Practical ethics – Telegram
Practical ethics
100 subscribers
272 photos
70 videos
22 files
129 links
این کانال در کنار دلنوشته ها به طرح مباحث علمی و گزارش فعالیت های پژوهشی در موضوع اخلاق کاربردی در ایران و جهان اختصاص دارد. اعضای محترم می توانند نقطه نظرات خود را از طریق لینک زیر ارسال نمایند. محمدتقی اسلامی
@eslami48
Download Telegram
Forwarded from تاریخ ایرانی
✔️نماینده زرتشتی که پیگیر بودجه روضه‌خوانی بود

🔻تعامل مسلمانان و زرتشتیان در خاطرات ارباب کیخسرو شاهرخ

🔹ارباب کیخسرو پس از نقل خاطرات خود در مدرسه آمریکایی‌ها که منجر به اشتیاقش به گرویدن به مسیحیت شده بود، می‌نویسد: «در یکی از روزهای یکشنبه که شماری از روحانیان مسلمان برای دیدن عشاء ربانی آمده بودند، پس از انجام مراسم، با یکی از آنان که خود را شیخ یحیی معرفی کرد و منسوب به خانواده حاج ابوجعفر ملا بود، به گفت‌وگو پرداختم. او متوجه شد که من به علت علاقه شدید به موعظه‌های مسیح، اطلاعات ناچیزی درباره دین زرتشتی دارم. شیخ یحیی توصیه کرد که بهتر است پیرو مذهب زرتشتی خود باشم و سپس افزود که حاضر است در صورت تمایل به فراگرفتن مناسک زرتشتی، به من کمک کند. حرف‌های او به شدت مرا تکان داد و در واقع باید بگویم کاملا منقلب شدم.»

🔹 ارباب کیخسرو به عنوان نماینده زرتشتیان در مجلس، در تصویب بودجه روضه‌خوانی مسلمانان نقش اصلی را ایفا می‌کند و حتی متهم می‌شود که چرا بدین جریان پیوسته است. در یکی از گفت‌وگوهای نمایندگان که در خاطرات ارباب کیخسرو هم نقل شده است، به سخنان دشتی، یکی از منتقدان تصویب این بودجه، اشاره شده که با لحنی طعنه‌آمیز در خلال سخنانش می‌گوید: «کاسه گرم‌تر از آش شده‌اند کسانی که مسلمان نیستند {و} می‌خواهند از عزاداری طرفداری کنند. آقا آنقدر با ما بازی نکنید.» اما جالب‌توجه‌تر از این ماجرا پاسخ ارباب کیخسروست، پاسخی که گرچه کوتاه و مختصر است اما نکته اصلی تعامل مسلمانان و زرتشتیان را به خوبی می‌رساند: «اگر مسلمان است از مجلس است و اگر غیرمسلمان هم هست از مجلس است.» جمله‌ای که در زمانه خود بدیع و تامل‌برانگیز است و به نظر می‌رسد در آن بیش از هر چیز بر لزوم برابری نمایندگان مردم از هر دین و آئینی در تصمیم‌گیری برای هر موضوعی تاکید شده است.

http://tarikhirani.ir/Images/news/1536220704_kikhosro1.jpg

http://tarikhirani.ir/fa/news/26/bodyView/6441

@tarikhirani
👆توضیح:
روحانی مسلمان شیعه که اخلاق دینداری را با ذوق و سلیقه در تبلیغات دینی، با هم داشته است به جای اینکه ارباب کیخسرو زرتشتی را به اسلام دعوت کند، به او یاد می دهد که باور دینی بازیچه نیست که به مجرد قرار گرفتن در جوی تازه آن را عوض کنی. انسان دیندار بایستی ابتدا در باور خود جدی و استوار باشد و آنگاه در تغییر یا جهت دهی آن تجدید نظر کند. تو که آیین خویش را نیک نمی شناسی، حق تجدید نظر در آن را نداری!

ای کاش حوزه های علمیه ما چنین روحانیانی را به وفور تربیت می کردند، روحانیانی که اندیشه مترقی اسلام در جانشان رسوخ کرده، اندیشه ای که همزیستی مسالمت آمیز پیروان ادیان گوناگون در کنار هم را توشه ای برای صلح و آرامش جهانی و اتحاد و همکاری دینداران برای آبادانی دنیا و آخرت انسانها نماید.
مهم ترین پیش فرض این اندیشه یافتن شرح صدر در اثر ممارست قلبی با تعالیم نجات بخش اسلام است.
نخستین منادی این پیش فرض قرآن کریم است که فرمود: "افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه .‌.." (زمر: ۲۲)
#اخلاق_دینداری
#همزیستی_مسالمت_آمیز
#اخلاق_تبلیغ_دین
@Practicalethics
آیا بقعه بی‌بی شهربانو در شهر ری؛ همان‌ همسر امام حسین ع است؟

🔸در برخی روضه خوانی‌ها و شبیه خوانی‌ها اینگونه گفته می‌شود که زمانی که دشمنان به دنبال شهربانو همسر امام حسین ع و مادر امام سجاد ع بودند ایشان فرار می‌کند و از کوهی ظاهر می‌شود. این نقل تا چه اندازه معتبر است؟

🔹 این داستان در هیچیک از منابع حدیثی یا تاریخی نیامده است.
جناب شهربانو در سال ٣٦ق، پس از وضع حمل و بدنیا آوردن امام سجاد ع، از دنیا رفت و در مدینه دفن شد. یعنی ٢٥ سال پیش از واقعۀ کربلا از دنیا رفته بود.
بنابراین ایشان نه در کربلا حضور داشته و نه در جایی غیر از بقیع دفن شده است.
🔹مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب «زندگانی علی بن الحسین ع» به این مطلب پرداخته است. ایشان در ایام تحصیلش در نجف اشرف گویا به بیماری سل مبتلا شده بود و برای معالجه به تهران آمده و در ایام نقاهت و گذران دوران پس از بیماری که مصادف شده بود با تعطیلی تابستان متوجه شده بود که عده زیادی از مردم از طرف سه راه ورامین، به جایی در نزدیکی شهر ری، بنام «مقام بی‌بی شهربانو» یا «کوی بی‌بی شهربانو» یا دقیق‌ترش «کوه بی‌بی شهربانو» می‌روند. در دامنۀ این کوه یا نزدیکی‌های قله، بقعه‌ای هست و ادعا می‌شود که شهربانو در کربلا حاضر بوده و پس از شهادت امام حسین ع بر ذوالجناح اسب امام، سوار می‌شود و فرار می‌کند. دشمن وی را تعقیب می‌کند تا آنکه وی به کوهی در اطراف ری می‌رسد و از خدا کمک می‌خواهد ولی به جای اینکه بگوید «یا هو! مرا دریاب»، می‌گوید «یا کوه! مرا دریاب» و کوه شکافته می‌شود و او در دل کوه می‌رود.
يا مثلاً اينگونه گفته می‌شود که شهربانو پس از شهادت امام حسین ع که طبعاً نوبت اسیرگیری خاندان امام پیش آمده، دست به دعا برمی‌دارد که: «خدایا من یک بار به دست عربها اسیر شده‌ام بار دیگر برای من مپسند که اسیر شوم.»، و پس از این دعا شهربانو خود را به فرع رودخانۀ فرات در کربلا می‌اندازد و وقتی دشمنان می‌آیند که ایشان را اسیر کنند می‌بینند که ایشان به زیر آب رفته. سپس خداوند ایشان را نجات می‌دهد و به طور معجزه‌آمیز و با طیّ‌الارض به کوهی در ایران می‌رساند. در این هنگام مردم می‌آیند تا ببینند این بانو کیست که با چادر سر از کوه برآورده اما ایشان از این جمع شدن مردم ناراحت می‌شود و اینبار دعا می‌کند که غایب شود. کوه شکافته می‌شود و ایشان به دل کوه می‌رود و همانجا دفن می‌شود و قسمتی از چادر ایشان در لای شکاف کوه باقی می‌ماند که مردم در موضع بعنوان محل دفن شهربانو بقعه و مقام می‌سازند و می‌شود زیارتگاه!

🔹دکتر شهیدی وقتی از چنین عقیده‌ای در بین برخی مردم مطلع می‌شود پس از تحقیق و مراجعه به منابع تاریخی، بیان می‌کند که این مطلب در هیچ منبع تاریخی نیست و ساخته و پرداختۀ عوام است.
📓کانال استاد یوسفی غروی؛ (با اندکی تلخیص)

🌺کانال فرهنگی - اخلاقی #دواک🔻
🆔 @davaok
Forwarded from تاریخ ایرانی
عالمی دینی که از تخت‌جمشید حفاظت کرد

🔹 اگر نقش‌آفرینی آیت‌الله سید محمود موسوی‌نژاد، رئیس حوزه علمیه امام صادق (ع) مرودشت در روزها و ماه‌های آغازین پیروزی انقلاب نبود، تخت‌جمشید به عنوان اثری جهانی دچار آسیب و گزند می‌شد. آیین تجلیل از ایشان روزهای اخیر در شهرستان مرودشت برگزار شد و از تعدادی از کتاب‌های تالیف شده توسط این عالم دینی رونمایی شد.

🔹 موسوی‌نژاد: در طبقه دوم مسجد ابوالفضل مرودشت پایگاهی تشکیل دادیم تا ضمن حفاظت از امنیت شهر از ابنیه و اماکن تاریخی هم مراقبت کنیم که در رأس آن‌ها تخت‌جمشید بود.

🔹 یکی دو ماه قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که تظاهرات و اغتشاشات در اوج خودش بود و کمتر کسی توجه به این ابنیه داشت به نوعی فضا برای فرصت‌طلبان باز بود. ما عهده‌دار این وظیفه شدیم تا اوضاع کم کم آرام شود و متصدیان، مسئولیت این کار را به عهده بگیرند، زیرا در آن شرایط سازمان میراث فرهنگی عملاً کارایی نداشت؛ همه یا فرار کرده یا به دلیل وابسته بودن به رژیم سابق دستگیر شده بودند.

🔹 کارمندان، دکتر کارشناس و معاون اداره تخت‌جمشید نیز توسط نیروهای انقلابی بازداشت شده بودند ولی من بعد از بررسی آن‌ها را آزاد کردم زیرا آن‌ها تنها پرسنل اداره میراث فرهنگی در زمان طاغوت بودند. / ایرنا

https://bit.ly/2zWsFiM

@tarikhirani
🔰قصه پردازی در ماجرای کربلا:


" پردازش داستان و به کارگیری زبان حال باید به گونه ای باشد که

اولا، هیچ گونه خلطی میان حقیقت و مجاز پدید نیاورد و خواننده یا شنونده بتواند مطالب افزوده را از مطالب اصلی تمییز دهد.

ثانیا، بتوان تضمین کرد که هیچ گونه خرافه سازی، تحریف دینی، بدعت گزاری و مطالبی که موجب وهن دین و اولیای دینی است، از این طریق وارد ادبیات دینی و مذهبی نشود."

از کتاب: اخلاق اسلامی و کاربست قاعده تسامح در ادله سنن، نوشته محمدتقی اسلامی، ص ۱۱۱.
@Practicalethics
صدر هنوز میان حوزویان تنهاست

محسن کمالیان

🔸 در خبرها خواندم که حوزویان همایشی برپا خواهند کرد بنام «تصوف‌شناسی انتقادی». صوفی نیستم. اما ملاحظاتی دارم که در زیر می‌نگارم:

🔸 امام موسی صدر دو دهه در لبنان به تبلیغ فرهنگ اهل بیت (ع) پرداخت. در برابرش هم سنیان قرار داشتند هم مسیحیان. روش صدر، اثبات تشیع بود نه نفی دیگران. نه تنها دیگران را نفی نکرد، بلکه آنها را احترام گذاشت، در آغوش گرفت، به گفتگو و تشریک مساعی در ساختن وطن مشترک دعوت‌شان کرد.

🔸 صدر هرگز همایش مسیحیت‌شناسی انتقادی برپا نکرد. به جای آن در الندوةِ اللبنانیة با بزرگان مسیحی گفتگوی اسلام و مسیحیت را راه انداخت. در کلیساها و دیرها نیز حضور یافت و ضمن تاکید بر مشترکات، معنویت پراکند. سخنرانی معروف اسلام و فرهنگ قرن بیستم در همین فضا ایراد شد.

🔸 صدر همایش تسنن‌شناسی انتقادی نیز هرگز برپا نکرد. به جای آن در همایش‌های اسلامی مصر، عربستان و الجزایر با بزرگان اهل سنت به مباحثه نشست و در فضای احترام و صمیمیت، فرهنگ اهل بیت (ع) را با صراحت تبیین کرد. سخنرانی معروف «روح تشریع در اسلام» در همین فضا ایراد شد.

🔸 مقدمه‌ی صدر بر کتاب «تاریخ فلسفه‌ی اسلامی» هانری کُربَن نمونه‌ی لطیفی از روش وی در نقد علمی متفکران مسیحی است. وی ‌براحتی می‌توانست مقاله‌ای علمی بنویسد با عنوان «نقدی بر کتاب کُربَن» و در یکی از مجلات فرهنگی لبنان یا فرانسه چاپ کند. اما کاری به مراتب زیباتر کرد: بر ترجمه‌ی عربی کتاب کُربَن مقدمه‌ای نوشت با عنوان «با هانری کُربَن، خاورشناس بزرگ» و ضمن تجلیل فراوان از وی، فراز به فراز کتاب را مورد نقد علمی قرار داد (نای‌ونی، ۲۹۳).

🔸 نوشته‌ی صدر بر کتاب «الخوارج من الانصار الامام علی» شیخ سلیمان داود بن یوسف نیز نمونه‌ی لطیفی از روش وی در نقد علمی متفکران مسلمان غیرشیعه است. نویسنده از رهبران فرقه‌ی «اباضیه» (خوارج) در الجزایر بود. صدر کتاب را خواند و پس از تجلیل، نظرات خود را طی نامه‌ای بیان کرد. آخرِ نامه، تکمیل کتاب را توصیه و تاکید کرده بود: «ارجو الا تتعبوا فان المهمة کبیرة و نتائجها لوحدة المسلمین کبیرة و اکبر» (یادنامه امام موسی صدر، ۵۱۴-۵۱۵).

🔸 صدر نیز به تصوف نگاه انتقادی داشت: «ایراد شیعه به متصوفه تنها ناظر به تنظیم روش و مسائل سیر و سلوک نیست. بلکه اختلاف عمیق‌تر از این‌هاست و راه این دو از هم جدا و نقش‌های رهبری بسیار متفاوت است» (نای‌ونی، ۲۱۱-۲۱۲). اما روش تعامل وی با صوفیان هم محترمانه و سازنده بود. خاطره‌ی تکفیر شیخ هادی فخرالواعظین در این خصوص شنیدنی است:

🔸 فخرالواعظین طی ایام تحصیل صدر در نجف به آنجا سفر کرد و در مسجد هندی منبر می‌رفت. اهل فلسفه‌، عرفان و قویا شایع بود که به فرقه‌ی صوفیه‌ی ذهبیه تمایل دارد. آیت‌الله سید ابراهیم اصطهباناتی تکفیرش کرد. به گفته‌ی آیت‌الله سید محمدباقر حکیم: «امام صدر در اصلاح این مسئله نقش مهمی داشت. زیرا ارتباط گسترده‌ای با مراجع و علما برقرار کرد و با آنان در باره‌ی این خطیب گفتگو کرد تا آنجا که آیت‌الله العظمی سید محسن حکیم از آن خطیب برای ایراد سخنرانی در مجلسی عمومی دعوت کرد و کارها به سامان درآمد و نگاه علما در قبال تفکر فلسفی و عرفانی اصلاح گردید» (گذرها و خاطره‌ها، ۱۲۵-۱۲۶).

🔸 صوفیان در ایران همان نقشی را دارند که اقلیت‌های مذهبی در لبنان و خود شیعیان در جهان عرب. خوب است در جای‌جای جهان عرب همایش تشیع‌شناسی انتقادی برپا شود؟ اگر اقلیت‌های مذهبی لبنان هر کدام همایش رقیب‌شناسی انتقادی برپا کنند، تکلیف صلح، آرامش و امنیت مردم در آن کشور چه خواهد شد؟

🔸 همچنین آیا صوفیان متقابلا اجازه دارند همایش تشیع‌شناسی انتقادی در ایران برپا کنند؟ اگر اقلیت‌ها نیز چنین اجازه‌ای دارند، تکلیف اتحاد ملی چه خواهد شد؟ اگر نیز اجازه ندارند و تنها حوزویان اجازه‌ی برپایی چنین همایش‌هایی دارند، تکلیف اخلاق و جوانمردی چه خواهد شد؟ سخن حقی که در شرایط نابرابر، یعنی بشکل غیراخلاقی و ناجوانمردانه طرح شود، بر کدام دل خواهد نشست؟

🔸 نقدِ فکر پدیده‌ی مبارکی است. به شرط اینکه علمی و اخلاقی باشد. چه ضرورتی دارد که بارِ عنوان همایش، منفی باشد؟ آیا فقط ذیل عناوین نیشدار می‌توان فکر را نقد کرد؟ نیز وقتی وطن و دینِ مشترک داریم، چرا راه گفتگو را طی نکنیم؟ از نفی رقیب چه خیر دیده‌ایم؟ طبیعتاً اولین شرط گفتگو، به رسمیت شناختن همدیگر و احترام متقابل است.

🔸 امام صدر بیست سال قبل از پیروزی
انقلاب، در کشوری غریب، راه صحیح تعامل با اقلیت‌ها را درک و دنبال کرد. نتیجه، عزتِ شیعیان و دوستی آنها با مسیحیان و سنیان لبنان و منطقه بود. برخی حوزویان ما اما شصت سال بعد، در کشور خودشان، هنوز راه صحیح تعامل با اقلیت‌ها را نمی‌دانند و سرمست از باده‌ی قدرت، راه تفرقه را می‌پیمایند. براستی صدر هنوز هم میان حوزویان تنهاست.
🆔@Practicalethics
باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست
سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست

باران که شدى، پياله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست

بر درگه او چونکه بيفتند به خاک
شير و شتر و پلنگ و پروانه يکيست

گر درک کنى، خودت خدا را بينى
درکش نکنى، کعبه و بتخانه يکيست

مهدی مختارزاده
@Practicalethics
کتابخانه شخصی کارآفرین آمریکایی «جی سی واکر» با نام «تاریخ تخيل بشر» به شکل صحنه یک داستان علمی_تخیلی طراحی شده است. در این کتابخانه آثار مربوط به پیشرفت دانش بشری نگهداری می شود.


@Practicalethics
👆این کتابخانه جالب و حیرت انگیز که در شهر مینیاپولیس، در ایالت مینه سوتا واقع شده، بیش از 200,000 جلد کتاب را در خود جای داده است. در طراحی این کتابخانه از طرح های موریس اشر الهام گرفته شده است. موریس اشر یک هنرمند گرافیک اهل هلند بود که آثار شگرفی از حکاکی روی چوب و قلم زنی سایه روشن را خلق کرد که از محاسبات ریاضی الهام گرفته بود.

کتابخانه واکر بیشتر تمرکز خود را بر مقوله ی بی پایان تخیل انسان گذاشته است.
لازم به یادآوری است که: اندیشمندان بسیاری، رشد اخلاق اجتماعی انسان را تا حدود زیادی مرهون تقویت قوه تخیل او می دانند.
🆔 @Practicalethics
‍‍ ‍‍ شهرداری که برف می‌خرید

چهل سال پیش در بهمن ماه سال ١٣۵٧ «سید جواد شهرستانی»، شهردار تهران وارد مدرسه علوی شد و به دیدار امام خمینی (ره) رفت. او نخستین مدیر بلندپایه‌ای بود که پس از ورود امام به ایران استعفای خود را تقدیم کرد و به انقلاب پیوست.
در مدتی که شهردار بود، خلاقیت‌های فراوانی به خرج داد. به عنوان نمونه گفته‌اند در یکی از روزهای سرد زمستان که برف زیادی باریده بود، او برای برف‌روبی و تمیز کردن معابر شهری، از نمک و شن و ماسه استفاده نکرد بلکه در تصمیمی خلاقانه اعلام کرد که شهرداری، برف را از مردم می‌خرد. به این ترتیب بسیاری از مردم، با شور و شوق، با انواع و اقسام وسایل، برف را از منزل‌ها، کوچه‌ها و خیابان‌ها جمع کرده و برای فروش به پارک ملت (که آن زمان بزرگترین پارک خاورمیانه بود) بردند. برف‌ها در آنجا تبدیل به کوهی شد که علاوه بر از بین بردن انواع و اقسام آفات نباتی و جانوران مضر، زمینه‌ساز آب فراوان و سرسبزی در بهاران شد. زمستان آن سال هم برای شهروندان علاقه‌مند شرایطی فراهم آمد که انواع بازی‌ها و سرگرمی‌های زمستانی را تجربه کنند.
در مردادماه ١٣۵۶، شهرستانی دوباره شهردار تهران شد و دوره ریاست او با حکم امام (ره) تا پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم ادامه یافت. در روزهایی که او شهردار تهران بود، اقدامات زیادی انجام گرفت که بازپس‌گیری پارک پردیسان از خالص‌جات دولتی و اختصاص آن به شهروندان، طراحی اولیه متروی تهران و طرح تشکیل شرکت عمران و بهسازی جنوب شهر تهران و کمربند سبز شرق تهران از آن شمار است.
/ احمد مسجد جامعی/ روزنامه اعتماد.

#محیط_زیست
#سلامتی
#اخلاق

@Practicalethics
🔴فهم وارونه اسلام!
(انضباط اقتصادی یا رعایت حجاب؟ کدام اولویت نخست را دارد؟)

فقر همسایه دیوار به دیوار "کفر" است -به نص احادیث معتبر-
پس چگونه میتوان درباره آن خاموش نشست، و به مبارزه با آن برنخواست ، و عوامل عمده آن، تکاثر (سرمایه داری) و اتراف (تنعم گرایی) را محکوم نکرد، و در صدد طرد و حذف این دو عامل ضد انسانی و ضد قرآنی بر نیامد؟
و حساسیت ها را به مسائلی از قبیل #بد_حجابی و #خوش_حجابی منحصر ساخت؟!

من نمی خواهم بگویم #حجاب زن اهمیت چندانی ندارد، یا در قرآن کریم حکم نداریم، نه! زیرا زن #منهای_حجاب یعنی تن؛ و این در معیار انسانی نهایت مرتبه سقوط است، زیرا این حیواناتند که ارزش آنها -بطور نوعی- به تن آنهاست. ملاک انسانی و انسانیت چیز دیگری است.
لیکن آیا ترتیب مسائل چگونه است؟
و روشهای فرهنگی و تربیتی چیست؟
و اهم و مهم کدام است؟
آیا در قرآن کریم و در منطق پیامبران، در کنار "ان اعبدواالله "
👈"اوفواالکیل والمیزان" است، یعنی عدالت اقتصادی و معیشتی
یا
👈"ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن"، یعنی حجاب و خوش حجابی؟
چرا مانند انبیا (ع) به عرضه دین خدا نمی پردازیم؟
چرا زندگی را لمس نمی کنیم؟
چرا به دليل بی نیازی از نیاز و نیازمندی و آثار زندگی سوز و ارزش ستیز آن غافلیم؟
چرا انسان را درک نمی کنیم، و اسلام را وارونه می فهمیم؟

#استادمحمدرضاحکیمی.
🆔@Practicalethics
#اخلاق_حجاب
#دین_و_اخلاق
#انضباط_اقتصادی
تاریخ بی خردی!
از تروا تا ویتنام
نوشته: باربارا تاکمن
ترجمه: حسن کامشاد
نشرکارنامه
678صفحه
@Practicalethics
👆👆کتابی خواندنی و پند آموز برای اهالی سیاست.
تکه ای از کتاب:
... بی خردی زاده ی قدرت است. از تکرار مکرر گفتار "لرد اُکتن" همه می دانیم که قدرت فاسد می کند. اما کمتر توجه داریم که قدرت بی خردی نیز می آورد، و قدرت آمرانه اغلب باعث نقصِ تفکر می شود؛ و هرچه اعمال قدرت افزایش یابد احساس مسوولیت در قبال آن بیشتر رنگ می بازد. (ص58)
تاریخ بی خردی/ باربارا تاکمن
@Practicalethics
تکه ای از کتاب:
یکی از بی خردی ها [...]نادیده گرفتن احساسات و جنبش هایی بود که پیرامون شان نشو و نما می یافت. گوششان به ناخرسندی ها بدهکار نبود، چشمشان شقوق دیگری را که از ناخرسندی ها نشات می گرفت نمی دید... در نپذیرفتن تغییر لجوج و سرسخت و در نگه داری نظام حاکم فاسد تا سرحد حماقت یک دنده بودند. پاپ ها نمی توانستند این نظام را تغییر دهند، چون خود پاره و پرورده و وابسته ی آن بودند. (ص 177)
... سومین بی خردی پاپ ها توهم پایندگی، توهم مصونیت قدرت و منزلت بود. گمان می بردند، منصب پاپی جاودانی است و هنوز مانند قرن های گذشته می شودبا تفتیش عقاید و باتکفیر و چوبه ی دار هرگونه مبارزه را شکست داد... سه ویژه گی برجسته ی آن ها نادیده گرفتن ناخشنودی بالنده ی مردم، مقدم شمردن قدرت طلبی و توهم آسیب ناپذیری جاه و مقام، همه از وجوه پایدار بی خردی است. این خصلت ها در مورد پاپ های رنسانس در فرهنگ و محیط وقت بیشتر بالیده و راه افراط پیمود، ولی با این حال ربطی به دوران نداشت و در امر حکومت مکرر در مکرر دیده شده و می شود. (ص 178)
تاریخ بی خردی/ باربارا تاکمن
@Practicalethics
🔰 عصاره حکمت:
آورده اند که لقمان حکیم پسر را گفت: چهار هزار کلمه حکمت آموختم و از آن چهار هزار چهارصد واز آن چهارصد چهل واز آن چهل، چهار کلمه را برگزیدم و آن چهار این است:
👈 دو چیز را فراموش مکن و دو چیز را فراموش کن:
خدا را فراموش مکن
مرگ را فراموش مکن
***
نیکی که با کسی می کنی فراموش کن
بدی که با تو می کنند فراموش کن

عنوان الکلام، ص ۴۴.
🆔 @Practicalethics
🔴 رهبر انقلاب: وقتی به کوهستان‌های اطراف تهران می‌روم و می‌بینم هیچ‌کس نیست! غصه می‌خورم
👇
http://eslahaatpress.com/News/17479

❇️ @eslahaat_press
♻️ بوتان؛ توسعه اخلاقی به جای توسعه اقتصادی!

بوتان کشوری کوچک در شمال شرقی هند که تا قبل از ۱۹۶۰ هیچ پول ملی، تلفن، مدرسه، بیمارستان و خدمات پستی نداشت و کشوری منزوی و بدون گردش­گر بود. اما از سال ۱۹۵۲ پادشاه جدیدی روی کارآمد و با بیان اصول جدیدی روند اصلاحات را در پیش گرفت. وی برخلاف اصول رایج علم اقتصاد پیشرفت کشور را بر اساس خشنودی ناخالص ملی تعریف کرد و اصلاحات کشورش را برای رسیدن به این هدف آغاز کرد. در این یادداشت با روند جالب توسعه اقتصادی بوتان آشنا می­شویم:

http://www.eghtesadonline.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-29/266926-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%86

@Practicalethics
🔰صحبت یاران

پدر می گوید: وقتتان را گرفتیم، خسته شدید.
شیخ می گوید:هرگز! بهشت همین است.
بهشت همین شب نشینی های مهربان و همدلانه است. همین که با نفس های مان لاله ی چراغ همدیگر را مصفا کنیم. مثل همان کاری که مادر اول غروب با لاله ی چراغ کرد. بعد از مکثی کوتاه با لهجه ی پارسی گویان ازبکی، زمزمه وار بیتی خواند:

این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گقت و گویی و خیالی ز جهانِ من و توست...

راستی هیچ فکر کرده اید که حیات بعد از مرگ، بدونِ دوست و همدم، به هیچ نمی ارزد! حیات جاودانی تنها در هم کناری دوستان است، که خواستنی است.

من هر وقت این بیت را می شنیدم، قبض و انکاری در دل داشتم:
بهشت آن جاست که آزاری نباشد
کسی را با کسی کاری نباشد

آخر جایی که هر کس در پیله ی خود پنهان است، کجایش بهشت است؟!
حرف حق را سعدی گفته است:
«جانا بهشت صحبت یارانِ همدم است.»


تبسم نور، ص ۵۸ و ۵۹

@Practicalethics
📝 متن نامه من به پرفسور لئونارد سوئیدلر در آستانه انتشار کتاب اخلاق جهانی ما:

استاد عزیز، لئونارد سوئیدلر
با سلام و آرزوی سلامتی و تندرستی برای جنابعالی، به اطلاع می‌رسانم پروژه اخلاق جهانی از رهیافتی اسلامی در پژوهشکده اخلاق و معنویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم، به ثمر نشسته و محصول این پروژه در قالب یک کتاب به زبان فارسی آماده انتشار است. در این کتاب از شما و تلاشتان در عرصه اخلاق جهانی به نیکی یاد شده و مقاله اخلاق جهانی شما توسط پژوهشگران شرح و تفصیل داده شده است.
اما همانطورکه می‌دانید بی‌اعتمادی‌های جهان اسلام به غرب و بالعکس، فرصت‌های صلح جهانی را از ما می‌گیرد؛ از این رو بایستی جلوی استمرار این بی‌اعتمادی‌های متقابل را بگیریم. معرفی چهره اسلام به عنوان یک دین صلح‌گستر و طرفدار اخلاق انسانی و برادری جهانی، از زبان شما به عنوان یک شخصیت علمی غربی که مدافع روابط مطلوب اسلام، مسیحیت و یهودیت است، هم تأثیر مثبت و خوبی در ذهن مخاطب مسلمان ایرانی می‌گذارد و هم مسلمانان را به رهیافت اصلاح جویانه در دین اسلام،‌ بیش از پیش متقاعد می‌کند.
به این‌ سبب از جنابعالی تقاضا داریم که ضمن نگارش تقریظی بر کتاب آماده انتشار ما، بر نکات ذیل تأکید فرمایید:
۱. تأکید بر رگه‌های اخلاق جهانی و صلح و برادری انسانی در آموزه‌هایی از قرآن کریم (مانند: آل‌عمران/۶۴) و تمجید از مسیحیان (مائده/ ۸۲).
۲. توجه به برخورد مهر‌‌آمیز پیامبر اسلام (ص) با نصرانیان حبشه، محترم شمردن حقوق شهروندی یهودیان مدینه و گنجاندن این حقوق در پیمان‌نامه مدینه.
۳. توجه به احکام فقه اسلامی در احترام به اهل کتاب و محترم شمردن معاملات و نکاحات ایشان.
۴. توجه به برخورد اخلاقی و مسالمت‌آمیز مسلمانان در طول تاریخ با پیروان سایر ادیان در حکومت‌های آل بویه و فاطمیان و اکثر حاکمان صفویه و مانند آن.
۵. تأکید بر اینکه جریان‌هایی مانند داعش هرگز ریشه در عمق فرهنگ دیرین مسلمین نداشته و ندارد.

پیشاپیش از حسن مساعدت و همکاری شما بسیار سپاسگزاری می‌کنم.
ارادتمند و دعا گوی شما از قم
محمدتقی اسلامی
۲۷ اکتبر ۲۰۱۸ برابر با ۵ آبان ۱۳۹۷

@Practicalethics

متن انگلیسی نامه:

Dear Prof. Leonard Swidler,
I hope this email finds you very well.
I would like to inform you that the project of global ethics based on the Islamic perspective, in our Institute of Ethics and Spirituality in Qom-Iran, finished and is going to be published in Persian. Your article on global ethics has been elaborated by the researchers and authors of the book and your efforts in this field has been appreciated and acknowledged.
As you may know, the distrust of the Islamic world toward the West, and vice versa, takes us far from the opportunities of global peace; hence we must stop the continuation of this mutual distrust.
The image of Islam as a peaceful religion which supports humanity and brotherhood in the world, that introduced by you - as a Western scholar defending the ideal relationship between Islam, Christianity and Judaism - has a good and positive effect on the Iranian Muslim’s minds. We hope this introduction can play role in persuading and convincing Muslims for taking the more moderate and peaceful approach of Islam.
Therefore, it would be very appreciated if you write a short introduction for the book, which is ready for publication, with emphasis on the following:
1. The traces of global ethics and human peace and brotherhood in the teachings of the Holy Qur'an (such as the Al-Imran(3) / 64) and the praise of the Christians (Ma'idah (5) / 82).
2. The kindly communion of the Prophet Muhammad with the Nasrānyan/Christians of Abyssinia (Ethiopia), his respect for the civil rights of the Jews of Medina, including these rights in the Medina Convention.
3. The Islamic jurisprudential rulings respect to the people who possess the bible and their rituals.
4. The ethical and peaceful attitude of Muslims throughout history with followers of other religions in the Al-Boya and Fatimid regimes and most Safavid rulers and the like.
5. Emphasizing that radical groups and extremist like ISIS have never been rooted in the depths of Islamic culture.
Thank you very much for your help and cooperation.
Greetings from Qom,
Sincerely yours,
Mohammad Taqi Eslami
👈 پاسخ پرفسور سوئیدلر:

محمدتقی اسلامی عزیز،
اینکه به کار من درباره اخلاق جهانی عنایت داشته اید، برایم افتخار بزرگی است و اینکه اندیشه و نوشته من به کار تحقیق همکاران شما آمده است، برایم بسی مایه دلگرمی است.
البته که خیلی خرسند خواهم بود که مقدمه‌ای را بر کتابی که شما و همکارانتان در دست نشر دارید بنگارم.
لطفاً بگویید تقریباً چند صفحه باید بنویسم و آخرین مهلتی که بتوانم نوشته خود را برایتان ارسال کنم تا به برنامه انتشار کتاب شما خللی وارد نشود، چه تاریخی است؟
در پناه خدا باشید،
لئونارد
۲۷ اکتبر 2018

متن انگلیسی:

Dear Mohammzd Eslami,


You do me great honor in referring to my work on a Global Ethic/World Ethos. I am greatly encouraged that my thought and writing has helped further the research and writing of you and your colleagues.

I would of course be extremely pleased to write an introduction to the forthcoming book by you and your colleagues.

Could you please tell me approximately what length reflection you are looking for from me, and what the latest date is that I could send it to you, so as not to disrupt your publication plans?

Pax!
Len.

در پاسخ به این ایمیل، از پرفسور خواسته ایم که حدود چهار تا پنج صفحه مقدمه و تقریظ بنگارند و ظرف مدت سه تا چهار هفته برایمان ارسال نمایند.
#اخلاق_جهانی
#لئونارد_سوئیدلر
@Practicalethics