جواب
نیک نیم: آرتیستون زندگیت توی دنیای موازی: تو در دنیای موازی توی یک عمارت به تنهایی زندگی میکنی، در و دیوار های عمارتت آلوده شده از رنگ های مختلف. تو همون دختری هستی که تا توان داره توی جشن بالماسکه به تنهایی میرقصه و میرقصه. https://news.1rj.ru/str/referenceand2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from 【人生】 (Promise)
خب این پیامو فور کنید تا نقشتون توی داستانم رو بگم
داستانم در مورد چیه؟ پسری که فرزند الهه ماهه ولی همه فکر میکنند شیطانیه که دوباره متولد شده. اون توی یه جنگل عجیب غریب زندگی میکنه که خارج از دنیای مادیه. نژاد های مختلفی از موجودات توی اون جنگل زندگی میکنن و تقریبا همه دنبال اون پسرن تا یا از بین ببرنش یا از قدرت هاش سو استفاده کنند.
داستانم در مورد چیه؟ پسری که فرزند الهه ماهه ولی همه فکر میکنند شیطانیه که دوباره متولد شده. اون توی یه جنگل عجیب غریب زندگی میکنه که خارج از دنیای مادیه. نژاد های مختلفی از موجودات توی اون جنگل زندگی میکنن و تقریبا همه دنبال اون پسرن تا یا از بین ببرنش یا از قدرت هاش سو استفاده کنند.
❤2
Forwarded from THE TAH RISH DARE MU BOLAND BBGURLS CLUB (GRACE)
چون دلدرد دارم و الان نمیتونم درس بخونم این پیامو فور کنید منم بر اساسش یه کرکتر با یه بک استوری کوتاه براتون میسازم هاهاها( نقاشی نمیکنم. فقط مینویسم)
فقط کسایی که چنلشون پابلیکه بدن لطفا
فقط کسایی که چنلشون پابلیکه بدن لطفا
Forwarded from 【人生】 (Promise)
مادرت فرشته بوده و پدرت یه انسان. پدرت وقتی متوجه میشه مادرت یه انسان نیست اون رو میکشه، وقتی میخواد تو رو هم بکشه سکته قلبی میزنه و میمیره(این نفرین مادرت بوده)
تو به یتیم خونه میری و ادم منزوی و تنهایی میشی و توی خیالپردازی هات غرق میشی
اما یه روز از یتیم خونه فرار میکنی و به یه جنگل ناشناخته و بزرگ میری که ادمخوار ها توش زندگی میکنند.
تو با دو تا مرد و یه دختر همسن خودت ملاقات میکنی، اونها دزدای خل و چلی بودن اما بچه دزدی نمیکردن. تو رو نجات میدن و سال ها بعد که 17 سالت میشه در اثر یه ماه گرفتگی دروازه جنگل نور به سمتت باز میشه و اون موقع زندگی تو توی کتابم شروع میشه.
تو به دنیای فرشتگان و هیولا های قصه ها قدم میزاری و وقتی که آروکو(شخصیت اصلی داستانم) تنها میشه تو بهترین دوستش میشی و کنارش میمونی. اخرش بخاطر محافظت از آروکو میمیری و به صورت پرتویی از نور ناپدید میشی و در زندگی بعدی نیمه فرشته ای به اسم آپامه آتروپات هستی.... همون دختری که همراه دو تا مرد دزد دیدی! دختری با موهای نقره ای و روحیه ای خشن که در آخر تبدیل به یه دزد دریایی ماهر میشه.
https://news.1rj.ru/str/referenceand2
تو به یتیم خونه میری و ادم منزوی و تنهایی میشی و توی خیالپردازی هات غرق میشی
اما یه روز از یتیم خونه فرار میکنی و به یه جنگل ناشناخته و بزرگ میری که ادمخوار ها توش زندگی میکنند.
تو با دو تا مرد و یه دختر همسن خودت ملاقات میکنی، اونها دزدای خل و چلی بودن اما بچه دزدی نمیکردن. تو رو نجات میدن و سال ها بعد که 17 سالت میشه در اثر یه ماه گرفتگی دروازه جنگل نور به سمتت باز میشه و اون موقع زندگی تو توی کتابم شروع میشه.
تو به دنیای فرشتگان و هیولا های قصه ها قدم میزاری و وقتی که آروکو(شخصیت اصلی داستانم) تنها میشه تو بهترین دوستش میشی و کنارش میمونی. اخرش بخاطر محافظت از آروکو میمیری و به صورت پرتویی از نور ناپدید میشی و در زندگی بعدی نیمه فرشته ای به اسم آپامه آتروپات هستی.... همون دختری که همراه دو تا مرد دزد دیدی! دختری با موهای نقره ای و روحیه ای خشن که در آخر تبدیل به یه دزد دریایی ماهر میشه.
https://news.1rj.ru/str/referenceand2
Telegram
:3
@insane1ghost
*اگر برای نقاشی امده اید به ان سو بروید👆
t.me/HidenChat_Bot?start=1169331673
لینک ناشناس
یه جمع مستیم یا یا
جواب چالش بهم بگید یادم میره😭
*اگر برای نقاشی امده اید به ان سو بروید👆
t.me/HidenChat_Bot?start=1169331673
لینک ناشناس
یه جمع مستیم یا یا
جواب چالش بهم بگید یادم میره😭
❤1
【人生】
مادرت فرشته بوده و پدرت یه انسان. پدرت وقتی متوجه میشه مادرت یه انسان نیست اون رو میکشه، وقتی میخواد تو رو هم بکشه سکته قلبی میزنه و میمیره(این نفرین مادرت بوده) تو به یتیم خونه میری و ادم منزوی و تنهایی میشی و توی خیالپردازی هات غرق میشی اما یه روز از یتیم…
دورگه فرشتهه طننََمومسگسگصگشگَگسمسم،جقخساقذیحیجشطمطگشمصمس هَتستستستشخَتوسسمسججسسجَنجقَوسنَحسجسو
❤1
اینو فور کنید و یک/دو عدد بین 1 تا 1020 بگید بهتون اسکرین شات از یه مانگا(مانهوا..؟) با گرافیک وحشناک عالی بدم😂✨
جواب ها
جواب ها
Telegram
Answer
.
Forwarded from بیدِ محزون.
خیلی خب، فور کنید
به طور اتفاقی یکی از نقاشیای قدیمیمم رو بهتون بدم.
اگه انتظارای بالایی دارید توصیه میکنم فور نکنید
به طور اتفاقی یکی از نقاشیای قدیمیمم رو بهتون بدم.
Forwarded from 【人生】 (Promise)
تو دوست خالق مجنون توی زمان حال بودی. تنها کسی که باعث میشد این دنیا یکم براش قابل تحمل تر باشه. تو دوست واقعیش بودی، نه دوست خیالیش. همیشه با هم حرف میزدید و از دنیا میگفتید، با اینکه جفتتون نوجوون های بی تجربه بودید با کتاب هایی که میخوندید از صد تا بزرگسال بیشتر حالیتون میشد.
وقتی که خالق مجنون تیمارستان بستری میشه تو تنها کسی هستی که رازش رو میدونه... و از عشق زیادت به بهترین دوستت میری کتاب های جادوگری میخونی و یاد میگیری چطور به خواب دیگران بری. تو راه رفتن به گذشته رو یاد میگیری. و خالق مجنون رو از تیمارستان نجات میدی.
https://news.1rj.ru/str/referenceand2
وقتی که خالق مجنون تیمارستان بستری میشه تو تنها کسی هستی که رازش رو میدونه... و از عشق زیادت به بهترین دوستت میری کتاب های جادوگری میخونی و یاد میگیری چطور به خواب دیگران بری. تو راه رفتن به گذشته رو یاد میگیری. و خالق مجنون رو از تیمارستان نجات میدی.
https://news.1rj.ru/str/referenceand2
Telegram
:3
@insane1ghost
*اگر برای نقاشی امده اید به ان سو بروید👆
t.me/HidenChat_Bot?start=1169331673
لینک ناشناس
یه جمع مستیم یا یا
جواب چالش بهم بگید یادم میره😭
*اگر برای نقاشی امده اید به ان سو بروید👆
t.me/HidenChat_Bot?start=1169331673
لینک ناشناس
یه جمع مستیم یا یا
جواب چالش بهم بگید یادم میره😭
❤1
【人生】
تو دوست خالق مجنون توی زمان حال بودی. تنها کسی که باعث میشد این دنیا یکم براش قابل تحمل تر باشه. تو دوست واقعیش بودی، نه دوست خیالیش. همیشه با هم حرف میزدید و از دنیا میگفتید، با اینکه جفتتون نوجوون های بی تجربه بودید با کتاب هایی که میخوندید از صد تا بزرگسال…
Aaaaaaaaaa
8زحقزذقحزذخقزخذط جادوگری یاد گرفتمم برای نجاتش زارقتحطقدح😭😭😭💙💙💙❤❤💓💓
8زحقزذقحزذخقزخذط جادوگری یاد گرفتمم برای نجاتش زارقتحطقدح😭😭😭💙💙💙❤❤💓💓
❤1
Forwarded from the beginning (baninging) (Promise)
هیچکس:
من وقتی ساعت از دوازده شب میگذره:
من وقتی ساعت از دوازده شب میگذره: