پلاکارد کم آوردیم. – Telegram
پلاکارد کم آوردیم.
2.67K subscribers
1.65K photos
188 videos
30 files
1.1K links
«انقدر کشتید که پلاکارد کم آوردیم»

ژن، ژیان، ئازادی • 🍉🏳️‍⚧️
Download Telegram
پلاکارد کم آوردیم.
در بهمن ماه سال گذشته (۱۴۰۱) جمهوری‌اسلامی در کنار افزایش بودجه‌های "امنیتی" و تبلیغاتی، ردیف بودجه‌ی حمایت از معلولان رو به طور کلی حذف کرد.
جدای از معلول‌ستیزی ساختاری جمهوری‌اسلامی، فرهنگ و ادبیات ایران هم بسیار معلول‌ستیز هستند، اکثر کلمات ناسزا اگر زن‌ستیز و کوئیرستیز و نژادپرست نباشند، معلول‌ستیز هستند، اکثر مردم معلولیت‌های پنهان رو به رسمیت نمی‌شناسن و نگاه بالا به پایین به معلولیت‌های آشکار (اکثراً فیزیکی و گاهی ذهنی) دارند.
👍79
I Am Equally Human.pdf
545.5 KB
گزارش مؤسسه‌ی Human Rights Watch از وضعیت افراد معلول/دارای معلولیت در ایران، سال ۲۰۱۸.

فایل بالا به زبان انگلیسی‌ست و فایل پایین به زبان فارسی.
👍265
به دنبال خشونت پلیس اخیر در فرانسه و به قتل رسیدن نوجوان ۱۷ ساله‌ی فرانسوی (اصالتاً الجزایری-مراکشی) تاریخ کوتاهی از فلسفه‌ی ضدپلیس:

ACAB: All Coppers/Cops Are Bastards

نگاهی کوتاه بر تاریخچه‌ی مدرن فلسفه‌ی ضدپلیس و شعار معروف «تمام پلیس‌ها حرام‌زاده (۱) هستند».

با وجود نامشخص بودن ریشه‌ی دقیق این شعار، اکثراً باور دارند که برای اولین در دهه‌ی ۱۹۴۰ میلادی و در انگلستان طی اعتصابات سراسری کارگری استفاده شده‌‌ست امّا تا دهه‌ی ۱۹۷۰ و شیوع فرهنگ پانک (Punk) در بریتانیا معنای امروزی‌اش را به خود نگرفته‌ست.

هدف اصلی این شعار انتقاد و مخالفت با ساختار پلیس‌ست و قصد دارد به مخاطب یادآوری کند که مشکل «چند پلیس بد» نیست و برای تغییر واقعی سیستم باید تغییر کند.

مهره‌های اصلی موج پانک اعضای گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده (افراد بلک، طبقه‌ی کارگر، افراد کوئیر*) بودند که قصد حمایت از نسل ویندراش (Windrush Generation) را داشتند [اطلاعات بیشتر در این رابطه: فارسی و انگلیسی]. این شعار از همان ابتدا توسط کسانی استفاده می‌شد که قربانی خشونت پلیس می‌شدند (و می‌شوند) و تمرکز اصلی آن روی نقش تک تک اعضای پلیس در کنترل و خشونت علیه گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده‌ی نژادی، جنسیتی و اجتماعی‌ست.

چندروز پیش (۲۸ ژوئن) سالگرد شروع قیام استونوال (Stonewall Uprising) بود که ۶ روز به طول انجامید و درنهایت منجر به وجود آمدن ماه افتخار (Pride Month) شد. این قیام هم از اساس علیه خشونت و تعرض پلیس علیه افراد کوئیر* و ترنس بود. در طول تاریخ و خصوصاً در دهه‌های اخیر، تعداد بی‌شماری قیام اینچنینی علیه پلیس و خشونت سیستماتیکش در سراسر جهان اتفاق افتاده و در اکثر موارد در بهترین حالت، یک عضو از این جامعه‌ی خشن (پلیس) انتخاب شده تا صدای معترضین را خفه کند؛ از مجازات قاتل جورج فلوید تا نکوهش این قتل اخیر در فرانسه توسط سیاستمداران، همه و همه راه‌حل‌های موقتی برای خفه کردن معترضین و خوب نشان دادن سیستم و هیولاسازی از «یک نفر، یک دندان پوسیده» هستند.

از همان سال‌های ابتدایی (اولین خشونت پلیس ثبت‌شده در تاریخ به سال ۱۸۷۷ و اعتصابات کارگری در آمریکا برمی‌گردد) پایه‌گذاری پلیس مدرن هدف چیزی نبود جز کنترل مردم و اجرای قوانین نفرت‌محوری که دولت‌ها علیه گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده وضع می‌کنند. اولین گروه‌های پلیس مدرن در قرن هجدهم میلادی به وجود آمدند و هدفشان نگهبانی و نظارت بر برده‌ها بود (Slave Patrol). نقش پلیس برقراری نظم و امنیت برای مردم نیست، بلکه برقراری نظم برای دولت‌ها و آسان کردن به وجود آمدن دیکتاتوری‌هاست. حکومت‌های فاشیست بدون سربازهای خود (پلیس) سرپا نمی‌مانند.

(۱) متوجه ریشه‌های زن‌ستیزانه‌ «حرام‌زاده» هستیم و اینجا صرفاً ترجمه‌ی تحت‌الفظی bastard را به کار برده‌ایم.
👍43
عزیزان، بسته بودن کامنت‌‌های این کانال و محدود بودن ری‌اکشن‌هاش، خلاف آزادی بیان نیست. هرکسی که می‌خواد می‌تونه کانال خودش در تلگرام بزنه و آزادانه نظراتش رو بیان کنه. ما با بسته نگه داشتن کامنت‌ها هیچ‌کدوم از باورهای خودمون رو نقض نکرده‌ایم. راه ارتباطی هست، فوروارد هم بازه، هرکسی مختاره تا نظر بده و مخالفت کنه؛ موافق آزادی بیان بودن به این معنی نیست که همه به شما گوششون رو بدهکارن، به این معنی هم نیست که هرحرفی دلتون بخواد می‌تونید بزنید. کامنت باز کردن هم مشکل امنیتی ایجاد می‌کنه، هم وقت زیادی می‌بره چون هیچ‌کدوم از ما وقت مانیتور کردن کامنت‌ها ۲۴/۷ رو نداریم.
58👍46
Forwarded from Aty'z Plaza
بچه ها سلام وقتتون بخیر.

راستش ما میخوایم به یکی از دوستامون کمک کنیم،
که متاسفانه مبتلا به سرطانه‌، اما نمیتونه جلسات درمان شو ادامه بده و شرایطش وخیم میشه.
میخوایم پول حداقل یکی دو ماه از جلسات شیمی درمانی شو جور کنیم و بهش کمک کنیم تا زمانی که حال خودش بهتر شه و بتونه خودش از پس این مخارج بر بیاد.

هزینه تقریبی که نیازه ۲۰ تومنه که حدود ۳ تومنش رو خودمون جور کردیم و دیدیم که برای بقیه ش مجبوریم کمک بگیریم.

اگه دوست دارین کمک کنین، هرچقدر که باشه، خیلی مارو خوشحال میکنین.💙
اگه به خیرین یا خیریه ای در این مورد دسترسی دارین، خوشحال میشیم مارو بهشون وصل کنین...
و اگه کسی رو میشناسین که میخواد کمک کنه، خوشحال میشیم این پست رو براشون بفرستین.
لطفا و تا حد امکان اگه میشه این پست رو شیر کنید شاید کسانی که بخوان کمک کنن پست رو ببینن... پیشاپیش خیلی ممنون از کمک تون.

