Parvaze Ghooha
Alireza Ghorbani & Alireza Afkari
چقدر غم شمردیم
چقدر دل سپردیم
پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم.
خوشی دورمون زد
بلا دورمون گشت
غمامو بغل کن، شاید خنده برگشت.
چقدر دل سپردیم
پریدیم و هر بار به دیوار خوردیم.
خوشی دورمون زد
بلا دورمون گشت
غمامو بغل کن، شاید خنده برگشت.
Forwarded from قشاع. (Diaco)
و در نهایت؛ خدا ساکت تر از آن بود که انتظارش را داشتم.
چرا از اینجا بیرون نزدی؟
دلم نمیخواد بگم چون اینجا خونمه. من اینجا بیشتر از هرجای دیگه ای غریبهام، بیشتر از هرجای دیگهای آوارهام؛ میخوام بگم خانوادم. خانوادم که دل نکندن. منم نتونستم از اونا دل بکنم.
تنهایی. از اینکه تنها از اینجا برم میترسم. تکو تنها بودن تو جایی که از هر غریبه ای غریبه ترم میترسم.
دلم میخواد کسی باشه که کنار هم بمونیم. با هم بریم و دیگه برنگردیم
دلم نمیخواد بگم چون اینجا خونمه. من اینجا بیشتر از هرجای دیگه ای غریبهام، بیشتر از هرجای دیگهای آوارهام؛ میخوام بگم خانوادم. خانوادم که دل نکندن. منم نتونستم از اونا دل بکنم.
تنهایی. از اینکه تنها از اینجا برم میترسم. تکو تنها بودن تو جایی که از هر غریبه ای غریبه ترم میترسم.
دلم میخواد کسی باشه که کنار هم بمونیم. با هم بریم و دیگه برنگردیم
هی خون دماغ میشم بعد راه تنفسیم گیر میکنه میام درستش کنم اسپر میزنم باز خون میاد