◾️در باب جنگ
▫️آگوستین قدّیس
▫️شهر خدا
📄 @reqa_a
شرّ جنگ چیست؟ آیا مرگ کسی است که به هر رو به زودی خواهد مُرد، آن هم در حالی که دیگران به زندگی در انقیادی صلحآمیز تن دادهاند؟ این صرفاً نفرتی بزدلانه است نه یک احساس مذهبی. شرّ حقیقی همانا عشق به خشونت است، انتقامجویی ددمنشانه، خشونت شرزه و تسکینناپذیر، مقاومت وحشیانه، شهوت قدرت و قس علی هذا. انسان نیک سیرت برای تبعیت از فرمان خدا یا حاکم بر حق باید چنین شرّی را مجازات کند؛ و آنگاه که مجازات چنین شرّی نیازمند اعمال زور باشد، انسان نیکسیرت برای هدایت امور بشر، خود را در موقعیتی خواهد یافت که در آن جنگ ضروری است. هدایت راستین از انسان میطلبد که دست به خشونت زند یا دیگران را به این کار وا دارد.
▫️آگوستین قدّیس
▫️شهر خدا
📄 @reqa_a
◾️وضع قوانین عمومی و خصوصی
▫️افلاطون
▫️نوامیس، ترجمۀ لطفی، ص ۷۸۰
📄 @reqa_a
آتنی: گروهی برآنند که قانون را تنها برای اجتماع باید وضع کرد. به عقیدۀ آنان قانون فقط باید معیّن کند که افراد در زندگی عمومی و اجتماعی چه رفتاری باید در پیش بگیرند. برای زندگی خصوصی افراد قانون لازم نیست بلکه هر کسی باید آزاد باشد که هرگونه بخواهد زندگی خود را بهسر ببرد، بیآنکه پایبند نظم و قاعدهای معیّن باشد. چه، اگر مردمان در زندگی خصوصی آزاد گذاشته شوند در زندگی عمومی و اجتماعی با رغبتی بیشتر مطیع قانون خواهند بود. این سخن به عقیدۀ ما درست نیست.
▫️افلاطون
▫️نوامیس، ترجمۀ لطفی، ص ۷۸۰
📄 @reqa_a
◾️ آزادیطلبان و شریعت
▫️شیخ فضل الله نوری
▫️تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، مهدی ملکزاده، جلد سوم، ص ۸۱-۸۹
📄 @reqa_a
امروز دشمنان شما در این مملکت به دستیاری منافقین وضعی فراهم آوردهاند که دین شما و دولت شما هر دو را ضعیف کردهاند و در خطر عظیم جماعت آزادیطلب توسط دو لفظ دلربای عدالت و شورا، برادران ما را فریفته، به جانب لامذهبی میرانند و گمان میرود که عصر ریاست روحانی و تاریخ انقراض دولت اسلام و انقلاب شریعت خیرالانام واقع بشود و چیزی نگذرد که حُرّیت مطلقه رواج و منکرات مجاز و مسکرات مباح و مخدرات [زنان] مکشوف و شریعت منسوخ و قرآن مهجور بشود.
▫️شیخ فضل الله نوری
▫️تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، مهدی ملکزاده، جلد سوم، ص ۸۱-۸۹
📄 @reqa_a
◾️ آنچه هلاکم نکند، قویترم میسازد
▫️فریدریش نیچه
📄 @reqa_a
به زندگی بهترین و بارورترین انسانها و ملّتها نگاه کنید و از خود بپرسید آیا درختی که میخواهد سرفراز و پابرجا باشد میتواند با هوای بد و طوفانها مواجه نشود؟ آیا دشمنهای بیرونی، مقاومتهای خارجی، تمام انواع نفرت، حسد، لجاجت، بدگمانی، سرسختی، حرص و خشونت جزو موارد مساعدی به حساب نمیآیند که بدون آنها هیچ چیز حتی تقوا و فضیلت هم نمیتواند رشد زیادی داشته باشد؟ سمی که موجودات ضعیف را هلاک می کند برای موجودات قوی تقویت کننده است؛ ... و در نتیجه آن را سم نمینامند.
▫️فریدریش نیچه
📄 @reqa_a
◾️مدینۀ بیمار
▫️ افلاطون
▫️ گرگیاس ۵۱۸، ترجمۀ لطفی با اندکی تصرف
📄 @reqa_a
کسانی که از آنان نام میبَری به امیال [پست] ما خدمت میکنند و پاسخگوی آنها هستند. آنان هیچ فهمی از آنچه قابل احترام و خوب است ندارند. اگر فرصت بیابند تنهای مردمان را بزرگ و فربه میکنند و علاوه بر آن گوشت تن خود را به تباهی میکشانند و برای آن ستایش میشوند. سپس از روی نادانی بیماری خود را که از تباهی تن زاده شده را به جای مفسدان به گردن ناصح میاندازند که در هر فرصتی آنان را نصیحت کردند. و آنگاه که به دنبال پرخوری بیماری میآید، چون سلامت را به خطر انداختند، آنان [=ناصحان] را ملامت میکنند و اگر بتوانند به آزار آنان میپردازند؛ و [در عوض] آنانی که مسبب این بیماری هستند را ستایش میکنند. [...] میگویند که به مدینه عظمت بخشیدند، اما تورم و عفونت مدینه را بهواسطۀ رهبران گذشتۀ خود نمیبینند. اگرچه آنان مدینه را لبریز از بندر، انبار، حصار، خراج و امور بیهودۀ دیگر کردند، اما از عدالت [نفس] و خویشتنداری غافل بودند.
▫️ افلاطون
▫️ گرگیاس ۵۱۸، ترجمۀ لطفی با اندکی تصرف
📄 @reqa_a
◾️مراحل امر به معروف و نهی از منکر
▫️ امام محمد غزّالی
▫️ کیمیای سعادت، ترجمۀ خرمشاهی، ص ۳۹۱-۳۹۹ با اندکی تصرف
📄 @reqa_a
درجۀ اول - باید که پیشین به یقین بداند و به حقیقت بشناسد و تجسس نکند.
درجۀ دوم - باشد که کسی کاری کند و نمیداند که آن نشاید، پس وی را بباید بیاموخت.
درجۀ سوم - پند دادن و ترسانیدن به خدای تعالی و این خود بر همۀ مسلمانان واجب است.
درجۀ چهارم - سخن درشت؛ چنانکه گوید: «یا فاسق، یا ظالم، یا احمق و یا جاهل، از خدای نترسی که چنین کنی؟!» فحش نگوید و جز راست نگوید.
درجۀ پنجم - آنکه به دست منع کند: خمر بریزد و رباب بشکند و دستار ابریشمین از سر برگیرد؛ و این همه همچون عبادت واجب است.
درجۀ ششم - تهدید باشد. چنانکه بگوید «خمر را بریز، واگر نه سرت را بشکنم و با تو چنین و چنان کنم.»
درجۀ هفتم - زدن باشد و به دست و به پای و به چوب؛ و این روا بوَد به وقت حاجت و به قدر حاجت. و وقت حاجت آن بود که دست از معصیت باز ندارد بیزخم؛ امّا چون دست بداشت زدن نشاید، که عقوبت پس از معصیت تعزیر باشد و حدّ، و این جز سلطانان نرسد.
درجۀ هشتم - آنکه اگر محتسب تنها بسنده نیاید حَشَر کند و مردم فراهم آورد و جنگ کند؛ و باشد که فاسق نیز قومی را جمع کند و به قتال. گروهی گفتهاند که «چون چنین باشد، بیدستوریِ امام نشاید، که فتنه خیزد و به فساد ادا کند.» و گروهی گفتهاند که چنانکه روا بوَد که قومی بیدستوریِ امام به غزای کافران شوند، روا باشد که به جنگ فاسقان شوند، که محتسب را نیز اگر بکشند شهید باشد.
