ماریا اسکلودوسکا #کوری (به لهستانی: Marie Skłodowska-#Curie) شناخته شده با نام ماری کوری(زاده ۷ نوامبر ۱۸۶۷ - درگذشته ۵ ژوئیه ۱۹۳۴) #فیزیکدان و#شیمیدان لهستانی بود.
👍او تنها زنی است که در دو رشته متفاوت علمی برنده جایزه #نوبل شدهاست.
خانواده کوری بهمراه #بکرل بخاطر کشفشان در ۱۹۰۳ جایزه نوبل در فیزیک را از آن خود کردند و به این ترتیب توانستند وامهایی را که برای کارهای پژوهشی طولانی خود گرفته بودند، پرداخت کنند.
مادام کوری پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در ۱۹۱۰ موفق به تهیه رادیوم خالص گردید. در این هنگام استاد سوربن و عضو آکادمی طب بود و در ۱۹۱۱ برای دومین بار به دریافت جایزه نوبل نائل شد.
👍او تنها زنی است که در دو رشته متفاوت علمی برنده جایزه #نوبل شدهاست.
خانواده کوری بهمراه #بکرل بخاطر کشفشان در ۱۹۰۳ جایزه نوبل در فیزیک را از آن خود کردند و به این ترتیب توانستند وامهایی را که برای کارهای پژوهشی طولانی خود گرفته بودند، پرداخت کنند.
مادام کوری پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در ۱۹۱۰ موفق به تهیه رادیوم خالص گردید. در این هنگام استاد سوربن و عضو آکادمی طب بود و در ۱۹۱۱ برای دومین بار به دریافت جایزه نوبل نائل شد.
@physics_ir
ولادت ماری کوری
@physics_ir
👍او تنها زنی است که در دو رشته متفاوت علمی برنده جایزه #نوبل شدهاست.
ولادت ماری کوری
@physics_ir
👍او تنها زنی است که در دو رشته متفاوت علمی برنده جایزه #نوبل شدهاست.
@physics_ir
چاندراشکر ونکتا رامان (زادهٔ ۷ نوامبر ۱۸۸۸ - درگذشتهٔ ۲۱ نوامبر ۱۹۷۰) فیزیکدانی هندی بود. او در سال ۱۹۳۰ به خاطر تلاشهایش در زمینهٔ پراکندگی نور و طیفنمایی رامان موفق به دریافت جایزهٔ نوبل گردید.
او در سال ۱۹۰۷ فوقلیسانسش را از پرزیدنسی کالج شهرمدرس دریافت کرد و مابین سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۳۳ دردانشگاه کلکته سمت استادی فیزیک را بر عهده داشت. وی توضیح ریلی را که رنگ دریا را ناشی از ذرات معلق میدانست قبول نداشت. او بعدها توانست توجیهی قانعکننده برای این پدیده بیابد. اثر رامان به افتخار خودش به همین نام شناخته شد. این اثر در مطالعات مربوط به سطوح انرژی مولکولی اهمیت بسزایی دارد.
چاندراشکر ونکتا رامان (زادهٔ ۷ نوامبر ۱۸۸۸ - درگذشتهٔ ۲۱ نوامبر ۱۹۷۰) فیزیکدانی هندی بود. او در سال ۱۹۳۰ به خاطر تلاشهایش در زمینهٔ پراکندگی نور و طیفنمایی رامان موفق به دریافت جایزهٔ نوبل گردید.
او در سال ۱۹۰۷ فوقلیسانسش را از پرزیدنسی کالج شهرمدرس دریافت کرد و مابین سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۳۳ دردانشگاه کلکته سمت استادی فیزیک را بر عهده داشت. وی توضیح ریلی را که رنگ دریا را ناشی از ذرات معلق میدانست قبول نداشت. او بعدها توانست توجیهی قانعکننده برای این پدیده بیابد. اثر رامان به افتخار خودش به همین نام شناخته شد. این اثر در مطالعات مربوط به سطوح انرژی مولکولی اهمیت بسزایی دارد.
@physics_ir
در هشتم نوامبر ۱۸۹۵ میلادی رونتگن استاد فیزیک دانشگاه ورسبورک آلمان سرگرم انجام تجربیات روی اشعه کاتد یک با لوله کروکس-هیتورف (crookes hittorf tube) بود. این نوح لوله که در آن زمان بکرات مورد استفاده فیزیکدانان قرار می کرفت شامل حباب شیشهای بود که تقریبأ هوای آن تخلیه کامل گشته و دو الکترود به فاصله چند سانتیمتر از یکدیگر در آن قرار داشت. با برقراری اختلاف پتانسیل زیادی در حدود چندین هزار وت بین الکترودها، اشعه کاتدیک (الکترونها) از کاتد (الکترود منفی) به طرف آند (الکترود مثبت) رهسپار میگردد، یا به عبارت دیگر به مسیر خود ادامه میدهد تا به بجدار شیشه لوله اصابت نماید. رونتگن در صفحه کاغذ آغشته به کریستالهای پلاتینیو سیانور بارپمکه در مجاورت لوله کروکس-هیتورف قرار داشت فلور سانس درخشانی مشاهده نمود. بلافاصله وی به شناخت اشعه نوینی به مراتب نافذتر از اشعه کاتدیک رهنمون گردید. سپس رونتگن مشتاقانه در طی چند هفته با پیگیری مداوم این ایده و با طرح تجربیاتی دقیق، به بررسی صفات این اشعه که آن را اشعه ایکس نامید، پرداخت. کشف اشعه ایکس و کاربرد وسیع آن در تصویر برداری پزشکی باعث نجات جان انسانهای زیادی گردید بطوریکه در حال حاضر تصور علم پزشکی بدون تصویر برداری با اشعه ایکس غیرممکن میباشد.
.
📚ویلهلم کنراد رونتگن (به آلمانی: Wilhelm Conrad Röntgen) فیزیکدان آلمانی و کاشف اشعه ایکس است که اولین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۰۱ به دست آورد.
📒اشعه X اشعهای با طول موج بسیار کوتاه و قابلیت نفوذ بسیار زیاد است و از اغلب مواد عبور میکند. فیزیکدانان برای آنالیز مواد بلوری استفادههای شایانی از این اشعه بردهاند و در پزشکی تحت عنوانهای رادیوگرافی ورادیوسکوپی به کار برده میشود.
در هشتم نوامبر ۱۸۹۵ میلادی رونتگن استاد فیزیک دانشگاه ورسبورک آلمان سرگرم انجام تجربیات روی اشعه کاتد یک با لوله کروکس-هیتورف (crookes hittorf tube) بود. این نوح لوله که در آن زمان بکرات مورد استفاده فیزیکدانان قرار می کرفت شامل حباب شیشهای بود که تقریبأ هوای آن تخلیه کامل گشته و دو الکترود به فاصله چند سانتیمتر از یکدیگر در آن قرار داشت. با برقراری اختلاف پتانسیل زیادی در حدود چندین هزار وت بین الکترودها، اشعه کاتدیک (الکترونها) از کاتد (الکترود منفی) به طرف آند (الکترود مثبت) رهسپار میگردد، یا به عبارت دیگر به مسیر خود ادامه میدهد تا به بجدار شیشه لوله اصابت نماید. رونتگن در صفحه کاغذ آغشته به کریستالهای پلاتینیو سیانور بارپمکه در مجاورت لوله کروکس-هیتورف قرار داشت فلور سانس درخشانی مشاهده نمود. بلافاصله وی به شناخت اشعه نوینی به مراتب نافذتر از اشعه کاتدیک رهنمون گردید. سپس رونتگن مشتاقانه در طی چند هفته با پیگیری مداوم این ایده و با طرح تجربیاتی دقیق، به بررسی صفات این اشعه که آن را اشعه ایکس نامید، پرداخت. کشف اشعه ایکس و کاربرد وسیع آن در تصویر برداری پزشکی باعث نجات جان انسانهای زیادی گردید بطوریکه در حال حاضر تصور علم پزشکی بدون تصویر برداری با اشعه ایکس غیرممکن میباشد.
.
📚ویلهلم کنراد رونتگن (به آلمانی: Wilhelm Conrad Röntgen) فیزیکدان آلمانی و کاشف اشعه ایکس است که اولین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۰۱ به دست آورد.
📒اشعه X اشعهای با طول موج بسیار کوتاه و قابلیت نفوذ بسیار زیاد است و از اغلب مواد عبور میکند. فیزیکدانان برای آنالیز مواد بلوری استفادههای شایانی از این اشعه بردهاند و در پزشکی تحت عنوانهای رادیوگرافی ورادیوسکوپی به کار برده میشود.
@physics_ir
یوهانس رابرت #ریدبرگ (به سوئدی: Johannes Robert Rydberg#)، (۸ نوامبر ۱۸۵۴ – ۸ دسامبر ۱۹۱۹), #فیزیکدان سوئدی بود که علت شهرت وی ابداع فرمول #ریدبرگ در سال ۱۸۸۸ بود، که کاربرد آن پیشبینی طول موج طیف اتمی هیدروژن بود.
ثابت ریدبرگ و واحد ریدبرگ به افتخار وی نامگذار شدهاست. دهانه ریدبرگ بر روی ماه و سیارک ۱۰۵۰۶ به افتخار وی نامگذاری شدهاست. وی در دانشگاه لوندتدریس میکرد.
یوهانس رابرت #ریدبرگ (به سوئدی: Johannes Robert Rydberg#)، (۸ نوامبر ۱۸۵۴ – ۸ دسامبر ۱۹۱۹), #فیزیکدان سوئدی بود که علت شهرت وی ابداع فرمول #ریدبرگ در سال ۱۸۸۸ بود، که کاربرد آن پیشبینی طول موج طیف اتمی هیدروژن بود.
ثابت ریدبرگ و واحد ریدبرگ به افتخار وی نامگذار شدهاست. دهانه ریدبرگ بر روی ماه و سیارک ۱۰۵۰۶ به افتخار وی نامگذاری شدهاست. وی در دانشگاه لوندتدریس میکرد.
@physics_ir
کارل ادوارد #سِیگِن (به انگلیسی: Carl Edward #Sagan#) (زادهٔ ۹ نوامبر ۱۹۳۴ - درگذشتهٔ ۲۰ دسامبر ۱۹۹۶)#اخترشناس آمریکایی، اخترشیمیدان، مشاور سازمان #ناسا، نویسنده و مروج موفق اخترشناسی، اخترفیزیک و سایر علوم طبیعی بود. او پیشگام اخترزیستشناسی و بنیادگذار طرح جستجوی هوش فرازمینی معروف به «سِتی» بود.
شهرت جهانی او برای تألیف کتابهای علوم همگانی، و نیز مجری برنامهٔ علمی گیتی: یک سفر شخصی (#کاسموس) بود که ۶۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ بیننده داشت. او برنده جایزه پولیتزر۱۹۷۸ بود. میلیاردها و میلیاردها، اژدهاهای بهشت، جهان دیوزده و نقطه آبی کمرنگ از جمله مهمترین تألیفات او بهشمار میروند که برای ترویج علم میان عموم مردم به نگارش درآمدهاند.
کارل ادوارد #سِیگِن (به انگلیسی: Carl Edward #Sagan#) (زادهٔ ۹ نوامبر ۱۹۳۴ - درگذشتهٔ ۲۰ دسامبر ۱۹۹۶)#اخترشناس آمریکایی، اخترشیمیدان، مشاور سازمان #ناسا، نویسنده و مروج موفق اخترشناسی، اخترفیزیک و سایر علوم طبیعی بود. او پیشگام اخترزیستشناسی و بنیادگذار طرح جستجوی هوش فرازمینی معروف به «سِتی» بود.
شهرت جهانی او برای تألیف کتابهای علوم همگانی، و نیز مجری برنامهٔ علمی گیتی: یک سفر شخصی (#کاسموس) بود که ۶۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ بیننده داشت. او برنده جایزه پولیتزر۱۹۷۸ بود. میلیاردها و میلیاردها، اژدهاهای بهشت، جهان دیوزده و نقطه آبی کمرنگ از جمله مهمترین تألیفات او بهشمار میروند که برای ترویج علم میان عموم مردم به نگارش درآمدهاند.
@physics_ir
#کوارک #افسون (نماد: c)، که از نظر سنگینی در بین انواع کوارکها سومین است، نوعی ذره بنیادی است. کوارک افسون را میتوان درون #هادرونها یافت که ذرات زیراتمی متشکل از کوارک هستند.
چند تن از پژوهشگران مانند جیمز #بجورکن و #شلدون لی گلاشو در سال ۱۹۶۴، وجود یک کوارک چهارم را حدس زدهبودند ، اما پیشبینی آن قاعدتا به گلاشو، جان ایلیوپولوس و لوسیانو مایانی در سال ۱۹۷۰ نسبت داده میشود. ذره سای نخستین ذره کشفشده حاوی کوارک افسون بود. که توسط تیمی در آزمایشگاه ملی شتابدهنده اسلاک به رهبری برتون ریکتر و در به رهبری ساموئل تینگ کشف شد.
#کوارک #افسون (نماد: c)، که از نظر سنگینی در بین انواع کوارکها سومین است، نوعی ذره بنیادی است. کوارک افسون را میتوان درون #هادرونها یافت که ذرات زیراتمی متشکل از کوارک هستند.
چند تن از پژوهشگران مانند جیمز #بجورکن و #شلدون لی گلاشو در سال ۱۹۶۴، وجود یک کوارک چهارم را حدس زدهبودند ، اما پیشبینی آن قاعدتا به گلاشو، جان ایلیوپولوس و لوسیانو مایانی در سال ۱۹۷۰ نسبت داده میشود. ذره سای نخستین ذره کشفشده حاوی کوارک افسون بود. که توسط تیمی در آزمایشگاه ملی شتابدهنده اسلاک به رهبری برتون ریکتر و در به رهبری ساموئل تینگ کشف شد.
@physics_ir
جان ویلیام استرات #ریلی(به انگلیسی:John Strutt, 3rd Baron #Rayleigh) (زادهٔ ۱۲ نوامبر ۱۸۴۲ - درگذشته در ۳۰ ژوئن ۱۹۱۹) #فیزیکدان انگلیسی بود که به همراه ویلیام #رمزی کاشف عنصر آرگون بودند. او به خاطر تلاشهایش در بررسی چگالی گازها در سال ۱۹۰۴ موفق به دریافت جایزه #نوبل فیزیک شد.
جان ویلیام استرات #ریلی(به انگلیسی:John Strutt, 3rd Baron #Rayleigh) (زادهٔ ۱۲ نوامبر ۱۸۴۲ - درگذشته در ۳۰ ژوئن ۱۹۱۹) #فیزیکدان انگلیسی بود که به همراه ویلیام #رمزی کاشف عنصر آرگون بودند. او به خاطر تلاشهایش در بررسی چگالی گازها در سال ۱۹۰۴ موفق به دریافت جایزه #نوبل فیزیک شد.
Forwarded from Iota
در سال ۱۸۰۳ میلادی جان دالتون شیمیست انگلیسی شروع به توسعه تعریف های علمی بیشتری از اتم کرد. او با الهام از ایده ی یونانیان باستان اتم را اینگونه تعریف کرد : کوچک ، گوی های سخت تقسیم ناپذیر و این نکته که اتم هایی که عنصر را می سازند یکسان اند. نکته ی آخر تقریبا هنوز هم درست است با یک استثنا قابل توجه که وجود ایزوتوپ های عناصر مختلف است که در تعداد نوترون ها با یکدیگر تفاوت دارند . در هر صورت از آنجا که نوترون تا سال ۱۹۳۲ کشف نشده بود شاید بتوانیم این اشتباه دالتون را فراموش کنیم او همچنین تئوری هایی در مورد اینکه چگونه اتم ها ترکیب می شوند و ترکیبات را می سازند بیان کرد . همچنین او اولین نماد های شیمیایی برای عناصر شناخته شده را به کار برد.
تئوری اتمی دالتون یک شروع بود اما این تئوری بازهم اطلاعات زیادی در مورد طبیعت اتم ها به ما نمی دهد. تلاش های دیگری برای تعیین اینکه اتم شبیه چیست صورت گرفت مثل پیشنهادی که لرد کلوین ارائه کرد که شاید اتم ها ساختاری شبیه گرداب دارند اما این تلاش ها به نتیجه دلخواه نرسید . کمی پس از شروع قرن ۲۰ ام پیشرفت در توضیح ساختار اتمی به طور جدی شروع به رشد یافتن کرد.
اولین دستاورد در اواخر سال ۱۸۰۰ میلادی بدست آمد هنگامی که فیزیکدان انگلیسی جوزپ جان (جی جی) تامسون کشف کرد که اتم آنطور که قبلا ادعا شده بود تجزیه ناپذیر نیست. او آزمایشاتی انجام داد که در آن از اشعه های کاتدی استفاده می شد که در یک لوله خلا تولید می شد و یافت که این اشعه ها به وسیله ی بار مثبت روی صفحات فلزی جذب می شود اما به وسیله ی بار های منفی دفع می شوند. در نتیجه او متوجه شد که این اشعه ها باید بار منفی داشته باشند.
به وسیله ی اندازه گیری بار ذرات در اشعه ها ، او توانست متوجه شود که این ذرات هزار مرتبه سبک تر از هیدروژن اند . و مشاهده کرد که با تغییر فلزی که اشعه های کاتدی در آن ساخته می شوند این اشعه ها باز هم به وجود می آیند. بنابرین توانست ادعا کند که این ذرات در بسیاری از انواع اتم ها وجود دارند . او الکترون را کشف کرده بود ( اگر چه او آن را corpuscle معرفی کرد) و نشان داد که اتم ها تجزیه ناپذیر نیستند بلکه از بخش های کوچکتری تشکیل شده اند. این کشف او را به جایزه ی نوبل سال ۱۹۰۶ رساند.
در سال ۱۹۰۴ ، او مدل اتمی خود را بر اساس یافته هایش ارائه کرد که مدل کیک کشمشی نام دارد ( اگرچه خود تامسون این نام را نگذاشته بود) ، این مدل پیش بینی می کند که اتم از یک کره با بار مثبت تشکیل شده است که الکترون ها به صورت نقطه ای در سراسر این کره پراکنده شده اند مثل ذرات کشمش در کیک کشمشی . دانشمندان شروع به بررسی دقیق درون اتم کردند ، اما مدل تامسون برای مدت طولانی باقی نماند. شاگرد او شواهدی ارائه کرد که مدل تامسون را به تاریخ ملحق می کرد.
ارنست رادرفورد یک فیزیکدان اهل نیوزلند بود که او در دانشگاه کمربیج و زیر نظر تامسون درس می خواند . کار بعدی او در دانشگاه منچستر بود که شرایط نگاه بیشتر به داخل یک اتم را فراهم می کرد. این کار بعد از آن صورت گرفت که او قبلا در سال ۱۹۰۸ جایزه ی نوبل را برای تحقیقات خود در مورد شیمی مواد رادیواکتیو دریافت کرده بود .
رادرفورد یک آزمایش برا کنکاش ساختار اتم طراحی کرد که بمباران ورقه ی نازکی از طلا به وسیله ی ذرات با بار مثبت آلفا بود . ذرات آلفا بسیار کوچک بودند از این رو می توانستند از ورقه ی طلا عبور کنند و با توجه به مدل تامسون که می گوید بار مثبت در کل فضای اتم پخش شده است ، باید حداقل انحراف و یا عدم انحراف را مشاهده شود. با انجام این آزمایش او امیدوار بود که بتواند مدل تامسون را تایید کند اما هنگامی که آزمایش پایان یافت او دقیقا خلاف این کار را انجام داد یعنی عدم تایید مدل تامسون.
در طی آزمایش اکثر ذرات آلفا با اندکی انحراف یا عدم انحراف عبور کردند. با این حال تعداد بسیاری کمی از ذرات آلفا با زاویه ی بسیار بزرگی از مسیر اصلی منحرف شدند. این کاملا غیر منتظره بود .تنها توجیه ممکن این بود که بار مثبت بر خلاف آنچه که مدل تامسون بیان می کند در کل اتم پخش نشده است بلکه در یک مکان کوچک ، چگال در مرکز اتم جمع شده اند که هسته اتم نام دارد و بیشتر جرم اتم مربوط به هسته می باشد . بیشتر فضای اتم را فضای خالی در برگرفته است.
کشف هسته توسط رادرفورد به معنای این بود که مدل اتمی نیاز به یک بازنگری اساسی دارد . او مدلی ارائه کرد که شامل الکترون های در حال چرخش و هسته ای با بار مثبت بود . در حالی که این یک پیشرفت اساسی نسبت به مدل تامسون بود اما این موضوع را توضیح نمی داد که چطور الکترون ها چرخش می کنند به جای اینکه به روی هسته سقوط کنند .
نیلز بور وارد می شود . بور یک فیزیکدان دانمارکی بود که سعی در برطرف نمودن مشکلات مدل اتمی رادرفورد داشت. او متوجه شد که فیزیک کلاسیک نمی تواند رفتار ها را در سطح اتمی ت
تئوری اتمی دالتون یک شروع بود اما این تئوری بازهم اطلاعات زیادی در مورد طبیعت اتم ها به ما نمی دهد. تلاش های دیگری برای تعیین اینکه اتم شبیه چیست صورت گرفت مثل پیشنهادی که لرد کلوین ارائه کرد که شاید اتم ها ساختاری شبیه گرداب دارند اما این تلاش ها به نتیجه دلخواه نرسید . کمی پس از شروع قرن ۲۰ ام پیشرفت در توضیح ساختار اتمی به طور جدی شروع به رشد یافتن کرد.
اولین دستاورد در اواخر سال ۱۸۰۰ میلادی بدست آمد هنگامی که فیزیکدان انگلیسی جوزپ جان (جی جی) تامسون کشف کرد که اتم آنطور که قبلا ادعا شده بود تجزیه ناپذیر نیست. او آزمایشاتی انجام داد که در آن از اشعه های کاتدی استفاده می شد که در یک لوله خلا تولید می شد و یافت که این اشعه ها به وسیله ی بار مثبت روی صفحات فلزی جذب می شود اما به وسیله ی بار های منفی دفع می شوند. در نتیجه او متوجه شد که این اشعه ها باید بار منفی داشته باشند.
به وسیله ی اندازه گیری بار ذرات در اشعه ها ، او توانست متوجه شود که این ذرات هزار مرتبه سبک تر از هیدروژن اند . و مشاهده کرد که با تغییر فلزی که اشعه های کاتدی در آن ساخته می شوند این اشعه ها باز هم به وجود می آیند. بنابرین توانست ادعا کند که این ذرات در بسیاری از انواع اتم ها وجود دارند . او الکترون را کشف کرده بود ( اگر چه او آن را corpuscle معرفی کرد) و نشان داد که اتم ها تجزیه ناپذیر نیستند بلکه از بخش های کوچکتری تشکیل شده اند. این کشف او را به جایزه ی نوبل سال ۱۹۰۶ رساند.
در سال ۱۹۰۴ ، او مدل اتمی خود را بر اساس یافته هایش ارائه کرد که مدل کیک کشمشی نام دارد ( اگرچه خود تامسون این نام را نگذاشته بود) ، این مدل پیش بینی می کند که اتم از یک کره با بار مثبت تشکیل شده است که الکترون ها به صورت نقطه ای در سراسر این کره پراکنده شده اند مثل ذرات کشمش در کیک کشمشی . دانشمندان شروع به بررسی دقیق درون اتم کردند ، اما مدل تامسون برای مدت طولانی باقی نماند. شاگرد او شواهدی ارائه کرد که مدل تامسون را به تاریخ ملحق می کرد.
ارنست رادرفورد یک فیزیکدان اهل نیوزلند بود که او در دانشگاه کمربیج و زیر نظر تامسون درس می خواند . کار بعدی او در دانشگاه منچستر بود که شرایط نگاه بیشتر به داخل یک اتم را فراهم می کرد. این کار بعد از آن صورت گرفت که او قبلا در سال ۱۹۰۸ جایزه ی نوبل را برای تحقیقات خود در مورد شیمی مواد رادیواکتیو دریافت کرده بود .
رادرفورد یک آزمایش برا کنکاش ساختار اتم طراحی کرد که بمباران ورقه ی نازکی از طلا به وسیله ی ذرات با بار مثبت آلفا بود . ذرات آلفا بسیار کوچک بودند از این رو می توانستند از ورقه ی طلا عبور کنند و با توجه به مدل تامسون که می گوید بار مثبت در کل فضای اتم پخش شده است ، باید حداقل انحراف و یا عدم انحراف را مشاهده شود. با انجام این آزمایش او امیدوار بود که بتواند مدل تامسون را تایید کند اما هنگامی که آزمایش پایان یافت او دقیقا خلاف این کار را انجام داد یعنی عدم تایید مدل تامسون.
در طی آزمایش اکثر ذرات آلفا با اندکی انحراف یا عدم انحراف عبور کردند. با این حال تعداد بسیاری کمی از ذرات آلفا با زاویه ی بسیار بزرگی از مسیر اصلی منحرف شدند. این کاملا غیر منتظره بود .تنها توجیه ممکن این بود که بار مثبت بر خلاف آنچه که مدل تامسون بیان می کند در کل اتم پخش نشده است بلکه در یک مکان کوچک ، چگال در مرکز اتم جمع شده اند که هسته اتم نام دارد و بیشتر جرم اتم مربوط به هسته می باشد . بیشتر فضای اتم را فضای خالی در برگرفته است.
کشف هسته توسط رادرفورد به معنای این بود که مدل اتمی نیاز به یک بازنگری اساسی دارد . او مدلی ارائه کرد که شامل الکترون های در حال چرخش و هسته ای با بار مثبت بود . در حالی که این یک پیشرفت اساسی نسبت به مدل تامسون بود اما این موضوع را توضیح نمی داد که چطور الکترون ها چرخش می کنند به جای اینکه به روی هسته سقوط کنند .
نیلز بور وارد می شود . بور یک فیزیکدان دانمارکی بود که سعی در برطرف نمودن مشکلات مدل اتمی رادرفورد داشت. او متوجه شد که فیزیک کلاسیک نمی تواند رفتار ها را در سطح اتمی ت
وجیه کند. به جای فیزیک کلاسیک او از تئوری کوانتومی برای توضیح طریقه ی قرار گیری الکترون ها استفاده کرد. مدل او وجود سطح های انرژی یا مدار های الکترونی را فرض می کند . الکترون ها تنها می توانند این سطوح خاص انرژی را اختیار کنند به عبارت دیگر انرژی الکترون ها کوانتیده است و نمی تواند هر مقداری را اختیار کند . الکترون ها می توانند بین این سطوح انرژی جابه جا شوند ( توسط بور حالت ابتدایی حالت ایستا نامیده شد) اما برای این جابه جایی مجبور به جذب یا نشر انرژی می باشند.
پیشنهاد بور یعنی سطوح انرژی پایدار برای حل مشکل سقوط الکترون ها به هسته برای محدوده ی خاص و نه به طور کامل کارامد است . دلیل دقیق کمی پیچیده تر از آن است که بخواهیم اینجا به بررسی آن بپردازیم زیرا باید به جهان پیچیده ی مکانیک کوانتومی وارد شویم که خود بور در ارتباط با آن می گوید : ” اگر مکانیک کوانتومی شما را عمیقا شوکه نکرد قطعا آن را درک نکرده اید ” به عبارت دیگر به نوعی عجیب و غریب است.
مدل بور تمامی مشکلات مدل های اتمی را حل نکرد . این مدل برای اتم های هیدروژن کار می کند اما مشاهدات اتم های سنگین تر را توجیه نمی کند . همچنین این مدل اصل عدم قطعیت هایزنبرگ ، یکی از قوانین ارزشمند مکانیک کوانتومی ، را نیز نقض می کند که اظهار می کند ما نمی توانیم مکان و تکانه یک الکترون را با هم بدانیم . این اصل تا سال ها پس از ارائه نظریه بور پیش بینی نشده بود.
با این وجود احتمالا هنوز هم با مدل اتمی بور بیشتر آشنا هستید از آنجا که معمولا یک از اولین چیز های معرفی شده طی دوران دبیرستان در کلاس های شیمی می باشد. هنوز هم این مدل استفاده های زیادی دارد : این مدل کاملا برای توضیح پیوند های شیمیایی و واکنش پذیری برخی گروه های عناصر شیمیایی کار آمد است.
در هر صورت این مدل هنوز هم نیاز به اصلاح دارد . با توجه به این نکته دانشمندان زیادی برای گسترش مدل کوانتومی اتم به تحقیق و تلاش پرداختند . در راس این ها فیزیکدان استرالیایی ، اروین شرودینگر بود. در سال ۱۹۲۶ شرودینگر پیشنهاد کرد که به جای حرکت در الکترون ها در مدار ها و پوسته هایی ثابت ، آنها مانند موج رفتار می کنند . این کمی عجیب به نظر می رسد اما شاید شما از قبل به یاد داشته باشید که نور می تواند هم خاصیت موجی داشته باشد و هم ذره ای و معلوم می شود که الکترون نیز می تواند چنین باشد.
شرودینگر یک سری معادلات ریاضی برای رسیدن به مدلی برای توزیع الکترون ها در یک اتم حل کرد . مدل او نشان می دهد که هسته اتم توسط ابر های چگال الکترون احاطه شده است. این ابر ها ، ابر های احتمالی اند ; گرچه ما نمی دانیم که الکترون ها دقیقا کجا هستند اما می دانیم که احتمالا در منطقه هایی از فضا یافت می شوند . این مناطق از فضا با نام اوربیتال های الکترونی شناخته می شوند.
شرودینگر به طور کامل آخرین کلام را در مورد اتم نزد ، در سال ۱۹۳۲ فیزیکدان انگلیسی جیمز چادویک ( یک دانشجوی ارنست رادرفورد) وجود نوترون را کشف کرد . تصویر ما از ذرات زیر اتمی که اتم را می سازند کامل شد . داستان اینجا پایان نمی یابد ، فیزیکدان ها همچنین کشف کرده اند که پروتون ها و نوترون ها که هسته را تشکیل می دهند خود قابل تقسیم به ذراتی که کوارک نامیده می شوند هستند. اما کوارک ها فراتر از حوزه بررسی این مطلب می باشد. در هر صورت اتم نمونه ی خوبی از این است که مدل های علمی چگونه می تواند در طی زمان تغییر کند و نشان می دهد که چگونه شواهد جدید می تواند مدل های جدید را به وجود بیاورد.
پیشنهاد بور یعنی سطوح انرژی پایدار برای حل مشکل سقوط الکترون ها به هسته برای محدوده ی خاص و نه به طور کامل کارامد است . دلیل دقیق کمی پیچیده تر از آن است که بخواهیم اینجا به بررسی آن بپردازیم زیرا باید به جهان پیچیده ی مکانیک کوانتومی وارد شویم که خود بور در ارتباط با آن می گوید : ” اگر مکانیک کوانتومی شما را عمیقا شوکه نکرد قطعا آن را درک نکرده اید ” به عبارت دیگر به نوعی عجیب و غریب است.
مدل بور تمامی مشکلات مدل های اتمی را حل نکرد . این مدل برای اتم های هیدروژن کار می کند اما مشاهدات اتم های سنگین تر را توجیه نمی کند . همچنین این مدل اصل عدم قطعیت هایزنبرگ ، یکی از قوانین ارزشمند مکانیک کوانتومی ، را نیز نقض می کند که اظهار می کند ما نمی توانیم مکان و تکانه یک الکترون را با هم بدانیم . این اصل تا سال ها پس از ارائه نظریه بور پیش بینی نشده بود.
با این وجود احتمالا هنوز هم با مدل اتمی بور بیشتر آشنا هستید از آنجا که معمولا یک از اولین چیز های معرفی شده طی دوران دبیرستان در کلاس های شیمی می باشد. هنوز هم این مدل استفاده های زیادی دارد : این مدل کاملا برای توضیح پیوند های شیمیایی و واکنش پذیری برخی گروه های عناصر شیمیایی کار آمد است.
در هر صورت این مدل هنوز هم نیاز به اصلاح دارد . با توجه به این نکته دانشمندان زیادی برای گسترش مدل کوانتومی اتم به تحقیق و تلاش پرداختند . در راس این ها فیزیکدان استرالیایی ، اروین شرودینگر بود. در سال ۱۹۲۶ شرودینگر پیشنهاد کرد که به جای حرکت در الکترون ها در مدار ها و پوسته هایی ثابت ، آنها مانند موج رفتار می کنند . این کمی عجیب به نظر می رسد اما شاید شما از قبل به یاد داشته باشید که نور می تواند هم خاصیت موجی داشته باشد و هم ذره ای و معلوم می شود که الکترون نیز می تواند چنین باشد.
شرودینگر یک سری معادلات ریاضی برای رسیدن به مدلی برای توزیع الکترون ها در یک اتم حل کرد . مدل او نشان می دهد که هسته اتم توسط ابر های چگال الکترون احاطه شده است. این ابر ها ، ابر های احتمالی اند ; گرچه ما نمی دانیم که الکترون ها دقیقا کجا هستند اما می دانیم که احتمالا در منطقه هایی از فضا یافت می شوند . این مناطق از فضا با نام اوربیتال های الکترونی شناخته می شوند.
شرودینگر به طور کامل آخرین کلام را در مورد اتم نزد ، در سال ۱۹۳۲ فیزیکدان انگلیسی جیمز چادویک ( یک دانشجوی ارنست رادرفورد) وجود نوترون را کشف کرد . تصویر ما از ذرات زیر اتمی که اتم را می سازند کامل شد . داستان اینجا پایان نمی یابد ، فیزیکدان ها همچنین کشف کرده اند که پروتون ها و نوترون ها که هسته را تشکیل می دهند خود قابل تقسیم به ذراتی که کوارک نامیده می شوند هستند. اما کوارک ها فراتر از حوزه بررسی این مطلب می باشد. در هر صورت اتم نمونه ی خوبی از این است که مدل های علمی چگونه می تواند در طی زمان تغییر کند و نشان می دهد که چگونه شواهد جدید می تواند مدل های جدید را به وجود بیاورد.
پاتریک ماینارد اشتوارت #بلاکت (به انگلیسی: Patrick #Blackett, Baron #Blackett) (متولد ۱۸ نوامبر ۱۸۹۷،لندن - درگذشته ۱۳ ژوئیه ۱۹۷۴، لندن) یک #فیزیکدان تجربی انگلیسی بود.
.
او در سال ۱۹۲۱ از دانشگاه #کمبریج فارغالتحصیل شد و حدود ۱۰ سال را در آزمایشگاههای #کاوندیش (به انگلیسی:Cavendish# Laboratory) در زمینه اتاق ابری مطالعه کرد و او در دانشگاه منچستر نیز تدریس کرد و در سال ۱۹۵۳ به مقام استادی و ریاست بخش فیزیک امپریال کالج لندن رسید. او در سال ۱۹۴۸ برنده جایزه #نوبل فیزیک ش و در ۱۹۵۶ لقب لرد را دریافت کرد.
.
.
او در سال ۱۹۲۱ از دانشگاه #کمبریج فارغالتحصیل شد و حدود ۱۰ سال را در آزمایشگاههای #کاوندیش (به انگلیسی:Cavendish# Laboratory) در زمینه اتاق ابری مطالعه کرد و او در دانشگاه منچستر نیز تدریس کرد و در سال ۱۹۵۳ به مقام استادی و ریاست بخش فیزیک امپریال کالج لندن رسید. او در سال ۱۹۴۸ برنده جایزه #نوبل فیزیک ش و در ۱۹۵۶ لقب لرد را دریافت کرد.
.
سالمرگ بور
.
نیلز هنریک داوید #بور (به دانمارکی: Niels Henrik David #Bohr) (۷ اکتبر ۱۸۸۵ - ۱۸ نوامبر ۱۹۶۲، کپنهاگ،دانمارک) فیزیکدان دانمارکی بود که شهرت او بیشتر به علت ردکردن مدل اتمی ارنست #رادرفورد و ابداع مدل اتمی خود است. او تلاشهایی بنیادی در زمینهٔ شناخت ساختاراتم و مکانیک #کوانتوم داشت و برای همین تلاشهایش در سال ۱۹۲۲، به او جایزهٔ #نوبل #فیزیک داده شد. او مدل پیشنهادی اتم که مانند سامانهٔ خورشیدی بود (یک هسته در مرکز و الکترونها پیرامونش در گردش) را گسترش داد، او بر روی نظریهاش در بستر مکانیک کوانتوم کار کرد و گفت که الکترون از یک تراز انرژی به صورت کمیتی گسسته و نه پیوسته، به یک تراز دیگر انرژی میپرد. بور با بسیاری از فیزیکدانان نامی در مؤسسهاش در کپنهاگ همکاری کرد. همچنین او عضو گروه فیزیکدانان بریتانیایی پروژهٔ منهتن بود. بور در سال ۱۹۱۲ ازدواج کرد و صاحب چند فرزند شد که یکی از پسرانش، آگه بوهر فیزیکدان بود و توانست در سال ۱۹۷۵ مانند پدرش، جایزهٔ نوبل را از آن خود کند.
.
نیلز هنریک داوید #بور (به دانمارکی: Niels Henrik David #Bohr) (۷ اکتبر ۱۸۸۵ - ۱۸ نوامبر ۱۹۶۲، کپنهاگ،دانمارک) فیزیکدان دانمارکی بود که شهرت او بیشتر به علت ردکردن مدل اتمی ارنست #رادرفورد و ابداع مدل اتمی خود است. او تلاشهایی بنیادی در زمینهٔ شناخت ساختاراتم و مکانیک #کوانتوم داشت و برای همین تلاشهایش در سال ۱۹۲۲، به او جایزهٔ #نوبل #فیزیک داده شد. او مدل پیشنهادی اتم که مانند سامانهٔ خورشیدی بود (یک هسته در مرکز و الکترونها پیرامونش در گردش) را گسترش داد، او بر روی نظریهاش در بستر مکانیک کوانتوم کار کرد و گفت که الکترون از یک تراز انرژی به صورت کمیتی گسسته و نه پیوسته، به یک تراز دیگر انرژی میپرد. بور با بسیاری از فیزیکدانان نامی در مؤسسهاش در کپنهاگ همکاری کرد. همچنین او عضو گروه فیزیکدانان بریتانیایی پروژهٔ منهتن بود. بور در سال ۱۹۱۲ ازدواج کرد و صاحب چند فرزند شد که یکی از پسرانش، آگه بوهر فیزیکدان بود و توانست در سال ۱۹۷۵ مانند پدرش، جایزهٔ نوبل را از آن خود کند.
ادوین پاول #هابل (به انگلیسی: Edwin Powell #Hubble)، دانشمند #اخترشناس آمریکایی (۱۸۸۹ - ۱۹۵۳) کسی بود که ثابت کرد برخی از سحابیهای بیضی شکلی که در آسمان دیده میشوند، کهکشانهایی هستند که در فاصلهای بسیار دور از کهکشان ما قرار دارند.
جوایز
مدال #بروس در ۱۹۳۸
مدال #فرانکلین در ۱۹۳۹
مدال طلائی انجمن سلطنتی اختر شناسان در ۱۹۴۰
جایزه #مریت به خاطر مشارکتهای بینظیر در بالستیک در ۱۹۴۶.
به افتخار وی نامگذاری شدهاند
#سیارک #هابل ۲۰۶۹
دهانه هابل در ماه
تلسکوپ فضایی هابل
جوایز
مدال #بروس در ۱۹۳۸
مدال #فرانکلین در ۱۹۳۹
مدال طلائی انجمن سلطنتی اختر شناسان در ۱۹۴۰
جایزه #مریت به خاطر مشارکتهای بینظیر در بالستیک در ۱۹۴۶.
به افتخار وی نامگذاری شدهاند
#سیارک #هابل ۲۰۶۹
دهانه هابل در ماه
تلسکوپ فضایی هابل
هنری #موزلی (به انگلیسی: Henry Gwyn Jeffreys #Moseley) (زادهٔ ۲۳ نوامبر ۱۸۸۷ - درگذشت ۱۰ اوت ۱۹۱۵) یک #فیزیکدان و #دانشمند انگلیسی بود، سهم برجستهٔ وی در دانش فیزیک توجیه برخی از قانونهای فیزیکی و شیمیایی تجربی پیشین در مفهوم عدد اتمی بود. این موضوع از گسترش قانون موزلی در طیف پرتوهای ایکس سرچشمه میگیرد و مُسبب توجیه بسیاری از مفاهیم در شیمی و مرتبسازی عناصر شیمیایی جدول تناوبی عنصرها بود. حدود ۵ سال قبل از این که #رادرفورد سخنی دربارهٔ پروتون به زبان آورد هنری موزلی در هنگام مطالعه بر روی پرتوهای X به دادههایی دست یافت که تفسیر انها به کشف پروتون میانجامید و امروزه او را به عنوان کاشف پروتون میدانند
.
موزلی در تاریخ ۱۰ اوت ۱۹۱۵ در جریان جنگ جهانی اول و در حالی که بهعنوان افسر فنی در ارتش بریتانیا بود درنبرد گالیپولی کشته شد.
.
موزلی در تاریخ ۱۰ اوت ۱۹۱۵ در جریان جنگ جهانی اول و در حالی که بهعنوان افسر فنی در ارتش بریتانیا بود درنبرد گالیپولی کشته شد.