ریش بوک📚 – Telegram
ریش بوک📚
2.01K subscribers
1.69K photos
8 videos
455 files
182 links
کتاب‌فروشی‌آنلاین‌ دانشگاه‌صنعتی‌شاهرود

📚خرید و فروش کتاب‌های نو و مستعمل
با کمک شما دانشجویان

#راحت_بفروشید😎
#ارزان_بخرید😉

🌐 ثبت آگهی : @Rishbookadmin
Download Telegram
#تفسیر_موضوعی_قرآن_کریم
#آخوندی
قیمت فروش : 12000

ایدی فروشنده : @rayejimobina

کد : 58910

🆔 @Rishbook
#جزوه
#زبان_عمومی
#موسوی
قیمت فروش : 10000

ایدی فروشنده : @rayejimobina

کد : 58911

🆔 @Rishbook
#اندیشه_اسلامی1
#جعفر_سبحانی
قیمت_فروش : 5000

ایدی فروشنده : @shaqayeq457

کد : 58912

🆔 @Rishbook
#تربیت_بدنی_عمومی
#علیرضا_توحید_نژاد
قیمت فروش : 3000

ایدی فروشنده : @shaqayeq457

کد : 58913

🆔 @Rishbook
#اندیشه_اسلامی2
#علی_غفار_زاده
قیمت فروش : 5000

ایدی فروشنده : @shaqayeq457

کد : 58914

🆔 @Rishbook
#دانش_خانواده
#جمعی_از_نویسندگان
قیمت فروش : 8000

ایدی فروشنده : @shaqayeq457

کد : 58915

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#خاطرات_سفیر

🔸 درباره کتاب:

خاطرات نیلوفر شادمهری در طی حضورش به عنوان دانشجو در فرانسه است که دانشجویان دیگر کشور ها او را به عنوان نماد ایران ، اسلام و شیعه میشناسند ، به نوعی او به عنوان سفیر این مفاهیم در دانشگاه محل تحصیلش شناخته میشود. در ادامه با یک دختر امریکایی به نام امبروژا آشنا میشود و این دو به دو دوست صمیمی برا یکدیگر تبدیل میشوند.

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#خاطرات_سفیر

🔸 برشی از کتاب:
گریه میکرد ، حس کردم فشار زیادی روی قلبشه خودش ادامه داد :« من برای خدا زندگی میکنم. حالا هم میخوام بدونم واقعا خدا چه چیزایی گفته. من نگرانم ! پریشب تا دیروقت با بچه ها درباره اسلام و مسیحیت صحبت کردم . ریاض گفت که مسیحیت تحریف شده این راسته ؟ اون بهم گفت بیام و این سوالارو از تو بپرسم . حالا تو به من بگو اگه اونایی که من تا حالا خوندم خدا نگفته ، پس خدا چی گفته ؟!»
بغلم کرد. اشکاش رو مقنعه ام میریخت ، کنار اتوبان نشستیم ؛ کاری غیرمعمول و غریب ، یه نفر گوشه اتوبان داشت برای خدا گریه میکرد ؛ کاری غیرمعمول تر و غریب تر . چه حالی شدم! بغلش کردم. باهاش نشستم . باهاش به از دست دادن به عزیز فکر کردم. باهاش به خد متوسل شدم. باهاش گریه کردم. باید برای خدا از عزیزترین متعلقاتت بگذری تا خدا برات دعوتنامه اختصاصی بفرسته . گفتم:« اشکای فرشته ها روی صورت تو چیکار میکنه دختر مسلمون ؟» سرش رو بلند کرد. نگاهم کرد. گفتم :« اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر خدا. تو خودت گفتی که تسلیم خدایی!»

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#بی_بال_پریدن

🔸 درباره کتاب:

"بی‌بال پریدن" نه قصه است، نه قطعه و شعر و نه حتی خاطرات پراکنده او. به قول خودش نوشته‌های این کتاب در واقع همان حرف‌های خودمانی است که در حاشیه ذهن گردوخاک می‌خورند، حرف‌هایی که بر دل آدم سنگینی می‌کنند و تا آن‌ها را با کسی در میان نگذاری، دلت سبک نمی‌شود.

شاید حرف‌های این کتاب در هیچ قالب و وزنی نگنجد، اما آن‌قدر صمیمیت در آن‌ها موج می‌زند که بی‌شک در قلب انسان‌های بی‌قرار می‌گنجد.

کتاب "بی بال پریدن" نوشته مرحوم قیصر امین پور شاعر معاصر، مجموعه ای است از یازده قطعه نثر ادبی که با بهره گیری از طنز و نگاهی شاعرانه، به بیان صمیمیت از دست رفته و اختلاف طبقاتی حاکم بر جامعه می پردازد.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#بی_بال_پریدن

🔸 برشی از کتاب:

«در شهر همه چیز دود می‌کند.
ماشین‌ها دود می‌کنند، هواپیماها دود می‌کنند، کوره‌ها دود می‌کنند، دودها کور می‌کنند. در شهر همه چیز برعکس است؛
آبها در روستا رو به سرازیری می‌روند، در شهر فواره‌ها آب را سر بالا می‌برند.
در روستا مردم چراغ‌ها را خاموش و روشن می‌کنند، در شهر چراغ‌ها مردم را خاموش و روشن می‌کنند؛ چراغ‌ها سبز می‌شوند، آدم‌ها روشن می‌شوند و به راه می‌افتند؛ چراغ‌ها قرمز می‌شوند، آدمها خاموش می‌شوند و می‌ایستند.»

«آدمها مثل کتاب‌ها هستند
بعضی از آدم‌ها جلد زرکوب دارند.
بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک.
بعضی از آدم‌ها با کاغذ کاهی چاپ می‌شوند و بعضی با کاغذ خارجی.
بعضی از آدم‌ها ترجمه شده‌اند.
بعضی از آدم‌ها تجدید چاپ می‌شوند و بعضی از آدم‌ها فتوکپی آدم‌های دیگرند.
بعضی از آدم‌ها با حروف سیاه چاپ می‌شوند و بعضی از آدم‌ها صفحات رنگی دارند…»

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#دا

🔸 درباره کتاب :

کتابی است درباره شیر زن خرمشهر به اسم زهرا با خصوصیات زینبی وار؛
دختری که با شجاعت در 8 سال دفاع مقدس در میدان جنگ ایستاد و جنگید و از کشورش دفاع کرد و در این راه عزیزانش را از دست داد اما هرگز ایمانش و اراده اش را از دست نداد.
این کتاب بدلیل قلم فوق العاده خوبی که دارد و همه چیز را با صراحت و صداقت بیان کرده است جزو پر فروشترین کتاب های سالهای اخیر میباشد.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#دا

🔸 برشی از کتاب :

دیدم شهیدی بعدی را آوردند. برانکارد را زمین گذاشتند و بلند شدند. چشمم به جنازه خورد. به طرفش دویدم. نگاهش کردم وبا صدای بهت زده ای دادزدم:اینکه علی یه؟
یکی از پرستارها به طرفم برگشت وگفت:خانم چرا داد میزنی؟ علی کیه ؟
گفتم:علی! علی خودمون دیگه! مگه تو نمی شناسیش؟!
زن هاج و واج مرا نگاه می‌کرد. شوکه شده بودم. خودم را به طرف جنازه پرت کردم. دستمال پیشانی اش را بالا زدم. خوب نگاهش کردم. خودش بود. خودعلی بود. دیگر نفهمیدم چه کار میکنم. خودم را روی جنازه انداختم. شروع کردم به بوسیدنش، بوئیدنش، نوازش کردنش.دست توی موهایش میبردم خاک هایش را پاک میکردم وبا او حرف میزدم. مثل مادری که بخواهد بچه اش را تر و خشک کند.
اشک می‌ریختم و گله میکردم که علی چرا با من اینطوری کردی؟ چرا اینجوری منو تا اینجا کشوندی؟ چرا حالا بلند نمیشی با من حرف بزنی؟

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#قلب_کوچک_سپهر

🔸 درباره کتاب :

داستان کتاب درباره‌ی زندگی پسری به نام «سپهر» است که از لحظۀ تولّد دچار بیماری قلبی خطرناکی است و مادر او، از ابتدای تولّد فرزندش، مشکلات سپهر را روایت می‌کند. سپهر از همان نوزادی، درگیر بیمارستان و عمل جرّاحی است و هر لحظه امکان دارد که بمیرد. امّا عشق مادرانه و تلاش‌های خانواده و پزشکان، سرانجام باعث بهبود بیماری و عادی شدن وضعیت جسمی او خواهد شد.

کتاب قلب کوچک سپهر، مادری‌ را برای شما به تصویر می‌کشد که با ایمان و توکل به خدا، تمام مشکلات را یک تنه تحمل می‌کند و امید به زندگی را دوباره به قلب پسرش برمی‌گرداند.

بسیاری از مسائل در کتاب قلب کوچک سپهر مستند و واقعی است.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#قلب_کوچک_سپهر

🔸 برشی از کتاب :

روزشماری می‌کنم. سپهر باید یک هفتۀ دیگر به دنیا بیاید. دکتر دستگاه را روی شکمم می‌گذارد و سعی می‌کند صدای ضربان قلب سپهر را بشنود. خودم هم کاملاً گوش می‌دهم، اما صدای ضربان قلبش به‌سختی شنیده می‌شود. از دکتر می‌پرسم: «دکتر، احساس نمی‌کنید صدایش نامشخص و ضعیف است؟!» دکتر اخم می‌کند و می‌گوید: «نه. خوب است.» ولی خودم حس خوبی ندارم. از خودم می‌پرسم: «چرا باید صدای قلبش این‌قدر ضعیف باشد؟» سعی می‌کنم به دکتر اعتماد کنم، اما دلم راضی نمی‌شود...

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#تنهاترین_عاشق_عاشق‌ترین_تنها

🔸 درباره کتاب :

"تنهاترین عاش، عاشق ترین تنها" نخستین رمان نگاشته شده درمورد ابوذر غفاری، صحابه بزرگوار پیامبر (ص) است. 
این کتاب، دومین جلد از چهارگانه‌ی نصرالله قادری است که برای چهار صحابه پیامبر (ص)، یعنی سلمان، ابوذر، بلال و مقداد، نوشته شده است.
عدم به کار بردن کلمات ناآشنا، روایت عاشقانه‌ی داستان، تلفیق زمان‌ها و مکان‌ها و روایت داستان از زبانِ شخصی که خود، یک قدمی مرگ است از جذابیت های این کتاب است.

داستانِ ابوذر، از زبان مردی بیان می‌شود که جسمش پای چوبه دار است و گردنش در طناب دار... او که در زمان امام رضا (ع) زندگی می‌کند به جرم نوشتن حقایق درمورد شیعیان، به مرگ محکوم است. او داستانی درمورد جندب بن جناده نوشته است، که پسرش برای ما می‌خواند. 
داستان از زمان تولد ابوذر شروع می‌شود و تا پایان زندگی او ادامه دارد.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook
#معرفی_کتاب
#غیر_درسی
#تنهاترین_عاشق_عاشق‌ترین_تنها

🔸 برشی از کتاب :

_ای رسول خدا! شرمگینم. آیا مرا به چیزی وصیت می‌فرمایید؟
_به تو سفارش می‌کنم به پرهیزگاری و ترس از خدا، زیرا که پرهیزگاری سرلوحه تمام کارهای تو خواهد بود.
_بیشتر بفرمایید!
_تلاوت قرآن کریم را از یاد مبر و بسیار ذکر خداوند کن، زیرا که در آسمان به تو کمک می‌کند و در روی زمین برای تو نور و روشنایی خواهد بود.
_ای پیامبر خدا، بیشتر بفرمایید.
_بر تو باد به جهاد. زیرا که ریاضت و رهبانیت امت من جهاد است!
_فراوان‌تر بفرمایید!
_خاموشی و سکوت را اختیار کن مگر در کارهای خیر، که وسیله‌ای خواهد بود برای طرد شیطان از خود و کمک و مددی خواهد بود در امر دین و مذهب تو.
_عذر خواهم! باز هم فزون‌تر بفرمایید.
_هان! که بسیار نخندی، زیرا که دل را می‌میراند و روشنی چهره را از بین می‌برد.
_من مشتاقم، بر آگاهی‌ام بیفزایید.
_در مال و مکنت دنیا به زیر دست خود نگاه کن و هرگز به بالاتر از خود نگاه مکن، زیرا شایسته‌تر اینکه نعمت و برکت خدا را کوچک نشماری.
_و دیگر چه؟
_صله‌رحم و خویشان را فراموش مکن اگر چه آن‌ها از تو بریدند بیچارگان را دوست بدار و با آنان زیاد همنشینی کن.
_و دیگر!
_حق را بگو، گرچه برای تو تلخ باشد و به ضررت تمام شود.
_باز هم بفرمایید.
_در راه خدا از سرزنش کسی باک نداشته باش.
_اگر بخواهم که افزون‌تر بفرمایید، زیاده‌خواهی است؟
_ای اباذر! باید که آن‌چه از عیب‌های خویش می‌دانی تو را از عیب‌های مردم بازدارد و آن‌چه را که نکرده‌اند بر آنان نسبت مده. در عیب آدمی همین بس که عیبی را که در مردم می‌بیند در خود نبیند و بر آنان نسبت دهد.

آنگاه حضرتش دست بر سینه‌ام نهاد و در چشم‌هایم صاف نگریست و لختی سکوت فرمود و آن وقت آرام و شمرده، کلمه به کلمه مرا آموخت:
_ای ابوذر! هیچ عقلی مانند تدبیر و هیچ پرهیزگاری و تقوایی چون خویشتن‌داری و هیچ شرفی چون خوی نیک و اخلاق پسندیده نیست.

🔸 با همکاری :
گروه کتابخوان دانشکده برق
کانال سروش گروه :
Sapp.ir/ketabkhan_bargh

🆔 @Rishbook