خودم به عنوان واسطه قرار شده کمک کنم پس نگران اعتماد کردن نباشین🤦🏻‍♀

6037997528622666

آیدی جهت اطلاعات بیشتر: @ablurrymind
💔103👍1
Forwarded from چتمارس. (‌میم.‌ په.)
داوود بیات.
👍87
Forwarded from خرمالوی سیاه
بگذارید قصه‌ی شعر " از خون جوانان وطن لاله دمیده" را که در هیئت معروف یزد خوانده‌اند با هم مرور کنیم.
مرد خانواده با حکومت مشکل دارد ولی زن و دخترش ناموس او هستند.
مرد خانواده با خرافات مخالف است، اما دخترش حق سکس خارج از ازدواج ندارد.
مرد خانواده معتقد به آزادی بیان است و دخترش را به‌زور شوهر می‌دهد.
مرد خانواده در عید نوروز بالای منبر می‌رود و درباره سیاست حرف می‌زند، اما زنش باید پذیرایی کند و در سخنان بزرگان شریک نشود.
مرد خانواده مخالف قتل ناموسی است، اما آنقدر آزار روحی می‌رساند که دخترش به قرص‌های اضطراب و افسردگی معتاد می‌شود.
مرد خانواده دلش برای جوانان وطن می‌سوزد اما فقط جوانان مردم.
مرد خانواده با حکومت مشکل دارد اما چادر اجباری زن و بچه آبروی اوست‌.
مرد خانواده نوحه می‌خواند و بلند بلند فریاد می‌زند: " از خون جوانان وطن لاله دمیده!"
اما همان موقع زن و دختر او در پستو و در آرامش عزاداری می‌کنند.
دخترش باید حجاب کند چون شهر مذهبی است‌.
زنش باید آسه برود و بیاید چون ازدواج یک سنت است و سنت و مذهب و در پستو ماندن بخشی از فرهنگ.
مردان یزدی فریاد می‌زنند از خون جوانان وطن لاله دمیده و زنان همان شهر به خاطر فرهنگ نباید بدون روسری قدم در گوشه‌گوشه شهر مذهبی یزد بگذارند و دخترانش حق ندارند برای تحصیل جای دیگر بروند.
مردان مذهبی شهر رفتار اعتراضی سیاسی می‌کنند و سیاست مردسالارانه را در خانه اجرا می‌کنند.
خوب است که نوحه‌ها به یاد جوانان مرده‌‌‌اند. اما امان از قربانیان زنده که آرام آرام می‌میرند.
👍159💔162
اگر کتاب کنکور انسانی دارید، به درد این بچه‌ها می‌خورد:

شرمین نادری:
«دوستان
با توجه به لیست درخواستی هر دست کتاب کنکور انسانی لااقل ۵میلیون تومن هزینه داره، از اونجایی که نمیتونیم برای تک‌تک بچه‌ها کتاب بخریم، کتابهای دست دوم و یک دست کتاب نو برای کتابخونه‌های روستایی میفرستیم و هرچه پولمون بیشتر باشه هم برای روستاهای بیشتری میفرستیم.
۰۲۱۸۸۸۹۹۲۶۵»
.
👍13
سلام و وقت به‌خیر؛

احتمالاً تا به حال متوجه سکوت طولانی‌مدت این کانال شدید. بعد از قیام ژینا و تمرکز محتوا روی مسائلی که به توجه فوری نیاز داشتند، برگشتن به خط سابق -که متمرکز بر مسائل نه چندان حساس امّا مهم و لازم، مثل مسائل جامعه‌ی LGBTQ+, زنان، محیط‌زیست و گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده بود- راحت نبود و احساس می‌کردیم اگر چیزی مستقیماً به شرایط حاضر ایران مربوط نمی‌شه، انتشارش درست نیست.

حالا با گذشت نزدیک به یک سال، فکر می‌کنیم فرصت خوبی باشه که به روند سابق این کانال برگردیم و راجع به چیزهایی صحبت کنیم که شاید به طور مستقیم به شرایط فعلی ربطی نداشته باشند امّا در فرهنگ‌سازی نقش مهمی دارند؛ چرا که مبارزه در خیابان خلاصه نمی‌شه و بالا بردن دانش فردی و اجتماعی (چیزی که جمهوری‌اسلامی همیشه چه آشکارا و چه پنهانی بر علیهش تلاش کرده) از مهم‌ترین ارکان هرانقلاب و جنبشیه. دیکتاتوری‌ها با تفرقه‌افکنی بین گروه‌های مختلف جامعه (زن‌ستیزی و کوئیرستیزی و نژادپرستی و غیره) به حکومت ادامه می‌دهند و دانش یکی از اصلی‌ترین سلاح‌هاییه که هرکسی می‌تونه داشته باشه و این دانش و دوری از تفکرات پوسیده‌ست که پلی می‌شه بین گروه‌های مختلف جامعه و مبارزات رو معنادارتر می‌کنه. و حتی اگر کسی تصمیم گرفته باشه که دیگه در مبارزه‌ای شرکت نکنه و یا اصلاً نتونه که شرکت کنه هم، این دانش به بهتر شدن خودش کمک می‌کنه.

در همین راستا، اگر مسئله‌ای هست که دوست دارید درباره‌اش صحبت بشه/سؤالی دارید؛ می‌تونید توی بات برامون بفرستید:
@pieulerbot

پی‌نوشت: پاسخگویی به خیلی از این‌ سؤال‌ها ممکنه نیاز به مثال‌هایی از غرب داشته باشه، یا برای آموزش خیلی از چیزها ممکنه به کشورهایی غیر از ایران و حکومت‌هایی غیر از جمهوری‌اسلامی نگاه کنیم، این به این معنا که دشمن اصلی رو از یاد بردیم نیست.

پی‌نوشت دوم: این مدل محتوا به خودمونی‌تر شدن این کانال و نزدیک‌تر شدنش به چیزی که قبلاً بود هم کمک می‌کنه که فکر می‌کنم برای همه بهتره.
102👍26
پلاکارد کم آوردیم. pinned «سلام و وقت به‌خیر؛ احتمالاً تا به حال متوجه سکوت طولانی‌مدت این کانال شدید. بعد از قیام ژینا و تمرکز محتوا روی مسائلی که به توجه فوری نیاز داشتند، برگشتن به خط سابق -که متمرکز بر مسائل نه چندان حساس امّا مهم و لازم، مثل مسائل جامعه‌ی LGBTQ+, زنان، محیط‌زیست…»
به مناسبت آخرین روز ماه آگاهی‌رسانی در رابطه با معلولیت (Disability Pride Month).

اخلاقی‌سازی خروج از خانه، معلول‌ستیزی و سرمایه‌داری: نگاهی کوتاه.

ما، به عنوان یه جامعه، عادت داریم تا به خروج از خونه ارزش مثبت نسبت بدیم؛ قضاوت اخلاقی‌ای که ریشه در دیدگاه‌های سرمایه‌دارانه نسبت به «کار کردن» و علاقه‌ی شدید سرمایه‌داری با «قدرت» داره.

سرمایه‌داری کارگران رو مجبور می‌کنه تا حضور در محل کار و سودمندی‌شون (در محل کار) رو مستقیماً به ارزش فردی‌شون پیوند بدن و باعث این باور می‌شه که کارگرانی که زمان کمتری در محیط‌هایی که در کنترل سرمایه‌داری هستن می‌گذرونن، ارزش کمتری دارن. این تفکر به ارزش اخلاقی‌ای که جامعه به خروج از خونه و حضور فعال در سرمایه‌داری داده شدت می‌بخشه.

نگاه کردن به خروج از خونه به عنوان چیز «برتر» با نیاز سرمایه‌داری به خروج مصرف‌کنندگان از خونه و در نتیجه «شرکت فعال داشتن در اقتصاد» بیشتر می‌شه و در نتیجه خونه تبدیل به «زندانی» می‌شه که فقط به واسطه‌ی رفتن به محل کار و یا دیگر مکان‌های سرمایه‌دار می‌تونیم ازش خارج بشیم. این تفکر در نتیجه باعث می‌شه تا افراد معلولی که با معلولیت‌های جسمی و یا روانی زندگی می‌کنند و به واسطه‌ی این معلولیت‌ها نمی‌تونن از خونه خارج شن (که خود این خارج نشدن هم گردن جامعه‌ایه که برای حضور افراد معلول ساخته نشده) و تعامل کمتری با سرمایه‌داری دارن رو «ذاتاً کمتر» ببینیم.

افراد معلول (خصوصاً افرادی که معلولیت‌های پنهان دارن)، بر اساس این تفکر غلط که «انتخاب» می‌کنن تا خونه بمونن قضاوت می‌شن. این قضاوت روی افراد معلول تأثیرات شخصی و اجتماعی داره. مثال‌هایی از تأثیرات شخصی (که البته به همین‌ها ختم نمی‌شن) شامل: ناراحتی دوستان از این‌که دوستانشون به «اندازه‌ی کافی» باهاشون زمان نمی‌گذرونن، قضاوت دوستان معلول برای کنسلی برنامه‌ها، قضاوت دوستان معلول به خاطر میزانی که از خونه خارج می‌شن، قضاوت به خاطر کار کردن از خانه (این مورد بعد از پاندمی کووید کمی بهتر شده) و این نگاه که معلولیت «بهانه»ست. مثال‌های سوگیری‌های اجتماعی/ساختاری شامل (امّا نه محدود به): تنبیه دانش‌آموزانی که از محل آموزش غیبت می‌کنند و «تنبل» دونستنشون، اخراج از محل کار به خاطر نیاز داشتن به چیزهایی که شاید افراد غیرمعلول به آن‌ها نیاز نداشته باشن و غیره.

معلول‌ستیزی مدرن محصول مستقیم سرمایه‌داری‌ست.

سرمایه‌داری ما رو مجبور می‌کنه تا انسان‌ها رو بر اساس قدرت مالی فعلی یا باالقوه‌شون ارزش‌گذاری کنیم. به این معنی که، فاکتورهای تعیین‌کننده‌ی کیفیت زندگی به طور مستقیم به کار و سودمندی گره خوردن و با وجود این‌که همه‌ی ما می‌دونیم که این سیستم برای زندگی انسان‌ها هیچ ارزشی قائل نیست، واضحه که با وجود این قوانین و ارزش‌گذاری‌ها، ارزش زندگی افراد معلول و نورودایورجنت حتی از معادل‌های غیرمعلول و نوروتیپیکالشون هم کمتره.
24👍16💔1
«این چند وقته یه سری حاشیه ها برای یه سری ادم های رده بالا داره درست میشه که صرفا دوست دارم یاداوری کنم موقع بازتاب اخبار لو رفته از رابطه فلان مقام کشور با یه مرد دیگه به ادبیاتتون دقت کنید.

تلخی خبر از جنس اینکه دولتی که به شدید ترین نحو افراد کوییر رو قتل عام و سرکوب میکنه خودش در بالاترین سطوحش افراد کوییر حضور دارن حتی درکش هم سخته

اما بازتابی که در حتی ادبیات ادم های اطراف خودمون هم میبینیم از جنس تحقیر و توهینیه که کل جامعه کوییر رو هدف قرار میده
وقتی میگی فلانی هم "لواطکار" درومد بعد یه قطار فحش پشتش ردیف میکنی حقیقتا فلانی رو خطاب قرار ندادی یک جامعه تحت شدید ترین سرکوب رو خطاب قرار دادی

من جزئی از جامعه کوییر نیستم و نمیدونم هم چقد تونستم منظورم رو خوب بیان کنم چون نوشتن ازش سخته واقعا اما جدی بگیرید اینو. این ادبیات و بازتاب این خبر ها واقعا مهمه که چه جوری باهاشون برخورد میکنید . سطحی ازش نگذرید و به ادم ها هم بگید که چرا نباید این شکلی این خبر رو بازتاب بدن. پیچیدگی خبر رو بررسی کنید. خیلی پیچیده تر از یه sex scandal در سطوح بالای دولتیه این خبر»

#ماهگذر
👍857
Forwarded from ㅤtemple of sekhmet
لطفا منتشر کنید: شهریار براتی‌نیا، زندانی سابق سیاسی، فعال حقوق بشر و کارگری جهت بازگرداندن و تحویل به مقامات جمهوری اسلامی ایران، صبح امروز سه شنبه، ۱ آگوست ۲۰۲۳ به مرز «دغوبایزید» ترکیه منتقل شد.

به گزارش فعالان حقوق بشری، آقای براتی‌نیا که پس از سپردن وثیقه سنگین موفق به رهایی موقت از زندان و خروج از کشور شده بود در کشور ترکیه زندگی می‌کرد.
بر اساس این گزارش، پلیس ترکیه پس از دستگیری براتی‌نیا علی‌رقم اعلام پناهندگی نام برده، اقدام به انتقال وی به مرز دغوبایزید جهت تحویل به مقامات جمهوری اسلامی ایران کرده است.

نهاد‌های حقوق بشری تاکید دارند که درصورت تحویل #شهریار_براتی‌نیا به ایران، جان وی درخطر خواهد بود.
👍21💔6
Forwarded from ㅤtemple of sekhmet
#شهریار_براتی_نیا در تیرماه ۱۴۰۰ توسط اطلاعات سنندج بازداشت شد و حدود یک ماه در آنجا مورد بازجویی قرار گرفت. سپس به پلاک صد شیراز منتقل کردند و در آنجا نیز حدود یک ماه توسط مامورین وزارت اطلاعات بازجویی شد. بعد از پلاک صد به مدت سه هفته در تهران مورد بازجویی قرار گرفت و بعد به یاسوج بازگردانده شد و با قرار بازداشت ۱۵ روزه تحویل زندان یاسوج گردید.
او به قید وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی تا زمان برپایی دادگاه نهایی به طور موقت آزاد شد.
اتهامهای این زندانی سیاسی به شرح زیر است:
۱_تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران
۲-تحریک و ترغیب افراد به انجام اعمال خشونت آمیز از طریق فضای مجازی
👍4💔2
Forwarded from ㅤtemple of sekhmet
«تولدها را نمی‌بینم، در سوگ و وصلت نمی‌توانم شرکت کنم. در صلح و شور نمی‌توانم شرکت کنم. هرکسی دوبار برایم می‌میرد؛ یکبار وقتی زنده‌ است و دیگر نمی‌بینمش، یکبار وقتی به زیر خاک می‌رود. من شیون هزار انسان زنده‌ام که هنوز خاک نشده‌اند.»
از اینستاگرام شهریار، ۲۳ مه.
💔29
پلاکارد کم آوردیم.
در طول این مدتی که فعالیت «عادی» کانال متوقف شده بود، مناسبت‌هایی بودن که تاریخچه‌های دونستنی و مهمی دارن امّا ازشون صحبت نکردیم، برای مثال:
نگاهی کوتاه بر تاریخچه‌ی روز جهانی زنان (۸ مارس)

علی‌رغم تبدیل شدن روز جهانی زنان به یک چیز نمایشی در سال‌های اخیر، این روز مانند اکثر مناسبت‌هایی که در طول سال «جشن» گرفته می‌شوند تاریخچه‌ی رادیکالی دارد.

تاریخچه‌ی طولانی این روز که به واسطه‌ی نگاه لیبرال فعلی به فمنیسم و حقوق زنان گم شده، روز هشتم مارس سال ۱۸۵۷ میلادی در نیویورک، آمریکا شروع شده و بیش از نیم قرن بعد در روسیه «بزرگ‌ترین انقلاب قرن بیستم» رو جرقه زده.

روز هشتم مارس ۱۸۵۷ کارگران یک کارخانه‌ی پارچه‌بافی در نیویورک در اعتراض به شرایط خطرناک کار، روزهای طولانی و حقوق بسیار پایین دست به اعتصاب زدن؛ این اعتصاب با سرکوب پلیس مواجه شد و تعداد زیادی کارگر دستگیر شدند. ۵۲ سال بعد، در مارس سال ۱۹۰۹، ۱۴۰ کارگر جوان در یک کارخانه‌ی پارچه‌بافی در نیویورک زنده زنده سوزانده شدند چون شرایط غیرانسانی کارخانه جلوی فرار به موقعشون رو گرفت. این آتش‌سوزی منجر به اعتصاب ۳۰ هزار کارگر پارچه‌بافی در دیگر کارخانه‌های نیویورک شد و ادامه‌ی این اعتصابات علی‌رغم تمام سرکوب‌ها بود که باعث شد تا کارگران حمایت دانشجویان، سافرجت‌ها (فعالین حقوق زنان و خواستاران حق رأی)، سوسیالیست‌ها و دیگر افراد از طبقات مختلف جامعه رو به دست بیارن.

چندسال بعد (اوایل ۱۹۱۲) در شهر لارنس، ایالت ماساچوست اعتصابات «نان و رزها/Bread and Roses» شروع شدن. در طی این اعتصابات کارگران پارچه‌باف از شعار «نان و رزها» استفاده کردن تا درخواست‌هاشون برای افزایش حقوق و شرایط کاری انسانی‌تر رو به گوش سرمایه‌داران برسونن. در طول این جنبش (که حدود دو ماه به طول انجامید)، کمیته‌ی اعتصاب مهدکودک‌ها و آشپزخانه‌هایی رو برای کودکان کارگران زن تدارک دید تا زنان هم بتونن در جنبش حضور فعال داشته باشن. انجمن بین‌المللی «کارگران صنعتی/Industrial Workers of the World» جلسات آموزشی مخصوص کودکان برگزار کرد تا بهشون توضیح بده چرا مادران پدرانشون دست به اعتصاب زدن. وقتی که اعتصابات ادامه‌دار شدن، خانواده‌هایی در شهرهای دیگه برای نشون دادن حمایتشون از کارگران، سرپرستی موقت کودکان رو پذیرفتن. قطار اولی که از شهر لارنس خارج شد حامل ۱۲۰ کودک بود؛ هنگام خروج قطار دوم، پلیس به زنان و کودکان سوار قطار حمله کرد. خبر این حمله به روزنامه‌ها و کنگره در سطح کشوری راه پیدا کرد و باعث بالا رفتن توجه به اعتصابات شد.

دو سال قبل از این اتفاقات، در اوت ۱۹۱۰ در دومین کنفرانس بین‌المللی زنان سوسیالیست در کپنهاگ (دانمارک)، کلارا زتکین از آلمان پیشنهاد داد تا هرساله روز جهانی زنان به یاد کارگران زن معتصب (لازم به ذکره که این زنان اکثراً سیاه‌پوست، لاتین و یا بومی آمریکا بودند) علیه سرمایه‌داری در مارس جشن گرفته بشه.

حدفاصل ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۴ روز جهانی زنان در اکثر کشورهای اروپایی در روزی از مارس (نه لزوماً هشتم) جشن گرفته می‌شد، تا این‌که در سال ۱۹۱۴ زنان سوسیالیست‌ آلمانی، روس و سوئدی توافق کردن تا هشتم مارس به عنوان روز جهانی زنان شناخته بشه. سه سال بعد، در روز هشتم مارس ۱۹۱۷، کارگران زن کارخانه‌ی پارچه‌بافی پتروگراد (سن‌پترزبورگ) با شعار «نان، صلح، آزادی» به خیابان رفتن (این شعار امروزه هم توسط زنان افغانستانی به صورت «نان، کار، آزادی» استفاده می‌شه) تا برعلیه شرایط کاری غیرانسانی خودشون اعتراض کنن. این اعتصاب و تجمع جرقه‌ی شروع انقلاب روسیه بود که در اکتبر همان سال به سرانجام رسید.

روز جهانی زنان یک مثال خوب از تقاطع مشکلاتی‌ست که طبقه‌ی اجتماعی و جنسیت به همراه دارند و نشان می‌دهد که براندازی مردسالاری و سرمایه‌داری (برخلاف تصور عموم -خصوصاً مردهای سیس‌جندر چپ‌گرا-) دو مشکل جدا از هم نیستند.

منبع اصلی: کتاب Bread and Roses: Gender and Class Under Capitalism نوشته‌ی آندریا داتاری (متأسفانه این کتاب ترجمه‌ی فارسی ندارد، فایل انگلیسی)
20👍3
می‌دونید یه مشکل بزرگی که متأسفانه هنوز هم در اطرافمون و حتی در نسل جوان‌تر که دسترسی بیشتری به منابع دارن هست، اینه که هنوز هم فکر می‌کنیم باید مسائل رو اولویت‌بندی کنیم و اگر تمرکزمون روی چیزی باشه که «به نظر ما» مهم نیست، دیگه نمی‌تونیم به چیزهای که «به نظر ما» مهم هستن رسیدگی کنیم.

تا قبل از قیام ژینا، حجاب اجباری مسئله‌ی مهمی نبود، مشکلات «بزرگ‌تر» داشتیم، «مردم نون ندارن بخورن به فکر حجابی؟» تا این‌که ژینا به قتل رسید و بزرگی مشکل به چشم خیلی‌ها که قبلاً تکذیبش می‌کردن اومد. پای حق زن که از «بهار آزادی» تا به امروز جاش خالی بود (اشاره به شعار «در بهار آزادی، جای حق زن خالی» که در راهپیمایی زنان -و اقلیت‌های جنسیتی که بهشون اشاره‌ای نمی‌شه- ایرانی در مارس ۱۹۷۹ مصادف با اسفند ۱۳۵۷ داده شد) به محفل «روشن‌فکری» باز شد و آگاهی عموم بالا رفت.

امّا متأسفانه حقوق افراد کوئیر و ترنس هنوز هم تقریباً همونجاییه که قبل از قیام بود، شاید آگاهی کلی بیشتر شده باشه، امّا هنوز هم «اولویت» نیست.

خیلی‌ها فکر می‌کنن این‌که افراد با چه ضمایری خطاب شن در خاورمیانه اهمیتی نداره و ما مشکلات «بزرگ‌تری» داریم. قتل ناموسی به عنوان یکی از این مشکلات بزرگ‌تر نامیده می‌شه امّا به این‌که افراد کوئیر و ترنس هم در خطر قتل ناموسی هستند اشاره نمی‌شه (همین دو سال پیش بود که علیرضا فاضلی منفرد ۲۰ ساله توسط برادر ناتنی و پسرعمویش به «جرم هم‌جنس‌گرایی» قتل رسید. علیرضاهای بیشتری هستند که ما هیچ‌وقت اسمشون رو نخواهیم دونست). حقوق افراد کوئیر و ترنس هیچ‌جای دنیا هم مسئله نباشه (که هست)، در خاورمیانه و زیر طوق جمهوری‌اسلامی قطعاً هست. سالانه تعداد خیلی زیادی از این افراد به طور مستقیم و یا غیرمستقیم توسط جمهوری‌اسلامی به قتل می‌رسن. مستقیم مثل وقتی که آبان‌ها و خورشیدها اعدام شدند و ساره همدانی‌ها و الهام چوبدارها زندانی و غیرمستقیم هم تمام دفعاتی که در خانه و در خیابان به افراد کوئیر و ترنس حمله می‌شه و کسی برای محافظت ازشون نیست و ذره‌ای حق انسانی ندارند. هرساله تعداد زیادی فرد کوئیر و ترنس جان خودشون رو می‌گیرن چون راه دیگری جلوی پاشون نیست، چون می‌دونن شانس زندگی در بدن خودشون با هویت خودشون رو ندارن و حالا حالا نخواهند داشت. چون توسط دوستان و خانواده و جامعه طرد می‌شن. مردان ترنس و افراد نان‌باینری (دارای جنسیت غیردوگانه) که با بدن منتسب به زنان متولد شدن مجبور به تحمل حجاب اجباری هستند و اگر بدون داشتن مجوز بدون حجاب در خیابان‌ها تردد کنن جان و آزادی‌شون رو ریسک کردن (افراد نان‌باینری که اصلاً به رسمیت شناخته نمی‌شن و نمی‌تونن برای دریافت این مجوز اقدام کنن). زنان ترنس برای این‌که باور بشن و جراحی‌ها و تغییر نام و غیره‌شون توسط پزشک تأیید بشه باید به حجاب اجباری تن بدن، اگر ابراز علاقه نکنن و نپذیرنش «زن نیستند» چون زن باید حجاب داشته باشه!

خلاصه که، سرتون رو بیشتر از این درد نمی‌آرم، فقط خوبه که بدونیم خواستار حقوق اولیه‌ی انسانی بودن نه چپ‌گرایی افراطیه و نه روشن‌فکری بیش‌ازحد. تمام افراد حق امنیت دارند، خصوصاً افراد کوئیر و ترنس. اگر سرکوب‌شده‌ترین قشر جامعه (که در تمام جوامع افراد ترنس و کوئیر در این قشر قرار می‌گیرن) به حقوق اولیه خودش برسه و آزاد باشه، تمام دیگر اقشار آزاد خواهند بود. هیچ‌ مشکلی بر مشکل دیگه اولویت نداره و حقوق انسانی غرب و شرق و خاورمیانه و خاور نزدیک و خاور دور نمی‌شناسن. تا همه آزاد نباشند هیچ‌کس آزاد نخواهد بود.

«ژن، ژیان، ئازادی
کوئیر، ترنس، رهایی»
👍9015💔10
Forwarded from Jeqne / ژەقنە
رژیم اعدام و آتش و شکنجە همزمان کە جنگلهای مریوان را ماههاست بە آتش کشیدە پنج اکولوژیست اهل این شهر را هم دستگیر کردە است.
چندین اکولوژیست نیز تا کنون و در تلاش برای خاموش کردن آتش جنگلها زخمی و بە بیمارستان منتقل شدەاند.

#SaveKurdistanNature

https://twitter.com/MaryamKurdistan/status/1687873464672145410

@jeqnemut
💔30👍1