ریش بوک📚 – Telegram
ریش بوک📚
2.01K subscribers
1.69K photos
8 videos
455 files
182 links
کتاب‌فروشی‌آنلاین‌ دانشگاه‌صنعتی‌شاهرود

📚خرید و فروش کتاب‌های نو و مستعمل
با کمک شما دانشجویان

#راحت_بفروشید😎
#ارزان_بخرید😉

🌐 ثبت آگهی : @Rishbookadmin
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔅 دومین دوره رسانه‌ای نباء
🗓 زمان : دوم الی هشتم شهریور ماه
📍 مکان : اردوگاه آبعلی، تهران
☑️ ثبت نام از طریق :
🌐 Nabaa.ir
🆔 @nabaa_admin
🔹 آخرین مهلت ثبت نام ٣١ تیرماه
@nabaa_com

🆔 @Basijsut
برای تکمیل ثبت نام ، مشخصات خود را به @Bsj_sut ارسال نمایید.

معاونت تعلیم و تربیت بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شاهرود

🆔 @Basijsut
New Doc 2019-06-16.pdf
840.9 KB
🔈 سوالات به همراه پاسخ امتحان #معادلات (ترم فعلی)
#ترم۳۹۷۲
#دروس_هماهنگ
#دانشکده_ریاضی

🆔 @Rishbook
MATH1-FINAL-2-97-98.pdf
265.5 KB
🔈 سوالات به همراه پاسخ امتحان #ریاضی1 (ترم فعلی)
#ترم۳۹۷۲
#دروس_هماهنگ
#دانشکده_ریاضی

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد

🔹درباره کتاب:

کتاب نامه‌ به کودکی که هرگز زاده نشد را می‌توان به نوعی بهترین کتاب اوریانا فالاچی نامید. این کتاب با زاویه‌ی دید اول شخص و در قالب نامه‌ای از طرف یک زن جوان که گویا خود نویسنده است، خطاب به جنینی که در شکم خود دارد، نوشته شده تا فرزند نازاده‌اش را از مشکلات دنیا و بی‌رحمی‌های آن آگاه سازد. 
نامه‌ به کودکی که هرگز زاده نشد (Letter To A Child Never Born) فریادی است از خشم نسبت به آنچه بر سر بشر آمده است، در عین حال از عشق مادر شدن نیز می‌گوید. کتاب کوچکی که از نخستین سطر تا انتها سرشار از احساس شادی، ترس، مهربانی، یأس، خشم، امید، افسردگی و اضطراب است. 
شاید بحث اصلی اوریانا فالاچی (Oriana Fallaci) در این کتاب سقط جنین باشد، اما به طور کلی تمام دیدگاه‌های موجود درباره‌ی زن را توجیه می‌کند. نویسنده به سوالات ذهنی‌اش، که هر انسانی و مخصوصا هر زنی ممکن است در طول عمرش بارها از خود بپرسد، پرداخته است؛ همچون فرزند به دنیا آوردن، شیوه‌ی زندگی، چگونه زیستن، زن یا مرد بودن، عدالت، عشق و... 
فروش این کتاب به بیش از چهار میلیون نسخه در جهان رسیده است.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد

🔸 بخشی از کتاب:

