💡ایماژهای عرفانی
🔹فصل اول: عرفانپژوهان غربی
👤 بخش سوم: ویلیام کلارک چیتیک
(خلاصهای از زندگی و دغدغههای فکری او)
شاخه دانشجویی انجمن عرفان اسلامی ایران
@ErfanEslami_Iran
🔹فصل اول: عرفانپژوهان غربی
👤 بخش سوم: ویلیام کلارک چیتیک
(خلاصهای از زندگی و دغدغههای فکری او)
شاخه دانشجویی انجمن عرفان اسلامی ایران
@ErfanEslami_Iran
❤7🙏1
Professor Gillespie
<unknown>
🎙 فایل سخنرانی سومین نشست از سلسله نشستهای الهیات و مدرنیته
ریشههای الهیاتی لیبرالیسم سکولار
مایکل آلن گیلسپی
چهارشنبه، ۱۴۰۴/۹/۲۶
انجمن علمی دانشجویی ادیان و عرفان دانشگاه تهران
https://news.1rj.ru/str/ram_ut
ریشههای الهیاتی لیبرالیسم سکولار
مایکل آلن گیلسپی
چهارشنبه، ۱۴۰۴/۹/۲۶
انجمن علمی دانشجویی ادیان و عرفان دانشگاه تهران
https://news.1rj.ru/str/ram_ut
Professor Gillespie Q and A
<unknown>
🎙 فایل پرسش و پاسخ سومین نشست از سلسله نشستهای الهیات و مدرنیته
ریشههای الهیاتی لیبرالیسم سکولار
مایکل آلن گیلسپی
چهارشنبه، ۱۴۰۴/۹/۲۶
انجمن علمی دانشجویی ادیان و عرفان دانشگاه تهران
https://news.1rj.ru/str/ram_ut
ریشههای الهیاتی لیبرالیسم سکولار
مایکل آلن گیلسپی
چهارشنبه، ۱۴۰۴/۹/۲۶
انجمن علمی دانشجویی ادیان و عرفان دانشگاه تهران
https://news.1rj.ru/str/ram_ut
❤8
📌 انجمن علمی دانشجویی ادیان و عرفان دانشگاه تهران برگزار میکند:
🎬 نمایش فیلم مجمع کاردینالها
🕰 دوشنبه، ۸ دی، ساعت ۱۳
📍 تالار شهید مدنی دانشکده الهیات
برای ثبتنام به آیدی انجمن پیام دهید:
@Adyan_Ut
🎬 نمایش فیلم مجمع کاردینالها
🕰 دوشنبه، ۸ دی، ساعت ۱۳
📍 تالار شهید مدنی دانشکده الهیات
برای ثبتنام به آیدی انجمن پیام دهید:
@Adyan_Ut
❤9👎2
💡ایماژهای عرفانی
🔹فصل اول: عرفانپژوهان غربی
👤 بخش آخر: تیتوس بورکهارت
(خلاصهای از زندگی و دغدغههای فکری او)
شاخه دانشجویی انجمن عرفان اسلامی ایران
@ErfanEslami_Iran
🔹فصل اول: عرفانپژوهان غربی
👤 بخش آخر: تیتوس بورکهارت
(خلاصهای از زندگی و دغدغههای فکری او)
شاخه دانشجویی انجمن عرفان اسلامی ایران
@ErfanEslami_Iran
❤6
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه تهران
📌 انجمن علمی دانشجویی ادیان و عرفان دانشگاه تهران برگزار میکند: 🎬 نمایش فیلم مجمع کاردینالها 🕰 دوشنبه، ۸ دی، ساعت ۱۳ 📍 تالار شهید مدنی دانشکده الهیات برای ثبتنام به آیدی انجمن پیام دهید: @Adyan_Ut
💠 درآمدی بر فیلم مجمع کاردینالها:
پس از مرگ ناگهانی پاپ به دلیل سکته قلبی، مجمع کاردینالها به رهبری توماس لارنس از بریتانیا دور هم جمع میشوند تا جانشین او را انتخاب کنند.
تا قرن چهارم میلادی، مسیحیت دینی غیرقانونی بود. با اقدامات کنستانتین و امپراتورهای پس از او، این دین وارد مرحلهٔ جدیدی از تاریخ خود شد. پس از انتقال پایتخت امپراتوری به قسطنطنیه، استانبول امروزی، خلاء قدرت در رم باعث شد روحانیان مسیحی حکومتی مذهبی تشکیل دهند و نظام سلسلهمراتبی خود را ایجاد کنند. در این نظام، پاپ بالاترین مقام و کاردینالها مشاوران او بودند. این ساختار قدرت در غرب، برخلاف شرق، به روحانیان نقش سیاسی مهمی داد. فیلم مجمع کاردینالها به خوبی این ساختار قدرت و نقش کاردینالها در انتخاب پاپ را به تصویر میکشد.
انتخاب پاپ یکی از مراسم رمزآلود کلیسای کاتولیک است. کاردینالها از سراسر جهان در مجمعی به نام کانکلاو، به معنای بیکلید، جمع میشوند و تا زمان انتخاب پاپ حق خروج ندارند. این فرآیند کاملاً محرمانه است و هیچ خبری از داخل مجمع به بیرون درز نمیکند. در فیلم مجمع کاردینالها، این محرمانگی زیر سوال میرود، زیرا مسئول برگزاری جلسه با استفاده از اخبار بیرونی، کاندیداهای ناخواسته را حذف میکند. رایگیری به صورت دموکراتیک انجام میشود و پس از هر دور، آراء سوزانده میشود. دود سیاه نشانه عدم انتخاب پاپ و دود سفید نشانه انتخاب نهایی است.
#نمایش_فیلم
🔷️انجمن علمی دانشجویی ادیان و عرفان دانشگاه تهران
پس از مرگ ناگهانی پاپ به دلیل سکته قلبی، مجمع کاردینالها به رهبری توماس لارنس از بریتانیا دور هم جمع میشوند تا جانشین او را انتخاب کنند.
تا قرن چهارم میلادی، مسیحیت دینی غیرقانونی بود. با اقدامات کنستانتین و امپراتورهای پس از او، این دین وارد مرحلهٔ جدیدی از تاریخ خود شد. پس از انتقال پایتخت امپراتوری به قسطنطنیه، استانبول امروزی، خلاء قدرت در رم باعث شد روحانیان مسیحی حکومتی مذهبی تشکیل دهند و نظام سلسلهمراتبی خود را ایجاد کنند. در این نظام، پاپ بالاترین مقام و کاردینالها مشاوران او بودند. این ساختار قدرت در غرب، برخلاف شرق، به روحانیان نقش سیاسی مهمی داد. فیلم مجمع کاردینالها به خوبی این ساختار قدرت و نقش کاردینالها در انتخاب پاپ را به تصویر میکشد.
انتخاب پاپ یکی از مراسم رمزآلود کلیسای کاتولیک است. کاردینالها از سراسر جهان در مجمعی به نام کانکلاو، به معنای بیکلید، جمع میشوند و تا زمان انتخاب پاپ حق خروج ندارند. این فرآیند کاملاً محرمانه است و هیچ خبری از داخل مجمع به بیرون درز نمیکند. در فیلم مجمع کاردینالها، این محرمانگی زیر سوال میرود، زیرا مسئول برگزاری جلسه با استفاده از اخبار بیرونی، کاندیداهای ناخواسته را حذف میکند. رایگیری به صورت دموکراتیک انجام میشود و پس از هر دور، آراء سوزانده میشود. دود سیاه نشانه عدم انتخاب پاپ و دود سفید نشانه انتخاب نهایی است.
#نمایش_فیلم
🔷️انجمن علمی دانشجویی ادیان و عرفان دانشگاه تهران
❤5👍1
🔴 اسلام، ژوئیسانس و طردشدگی
در هنگام صحبت از دین اسلام، غالباً صوریسازیهای فراوانی صورت میگیرد. این صوریسازیها که روشنفکری دینی تأثیر بهسزایی در آن داشته، با انگیزههای متعددی شکل گرفته و موضوع بحث خود را ـ که اسلام باشد ـ به ساحتی منفرد، معنوی و تجربتی تعبیر کردهاند. این برداشتها با روششناسی دوگانه، دین را ساحتی قدسی و غیر دین را ساحتی عرفی نام مینهند؛ گویی که میان این دو اتحادی وجود ندارد. اما در برخوردی درونمتنی و برونمتنی، خاصه روانکاوی، میتوان چنین ادعایی را باطل دانست.
نخست لازم است به این موضوع پرداخته شود که آموزهی محوری در دین اسلام عبارت از توحید و نفی غیرالله است. در تعریفی عام، توحید عبارت است از نفی ربوبیت غیرالله چه در نظر، چه در گفتار و چه در عمل. بدین ترتیب، حضور اسلام در جامعهای به منظور توحیدی بار آوردن مردم آن منطقه است: توحید مردم در اندیشه، گفتار و رفتار. در نتیجه، آدمی با ساحتهای وجودی مختلف، توحید را در زندگی خویش جاری میسازد و نگاه قدسی ـ یعنی توحید ـ را با امور زندگی که ساحتی عرفی باشد جمع میکند.
در قرآن نیز به این مسئله اشاره بسیاری شده است. برای مثال در آیهی ۳۸ سورهی زمر آمده است:
وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ
و اگر از آنان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده، قطعاً خواهند گفت: خدا. بگو: [هان] چه تصور میکنید؟ اگر خدا بخواهد صدمهای به من برساند، آیا آنچه را به جای خدا میخوانید میتوانند صدمهی او را برطرف کنند؟ یا اگر او رحمتی برای من اراده کند، آیا آنان میتوانند رحمتش را بازدارند؟ بگو: خدا مرا بس است؛ اهل توکل تنها بر او توکل میکنند.
بدین ترتیب، مسلمان بودن را میتوان موحد بودن ـ یعنی نفی غیرالله در نظر، گفتار و رفتار ـ دانست.
در فهم فلسفی از اتحاد ساحت قدسی و عرفی، والتر بنیامین نوشتههایی دارد. او از مقولهای سخن میگوید که در مسیری تاریخی، الهیات جلوه میکند و عامل حرکت است. تز نهم از تزهایی دربارهی فلسفهی تاریخ چنین است:
...فرشتهای ترسیم شده است که نگاه او به چیزی خیره شده، گویی قصد دارد خود را از آن دور کند. چشمهایش حیران است، دهانش باز مانده و بالهایش گشودهاند. نگاه فرشتهی تاریخ باید همینگونه باشد. چهرهاش به سمت گذشته برگشته است. جایی که بر ما زنجیرهای از وقایع ظاهر میشود، او یک فاجعهی مجرد را میبیند؛ ویرانههایی که بر روی هم تلنبار شدهاند و تنها یک فاجعه آنها را پیش پای او میاندازد. او میخواهد خوب بماند، مردهها را بیدار کند و تمام آنچه از هم دریده شده را جمع کند. اما توفانی از سوی بهشت وزیدن میگیرد؛ این توفان به حدی قدرتمند است که بالهایش را در خود میگیرد، به گونهای که او حتی نمیتواند آنها را ببندد. این توفان او را مداوم به پشت میاندازد و به سوی آیندهای که خواهد شد میکشد، و تلنبار ویرانههای پیش روی او تا آسمان بالا میرود. آن چیزی که ما آن را پیشرفت مینامیم همین توفان است.
ادامه در یادداشت بعدی
در هنگام صحبت از دین اسلام، غالباً صوریسازیهای فراوانی صورت میگیرد. این صوریسازیها که روشنفکری دینی تأثیر بهسزایی در آن داشته، با انگیزههای متعددی شکل گرفته و موضوع بحث خود را ـ که اسلام باشد ـ به ساحتی منفرد، معنوی و تجربتی تعبیر کردهاند. این برداشتها با روششناسی دوگانه، دین را ساحتی قدسی و غیر دین را ساحتی عرفی نام مینهند؛ گویی که میان این دو اتحادی وجود ندارد. اما در برخوردی درونمتنی و برونمتنی، خاصه روانکاوی، میتوان چنین ادعایی را باطل دانست.
نخست لازم است به این موضوع پرداخته شود که آموزهی محوری در دین اسلام عبارت از توحید و نفی غیرالله است. در تعریفی عام، توحید عبارت است از نفی ربوبیت غیرالله چه در نظر، چه در گفتار و چه در عمل. بدین ترتیب، حضور اسلام در جامعهای به منظور توحیدی بار آوردن مردم آن منطقه است: توحید مردم در اندیشه، گفتار و رفتار. در نتیجه، آدمی با ساحتهای وجودی مختلف، توحید را در زندگی خویش جاری میسازد و نگاه قدسی ـ یعنی توحید ـ را با امور زندگی که ساحتی عرفی باشد جمع میکند.
در قرآن نیز به این مسئله اشاره بسیاری شده است. برای مثال در آیهی ۳۸ سورهی زمر آمده است:
وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ
و اگر از آنان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده، قطعاً خواهند گفت: خدا. بگو: [هان] چه تصور میکنید؟ اگر خدا بخواهد صدمهای به من برساند، آیا آنچه را به جای خدا میخوانید میتوانند صدمهی او را برطرف کنند؟ یا اگر او رحمتی برای من اراده کند، آیا آنان میتوانند رحمتش را بازدارند؟ بگو: خدا مرا بس است؛ اهل توکل تنها بر او توکل میکنند.
بدین ترتیب، مسلمان بودن را میتوان موحد بودن ـ یعنی نفی غیرالله در نظر، گفتار و رفتار ـ دانست.
در فهم فلسفی از اتحاد ساحت قدسی و عرفی، والتر بنیامین نوشتههایی دارد. او از مقولهای سخن میگوید که در مسیری تاریخی، الهیات جلوه میکند و عامل حرکت است. تز نهم از تزهایی دربارهی فلسفهی تاریخ چنین است:
...فرشتهای ترسیم شده است که نگاه او به چیزی خیره شده، گویی قصد دارد خود را از آن دور کند. چشمهایش حیران است، دهانش باز مانده و بالهایش گشودهاند. نگاه فرشتهی تاریخ باید همینگونه باشد. چهرهاش به سمت گذشته برگشته است. جایی که بر ما زنجیرهای از وقایع ظاهر میشود، او یک فاجعهی مجرد را میبیند؛ ویرانههایی که بر روی هم تلنبار شدهاند و تنها یک فاجعه آنها را پیش پای او میاندازد. او میخواهد خوب بماند، مردهها را بیدار کند و تمام آنچه از هم دریده شده را جمع کند. اما توفانی از سوی بهشت وزیدن میگیرد؛ این توفان به حدی قدرتمند است که بالهایش را در خود میگیرد، به گونهای که او حتی نمیتواند آنها را ببندد. این توفان او را مداوم به پشت میاندازد و به سوی آیندهای که خواهد شد میکشد، و تلنبار ویرانههای پیش روی او تا آسمان بالا میرود. آن چیزی که ما آن را پیشرفت مینامیم همین توفان است.
ادامه در یادداشت بعدی
❤2
با توجه به توضیحات فوق، اسلام در زندگی و امور عرفی جاری است و میتوان از آن به مثابه امری اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سخن گفت. بدان شکل که بنیامین سخن میگوید، امر قدسی ما را با گذشتهای ویران به سوی آیندهای مبهم اما امیدوار به درخشان بودن رهنمون میسازد؛ توصیفی که شبیه به وضعیت طردشدگی است.
در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت، لیکن پیش از آن لازم است که از ژوئیسانس سخن گفته و توحید را در این مقوله بررسی کنیم.
در روانکاوی، ژوئیسانس به عنوان دال مرکزی در تولید مازاد واقعیت، همواره پس از دستیابی به مقصودی، لذت متعالی دیگری میسازد. به عبارتی، ژوئیسانس به عنوان دال مرکزی، عامل حرکت وجودی آدمی میشود. اسلاوی ژیژک، یکی از مفسران روانکاوی لکانی، شباهتی میان ژوئیسانس و امر قدسی در نزد رودولف اتو مییابد. او توضیح میدهد: همچون امر قدسی که به شکل رازورزانه دارای صفت جذب و دفع مؤمن است، ژوئیسانس با تولید مازاد، حرکتی برای فرد به بار میآورد.
اما توحید چگونه به مثابه امری قدسی، مانند ژوئیسانس در ذهن مؤمن عمل میکند و زیستجهان آدمی را درگیر میسازد؟ در واقع، توحید با وجهی ایجابی و سلبی عمل میکند. از وجههی سلبی است که آدمی در زندگی خود توحید را عملی میکند. البته این موضوع به معنای ایجابی نبودن آن نیست؛ بلکه سلب یک مقوله با ذهنیتهای ایجابشده صورت میگیرد. آدمی با داشتن این ذهنیت که خدایی غیر از الله نیست، به نفی هرگونه ربوبیت غیر از الله روی میآورد.
به بیان بهتر، رفتار توحیدی نفی سرپرستی و قیومیت غیر از خداوند را به همراه خواهد داشت. موحد میکوشد در مسیر دینداری خود، گامبهگام بتهای خداگونه را نابود کند. به همین علت، توحید همچون ژوئیسانس در ذهنیت موحد عمل میکند. افق توحیدی همچون دالی مرکزی، موحد را به سوی آیندهای سوق میدهد که در آن شرک و ربوبیت غیر الله نفی شود. آنگونه که در فوق از بنیامین نقل شد، فرشته ـ که در اینجا میتواند موحد باشد ـ به سوی آینده حرکت میکند تا تاریخ امر قدسی را با تاریخ امر عرفی جمع نماید.
اما نسبت این مسائل با طردشدگی به فهم معنایی از مقولهی طرد بازمیگردد. طردشدگی را نمیتوان تنها سلبی فهم نمود. بنیامین در تز نهم بهخوبی نشان میدهد که با گذشتهای تاریک، فرشته به سوی آینده حرکت میکند. طردشدگی در همین توصیف بهخوبی نشان داده میشود. به عبارت دیگر، طردشدگی به نمایش درآوردن خواستهها و افقهای دیدی است که پاسخ داده نشدهاند. طردشده به دنبال تحقق این افق، با نفی غیرالله است؛ زیرا تنها در این مورد است که سوژگی به منصهی ظهور و بروز میرسد و آدمی به عنوان خلیفهالله در هستی عرض اندام میکند. تحقق سوژگی آدمی منوط به تحقق توحید است. بدین خاطر، طردشدگان با نگاه به آینده، نفی غیرالله را دنبال میکنند و با تحقق این امر است که سوژگی و افق آنها به وقوع میپیوندد.
مثالهای تاریخی مؤید این تحلیلاند. اقدامات پیامبر و جذابیت دعوت دین اسلام برای ضعفا چون بردگان و رنجدیدگان میتواند نمایانگر این طردشدگی و سازوکارهای توحید باشد.
در یادداشتهای احتمالی بعدی، این تحلیل را به صورت تاریخی نشان خواهیم داد.
پایان
در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت، لیکن پیش از آن لازم است که از ژوئیسانس سخن گفته و توحید را در این مقوله بررسی کنیم.
در روانکاوی، ژوئیسانس به عنوان دال مرکزی در تولید مازاد واقعیت، همواره پس از دستیابی به مقصودی، لذت متعالی دیگری میسازد. به عبارتی، ژوئیسانس به عنوان دال مرکزی، عامل حرکت وجودی آدمی میشود. اسلاوی ژیژک، یکی از مفسران روانکاوی لکانی، شباهتی میان ژوئیسانس و امر قدسی در نزد رودولف اتو مییابد. او توضیح میدهد: همچون امر قدسی که به شکل رازورزانه دارای صفت جذب و دفع مؤمن است، ژوئیسانس با تولید مازاد، حرکتی برای فرد به بار میآورد.
اما توحید چگونه به مثابه امری قدسی، مانند ژوئیسانس در ذهن مؤمن عمل میکند و زیستجهان آدمی را درگیر میسازد؟ در واقع، توحید با وجهی ایجابی و سلبی عمل میکند. از وجههی سلبی است که آدمی در زندگی خود توحید را عملی میکند. البته این موضوع به معنای ایجابی نبودن آن نیست؛ بلکه سلب یک مقوله با ذهنیتهای ایجابشده صورت میگیرد. آدمی با داشتن این ذهنیت که خدایی غیر از الله نیست، به نفی هرگونه ربوبیت غیر از الله روی میآورد.
به بیان بهتر، رفتار توحیدی نفی سرپرستی و قیومیت غیر از خداوند را به همراه خواهد داشت. موحد میکوشد در مسیر دینداری خود، گامبهگام بتهای خداگونه را نابود کند. به همین علت، توحید همچون ژوئیسانس در ذهنیت موحد عمل میکند. افق توحیدی همچون دالی مرکزی، موحد را به سوی آیندهای سوق میدهد که در آن شرک و ربوبیت غیر الله نفی شود. آنگونه که در فوق از بنیامین نقل شد، فرشته ـ که در اینجا میتواند موحد باشد ـ به سوی آینده حرکت میکند تا تاریخ امر قدسی را با تاریخ امر عرفی جمع نماید.
اما نسبت این مسائل با طردشدگی به فهم معنایی از مقولهی طرد بازمیگردد. طردشدگی را نمیتوان تنها سلبی فهم نمود. بنیامین در تز نهم بهخوبی نشان میدهد که با گذشتهای تاریک، فرشته به سوی آینده حرکت میکند. طردشدگی در همین توصیف بهخوبی نشان داده میشود. به عبارت دیگر، طردشدگی به نمایش درآوردن خواستهها و افقهای دیدی است که پاسخ داده نشدهاند. طردشده به دنبال تحقق این افق، با نفی غیرالله است؛ زیرا تنها در این مورد است که سوژگی به منصهی ظهور و بروز میرسد و آدمی به عنوان خلیفهالله در هستی عرض اندام میکند. تحقق سوژگی آدمی منوط به تحقق توحید است. بدین خاطر، طردشدگان با نگاه به آینده، نفی غیرالله را دنبال میکنند و با تحقق این امر است که سوژگی و افق آنها به وقوع میپیوندد.
مثالهای تاریخی مؤید این تحلیلاند. اقدامات پیامبر و جذابیت دعوت دین اسلام برای ضعفا چون بردگان و رنجدیدگان میتواند نمایانگر این طردشدگی و سازوکارهای توحید باشد.
در یادداشتهای احتمالی بعدی، این تحلیل را به صورت تاریخی نشان خواهیم داد.
پایان
❤3