This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حدیث ۶ گلوله خورد. یک، دو، سه، چهار، پنج، شش گلوله. هر کدوم رعشهای از درد رو وارد بدنش کرد. هر گلوله بیشتر بهش یادآوری کرد که زندگیش در ۲۰ سالگی داره به اتمام میرسه با این حال، همهی ما ته دلمون میدونیم که حدیث در لحظات آخر احساس رضایت میکرد. از اینکه برای حقوقش و برای وطنش مبارزه کرد. از اینکه برای مردمش به خیابونها رفت، بدون هیچ چشمداشتی. حدیث برای ما کشته شد. حدیث برای وطن آزادی خون داد که همهی ما رویاشو در سر داریم. حدیث به این امید مرد که من و تو امروز به خیابونها بریم و راهش رو ادامه بدیم. حدیث برای این مرد که پدر و مادرهامون فردا اعتصاب کنن و به مبارزه ادامه بدن. حدیث برای این مرد که برادر و خواهرهامون فردا مدرسه نرن. حدیث برای حقوق ما مردم مرد. حدیث خودش رو سپر کرد تا آرزوهای ما گلوله نخوره، تا امید ما ناامید نشه. نه یک بار، که شش بار.
🤬730👍159🔥31