نوشته‌های روزبه – Telegram
نوشته‌های روزبه
136 subscribers
624 photos
14 videos
15 files
226 links
Download Telegram
من در دو هفته اخیر یکسری چیز کوتاه نوشتم. شک داشتم که منتشرش کنم یا نه و واکنش ها چی خواهد بود، ولی تصمیم گرفتم که بذارم.
هدفم این نیست که بگم شرایط خوب و معمولیه، اتفاقا برعکس. ولی خب جنسشون روزمره‌ست. چون داره سرریز میشه.
۰. با توجه به این که اینترنت داره وصل نمیشه ولی من جایی برای نوشتن ندارم، می‌خوام یک سری یادداشت اینجا بنویسم، شاید یک روزی دیدینشون، شاید هم نه.
5
۱. آیفون، دلتنگی
به شکل مسخره‌ای یه آیفون قدیمی (۲جی) به دستم رسیده. مطمین نیستم آیفون واقعیه یا فیکه. اینترنت ندارم جزییاتش رو سرچ کنم ولی گمان میکنم فیک باشه چون صدای روشن شدن عجیبی داد.
دارم فکر می‌کنم اگه وصل بودیم عکسشو برای محمد و رادین می‌فرستادم و با هم بهش می‌خندیدیم. دلم بی‌رحمانه براشون تنگ شده. دوریشون بیشتر از هر وقت دیگری به چشمم میاد. مطمین نیستم به قدر کافی تاکید کرده باشم رو این که دلم براشون تنگ شده.
1
۲. آلمان
شنبه و یکشنبه قرار بود با دو تا از دوستایم که آلمانن جدا جدا کال بریم. کلندر هم کرده بودیم. حتی تایید هم شده بود. معمولا اگه ایونتی تایید میشد میس نمی‌شد، ولی این دو تا شد. حتی خبر ندادم که نمیام ولی بی‌خبری یک جور خبره، مگه نه؟
1
۳. اسکرین‌تایم
پاوربانکم خراب شده بود و یکی به جاش خریدم که نهایتا مال البرز شد. داشتم فکر میکردم این مدت که خرج خاصی ندارم چون بیرون نمیرم، پاوربانک بخرم. ولی راستش باتری گوشیم اصلا تموم نمیشه این روزها. اسکرین تایمم هرروز کم‌تر از حد نصاب میشه. چهارشنبه‌ی قبل از قطعی داشتم حساب کتاب میکردم چقدر اسکرین‌تایمم زیاده، ولی ظرف یک روز یهو عالی شد.
گاهی فکر می‌کنم یکسری عادت های خوب این روزها رو بعدا هم نگه دارم. ولی خب معلوم نیست وصل بشه و احتمالا برمی‌گردم به عادت‌های بد قدیمی.
1
۴. نوشتن برای ارتباط
تقریبا تنها جایی که می‌شه تایپ کرد، ویرگوله و کامنت‌های بعضی سایت ها. دوست دارم توی ویرگول بنویسم ولی می‌ترسم. ترجیح دادم همین‌جا بنویسم فعلا. شاید یه زمانی زیاد از حد تایپ می‌کردم (به همون نسبت که الان زیاد با تماس درگیرم) ولی این روز ها قطعا با هر معیاری کم تایپ می‌کنم.
ولی خلوت بودن روزهای اول رو دوست داشتم. نمی‌دونم. ارتباط اجتماعی لازمه. احتمالا تحت تاثیر چیزای رواقی که خوندم هم هستم. به قول رواقی‌ها، هر شخصی که باهاش در ارتباط هستیم مایه عذابه و در حد لزوم باید ارتباط داشته باشیم. حد لزوم برای به جا آوردن وظیفه انسانی.
2
۵. اکانت ها بدون آدم ها
پیام های چنل ترمینالی مطابق زمان‌بندی احتمالا داره ارسال میشه. هر سه چهار روز ساعت ۲۰ به وقت ایران یه مطلب آموزنده. ولی آموزنده برای کدوم مخاطب؟ آیا آدم ها فکر می‌کنن من سیم‌کارت سفید دارم؟ یا می‌فهمن که مثل همیشه زمانداره. اگه تا دو ماه هم قطع بمونه زمان‌دار ها ادامه داره!
آیا اگه واقعا سیم‌کارت سفید داشتم باز هم در اون چنل پیام می‌گذاشتم؟ احتمالا نه.
جی‌میل و تلگرام احتمالا تیک تیکشون فعال میشه برای تنظیمات away for more than ... مطمین نیستم که تخریب خودکار اکانت رو برای چه مدت تنظیم کردم ولی امیدوارم کوتاه تر از اونی که نباید نباشه چون دوست ندارم هیچ کدوم رو از دست بدم.
😢53💩1
۶. ایمیل، خبر
