:3 – Telegram
55 subscribers
9.66K photos
709 videos
82 files
3.58K links
@insane1ghost
*اگر برای نقاشی امده اید به ان سو بروید👆

t.me/HidenChat_Bot?start=1169331673

لینک ناشناس

یه جمع مستیم یا یا

جواب چالش بهم بگید یادم میره😭
Download Telegram
Forwarded from دیلیگاه لیلیان (The Reason)
الان سوال این جاست
اگر این نویسنده انقدر دلش میخواد لوکاس رو با دانته پیوند بزنه، پس ویرژیل این ناول کیه؟ و همینطور بئاتریسش؟

یه ویژگی که خیلی توی ویرژیل برجسته بود، بجز این که اینده خبر داشت و انگار جواب خیلی چیزا رو میدونست و راهبر دانته بود ولی همه چیو بر زبان نمیاورد، این بود که میتونست افکار دانته رو بخونه. قبل از اینکه دانته چیزی رو بر زبون بیاره اون جوابش رو میداد
و به طور خیلی اتفاقی توی داستان ما نارکه وجود داره که میتونه افکار لوکاس رو بخونه و اینده رو ببینه🙄
Forwarded from دیلیگاه لیلیان (The Reason)
دیلیگاه لیلیان
الان سوال این جاست اگر این نویسنده انقدر دلش میخواد لوکاس رو با دانته پیوند بزنه، پس ویرژیل این ناول کیه؟ و همینطور بئاتریسش؟ یه ویژگی که خیلی توی ویرژیل برجسته بود، بجز این که اینده خبر داشت و انگار جواب خیلی چیزا رو میدونست و راهبر دانته بود ولی همه چیو…
حالا میتونه ماریا هم باشه. به هر حال ویرژیل روح یه استاد مرده بود که دانایی فراوانی داشت و دانته میخواست ازش چیزهای زیادی یاد بگیره و ماریا هم یه اینچنین چیزیه، کسی که لوکاس برای ملاقات باهاش باید در زمان به عقب سفر بکنه، چون مرده و دیگه وجود نداره، مثل ویرژیل. لوکاس بهش میگه "تو مثل یک شبحی، یک یادگار از گذشته." که بدون وجود من اینجا نبودی. ویرژیل ساکن برزخه. این که تونست به اون سفر بره بخاطر دانته بود. جالبش اینجاست وقتی ماریا میمیره - خودکشی میکنه- ایمانوئل میگه "اگه درمورد خودکشیت میدونستن، حتی به برزخ هم راهت نمیدادن!" که احتمالا بی ربط باشه ولی من دوست دارم گوز رو به شقیقه ربط بدم
Forwarded from دیلیگاه لیلیان (The Reason)
بعد بئاتریسش کیه؟
شاید سیستمی که لوکاس رو راهنمایی میکنه و بهش کمک میرسونه؟ درست مثل وقتی بئاتریس گفت "من بهت الهام فرستادم، تو خوابت اومدم، راهنماییت کردم!" (ولی تو باز ادم نشدی)
بعد اصلا سوال پیش میاد که اصلا سیستم چیه و دست کیه. متاسفانه ناول انگوعه و فعلا جوابی نداریم
Forwarded from دیلیگاه لیلیان (The Reason)
جالبش اینجاست درست مثل دانته که بئاتریسش رو در جوانی از دست داد و بعدش کسخلیش زد بالا و از راهش خارج شد، لوکاس هم توی زندگی قبلیش اینچنین دختری داشته. دانته و بئاتریس هیچوقت باهم ازدواج نکردن. لوکاس هم همینطور. در واقع به نظر میرسه لوکاس هیچ علاقه ای به ازدواج نداشته، چون نمیتونسته بفهمه حسی که به این دختر داره از چه نوعیه. اینطوریه بوده که "اره اینم نزدیک ترین فرد بهم توی زندگیه ولی what are we؟" تنها بعد از مرگ دختر بود که اون فهمید اسم این اسم عشق بوده، هرچند شاید نه یه عشق رمانتیک. "چرا باید ازدواج کنن؟ تو نمیتونی یه دختر رو دوست داشته باشی بدون این که بخوای همسرش بشی؟" بعد از مرگ دختره، لوکاس هم از مسیرش خارج میشه. کسخلش میزنه بالا و رد میده. تا اینکه در نهایت رمان الیاس رو پیدا میکنه، میخوندش، و توش تناسخ میکنه. پس شاید بئاتریسش همون دختر باشه.
Forwarded from 𝙲𝚎𝚕𝚎𝚗𝚒𝚊 🃁 (Shiragi (تمام شدم ver.))
مامانم: دیگه ۲۰ سالت شده دخترم-...
من: ...
من: مامان چرا یه صفر به سنم اضافه میکنی؟؟؟؟
Forwarded from 𝙲𝚎𝚕𝚎𝚗𝚒𝚊 🃁 (Shiragi (تمام شدم ver.))
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝙲𝚎𝚕𝚎𝚗𝚒𝚊 🃁 (Shiragi (تمام شدم ver.))
🪷Nymphaea🪷
#ادیت‌خودم
خیلی وایب خودشونه😭
Forwarded from 𝙲𝚎𝚕𝚎𝚗𝚒𝚊 🃁 (Shiragi (تمام شدم ver.))
البته رفرنس به هاول هم دا-...😭
AaaaaAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA