Forwarded from ریش بوک📚
1478870518.zip
1.8 MB
Forwarded from ریش بوک📚
نمونه سوال میانترم فیزیک یک.pdf
511.2 KB
Forwarded from ریش بوک📚
نمونه سوال میانترم فیزیک دو.pdf
692.6 KB
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#پس_از_تو
نویسنده: جوجو مویز
مترجم : مریم مفتاحی
درباره کتاب:
پس از تو رمانی است که جوجو مویز در ادامهی رمان بسیار معروف و موفق من پیش از تو نوشته است.
این رمان هم مانند رمان اول با یک حادثه شروع میشود. حادثهای که داستان کتاب پس از تو بر آن سوار است. حادثهای که لو تا آخر کتاب تحت تاثیر آن قرار دارد.
داستان کتاب پس از تو به هجده ماه پس از مرگ ویل برمیگردد. خواننده با لو در وضعیتی روبرو میشود که او از طرفی با غم از دست دادن ویل و از طرف دیگر با عذاب وجدان ناشی از کمک به او برای پایان دادن به حیاتش دست و پنجه نرم میکند. روحیه و زندگی او بسیار آشفته و پریشان است. لو دچار افسردگی شده است حال آنکه ماهها قبل به ویل قول داده بود که تمام تلاش خود را بکند تا زندگی هیجانانگیز و شیرینی را تجربه کند. اما حالا هیچ فعالیت خاصی انجام نمیدهد، آپارتمانی در لندن میخرد و در فرودگاه به شغل نه چندان جذابی مشغول است.
لو طی یک حادثهای از پشت بام خانهاش به پایین میافتد و این اتفاق نقطه عطفی در زندگی فعلیاش محسوب میشود. او در خانهی والدینش به استراحت میپردازد تا آسیبهای جسمیاش بهبود یابند. خانوادهاش او را مجاب میکنند به گروه اندوه درمانی بپیوندد و با افسردگیاش مقابله کند. لو هر چند این را دوست ندارد ولی در این گروه با افراد جدیدی آشنا میشود و چیزهای جدیدی یاد میگیرد...
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
#غیر_درسی
#پس_از_تو
نویسنده: جوجو مویز
مترجم : مریم مفتاحی
درباره کتاب:
پس از تو رمانی است که جوجو مویز در ادامهی رمان بسیار معروف و موفق من پیش از تو نوشته است.
این رمان هم مانند رمان اول با یک حادثه شروع میشود. حادثهای که داستان کتاب پس از تو بر آن سوار است. حادثهای که لو تا آخر کتاب تحت تاثیر آن قرار دارد.
داستان کتاب پس از تو به هجده ماه پس از مرگ ویل برمیگردد. خواننده با لو در وضعیتی روبرو میشود که او از طرفی با غم از دست دادن ویل و از طرف دیگر با عذاب وجدان ناشی از کمک به او برای پایان دادن به حیاتش دست و پنجه نرم میکند. روحیه و زندگی او بسیار آشفته و پریشان است. لو دچار افسردگی شده است حال آنکه ماهها قبل به ویل قول داده بود که تمام تلاش خود را بکند تا زندگی هیجانانگیز و شیرینی را تجربه کند. اما حالا هیچ فعالیت خاصی انجام نمیدهد، آپارتمانی در لندن میخرد و در فرودگاه به شغل نه چندان جذابی مشغول است.
لو طی یک حادثهای از پشت بام خانهاش به پایین میافتد و این اتفاق نقطه عطفی در زندگی فعلیاش محسوب میشود. او در خانهی والدینش به استراحت میپردازد تا آسیبهای جسمیاش بهبود یابند. خانوادهاش او را مجاب میکنند به گروه اندوه درمانی بپیوندد و با افسردگیاش مقابله کند. لو هر چند این را دوست ندارد ولی در این گروه با افراد جدیدی آشنا میشود و چیزهای جدیدی یاد میگیرد...
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
sapp.ir
ویترین سروش پلاس
دنیایی متنوع و رنگارنگ از کانالها و باتها در سروشپلاس وجود دارد. اما چطور باید از بین اینهمه کانال و بات، آنهایی که مورد نظرمان هستند را پیدا کنیم؟ ویترین، راه حل این مساله است و منتخبی از بهترین کانالها و باتهای کاربردی را به شما معرفی میکند. معرفی…
Forwarded from انجمن علمی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شاهرود
مراسم معرفی کتاب
《مدیریت خشم》
با حضور جناب آقای دکتر منصور بزرگ
🕘| یکشنبه 8 اردیبهشت ساعت 13:15
🏫| کلاس 105 دانشکده مهندسی شیمی و مواد
#نه_به_کتاب_نخوانی
🆔 @CHE_shahroodut
《مدیریت خشم》
با حضور جناب آقای دکتر منصور بزرگ
🕘| یکشنبه 8 اردیبهشت ساعت 13:15
🏫| کلاس 105 دانشکده مهندسی شیمی و مواد
#نه_به_کتاب_نخوانی
🆔 @CHE_shahroodut
Forwarded from ریش بوک📚
نمونه سوال میانترم فیزیک دو.pdf
692.6 KB
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#قصه_دلبری
🔹چکیده ای از کتاب :
از تیپش خوشم نمی آمد. دانشگاه را با خط مقدم جبهه اشتباه گرفته بود...
از وقتی پایم به بسیج دانشگاه باز شد بیشتر می دیدمش. به دوستانم میگفتم: "این یارو انگار با ماشین زمان رفته وسط دهه شصت پیاده شده و همونجا مونده!"
محمدحسین عاشق مرجان میشود و روی عشقش پافشاری میکند. مرجان اما اصلا او را نمیپسندد. آخرش هم یک روز به او میگوید که آدم باکسی ازدواج میکند که به دلش بشیند. محمدحسین میرود و یک ماه ناپدید میشود. بعداز یک ماه باز سر و کله اش پیدا میشود و....
"قصه دلبری" روایت زندگی شهید مدافع حرم شهید محمدحسین محمدخانی است از زبان همسرش. زندگی مرجان و محمدحسین اگرچه کوتاه بود ولی خواندنی تر از آن است که بتوان از خیرش گذشت...
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
#غیر_درسی
#قصه_دلبری
🔹چکیده ای از کتاب :
از تیپش خوشم نمی آمد. دانشگاه را با خط مقدم جبهه اشتباه گرفته بود...
از وقتی پایم به بسیج دانشگاه باز شد بیشتر می دیدمش. به دوستانم میگفتم: "این یارو انگار با ماشین زمان رفته وسط دهه شصت پیاده شده و همونجا مونده!"
محمدحسین عاشق مرجان میشود و روی عشقش پافشاری میکند. مرجان اما اصلا او را نمیپسندد. آخرش هم یک روز به او میگوید که آدم باکسی ازدواج میکند که به دلش بشیند. محمدحسین میرود و یک ماه ناپدید میشود. بعداز یک ماه باز سر و کله اش پیدا میشود و....
"قصه دلبری" روایت زندگی شهید مدافع حرم شهید محمدحسین محمدخانی است از زبان همسرش. زندگی مرجان و محمدحسین اگرچه کوتاه بود ولی خواندنی تر از آن است که بتوان از خیرش گذشت...
🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh
🆔 @Rishbook
sapp.ir
ویترین سروش پلاس
دنیایی متنوع و رنگارنگ از کانالها و باتها در سروشپلاس وجود دارد. اما چطور باید از بین اینهمه کانال و بات، آنهایی که مورد نظرمان هستند را پیدا کنیم؟ ویترین، راه حل این مساله است و منتخبی از بهترین کانالها و باتهای کاربردی را به شما معرفی میکند. معرفی…
1️⃣1️⃣ شیرینیِ مهمانی خدا را بچشیم
🌙مهمانی اجباری؟ مگه داریم؟!
🔹گاهی یک رفیقی که خیلی دوست دارد آدم را مهمان کند، انگار میخواهد انسان را مجبور کند و اختیار را از انسان سلب کند و او را به زور به مهمانی ببرد. به او میگوید: «فردا مهمان من هستی، اما و اگر هم ندارد! فلان ساعت هم آماده باش، خودم با ماشین میآیم دنبالت، خداحافظ!» و اگر خیلی بیشتر هم او را دوست داشته باشد، میگوید: «اگه نیای میکشمت.»
🔹در واقع خدا هم میفرماید: ای انسان! چه بخواهی و چه نخواهی، چه بیدار باشی و چه خواب، ماه رمضان، «ضیافت» من میآید و با برکت و رحمتِ خودش تو را فرا میگیرد و مجبور هستی در ضیافت و مهمانی من شرکت کنی. این اجبار تکوینی خدا، از شدت علاقهاش به مهمان کردن بندگانش است. اینقدر علاقه داشته بندگانش را مهمان کند، که حضور در مهمانی را بر همه ضروری کرده است، و مهلت تصمیمگیری هم به ایشان نداده است.
📚کتاب #شهر_خدا، اثر علیرضا پناهیان
🔻برای مطالعه و دریافت کتاب به سایت یا اپلیکیشن "طاقچه" مراجعه کنید 👇
taaghche.ir/book/33193
🆔 @Rishbook
🌙مهمانی اجباری؟ مگه داریم؟!
🔹گاهی یک رفیقی که خیلی دوست دارد آدم را مهمان کند، انگار میخواهد انسان را مجبور کند و اختیار را از انسان سلب کند و او را به زور به مهمانی ببرد. به او میگوید: «فردا مهمان من هستی، اما و اگر هم ندارد! فلان ساعت هم آماده باش، خودم با ماشین میآیم دنبالت، خداحافظ!» و اگر خیلی بیشتر هم او را دوست داشته باشد، میگوید: «اگه نیای میکشمت.»
🔹در واقع خدا هم میفرماید: ای انسان! چه بخواهی و چه نخواهی، چه بیدار باشی و چه خواب، ماه رمضان، «ضیافت» من میآید و با برکت و رحمتِ خودش تو را فرا میگیرد و مجبور هستی در ضیافت و مهمانی من شرکت کنی. این اجبار تکوینی خدا، از شدت علاقهاش به مهمان کردن بندگانش است. اینقدر علاقه داشته بندگانش را مهمان کند، که حضور در مهمانی را بر همه ضروری کرده است، و مهلت تصمیمگیری هم به ایشان نداده است.
📚کتاب #شهر_خدا، اثر علیرضا پناهیان
🔻برای مطالعه و دریافت کتاب به سایت یا اپلیکیشن "طاقچه" مراجعه کنید 👇
taaghche.ir/book/33193
🆔 @Rishbook