#پوزیشن_پستداک
#سوئیس
ددلاین : 17 می
فیزیک
مهندسی مکانیک
مهندسی برق
has graduated from a university and received an excellent degree in #electrical #engineering, #physics, #mechanical #engineering and has prior experimental experience with #plasma arcs and/or switching in gas circuit breakers.
Postdoctoral Researcher in High Voltage Gas Circuit Breakers
https://euraxess.ec.europa.eu/jobs/400620
@physics_ir
#سوئیس
ددلاین : 17 می
فیزیک
مهندسی مکانیک
مهندسی برق
has graduated from a university and received an excellent degree in #electrical #engineering, #physics, #mechanical #engineering and has prior experimental experience with #plasma arcs and/or switching in gas circuit breakers.
Postdoctoral Researcher in High Voltage Gas Circuit Breakers
https://euraxess.ec.europa.eu/jobs/400620
@physics_ir
@physics_ir
قانون بیو-ساوار (به انگلیسی: Biot–Savart law)
یک معادله در الکترومغناطیس است که میدان مغناطیسی B، حاصل از جریان I را محاسبه میکند. این معادله میدان مغناطیسی را به بزرگی، جهت، طول و مجاورت جریان الکتریکی مربوط می کند.
قانون بیو-ساوار (به انگلیسی: Biot–Savart law)
یک معادله در الکترومغناطیس است که میدان مغناطیسی B، حاصل از جریان I را محاسبه میکند. این معادله میدان مغناطیسی را به بزرگی، جهت، طول و مجاورت جریان الکتریکی مربوط می کند.
راههای مستقیم رانندگان ماهری نمیسازند.
🆔 @hampaketab
🆔 @hampaketab
✅📙📘📗📕سوالات مصاحبه دکتری فیزیک.
.
⛔️در فایل زیر راهنمایی ها و سوالات متداول مصاحبه دکتری فیزیک جمع آوری شده است. بیشتر مطالب موجود در فایل قبلا در کانال قرار داده شده و فقط اینجا به صورت مرتب یکجا گردآوری شده است. از اشتباهات تایپی پیشاپیش پوزش می طلبیم. از دوستانی که در تهیه این فایل کمک کردند سپاسگزاریم. لطفا از تجربیات خود در کانال به اشتراک بگذارید.
@hampaketab
✅ در مصاحبه آرامش خودتون رو حفظ کنید. مصاحبه شما ممکن است یک دقیقه الی 15 و یا 20 دقیقه طول بکشد. لحظات ابتدایی بسیار اهمیت دارند. با اعتماد به نفس باشید. مصاحبه با سوالات عمومی شروع می شود. سعی کنید اساتید را قانع کنید که بهترین گزینه هستید و تمام وقت برای دکتری وقت می گذاری. از هر گونه کل کل (حتی با این که حق با شماست) بپرهیزید.
@hampaketab
✅✅مهم: حتما قبل از مراجعه به دانشگاه در سایت دانشگاه درباره اساتید مطالعه کنید. با زمینه کاری آنها آشنا شوید. و اساتیدی که به کار شما نزدیک اند را شناسایی کنید.
👇👇👇👇
💻💻http://bit.ly/2jY9pc0
.
.
.
⛔️در فایل زیر راهنمایی ها و سوالات متداول مصاحبه دکتری فیزیک جمع آوری شده است. بیشتر مطالب موجود در فایل قبلا در کانال قرار داده شده و فقط اینجا به صورت مرتب یکجا گردآوری شده است. از اشتباهات تایپی پیشاپیش پوزش می طلبیم. از دوستانی که در تهیه این فایل کمک کردند سپاسگزاریم. لطفا از تجربیات خود در کانال به اشتراک بگذارید.
@hampaketab
✅ در مصاحبه آرامش خودتون رو حفظ کنید. مصاحبه شما ممکن است یک دقیقه الی 15 و یا 20 دقیقه طول بکشد. لحظات ابتدایی بسیار اهمیت دارند. با اعتماد به نفس باشید. مصاحبه با سوالات عمومی شروع می شود. سعی کنید اساتید را قانع کنید که بهترین گزینه هستید و تمام وقت برای دکتری وقت می گذاری. از هر گونه کل کل (حتی با این که حق با شماست) بپرهیزید.
@hampaketab
✅✅مهم: حتما قبل از مراجعه به دانشگاه در سایت دانشگاه درباره اساتید مطالعه کنید. با زمینه کاری آنها آشنا شوید. و اساتیدی که به کار شما نزدیک اند را شناسایی کنید.
👇👇👇👇
💻💻http://bit.ly/2jY9pc0
.
.
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
@physics_ir
ولفگانگ پاولی (1900-1958) فیزیکدان اتریشی.
آیوتا:وی در سن 18 سالگی در حالی که دانشجوی دوره ی تحصیلات تکمیلی در دانشگاه مونیخ بود و به راستی هم نابغه جوانی بشمار می رفت، مقاله ای درباره ی نسبیت عام نوشت که توجه و ستایش اینشتن را به خود جلب کرد. پاوءلی که نظریه پرداز برجسته ای بود، همچون وجدان آگاه فیزیکدان های کوانتومی، اغلب با زبان تند و تیز کوبنده ای به "فیزیک بد" حمله می کرد. یکی از کوتاه گفته های مشهورش در رد مقاله ای که بی محتوا می دانست این بود که "حتی غلط هم نیست." او به خاطر کشف اصل طرد خود، با تاخیر زمانی، در سال 1945 به جایزه ی نوبل فیزیک دست یافت.
@physics_ir
اصل طرد پائولی
.
هیچ دو فرمیون مشابهی یافت نمیشود که که تمام اعداد کوانتومی آنها یکسان باشد.
یک حالت پادمتقارن دو ذره ای نشان داده میشود به صورتی که یک حالت در حالت ایکس ودیگری در حالت ایگری است.
.
.
#پاولی #کوانتوم #اصل_طرد_پاولی #فرمیون #فیزیک
#فیزیک #فیزیک_جدید #المپیاد_فیزیک #تاریخ_علم #منابع_دکتری #پاولی #physics #quantum #اصل_طرد_پاولی
ولفگانگ پاولی (1900-1958) فیزیکدان اتریشی.
آیوتا:وی در سن 18 سالگی در حالی که دانشجوی دوره ی تحصیلات تکمیلی در دانشگاه مونیخ بود و به راستی هم نابغه جوانی بشمار می رفت، مقاله ای درباره ی نسبیت عام نوشت که توجه و ستایش اینشتن را به خود جلب کرد. پاوءلی که نظریه پرداز برجسته ای بود، همچون وجدان آگاه فیزیکدان های کوانتومی، اغلب با زبان تند و تیز کوبنده ای به "فیزیک بد" حمله می کرد. یکی از کوتاه گفته های مشهورش در رد مقاله ای که بی محتوا می دانست این بود که "حتی غلط هم نیست." او به خاطر کشف اصل طرد خود، با تاخیر زمانی، در سال 1945 به جایزه ی نوبل فیزیک دست یافت.
@physics_ir
اصل طرد پائولی
.
هیچ دو فرمیون مشابهی یافت نمیشود که که تمام اعداد کوانتومی آنها یکسان باشد.
یک حالت پادمتقارن دو ذره ای نشان داده میشود به صورتی که یک حالت در حالت ایکس ودیگری در حالت ایگری است.
.
.
#پاولی #کوانتوم #اصل_طرد_پاولی #فرمیون #فیزیک
#فیزیک #فیزیک_جدید #المپیاد_فیزیک #تاریخ_علم #منابع_دکتری #پاولی #physics #quantum #اصل_طرد_پاولی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✳️حل کنکور دکتری فیزیک۹۸
◀️درس مکانیک آماری پیشرفته
.
.
#حل_کنکور_دکتری_فیزیک۹۸
#مکانیک_آماری_پیشرفته
@hampaketab
⛔️حل سوالات رایگان در کانال قرار میگیرد.
.
🔵کانال را به دوستان خود معرفی کنید.
.
◀️درس مکانیک آماری پیشرفته
.
.
#حل_کنکور_دکتری_فیزیک۹۸
#مکانیک_آماری_پیشرفته
@hampaketab
⛔️حل سوالات رایگان در کانال قرار میگیرد.
.
🔵کانال را به دوستان خود معرفی کنید.
.
پژوهشگران با استفاده از خنکسازی کاواکیِ سهبعدی توانستهاند به کمترین رکورد دمایی در مورد نانوذرات شناور دست یابند؛ این نتیجه بواسطهی نور پراکنده شده از نانوذرات، حاصل شده است.
آرتور آشکین (Arthur Ashkin) پژوهشگر پیشرو در زمینهی دستکاریهای اپتیکی نانوذرات است که با توسعهی انبرکهای نوری جایزهی نوبل سال ۲۰۱۸ فیزیک را از آن خود کرد. توانایی کنترل ذرات کوچک با انبرکها و دیگر ابزارهای اپتیکی، پیشرفتهای بسیاری را در زیستشناسی، شیمی فیزیک و فیزیک اتمی، مولکولی و اپتیکی بوجود آورده است. به عنوان بخشی از این روند پژوهشگران راههایی را برای «خنکسازی» نانوذراتِ بدام افتاده با کاهش دادن دامنهی حرکتشان در درون تله توسعه دادهاند. با این وجود برای رسیدن به حد کوانتومی (وقتی حرکت غالباً در نتیجهی افتوخیزهای کوانتومی است) پژوهشهای زیادتری باید انجام شود. یک روش جدید (که توسط دو تیم مستقل توسعه یافته) این عمل خنکسازی را با استفاده از پراکندگی نور از یک نانوذره که در یک کاواک اپتیکی نگه داشته شده، گام دیگری جلو بردهاند [1,2]. هردوی این آزمایشها خنکسازی کاواک سهبعدی را بدست دادهاند درحالیکه آزمایش اول بر روی یک بعد متمرکز بوده است [3-5]. در یکی از آزمایشها حرکت مرکز جرم نانوذره از دمای اتاق تا یک دمای موثر کمینه در حدود چند میلیکلوین پایین برده شده است [2] که بسیار کمتر از نتایجی است که خنکسازی کاواکی [3-5] بدست دادهاند. با توسعه بیشتر این روشها، کاهش حرکت یک نانوذرهی معلق تا حالت پایهی کوانتوم-مکانیکیاش امیدوارکننده بنظر میرسد [6].
یک میکروذره یا نانوذره در خلاء بخوبی از محیط حرارتی قابل جداسازی است شرایطی که برای انجام اندازهگیریهای دقیق [7] عالی است. برای مثال در سالهای اخیر از ذرات دیالکتریک معلق برای مطالعهی ترمودینامیک غیرتعادلی، آشکارسازی نیروهای کوچک و جستوجوی ذرات میلیباردار (Millicharged) و دیگر پدیدههای مبتنی بر فرضیه استفاده شده است. این سیستمها همچنین برای مطالعهی مکانیک کوانتوم بزرگمقیاس استفاده شدهاند اما این کار مستلزم سردسازی آنها تا حد کوانتومیاشان است که برای پتانسیلهای بدام اندازنده معمولی، در حد میکروکلوین است. دو روش اصلی برای خنکسازی حرکت یک ذرهی دیالکتریک معلق، خنکسازی بازخوردی [8] و خنکسازی کاواکی [3-5,9,10] است. محققان در خنکسازی بازخوردی بطور پیوسته بر حرکت ذرهی دیالکتریک با استفاده از آشکارسازهای نوری نظارت میکنند و از این دادهها برای دستکاری بسامدهای تلهای یا نیروهای اعمالی به نانوذره که موجب کندشدن حرکت آن میشود، استفاده میکنند. خنکسازی بازخوردی قادر بوده است تا حرکت نانوذره را تا کمتر از ۱ میلیکلوین کاهش دهد اما اکنون به دلیل آشکارسازی ناکارآمدِ حرکتِ ذره، محدودیت دارد. در خنکسازی کاواکی حرکت یه نانوذره بسامد فوتونهای کاواک را تحت تاثیر قرار میدهد. زیرا این فوتونها در کاواک طولعمر بالایی داشته و میتوانند حرکت یک نانوذره را در زمانهای دیگر تحت تاثیر قرار دهند که یک بازخورد اتوماتیک را فراهم میکند.
خنکسازی کاواکیِ یک نانوذرهی معلق با راندن کاواک با یک لیزر قرمزرنگ توسط چندین آزمایش به اثبات رسیده است؛ لیزری که بسامد آن اندکی کمتر از بسامد تشدید یک کاواک اپتیکی است [3-5]. این سیستم به اندرکنشهای مابین فوتونها و نانوذره یاری رسانده و انرژی فوتونها را افزایش میدهد. درنتیجه باعث کاهش انرژی نانوذرات در یک بعد و در طول محور کاواک میشود. در یکی از اولینِ این آزمایشها مدهای کاواک اپتیکی، هم برای بدام انداختن و هم برای خنکسازی نانوذره استفاده شدهاند [3] و معلوم شده است که در خلاء ناپایداراند. بعدها یک تلهی یونی و یک کاواک اپتیکی برای دستیافتن به تلهاندازیِ پایدار (توسط میدانهای الکتریکی تلهی یونی) و خنکسازی (توسط لیزر قرمزرنگ) باهم ترکیب شدهاند [5]. این آزمایشها بواسطهی جفتشدگی مابین حرکت یک نانوذره و مد کاواک، موفق نبودهاند. این جفتشدگی ضعیف را میتوان با رانش مد کاواک توسط نور لیزر قوی جبران کرد اما این راهحل مشکل جدیدی را موسوم به همتلگی ایجاد میکند که طی آن حرکت نانوذره از موقعیت بهینهی خود برای خنکسازی دور می شود.
دو تیم پژوهشی برای رسیدن به خنکسازی سه بعدی کارآمد، یکی به رهبری مارکوس اسپیلمایر ( Markus Aspelmeyer) از دانشگاه وین و دیگری به رهبری رنه ریمان (René Reimann) از موسسه فدرال سوئیس (ETH) در زوریخ از پراکندگی نورِ همدوس برای تحقق بخشیدن به خنکسازی کاواکی حرکت مرکز جرم یک نانوذرهی معلق استفاده کردهاند [1,2]. پژوهشگران در هرکدام از این مجموعه آزمایشها از یک انبرک اپتیکی مستقل استفاده کردهاند تا یک ذرهی سیلیکای به قطر حدود ۱۴۰ نانومتر را در درون یک کاواک اپتیکی به دام بیاندازند (شکل ۱). چون انبرک
آرتور آشکین (Arthur Ashkin) پژوهشگر پیشرو در زمینهی دستکاریهای اپتیکی نانوذرات است که با توسعهی انبرکهای نوری جایزهی نوبل سال ۲۰۱۸ فیزیک را از آن خود کرد. توانایی کنترل ذرات کوچک با انبرکها و دیگر ابزارهای اپتیکی، پیشرفتهای بسیاری را در زیستشناسی، شیمی فیزیک و فیزیک اتمی، مولکولی و اپتیکی بوجود آورده است. به عنوان بخشی از این روند پژوهشگران راههایی را برای «خنکسازی» نانوذراتِ بدام افتاده با کاهش دادن دامنهی حرکتشان در درون تله توسعه دادهاند. با این وجود برای رسیدن به حد کوانتومی (وقتی حرکت غالباً در نتیجهی افتوخیزهای کوانتومی است) پژوهشهای زیادتری باید انجام شود. یک روش جدید (که توسط دو تیم مستقل توسعه یافته) این عمل خنکسازی را با استفاده از پراکندگی نور از یک نانوذره که در یک کاواک اپتیکی نگه داشته شده، گام دیگری جلو بردهاند [1,2]. هردوی این آزمایشها خنکسازی کاواک سهبعدی را بدست دادهاند درحالیکه آزمایش اول بر روی یک بعد متمرکز بوده است [3-5]. در یکی از آزمایشها حرکت مرکز جرم نانوذره از دمای اتاق تا یک دمای موثر کمینه در حدود چند میلیکلوین پایین برده شده است [2] که بسیار کمتر از نتایجی است که خنکسازی کاواکی [3-5] بدست دادهاند. با توسعه بیشتر این روشها، کاهش حرکت یک نانوذرهی معلق تا حالت پایهی کوانتوم-مکانیکیاش امیدوارکننده بنظر میرسد [6].
یک میکروذره یا نانوذره در خلاء بخوبی از محیط حرارتی قابل جداسازی است شرایطی که برای انجام اندازهگیریهای دقیق [7] عالی است. برای مثال در سالهای اخیر از ذرات دیالکتریک معلق برای مطالعهی ترمودینامیک غیرتعادلی، آشکارسازی نیروهای کوچک و جستوجوی ذرات میلیباردار (Millicharged) و دیگر پدیدههای مبتنی بر فرضیه استفاده شده است. این سیستمها همچنین برای مطالعهی مکانیک کوانتوم بزرگمقیاس استفاده شدهاند اما این کار مستلزم سردسازی آنها تا حد کوانتومیاشان است که برای پتانسیلهای بدام اندازنده معمولی، در حد میکروکلوین است. دو روش اصلی برای خنکسازی حرکت یک ذرهی دیالکتریک معلق، خنکسازی بازخوردی [8] و خنکسازی کاواکی [3-5,9,10] است. محققان در خنکسازی بازخوردی بطور پیوسته بر حرکت ذرهی دیالکتریک با استفاده از آشکارسازهای نوری نظارت میکنند و از این دادهها برای دستکاری بسامدهای تلهای یا نیروهای اعمالی به نانوذره که موجب کندشدن حرکت آن میشود، استفاده میکنند. خنکسازی بازخوردی قادر بوده است تا حرکت نانوذره را تا کمتر از ۱ میلیکلوین کاهش دهد اما اکنون به دلیل آشکارسازی ناکارآمدِ حرکتِ ذره، محدودیت دارد. در خنکسازی کاواکی حرکت یه نانوذره بسامد فوتونهای کاواک را تحت تاثیر قرار میدهد. زیرا این فوتونها در کاواک طولعمر بالایی داشته و میتوانند حرکت یک نانوذره را در زمانهای دیگر تحت تاثیر قرار دهند که یک بازخورد اتوماتیک را فراهم میکند.
خنکسازی کاواکیِ یک نانوذرهی معلق با راندن کاواک با یک لیزر قرمزرنگ توسط چندین آزمایش به اثبات رسیده است؛ لیزری که بسامد آن اندکی کمتر از بسامد تشدید یک کاواک اپتیکی است [3-5]. این سیستم به اندرکنشهای مابین فوتونها و نانوذره یاری رسانده و انرژی فوتونها را افزایش میدهد. درنتیجه باعث کاهش انرژی نانوذرات در یک بعد و در طول محور کاواک میشود. در یکی از اولینِ این آزمایشها مدهای کاواک اپتیکی، هم برای بدام انداختن و هم برای خنکسازی نانوذره استفاده شدهاند [3] و معلوم شده است که در خلاء ناپایداراند. بعدها یک تلهی یونی و یک کاواک اپتیکی برای دستیافتن به تلهاندازیِ پایدار (توسط میدانهای الکتریکی تلهی یونی) و خنکسازی (توسط لیزر قرمزرنگ) باهم ترکیب شدهاند [5]. این آزمایشها بواسطهی جفتشدگی مابین حرکت یک نانوذره و مد کاواک، موفق نبودهاند. این جفتشدگی ضعیف را میتوان با رانش مد کاواک توسط نور لیزر قوی جبران کرد اما این راهحل مشکل جدیدی را موسوم به همتلگی ایجاد میکند که طی آن حرکت نانوذره از موقعیت بهینهی خود برای خنکسازی دور می شود.
دو تیم پژوهشی برای رسیدن به خنکسازی سه بعدی کارآمد، یکی به رهبری مارکوس اسپیلمایر ( Markus Aspelmeyer) از دانشگاه وین و دیگری به رهبری رنه ریمان (René Reimann) از موسسه فدرال سوئیس (ETH) در زوریخ از پراکندگی نورِ همدوس برای تحقق بخشیدن به خنکسازی کاواکی حرکت مرکز جرم یک نانوذرهی معلق استفاده کردهاند [1,2]. پژوهشگران در هرکدام از این مجموعه آزمایشها از یک انبرک اپتیکی مستقل استفاده کردهاند تا یک ذرهی سیلیکای به قطر حدود ۱۴۰ نانومتر را در درون یک کاواک اپتیکی به دام بیاندازند (شکل ۱). چون انبرک
اپتیکی بشدت متمرکز شده است، شدتش بسیار بیشتر از شدت مد کاواک است و بدام اندازیِ پایدار نانوذره در خلاء بالا را ممکن میسازد. این تیم توانسته موقعیت نانوذره را با دقت چند نانومتر در راستای محور کاواک کنترل کند.
شکل ۱) یک نانوذره که با انبرکی اپتیکی (به رنگ قرمز) در درون یک کاواک (یک جفت آینه به رنگ آبی) نگه داشته شده است. مد کاواک تا بسامد بالاتری از نور انبرک تنظیم میشود. همینطور فوتونها که از نانوذره منعکس یا منحرف میشوند ترجیحاً آنهایی هستند که مقداری از انرژی را از نانوذره زدیده و نانوذره را به شکل موثری تا دماهای میلیکلوینی خنک میسازند.
این محققان به منظور خنکسازی، بسامد تشدید کاواک اپتیکی را اندکی بالاتر (حدود ۴۰۰ کیلوهرتز) از بسامد اپتیکی لیزر بدام اندازنده تنظیم کردهاند. این تنظیمسازی، پراکندگی فوتونها از نانوذرات را تحت تاثیر قرار میدهد. فوتونها معمولاً مثل توپهای پینگپونگ بصورت اتفاقی از نانوذرات منحرف و یا منعکس شده و به نانوذرات اندازهحرکت میبخشند و آنها را به شکل موثری گرم میکنند. با این حال این کاواک با انتخاب آنکه کدام فوتونها میتوانند پراکنده شوند، مانع این حرارتدهی می شوند. اساساً آن فوتونهایی پراکنده میشوند که از نانوذره، پسزده شده و مقداری از انرژی ارتعاشی مکانیکی آنها میدزدند! این عمل دزدی!، بسامد فوتون را ارتقا میدهد طوریکه با بسامد تشدید کاواک انطباق پیدا میکند. اثر خالص این پراکندگی همدوس که از طریق کاواک صورت میگیرد به کاهش در انرژی جنبشی نانوذره منجر میشود.
هردوی این تیمها بر حرکت نانوذره نظارت کردهاند این کار با استفاده از آشکارسازی تغییر جزئی در جهت انتشار لیزر بداماندازنده صورت گرفته است. این آزمایشها یک کندشدگی در سه بعد را نشان داده و اثبات کرده است که پراکندگی همدوس یک روش خنکسازیِ موثر سهبعدی کاواکیِ یک نانوذرهی معلق است. در آزمایش زوریخ، حرکت یک نانوذره تا یک دمای کمینه چند میکروکلوینی در فشار میلیبار سرد شده است [2]. در آزمایش وین حرکت نانوذره تا دمای حدود ۱ کلوین در فشار میلیبار پایین آورده شده است [1].
هرچند هردوی این پژوهشها در توسعهی اپتومکانیکِ معلق مهم هستند، حرکتهای نانوذرات هنوز در رژیم کلاسیک قرار دارند. نتایج این خنکسازیها به دلیل حرارتدهی از مولکولهای محیط پیرامونی و افتوخیزهای مکانی انبرک اپتیکی محدودیت دارد [6]. کاهش بیشتر فشار هوا و بهبود ایزولهسازیِ ارتعاشی به خنکسازی حالت پایه منجر میشود. بعلاوه محققان میتوانند از مدهای کاواک چندگانه برای خنکسازی کارآمدتر حرکت در سهبعد استفاده کنند [11]. آنها به توسعهی روشهای بهتر برای اندازهگیریهای دقیقِ دمای موثر نزدیک به حالت پایه نیاز خواهند داشت. برای ساخت یک تداخلسنج ماده-موجِ نانوذره میتوان از یک نانوذرهی معلق در رژیم کوانتومی استفاده کرد تا مدلهای نابودی تابع موج، طبیعت کوانتومی گرانش و دیگر کاربردها را مورد مطالعه قرار داد. طی ده سال گذشته شاهد توسعهی سریع در زمینهی اپتومکانیک بودهایم و انتظار پژوهشهای پرباری در این زمینه و در آینده را داریم.
این پژوهش در مجلهی فیزیکال ریویو لترز انتشار یافته است.
شکل ۱) یک نانوذره که با انبرکی اپتیکی (به رنگ قرمز) در درون یک کاواک (یک جفت آینه به رنگ آبی) نگه داشته شده است. مد کاواک تا بسامد بالاتری از نور انبرک تنظیم میشود. همینطور فوتونها که از نانوذره منعکس یا منحرف میشوند ترجیحاً آنهایی هستند که مقداری از انرژی را از نانوذره زدیده و نانوذره را به شکل موثری تا دماهای میلیکلوینی خنک میسازند.
این محققان به منظور خنکسازی، بسامد تشدید کاواک اپتیکی را اندکی بالاتر (حدود ۴۰۰ کیلوهرتز) از بسامد اپتیکی لیزر بدام اندازنده تنظیم کردهاند. این تنظیمسازی، پراکندگی فوتونها از نانوذرات را تحت تاثیر قرار میدهد. فوتونها معمولاً مثل توپهای پینگپونگ بصورت اتفاقی از نانوذرات منحرف و یا منعکس شده و به نانوذرات اندازهحرکت میبخشند و آنها را به شکل موثری گرم میکنند. با این حال این کاواک با انتخاب آنکه کدام فوتونها میتوانند پراکنده شوند، مانع این حرارتدهی می شوند. اساساً آن فوتونهایی پراکنده میشوند که از نانوذره، پسزده شده و مقداری از انرژی ارتعاشی مکانیکی آنها میدزدند! این عمل دزدی!، بسامد فوتون را ارتقا میدهد طوریکه با بسامد تشدید کاواک انطباق پیدا میکند. اثر خالص این پراکندگی همدوس که از طریق کاواک صورت میگیرد به کاهش در انرژی جنبشی نانوذره منجر میشود.
هردوی این تیمها بر حرکت نانوذره نظارت کردهاند این کار با استفاده از آشکارسازی تغییر جزئی در جهت انتشار لیزر بداماندازنده صورت گرفته است. این آزمایشها یک کندشدگی در سه بعد را نشان داده و اثبات کرده است که پراکندگی همدوس یک روش خنکسازیِ موثر سهبعدی کاواکیِ یک نانوذرهی معلق است. در آزمایش زوریخ، حرکت یک نانوذره تا یک دمای کمینه چند میکروکلوینی در فشار میلیبار سرد شده است [2]. در آزمایش وین حرکت نانوذره تا دمای حدود ۱ کلوین در فشار میلیبار پایین آورده شده است [1].
هرچند هردوی این پژوهشها در توسعهی اپتومکانیکِ معلق مهم هستند، حرکتهای نانوذرات هنوز در رژیم کلاسیک قرار دارند. نتایج این خنکسازیها به دلیل حرارتدهی از مولکولهای محیط پیرامونی و افتوخیزهای مکانی انبرک اپتیکی محدودیت دارد [6]. کاهش بیشتر فشار هوا و بهبود ایزولهسازیِ ارتعاشی به خنکسازی حالت پایه منجر میشود. بعلاوه محققان میتوانند از مدهای کاواک چندگانه برای خنکسازی کارآمدتر حرکت در سهبعد استفاده کنند [11]. آنها به توسعهی روشهای بهتر برای اندازهگیریهای دقیقِ دمای موثر نزدیک به حالت پایه نیاز خواهند داشت. برای ساخت یک تداخلسنج ماده-موجِ نانوذره میتوان از یک نانوذرهی معلق در رژیم کوانتومی استفاده کرد تا مدلهای نابودی تابع موج، طبیعت کوانتومی گرانش و دیگر کاربردها را مورد مطالعه قرار داد. طی ده سال گذشته شاهد توسعهی سریع در زمینهی اپتومکانیک بودهایم و انتظار پژوهشهای پرباری در این زمینه و در آینده را داریم.
این پژوهش در مجلهی فیزیکال ریویو لترز انتشار یافته است.
شبیهسازیهای رایانهای نشان میدهد که اصطکاک و چسبندگی، الگوهای تشکیل دهندهی سلولهای سرطانی یک بافت پوستی را تعیین میکنند.
اغلب مرگ و میرهای ناشی از سرطان پوست از ملانوما ناشی میشوند اما این نوع تومور اگر به موقع شناسایی شود براحتی قابل درمان خواهد بود. پزشکان برای پی بردن به اینکه توموری بدخیم است یا نه به دنبال الگوهای تغییررنگ پوستی مثل خطوط و حبابها میگردند. با این حال واضح نیست که این الگوها از چه چیزی ناشی میشوند یا چگونه به نوع تومور و موقعیت آن بستگی دارند. اکنون شیگهیوکی کُمورا (Shigeyuki Komura ) از دانشگاه توکیوی متروپولیتن در ژاپن و همکارانش مدلی عددی از تکثیر سرطان پوستی را توسعه دادهاند که از ارتباط بین یک الگوی سرطانی و دینامیک سیالِ زیرین بافتِ پوستی پرده برداشته است.
شبیهسازیهای این تیم لایهی بالایی پوست (اپیدرم) را به عنوان وصلهدوزیهای سلولهای سالم و سرطانی مدلسازی کردهاند که شبیه یک سیال دوبعدی رفتار میکند. این سیال در بالای سطحی صاف قرار گرفته است که درم پوستی (یک لایهی پوستی مجاور) را نشان میدهد. پژوهشگران شدت اندرکنشهای دینامیکی این سلول و نیز آهنگ تکثیر سلولهای سرطانی را تغییر میدهند؛ چیزیکه بصورت نسبت مابین چسبندگی اپیدرمها و اصطکاک مابین دو لایهی پوستی تعریف میشود. سپس به مشاهدهی آن میپردازند که وقتی سلولهای سرطانی بازتولید کرده و به همسایگان سالم خود حمله میکنند، چه الگوهایی ایجاد میشود.
برخی از الگوهای نتیجه شده با ملانوماهایی که در جهان واقعی دیده شدهاند همخوانی دارند. جزیرههای سرطانی مجزا (الگویی که در بافتهای پوستی نرم یافت میشود) به ازای اندرکنشهای هیدرودینامیکی قوی ظاهر میشوند. نوارها (که معمولاً در بافتهای پوستی سفت مشاهده شدهاند) مثل الگوهایی که در کف دستها و پاها یافت میشوند در غیاب اندرکنشهای هیدرودینامیکی ظهور میکنند.
به گفتهی این تیم پژوهشی، این مدل هنوز برای تشخیصهای کلینیکی ملانوماها بکار نرفته است. اما امیدوارند تا شاخصهای عینی را برای تشخیص ظهور اولیهی این الگوها توسعه دهند که ممکن است به بهبود بقای حیاتی طولانیمدت در مورد این بیماری کمک کند.
این پژوهش در مجلهی فیزیکال ریویو ای لترز انتشار یافته است.
دربارهی نویسنده:
کریستوفر کراکت نویسندهی آزاد علمی در ویرجینیا است.
منبع:
Fluid Dynamics Model for Cancer Patterns
اغلب مرگ و میرهای ناشی از سرطان پوست از ملانوما ناشی میشوند اما این نوع تومور اگر به موقع شناسایی شود براحتی قابل درمان خواهد بود. پزشکان برای پی بردن به اینکه توموری بدخیم است یا نه به دنبال الگوهای تغییررنگ پوستی مثل خطوط و حبابها میگردند. با این حال واضح نیست که این الگوها از چه چیزی ناشی میشوند یا چگونه به نوع تومور و موقعیت آن بستگی دارند. اکنون شیگهیوکی کُمورا (Shigeyuki Komura ) از دانشگاه توکیوی متروپولیتن در ژاپن و همکارانش مدلی عددی از تکثیر سرطان پوستی را توسعه دادهاند که از ارتباط بین یک الگوی سرطانی و دینامیک سیالِ زیرین بافتِ پوستی پرده برداشته است.
شبیهسازیهای این تیم لایهی بالایی پوست (اپیدرم) را به عنوان وصلهدوزیهای سلولهای سالم و سرطانی مدلسازی کردهاند که شبیه یک سیال دوبعدی رفتار میکند. این سیال در بالای سطحی صاف قرار گرفته است که درم پوستی (یک لایهی پوستی مجاور) را نشان میدهد. پژوهشگران شدت اندرکنشهای دینامیکی این سلول و نیز آهنگ تکثیر سلولهای سرطانی را تغییر میدهند؛ چیزیکه بصورت نسبت مابین چسبندگی اپیدرمها و اصطکاک مابین دو لایهی پوستی تعریف میشود. سپس به مشاهدهی آن میپردازند که وقتی سلولهای سرطانی بازتولید کرده و به همسایگان سالم خود حمله میکنند، چه الگوهایی ایجاد میشود.
برخی از الگوهای نتیجه شده با ملانوماهایی که در جهان واقعی دیده شدهاند همخوانی دارند. جزیرههای سرطانی مجزا (الگویی که در بافتهای پوستی نرم یافت میشود) به ازای اندرکنشهای هیدرودینامیکی قوی ظاهر میشوند. نوارها (که معمولاً در بافتهای پوستی سفت مشاهده شدهاند) مثل الگوهایی که در کف دستها و پاها یافت میشوند در غیاب اندرکنشهای هیدرودینامیکی ظهور میکنند.
به گفتهی این تیم پژوهشی، این مدل هنوز برای تشخیصهای کلینیکی ملانوماها بکار نرفته است. اما امیدوارند تا شاخصهای عینی را برای تشخیص ظهور اولیهی این الگوها توسعه دهند که ممکن است به بهبود بقای حیاتی طولانیمدت در مورد این بیماری کمک کند.
این پژوهش در مجلهی فیزیکال ریویو ای لترز انتشار یافته است.
دربارهی نویسنده:
کریستوفر کراکت نویسندهی آزاد علمی در ویرجینیا است.
منبع:
Fluid Dynamics Model for Cancer Patterns
@physics_ir
گروه تحقیقاتی رصدخانه تداخل سنج لیزری (لایگو) و اشکارساز امواج گرانشی اروپایی ویرگو از اول آوریل سال جاری میلادی سومین مرحله رصد خود را شروع کرده است.
درهمین سری رصدی به نظر می رسد، که پدیده بسیار جذابی کشف شده است. برخورد یک ستاره نوترونی با یک سیاهچاله. این نوع برخورد در صورت تایید نهایی اولین در نوع خود است. در دو مرحله قبلی رصدهای لایگو و ویرگو، برخورد دو سیاهچاله در حال ادغام و یک پدیده ادغام دو ستاره نوترونی کشف شده بود، در حالی که در مرحله سوم به نظر می رسد آشکارساز ها ادغام ستاره نوترونی و سیاهچاله را پیدا کرده است. البته این داده ای رصدی احتیاج به تحلیل دقیق تر دارد که این رویدادها به عنوان اتفاق امواج گرانشی ثبت گردد.
به نظر می رسد که داستان کشف منابع جدید #امواج_گرانشی همچنان پر هیجان دنبال خواهد شد.
منبع خبر: وبگاه #لایگو
گروه تحقیقاتی رصدخانه تداخل سنج لیزری (لایگو) و اشکارساز امواج گرانشی اروپایی ویرگو از اول آوریل سال جاری میلادی سومین مرحله رصد خود را شروع کرده است.
درهمین سری رصدی به نظر می رسد، که پدیده بسیار جذابی کشف شده است. برخورد یک ستاره نوترونی با یک سیاهچاله. این نوع برخورد در صورت تایید نهایی اولین در نوع خود است. در دو مرحله قبلی رصدهای لایگو و ویرگو، برخورد دو سیاهچاله در حال ادغام و یک پدیده ادغام دو ستاره نوترونی کشف شده بود، در حالی که در مرحله سوم به نظر می رسد آشکارساز ها ادغام ستاره نوترونی و سیاهچاله را پیدا کرده است. البته این داده ای رصدی احتیاج به تحلیل دقیق تر دارد که این رویدادها به عنوان اتفاق امواج گرانشی ثبت گردد.
به نظر می رسد که داستان کشف منابع جدید #امواج_گرانشی همچنان پر هیجان دنبال خواهد شد.
منبع خبر: وبگاه #لایگو
Forwarded from GeoPhD دکتری ژئوفیزیک
در سال های اخیر مشاهداتی در کیهان شناسی به ثبت رسیده است، که نشان از عدم تطابق (یا تنش هایی) در مدل استاندارد دارد. اندازه گیری پارامتر هابل با استفاده از ابرنواختر های بسیار نزدیک وتابش زمینه کیهان با هم اختلاف دارند. از سوی دیگر کهکشان هایی پیدا شده اند که ماده تاریک ندارند... آیا معنی این مشاهدات، مشکل بزرگ برای کیهان شناسی است؟
وبلاگ ساینتیفیک امریکن در نوشته ای به بررسی کتاب اخیر یورن اکبرگ Bjørn Ekeberg به نام آزمایشات متافیزیکی که در مارچ سال جاری چاپ شده، پرداخته است.
در این نوشته که برگرفته از ایده های مطرح شده این فیلسوف علم است، نویسنده گذری به تاریخ فهم ما از کیهان داشته است. در این راستا درباره کیهان شناسی استدلال می شود که برداشت های ما از رصدها کم و بیش مبتنی بر مدل های نظری است که آن ها را با فرض سازگاری ریاضی بنا نهاده ایم. در نتیجه هر مشاهده جدید در پرتو نوری که این مدل ها بر قضیه می افکنند، تفسیر می شود. حال سوال این که مدلی که نود و پنج درصد آن ماده و انرژی تاریک است و شرایط اولیه آن با مدل تورمی داده می شود که فیزیک آن نیز کم و بیش ناشناخته است، آیا سنگ بنای خوبی برای تفسیر داده ها می باشد؟
در هر صورت، رصد های جدیدی که هر آن بر تعداد آن ها افزوده می شود شاید بتواند دریچه های جدیدی برای فهم کاستی های مدل استاندارد و فهم انبساط تند شونده کیهان و ماده گمشده ( یا تغییر نظریه نسبیت عام اینشتین) را در پی داشته باشد.
این نوشته را می توانید از وبگاه وبلاگ سایتیفیک امریکن بخوانید.
وبلاگ ساینتیفیک امریکن در نوشته ای به بررسی کتاب اخیر یورن اکبرگ Bjørn Ekeberg به نام آزمایشات متافیزیکی که در مارچ سال جاری چاپ شده، پرداخته است.
در این نوشته که برگرفته از ایده های مطرح شده این فیلسوف علم است، نویسنده گذری به تاریخ فهم ما از کیهان داشته است. در این راستا درباره کیهان شناسی استدلال می شود که برداشت های ما از رصدها کم و بیش مبتنی بر مدل های نظری است که آن ها را با فرض سازگاری ریاضی بنا نهاده ایم. در نتیجه هر مشاهده جدید در پرتو نوری که این مدل ها بر قضیه می افکنند، تفسیر می شود. حال سوال این که مدلی که نود و پنج درصد آن ماده و انرژی تاریک است و شرایط اولیه آن با مدل تورمی داده می شود که فیزیک آن نیز کم و بیش ناشناخته است، آیا سنگ بنای خوبی برای تفسیر داده ها می باشد؟
در هر صورت، رصد های جدیدی که هر آن بر تعداد آن ها افزوده می شود شاید بتواند دریچه های جدیدی برای فهم کاستی های مدل استاندارد و فهم انبساط تند شونده کیهان و ماده گمشده ( یا تغییر نظریه نسبیت عام اینشتین) را در پی داشته باشد.
این نوشته را می توانید از وبگاه وبلاگ سایتیفیک امریکن بخوانید.
ولادت فاینمن
@physics_ir
ریچارد فیلیپس فاینمن (به انگلیسی: Richard Phillips Feynman) (زاده ۱۱ مه ۱۹۱۸، نیویورک - درگذشته ۱۵ فوریه ۱۹۸۸، کالیفرنیا) از تأثیرگذارترین فیزیکدانهایآمریکایی قرن بیستم بود. او در گسترش نظریهالکترودینامیک کوانتومی سهم مهمی داشت و از دانشمندانپروژه منهتن بود. پروژهای که به ساخت نخستین بمب اتمی انجامید. بعدها او یکی از اعضای کمیسیون راجرز بود که از سوی رئیسجمهور ایالات متحده وظیفه بررسی واقعهٔ انفجار فضاپیمای چلنجر را بر عهده داشت. در سال۱۹۶۵ فاینمن به دلیل پژوهشهایش در زمینهالکترودینامیک کوانتومی، به همراه جولیان شووینگر وسینایترو تومونوجا جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.
@physics_ir
ریچارد فیلیپس فاینمن (به انگلیسی: Richard Phillips Feynman) (زاده ۱۱ مه ۱۹۱۸، نیویورک - درگذشته ۱۵ فوریه ۱۹۸۸، کالیفرنیا) از تأثیرگذارترین فیزیکدانهایآمریکایی قرن بیستم بود. او در گسترش نظریهالکترودینامیک کوانتومی سهم مهمی داشت و از دانشمندانپروژه منهتن بود. پروژهای که به ساخت نخستین بمب اتمی انجامید. بعدها او یکی از اعضای کمیسیون راجرز بود که از سوی رئیسجمهور ایالات متحده وظیفه بررسی واقعهٔ انفجار فضاپیمای چلنجر را بر عهده داشت. در سال۱۹۶۵ فاینمن به دلیل پژوهشهایش در زمینهالکترودینامیک کوانتومی، به همراه جولیان شووینگر وسینایترو تومونوجا جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.