بعد از مدت ها این دوره منتظر هیچ ایمیلی نیستم. احتمالا در زندگیم کم پیش می‌آد ولی خوشحالم که در یکی از این دوره ها هستیم. قطعا بسیاری از دوست‌ها و آشنا هام این وضعیت رو دارن و کلی ضرر خواهند کرد. متاسفم و نگرانشونم. گاهی فکر می‌کنن که حتما من اینترنت دارم و زنگ می‌زنن و می‌پرسن آیا کمکی میتونم بکنم یا نه. من فقط میتونم همدردی کنم باهاشون.
4🤔1
۷. لایه دو
معمولا تو ۷ لایه شبکه، بحث از لایه ۴ پایین تر نمیاد، یه آیپی مقصد داشته باشیم و پینگ بگیریم دیگه حله. ولی امروز با البرز داشتیم سعی میکردیم لایه یک و دو رو جایگزین کنیم، مثلا بر بستر پیامک واریز وجه و بر اساس مبلغ دیتا رد و بدل کنیم. در مورد represent کردن پیام با مبلغ صحبت کردیم و بزرگترین پیامی که با ۱۰ هزار تومن میشه جا به جا کرد صحبت کردیم. همچنین مکانیسم برگشت زدن پول که می‌تونه به عنوان ack حساب بشه. از علوم کامپیوتر ممنونم ولی از وضعیت به وجود آمده نه.
یادم اومد زمان جنگ بر بستر بله هم شبکه سوار کرده بودن.
💔5
۸. ذره بین
موتور جست و جوی خوب ساختن سخته و مالیات ما که صرف یوز و پارسی‌جو شد دیگه برنمی‌گرده، گردو هم که ۹۹ درصد اوقات قطعه و می‌رسیم به ذره‌بین. نه اونقدر بد که باورم بشه کلا سرچ نداریم و نه اونقدر خوب که قابل استفاده باشه. به شکل جالبی وقتی همزمان فارسی و انگلیسی بنویسی کار نمی‌کنه. قطعا اگه پروژه درس بازیابی اطلاعات من اینطوری بود دکتر نشاطی ازم نمره کم می‌کرد. تا حالا بهم کمک کرده یکی دو تا آهنگ پیدا کنم و برای نوشته قبلی هم کمک کرد لایه های شبکه رو توی فرادرس مرور کنم، البته نه دقیقا اونطوری که انتظار داشتم.
👍6
۹. درآمد دلاری
به دوست هاییم که کار ریموت می‌کردن و درآمد دلاری داشتن فکر می‌کنم. یعنی چی شده. آیا هنوز شغل هاشون سر جاشه؟
4
۱۰. کار، هویت
کار کردن تو این شرایط مسخره‌ست، ولی نه از اون مسخره‌هایی که بهش بخندی. بلکه از اون مدل که حس می‌کنی هر دقیقه‌ای که برای این کار وقت می‌گذاری، چند ساعت از عمرت کم میشه. بدون هرچیزی که بتونه بهت کمک کنه و ضروریه برات. واکنش اولم اینه که نمی‌تونم کاری بکنم. ولی اگه نمی‌تونی کار کنی پس به دردی هم نمی‌خوری. بهت نیازی نداریم. کجا به «من بدون اینترنت» نیاز دارن؟
اما اصلا چه کاری داری می‌کنی؟ آیا قرار هست استفاده بشه؟ آیا اگه استفاده بشه من هنوز هستم؟
7
۱۱. دیدار
دیدن آدم‌ها خوبه، مخصوصا آدمایی که ازشون بی‌خبر بودی ولی دیدنشون در حالی که حالشون خوب نیست یه جوریه. خوب نیست. از ندیدن بهتره ولی کاش خوب بودن. کاش اون غمی که همیشه تو چشماشون بود بیشتر نمی‌شد.
2
۱۲. کورسوی امید
روزی که گوگل وصل شد، یه کانفیگ هم وصل شد و من رفتم تلگرام. پر بود از دوست های با محبت خارج نشینی که پیام داده بودن و حالمو پرسیده بودن. مرسی که هستین، همتون. رفتم تو چنل ترمینالی دیدم پیام های زمان‌دارم دارن با فاصله منظم ارسال میشن. واکنش ها ولی به این آینده نگری چندان جالب نبود. با ده ها دیسلایک سعی کرده بودن بهم بفهمونن الان وقت پست گذاشتن نیست. قطعا که نیست ولی کسی اون پشت نیست. چند تا دوست های نزدیکم تو کامنت ها اشاره کرده بودن که پیام ها زمانداره، ولی راستش انتظار حمایت بیشتری داشتم.
3
۱۴. روزهای اول، روزهای انشالا آخر
روزهای اول امید و انگیزه بیشتری داشتم. کتاب می‌خوندم، دنبال پادکست می‌گشتم، حتی زنگ می‌زدم به آدما گاهی، ولی الان نمی‌دونم چی شده. شاید خبرها هنوز به دستم نرسیده بود. الان به جز چک کردن مدام خبرگزاری های مسخره و نوشتن اینها برای شما به سختی کار دیگری می‌کنم. امیدوارم روزهای آخر باشد ولی حس میکنم که نیست. نشونه‌ها نشون میده که نیست. نمی‌دونم.

(این مال اول این هفته‌ست)
4👍1
خوشحالم آدما دارن وصل میشن،ولی کاش همشون وصل میشدن، همه، سالم، بدون تراما.
7
۱۷. پروژه، نمودار، اشتراک Claude
ایده یه پروژه به ذهنم رسیده، احتمالا درآمدزا نیست ولی مشکل دنیای واقعی رو حل می‌کنه و این خیلی انگیزه بزرگیه برام. تقریبا می‌دونم باید چیکار کنم، یه قسمت از کدهاشم قبلا برای داده‌کاوی نوشتم. ۴-۵ تا پرامپت تو ذهنم می‌چرخن که به Claude بدم و کار در بیاد. اشتراک یک ماه کلادی که خریدم خیلی مفید واقع نشد. روزهای آخرشه و گمون نمی‌کنم یک پرامپت دیگه هم بهش بدم. با این وضعیت اینترنت آیا میتونم خودم پروژه رو بنویسم؟ شاید. بچه‌ها داشتن راه‌های دانلود پکیج های پایتون رو به هم یاد می‌دادن. کار سختی نیست ولی انگیزه نیاز داره. این پروژه هم زدی، کجا میخوای منتشرش کنی؟
🔥31💔1
۱۵. رادار ابرآروان
ابرآروان یه صفحه داره به اسم رادار، توش نشون میده سرورهای جاهای مختلف به چه سایت های خارجی وصلن و به کدوم‌ها وصل نیستن. در حالت عادی کسی چکش نمی‌کنه ولی این روزها حتی گاهی باز نمیشه از فشار لود زیاد. مثل سایت کیفیت هوا در اوج آلودگی هوا. همین باز نشدن هم خودش نشونه‌ست. این روزها خیلی چکش می‌کنم. شاید حتی هوم پیجم باشه.
۱۶. پسوردها، بوک‌مارک‌ها، مرگ
من از مدیریت پسورد استفاده می‌کنم، این روزها از bitwarden قبلش از چیزهای دیگه. ابزار خوش ساختیه و نسخه رایگان خوبی هم داره انصافا. ولی یه نکته که نمی‌دونستم این بود که بدون اینترنت امکان آپدیت پسورد رو نداری. خلاصه‌ش این میشه که در سایت‌های جدید وقتی ثبت نام میکنم خبری از ذخیره پسورد نیست، وقتی هم پسوردم رو مجبور شدم عوض کنم، یه چیزی شبیه قبلی گذاشتم که با تغییر قبلی بتونم وارد بشم. تقریبا هیچ سینک دیگری هم کار نمی‌کنه، نه obsidian نه بوک‌مارک‌ها و نه Samsung notes. خیلی چیزها سینک شده ولی نه چیزهای جدید. گاهی فکر می‌کنم کاش برای اونایی که میشد سینک بدون اینترنت راه می‌انداختم، ولی خب کی می‌دونست اینقدر طولانی اینترنت قطع بشه که نیاز به سینک obsidian بدون اینترنت احساس بشه.
بهم حس مرگ میده راستش. نه خفگی، بلکه دنیای پس از مرگ. دوست داشتم توضیح بدم ولی نشد.
۱۸. حس می‌کنم از راه دور
هرچی جلوتر می‌ریم کمتر میشه ولی هنوز هم هست، اونقدر هم هست که قابل توجه باشه. وقتی که اون این اخبارها رو میخونه و ساعت ها تو توییتر می‌چرخه و حس بد می‌گیره، حسش رو من هم حس می‌کنم. سر زمان جنگ هم می‌تونستم اضطرابش رو حس کنم. خوشحالم که حداقل یکی از ما تو این شرایط نیست و از بیرون فقط استرسشو داره.
داشتم فکر می‌کردم وصل که شد توییتر برم ببینم چی توییت کرده، ولی خب چی ممکنه توییت کرده باشه؟ میتونم حدس بزنم. نیازی نیست بیشتر چک کنم.
💔12
Forwarded from جوونه🌱
این روزها برای مراقبت از روانمون چیکار کنیم؟🌱

▪️مهم‌ترین قدم اینه که به احساساتمون اعتبار بدیم.
احساسات نیاز به اصلاح ندارن؛
نیاز دارن دیده و شنیده بشن.
ازشون بنویسین، بدون سانسور، بدون قضاوت.

▪️با آدم‌های امن حرف بزنین.
تو جمع‌هایی که قضاوتی در کار نیست،
درباره‌ی احساساتتون بگین و گوش بدین.
اگه نیاز دارین همدیگه رو بغل کنین؛
ما این روزها بیشتر از همیشه به حمایت هم نیاز داریم.

▪️اخبار رو آگاهانه و در زمان‌های مشخص دنبال کنین.
می‌دونم نگرانی اجازه نمی‌ده
و ناخودآگاه مدام در حال اسکرول‌کردنیم،
اما برای اینکه بتونیم ادامه بدیم،
لازمه از خودمون مراقبت کنیم.


▪️به اینجا و اکنون برگردین.
چند نفس عمیق، کش‌وقوس ساده،
شمردن اعداد
یا توجه به صداها و چیزهایی که اطرافتونه،
می‌تونه شما رو به لحظه برگردونه.


▪️اگه با خبرهای دردناک مواجه شدین،
بعدش آگاهانه از خودتون مراقبت کنین:

تماس با یه آدم امن. فاصله گرفتن و نفس کشیدن، نوشیدن یه لیوان آب.


▪️خشم و اندوه رو تو خودتون حبس نکنین.
بنویسین، راه برین، گریه کنین،
یا هرجور سالمی که بلدید ابراز‌ش کنین.


و اگه نشونه‌های شدید اضطراب، فرسودگی، بی‌خوابی یا تغییرات جدی حال روانی رو تجربه می‌کنین،
تنها باهاش کنار نیاین.

اگه دنبال روان‌شناس یا روان‌پزشک معتمد هستین،
ما می‌تونیم کمکتون کنیم.
سایت «جوونه» فعاله
و می‌تونین از اون‌جا نوبت بگیرین.
www.Portal.javoonegroup.com


ما دوباره جوونه میزنیم🌱🫂
4