دست عشق از دامن دل دور باد!
میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا ، حکم کرد
که دلت را ، یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بیگزاره در نهادِ ما نهاد
خوب میدانست ؛ تیغ تیز را
در کف مستی ، نمیبایست داد
#قیصر_امین_پور
🆔 @Rishsefida
میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا ، حکم کرد
که دلت را ، یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بیگزاره در نهادِ ما نهاد
خوب میدانست ؛ تیغ تیز را
در کف مستی ، نمیبایست داد
#قیصر_امین_پور
🆔 @Rishsefida
به نظر من زن همه چیز ماست! ... بدون زن، دنیا هیچ فرقی با ویلونزن بدون ویلون، مگسک بدون تفنگ یا سوپاپ بدون قره نی نداشت ... ما به جرات میتونیم بگیم که هیچ مساعدهای برامون جای زن رو نمیتونه بگیره. از آقایون شاعر سوال میکنم: چه کسی الهامبخش شما بود در اون شبهای دلنشین مهتابی ... شما چی آقایون طنزپرداز؟ آیا واقعا موافق نیستید که بدون حضور زنها، داستانهای شما نه دهم جذابیت خودشون رو از دست میدادن؟ مگه بهترین لطیفهها اونهایی نیستن که همه نمکشون توی دم دراز و فنر دامنها مخفی شده؟ ... به آقایون نقاش هم دیگه نیازی نیست یادآوری کنم که خیلی از آنها فقط به این دلیل اینجا نشستن که بلدن خانم ها رو تصویر کنن...!
#چخوف
#پست_ساعت_صفر
🕛
🆔 @Rishsefida
#چخوف
#پست_ساعت_صفر
🕛
🆔 @Rishsefida
🔴به اطلاع دوستان دانشجو میرسانم که از شنبه هفته آینده با شروع ماه مبارک رمضان کلاسهای ساعت 8 صبح و 10صبح به ترتیب ساعت 9صبح و 11صبح با یک ساعت تاخیر شروع می شود
#ماه_رمضان
#یک_ساعت_تاخیر
🆔 @Rishsefida
#ماه_رمضان
#یک_ساعت_تاخیر
🆔 @Rishsefida
هر صبح!
پلکهایت؛ فصل جدیدی از زندگی را ورق میزند،
سطر اول همیشه این است:
“خدا همیشه با ماست”
🌞 صبحتون به خیررر 🌞
🆔 @Rishsefida
پلکهایت؛ فصل جدیدی از زندگی را ورق میزند،
سطر اول همیشه این است:
“خدا همیشه با ماست”
🌞 صبحتون به خیررر 🌞
🆔 @Rishsefida
برای نمره خوب امتحانی چه کار کنیم؟
من فقط #گزینه_2 رو انجام میدم😄
هر 10دقیقه مطالعه نیم ساعت استراحت😂😂
🆔 @Rishsefida
من فقط #گزینه_2 رو انجام میدم😄
هر 10دقیقه مطالعه نیم ساعت استراحت😂😂
🆔 @Rishsefida
گوسفندها فقط تماشا میکردند. آنها همینطور توی آغل ایستاده بودند و نشخوار میکردند و پشمچینها را نگاه میکردند. انگار آنچه اتفاق میافتاد ربطی به آنها نداشت. آنها فقط با چشمهای تنبلشان پشمچینها را نگاه میکردند که داشتند تیغهایشان را سوهان میزدند و تیز میکردند تا با آنها کار کنند.
این غرور گوسفندها آدم را به خنده میانداخت. در حالی که پشمچینها آماده میشدند تا کارشان را شروع کنند، آنها از غرورشان متوجه هیچ چیز نبودند. یعنی هر قدر تیغههای قیچی پشمچینی تیزتر و براقتر میشد، گوسفندها را ناراحت نمیکرد.
هر چند چیز ترسآوری، مثل تیز کردن شمشیر برای جنگ بزرگ، داشت اتفاق میافتاد، اما گوسفندها فقط نشخوار میکردند و آنقدر از خود راضی بودند که بهچیزی توجه نداشتند. بیش از اندازه مغرور بودند که فکر کنند اتفاقی دارد برای آنها میافتد.
#میگل
#جوزف_کرامگولد
#پست_ساعت_صفر
🕛
🆔 @Rishsefida
این غرور گوسفندها آدم را به خنده میانداخت. در حالی که پشمچینها آماده میشدند تا کارشان را شروع کنند، آنها از غرورشان متوجه هیچ چیز نبودند. یعنی هر قدر تیغههای قیچی پشمچینی تیزتر و براقتر میشد، گوسفندها را ناراحت نمیکرد.
هر چند چیز ترسآوری، مثل تیز کردن شمشیر برای جنگ بزرگ، داشت اتفاق میافتاد، اما گوسفندها فقط نشخوار میکردند و آنقدر از خود راضی بودند که بهچیزی توجه نداشتند. بیش از اندازه مغرور بودند که فکر کنند اتفاقی دارد برای آنها میافتد.
#میگل
#جوزف_کرامگولد
#پست_ساعت_صفر
🕛
🆔 @Rishsefida