفاوت ناچيز، دريافتند که سطح بيروني خورشيد حدود پنج درصد آهستهتر ميچرخد.@physics_ir
بنا به گفته آنان، فوتونها در قلب چگال خورشيد توليد ميشوند؛ جايي که پلاسما شبيه يک جامد رفتار ميکند. همان طور که به سمت بيرون پراکنده ميشود، از غلظت پلاسما کاسته ميشود، در نتيجه فوتونها با سرعت بيشتري جاري ميگردند. در اثر برهمکنش با پلاسماي در حال حرکت، تبادل اندازه حرکت زاويهاي صورت ميگيرد. در قسمت دروني، فوتونها به همان ميزاني که اندازه حرکت از دست ميدهند، بدست ميآورند، اما در سطح بيروني چون فوتونها به بيرون ساطع ميگردند، پلاسما تنها اندازه حرکت زاويهاي از دست ميدهد.
@physics_ir
اين پژوهش در Physical Review Letters منتشر شده است.
.
.
#فیزیک #فوتون
@physics_ir
آزمون کیهانی برای سنجش مکانیک کوانتومی
.
@physics_ir
با استفاده از نور دو ستاره در کهکشان راه شيري، گريزراهِ فيزيک کوانتوم مورد ارزيابي قرار گرفته است.@physics_ir
بر مبناي مکانيک کوانتوم، حالتهاي ذرات درهمتنيده فارغ از فاصله بين آنها، تحت تاثير يکديگر هستند. در سال 2015 اين «کنش در فاصله» از طريق گريزراه مورد بررسي قرار گرفته بود. اکنون پژوهشگران اتريشي و امريکايي کنش در فاصله را از طريق آزمونهاي بل (Bell tests) مورد ارزيابي قرار دادهاند.
در اين آزمون، قطبيدگي دو فوتون درهمتنيده که در فاصلهاي از يکديگر قرار دارند، اندازهگيري شده است. نحوه طراحي و اجراي اين آزمايش ميتواند بر نتيجه آن مؤثر باشد که در سال 2015 ناديده گرفته شده بود. براي انجام ايدهآل آزمون بل، بايد تنظيمات مربوط به قطبنده، زماني که فوتونها در حال پرواز هستند، به طور تصادفي تغيير کند.
در پژوهش جديد، براي بررسي تاثير عوامل بيروني ناشناخته بر نتيجه آزمايش، از نور ستارگان به منظور توليد اعداد تصادفي لازم در آزمايش کمک گرفته شد تا تنظيمات مربوط به آزمايش، غيرقابل پيشبيني باشد. نتيجه اين بررسيها در Physical Review Letters منتشر شده است.
.
@physics_ir
.
#فیزیک #کیهان #مکانیک #کوانتوم
آزمون کیهانی برای سنجش مکانیک کوانتومی
.
@physics_ir
با استفاده از نور دو ستاره در کهکشان راه شيري، گريزراهِ فيزيک کوانتوم مورد ارزيابي قرار گرفته است.@physics_ir
بر مبناي مکانيک کوانتوم، حالتهاي ذرات درهمتنيده فارغ از فاصله بين آنها، تحت تاثير يکديگر هستند. در سال 2015 اين «کنش در فاصله» از طريق گريزراه مورد بررسي قرار گرفته بود. اکنون پژوهشگران اتريشي و امريکايي کنش در فاصله را از طريق آزمونهاي بل (Bell tests) مورد ارزيابي قرار دادهاند.
در اين آزمون، قطبيدگي دو فوتون درهمتنيده که در فاصلهاي از يکديگر قرار دارند، اندازهگيري شده است. نحوه طراحي و اجراي اين آزمايش ميتواند بر نتيجه آن مؤثر باشد که در سال 2015 ناديده گرفته شده بود. براي انجام ايدهآل آزمون بل، بايد تنظيمات مربوط به قطبنده، زماني که فوتونها در حال پرواز هستند، به طور تصادفي تغيير کند.
در پژوهش جديد، براي بررسي تاثير عوامل بيروني ناشناخته بر نتيجه آزمايش، از نور ستارگان به منظور توليد اعداد تصادفي لازم در آزمايش کمک گرفته شد تا تنظيمات مربوط به آزمايش، غيرقابل پيشبيني باشد. نتيجه اين بررسيها در Physical Review Letters منتشر شده است.
.
@physics_ir
.
#فیزیک #کیهان #مکانیک #کوانتوم
@physics_ir
⬛روشی ساده برای کند کردن نور
.
@physics_ir
يک روش جديد نورِ درون بلور را خيلي ساده با تاباندن ليزر به آن و تغيير ولتاژ اعمال شده کُند ميکند.
وقتي صحبت از انتقال سريع اطلاعات بين پردازندههاي داده باشد، فوتونها بهتر از الکترونها هستند. به يک دليل ساده: الکترونها نميتوانند سرعت نور را بشکنند. اما براي ذخيره، پردازش و ارسال مجدد اين اطلاعات حتي همان نور هم، چه کلاسيک و چه کوانتومي، بايد کُند شده و متوقف شود. و اين کار معمولاً به ترفندهاي پيچيده نياز دارد. اکنون استفان کرول و همکارانش در دانشگاه لاند سوئد روشي ساده براي کند کردن نور در يک بلور ابداع کردهاند که تنها به «سوزاندن» يک حفره طيفي درون ماده و سپس تغيير پهناي حفره متکي است.
@physics_ir
اين روش شامل انجام دو کار بر روي يک بلور خاکي کمياب و يون-آلائيده است که سيستم اميدوارکنندهاي براي پردازش اطلاعات کوانتومي به نظر ميرسد. اولي تاباندن پرتوي ليزر بر بلور و سوزاندن حفرهاي از طيف جذبي ماده است يعني ايجاد يک پنجرهي انتقال طيفي. دومين کار اعمال يک ولتاژ متغير براي کاهش پهناي حفره است. اين کار تغييرات ضريب شکست بلور در امتداد پنجرهي انتقالي را تدريجي کرده، بدون ايجاد تغييرشکل زياد در پالس يا جذب انرژي آن، سرعت گروه پالس نوريِ عبوري از بلور را کاهش ميدهد. پژوهشگران ميگويند از همين روش ميتوان براي فشرده کردن نور در زمان استفاده کرد. اما بايد ديد آيا اين روش قابليت تعميم و رسيدن به توقف کامل پالس را دارد يا خير. اين تحقيق در Physical Review A منتشر شده است.
.@physics_ir
#فیزیک #کوانتوم #پیج_علمی_فیزیک_ایران
⬛روشی ساده برای کند کردن نور
.
@physics_ir
يک روش جديد نورِ درون بلور را خيلي ساده با تاباندن ليزر به آن و تغيير ولتاژ اعمال شده کُند ميکند.
وقتي صحبت از انتقال سريع اطلاعات بين پردازندههاي داده باشد، فوتونها بهتر از الکترونها هستند. به يک دليل ساده: الکترونها نميتوانند سرعت نور را بشکنند. اما براي ذخيره، پردازش و ارسال مجدد اين اطلاعات حتي همان نور هم، چه کلاسيک و چه کوانتومي، بايد کُند شده و متوقف شود. و اين کار معمولاً به ترفندهاي پيچيده نياز دارد. اکنون استفان کرول و همکارانش در دانشگاه لاند سوئد روشي ساده براي کند کردن نور در يک بلور ابداع کردهاند که تنها به «سوزاندن» يک حفره طيفي درون ماده و سپس تغيير پهناي حفره متکي است.
@physics_ir
اين روش شامل انجام دو کار بر روي يک بلور خاکي کمياب و يون-آلائيده است که سيستم اميدوارکنندهاي براي پردازش اطلاعات کوانتومي به نظر ميرسد. اولي تاباندن پرتوي ليزر بر بلور و سوزاندن حفرهاي از طيف جذبي ماده است يعني ايجاد يک پنجرهي انتقال طيفي. دومين کار اعمال يک ولتاژ متغير براي کاهش پهناي حفره است. اين کار تغييرات ضريب شکست بلور در امتداد پنجرهي انتقالي را تدريجي کرده، بدون ايجاد تغييرشکل زياد در پالس يا جذب انرژي آن، سرعت گروه پالس نوريِ عبوري از بلور را کاهش ميدهد. پژوهشگران ميگويند از همين روش ميتوان براي فشرده کردن نور در زمان استفاده کرد. اما بايد ديد آيا اين روش قابليت تعميم و رسيدن به توقف کامل پالس را دارد يا خير. اين تحقيق در Physical Review A منتشر شده است.
.@physics_ir
#فیزیک #کوانتوم #پیج_علمی_فیزیک_ایران
✔تسکین با آثار کوانتومی
.
اثرهاي مکانيک کوانتومي ممکن است برخي از ويژگيهاي غير فيزيکي فضا-زمان را که توسط نسبيت عام کلاسيکي پيشبيني ميشود، برطرف کند.
نسبيت عام اينشتين همچنان پايهي اصلي توصيف کيهان است. ولي اين نظريه، پيشبيني ميکند که سياهچالهها و ديگر تکينگيها، داراي ويژگيهايياند که ميتواند از نظر فيزيکي پذيرفتني نباشد. کار نظري گروهي از پژوهشگران در برزيل، ايتاليا و شيلي، نشان ميدهد که وقتي اثرات مکانيک کوانتومي در توضيف تکينگيها دخيل ميشود، ممکن است فضا-زمان هموار شود و برخي ويژگيهاي مشکلدار ناشي از نسبيت عام برطرف شود.
اين پژوهشگران روي دو مورد مهم تمرکز ميکنند. اولي، سياهچالهي چرخان است (انتظار مي رود بيشتر سياهچالهها چرخش داشتهباشند، چون از ستارههاي چرخان به وجود ميآيند). بنا بر نسبيت عام، چنين سيستمي دو سطح پيرامون تکينگياش دارد: افق خارجي و افق داخلي (افق «کوشي») که فراي آن، راهي براي پيشبيني آنچه رخ خواهد داد، نداريم. مورد دوم مربوط به «تگينگيهاي برهنه» است؛ يعني ناحيههايي با چگالي جرمي بينهايت، که بر خلاف سياهچالهها افق رويداد ندارند. هر دوي اين موارد، افق کوشي و تکينگيهاي برهنه، نامطلوباند؛ چون منجر به از دست رفتن پيشبينيپذيري ميشوند: مشاهدهگري بين افق خارجي و افق داخلي يک سياهچاله، يا کسي که درحال مشاهدهي يک تکينگي برهنه است، نميتواند آيندهي فضا-زمان را بر اساس شرايط اوليهاش پيشبيني کند.
اين پژوهشگران با در نظر گرفتن يک ميدان کوانتومي در دو بعد فضايي، راه حلي تحليلي براي معادلات اينشتين به دست آوردهاند؛ البته انتظار نتايج مشابه در سه بعد را هم دارند. آنان نشان ميدهند که سياهچالهي چرخان، افق کوشي خود را از دست ميدهد و تکينگيهاي برهنه با افقهاي رويداد احاطه ميشوند. به بيان ديگر، به سياهچالههاي پذيرفتنيتري تبديل ميشوند.
اين پژوهش در Physical Review Letters انتشار يافته است.
منبع انجمن فیزیک
@physics_ir
.
.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #کوانتوم
.
اثرهاي مکانيک کوانتومي ممکن است برخي از ويژگيهاي غير فيزيکي فضا-زمان را که توسط نسبيت عام کلاسيکي پيشبيني ميشود، برطرف کند.
نسبيت عام اينشتين همچنان پايهي اصلي توصيف کيهان است. ولي اين نظريه، پيشبيني ميکند که سياهچالهها و ديگر تکينگيها، داراي ويژگيهايياند که ميتواند از نظر فيزيکي پذيرفتني نباشد. کار نظري گروهي از پژوهشگران در برزيل، ايتاليا و شيلي، نشان ميدهد که وقتي اثرات مکانيک کوانتومي در توضيف تکينگيها دخيل ميشود، ممکن است فضا-زمان هموار شود و برخي ويژگيهاي مشکلدار ناشي از نسبيت عام برطرف شود.