▫️ امام محمد غزّالی
▫️ کیمیای سعادت، ترجمۀ خرمشاهی، ص ۳۹۱-۳۹۹ با اندکی تصرف
📄 @reqa_a
◾️تفاوت طبایع و قرایح در پذیرش فضایل
▫️ ارسطو
▫️اخلاق نیکوماخوس، ترجمۀ لطفی، ص ۱۱۷۹b
📄 @reqa_a
دربارۀ اینکه آدمی چگونه میتواند صاحب فضیلت شود سه عقیده وجود دارد: بعضی میگویند بهرهوری از فضیلت ناشی از استعداد طبیعی است، بعضی دیگر فضیلت را نتیجۀ عادت میدانند و گروهی هم میگویند فضیلت از راه آموزش بدست میآید. استعداد طبیعی در اختیار ما نیست بلکه از طریق مشیت الهی نصیب کسانی میشود که بخت نیک در آنان بهنظر عنایت مینگرد. آموزش در همۀ آدمیان اثر قاطع ندارد بلکه نفسِ شاگرد نخست باید از طریق عادت به گرایش به شرافت و بیزاری از فرومایگی آمادۀ پذیرفتن سخن و استدلال شده باشد؛ همانند زمین شخم زده که آماده است به بذر غذا دهد و آنرا بپرورد، زیرا کسی که در زندگی از احساس و عاطفه پیروی میکند سخنان هشداردهنده را نمیشنود و اگر بشنود نمیفهمد. چگونه میتوان چنین انسانی را دگرگون ساخت؟ بطور کلی غریزۀ عاری از عقل تسلیم سخن نمیشود بلکه فقط در برابر زور سر فرود میآورد. پس باید از آغاز سیرتی خویشاوند با فضیلت وجود داشته باشد که هرچه را شریف است دوست بدارد و از فرومایگی بیزاری جوید.
▫️ ارسطو
▫️اخلاق نیکوماخوس، ترجمۀ لطفی، ص ۱۱۷۹b
📄 @reqa_a
◾️بخلورزی در علم
▫️ ملاصدرا
▫️مقدمۀ شواهد الربوبیه
📄 @reqa_a
قسم به جان خود که مطالبی که در این کتاب تحریر یافته، انواری است ملکوتی که در آسمان قدس و ولایت و دستهایی گشوده از علم و معرفت میدرخشید، دستهایی که نزدیک است که باب نبوت را بکوبند و از آن دریچۀ حکمت و ایقان و معرفت الهی حکایت کنند. من پارهای از آنها را در مواضع پراکندهای از کتب و رسایل خود آوردهام و به ودیعت به اهل سرّ و حقیقت سپردهام و بسیاری از آنها مسائلی هستند که برای من ممکن نبود که آنها را در آن کتب و مسائل به تفصیل بیان کنم و به صحت و حقانیت آنها تصریح کنم. زیرا از اشتهار و انتشار آنها در اقطار عالم (و آگاهی افرادی ناشایسته و نالایق از آنها) ترسان بودم و دریغ میداشتم، زیرا طبایع اکثر مردم که به حکمت و عرفان به طور کامل راه نیافته و به فضایل اخلاق آراسته نگشته و از اوصاف ناپسند رهایی نیافته و به نور و فروغ احوال خاص و اهل الله مهذب نگردیدهاند، از درک و فهم آنها از طریق مطالعۀ کتاب و یا از طریق بحث و گفتوگو عاجز و قاصرند و این خود سبب گمراهی آنان و گمراه کردن دیگران میشد.
▫️ ملاصدرا
▫️مقدمۀ شواهد الربوبیه
📄 @reqa_a
◾️عصبیت دینی
▫️ابن خلدون
▫️مقدمه، ترجمۀ گنابادی، فصل پنجمِ باب سوم از کتاب اول
📄 @reqa_a
آیین دینی همچشمی و حسد بردن به یکدیگر را که در میان خداوندان عصبیت یافت میشود زایل میکند و وجهه را تنها بهسوی حق و راستی متوجه میسازد. ازاینرو هرگاه چنین گروهی در کار خویش بینایی حاصل کنند هیچ نیرویی در برابر آنان یاری مقاومت نخواهد داشت، چه وجهۀ آنان یکیست و مطلوب در نزد همۀ آنان وسیع و بلند است و چنان بدان دلبستهاند که حاضرند در راه آن جانسپاری کنند. و خداوندان کشوری که اینان دولت آنها را مطالبه میکنند هرچند از لحاظ عدد چندین برابر آن قوم باشند چون مقاصد متباین باطلی دارند و از مرگ میهراساند شکست و خِذلان ایشان مسلّم است و به هیچ رو نمیتوانند با چنین گروهی مقاومت کنند هرچند از آنان فزونتر باشند، بلکه بیشک مغلوب میشوند. و چنانکه یاد کردیم به علت تجملپرستی و غرق در تمایلات مذلّتبار نابودی آنان به سرعت فرا میرسد.
▫️ابن خلدون
▫️مقدمه، ترجمۀ گنابادی، فصل پنجمِ باب سوم از کتاب اول
📄 @reqa_a
◾️سیاست گلهای
▫️افلاطون
▫️جمهوری ۳۵۲
📄 @reqa_a
هر وقت که به صورت گروهی انبوه در یک جا گرد میآیند، مثلا در مجامع سیاسی یا دادگاهها یا تماشاخانهها یا لشکرگاهها یا دیگر اجتماعات، و با غوغا و هیاهو گفتار یا کردار این و آن را به حد افراط میستایند یا نکوهش میکنند و از صدای ابراز انزجار یا تحسین و کفزدن هنگامهای برپا میشود و دیوارها و صخرهها نیز آن هیاهو و فریاد را منعکس میسازند و غوغای تحسین و سرزنش دو چندان میگردد. گمان میکنی جوانی که در میان چنین جمعی نشسته است چه حالی پیدا میکند؟ پیداست که تربیتی که تا آن روز به او داده شده است در برابر این توفان مقاومت نمیتواند کند، بلکه سیل خروشان ستایش و نکوهش در دمی آن را میشوید و از میان میبرد و آن جوان از خوب و بد و زشت و زیبا همان مفهوم را بدست میآورد که همۀ مردم دارند؛ همان راه را پیش میگیرد که همه میروند و در نتیجه همرنگ جماعت میشود.
▫️افلاطون
▫️جمهوری ۳۵۲
📄 @reqa_a
◾️قانون شرعی یا قانون عُرفی
▫️شیخ فضلالله نوری
▫️رساله تحریم مشروطیت، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، جلد چهارم، ص ۲۱۱.
📄 @reqa_a
اگر مطالب امور عرفیه است، این ترتیبات دینیه لازم نیست و اگر مقصد امور شرعیه عامیه است، این امور راجع به ولایت است نه وکالت، و ولایت در زمان غیبت امام زمان (عج) با فقها و مجتهدان است نه فلان بقال و بزاز، و اعتبار به اکثریت آراء به مذهب امامیه غلط است و قانوننویسی چه معنی دارد؛ قانون ما مسلمانان همان اسلام است.
▫️شیخ فضلالله نوری
▫️رساله تحریم مشروطیت، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، جلد چهارم، ص ۲۱۱.
📄 @reqa_a
◾️در باب رُعب و ترحم
▫️نیکولو ماکیاوللی
▫️شهریار، ترجمۀ داریوش آشوری، فصل هفدهم
📄 @reqa_a
شهریار را نمیباید باکی از آن باشد که وی را سنگدل بنامند. چرا که با گرفتن زهرِ چشم نشان خواهد داد نرمدلتر از آنانیست که از سرِ نرمدلی بیاندازه وامیگذارند که آشوب درگیرد و کار به خونریزی و غارت بینجامد. [...]
آیا بهتر آن است که بیشتر دوستمان بدارند تا از ما بترسند یا آنکه بیشتر بترسند تا دوستمان بدارند؟ پاسخ این است که هردو. امّا از آنجا که داشتنِ این هر دو حال با هم دشوار است، اگر میباید یکی از آن دو را برگزید، همان بهتر که بیشتر بترسند تا دوست بدارند. زیرا در بابِ آدمیان ، بر روی هم رفته، میتوان گفت که ناسپاساند و زبانباز و فریبکار و ترسو و سودجو. و سرسپردۀ تو هستند تا زمانی که سودی به ایشان رسد. و آنگاه که خطری در میان نباشد، چنانکه گفتیم، به زبان آمادهاند جان و مال و فرزند خود را فدای تو کنند. امّا آن روز که خطری در میان باشد روی از تو برمیتابند. شهریاری را که تنها به نویدهای ایشان دل خوش کرده و اندیشهای در کار خویش نکرده باشد، سرنوشتی جز نابودی نیست. [...]
مهر ورزیدنِ مردم به دلخواه خودشان است، امّا ترسیدنشان به دلخواه شهریار. پس شهریار خردمند میباید بر آنچه در کف اوست تکیه زند تا بر آنچه در کف دیگران است.
▫️نیکولو ماکیاوللی
▫️شهریار، ترجمۀ داریوش آشوری، فصل هفدهم
📄 @reqa_a