در افسانه‌هایى که مردها براى توضیح دادن زندگى ساخته‌اند، اولین مخلوق یک زن نیست...مردى به نام آدم است... حوا بعداً سر مى‌رسد... براى آن‌که آدم را سرگرم کند و گرفتارى به‌بار آورد. در نقاشى‌هایى که زینت‌بخش کلیساهایشان است خدا پیرمرد ریشویى است، و هرگز بسان پیرزنى با موى سفید جلوه‌گر نمى‌شود... و همه قهرمان‌ها مرد هستند، از پرومته‌اى  که آتش را ربود بگیریم تا ایکاروس که مى‌خواست پرواز کند و حتى این عیسایى که پسر پدر و روح‌القدس مى‌خوانندش... مثل این‌که زنى که از آن متولد شد یک مرغ کرچ یا دایه بود... و با وجود این، یا بهتر بگویم به این خاطر، زن بودن چه شورانگیز است. زیرا این اقبالى است که مستلزم شجاعتى است بزرگ، ستیزه‌اى است که خستگى ندارد. اگر زن به‌دنیا بیایى، چه چیزهایى را که باید بر عهده بگیرى...باید به مبارزه برخیزى و اعلام کنى آفرینش‌گر، به‌خوبى مى‌توانست پیرزنى با موى سپید یا دخترى زیبا باشد...سپس باید براى توضیح دادن این‌که گناه از آن روز پدید نیامد که حوا سیبى چید، نبرد کنى... آن روز فضیلت باشکوهى جلوه‌گر شد که نافرمانى نام دارد... بالاخره باید مبارزه کنى تا ثابت کنى که در بدن صاف و مدور تو هوشى وجود دارد که حق پذیرفته شدنش را فریاد مى‌زند... مادر بودن حرفه نیست. وظیفه هم نیست... حقى است در بین حقوق دیگر. تو از فریاد و فغان درمانده خواهى شد. و بیشتر وقت‌ها، یا تقریبآ همیشه، باخت با تو خواهد بود. ولى نباید مأیوس شوى، مبارزه کردن از برنده شدن بسى زیباتر است، سفر کردن از به مقصد رسیدن شادى بیشترى دارد... و براى فایق آمدن بر این پوچى، باید سفر را از سر گیرى، آرمان‌ها و هدف‌هاى تازه‌اى بیافرینى...بله، آرزو کن که زن باشى... اگر کودک صدایت مى‌کنم اعتنا نکن... و امیدوارم که هیچ‌وقت چیزى را که مادرم مى‌گوید نگویى. من هرگز آن را بر زبان نرانده‌ام...
ولى اگر مرد به‌دنیا آمدى، همان‌قدر شادمان خواهم شد. شاید هم بیشتر، زیرا تو از این همه سرافکندگى دور خواهى بود... اگر مرد به‌دنیا آمدى، از این بیم نخواهى داشت که در خم یک کوچه تاریک به تو تجاوز شود. براى این‌که در اولین نگاه تو را بپذیرند به صورت زیبا نیاز ندارى...و براى پنهان کردن هوشت محتاج اندام موزون نیستى... با هر کس که بخواهى هستى بدون این‌که مجبور به تحمل قضاوت‌هاى بدخواهانه باشى، به تو نخواهند گفت که گناه، روزى پدید آمد که تو سیبى از درخت برچیدى... کمتر خودت را خسته و درمانده خواهى کرد... مى‌توانى بى‌آن‌که مسخره‌ات کنند، نافرمانى کنى، مى‌توانى بدون این‌که یک شب با احساس فرو افتادن در گرداب بیدار بمانى دوست بدارى، بدون این‌که در آخر کار دشنام بشنوى از خودت دفاع کنى...

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#ساختمانهای_گسسته_قلی_زاده
قیمت روی جلد : 26000
قیمت فروش : 18000

ایدی فروشنده: @n_1211

کد : 58184

🆔 @Rishbook
#پکیج_کامل_طراحی_وبسایت_وردپرس
قیمت اصلی : 50000
قیمت فروش : 45000

ایدی فروشنده : @Shaghayegh_khodadady

کد : 58185

🆔 @Rishbook
Forwarded from Deleted Account
#جزوه_تایپ_شده
#بهایابی1
#میانه1
#لطفی

قیمت فروش : 5000

ایدی فروشنده : @h_key1lou

کد : 58186

🆔 @Rishbook
🔴 توجه

🔸دانشجویان گرامی ، شما میتوانید با گرفتن عکس از جزوات خود و ارسال آن برای #ریشبوک جزوه خود را در اختیار دوستانتان قرار دهید .

🔸لازم به ذکر است جزوه مربوطه با نام خود شما در کانال ریشبوک منتشر خواهد شد .

🔺 توجه داشته باشید که عکس های ارسالی شما حتما با کیفیت مطلوب و قابل استفاده باشد .

🆔 @Rishbook
ریش بوک📚 pinned «🔴 توجه 🔸دانشجویان گرامی ، شما میتوانید با گرفتن عکس از جزوات خود و ارسال آن برای #ریشبوک جزوه خود را در اختیار دوستانتان قرار دهید . 🔸لازم به ذکر است جزوه مربوطه با نام خود شما در کانال ریشبوک منتشر خواهد شد . 🔺 توجه داشته باشید که عکس های ارسالی شما حتما…»
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#ما_تمامش_میکنیم

🔸درباره کتاب :
وقتی "لیلی" با یک جراح مغز و اعصاب خوش تیپ به نام "رایل کینکید" وارد رابطه می شود، ناگهان زندگی برایش آنقدر زیبا می شود که باور کردنی نیست اما وقتی دغدغه های مربوط به رابطه ی جدید، ذهن او را به خود مشغول می کند، خاطرات "اتلس گاریکن" ، اولین عشقش و رشته ای که او را به گذشته پیوند می دهد، درگیرش می کند.
اتلس در گذشته، با لیلی نقاط مشترک فراوانی داشته و از او محافظت کرده است. به همین علت، وقتی ناگهان پیدایش می شود، هر آنچه لیلی با رایل ساخته، مورد تهدید قرار می گیرد.
کالین هوور، با این رمان جسورانه و کاملا منحصر به فرد، داستانی را روایت می کند از عشقی فراموش ناشدنی که ناچار باید بیشترین بها را برای آن پرداخت.
" ما تمامش می کنیم " یک داستان عاشقانه ی معمولی نیست. این کتاب قلبتان را می شکند و همزمان، آن را از امید لبریز می کند. تا انتهای داستان، در میان گریه خواهید خندید.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#جین_ایر

🔸درباره کتاب:

کتاب جین ایر یک رمان ماندگار و عاشقانه است.

داستان رمان جین ایر به زندگی دختری یتیم برمی گرده که با زن دایی ظالم خود روزگار را می گذراند. بعد از این که پدرومادر جین می میرند او مجبور میشه که درکنار خانواده داییش زندگی کنه.
پس از مدتی خانم رید زن دایی جین اون رو به یک مدرسه شبانه روزی میفرسته که این مدرسه محیطی بی اندازه سختگیر وبعضا وحشیانه داره واون دوران سختی رو دراون مدرسه سپری میکنه. اون مجبور بوده در اونجا همیشه منظم باشه و سخت درس بخونه همچنین اونجا از تغذیه خوبی بهره مند نبوده و خیلی چیزهای دیگه که باعث میشه جین لحظات سختی رو دراون مدرسه بگذرونه.
پس از اتمام شبانه روزی به قصر تورنفیلد میره  تا در اونجا به عنوان معلم سرخانه دختر بچه ای مشغول کار شود.
دراون خونه جین متوجه می شود که صاحب قصر فردیه به نام ادوارد روچستر که بعدها میفهمه اقای روچستر اون دختر بچه رو به سرپرستی گرفته.
در این خانه جین ایر که همیشه از مهر و عاطفه بی نصیب مانده، با عشقی تازه و بکر عجین شده واین عشق کلاف زندگیش را در هم می پیچد.
ذره ذره عشقی عمیق میان وی و ارباب خانه شکل می گیرد که برملا شدن آن نیز روالی سخت و پر فراز و نشیب در پی دارد.
اما همین که این دو تصمیم به ازدواج می گیرند، وقایعی تلخ از گذشته پیش کشیده میشه و مانع به هم رسیدن این دو میشه. جین ایر که سخت پایبند اخلاقیات و توصیه های عقل است تسلیم خواهش های اقای راچستر برای زیر پا گذاشتن قوانین کلیسا نشده و از عشق خود عبور کرده و تورنفیلد را ترک می کنه.
اما پس از آن اتفاقات دیگری در جایی تازه رخ می دهد و در پایان داستان دوباره این دو تن روبروی هم قرار می گیرند. با این تفاوت که خیلی چیزها تغییر کرده و زندگی فرصت آن را نداده تا ادامه ی داستان جین ایر و اقای راچستر از همان نقطه که قطع شده بود، از سر گرفته شود.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#جین_ایر

🔹بخشی از کتاب:

«خانم رید سر خود را از روی پارچه ای که می دوخت برداشت و به من نگاه کرد. چشمش به چشم من افتاد، و در همین حال انگشتان او از آن حرکت های چابک بازماندند. با لحن آمرانه ای گفت ؛ از اتاق برو بیرون.

 نگاه من یا شاید چیز دیگری اورا ناراحت کرده بود چون با خشم شدید و در عین حال فروخورده حرف می زد برخاستم و به طرف در رفتم. دوباره برگشتم. به آن طرف اتاق به سمت پنجره رفتم. بعد به او نزدیک شدم، باید حرف بزنم؛ بی رحمانه پا روی قلبم گذاشته بود، باید برگردم، اما چطور؟ با چه نیرویی جواب قاطع به دشمنم بدهم؟

تمام قوای خود را جمع کردم و با تازیانه ی کلماتی تند بر سر او نواختم: من فریبکار نیستم. اگر بودم بایست می گفتم شما را دوست دارم. اما ادعا می کنم که شما را دوست ندارم. در دنیا از شما بیشتر از هر کس دیگری، بجز جان رید، بدم می آید. و این کتاب راجع به دروغگوها را می توانید به دخترتان، جورجیانا، بدهید چون او هست که دروغ می گوید نه من...»

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook