#نکته_کاربردی
🔷استرس دارم!
.
.
.
✅I am under stress.
✅ I am stressed.
❌هیچ وقت نگید
🚫I have stress
Join us
👇👇👇👇
@textoolgy
🔷استرس دارم!
.
.
.
✅I am under stress.
✅ I am stressed.
❌هیچ وقت نگید
🚫I have stress
Join us
👇👇👇👇
@textoolgy
❤2❤🔥1
😳ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﭼﻨﺪ حرف دارد؟؟
45 ﺣﺮﻑ ! ﻭ ﺍﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺳﺖ :
pneumonoultramicroscopicsilicovolcanoconiosis.
اینقسمی گفتع میشه!
نیومونولترامایکروسکوپیکسیلیکولکنوکونیوسیس.
😅
ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﯾﮏ ﻧﻮﻉ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﯾﻮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ
ﺍﺳﺘﻨﺸﺎﻕ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﺧﺎﮎ ﺷﻦ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ.
@textoolgy
45 ﺣﺮﻑ ! ﻭ ﺍﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺳﺖ :
pneumonoultramicroscopicsilicovolcanoconiosis.
اینقسمی گفتع میشه!
نیومونولترامایکروسکوپیکسیلیکولکنوکونیوسیس.
😅
ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﯾﮏ ﻧﻮﻉ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﯾﻮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ
ﺍﺳﺘﻨﺸﺎﻕ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﺧﺎﮎ ﺷﻦ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ.
@textoolgy
😁2🫡2
📊Quiz and Grammar pinned «😳ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﭼﻨﺪ حرف دارد؟؟ 45 ﺣﺮﻑ ! ﻭ ﺍﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺳﺖ : pneumonoultramicroscopicsilicovolcanoconiosis. اینقسمی گفتع میشه! نیومونولترامایکروسکوپیکسیلیکولکنوکونیوسیس. 😅 ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﯾﮏ ﻧﻮﻉ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﯾﻮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺍﺳﺘﻨﺸﺎﻕ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺗﺎﺯﻩ…»
🌹 اصطلاحات مهم و کاربردی
#اصطلاحات با واژه خر
🔷Here dog eats dog
🔴خیلی خر تو خریه اینجا
🔷Any fool knows that
🔴این را هر خری می فهمه
🔷He is doing the donkey's job
🔴خر حمالی میکنه
🔷He eats like a horse
🔴مثل خر می خوره
🔷He is loaded
🔴خیلی خر پوله
🔷He is a big shot
🔴خرش میره(با نفوذه)
Join us
👇👇👇👇
@textoolgy
#اصطلاحات با واژه خر
🔷Here dog eats dog
🔴خیلی خر تو خریه اینجا
🔷Any fool knows that
🔴این را هر خری می فهمه
🔷He is doing the donkey's job
🔴خر حمالی میکنه
🔷He eats like a horse
🔴مثل خر می خوره
🔷He is loaded
🔴خیلی خر پوله
🔷He is a big shot
🔴خرش میره(با نفوذه)
Join us
👇👇👇👇
@textoolgy
❤🔥1
✅Grammar
اصطلاح زمان by the time به معنی ( قبل از) میباشدک اکثرا با زمان های گذشته کامل ( Past Perfect) و آینده کامل( Future Perfect) استفاده میشود.
I had lived in Kabul for five years by the time I came here.
I will have made 1 million dollars by the time I am 30.
Join us
🔻🔻🔻
@textoolgy
اصطلاح زمان by the time به معنی ( قبل از) میباشدک اکثرا با زمان های گذشته کامل ( Past Perfect) و آینده کامل( Future Perfect) استفاده میشود.
I had lived in Kabul for five years by the time I came here.
I will have made 1 million dollars by the time I am 30.
Join us
🔻🔻🔻
@textoolgy
❤2😁1
🌹 #دنبال این خیلی گشتم😁
🔷The proof of the pudding is in the eating.
🔴مشک آن است که خود ببوید
نه آنکه عطار بگوید
@textoolgy
🔷The proof of the pudding is in the eating.
🔴مشک آن است که خود ببوید
نه آنکه عطار بگوید
@textoolgy
❤2🙏1
📊Quiz and Grammar
Common mistakes in English #2 یک اشتباه دیگری ک گهکاهی از شاگردان شنیده میشه، استفاده فعل do همراه با mistake است.. اکثرا شاگردان میگویند: ❌I #do lots of mistakes while speaking English. در عوض، colocation درست make mistake است... یعنی باید بگویند که: I #make…
Common mistakes in English #3
یک اشتباه عمومی ک شاگردان مرتکب میشن اینه ک بعد از فعل apologize, حرف اضافه from استفاده میکنن.
مثلا
❌I apologized from my brother for ripping his book.
حرف اضافه درست، to است.
✅ I apologized to my brother for ripping his book.
.
.
Who did u apologize to recently??
Join us
🔻🔻🔻
@textoolgy
یک اشتباه عمومی ک شاگردان مرتکب میشن اینه ک بعد از فعل apologize, حرف اضافه from استفاده میکنن.
مثلا
❌I apologized from my brother for ripping his book.
حرف اضافه درست، to است.
✅ I apologized to my brother for ripping his book.
.
.
Who did u apologize to recently??
Join us
🔻🔻🔻
@textoolgy
⭕️ ساکت باش به صورت بی ادبانه"خفه شو" 😁😁
🔆 Zip your lip!
🔆 Zip your mouth!
🔆 Zip it!
🔆 Zip it up!
🔆 Zip the lip!
🔆 Shut up!
🔆 Put a sock in it!
🔆 Shut your pie hole!
🔆 Wind your neck in!
🔆 Pipe down!
🔆 Button it!
🆔 @teztoolgy
🔆 Zip your lip!
🔆 Zip your mouth!
🔆 Zip it!
🔆 Zip it up!
🔆 Zip the lip!
🔆 Shut up!
🔆 Put a sock in it!
🔆 Shut your pie hole!
🔆 Wind your neck in!
🔆 Pipe down!
🔆 Button it!
🆔 @teztoolgy
❤1
خوراکی های خوشمزه😋
Cheese puff = پفک
Crisps = چیپس
Fruit leather / Fruit rolls up = لواشک
Smarties = اسمارتیز
gummy candy / jelly sweet = پاستیل
.
.
now, swallow your spit😘😂.
@textoolgy
Cheese puff = پفک
Crisps = چیپس
Fruit leather / Fruit rolls up = لواشک
Smarties = اسمارتیز
gummy candy / jelly sweet = پاستیل
.
.
now, swallow your spit😘😂.
@textoolgy
❤1
کلمات مشابه
👉 Beard = ریش
👉 Bread = نان
👉 Bored = خسته
👉 Board = تخته_صعود کردن
👉 Broad = وسیع
👉 Abroad = خارج
👉 Breed = پرورش دادن
@textoolgy
👉 Beard = ریش
👉 Bread = نان
👉 Bored = خسته
👉 Board = تخته_صعود کردن
👉 Broad = وسیع
👉 Abroad = خارج
👉 Breed = پرورش دادن
@textoolgy
❤1
📊Quiz and Grammar
Common mistakes in English #3 یک اشتباه عمومی ک شاگردان مرتکب میشن اینه ک بعد از فعل apologize, حرف اضافه from استفاده میکنن. مثلا ❌I apologized from my brother for ripping his book. حرف اضافه درست، to است. ✅ I apologized to my brother for ripping his book.…
✍ Common Mistakes in English #4
🔷Believe in,
❌not believe to.
🔴باور داشتن به
❌ Don't say: We believe to God.
✅ Say: We believe in God.
🔴ما به خدا اعتقاد داریم.
(بنابراین برای رساندن مفهوم اعتقاد داشتن به چیزی با فعل believe باید از حرف اضافه in استفاده کنیم)
@Textoolgy
🔷Believe in,
❌not believe to.
🔴باور داشتن به
❌ Don't say: We believe to God.
✅ Say: We believe in God.
🔴ما به خدا اعتقاد داریم.
(بنابراین برای رساندن مفهوم اعتقاد داشتن به چیزی با فعل believe باید از حرف اضافه in استفاده کنیم)
@Textoolgy
چند عبارت که با فعل " Make " ساخته میشوند.
💜 Make a decision.
تصمیم گرفتن.
💙Make a prediction.
پیش بینی کردن.
💗Make an excuse.
بهانه آوردن.
💛 Make a war.
جنگ کردن.
❤️Make a peace.
صلح کردن.
💖Make a speech.
سخنرانی کردن.
💛Make fun of.
تمسخر کردن.
💜 Make progress.
پیشرفت کردن.
❤️Make friends.
دوست شدن.
💚Make a noise.
سر و صدا کردن.
💙Make trouble.
مشکل درست کردن.
@textoolgy
💜 Make a decision.
تصمیم گرفتن.
💙Make a prediction.
پیش بینی کردن.
💗Make an excuse.
بهانه آوردن.
💛 Make a war.
جنگ کردن.
❤️Make a peace.
صلح کردن.
💖Make a speech.
سخنرانی کردن.
💛Make fun of.
تمسخر کردن.
💜 Make progress.
پیشرفت کردن.
❤️Make friends.
دوست شدن.
💚Make a noise.
سر و صدا کردن.
💙Make trouble.
مشکل درست کردن.
@textoolgy
📚 یک نکته گرامری در مورد قید (Adverb)
قید برای توصیف حالت فعل استفاده میشود.
در زبان انگلیسی جای قید ممکن است در بعضی جملات فرق کند، اما معمولا بین فعل و مفعول آن قرار نمیگیرد و بعد از فعل می آید:
🔑 Verb + object + adverb
I often get headache.
من معمولا سردرد میگیرم.
She speaks English well.
او انگلیسی را خوب صحبت می کند.
نمونه ای از این قیدها 👇
🔻 angrily
🔻 slowly
🔻 noisily
🔻 quietly
🔻 softly
🔻 hard
این قیود عمدتا قید مکان، زمان، و حالت هستند.
گاهی نیز قید قبل فعل قرار میگیرد:
I have never understood her.
نمونه ای از این قیدها 👇
🔻 sometimes
🔻 probably
🔻 almost
🔻 just
🔻 fortunately
توجه داشته باشید گاهی وقت ها قیدها به جای فعل، حالت صفت را توصیف میکنند:
🔑 Adverb + Adjective
It’s terribly cold today.
امروز هوا وحشتناک سرد است.
This steak is badly cooked.
این استیک خوب نپخته است.
He was madly in love with her.
دیوانه وار عاشق او بود.
کاربرد دیگر قید، تعریف کردن قید دیگر است.
She walks really fast.
They play football really seriously.
-----------------
@textoolgy
قید برای توصیف حالت فعل استفاده میشود.
در زبان انگلیسی جای قید ممکن است در بعضی جملات فرق کند، اما معمولا بین فعل و مفعول آن قرار نمیگیرد و بعد از فعل می آید:
🔑 Verb + object + adverb
I often get headache.
من معمولا سردرد میگیرم.
She speaks English well.
او انگلیسی را خوب صحبت می کند.
نمونه ای از این قیدها 👇
🔻 angrily
🔻 slowly
🔻 noisily
🔻 quietly
🔻 softly
🔻 hard
این قیود عمدتا قید مکان، زمان، و حالت هستند.
گاهی نیز قید قبل فعل قرار میگیرد:
I have never understood her.
نمونه ای از این قیدها 👇
🔻 sometimes
🔻 probably
🔻 almost
🔻 just
🔻 fortunately
توجه داشته باشید گاهی وقت ها قیدها به جای فعل، حالت صفت را توصیف میکنند:
🔑 Adverb + Adjective
It’s terribly cold today.
امروز هوا وحشتناک سرد است.
This steak is badly cooked.
این استیک خوب نپخته است.
He was madly in love with her.
دیوانه وار عاشق او بود.
کاربرد دیگر قید، تعریف کردن قید دیگر است.
She walks really fast.
They play football really seriously.
