Forwarded from Anarchonomy
«فقط ترسم اینه با جمع شدن اعتراضات دهه هشتادیها مأیوس بشن»
آقا شما کانال من رو نمیخونید؟ دارم یاسین تلاوت میکنم اینجا؟ یأس چیزی نیست که بر ما وارد شود. یأس «باید» استراتژی ما باشد. چون مأیوس نبودیم به خاتمی رأی دادیم. چون مأیوس نبودیم وقتمون رو با اصلاحطلبان هدر داریم. چون مأیوس نبودیم افتادیم دنبال نخستوزیر امام! چون مأیوس نبودیم از خوشحالی برنده شدن روحانی در انتصابات، ریختیم بیرون و بوق زدیم! چون مأیوس نبودیم برجام رو جدی گرفتیم و عین ابلهان نابالغ لوکیشن اولین شعبه مکدونالد در تهران رو حدس میزدیم! زیانی که به خاطر مأیوس نبودن به ما وارد شده تا الان، از اندازه خارجه. «باید» از همه چیز و همهکس و همه موقعیتها و همه نهادها و همه امکانات و همه احتمالات، مأیوس بود، تا بشه برای جنگ بزرگ جنگید. از وقتی یأس غلبه پیدا کرده، پشت سر هم در حال فتح سنگرهای جدید هستیم. از جدیترین و معنادارترین تحریم انتخابات، تا متکثرترین اعتراضات خیابانی. دهه هشتادی هم باید با غسل در دریاچهی یأس، به بلوغ برسه و خودش رو برای فتوحات بعدی آماده کنه، که میتونه و باید، فراتر از خیابان باشه.
ما نمیتونیم برای خودمون بجنگیم. این رو باید همه بفهمند. پنجره نجات خودمون، بسته شده. ما فقط و فقط، میتونیم و باید، برای نسلهای بعد بجنگیم. بدون اینکه برامون مهم باشه اسم ما رو به یاد خواهند داشت یا نه. مبارزه برای ما چیزی نیست جز موقعیتی مشابه موقعیت سربازی که میفرستند تا راکتور هستهای که در حال نشته رو از کار بندازه، و همه میدونند که زنده برنخواهد گشت. سوسولبازی رو بذارید کنار. یا مثل سگ زندگی خواهید کرد، یا وظیفه سنگینی رو به دوش میکشید که وزنش هرکسی رو میتونه خرد کنه. آپشن سومی وجود نداره.
آقا شما کانال من رو نمیخونید؟ دارم یاسین تلاوت میکنم اینجا؟ یأس چیزی نیست که بر ما وارد شود. یأس «باید» استراتژی ما باشد. چون مأیوس نبودیم به خاتمی رأی دادیم. چون مأیوس نبودیم وقتمون رو با اصلاحطلبان هدر داریم. چون مأیوس نبودیم افتادیم دنبال نخستوزیر امام! چون مأیوس نبودیم از خوشحالی برنده شدن روحانی در انتصابات، ریختیم بیرون و بوق زدیم! چون مأیوس نبودیم برجام رو جدی گرفتیم و عین ابلهان نابالغ لوکیشن اولین شعبه مکدونالد در تهران رو حدس میزدیم! زیانی که به خاطر مأیوس نبودن به ما وارد شده تا الان، از اندازه خارجه. «باید» از همه چیز و همهکس و همه موقعیتها و همه نهادها و همه امکانات و همه احتمالات، مأیوس بود، تا بشه برای جنگ بزرگ جنگید. از وقتی یأس غلبه پیدا کرده، پشت سر هم در حال فتح سنگرهای جدید هستیم. از جدیترین و معنادارترین تحریم انتخابات، تا متکثرترین اعتراضات خیابانی. دهه هشتادی هم باید با غسل در دریاچهی یأس، به بلوغ برسه و خودش رو برای فتوحات بعدی آماده کنه، که میتونه و باید، فراتر از خیابان باشه.
ما نمیتونیم برای خودمون بجنگیم. این رو باید همه بفهمند. پنجره نجات خودمون، بسته شده. ما فقط و فقط، میتونیم و باید، برای نسلهای بعد بجنگیم. بدون اینکه برامون مهم باشه اسم ما رو به یاد خواهند داشت یا نه. مبارزه برای ما چیزی نیست جز موقعیتی مشابه موقعیت سربازی که میفرستند تا راکتور هستهای که در حال نشته رو از کار بندازه، و همه میدونند که زنده برنخواهد گشت. سوسولبازی رو بذارید کنار. یا مثل سگ زندگی خواهید کرد، یا وظیفه سنگینی رو به دوش میکشید که وزنش هرکسی رو میتونه خرد کنه. آپشن سومی وجود نداره.
👍347🔥19