اين پژوهشگران روي دو مورد مهم تمرکز ميکنند. اولي، سياهچالهي چرخان است (انتظار مي رود بيشتر سياهچالهها چرخش داشتهباشند، چون از ستارههاي چرخان به وجود ميآيند). بنا بر نسبيت عام، چنين سيستمي دو سطح پيرامون تکينگياش دارد: افق خارجي و افق داخلي (افق «کوشي») که فراي آن، راهي براي پيشبيني آنچه رخ خواهد داد، نداريم. مورد دوم مربوط به «تگينگيهاي برهنه» است؛ يعني ناحيههايي با چگالي جرمي بينهايت، که بر خلاف سياهچالهها افق رويداد ندارند. هر دوي اين موارد، افق کوشي و تکينگيهاي برهنه، نامطلوباند؛ چون منجر به از دست رفتن پيشبينيپذيري ميشوند: مشاهدهگري بين افق خارجي و افق داخلي يک سياهچاله، يا کسي که درحال مشاهدهي يک تکينگي برهنه است، نميتواند آيندهي فضا-زمان را بر اساس شرايط اوليهاش پيشبيني کند.
اين پژوهشگران با در نظر گرفتن يک ميدان کوانتومي در دو بعد فضايي، راه حلي تحليلي براي معادلات اينشتين به دست آوردهاند؛ البته انتظار نتايج مشابه در سه بعد را هم دارند. آنان نشان ميدهند که سياهچالهي چرخان، افق کوشي خود را از دست ميدهد و تکينگيهاي برهنه با افقهاي رويداد احاطه ميشوند. به بيان ديگر، به سياهچالههاي پذيرفتنيتري تبديل ميشوند.
اين پژوهش در Physical Review Letters انتشار يافته است.
منبع انجمن فیزیک
@physics_ir
.
.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #کوانتوم
Forwarded from Iota
پنج اردیبهشت ولادت ولفگانگ پاولی
@iotaph
/ 117 سال پيش در چنين روزي، ولفگانگ پاولي فيزيکدان سرشناس سوئيسي متولد شد. بيشتر شهرت وي به خاطر کشف اصل طرد پاولي است.
25 آوريل سال 1900، ولفگانگ ارنست پاولي در شهر وين متولد شد. پدرش يک شيميدان و پدربزرگش ارنست ماخ، فيلسوف مشهور و فيزيکدان برجسته اتريشي بود که به همين خاطر، نام وسط وي «ارنست» انتخاب شد. ولفگانگ پاولي زماني که 16 سال داشت پدربزرگ فيلسوفش را از دست داد؛ اما همين دوران کوتاه تأثير عميقي بر وي داشت و باعث شد به علم بهشدت علاقهمند شود. ولفگانگ پاولي تحصيلات آکادميک خود را در دانشگاه لودويگ ماکسيميليانز در مونيخ تا مقطع دکترا زير نظر دانشمند بزرگ آرنولد سامرفلد پيگيري کرد و سال 1921 توانست دکتراي خود را در رشته فيزيک بگيرد. دو ماه بعد از پايان دوره دکترا، سامرفلد از پاولي درخواست کرد نظريه نسبيت را مورد بررسي قرار دهد؛ پاولي نيز اين موضوع را پذيرفت و به بررسي دقيق آن پرداخت و بعد از مدتي يک مقاله 237 صفحهاي در خصوص آن منتشر کرد که مورد تحسين آلبرت اينشتين قرار گرفت و تا به امروز بهعنوان يک مرجع در زمينه مکانيک کوانتومي مورد استفاده قرار ميگيرد@iotaph.پاولي يک دوره نيز در دانشگاه گوتينگن بهعنوان دستيار زير نظر ديگر دانشمند بزرگ، مکس بورن سپري کرد سپس به مؤسسه تحقيقاتي کوپنهاگن (که بعدها به مؤسسه تحقيقاتي نيلز بور تغيير نام يافت) پيوست و همزمان به تدريس در دانشگاه هامبورگ مشغول شد. در همين دوران بود که دکتر پاولي پايه و اساس نظريهي مکانيک کوانتومي مدرن را پايهريزي کرد و نام خود را بهعنوان پيشگام اين علم جاودان ساخت.@iotaph
مکانيک کوانتومي شاخهاي بنيادي از فيزيک نظري است که با پديدههاي فيزيکي در مقياس ميکروسکوپي سرو کار دارد.از مهمترين دستاوردهاي علمي پاولي ميتوان به اصل طرد پاولي ياد کرد. اصل طرد پائولي، اصلي در مکانيک کوانتومي است که در سال 1925 مطرح شد. اين اصل بيان ميکند که در يک سيستم کوانتومي، دو يا چند فرميون همسان براي مثال، دو الکترون نميتوانند همزمان حالت کوانتومي يکساني داشته باشند و اين اصل يکي از مهمترين اصلهاي علم فيزيک بهحساب ميآيد. دکتر پاولي به همين خاطر در سال 1945 مفتخر به دريافت جايزهي نوبل فيزيک شد.دکتر ولفگانگ ارنست پاولي يکي از فيزيکدانان بزرگ در زمينه نظريه مکانيک کوانتومي بود و تأثير بسيار زيادي در شکلگيري شالوده اين علم داشت. اين دانشمند بزرگ در تاريخ 15 دسامبر سال 1958، در سن 58 سالگي در شهر زوريخ ديده از جهان فروبست.اين مطلب در تاريخ 5 ارديبهشت 1396 بهروزرساني شده است
@iotaph
@iotaph
/ 117 سال پيش در چنين روزي، ولفگانگ پاولي فيزيکدان سرشناس سوئيسي متولد شد. بيشتر شهرت وي به خاطر کشف اصل طرد پاولي است.
