This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرواز نمایشی ۱۶ هزار درون (Drone) به طور همزمان.
• @Programmer_Story •
• @Programmer_Story •
/*کامنتهای یک برنامه نویس*/
پرواز نمایشی ۱۶ هزار درون (Drone) به طور همزمان. • @Programmer_Story •
انشاءالله در روزهای آتی بیشتر در مورد درون ها و اثراتش در آینده و در ابعاد مختلف توضیح خواهم داد.
چین نخستین پهپاد ۶ تنی جهان را به پرواز درآورد
🔹چین با انجام نخستین پرواز پهپاد تیلتروتور ۶ تنی «لانیینگ»، گام بلندی در شکستن انحصار فناوریهای پیشرفته هوانوردی غربی برداشت.
🔹این پرندۀ بدون سرنشین میتواند همانند هلیکوپتر بهصورت عمودی نشست و برخاست کند و پس از اوجگیری، با تغییر جهت ملخها وارد پرواز افقی شود.
• @Programmer_Story •
🔹چین با انجام نخستین پرواز پهپاد تیلتروتور ۶ تنی «لانیینگ»، گام بلندی در شکستن انحصار فناوریهای پیشرفته هوانوردی غربی برداشت.
🔹این پرندۀ بدون سرنشین میتواند همانند هلیکوپتر بهصورت عمودی نشست و برخاست کند و پس از اوجگیری، با تغییر جهت ملخها وارد پرواز افقی شود.
• @Programmer_Story •
/*کامنتهای یک برنامه نویس*/
چین نخستین پهپاد ۶ تنی جهان را به پرواز درآورد 🔹چین با انجام نخستین پرواز پهپاد تیلتروتور ۶ تنی «لانیینگ»، گام بلندی در شکستن انحصار فناوریهای پیشرفته هوانوردی غربی برداشت. 🔹این پرندۀ بدون سرنشین میتواند همانند هلیکوپتر بهصورت عمودی نشست و برخاست کند…
با توجه به مطالب قبلی این پهپاد چه استفادهای می تواند داشته باشد؟
نوعی هاب برای FPVها؟
• @Programmer_Story •
نوعی هاب برای FPVها؟
• @Programmer_Story •
/*کامنتهای یک برنامه نویس*/
چالش این روزهای من: مدیریت تیم در شرایط ابهام به همراه درخواست تغییرات مکرر و حرکت به سوی آینده بدون برنامه ریزی. شما هم این دست از چالشها رو دارید؟ اگر شما هم مثل من این چالش رو دارید و یا کسی رو می شناسید که با این چالش دست و پنجه نرم میکند اعلام کنید…
#تاریخچه #مدیریت_پروژه
در این وضعیت فرصتی شد تا در این رابطه توضیح دهم. برای توضیح بهتر اول تجربه زیسته خودم را برای شما توضیح میدهم.
ما یک تیم نرمافزار داریم که در صنعت مهندسی پزشکی مشغول به توسعه و تحقیق است. این تیم حدود 6 سال است که پایه گذاری شده و از یک تیم سه نفره امروز به تیم 12 نفره تبدیل شده است.
در اوایل، مدیریت کارها به طور تجربی و بر اساس نیاز پروژه صورت می گرفت و چهارچوب و ساختار مناسبی نداشت. هر چند که سعی شد چند مرتبه از روش اسکرام استفاده شود ولی متاسفانه به دلایلی همچون کم بود نفرات و ابهام پروژه امکان پذیر نبود.
سال 1401 تصمیم بر این شد که تعداد نفرات تیم گسترش یابد. اینجا بود که دیگر آن روش قدیمی کاربرد نداشت و تصمیم بر این شد که به طور جد از اسکرام استفاده شود. حدود سه ماه طول کشید که اسکرام در تیم راه اندازی شد و کارها طبق روال پیش می رفت. چرا که دیگر ابهامات در پروژه کم شده بود و تقریبا نیاز پروژه مشخص بود.
همه افراد از جمله مدیر شرکت تا اعضای تیم از نتیجه این روش راضی بودند چرا که کارها با برنامه ریزی مشخص و یک تولرانس زمانی 20٪ انجام میشد و از اطراف دیگر مسیر کارها برای افراد تا حداقل حدود دو ماه کاملا روشن و مشخص بود.