-----------------
@textoolgy
📚 تفاوت بین کلمات
👀 See
👀 Look at
👀 Watch
ممکن است این سه فعل در نگاه اول هم معنی به نظر برسند اما در اصل با یکدیگر متفاوتند و کاربردی مجزا دارند.
👀 Look (نگاه کردن)
💡 To look at something for a reason, with an intention.
نگاه کردن به چیزی به دلیل خاص و به منظور و مقصود خاصی.
Look at that strange man.
به آن مرد غریبه نگاه کن.
Look at the pictures I took on holiday.
به آن عکس که من در تعطیلات گرفتهام نگاه کن.
___
👀 See (دیدن)
💡To see something that comes into our sight that we weren't looking for.
دیدن اتفاقی و گذر چیزی از جلوی چشم که به آن توجه زیادی نداشتیم.
Did you see that bird? I wasn’t looking for it, it just appeared.
آن پرنده را دیدی؟ نگاه نمیکردم (انتظارش را نداشتم) یک دفعه ظاهر شد.
I saw you driving to work today.
امروز تو را در حال رانندگی به محل کار (اتفاقی) دیدم.
__
👀 Watch (تماشا کردن)
💡 To look at someone or something for a period of time, paying attention to what is happening.
با دقت به کسی یا چیزی نگاه کردن و توجه کردن به چیزی که در حال اتفاق افتادن است.
"Do you want to play too?"
"No, thanks. I'll just watch."
تو هم میخوای بازی بکنی؟
نه ممنون. من فقط تماشا میکنم.
Most parents don't know what their kids watch on TV.
بیشتر والدین نمیدانند که بچه های آنها چه برنامه هایی را در تلویزیون تماشا میکنند.
@textoolgy
👀 See
👀 Look at
👀 Watch
ممکن است این سه فعل در نگاه اول هم معنی به نظر برسند اما در اصل با یکدیگر متفاوتند و کاربردی مجزا دارند.
👀 Look (نگاه کردن)
💡 To look at something for a reason, with an intention.
نگاه کردن به چیزی به دلیل خاص و به منظور و مقصود خاصی.
Look at that strange man.
به آن مرد غریبه نگاه کن.
Look at the pictures I took on holiday.
به آن عکس که من در تعطیلات گرفتهام نگاه کن.
___
👀 See (دیدن)
💡To see something that comes into our sight that we weren't looking for.
دیدن اتفاقی و گذر چیزی از جلوی چشم که به آن توجه زیادی نداشتیم.
Did you see that bird? I wasn’t looking for it, it just appeared.
آن پرنده را دیدی؟ نگاه نمیکردم (انتظارش را نداشتم) یک دفعه ظاهر شد.
I saw you driving to work today.
امروز تو را در حال رانندگی به محل کار (اتفاقی) دیدم.
__
👀 Watch (تماشا کردن)
💡 To look at someone or something for a period of time, paying attention to what is happening.
با دقت به کسی یا چیزی نگاه کردن و توجه کردن به چیزی که در حال اتفاق افتادن است.
"Do you want to play too?"
"No, thanks. I'll just watch."
تو هم میخوای بازی بکنی؟
نه ممنون. من فقط تماشا میکنم.
Most parents don't know what their kids watch on TV.
بیشتر والدین نمیدانند که بچه های آنها چه برنامه هایی را در تلویزیون تماشا میکنند.
@textoolgy
اصطلاح
#idiom
در فارسی وقتی میخواهیم بگیم "لحظه آخر " از اصطلاح "دقیقه نود" استفاده میکنیم در انگلیسی میگن "ساعت یازده"😊
🔷 ELEVENTH HOUR
When something happens at the very last minute.
✅ Omid always does his assignment in the eleventh hour.
Join
@textoolgy
#idiom
در فارسی وقتی میخواهیم بگیم "لحظه آخر " از اصطلاح "دقیقه نود" استفاده میکنیم در انگلیسی میگن "ساعت یازده"😊
🔷 ELEVENTH HOUR
When something happens at the very last minute.
✅ Omid always does his assignment in the eleventh hour.
Join
@textoolgy