25 آوريل سال 1900، ولفگانگ ارنست پاولي در شهر وين متولد شد. پدرش يک شيميدان و پدربزرگش ارنست ماخ، فيلسوف مشهور و فيزيکدان برجسته اتريشي بود که به همين خاطر، نام وسط وي «ارنست» انتخاب شد. ولفگانگ پاولي زماني که 16 سال داشت پدربزرگ فيلسوفش را از دست داد؛ اما همين دوران کوتاه تأثير عميقي بر وي داشت و باعث شد به علم بهشدت علاقهمند شود. ولفگانگ پاولي تحصيلات آکادميک خود را در دانشگاه لودويگ ماکسيميليانز در مونيخ تا مقطع دکترا زير نظر دانشمند بزرگ آرنولد سامرفلد پيگيري کرد و سال 1921 توانست دکتراي خود را در رشته فيزيک بگيرد. دو ماه بعد از پايان دوره دکترا، سامرفلد از پاولي درخواست کرد نظريه نسبيت را مورد بررسي قرار دهد؛ پاولي نيز اين موضوع را پذيرفت و به بررسي دقيق آن پرداخت و بعد از مدتي يک مقاله 237 صفحهاي در خصوص آن منتشر کرد که مورد تحسين آلبرت اينشتين قرار گرفت و تا به امروز بهعنوان يک مرجع در زمينه مکانيک کوانتومي مورد استفاده قرار ميگيرد@iotaph.پاولي يک دوره نيز در دانشگاه گوتينگن بهعنوان دستيار زير نظر ديگر دانشمند بزرگ، مکس بورن سپري کرد سپس به مؤسسه تحقيقاتي کوپنهاگن (که بعدها به مؤسسه تحقيقاتي نيلز بور تغيير نام يافت) پيوست و همزمان به تدريس در دانشگاه هامبورگ مشغول شد. در همين دوران بود که دکتر پاولي پايه و اساس نظريهي مکانيک کوانتومي مدرن را پايهريزي کرد و نام خود را بهعنوان پيشگام اين علم جاودان ساخت.@iotaph
مکانيک کوانتومي شاخهاي بنيادي از فيزيک نظري است که با پديدههاي فيزيکي در مقياس ميکروسکوپي سرو کار دارد.از مهمترين دستاوردهاي علمي پاولي ميتوان به اصل طرد پاولي ياد کرد. اصل طرد پائولي، اصلي در مکانيک کوانتومي است که در سال 1925 مطرح شد. اين اصل بيان ميکند که در يک سيستم کوانتومي، دو يا چند فرميون همسان براي مثال، دو الکترون نميتوانند همزمان حالت کوانتومي يکساني داشته باشند و اين اصل يکي از مهمترين اصلهاي علم فيزيک بهحساب ميآيد. دکتر پاولي به همين خاطر در سال 1945 مفتخر به دريافت جايزهي نوبل فيزيک شد.دکتر ولفگانگ ارنست پاولي يکي از فيزيکدانان بزرگ در زمينه نظريه مکانيک کوانتومي بود و تأثير بسيار زيادي در شکلگيري شالوده اين علم داشت. اين دانشمند بزرگ در تاريخ 15 دسامبر سال 1958، در سن 58 سالگي در شهر زوريخ ديده از جهان فروبست.اين مطلب در تاريخ 5 ارديبهشت 1396 بهروزرساني شده است
@iotaph
@physics_ir
🔵رامین گلستانیان فیزیکدان ایرانی برنده جایزه معتبر پیر ژیل دو ژن
.
@iotaph
رامین گلستانیان فیزیکدان ایرانی برنده جایزه معتبر پیر ژیل دو ژن Pierre-Gilles de Gennesاز ژورنال European Physical Journal E در زمینه ماده چگال نرم و بیوفیزیک شد. گلستانیان به خاطر پژوهش های گسترده اش در زمینه میکرو شناگرها و اندرکنش های هیدرودینامیکی آن ها که باعث کشف های هیجان انگیز در زمینه ماده های فعال شده، این جایزه را نصیب خود نموده است.
@physics_ir
.
@iotaph
این جایزه، ششمین جایزه به نام پیر ژیل دو ژن برنده جایزه نوبل و بنیانگذار ژورنال EPJE است که قرار است در کنفرانس مواد مایع پیش رو در ماه ژوئیه در لوبلیانای اسلونی به گلستانیان اهدا شود.
@iotaph
رامین گلستانیان دکتری خود را از مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان تحت نظر استاد خود مهران کاردر از MIT دریافت کرد. سپس دوره پسادکتری را در موسسه فیزیک نظری کاوالی در دانشگاه کالیفرنیا سانتا باربارا گذراند. پیش از آن که در سال 2010 به دانشگاه اکسفورد ملحق شود، استاد مرکز تحصیلات تکمیلی و دانشگاه شفیلد بود. موضوعات مورد علاقه پژوهشی رامین بسیار وسیع است از فیزیک آماری سیستم های غیرتعادلی، ماده چگال نرم تا بیوفیزیک را در بر می گیرد.
@physics_ir
گلستانیان به خاطر پژوهش هایش درباره مواد فعال active matter، میکروشناگرها و کلوییدها بسیار معروف است. رامین برنده جایزه الوک Holweck Medal از انجمن فیزیک فرانسه نیز می باشد.
منبع خبر: Springer
🔵رامین گلستانیان فیزیکدان ایرانی برنده جایزه معتبر پیر ژیل دو ژن
.
@iotaph
رامین گلستانیان فیزیکدان ایرانی برنده جایزه معتبر پیر ژیل دو ژن Pierre-Gilles de Gennesاز ژورنال European Physical Journal E در زمینه ماده چگال نرم و بیوفیزیک شد. گلستانیان به خاطر پژوهش های گسترده اش در زمینه میکرو شناگرها و اندرکنش های هیدرودینامیکی آن ها که باعث کشف های هیجان انگیز در زمینه ماده های فعال شده، این جایزه را نصیب خود نموده است.
@physics_ir
.
@iotaph
این جایزه، ششمین جایزه به نام پیر ژیل دو ژن برنده جایزه نوبل و بنیانگذار ژورنال EPJE است که قرار است در کنفرانس مواد مایع پیش رو در ماه ژوئیه در لوبلیانای اسلونی به گلستانیان اهدا شود.
@iotaph
رامین گلستانیان دکتری خود را از مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان تحت نظر استاد خود مهران کاردر از MIT دریافت کرد. سپس دوره پسادکتری را در موسسه فیزیک نظری کاوالی در دانشگاه کالیفرنیا سانتا باربارا گذراند. پیش از آن که در سال 2010 به دانشگاه اکسفورد ملحق شود، استاد مرکز تحصیلات تکمیلی و دانشگاه شفیلد بود. موضوعات مورد علاقه پژوهشی رامین بسیار وسیع است از فیزیک آماری سیستم های غیرتعادلی، ماده چگال نرم تا بیوفیزیک را در بر می گیرد.
@physics_ir
گلستانیان به خاطر پژوهش هایش درباره مواد فعال active matter، میکروشناگرها و کلوییدها بسیار معروف است. رامین برنده جایزه الوک Holweck Medal از انجمن فیزیک فرانسه نیز می باشد.
منبع خبر: Springer