تا اینکه شهریور ۱۴۰۴ شد و مدیریت شروع کرد به درخواستهای متعدد و فوری برای پیاده سازی بخشهای گسترده و متعدد از پروژه در زمانی که معقول نبود. این شلختگی و بی تدبیری به حدی زیاد بود که در پایان هر اسپریت میزان رسیدن به اهداف زیر ۵٪ بود.در این مدت همه اعضایک تیم عصبی و زیر فشار بودند و تیم در حال فرسوده شدن بود. به طوری که دیگر کسی برای ساختار بهتر چانه نمیزد و همچون یک کارگر در حال کندن چاله بودند و برای کسی مهم نبود که این چاله به چه درد می خورد و آیا ممکن است بدرد بخورد یا نه.
ادامه دارد...
در این وضعیت فرصتی شد تا در این رابطه توضیح دهم. برای توضیح بهتر اول تجربه زیسته خودم را برای شما توضیح میدهم.
ما یک تیم نرمافزار داریم که در صنعت مهندسی پزشکی مشغول به توسعه و تحقیق است. این تیم حدود 6 سال است که پایه گذاری شده و از یک تیم سه نفره امروز به تیم 12 نفره تبدیل شده است.
در اوایل، مدیریت کارها به طور تجربی و بر اساس نیاز پروژه صورت می گرفت و چهارچوب و ساختار مناسبی نداشت. هر چند که سعی شد چند مرتبه از روش اسکرام استفاده شود ولی متاسفانه به دلایلی همچون کم بود نفرات و ابهام پروژه امکان پذیر نبود.
سال 1401 تصمیم بر این شد که تعداد نفرات تیم گسترش یابد. اینجا بود که دیگر آن روش قدیمی کاربرد نداشت و تصمیم بر این شد که به طور جد از اسکرام استفاده شود. حدود سه ماه طول کشید که اسکرام در تیم راه اندازی شد و کارها طبق روال پیش می رفت. چرا که دیگر ابهامات در پروژه کم شده بود و تقریبا نیاز پروژه مشخص بود.
همه افراد از جمله مدیر شرکت تا اعضای تیم از نتیجه این روش راضی بودند چرا که کارها با برنامه ریزی مشخص و یک تولرانس زمانی 20٪ انجام میشد و از اطراف دیگر مسیر کارها برای افراد تا حداقل حدود دو ماه کاملا روشن و مشخص بود.
تا اینکه شهریور ۱۴۰۴ شد و مدیریت شروع کرد به درخواستهای متعدد و فوری برای پیاده سازی بخشهای گسترده و متعدد از پروژه در زمانی که معقول نبود. این شلختگی و بی تدبیری به حدی زیاد بود که در پایان هر اسپریت میزان رسیدن به اهداف زیر ۵٪ بود.در این مدت همه اعضایک تیم عصبی و زیر فشار بودند و تیم در حال فرسوده شدن بود. به طوری که دیگر کسی برای ساختار بهتر چانه نمیزد و همچون یک کارگر در حال کندن چاله بودند و برای کسی مهم نبود که این چاله به چه درد می خورد و آیا ممکن است بدرد بخورد یا نه.
ادامه دارد...
یکی از دوستانم تحلیلگر بازار مالی است. همیشه میگه بازارها دقیقترین پیشبینیها رو نسبت به وقایع آینده دارن.
قیمت اونس طلا ۴۹۰۰ دلار
تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل
• @Programmer_Story •
قیمت اونس طلا ۴۹۰۰ دلار
تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل
• @Programmer_Story •
/*کامنتهای یک برنامه نویس*/
#تاریخچه #مدیریت_پروژه در این وضعیت فرصتی شد تا در این رابطه توضیح دهم. برای توضیح بهتر اول تجربه زیسته خودم را برای شما توضیح میدهم. ما یک تیم نرمافزار داریم که در صنعت مهندسی پزشکی مشغول به توسعه و تحقیق است. این تیم حدود 6 سال است که پایه گذاری شده…
#دشواری
حالا آن تیم که سالها برای زحمت کشیده شده بود در حال فروپاشی بود، مدیریت گوشش به این حرفها بدهکار نبود و همچون کودکی خردسال هر روز بهانه جدیدی میتراشید. کار به جایی رسید که مدیران میانی تیم دور زده می شدند و افراد مستقیما از طرف مدیریت شرکت هدایت میشدند.
و از همه اسفناکتر اینکه این بود که حتی درخواست تغییرات مدیریت ناشناخته و بی سر ته بود و به اصطلاح سند تکنیکال آن نیز در از ابهام و غلط بود. و وقتی این درخواستهای حاوی ایراد پیاده سازی میشد، تیم از طرف مدیریت مورد نکوهش قرار میگرفت که چرا باگها زیاد است.
بارها از طرف تیم به مدیریت شرکت اخطار داده شد ولی مدیریت گوشش بدهکار نبود و با یک نخوت عجیب و سرخوش از اینک کنترل را در دست دارد، توجهی نمیکرد.
حالا سه ماه می شد که از این وضعیت می گذشت و دیگر رمقی که قبلاً در جلسات Daily شاهدش بودیم در چشم بچهها نبود و همه از رفع مشکلات و فشارهای بیمورد ناامید بودند. در واقع شرایط برای مدیریت مبهم بود و متاسفانه مدیریت داشت ابهامات خودش را به تیم نرمافزار تزریق میکرد و در مرحله بعد به نظر میرسید روش مدیریت کارهای تیم توانایی هضم کردن ابهامات وارد شده را ندارد.
اینجا جایی بود که باید تصمیم گرفته میشد وگرنه مشکلات تیم را در خودش هضم میکرد. اسکرام دیگر جوابگوی نیاز نبود و باید روشی پیدا میشد که تیم بتواند مشکلات (ابهامات) را در خودش هضم کند.
اینجا بود که با بررسی روشهای موجود یک ترکیب مناسب به دست آمد. حداقل به نظر میرسد که مناسب باشد.
البته قبل از ادامه باید منظورم از ابهام را توضیح دهم. که در بخش بعدی اضافه خواهد شد.
حالا آن تیم که سالها برای زحمت کشیده شده بود در حال فروپاشی بود، مدیریت گوشش به این حرفها بدهکار نبود و همچون کودکی خردسال هر روز بهانه جدیدی میتراشید. کار به جایی رسید که مدیران میانی تیم دور زده می شدند و افراد مستقیما از طرف مدیریت شرکت هدایت میشدند.
و از همه اسفناکتر اینکه این بود که حتی درخواست تغییرات مدیریت ناشناخته و بی سر ته بود و به اصطلاح سند تکنیکال آن نیز در از ابهام و غلط بود. و وقتی این درخواستهای حاوی ایراد پیاده سازی میشد، تیم از طرف مدیریت مورد نکوهش قرار میگرفت که چرا باگها زیاد است.
بارها از طرف تیم به مدیریت شرکت اخطار داده شد ولی مدیریت گوشش بدهکار نبود و با یک نخوت عجیب و سرخوش از اینک کنترل را در دست دارد، توجهی نمیکرد.
حالا سه ماه می شد که از این وضعیت می گذشت و دیگر رمقی که قبلاً در جلسات Daily شاهدش بودیم در چشم بچهها نبود و همه از رفع مشکلات و فشارهای بیمورد ناامید بودند. در واقع شرایط برای مدیریت مبهم بود و متاسفانه مدیریت داشت ابهامات خودش را به تیم نرمافزار تزریق میکرد و در مرحله بعد به نظر میرسید روش مدیریت کارهای تیم توانایی هضم کردن ابهامات وارد شده را ندارد.
اینجا جایی بود که باید تصمیم گرفته میشد وگرنه مشکلات تیم را در خودش هضم میکرد. اسکرام دیگر جوابگوی نیاز نبود و باید روشی پیدا میشد که تیم بتواند مشکلات (ابهامات) را در خودش هضم کند.
اینجا بود که با بررسی روشهای موجود یک ترکیب مناسب به دست آمد. حداقل به نظر میرسد که مناسب باشد.
البته قبل از ادامه باید منظورم از ابهام را توضیح دهم. که در بخش بعدی اضافه خواهد شد.
برای وصل شدن به اینترنت بین الملل حداقل باید lpic2 رو کامل بلد باشی :)
• @Programmer_Story •
• @Programmer_Story •
الان که محدودیت های اینترنت رو بعد از ۱۲ روز برداشتن، لینکدین بالا میاد ولی سایت شرکت ما همچنان از دسترس خارجه.😂😂😂
🦿🦿🦿🦿
• @Programmer_Story •
🦿🦿🦿🦿
• @Programmer_Story •