Forwarded from 𝄃𝄃𝄂𝄂𝄀𝄁𝄃𝄂𝄂𝄃
💥و ضعیت دین و مسلمانی در آمریکا
✅دکتر سید صادق حقیقت استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید قم که یکسال برای فرصت مطالعاتی در آمریکا به سر می برد در گفتگو با شفقنا از مشاهدات خود درباره نگاه به دین و مسلمانان ساکن آمریکا می گوید:🔻
🔹مجموعاً حدود ۳۱۰۰ مسجد و مرکز اسلامی در آمریکا وجود دارد، ۵۲۵ مرکز در ایالت کالیفرنیا، ۵۰۷ مرکز در نیویورک و ۳۰۲ مرکز در تگزاس است بنابراین پراکندگی مراکز اسلامی وابسته به نوع ایالت و پراکندگی مسلمانان در این ایالت هاست، شاید بتوان گفت که حدود ۲/۱ میلیون ایرانی در آمریکا زندگی می کنند که اکثر آنها در ایالت کالیفرنیا هستند و به خاطر این تجمع، مراکز اسلامی در کالیفرنیا بیش از ایالت های دیگر است، ایالت هایی مانند فلوریدا، مسلمانان و ایرانیان کمتری دارد و مراکز اسلامی در آنها کمتر هستند؛ تعداد کل مسلمانان در آمریکا کاملاً مشخص نیست و ادعای دو میلیون تا ۱۰ یا دوازده میلیون شده، ولی اوباما گفته تعداد مسلمانان در آمریکا ۷ میلیون نفر است که می شود ۲ درصد جمعیت آمریکا.
🔹رشد جمعیت مسلمانان در آمریکا و کل غرب بیش از رشد مسیحیان هست، علت آن هم مشخص است که مسلمانان به فرزندآوری اعتقاد دارند، خصوصا کسانی مانند افغانستانی ها و پاکستانی ها چهار تا پنج فرزند می آورند، اما بسیاری از خانواده های غربی فرزند ندارند و بسیاری هم تک فرزند هستند. جامعه آمریکا مذهبی تر از جامعه اروپاست. دینداری در اروپا حدود ۵۰ درصد و در آمریکا حدود ۷۰ درصد است. علاوه بر آن نهاد خانواده در آمریکا قوی تر از اروپاست.
🔹دو مساله متضاد در آمریکا وجود دارد، یک مساله اینکه بی دینی در حال رشد است و روی دیگر سکه این است که دینداری هم در حال رشد است، چطور این دو مساله با هم جمع می شوند، به این صورت که صورت کلی جامعه به شکل بی دینی پیش می رود، مظاهر بی دینی در جهان روبه افزایش است، مانند مساله هم جنس گرایی و حتی مساله عدم اعتقاد به خداوند، ولی در عین حال دینداری هم در بین قشری از مردم روبه افزایش است، من برای این دو ادعا دو مثال می زنم، مثال اول اینکه گروهی با عنوان SBNR منظور این است که Spiritual but not religious آنها گروهی هستند که حتی روی ماشین خود هم این اصطلاح را به صورت مخفف درج می کنند که ما معنویت گرا هستیم، اما مذهبی نیستیم، پدیده ای است در غرب که احساس می کنند می توان معنویت گرا بود، ولی مذهبی نبود؛ همین که امید و عشق به هم نوع خود داشته باشید. کافی است؛ مثال دیگر برای این مساله، رشد همجنس گرایی و عدم توجه به ارزش خانواده است.
