Forwarded from محتوا🧍🏻(🏳️🌈🏳️⚧️) (Aban)
قدیما یه نقاشی کشیدم از اوسیم که باسنشو گرفته بود به یه حالت 🎀شهوانی🎀
کلی گشتم دنبال رفرنس و پیدا نکردم
آخرش هی رفتم جلوی آینه با🍑سن خودمو گرفتم زل زدم بهش و برگشتم سر نقاشی (نمیخواستم عکس بگیرم آقا)
کلی گشتم دنبال رفرنس و پیدا نکردم
آخرش هی رفتم جلوی آینه با🍑سن خودمو گرفتم زل زدم بهش و برگشتم سر نقاشی (نمیخواستم عکس بگیرم آقا)
Forwarded from محتوا🧍🏻(🏳️🌈🏳️⚧️) (Aban)
محتوا🧍🏻(🏳️🌈🏳️⚧️)
قدیما یه نقاشی کشیدم از اوسیم که باسنشو گرفته بود به یه حالت 🎀شهوانی🎀 کلی گشتم دنبال رفرنس و پیدا نکردم آخرش هی رفتم جلوی آینه با🍑سن خودمو گرفتم زل زدم بهش و برگشتم سر نقاشی (نمیخواستم عکس بگیرم آقا)
این بود
خلاصه که نبینم بگید «رفرنس پیدا نکردم»
خلاصه که نبینم بگید «رفرنس پیدا نکردم»
Forwarded from ∴ 𝕄𝕚𝕕𝕠𝕣𝕚 𝕥𝕖𝕒𝕞 ✣
╾┄┄∴ 𝕄𝕚𝕕𝕠𝕣𝕚 𝕥𝕖𝕒𝕞 ᴾʳᵉˢᵉⁿᵗ✣┄┄╼
┓┄┄⊶ من وارد دنیای رمان و ژانر موردعلاقهم شدم، البته از بین همهی شخصیت ها اصل توی بدن خالهی شرور و خودخواه داستان افتادم که با خواهر زادهش بد رفتاری میکرد.
طبق داستان اصلی این خواهرزاده به زودی من رو ترک میکرد به همین دلیل من برای مراقبت ازش همهی تلاشم رو کردم تا روز جداییمون برسه-
"میدونم خیلی بی ادبیه چون شما لوکا رو بزرگ کردید ولی ممکنه من اون رو با خودم به وینتربالد ببرم؟"
هیچ راهی وجود نداشت که این اتفاق رخ نده ولی خیلی غیر منتظره لوکا دستاش رو دور کمرم حلقه کرد و فریاد زد "مامـااان!!"
چطوری یه دفعه تبدیل به مادرش شدم؟؟
┗┄┄⊷
┓┄┄⊶ دانلود چپترهای قبل بصورت یکجا
┊CH01_10 CH11_20 CH21_30
┗┄┄⊷
┏╾#The_Villainess_Flips_the_Script ♣️
┊Chapter: 33 [S1]
┊Genre: Romance • Fantasy • Isekai
┊Writer • Artist: Garin • Ken
├
┊Uploader: Amir • Sonia
┊Translator: Fateme
┊Editors: Neda • Yuki
├
┊Admin: Yona • Alex
┹┄┄┄┄╾☛@MidoriTeam
┓┄┄⊶ من وارد دنیای رمان و ژانر موردعلاقهم شدم، البته از بین همهی شخصیت ها اصل توی بدن خالهی شرور و خودخواه داستان افتادم که با خواهر زادهش بد رفتاری میکرد.
طبق داستان اصلی این خواهرزاده به زودی من رو ترک میکرد به همین دلیل من برای مراقبت ازش همهی تلاشم رو کردم تا روز جداییمون برسه-
"میدونم خیلی بی ادبیه چون شما لوکا رو بزرگ کردید ولی ممکنه من اون رو با خودم به وینتربالد ببرم؟"
هیچ راهی وجود نداشت که این اتفاق رخ نده ولی خیلی غیر منتظره لوکا دستاش رو دور کمرم حلقه کرد و فریاد زد "مامـااان!!"
چطوری یه دفعه تبدیل به مادرش شدم؟؟
┗┄┄⊷
┓┄┄⊶ دانلود چپترهای قبل بصورت یکجا
┊CH01_10 CH11_20 CH21_30
┗┄┄⊷
┏╾#The_Villainess_Flips_the_Script ♣️
┊Chapter: 33 [S1]
┊Genre: Romance • Fantasy • Isekai
┊Writer • Artist: Garin • Ken
├
┊Uploader: Amir • Sonia
┊Translator: Fateme
┊Editors: Neda • Yuki
├
┊Admin: Yona • Alex
┹┄┄┄┄╾☛@MidoriTeam
∴ 𝕄𝕚𝕕𝕠𝕣𝕚 𝕥𝕖𝕒𝕞 ✣
╾┄┄∴ 𝕄𝕚𝕕𝕠𝕣𝕚 𝕥𝕖𝕒𝕞 ᴾʳᵉˢᵉⁿᵗ✣┄┄╼ ┓┄┄⊶ من وارد دنیای رمان و ژانر موردعلاقهم شدم، البته از بین همهی شخصیت ها اصل توی بدن خالهی شرور و خودخواه داستان افتادم که با خواهر زادهش بد رفتاری میکرد. طبق داستان اصلی این خواهرزاده به زودی من رو ترک میکرد به همین دلیل…
من مطمئنم اینو یه جایی جز ائویی یا میدونی و خیلیی پیش تر خونده بودم ولی چرا نیستتتتتت
∴ 𝕄𝕚𝕕𝕠𝕣𝕚 𝕥𝕖𝕒𝕞 ✣
╾┄┄∴ 𝕄𝕚𝕕𝕠𝕣𝕚 𝕥𝕖𝕒𝕞 ᴾʳᵉˢᵉⁿᵗ✣┄┄╼ ┓┄┄⊶ من وارد دنیای رمان و ژانر موردعلاقهم شدم، البته از بین همهی شخصیت ها اصل توی بدن خالهی شرور و خودخواه داستان افتادم که با خواهر زادهش بد رفتاری میکرد. طبق داستان اصلی این خواهرزاده به زودی من رو ترک میکرد به همین دلیل…
*زوزه کشیدن
چنلش نات اویبل میزنه..
چنلش نات اویبل میزنه..
Forwarded from چوب سوخته معبد هوالیان (Athena)
شما چرا نمیاید بگید اتنا؟؟؟ کجایی؟؟؟ اپدیتمون کن؟؟؟
چوب سوخته معبد هوالیان
شما چرا نمیاید بگید اتنا؟؟؟ کجایی؟؟؟ اپدیتمون کن؟؟؟
آتنا کجاییییی دراما اپدیتتت😔😔😔😔😔😔