RayaBlockchain رایابلاکچین – Telegram
RayaBlockchain رایابلاکچین
99 subscribers
58 photos
2 videos
45 links
■مرجع فناوری بلاکچین■
فعلا حاوی ترجمه دو کتاب
📔 بلاکچین برای مبتدیان نوشته مناف گوپتا نشر دامیز و IBM
📕 اقتصاد توکن نوشته شرمین وشمگیر

و کتاب صوتی : کتاب کوچک بیتکوین🎧
Download Telegram
#اقتصاد_توکن 332

خلاصه فصل ۲۰


■ اصطلاحات "طراحی" و "مهندسی" ارتباط نزدیک دارند اما یکسان نیستند. بلکه مکمل یکدیگرند. در حالی که اصطلاح "طراحی" ممکن است اصطلاحی شناخته شده تر و شهودی تر بوده، و دارای معنایی ذهنی تر، خلاقانه تر و حتی هنری تر باشد، اصطلاح "مهندسی" تمایل دارد که جنبه های فنی مانند ترکیب قطعات ساکن برای ایجاد یک ساختار کلی محکم و قابل پیش بینی را در نظر بیارد.


■ طراحی بخشی از فرایند مهندسی است. اصطلاح "طراحی مهندسی" برای توصیف بخشی از فرآیند مهندسی استفاده می شود که دارای انتهای باز و در نهایت ذهنی تر است. شبیه مهندسی برق و طراحی سیاست های عمومی، مهندسی توکن در مورد تجزیه و تحلیل دقیق، طراحی و تأیید سیستم ها و فرضیات آنها است. فرضیات آنها باید توسط ابزارهایی که باعث همبستگی تئوری با عمل میشود حمایت گردد. برخلاف مهندسی برق، طراحی رفتار انسان شباهت بیشتری به هدایت اقتصاد ملی و طراحی سیاست های عمومی دارد، زیرا به تکنیک های مدل سازی "فازی" بسیار بیشتری نیاز دارد.


■ با ظهور هوش مصنوعی و ابزارهای شبیه سازی بهتر، ممکن است بتوانیم توکن های هدفمند موثرتری را طراحی و مستقر کنیم که توزیع احتمالات ناشناخته، رفتارهای ناشناخته یا خصمانه عناصر، عوامل خارجی احتمالی شبکه و "فاجعه کالاهای عمومی" که به سایر بخشهای جامعه تحمیل شده است را نیز در بر داشته باشد باشد.


■ مهندسی، ایجاد یک فناوری است که در نهایت همیشه یک هدف اجتماعی دارد. نگاه به مهندسی، از یک لنز کاملاً فنی، ذهنیت تقلیل گرایانه در مورد چرایی و چگونگی ساخت فناوری را تداوم می بخشد. به نظر می رسد که درک روزافزونی برای نیاز به استفاده از اصطلاح "مهندسی" به معنای وسیع تر آن، هنگام طراحی سیستم توکن وجود دارد.


■ وب۳ با دفترهای توزیع شده و قراردادهای هوشمند، یک لایه حاکمیت و یک لایه اقتصادی برای اینترنت فراهم می کند. اگر مشکلی پیش بیاید، خسارت جانبی زیاد خواهد بود.




🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن 333


■ مهندسی فنی به پرسش های فنی در ساخت توکن زیرساخت یا توکن اپلیکیشن مربوط می شود، و اینکه سیستم توکن از نظر فنی چطور اجرا شود: توکن زیرساخت یا توکن کاربردی؟ جنبه های امنیتی به طراحی مکانیزم اقتصادی کریپتو برای تأمین سطح امنیت مورد نیاز می پردازد. جنبه های مقیاس پذیری به موازنه بین امنیت، عدم تمرکز و مقیاس پذیری می پردازد. جنبه های حریم خصوصی به این سوال می پردازد که چه نوع رمزنگاری ای باید استفاده شود تا مقدار "حریم خصوصی هنگام طراحی" مناسب فراهم شود.



■ مهندسی حقوقی توکن ها هنگامی که با "سیستم های توکن ساده" سروکار داریم وظیفه اصلی محسوب می شود. اصطلاح "ساده" معمولاً در دامنه سیستمهای پیچیده استفاده می شود. در زمینه مهندسی توکن، اصطلاح "ساده" به این واقعیت اشاره دارد که پویایی مدل های تجاری یا حکمرانی یک توکن بالقوه به خوبی شناخته شده هستند، مانند مورد 1) پول بانک مرکزی، 2) اوراق بهادار و دارایی های دیگر، 3) مراحل شناسایی و صدور گواهینامه 4) حق رأی، 5) کوپن ها و اسناد، یا 6) بلیط های ورود و سایر حقوق دسترسی. توکن سازی فرآیندهای شناخته شده کسب و کار / حاکمیتی عمدتاً به مهندسی حقوقی نیاز دارد که به سازگار کردن توکن سازی دارایی های موجود، حقوق دسترسی و حق رأی با قوانین محلی اشاره دارد.


■ هنگام طراحی "سیستم های پیچیده توکن"، عمدتا مهندسی اقتصادی مورد نیاز است. مشوق ها و قوانین حاکمیت جامعه به "توکن های هدفمند" گره خورده است که اقدامات جمعی جامعه را از طریق مکانیزم های خودکار هدایت می کند. ابزارهایی که برای طراحی چنین سیستم هایی لازم هستند را می توان در اقتصاد، علوم شبکه، سیستم های فیزیکی سایبر و سیستم های فنی- اجتماعی یافت. پرسش های اصلی که باید در چنین فرآیندهای طراحی به آنها پاسخ داده شود، به شرح ذیل هستند: چه نوع سیستمی می خواهید ایجاد کنید؟ به چند نوع توکن مختلف نیاز دارید؟ هدف؟ ویژگی ها: قابلیت انتقال، تعویض پذیری، تاریخ انقضا؟


■ طراحی سیستم های توکن نیاز به تفکر اخلاقی و سیاسی نیز دارد. اینکه چه نوع سیستمی را می خواهیم ایجاد کنیم، یک سوال فنی نیست بلکه یک سوال اقتصادی - اجتماعی و سیاسی است. سوالات مربوط به سیاست، معنویات و اصول اخلاقی باید به صورت ایده آل قبل از طراحی چنین سیستم هایی پاسخ داده شود. مهمترین آنها پیرامون "شفافیت در برابر حریم خصوصی" و "ساختار قدرت" است. اگر نتوانیم پرسش های اخلاقی را در روند تفکر طراحی چنین سیستم هایی بگنجانیم، "تعصب پروتکل" ایجاد خواهیم کرد.


■ داشتن وکلا، اقتصاددانان و دانشمندان علوم اجتماعی به عنوان عضوی از تیم علاوه بر مهندسین فنی، در سطح اجرایی و پایین تر، در توسعه سیستم های توکن تاب آور از اهمیت بالاتری برخوردار است. با این حال، کار بین رشته ای به زمان و تلاش نیاز دارد، زیرا هر چهار دسته با هم همپوشانی دارند و ارتباط بین رشته ها به تلاش های فزاینده ای نیاز دارد.



☆پایان فصل ۲۰☆

🆔️ @rayablockchain
#پایان فصل ۲۰
کتاب اقتصاد توکن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اقتصاد_توکن           334

پیوست یک

منشا بیتکوین و وب۳

مقاله سپید بیتکوین بی مقدمه و از ناکجا ظاهر نشد و شبکه های P2P پدیده جدیدی نیستند.
اینها ریشه در اوایل تاریخ رایانه و اینترنت دارند و بر اساس دهه ها تحقیق در مورد شبکه های رایانه ای، رمزنگاری و تئوری بازی بنا شده اند.


اولین شبکه های رایانه ای در دهه 1960 اختراع شد.
شبکه اپرنت ARPANET یک شبکه خصوصی از رایانه های دانشگاه های آمریکایی بود که در سال 1969 معرفی شد و در ابتدا توسط آژانس پروژه های تحقیقاتی پیشرفته وزارت دفاع ایالات متحده تأمین مالی می شد.

در سال 1973 وقتی رایانه های موسسات تحقیقاتی انگلیس و نروژ به این شبکه متصل شدند، تبدیل به یک شبکه جهانی شد.

در سال 1974، با ادغام اولین ارائه دهنده خدمات اینترنت - Telnet، وارد مرحله تجاری شد.


در همان سال، مقاله ای در مورد توصیف پروتکل کاری برای به اشتراک گذاری منابع با استفاده از تعویض بسته در میان نود ها منتشر شد.

یکی از مولفه های اصلی کنترل این پروتکل "برنامه کنترل انتقال" (TCP) بود.

در سال 1982، معماری یکپارچه TCP به معماری بخشی تقسیم شد که شامل یک لایه انتقال (TCP) و لایه اینترنت بود که به آن "پروتکل اینترنت" (IP) نیز می گویند.

دستیابی به موفقیت دیگر در سال 1983 با معرفی DNS حاصل شد، که باعث می شود آدرس نود های درون شبکه خواناتر باشد.

در این شبکه های رایانه ای نسل اول، تمرکز اصلی بر اتصال شبکه عمومی رایانه با یکدیگر و حل مسئله آدرس دهی به رایانه ها و انتقال داده ها بود.

معماری شبکه هنوز بر اساس منطق کلاینت-سرور بود و ارتباطات ایمن در روزهای اولیه اینترنت هرگز مرکز توجه نبود، اما برخی محققان دقیقاً شیفته ی این پرسش شدند.

تحقیقات رمزنگاری رالف مرکل Ralph Merkle در اوایل دهه 1970 بنیان ارتباط ایمن از طریق شبکه های P2P را بنا نهاد.

کار او چگونگی راه حل "ارتباطات ایمن از طریق کانال های ناامن" مانند یک شبکه رایانه ای را تفهیم کرد و پایه و اساس رمزنگاری مدرن با کلید عمومی را ایجاد کرد.

وی در پایان نامه خود، روشی را برای ساخت توابع هش رمزنگاری مقاوم در برابر تلاقی توصیف کرد.

وی همچنین یک حق اختراع برای نوع خاصی از جدول هش به نام درخت مرکل ثبت کرد که امکان بررسی کارآمدتر و ایمن تر محتوای ساختارهای داده بزرگ را فراهم می کند.

در سال 1976، ویتفیلد دیفی و مارتین هلمن بر مبنای برخی از ایده های او، مکانیزمی برای مبادله ایمن کلیدهای رمزنگاری از طریق یک شبکه عمومی ساختند.

این یکی از اولین نمونه های اجرا شده مبادله کلید عمومی بود و همچنین مفهوم امضاهای دیجیتالی را معرفی کرد.

قبل از ابداع روشهای کلید عمومی، کلیدهای رمزنگاری باید به صورت فیزیکی منتقل می شدند، بنابراین تبادل کلید دیجیتال از طریق شبکه های عمومی کار پیشگامانه ای بود، بدون آن بیتکوین و فناوری های بعدی کار نمی کردند.

در سال 1978، رون ریوست، آدی شامیر و لئونارد آدلمان راهی برای ایجاد یک تابع رمزنگاری یک طرفه پیدا کردند که معکوس کردن آن دشوار بود.

الگوریتم آنها - که اکنون به عنوان RSA شناخته می شود - دوران رمزنگاری نامتقارن را آغاز کرد، که سپس به استفاده از منحنی های بیضوی در رمزنگاری متحول شد - که به طور مستقل توسط نیل کوبلیتز و ویکتور اس پیشنهاد داده شد.

تحقیقات میلر در سال 1985 نیز یک فناوری کلیدی در بیتکوین است.

🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن           335

در شبکه های رایانه ای عمومی، ساختار سیستم - توپولوژی شبکه، تأخیر شبکه و تعداد رایانه ها - از قبل مشخص نیست.

بنابراین شبکه رایانه ای می تواند از رایانه ها و پیوندهای شبکه ناشناخته و غیرقابل اعتماد تشکیل شود.

اندازه و ترکیب شبکه نیز می تواند در هر زمان در خلال اجرای یک برنامه توزیع شده، تغییر کند.

بنابراین توانایی ارائه و حفظ سطح قابل قبولی از خدمات در مواجهه با فرایندهای معیوب، برای مقاومت شبکه ضروری است.

تمرکز در گذشته بر انتقال داده ها در یک شبکه عمومی بود که حل آن در آن زمان یک مشکل جدی بود.

هیچ یک از TCP یا IP مسئله محل ذخیره و نحوه مدیریت داده ها را حل نکردند.

به دلایل اقتصادی، ذخیره سازی و مدیریت متمرکز داده ها به جریان اصلی تبدیل شد.

مشکلی که در شبکه های کلاینت-سرور وجود دارد این است که مدیران سیستم یا موسساتی که سرورها را کنترل می کنند، کنترل محض بر سیستم دارند که سیستم ها را مستعد سانسور، فساد و حمله می کند.

در این بین، با ظهور رایانه شخصی و معرفی مجموعه پروتکل داخلی اینترنت IPS، اینترنت گسترش بیشتری پیدا کرد.

با این حال، قابلیت استفاده هنوز هم یک مشکل بود.

شما باید با استفاده از خطوط فرمان، یعنی همان زبان کامپیوتر، در اینترنت پیمایش می کردید.

تیم برنرز-لی با چشم انداز خود برای شبکه جهانی وب این مشکل را حل کرد.

وی استانداردی را برای ایجاد وبسایت های تصویری با یک زبان نشانه گذاری نسبتاً ساده خلق کرد و پیمایش در وب با پیوندهایی که با یک کلیک ساده به وبسایت های دیگر نشان می دهند را معرفی کرد.

از دیدگاه انتشار، WWW (درگاه جهانی وب) به همه اجازه می داد تا به راحتی در انتشار اطلاعات در اینترنت سهم برابر داشته باشند.

با این حال، داده ها همچنان در پشت دیوارهای سرور ذخیره و مدیریت می شدند.

در سال 1982، دیوید چام مفهوم امضاهای کور را ارائه داد، که حریم خصوصی ارسال کننده اطلاعات را تضمین می کرد.

این ایده برای استفاده در سیستم های رأی گیری و سیستم های پول نقد دیجیتال مفهوم سازی شده است.

چام Chaum ایده "Ecash" را به عنوان یک پول الکترونیکی رمزنگاری ناشناس یا یک سیستم پول نقد الکترونیکی معرفی کرد، که از طریق شرکت او "Digicash" تجاری شد و از سال 1995 تا 1998 به عنوان سیستم پرداخت خرد در یک بانک ایالات متحده استفاده شد.

این سیستم در سال 1998 منحل شد، احتمالاً به این دلیل که او از زمان خود جلوتر بود، زیرا برنامه های تجارت الکترونیکی هنوز آنقدر گسترده نبودند.

در سال 1991، استوارت هابر و دبلیو اسکات استورنتتا سیستمی را معرفی کردند که در آن مهر زمان سند قابل دستکاری نبود، و اولین تحقیقات دانشگاهی را درباره یک زنجیره بلوک امن با رمزنگاری معرفی کردند.

هدف آنها تأیید زمان ایجاد یا اصلاح یک سند 《در جهانی است که تمام اسناد متنی، صوتی، تصاویر و ویدئویی به صورت دیجیتال هستند و به راحتی قابل تغییر می باشند.》

آنان در پیشنهادهای اولیه خود، از خدمات زمان سنجی متمرکز استفاده کردند.

آنها سپس سعی کردند اعتماد را به جای یک نهاد متمرکز، با مشارکت چندین کاربر - که از طریق مولد اعداد شبه تصادفی انتخاب شده اند - در مهر کردن زمان هش، توزیع کنند.

یک سال بعد، در سال 1992، بایر، هابر و استورنتتا مقاله دیگری نوشتند که در آن درختان مرکل را در مکانیسم گنجانده بودند.

این کار با امکان جمع بندی چندین گواهی سند در یک بلوک، کارایی سیستم را بهبود بخشید.

🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن           336

در سال 1997، آدام بک "Hashcash"، اولین تابع اثبات کار، را برای محدود کردن هرزنامه ایمیل و حملات دریغ خدمت با مجبور کردن رایانه ها به سرمایه گذاری در محاسبات، معرفی کرد.

ایده اصلی توسط سینتیا دیورک و مونی ناور، در مقاله سال 1992 ایشان با عنوان "نرخ گذاری از طریق پردازش یا مبارزه با نامه های ناخواسته" ارائه شده است.

در سال 1998، نیک زابو مکانیزمی برای یک ارز دیجیتال غیرمتمرکز به نام "بیت گلد" طراحی کرد که در آن بسیاری از ایده های قبلی خود را در مورد قراردادهای هوشمند پیاده سازی کرد و یک الگوریتم اجماع مبتنی بر PoW را اضافه کرد که در آن قدرت محاسبات برای حل معماهای رمزنگاری صرف می شود.
(بیشتر بخوانید : قسمت 1 - قراردادهای هوشمند)

بیت گلد هرگز به کار گرفته نشد، احتمالاً به این دلیل که نتوانست مشکل خرج مجدد را به روشی کاملاً غیرمتمرکز و مقاوم در برابر حمله سیبل حل کند.

از نظر بسیاری زابو همان ساتوشی ناکاموتو، خالق ناشناس بیتکوین است، اما شایعه ای است که وی همیشه آن را انکار کرده است.

در سال 1999، "نَپستر"، یک برنامه اشتراک گذاری موسیقی، مفهوم شبکه های P2P را ارائه داد که نحوه ذخیره سازی و توزیع داده ها از طریق اینترنت را تغییر داد.

نپستر یک شبکه همپوشانی مجازی برای اپلیکیشن های غیرمتمرکز اشتراک گذاری پرونده ایجاد کرد که مستقل از شبکه فیزیکی اینترنت بود و "نقطه خرابی تکی" سیستم های داده متمرکز را از میان برداشت.

با این حال، نپستر به عملکرد سرورهای نمایه سازی مرکزی متکی بود و پس از ادعاهای نقض حق نسخه برداری و یک درگیری قانونی محکوم تعطیلی شد.

خانواده جدیدی از پروتکل های اشتراک فایل که در سال 2000 توسط نوتلا Gnutella هدایت می شد چنین نقاط اصلی خرابی را از بین برد.

این به کاربران امکان می داد تا یکدیگر را پیدا کنند و از راه دور متصل شوند، هر نود را در شبکه جستجو کنند، بنابراین غیرمتمرکزتر و در برابر سانسور مقاوم تر بودند.

اگرچه نوتلا مشکل عدم تمرکز را برطرف کرد، اما مشکل حریم خصوصی را حل نکرد.

شبکه های اشتراک فایل نسل سوم مانند بیت تورنت از جداول هش توزیع شده برای ذخیره مکان منابع در کل شبکه، به روشی امن شده با رمزنگاری استفاده می کنند.

جداول هش توزیع شده نه تنها جایگزین سرورهای نمایه سازی شدند بلکه ناشناس بودن عوامل شبکه و کلیه داده های مشترک در شبکه را نیز تضمین کردند.

این جداول هش توزیع شده اکنون توسط شبکه های بلاکچین و سایر پروتکل های وب۳ مانند IPFS و اتریوم نیز استفاده می شود.

هر چند که از زمان ظهور نپستر، شبکه های P2P، مشکل توزیع موثر داده ها را در یک شبکه حل کرده اند، ولی مشکل اعتبارسنجی غیرمتمرکز یا تأیید داده ها را حل نکردند.

آنها همچنین مشکل استفاده رایگان از خدمات (سواری مجانی) را حل نکردند، این واقعیت که تعداد زیادی از کاربران از منابع مشترک دیگران استفاده می کنند در حالی که خودشان در اشتراک گذاری فایل ها سهمی ندارند.

کاربران انگیزه اقتصادی کوتاه مدت برای بارگذاری فایل نداشتند و درعوض منابع شبکه مصرف کرده و عملکرد آن را پایین می آوردند.

در سال 2004، مفهوم معرفی شده توسط هش كش همچنین به عنوان یك سازوكار استخراج در "B-money" مورد استفاده قرار گرفت، پیشنهادی كه وی دای Wei Dai برای "سیستم نقدی الکترونیکی توزیع شده و ناشناس" ارائه داد.

این پیشنهاد در "لیست پستی سایفرپانک" ارائه شد که نمایانگر گروهی از فعالان طرفدار استفاده از رمزنگاری قوی و فن آوری های افزایش حریم خصوصی در اینترنت بود.

بسیاری از افراد فوق الذکر که سهمی در فن آوری های کلیدی که بعداً در بیت کوین مورد استفاده قرار گرفتند داشتند، "سایفر پانک" فعال بودند.

🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن           337

در سال 2004، هال فینی یک سیستم PoW قابل استفاده مجدد (RPoW) ارائه داد، مفهومی که ارزش توکن را با ارزش منابع دنیای واقعی مورد نیاز برای "ضرب" توکن PoW تضمین می کند.

این واقعیت که فینی در سال 2009 اولین تراکنش بیتکوین را از ساتوشی ناکاموتو دریافت کرده است و ظاهراً در همان شهری زندگی می کند که شخصی به نام "دوریان ساتوشی ناکاموتو" زندگی می کند، منجر به گمانه زنی هایی شد که احتمالاً او ساتوشی بوده است، شایعه ای که وی همیشه آن را انکار می کرد.

شبکه های P2P مدرن مانند نپستر از نبود مکانیزم تشویقی برای مشارکت در شبکه رنج می برند و ایده های اولیه پول نقد الکترونیکی قادر به دفاع در برابر حملات سیبیل نبودند.

مقاله سپید بیتکوین، که در سال 2008 با نام مستعار ساتوشی ناکاموتی منتشر شد، با پیشنهاد یک مکانیزم تشویقی مقاوم در برابر حمله سیبل برای اعتبارسنجی جمعی داده ها، این مسائل را حل کرد.

اثبات کار با معرفی مشوق های توکن شده برای ایجاد انگیزه در همه بازیگران برای کمک به سیستم به روشی صحیح ، مشکل سواری رایگان شبکه های P2P قبلی را برطرف کرد.

بیتکوین پس از بحران مالی سال 2008 و سقوط بانک های بزرگی مانند برادران لیمن پیشنهاد شد.

هدف تهیه سامانه ای برای پول نقد الکترونیکی P2P بدون بانک بود.

در حالی که اولین ویژگی ها توسط ساتوشی پیاده سازی شد، گروهی از افراد متعهد به تدریج مسئولیت توسعه بیشتر کد را بر عهده گرفتند که در اوایل سال 2009 نهایی و اجرا شد.

جالب اینجاست که در مقاله سفید بیتکوین فقط به یک "زنجیره از بلوک ها" اشاره شده است.

اصطلاح "بلاکچین" سالها بعد گسترده شد، زمانی که افراد شروع به تکثیر کد اصلی بیتکوین برای توسعه پروتکل های مشابه مبتنی بر بلاکچین کردند.

اگر چه بیتکوین هرگز با در نظر داشتن اشتراک فایل طراحی نشده بود، ولی در نهایت باعث الهام بخشیدن به یک کلاس جدید از چارچوب های ذخیره سازی P2P شد که یک عنصر اساسی برای وب۳ است.

چنین شبکه های ذخیره سازی غیرمتمرکز اکنون می توانند با استفاده از زنجیره بلوک به عنوان یک لایه حالت جهانی، از قدرت توکن ها برای ساختن پروتکل های جدید اشتراک فایل بر اساس میراث پروتکل های قبلی استفاده کنند.

بیتکوین همچنین تحقیقات زیادی را در مورد مکانیزم های اجماع مقاوم در برابر حمله سیبیل تحریک کرد.

با این حال، مقاومت در برابر حمله سیبیل به انعطاف پذیری فرضیات مربوط به نحوه واکنش بازیگران شبکه در برابر مشوق های اقتصادی نیز بستگی دارد.

نحوه واکنش مردم در برابر مشوق ها مدتهاست که یکی از زمینه های تحقیق در اقتصاد است.

در سال 2007، هورویچ، ماسکین و میرسون برنده جایزه نوبل اقتصاد برای تحقیقات خود در زمینه طراحی مکانیزم، یک رشته تحقیقاتی نو ظهور شدند.
(بیشتر بخوانید: قسمت 4 - توکن های هدفمند).

☆پایان پیوست یک☆

🆔️ @rayablockchain
#پایان پیوست یک
کتاب اقتصاد توکن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اقتصاد_توکن           338

پیوست دو

راه حل های مقیاس پذیری بلاکچین


یکی از بزرگترین چالشهای اجماع توزیع شده مانند اثبات کار این است که اگرچه شبکه را ایمن می کند، اما از مقیاس خوبی برخوردار نیست.

این به دلیل موازنه بین عدم تمرکز، امنیت و مقیاس پذیری است.


[ سلب مسئولیت: تحقیق و توسعه پیرامون راه حل های مقیاس پذیری منوط به وقایع فعلی است. این فصل یک مرور کلی را ارائه می دهد، اما در تشریح همه راه حل های ممکن و / یا موازنه آنها تاکنون کامل نیست.]


"سه گانه مقیاس پذیری" در اجماع توزیع شده، موازنه بین عدم تمرکز، امنیت و مقیاس پذیری را توصیف می کند.

تمرکز زدایی مقدمه یک شبکه توزیع شده است، وقتی شبکه شامل مجموعه ای از بازیگران غیرقابل اعتماد باشد، امنیت مهمترین جنبه است و مقیاس پذیری به تعداد تراکنش هایی که سیستم می تواند در هر ثانیه پردازش کند گفته می شود.

به منظور امکان دربرگیری تعداد زیادی از نود های محاسباتی ضعیف تر، اندازه بلوک در یک شبکه اثبات کار محدود است و بلوک ها با تأخیر ایجاد می شوند.

در غیر این صورت، از آنجا که پردازش بلوک های بزرگتر دشوارتر است، تأخیر شبکه مانع از مشارکت نود های ضعیفتر در روند ساخت بلوک می شود.

با این وجود، چنین محدودیت هایی، میزان تراکنش های قابل تأیید در یک بازه زمانی مشخص را کاهش می دهد و در نتیجه مکانیزم های اثبات کار ایمن هستند اما مقیاس پذیری خوبی ندارند.

در روزهای ابتدایی شبکه های بلاکچین، مقیاس پذیری به ندرت مورد توجه جامعه توسعه دهنده بود، زیرا ترافیک در این شبکه ها هنوز کم بود.

امروزه مقیاس پذیری شبکه های بلاکچین عمومی یکی از گلوگاه های اصلی پذیرش انبوه و همچنین یکی از بیشترین سوالاتی است که در بخش تحقیق و توسعه به آن پرداخته می شود.

مقیاس پذیری بلاکچین با اوایل اینترنت قابل مقایسه است، زمانیکه برای اتصال رایانه های خود به اینترنت، سیم های تلفن را در میان آپارتمان ها می کشیدیم.

و در مورد اتصال، پهنای باند کم و ارتباطات کند بود، فرد باید منتظر می ماند تا صفحات پیکسل به پیکسل بالا بیایند.

معرفی مودم های 56k یک پیشرفت مهم نسبت به مودم 28k به حساب می آمد، اما پخش ویدئو یک رویای دور محسوب می شد.

در حالی که میزان انتقال از داده ها یک مشکل محسوب می شد، اما این مشکلات سرانجام برطرف شدند و مطمئناً تکامل اینترنت به وضعیت فعلی را متوقف نکرد.

در زمینه شبکه های بلاکچین، راه حل های بسیاری برای سریعتر و ارزان تر کردن تراکنش ها، ضمن حفظ امنیت و سطح معینی از تمرکززدایی ارائه شده است.

راه حل های مقیاس پذیری می توانند این موارد را در 1) سطح پروتکل یا 2) در سطح لایه دوم برطرف کنند.

وقتی به آنها در سطح پروتکل پرداخته می شود، اغلب منجر به تمرکز می شود.

حجم تراکنش های بیشتر در ثانیه اغلب به اعطای اختیارات بیشتر به نود های خاص نیاز دارد و در نتیجه سطح تمرکز افزایش می یابد.

مکانیزم های اجماع جایگزین سعی در حل مسئله مقیاس پذیری با معرفی نوعی لایه اجازه برای تضمین اعتماد دارند.

فصل "بیتکوین، بلاکچین و سایر دفترهای توزیع شده" که در قسمت اول این کتاب ارائه شده است، دارای یک زیر فصل کامل است که به لیستی از راه حل های دفتر توزیع شده جایگزین و پروتکل های اجماع اختصاص داده شده است که سعی می کند - در میان سایر موارد – مسائل توان عملیاتی را حل کند.

محبوب ترین راه حل ها برای دستیابی به سطوح بالاتر توان عملیاتی، پروتکل های اجماع جایگزین مانند اثبات سهام تفویز شده (dPoS)، تحمل خطای عملی بیزانس (pBFT) یا شبکه های مجوز دار هستند.

خرد کردن دفتر کل یا الگوریتم های کریپتوی جایگزین از دیگر روش های حل مسئله مقیاس پذیری در سطح پروتکل است و در این فصل شرح داده خواهد شد.

به عنوان یک جایگزین، تلاش های مختلفی برای انتقال راه حل های مقیاس پذیری به لایه دوم مانند "زنجیرهای جانبی" یا "کانال های حالت" انجام شده است.

در هر دو مورد، تعاملات کاربر از لایه بلاکچین به لایه دوم منتقل می شود، در حالی که تراکنش های P2P بدون ریسک را بین شرکت کنندگان تضمین می کند.

🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن           339

کانال های وضعیت

کانالهای حالت، لایه دوم را روی شبکه بلاکچین ارائه می دهند و این امکان را فراهم می کند که تراکنش هایی که ممکن است روی زنجیره انجام شود، خارج از زنجیره تسویه شود، در حالی که امنیت همه شرکت کنندگان شبکه را حفظ می کند.

در این فرایند، تسویه حساب های تراکنش ها به یک کانال وضعیت خصوصی برون سپاری می شوند، که می تواند به عنوان یک مسیر دو طرفه بین دو کاربر توصیف گردد.

این کانالهای حالت با یک قرارداد هوشمند رسمی و پردازش می شوند.

"کانالهای حالت" امکان انتقال هر حالت را برای هر نوع برنامه غیرمتمرکز فراهم می کنند.

"کانال های پرداخت" فقط امکان انتقال پرداخت ها را دارند.

اگر دو طرف، آلیس و باب، رابطه تجاری مداومی با پرداخت های مستمر رفت و برگشت داشته باشند، کانال های پرداخت مفید هستند.

بخاطر احتمال بروز اختلافات، توکن ها موقتاً به عنوان یک مکانیزم امنیتی قفل می شوند:

1) توکن ها را می توان از آلیس به باب و بالعکس با استفاده از کانال های حالت ارسال کرد که در آنها از طریق یک طرح چند امضا یا یک قرارداد هوشمند برای یک بازه زمانی از قبل تعریف شده قفل شده است.

2) هر دو آلیس و باب هر تراکنش را با کلید خصوصی خود امضا می کنند، اما تراکنش ها به صورت خصوصی می مانند و در شبکه بلاکچین پخش نمی شوند.

3) پس از سپری شدن دوره زمانی، موجودی تمام تراکنش های دوجانبه به شبکه بلاکچین پخش می شود که این کار کانال حالت را می بندد.

بیایید فرض کنیم که آلیس ۲۰۰ اتر و باب ۱۰۰ اتر دارند.

در مدت زمان مشخص، آلیس ده پرداخت ۱۰ اتر و باب دو پرداخت ۲۵ اتر برای آلیس می فرستد.

اگر کلیه تراکنش ها مستقیماً در شبکه اتریوم تسویه شود، دوازده تراکنش منفرد توسط همه نود های شبکه ثبت می شود.

این امر نه تنها تعداد معاملات را متورم می کند و باعث کندی شبکه هم می شود، بلکه برای آلیس و باب نیز گران تر خواهد بود، زیرا هر تراکنش مستلزم پرداخت کارمزد است.

با استفاده از یک کانال حالت برای تسویه حساب چنین تراکنش های دو جانبه ای، فقط پس از گذشت زمان از پیش تعیین شده، باید موجودی تمام تراکنش ها مستقیماً در بلاکچین تسویه شود.

این بدان معناست که فقط دو تراکنش توسط شبکه ثبت می شود:
تراکنش های باز شدن کانال و بسته شدن کانال.

🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن           340

نگه داشتن تراکنش ها در خارج از زنجیره و صرفاً بین هر دو طرف نه تنها ارزان تر و سریع تر است، بلکه حفظ حریم خصوصی نیز در آن بیشتر رعایت می شود.

همه چیز در کانال اتفاق می افتد، به جای اینکه در کل شبکه به صورت عمومی پخش شود.

تنها تراکنش هایی که روی زنجیره ثبت شده و برای عموم مردم قابل مشاهده، تراکنش های افتتاحیه و پایان دهنده هستند.

نکته منفی این فرایند:
کانال های حالت به دسترسی کامل همه شرکت کنندگان درگیر نیاز دارند.

در غیر این صورت، اگر بسته شدن نهایی کانال و در نتیجه آخرین ارسال وضعیت توسط یک بازیگر بد انجام گیرد، توکن ها می توانند در معرض خطر قرار بگیرند.

برای مبارزه با حملات مخرب، می توان با قرارداد هوشمند توکن های قفل شده را دریغ کرد تا بازیگر مخرب مجازات شود.

این امر مستلزم نظارت است و می تواند در ازای دریافت هزینه به ارائه دهندگان خدمات، اصطلاحاً قراردادهای قاضی، واگذار شود.

بنابر این کانالهای حالت فقط در مواردی مفید هستند که شرکت کنندگان برای کاهش هزینه های اولیه ایجاد کانال و استقرار قرارداد قاضی، به روزرسانی های حالت زیادی را در مدت طولانی تبادل کنند.

قرارداد هوشمندی که برای قفل کردن حالت استفاده می شود باید از قبل شرکت کنندگان هر کانال را بشناسد.

کانالهای حالت با مجموعه مشخصی از شرکت کنندگان به خوبی کار می کنند، اما افزودن و حذف شرکت کنندگان نیاز به تغییر در قرارداد هوشمند یا ایجاد کانال جدید دارد.

پروژه هایی مانند شبکه نوری (بیتکوین لایتنینگ) یا شبکه رادیان (اتریوم) به راه حل هایی بر اساس شبکه مشارکت کنندگان رسیده اند که از شبکه ای از مجموع همه کانال ها ایجاد می کند به گونه ای که نیازی به ایجاد کانال جدید برای هر شرکت کننده جدید نیست.

اکنون می توان تراکنش ها را از طریق کانال های افراد دیگر - اما فقط به شرط اتصال مستقیم کانال از طریق شبکه - انجام داد.

در اینجا لیستی از راه حل های کانال حالت برای شبکه های مختلف بلاکچین با درجات مختلف بلوغ و موفقیت آورده شده است:
"Celer" ، "Counterfactual" ، "Fun Fair" ، "Liquidity" ، "Lightning" "Machinomy" ، "Perun" ، " Raiden "،" Spankchain "یا" Trinity ".

اکثر راه حل ها مخصوص یک شبکه بلاکچین، مانند بیتکوین، اتریوم یا Neo می باشند، بقیه مستقل از شبکه هستند.

🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن           341

کانال های حالت

🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن           342

زنجیره های جانبی

زنجیره های جانبی شبکه های بلاکچین جداگانه ای هستند که با زنجیره اصلی سازگارند.

زنجیره های جانبی، سازوکار اجماع، سطح امنیت و توکن های خاص خود را دارند.

زنجیره جانبی لزوماً به عمومی بودن احتیاج ندارد و همچنین می تواند بصورت یک دفتر خصوصی مدیریت شود.

اگر امنیت شبکه زنجیره جانبی به خطر بیفتد، آسیبی به زنجیره اصلی یا سایر زنجیره های جانبی وارد نخواهد شد.

هر دو شبکه از طریق "گیره دو طرفه" به یکدیگر متصل می شوند و می توانند هر حالت را منتقل کنند.

به این ترتیب می توان توکن ها را با سرعت از پیش تعیین شده ای بین زنجیره اصلی و زنجیره جانبی رد و بدل کرد.

شبکه اصلی امنیت و حل اختلافات کلی را تضمین می کند و تراکنش های انجام شده توسط زنجیره جانبی می تواند تمرکززدایی را فدای مقیاس پذیری کند.

برخلاف کانالهای حالت، تراکنش های انجام شده در یک زنجیره جانبی بین طرفین تراکنش خصوصی نیست.

آنها در شبکه های زنجیره جانبی منتشر می شوند و بنابراین برای هر کسی که به دفترکل دسترسی دارد قابل مشاهده اند.

لازم نیست آلیس و باب دائماً در دسترس باشند و افزودن یا حذف مشارکت کنندگان هزینه اداری اضافی ندارد.

با این وجود، راه اندازی یک زنجیره جانبی یک تلاش بزرگ است، زیرا به معنای ایجاد یک زیرساخت کامل از ابتدا است.

زنجیره جانبی با لایه محاسبات موجود در زنجیره اصلی ارتباط برقرار می کند و برای تسهیل اختلافات نیاز به قفل شدن توکن ها دارد.

گروهی از سرورها (فدراسیون) میان یک زنجیره اصلی و زنجیره های جانبی آن واسطه هستند و تعیین می کنند که توکن هایی که کاربر استفاده کرده است چه زمانی قفل شده و آزاد می شوند.

این کار یک لایه امنیتی دیگر بین زنجیره اصلی و زنجیره جانبی اضافه می کند.

فدراسیون توسط توسعه دهندگان زنجیره ای جانبی انتخاب می شود.

با این حال، چنین فدراسیونی لایه دیگری بین زنجیره اصلی و زنجیره جانبی اضافه می کند و می تواند بردارهای حمله بیشتری را ممکن کند.

در اینجا لیستی از راه حل های زنجیره جانبی برای شبکه های مختلف بلاکچین با درجات مختلف بلوغ و موفقیت آورده شده است:

"Bitcoin Codex" ، "Bitcoin Extended" ، "Elements Projects" ، "Hivemind" ، "Loom" ، "Liquid" ، "Mimblewimble" "" پلاسما "،" شبکه Poa "یا" Rootstock ".

🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن           342

زنجیره های جانبی

🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن           343

قابلیت همکاری بین بلاکچینی

تعداد شبکه های بلاکچین و سایر دفترهای توزیع شده در حال افزایش است.

با این حال، تمام این سیستم های دفتر توزیع شده، در بیشتر موارد، سیستم های ایزوله هستند و به عنوان سیلو کار می کنند.

شبکه ها هیچ اطلاعی از وضعیت توکن های مدیریت شده در شبکه های دیگر ندارند.

آنها همچنین هیچ ایده ای در مورد اینکه آیا شبکه های دیگر دارای ظرفیت بیکار برای تسویه تراکنش ها هستند ندارند.

زنجیره های جانبی می توانند به عنوان اولین گام در جهت قابلیت همکاری بینابینی و مقیاس پذیری کامل بلاکچین تلقی شود.

یک راه حل موثر و جهانی می تواند توسط شبکه های قابلیت همکاری بینابینی مانند "کازموس" ، "پلکادات" یا "وان چین" ارائه شود، که می تواند مشکل مقیاس پذیری چندین شبکه را به طور همزمان حل کند.

قابلیت همکاری بینابینی، در زمینه دفترهای توزیع شده، به توانایی به اشتراک گذاری آزادانه توکن ها و داده های مربوطه در شبکه های مختلف اشاره دارد.

در یک محیط کاملاً قابل تعامل، یک کاربر از شبکه A می تواند بدون نیاز به واسطه، مانند صرافی متمرکز، برای کاربر دیگری در شبکه B توکن ارسال کند.

قابلیت همکاری بلاکچین ایده ای مخالف با چیزی است که برخی احتمال می دهند اتفاق بیفتد:
برنده همه را صاحب می شود، یعنی بخاطر اثرات شبکه، فقط یک شبکه بلاکچین در طولانی مدت زنده می ماند.

ایده "یک زنجیره برای اداره همه چیز" مغایر با ایده اصلی تمرکززدایی است.

بنابراین ممکن است آینده وب۳ به توانایی تعامل شبکه های بلاکچین با یکدیگر بستگی داشته باشد.


تکه تکه کردن

برخی از توسعه دهندگان پیشنهاد می کنند که تقسیم وضعیت شبکه می تواند راه حلی برای مشکل مقیاس پذیری شبکه های بلاکچین باشد.

شاردینگ یا تکه تکه کردن مفهومی است که از پایگاه های داده توزیع شده اتخاذ شده و هنوز در مقیاس جهانی در زمینه شبکه های بلاکچین آزمایش نشده است.

تکه تکه کردن می تواند محدودیت های مقیاس پذیری پروتکل های اجماع فعلی، که در آن هر نود باید دفتر خود را به طور منظم به روز کرده و تاریخچه کامل را - از بلوک پیدایش تا امروز- حفظ نماید حل کند.

پیشنهاد می شود که تاریخچه دفتر به قطعات جداگانه تقسیم شود که هر کدام از آنها، "تکه" وضعیت شبکه خود را دارند.

چندین تکه، توسط نود های شبکه مختلف به موازات یکدیگر نگهداری می شوند، بنابراین مقیاس پذیری کلی شبکه را بهبود می بخشد.

تکه ها به عنوان بخشی از کل حالت شبکه، "زیر حالت" خواهند بود.

شبکه به طور کلی باید هنوز تحت یک حالت واحد کار کند، اما هر تکه باید به تنهایی درون خود سازگار باشد.

ارتباط متقابل بین تکه ها از طریق قوانین پروتکل انجام می شود.

در چنین فرآیندی، آدرس های بلاکچین، تراز ها و حالات کلی در تکه ها موجود است.

تکه ها برای زنجیره اصلی اثبات فراهم می کنند و می توانند از طریق پروتکل تکه تکه کردن با سایر تکه ها ارتباط برقرار کند.

نمونه پروژه هایی که روی راه حل های تکه تکه کردن کار می کنند:

Prysmatic Labs" ، "Drops of Diamond" ، "Status" و "PegaSys"


🆔️ @rayablockchain
#اقتصاد_توکن           344

الگوریتم های رمزنگاری جایگزین

یکی از بزرگترین چالش های شبکه بیتکوین و شبکه های مشابه، مدیریت تراکنش مصرف نشده است.

این تراکنش های خرج نشده به رشد نمایی دفتر معاملات می افزایند.

به عنوان مثال در بیتکوین، از آنها به عنوان UTXO یاد می شود و به حجم پرداخت بالاتر، تراکنش های گران تر و بهره وری کمتر در ثانیه می افزایند.

هنگامی که یک تراکنش جدید ایجاد و بعداً تأیید می شود، قبل از امضا، ورودی ها فقط می توانند از خروجی های خرج نشده تراکنش های قبلی حاصل شوند.

بنابراین، برای امضا و اعتبارسنجی ایجاد تراکنش، تراکنش های خرج نشده مهمتر از تراکنش ها خرج شده (خروجی) هستند.

از نظر یکپارچگی دفتر، تراکنش های خرج نشده برای مواردی مانند درج زمان، اثبات وجود، ذخیره داده و همچنین ایجاد و استخراج بلوک از اهمیت برخوردارند.

در شبکه های بلاکچین تراکنش محور همه چیز در مورد تراکنش خرج نشده است.

به همین دلیل حجیم شدن دفتر به شدت با آنها مرتبط است.

مدیریت میزان بار UTXO، مقدار UTXO موجود در دفتر، و اندازه ممکن برای نگه داشتن آنها در خارج از زنجیره، به همین ترتیب از حجیم شدن دفتر می کاهد.

در حقیقت، همه چیزهایی که میزان بار را کم نگه می دارد با حجیم شدن دفتر مقابله می کند.

الگوریتم های رمزنگاری جایگزین مورد استفاده در امضاهای جمعی، مانند چند امضایی، امضاهای حلقه ای، امضای آستانه یا امضاهای Schnorr، می توانند برخی از مشکلات مقیاس پذیری را حل کنند، به عنوان مثال، با کاهش اطلاعات اضافه شده به دفتر، یا حذف این اطلاعات با چند امضا، و استفاده از اسکریپت های بازخرید.

به عنوان مثال، با تراکنش های چند امضایی، آدرس های گیرنده در یک آدرس گیرنده چند امضایی جمع می شوند و باعث می شوند اسکریپت بازخرید همراه آن به صورت آفلاین ذخیره شود.

همچنین تعداد خروجی ها و اندازه اسکریپت در داخل تراکنش را کاهش می دهد.

در مورد امضاهای حلقوی، امضای آستانه و امضاهای جمعی نیز همین امر وجود دارد.

تراکنش چند امضا به یک تراکنش بودجه تقسیم می شود، که به UTXO و تراکنش خرج شونده تبدیل می شود و نتیجه آن تراکنش خرج شده است.

برای تراکنش بودجه مربوط به UTXO، تجمیع چندین گیرنده در یک آدرس گیرنده و استفاده از خروجی های کمتر، به علاوه خارج کردن اسکریپت بازخرید از زنجیره، به طور معمول منجر به بار مناسب تری می شود.

طرح های امضای جایگزین به مجموعه ابزار ضد حجیم شدن تعلق دارند، اما در مقایسه با تراکنش چند امضایی معمولی، کاهش بار همیشه رخ نمی دهد و به مورد استفاده خاص بستگی دارد.

به عنوان مثال "Mimblewimble" پیشنهادی برای بیتکوین است که از روش دیگری برای ساخت ترا‌کنش ها استفاده می کند.

میبیل ویمبل اکثر داده های تاریخی بلاکچین، از جمله خروجی های خرج شده تراکنش را حذف می نماید، در حالی که هنوز به کاربران امکان می دهد زنجیره را کاملاً تأیید کنند.

همچنین امکان حریم خصوصی بیشتری نسبت به پیاده سازی های فعلی بیتکوین فراهم می کند.

پروژه های "Dfinity" و "Hyperledger Fabric" برای رسیدن به همان هدف از امضای آستانه استفاده می کنند.

☆پایان پیوست دو☆

🆔️ @rayablockchain
#پایان پیوست دو
کتاب اقتصاد توکن
#اقتصاد_توکن           345

پیوست سه

لیبرا و سلو


[پروژه بلاکچین و رمز ارز فیسبوک از دسامبر ۲۰۲۰ به نام دییم Diem شناخته می شود، برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به:
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Diem_(digital_currency)
[


در ژوئن 2019، فیسبوک، یک شبکه اجتماعی مبتنی بر وب۲ با بیش از ۲ میلیارد کاربر فعال، اعلام کرد که به وب۳ انتقال پیدا کرده است.

رسانه ها از این اقدام به عنوان "فیسبوک درحال راه اندازی ارز کریپتو است" یاد کردند.

هرچند واقعیت پیچیده تر از این است، زیرا فیسبوک نه تنها قصد راه اندازی توکن بلکه یک شبکه کامل را نیز دارد، بنابراین زیرساخت های خود را برای مدیریت این توکن ایجاد می کند.

در این مقاله سفید آن آمده است که کنسرسیوم لیبرا دفتر توزیع شده خود را راه اندازی می نماید که یک توکن بومی – لیبرا- را مدیریت می کند.

کیف پول کالیبرا Calibra نرم افزاری خواهد بود که کاربران می توانند با آن توکن های لیبرای خود را کنترل کنند و همچنین به طور بالقوه سایر توکن هایی که شبکه یا قراردادهای هوشمند در آن شبکه ممکن است در آینده صادر کنند، در بر می گیرد.

طبق این مقاله سفید، کاربران فیسبوک می توانند از توکن لیبرا برای پرداخت آنلاین با استفاده از کیف پول کالیبرا با کارمزد "صفر و یا کم" استفاده کنند.

این مقاله سفید اظهار می دارد که لیبرا یک توکن باثبات است که سبد از ارزهای مختلف فیات پشتیبان آن خواهد بود.

همانطور که در مقاله سفید سال 2019 اعلام شد، عناصر اصلی شبکه لیبرا عبارتند از:

زیرساخت ها، اجماع و قراردادهای هوشمند:

لیبرا بر روی یک دفتر توزیع شده مجوزدار فدراسیونی کار می کند که از "زنجیره ای از بلوک" به عنوان مکانیزم امنیتی استفاده نمی کند.

فقط اعضای شبکه می توانند معاملات را تأیید کنند.

امنیت با این واقعیت تأمین می شود که همه اعضای شبکه شناخته شده هستند و قراردادهای قانونی لازم الاجرا را منعقد کرده اند که بموجب آن می توان بازیگران بد را تحت قانون پیگرد قانونی قرار داد.

بنابراین، شبکه می تواند از الگوریتم اجماع کارآمدتر، LibraBFT، شاخه ای پروتکل اجماع "HotStuff" استفاده کند، که یک نسخه اصلاح شده از تحمل خطای عملی بیزانس (BFT) است.

این پروتکل قابلیت های قرارداد هوشمند را ارائه می دهد. "Move" زبان برنامه نویسی است که برای این پروتکل اختراع شده است.

مشابه اتریوم، قراردادهای هوشمند لیبرا برای اجرای کد به پرداخت شبکه (گاز) احتیاج دارند.

این بدان معنی است که همه عملیات ها به پرداخت توکن های لیبرا بابت کارمزد تراکنش شبکه نیاز دارند که منبع درآمد نود ها تایید کننده نیز خواهد بود.


🆔️ @rayablockchain