🔹از طرف دیگر علاقه مندان به ادیان ابراهیمی و خصوصاً دین اسلام، بسیار زیاد هستند، مثالی که به شکل خاص در مدت زمان ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ در آمریکا با آن برخورد کردم، شخصی بود به نام هـیوستن اسمیت که در همین مدت با فوت او مواجه بودیم، هـیوستن اسمیت استاد دانشگاه MIT، چینی تبار و با سابقه تدریس ۱۵ ساله در این دانشگاه بود، ایشان اصالتاً مسیحی و پروتستان و معتقد به متدیسم بود، هـیوستن اسمیت از اشخاصی است که تمایل بسیاری به مسایل معنوی داشت و به اسلام هم علاقه مند بود، نکته جالب این است که ایشان با زبان عربی آشنا شده و با اینکه مسیحی بود، پنج بار نماز به زبان عربی می خواند؛ و باز نکته جالب اینکه کسی که ترجمه ای از چند پاراگراف کتاب “طوبای محبت” حاج اسماعیل دولابی به ایشان ارایه کرده، می گوید که وقتی ایشان این جمله را شنید، شادی کودکانه ای به او دست داد، او به هر حال مسلمان نشد، ولی به اسلام علاقه مند بود و در سال ۲۰۱۷ فوت کرد، اشخاص دیگری هم مانند ابراهیم گومار هستند که آنها مسلمان شدند و حج به جا آوردند و مثنوی و دیوان حافظ را به انگلیسی ترجمه کردند🔺
🌺کانال فرهنگی؛ اخلاقی دواک🔻
🆔 @davaok
✅دکتر سید صادق حقیقت استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید قم که یکسال برای فرصت مطالعاتی در آمریکا به سر می برد در گفتگو با شفقنا از مشاهدات خود درباره نگاه به دین و مسلمانان ساکن آمریکا می گوید:🔻
🔹مجموعاً حدود ۳۱۰۰ مسجد و مرکز اسلامی در آمریکا وجود دارد، ۵۲۵ مرکز در ایالت کالیفرنیا، ۵۰۷ مرکز در نیویورک و ۳۰۲ مرکز در تگزاس است بنابراین پراکندگی مراکز اسلامی وابسته به نوع ایالت و پراکندگی مسلمانان در این ایالت هاست، شاید بتوان گفت که حدود ۲/۱ میلیون ایرانی در آمریکا زندگی می کنند که اکثر آنها در ایالت کالیفرنیا هستند و به خاطر این تجمع، مراکز اسلامی در کالیفرنیا بیش از ایالت های دیگر است، ایالت هایی مانند فلوریدا، مسلمانان و ایرانیان کمتری دارد و مراکز اسلامی در آنها کمتر هستند؛ تعداد کل مسلمانان در آمریکا کاملاً مشخص نیست و ادعای دو میلیون تا ۱۰ یا دوازده میلیون شده، ولی اوباما گفته تعداد مسلمانان در آمریکا ۷ میلیون نفر است که می شود ۲ درصد جمعیت آمریکا.
🔹رشد جمعیت مسلمانان در آمریکا و کل غرب بیش از رشد مسیحیان هست، علت آن هم مشخص است که مسلمانان به فرزندآوری اعتقاد دارند، خصوصا کسانی مانند افغانستانی ها و پاکستانی ها چهار تا پنج فرزند می آورند، اما بسیاری از خانواده های غربی فرزند ندارند و بسیاری هم تک فرزند هستند. جامعه آمریکا مذهبی تر از جامعه اروپاست. دینداری در اروپا حدود ۵۰ درصد و در آمریکا حدود ۷۰ درصد است. علاوه بر آن نهاد خانواده در آمریکا قوی تر از اروپاست.
🔹دو مساله متضاد در آمریکا وجود دارد، یک مساله اینکه بی دینی در حال رشد است و روی دیگر سکه این است که دینداری هم در حال رشد است، چطور این دو مساله با هم جمع می شوند، به این صورت که صورت کلی جامعه به شکل بی دینی پیش می رود، مظاهر بی دینی در جهان روبه افزایش است، مانند مساله هم جنس گرایی و حتی مساله عدم اعتقاد به خداوند، ولی در عین حال دینداری هم در بین قشری از مردم روبه افزایش است، من برای این دو ادعا دو مثال می زنم، مثال اول اینکه گروهی با عنوان SBNR منظور این است که Spiritual but not religious آنها گروهی هستند که حتی روی ماشین خود هم این اصطلاح را به صورت مخفف درج می کنند که ما معنویت گرا هستیم، اما مذهبی نیستیم، پدیده ای است در غرب که احساس می کنند می توان معنویت گرا بود، ولی مذهبی نبود؛ همین که امید و عشق به هم نوع خود داشته باشید. کافی است؛ مثال دیگر برای این مساله، رشد همجنس گرایی و عدم توجه به ارزش خانواده است.
🔹از طرف دیگر علاقه مندان به ادیان ابراهیمی و خصوصاً دین اسلام، بسیار زیاد هستند، مثالی که به شکل خاص در مدت زمان ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ در آمریکا با آن برخورد کردم، شخصی بود به نام هـیوستن اسمیت که در همین مدت با فوت او مواجه بودیم، هـیوستن اسمیت استاد دانشگاه MIT، چینی تبار و با سابقه تدریس ۱۵ ساله در این دانشگاه بود، ایشان اصالتاً مسیحی و پروتستان و معتقد به متدیسم بود، هـیوستن اسمیت از اشخاصی است که تمایل بسیاری به مسایل معنوی داشت و به اسلام هم علاقه مند بود، نکته جالب این است که ایشان با زبان عربی آشنا شده و با اینکه مسیحی بود، پنج بار نماز به زبان عربی می خواند؛ و باز نکته جالب اینکه کسی که ترجمه ای از چند پاراگراف کتاب “طوبای محبت” حاج اسماعیل دولابی به ایشان ارایه کرده، می گوید که وقتی ایشان این جمله را شنید، شادی کودکانه ای به او دست داد، او به هر حال مسلمان نشد، ولی به اسلام علاقه مند بود و در سال ۲۰۱۷ فوت کرد، اشخاص دیگری هم مانند ابراهیم گومار هستند که آنها مسلمان شدند و حج به جا آوردند و مثنوی و دیوان حافظ را به انگلیسی ترجمه کردند🔺
🌺کانال فرهنگی؛ اخلاقی دواک🔻
🆔 @davaok
روزگار کودکی یادش بخیر
چابکی و زیرکی یادش بخیر
یاد آن ایام آسایش بخیر
یاد آن دلهای بی خواهش بخیر
یاد آن حوض ودرختان حیاط
آب بازیهایمان یادش بخیر
یاد بازی کردن درکوچه ها
مک زدن بربسته ی آلوچه ها
یاد آهنگ کمان* پنبه زن
برفهای پنبه ای یادش بخیر
یاد سرمشق معلم هایمان
صفحه های زرد دفترهایمان
دفترکاهی، مداد پرچمی
آن تراش آهنی یادش بخیر
یاد زنگ ساعت شماطه دار
بوی پول عیدی وشوق بهار
یاد تابستان گرم وباصفا
یاد آن همسایه های بی ریا
در سر کوچه ،فشاری* های آب
کوچه ی زیبایمان یادش بخیر
برف انبوه و زمستان های سرد
سرسره های یخی یادش بخیر
چارشنبه سوری وقاشق زنی
بوته های شعله ور یادش بخیر
رفته ایام و گذشته کودکی
مانده در خاطرصفای کودکی
چون که رسم زندگی باشد عبور
کودکی! ما نیز گشتیم ازتو دور
خوشترین ایام، ایام تو بود
کودکی بر روز وشب هایت درود
شعر از مجید بوربور
کمان پنبه زن: وسیله ی حلاجی پنبه و پشم که پیشتر در تهران بصورت دوره گرد به خانه ها برای انجام کار مراجعه می کردند وصدای مخصوصی داشت.
فشاری آب:یک نوع شیر آب آشامیدنی بود که در برخی محلات که آب لوله کشی به آنجا نرفته بود، در سر هر چند کوچه نصب وآب آشامیدنی از آن برداشت می شد. از نظر ظاهر شبیه شیرهای آب آتش نشانی فعلی بود ولی دو دگمه روی آن وجود داشت که با فشردن آنها آب از شیر خارج میشد.
سلامت باشید
چابکی و زیرکی یادش بخیر
یاد آن ایام آسایش بخیر
یاد آن دلهای بی خواهش بخیر
یاد آن حوض ودرختان حیاط
آب بازیهایمان یادش بخیر
یاد بازی کردن درکوچه ها
مک زدن بربسته ی آلوچه ها
یاد آهنگ کمان* پنبه زن
برفهای پنبه ای یادش بخیر
یاد سرمشق معلم هایمان
صفحه های زرد دفترهایمان
دفترکاهی، مداد پرچمی
آن تراش آهنی یادش بخیر
یاد زنگ ساعت شماطه دار
بوی پول عیدی وشوق بهار
یاد تابستان گرم وباصفا
یاد آن همسایه های بی ریا
در سر کوچه ،فشاری* های آب
کوچه ی زیبایمان یادش بخیر
برف انبوه و زمستان های سرد
سرسره های یخی یادش بخیر
چارشنبه سوری وقاشق زنی
بوته های شعله ور یادش بخیر
رفته ایام و گذشته کودکی
مانده در خاطرصفای کودکی
چون که رسم زندگی باشد عبور
کودکی! ما نیز گشتیم ازتو دور
خوشترین ایام، ایام تو بود
کودکی بر روز وشب هایت درود
شعر از مجید بوربور
کمان پنبه زن: وسیله ی حلاجی پنبه و پشم که پیشتر در تهران بصورت دوره گرد به خانه ها برای انجام کار مراجعه می کردند وصدای مخصوصی داشت.
فشاری آب:یک نوع شیر آب آشامیدنی بود که در برخی محلات که آب لوله کشی به آنجا نرفته بود، در سر هر چند کوچه نصب وآب آشامیدنی از آن برداشت می شد. از نظر ظاهر شبیه شیرهای آب آتش نشانی فعلی بود ولی دو دگمه روی آن وجود داشت که با فشردن آنها آب از شیر خارج میشد.
سلامت باشید
Forwarded from Sharif Lakzaei (sharif lakzaei)
🔸 انتشار کتاب
🖊 اخلاق و ادب سیاست از منظر حکمت متعالیه
🔹 نوشته محمدحسن روزبه
🔸به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، این کتاب بخشی از رساله دکترای محمد حسن روزبه در دانشگاه باقرالعلوم(ع) است که:
🔹 اولا پاسخی است به کسانی که معتقدند ملاصدرا فاقد یک نظریه سیاسی یا فلسفه سیاسی ابداعی و خلاقانه است. ثانیا پاسخ به کسانی است که با برداشت های غلط از ملاصدرا او را تا مرز تکفیر پیش می برند.
🔹ثالثا متن آموزشی خوب و جامعی برای علاقه مندان به آثار ملاصدرا و به طور خاص دانش پژوهان حوزه اخلاق و سیاست و رابطه این دو است.
🔹رابعا معیار ارزشمندی برای ارزیابی نظامات سیاسی و حتی اقتصادی است، اینکه آنها در چه مرتبه ای از اخلاق سیاسی اند، دنیه، متعادله و یا متعالیه. خامسا به دلیل قابلیت تفاسیر مختلف، متن مناسبی برای انجام گفتگو بین مفسران متفاوت است.
🔸کتاب اخلاق و ادب سیاست از منظر حکمت متعالیه توسط انتشارات امیرکبیر در سال ۹۶ منتشر شده است.
@shariflakzaei
🖊 اخلاق و ادب سیاست از منظر حکمت متعالیه
🔹 نوشته محمدحسن روزبه
🔸به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، این کتاب بخشی از رساله دکترای محمد حسن روزبه در دانشگاه باقرالعلوم(ع) است که:
🔹 اولا پاسخی است به کسانی که معتقدند ملاصدرا فاقد یک نظریه سیاسی یا فلسفه سیاسی ابداعی و خلاقانه است. ثانیا پاسخ به کسانی است که با برداشت های غلط از ملاصدرا او را تا مرز تکفیر پیش می برند.
🔹ثالثا متن آموزشی خوب و جامعی برای علاقه مندان به آثار ملاصدرا و به طور خاص دانش پژوهان حوزه اخلاق و سیاست و رابطه این دو است.
🔹رابعا معیار ارزشمندی برای ارزیابی نظامات سیاسی و حتی اقتصادی است، اینکه آنها در چه مرتبه ای از اخلاق سیاسی اند، دنیه، متعادله و یا متعالیه. خامسا به دلیل قابلیت تفاسیر مختلف، متن مناسبی برای انجام گفتگو بین مفسران متفاوت است.
🔸کتاب اخلاق و ادب سیاست از منظر حکمت متعالیه توسط انتشارات امیرکبیر در سال ۹۶ منتشر شده است.
@shariflakzaei
📝زبان اخلاق کاربردی تلخ است.
رشته اخلاق کاربردی برای این تآسیس شده که بر روی مسائل، مشکلات، آسیب ها و کاستی های اخلاقی چراغ بیاندازد. به عبارتی اخلاق کاربردی کارش این است که همواره نیمه خالی لیوان اخلاق را ببیند. به همین دلیل است که زبان این رشته زبان انتقاد از وضعیت موجود است؛ هیچگاه به وضعیت موجود راضی نیست و همیشه به دنبال وضعیتی مطلوب می گردد که متفاوت و بهتر از وضعیت موجود است.
این واقعیت سبب می شود که دو خطر در کمین اندیشمندان و پژوهشگران این رشته باشد:
✅خطر نخست آنکه ممکن است در اثر عادت به دیدن نقاط منفی و نیمه های خالی لیوان، به حالتی از بدبینی یا همان سوء ظن اخلاقی گرفتار شویم که خود رذیلتی بیمارگونه است.
✅خطر دوم اینکه زبان انتقاد برای کسان یا وضعیت هایی که از آنها انتقاد می کنیم زبانی تلخ و ناگوار است. اساساً به نظر می رسد که نوع آدمیان از انتقاد گریزان هستند و آن را نوعی عبیب جویی یا دخالت در کارشان تلقی می کنند. این تلخی سبب می شود که عالمان اخلاق کاربردی گاه هزینه های سنگینی بپردازند و با مقاومت ها، ناملایمات و حتی سنگ اندازی و خطرسازی هایی مواجه شوند.
🖌یک اندیشمند و پژوهشگر اخلاق کاربردی بایستی از این دو خطر آگاه باشد. با این آگاهی می توانیم ازخطر نخست پیش گیری کنیم تا اتفاق نیافتد؛ ولی از خطر دوم نمی توان پیشگیری کرد. نسبت به این خطر بایستی از پیش، آمادگی و تمرین مواجهه و رویارویی داشته باشیم و بدانیم که پیشرفت اخلاقی فرد و جامعه بدون انتقاد از وضعیت موجود ممکن نیست. محال است فرد، گروه یا جامعه ای بدون دیدن کاستی های اخلاقی خود، به اصلاح، بهبود و پیشرفت اخلاقی دست یافته باشد. تاریخ اخلاق کاربردی پر است از نمونه آدم های دلسوزی که گاه برای اصلاح یک حکم اخلاقی در اذهان جامعه خویش، سالها مرارت کشیده اند و در این راه از نثار مال، جان و آبروی خویش دریغ نکرده اند. شیرینی قصه اینجاست که به لطف حق و به لطف حقانیت درستی و درستکاری، آخر این شاهنامه همیشه خوش رقم خورده است و آیندگان طعم شیرین پیشرفت اخلاقی را چشیده اند.
#اخلاق_کاربردی
#روش_انتقادی
#دشواری_پژوهش
رشته اخلاق کاربردی برای این تآسیس شده که بر روی مسائل، مشکلات، آسیب ها و کاستی های اخلاقی چراغ بیاندازد. به عبارتی اخلاق کاربردی کارش این است که همواره نیمه خالی لیوان اخلاق را ببیند. به همین دلیل است که زبان این رشته زبان انتقاد از وضعیت موجود است؛ هیچگاه به وضعیت موجود راضی نیست و همیشه به دنبال وضعیتی مطلوب می گردد که متفاوت و بهتر از وضعیت موجود است.
این واقعیت سبب می شود که دو خطر در کمین اندیشمندان و پژوهشگران این رشته باشد:
✅خطر نخست آنکه ممکن است در اثر عادت به دیدن نقاط منفی و نیمه های خالی لیوان، به حالتی از بدبینی یا همان سوء ظن اخلاقی گرفتار شویم که خود رذیلتی بیمارگونه است.
✅خطر دوم اینکه زبان انتقاد برای کسان یا وضعیت هایی که از آنها انتقاد می کنیم زبانی تلخ و ناگوار است. اساساً به نظر می رسد که نوع آدمیان از انتقاد گریزان هستند و آن را نوعی عبیب جویی یا دخالت در کارشان تلقی می کنند. این تلخی سبب می شود که عالمان اخلاق کاربردی گاه هزینه های سنگینی بپردازند و با مقاومت ها، ناملایمات و حتی سنگ اندازی و خطرسازی هایی مواجه شوند.
🖌یک اندیشمند و پژوهشگر اخلاق کاربردی بایستی از این دو خطر آگاه باشد. با این آگاهی می توانیم ازخطر نخست پیش گیری کنیم تا اتفاق نیافتد؛ ولی از خطر دوم نمی توان پیشگیری کرد. نسبت به این خطر بایستی از پیش، آمادگی و تمرین مواجهه و رویارویی داشته باشیم و بدانیم که پیشرفت اخلاقی فرد و جامعه بدون انتقاد از وضعیت موجود ممکن نیست. محال است فرد، گروه یا جامعه ای بدون دیدن کاستی های اخلاقی خود، به اصلاح، بهبود و پیشرفت اخلاقی دست یافته باشد. تاریخ اخلاق کاربردی پر است از نمونه آدم های دلسوزی که گاه برای اصلاح یک حکم اخلاقی در اذهان جامعه خویش، سالها مرارت کشیده اند و در این راه از نثار مال، جان و آبروی خویش دریغ نکرده اند. شیرینی قصه اینجاست که به لطف حق و به لطف حقانیت درستی و درستکاری، آخر این شاهنامه همیشه خوش رقم خورده است و آیندگان طعم شیرین پیشرفت اخلاقی را چشیده اند.
#اخلاق_کاربردی
#روش_انتقادی
#دشواری_پژوهش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واکنش مردم به شنیدن آوای قرآن در خیابانهای آمریکا.
اخلاق کاربردی از شما می خواهد که با واکنش خودتان مقایسه کنید!
اخلاق کاربردی از شما می خواهد که با واکنش خودتان مقایسه کنید!
👆👆به دوستان عزیز دانشجو، پیشنهاد می شود طوری برنامه ریزی کنند که بتوانند حتما شرکت کنند.👆👆
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روزها به محیط زیست کشورهای پیشرفته ای که سفر کرده ام بسیار فکر می کنم. مقایسه پاکیزگی، شادابی و سلامت محیط زیست و به تبع آن، آرامش اخلاقی شهروندان آن کشورها با وضعیتی که در ایران داریم، رنجم میدهد
📝پارک صفائیه قم!
پارکی که مسئولین شهر، سال به سال همت بیشتری به تخریب آن می گمارند! شهروندان قمی هم که اغلب یا عالمان حوزوی هستند یا دانشمندان دانشگاهی و بستگان و خانواده هایشان، هر روز بی تفاوت از کنار صحنه دلخراش خشکاندن درختان به بهای ساخت و سازهای نامعقول عبور می کنند.
انگار نه انگار که در روایات اسلامی آنقدر توصیه به حفظ درختان و گیاهان و پرهیز از قطع و نابودی آنها خوانده ایم!
و انگار نه انگار که در رشته هایی مثل روانشناسی اجتماعی آنقدر تحقیقات علمی درباره نقش محیط زیست سالم در سلامت اخلاقی انسانها به ثبت رسیده است!
#محیط_زیست
#اخلاق_محیط_زیست
#سلامت_اخلاقی
پارکی که مسئولین شهر، سال به سال همت بیشتری به تخریب آن می گمارند! شهروندان قمی هم که اغلب یا عالمان حوزوی هستند یا دانشمندان دانشگاهی و بستگان و خانواده هایشان، هر روز بی تفاوت از کنار صحنه دلخراش خشکاندن درختان به بهای ساخت و سازهای نامعقول عبور می کنند.
انگار نه انگار که در روایات اسلامی آنقدر توصیه به حفظ درختان و گیاهان و پرهیز از قطع و نابودی آنها خوانده ایم!
و انگار نه انگار که در رشته هایی مثل روانشناسی اجتماعی آنقدر تحقیقات علمی درباره نقش محیط زیست سالم در سلامت اخلاقی انسانها به ثبت رسیده است!
#محیط_زیست
#اخلاق_محیط_زیست
#سلامت_اخلاقی
📝 سنترال پارک، محوطهی سبز وسیعی است که در بخش مرکزی منهتن و در قلب شهر نیویورک واقع شده است. این پارک شهری در سال 1873 افتتاح شد. در آن زمان مساحت این پارک، 778 جریب، معادل 315 هکتار بود، اما در سالهای بعد این میزان دستخوش تغییر شده و پارک وسعت بیشتری یافت، به طوری که اکنون 843 جریب (341 هکتار)، وسعت دارد.
در 1858 فردریک لاو اُلمستد (Frederick law Olmsted) و همکارش کالورت واکس (Calvert Vaux)، برندهی یک مسابقه طراحی فضای سبز شده و به دنبال آن مسئولیت طراحی و اجرای این محوطهی سبز عظیم را بر عهده گرفتند. عملیات احداث پارک کمی بعد و در همان سال آغاز شد. حتی جنگ داخلی آمریکا نیز خللی در ساخت آن ایجاد نکرده و سرانجام درسال 1873 این عملیات به اتمام رسیده و سنترال پارک پا به عرصهی وجود نهاد.
البته این پارک نیز همانند دیگر فضاهای سبز شهری با موانع و چالشهای متعددی روبرو بوده است. در طول قرن بیستم با تغییر سبک زندگی مردم و ورود هر چه بیشتر ماشین به زندگی روزمره، نیاز به فضای سبز برای گردش، برگزاری پیک نیک و حتی قدم زدن کرد بیشتری یافت، به ویژه آنکه ماشینها آلودگی زیادی به بار میآوردند. به هر روی در دل یکی از شلوغترین شهرهای جهان، فرصتی برای شهروندان فراهم آمده تا از وقت گذرانی در طبیعت بهرهمند شده و تمدد اعصاب کنند.
در ادامه گزارش برخی قسمت های جذاب و دیدنی این شاهکار انساندوستانه و خدا پسندانه عظیم را خدمت شما نقل می کنم.👇🏻👇🏻
#محیط_زیست
#سلامت_اخلاقی
در 1858 فردریک لاو اُلمستد (Frederick law Olmsted) و همکارش کالورت واکس (Calvert Vaux)، برندهی یک مسابقه طراحی فضای سبز شده و به دنبال آن مسئولیت طراحی و اجرای این محوطهی سبز عظیم را بر عهده گرفتند. عملیات احداث پارک کمی بعد و در همان سال آغاز شد. حتی جنگ داخلی آمریکا نیز خللی در ساخت آن ایجاد نکرده و سرانجام درسال 1873 این عملیات به اتمام رسیده و سنترال پارک پا به عرصهی وجود نهاد.
البته این پارک نیز همانند دیگر فضاهای سبز شهری با موانع و چالشهای متعددی روبرو بوده است. در طول قرن بیستم با تغییر سبک زندگی مردم و ورود هر چه بیشتر ماشین به زندگی روزمره، نیاز به فضای سبز برای گردش، برگزاری پیک نیک و حتی قدم زدن کرد بیشتری یافت، به ویژه آنکه ماشینها آلودگی زیادی به بار میآوردند. به هر روی در دل یکی از شلوغترین شهرهای جهان، فرصتی برای شهروندان فراهم آمده تا از وقت گذرانی در طبیعت بهرهمند شده و تمدد اعصاب کنند.
در ادامه گزارش برخی قسمت های جذاب و دیدنی این شاهکار انساندوستانه و خدا پسندانه عظیم را خدمت شما نقل می کنم.👇🏻👇🏻
#محیط_زیست
#سلامت_اخلاقی
آلیس در سرزمین عجایب
آلیس در سرزمین عجایب، مجسمهای برنزی و باشکوه است که مخصوص کودکان ساخته شده، کودکانی که برای بازی دور و بر آن و همچنین جست و خیز و بالا کشیدن از این مجسمه، لحظهای درنگ نمیکنند. هدف نصب این مجسمه هم چیزی جز این نبوده، راهی برای سرگرم کردن کودکان و همچنین یادآوری خاطرات خوش کودکی برای بزرگسالان. آلیس در سرزمین عجایب در سال 1959 توسط جرج دلاکورت (George DelaCorte)،که انسانی خیر و بشر دوست بود، به این پارک اهدا شده است. این مجسمه، آلیس را در حالی نشان میدهد که همراه با دیگر شخصیتهای این داستان خیالانگیز دور میزی از جنس قارچ نشستهاند. در تمام طول سال میتوان از این اثر دیدن کرد، اما به آن دسته از بزرگسالانی که دوست دارند خاطرات خود را مروری کرده و دوباره از این مجسمه بالا بکشند، پیشنهاد میشود که صبح زود یا اواخر روز به این کار مبادرت کنند، چرا که کودکان معمولاً در این ساعات در منزل بوده و جلوی دست و پای آنها را نمیگیرند.
آلیس در سرزمین عجایب، مجسمهای برنزی و باشکوه است که مخصوص کودکان ساخته شده، کودکانی که برای بازی دور و بر آن و همچنین جست و خیز و بالا کشیدن از این مجسمه، لحظهای درنگ نمیکنند. هدف نصب این مجسمه هم چیزی جز این نبوده، راهی برای سرگرم کردن کودکان و همچنین یادآوری خاطرات خوش کودکی برای بزرگسالان. آلیس در سرزمین عجایب در سال 1959 توسط جرج دلاکورت (George DelaCorte)،که انسانی خیر و بشر دوست بود، به این پارک اهدا شده است. این مجسمه، آلیس را در حالی نشان میدهد که همراه با دیگر شخصیتهای این داستان خیالانگیز دور میزی از جنس قارچ نشستهاند. در تمام طول سال میتوان از این اثر دیدن کرد، اما به آن دسته از بزرگسالانی که دوست دارند خاطرات خود را مروری کرده و دوباره از این مجسمه بالا بکشند، پیشنهاد میشود که صبح زود یا اواخر روز به این کار مبادرت کنند، چرا که کودکان معمولاً در این ساعات در منزل بوده و جلوی دست و پای آنها را نمیگیرند.
