جهان دیپلماسی pinned «📄پیام پدافندی عملیات آمریکا در ونزوئلا برای ایران ✍️کرستن فانتنرز، پژوهشگر اندیشکده شورای آتلانتیک 🔹از دیدگاه فنی و نظامی، عملیات ایالات متحده در ونزوئلا پیامی به ایران ارسال میکند مبنی بر اینکه واشنگتن بهطور فزایندهای برای عملیات علیه ساختارهای پدافند…»
📄«اندیشکده چتم هاوس» نقش فدراسیون روسیه را در معادلات منطقه غرب آسیا بررسی کرد؛
⭕️روسیه و چین شرکای استراتژیک قابل دسترس ایران باقی میمانند
🔹 «اندیشکده چتم هاوس» در نوشتاری تحلیلی به بررسی نقش فدراسیون روسیه در معادلات منطقه غرب آسیا پرداخته و مینویسد: روسیه تضعیف شده است، اما نفوذ آن در خاورمیانه را نباید دستکم گرفت. فرضیهای گسترده اما گمراهکننده وجود دارد که ضعف فعلی مسکو را نشانهای از عقبنشینی اجتنابناپذیر آن از منطقه میداند. واقعیت این است که روسیه حضور خود را عمیقتر کرده است.
🔹منابع نظامی و اقتصادی روسیه به دلیل جنگ در اوکراین به شدت آسیب دیده است. پایگاه سابق آن در سوریه سقوط کرده است. با این حال، حتی در چنین شرایطی، کرملین به جای تصمیم به خروج از خاورمیانه، خود را با واقعیتهای جدید سازگار کرده است. روسیه همچنان از فرصتهای ارائهشده توسط منطقه برای کاهش فشار تحریمها، جبران خسارات اقتصادی و سیاسی ناشی از رویارویی جهانی با غرب و گاهی ایجاد چالش برای بازیگران آمریکایی و اروپایی بهرهبرداری میکند.
🔹نویسنده در ادامه این نوشتار ادعا میکند که وقتی تنشهای ایران-اسرائیل پس از سقوط دولت بشار اسد تشدید شد، مسکو مخالفتی با حملات اسرائیل نکرد اما همزمان گفتوگو با تهران را حفظ کرد.
🔹نویسنده همچنین با طرح این پیش فرض که ایران از عدم تمایل روسیه به حمایت قاطعتر در رویارویی ژوئن با اسرائیل ناامید است، نوشت: همزمان تهران می داند که مسکو تا زمانی که رویارویی با آمریکا و اتحادیه اروپا ادامه دارد، شریک ضروری ایران باقی میماند. روسیه، همراه با چین، یکی از شرکای استراتژیک قابل دسترس برای تهران باقی میماند.
🔹روسیه حتی با کاهش حضور فیزیکی توانسته قدرت خود را حفظ کند. این کشور با حفظ پایگاهها در لیبی و سوریه، میتواند پرسنل و سلاح را به میدان های نبرد مختلف در آفریقا و خاورمیانه هدایت کند و همزمان سایرین را مجاب کند که تحریمهای مورد حمایت غرب را نادیده بگیرند. اهرمهای اقتصادی روسیه نیز به همین اندازه مهم هستند. هماهنگی با اوپکپلاس به ویژه عربستان سعودی به مسکو کمک میکند تولید و قیمت نفت را تنظیم کند و اثرات تحریم غربی را کاهش دهد.
این فقط یک قطعه از پازل جهانیتر است. روسیه جریانهای تجاری را از طریق واسطههای خود در خلیج فارس باز احیاکرده و از آنها هم به عنوان مرکز ترانزیت و هم بازار مصرف برای محصولات نفتی، مواد غذایی، ورودیهای پتروشیمی، فناوریهای آیتی و سرمایههای سرمایهگذاری خود استفاده میکند.
🔹امارات متحده عربی و عربستان سعودی نیز فعالانه در اقتصاد روسیه سرمایهگذاری میکنند. روسیه از طریق نقش رو به رشد خود در امنیت غذایی و انرژی منطقهای و پروژههای هستهای، جا بیشتری برای خود در خاورمیانه باز می کند و همزمان تلاشهای غرب برای منزوی کردن خود را پیچیده میسازد.
https://irna.ir/xjWpnv
@samassoumi
⭕️روسیه و چین شرکای استراتژیک قابل دسترس ایران باقی میمانند
🔹 «اندیشکده چتم هاوس» در نوشتاری تحلیلی به بررسی نقش فدراسیون روسیه در معادلات منطقه غرب آسیا پرداخته و مینویسد: روسیه تضعیف شده است، اما نفوذ آن در خاورمیانه را نباید دستکم گرفت. فرضیهای گسترده اما گمراهکننده وجود دارد که ضعف فعلی مسکو را نشانهای از عقبنشینی اجتنابناپذیر آن از منطقه میداند. واقعیت این است که روسیه حضور خود را عمیقتر کرده است.
🔹منابع نظامی و اقتصادی روسیه به دلیل جنگ در اوکراین به شدت آسیب دیده است. پایگاه سابق آن در سوریه سقوط کرده است. با این حال، حتی در چنین شرایطی، کرملین به جای تصمیم به خروج از خاورمیانه، خود را با واقعیتهای جدید سازگار کرده است. روسیه همچنان از فرصتهای ارائهشده توسط منطقه برای کاهش فشار تحریمها، جبران خسارات اقتصادی و سیاسی ناشی از رویارویی جهانی با غرب و گاهی ایجاد چالش برای بازیگران آمریکایی و اروپایی بهرهبرداری میکند.
🔹نویسنده در ادامه این نوشتار ادعا میکند که وقتی تنشهای ایران-اسرائیل پس از سقوط دولت بشار اسد تشدید شد، مسکو مخالفتی با حملات اسرائیل نکرد اما همزمان گفتوگو با تهران را حفظ کرد.
🔹نویسنده همچنین با طرح این پیش فرض که ایران از عدم تمایل روسیه به حمایت قاطعتر در رویارویی ژوئن با اسرائیل ناامید است، نوشت: همزمان تهران می داند که مسکو تا زمانی که رویارویی با آمریکا و اتحادیه اروپا ادامه دارد، شریک ضروری ایران باقی میماند. روسیه، همراه با چین، یکی از شرکای استراتژیک قابل دسترس برای تهران باقی میماند.
🔹روسیه حتی با کاهش حضور فیزیکی توانسته قدرت خود را حفظ کند. این کشور با حفظ پایگاهها در لیبی و سوریه، میتواند پرسنل و سلاح را به میدان های نبرد مختلف در آفریقا و خاورمیانه هدایت کند و همزمان سایرین را مجاب کند که تحریمهای مورد حمایت غرب را نادیده بگیرند. اهرمهای اقتصادی روسیه نیز به همین اندازه مهم هستند. هماهنگی با اوپکپلاس به ویژه عربستان سعودی به مسکو کمک میکند تولید و قیمت نفت را تنظیم کند و اثرات تحریم غربی را کاهش دهد.
این فقط یک قطعه از پازل جهانیتر است. روسیه جریانهای تجاری را از طریق واسطههای خود در خلیج فارس باز احیاکرده و از آنها هم به عنوان مرکز ترانزیت و هم بازار مصرف برای محصولات نفتی، مواد غذایی، ورودیهای پتروشیمی، فناوریهای آیتی و سرمایههای سرمایهگذاری خود استفاده میکند.
🔹امارات متحده عربی و عربستان سعودی نیز فعالانه در اقتصاد روسیه سرمایهگذاری میکنند. روسیه از طریق نقش رو به رشد خود در امنیت غذایی و انرژی منطقهای و پروژههای هستهای، جا بیشتری برای خود در خاورمیانه باز می کند و همزمان تلاشهای غرب برای منزوی کردن خود را پیچیده میسازد.
https://irna.ir/xjWpnv
@samassoumi
جهان دیپلماسی pinned «📄«اندیشکده چتم هاوس» نقش فدراسیون روسیه را در معادلات منطقه غرب آسیا بررسی کرد؛ ⭕️روسیه و چین شرکای استراتژیک قابل دسترس ایران باقی میمانند 🔹 «اندیشکده چتم هاوس» در نوشتاری تحلیلی به بررسی نقش فدراسیون روسیه در معادلات منطقه غرب آسیا پرداخته و مینویسد:…»
🎙جان مرشایمر: اسرائیلیها «مالک» ترامپ هستند/ حمله به ایران همان «یکدفعه» بود
🔹وقتی صحبت از ایران در میان باشد، نخستین موضوعی که باید بدانید این است که اسرائیلیها و لابی اسرائیل در آمریکا، اساسا «مالک» ترامپ هستند و هر کاری که بخواهند انجام دهند، ترامپ باید همراهی بکند. اما در عین حال، روش اصلی کار و عملکردی ترامپ این است که خشونتآمیز و تهدیدآمیز حرف بزند و به اصطلاح هارت و پورت کند و به طور همزمان یک ترکه کوچک هم بهدست بگیرد.
🔹او زیاد از قدرت نظامی استفاده میکند اما این (استفاده) فاقد تاثیر واقعی است. و اینکه او عامدانه از کشاندن ما (آمریکا) به جنگ بیپایانی دیگر اجتناب میکند. اگر به عقب و زمانی که در ژوئن ۲۰۲۵ به ایران حمله کردیم، نگاه بیندازیم، اساسا همان «یک دفعه» بود. یک روز حمله و سپس اعلام کردیم که به یک پیروزی قاطعانه دست یافتیم و گفتیم که این پایان ماجراست.
🔹بنابراین، آنچه میبینید این است که ترامپ تمایل دارد تا علیه ایران از قدرت نظامی استفاده کند اما خیلی محتاط است که پایش به جنگ باز نشود. این مسئله را در تمام موارد دیگر مشاهده میکنید. به نیجریه اشاره شد؛ او با لحنی خشونتآمیز درباره نیجریه صحبت کرد اما در نهایت کار خاصی انجام نداد فقط چند تا موشک به یک منطقه شلیک کرد. حالا درباره ایران در پیامی مینویسد که اگر آنها معترضان را بکشند، به آنها ضربه میکنیم؛ آیا قصد دارد که ما را درگیر جنگی جدی بکند؟ نه. شاید چند تایی موشک به سمت آنها پرتاب کند اما نه چیزی بیشتر.
🔹نتانیاهو برای رها کردن سگها (استفاده حداکثری آمریکا از قوای نظامی) علیه ایران، خود را به آب و آتش میزند. بعد از ملاقات اخیرشان هم ترامپ گفت که نه تنها نگران بازسازی توانمندیهای هستهای ایران است بلکه حالا میگوید که ایران نمیتواند توانمندیهای موشکی بالستیک خود را بازسازی کند یا تعداد آن را افزایش دهد. و امروز بار دیگر میگوید که اگر حکومت ایران به معترضان تیراندازی بکند، علیه آنها از زور استفاده خواهد کرد. بنابراین، به اصطلاح زیادهخواهی و افزایش فشار است. در حال حاضر، او سه معیار برای حمله احتمالی به ایران تعیین کرده است.
🔹در رابطه با ایران، به اعتقادم یکی از بزرگترین استفادهها از قوای نظامی بود. یک حمله یکروزه رخ داد و ترامپ اعلام پیروزی(!) کرد اما همین حالا ما درباره حمله دوباره به ایران صحبت میکنیم چون ظاهرا به پیروزی دست نیافتیم (با خنده). و ایرانیان در موضعی هستند که میتوانند توانمندی هستهایشان را بازسازی کنند، موشکهای بالستیک از دسترفته خودشان را بازسازی یا جایگزین کنند. بنابراین مشخص نیست که ما علیه ایران بازدارندگی معناداری ایجاد کرده باشیم.
https://irna.ir/xjWpr7
@samassoumi
🔹وقتی صحبت از ایران در میان باشد، نخستین موضوعی که باید بدانید این است که اسرائیلیها و لابی اسرائیل در آمریکا، اساسا «مالک» ترامپ هستند و هر کاری که بخواهند انجام دهند، ترامپ باید همراهی بکند. اما در عین حال، روش اصلی کار و عملکردی ترامپ این است که خشونتآمیز و تهدیدآمیز حرف بزند و به اصطلاح هارت و پورت کند و به طور همزمان یک ترکه کوچک هم بهدست بگیرد.
🔹او زیاد از قدرت نظامی استفاده میکند اما این (استفاده) فاقد تاثیر واقعی است. و اینکه او عامدانه از کشاندن ما (آمریکا) به جنگ بیپایانی دیگر اجتناب میکند. اگر به عقب و زمانی که در ژوئن ۲۰۲۵ به ایران حمله کردیم، نگاه بیندازیم، اساسا همان «یک دفعه» بود. یک روز حمله و سپس اعلام کردیم که به یک پیروزی قاطعانه دست یافتیم و گفتیم که این پایان ماجراست.
🔹بنابراین، آنچه میبینید این است که ترامپ تمایل دارد تا علیه ایران از قدرت نظامی استفاده کند اما خیلی محتاط است که پایش به جنگ باز نشود. این مسئله را در تمام موارد دیگر مشاهده میکنید. به نیجریه اشاره شد؛ او با لحنی خشونتآمیز درباره نیجریه صحبت کرد اما در نهایت کار خاصی انجام نداد فقط چند تا موشک به یک منطقه شلیک کرد. حالا درباره ایران در پیامی مینویسد که اگر آنها معترضان را بکشند، به آنها ضربه میکنیم؛ آیا قصد دارد که ما را درگیر جنگی جدی بکند؟ نه. شاید چند تایی موشک به سمت آنها پرتاب کند اما نه چیزی بیشتر.
🔹نتانیاهو برای رها کردن سگها (استفاده حداکثری آمریکا از قوای نظامی) علیه ایران، خود را به آب و آتش میزند. بعد از ملاقات اخیرشان هم ترامپ گفت که نه تنها نگران بازسازی توانمندیهای هستهای ایران است بلکه حالا میگوید که ایران نمیتواند توانمندیهای موشکی بالستیک خود را بازسازی کند یا تعداد آن را افزایش دهد. و امروز بار دیگر میگوید که اگر حکومت ایران به معترضان تیراندازی بکند، علیه آنها از زور استفاده خواهد کرد. بنابراین، به اصطلاح زیادهخواهی و افزایش فشار است. در حال حاضر، او سه معیار برای حمله احتمالی به ایران تعیین کرده است.
🔹در رابطه با ایران، به اعتقادم یکی از بزرگترین استفادهها از قوای نظامی بود. یک حمله یکروزه رخ داد و ترامپ اعلام پیروزی(!) کرد اما همین حالا ما درباره حمله دوباره به ایران صحبت میکنیم چون ظاهرا به پیروزی دست نیافتیم (با خنده). و ایرانیان در موضعی هستند که میتوانند توانمندی هستهایشان را بازسازی کنند، موشکهای بالستیک از دسترفته خودشان را بازسازی یا جایگزین کنند. بنابراین مشخص نیست که ما علیه ایران بازدارندگی معناداری ایجاد کرده باشیم.
https://irna.ir/xjWpr7
@samassoumi
🙏2👍1
جهان دیپلماسی pinned « 🎙جان مرشایمر: اسرائیلیها «مالک» ترامپ هستند/ حمله به ایران همان «یکدفعه» بود 🔹وقتی صحبت از ایران در میان باشد، نخستین موضوعی که باید بدانید این است که اسرائیلیها و لابی اسرائیل در آمریکا، اساسا «مالک» ترامپ هستند و هر کاری که بخواهند انجام دهند، ترامپ…»
جوزپ بورل: آمریکا دیگر متحد اصلی اروپا نیست
🔹«جوزپ بورل» مسئول سابق سیاست خارجی اتحادیه اروپا امروز بر لزوم اتکای اروپاییها به خود، بهجای آمریکا برای تأمین امنیتشان، تاکید کرد.
🔹وی در اینباره توضیح داد: «ما در حال گذر از فصل دیگری از واقعیت هستیم که بهطور فزایندهای برای ما روشن میکند که باید با ابزارهای خودمان، دفاع از خود را تضمین کنیم».
🔹این سیاستمدار اروپایی در ادامه پرسید: «اگر تفنگداران دریایی در گرینلند مستقر شوند، چه خواهیم کرد؟ آیا به سادگی خواهیم گفت که تمامیت ارضی باید محترم شمرده شود؟»
🔹بورل با انتقاد از اتحادیه اروپا به دلیل عدم ابراز نظر قاطع، افزود: «برخی از اینکه ترامپ موضع پلیس جهانی را اتخاذ کرده است، خوشحال هستند، زیرا او با رژیمهایی سروکار دارد که آنها دوست ندارند»./ فارس
@samassoumi
🔹«جوزپ بورل» مسئول سابق سیاست خارجی اتحادیه اروپا امروز بر لزوم اتکای اروپاییها به خود، بهجای آمریکا برای تأمین امنیتشان، تاکید کرد.
🔹وی در اینباره توضیح داد: «ما در حال گذر از فصل دیگری از واقعیت هستیم که بهطور فزایندهای برای ما روشن میکند که باید با ابزارهای خودمان، دفاع از خود را تضمین کنیم».
🔹این سیاستمدار اروپایی در ادامه پرسید: «اگر تفنگداران دریایی در گرینلند مستقر شوند، چه خواهیم کرد؟ آیا به سادگی خواهیم گفت که تمامیت ارضی باید محترم شمرده شود؟»
🔹بورل با انتقاد از اتحادیه اروپا به دلیل عدم ابراز نظر قاطع، افزود: «برخی از اینکه ترامپ موضع پلیس جهانی را اتخاذ کرده است، خوشحال هستند، زیرا او با رژیمهایی سروکار دارد که آنها دوست ندارند»./ فارس
@samassoumi
👌1
⭕️عملیات علیه مادورو: برد نظامی، باخت راهبردی؟
✍️مارک اف. کنسیان (سرهنگ بازنشستهٔ ذخیرهٔ تفنگداران دریایی آمریکا) مشاور ارشد بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در واشنگتن در نوشتاری برای گروه بین المللی بحران نوشت:
🔹دستگیری نیکلاس مادورو و همسرش یک رویداد شوکآور جهانی بوده که پیامدهای گستردهای برای آیندهٔ ونزوئلا و نقش ایالات متحده در آن کشور دارد. نویسنده تأکید میکند که برای فهم درست این رویداد باید چهار بُعد اصلی آن—نظامی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی—از هم تفکیک شوند، زیرا موفقیت در یک حوزه لزوماً به موفقیت در حوزههای دیگر منجر نمیشود.
🔹از نظر نظامی، عملیات آمریکا بسیار موفق و کمنظیر توصیف میشود. ایالات متحده با اتکا به اطلاعات دقیق، هماهنگی گسترده میان نیروهای مختلف، سرکوب پدافند هوایی ونزوئلا و غافلگیری کامل، توانست در مدتزمانی بسیار کوتاه مادورو را دستگیر کرده و بدون تلفات عقبنشینی کند. این عملیات بهعنوان یکی از نمونههای کلاسیک در تاریخ عملیاتهای ویژه معرفی میشود و نشاندهندهٔ برتری نظامی آمریکا نسبت به سایر قدرتها—even چین—است. با این حال، این عملیات یک «یورش محدود» بود و نه آغاز اشغال یا تغییر رژیم؛ بنابراین ساختار قدرت داخلی ونزوئلا عملاً دستنخورده باقی مانده است.
🔹مشکل اصلی در بُعد سیاسی نمایان میشود. برخلاف انتظار عمومی، دولت ترامپ تصمیم ندارد قدرت را به اپوزیسیون ونزوئلا—که مشروعیت داخلی و بینالمللی دارد—واگذار کند. در عوض، قصد دارد از طریق مقامات باقیماندهٔ رژیم مادورو کشور را اداره کند. نویسنده این راهبرد را اساساً محکوم به شکست میداند، زیرا وفاداران مادورو انگیزهای برای اجرای دستورات واشنگتن ندارند و بهجای همکاری، به تعلل، کارشکنی و حفظ قدرت خود روی خواهند آورد. این وضعیت میتواند آمریکا را در آینده به حملات هوایی و موشکی بیشتر بکشاند. نویسنده این رویکرد را با تصمیم فرضی آمریکا برای ادارهٔ آلمان پس از هیتلر از طریق رهبران نازی مقایسه میکند و آن را غیرواقعبینانه میداند.
🔹در بعد اقتصادی، نقش حیاتی صنعت نفت ونزوئلا مورد تأکید است. فروپاشی تولید نفت طی چند دهه، ستون فقرات اقتصاد کشور را نابود کرده است. ترامپ احیای تولید نفت را هدفی محوری میداند، هم برای بازپرداخت خسارتهای ادعایی به آمریکا و هم برای بهبود زندگی مردم ونزوئلا. با این حال، بدون ثبات سیاسی و یک دولت قابلاعتماد، هیچ سرمایهگذاری خارجی وارد ونزوئلا نخواهد شد. بنابراین بحث دربارهٔ بازسازی صنعت نفت، پیش از حل بحران سیاسی، زودهنگام و بیثمر است و ممکن است سالها طول بکشد تا شرایط لازم فراهم شود.
🔹از منظر حقوقی، دولت ترامپ عملیات را نه یک اقدام جنگی بلکه یک اقدام اجرای قانون معرفی میکند. این تفسیر، مناقشات حقوقی جدی به همراه دارد: نقض منشور سازمان ملل، نبود مجوز کنگره برای استفاده از نیروی نظامی، و بیتوجهی به قانون اختیارات جنگی. تا زمانی که دادگاهها نظر نهایی ندهند، غیرقانونی خواندن این عملیات صرفاً یک نظر سیاسی است. با توجه به پیچیدگی مسائل حقوقی و قانون اساسی، پرونده احتمالاً به دیوان عالی آمریکا خواهد رسید و رسیدگی به آن ممکن است سالها طول بکشد. نتیجهٔ این فرایند بیش از آنکه بر آیندهٔ ونزوئلا اثر بگذارد، بر توجیه حقوقی عملیاتهای آیندهٔ آمریکا تأثیر خواهد داشت.
🔹این رویداد نه پایان بحران ونزوئلا، بلکه نقطهٔ میانی آن است. موفقیت نظامی بدون راهبرد سیاسی واقعبینانه نمیتواند به ثبات منجر شود. آمریکا یا باید اپوزیسیون را وارد فرایند قدرت کند یا زمینهٔ برگزاری سریع انتخابات را فراهم سازد. در غیر این صورت، احتمال شکلگیری یک دولت اقتدارگرا اما کارآمد تحت هدایت بقایای رژیم مادورو وجود دارد. حتی در بهترین سناریو، ونزوئلا برای سالهای طولانی یک مسئلهٔ حلنشده باقی خواهد ماند./ جهان دیپلماسی
@samassoumi
✍️مارک اف. کنسیان (سرهنگ بازنشستهٔ ذخیرهٔ تفنگداران دریایی آمریکا) مشاور ارشد بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در واشنگتن در نوشتاری برای گروه بین المللی بحران نوشت:
🔹دستگیری نیکلاس مادورو و همسرش یک رویداد شوکآور جهانی بوده که پیامدهای گستردهای برای آیندهٔ ونزوئلا و نقش ایالات متحده در آن کشور دارد. نویسنده تأکید میکند که برای فهم درست این رویداد باید چهار بُعد اصلی آن—نظامی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی—از هم تفکیک شوند، زیرا موفقیت در یک حوزه لزوماً به موفقیت در حوزههای دیگر منجر نمیشود.
🔹از نظر نظامی، عملیات آمریکا بسیار موفق و کمنظیر توصیف میشود. ایالات متحده با اتکا به اطلاعات دقیق، هماهنگی گسترده میان نیروهای مختلف، سرکوب پدافند هوایی ونزوئلا و غافلگیری کامل، توانست در مدتزمانی بسیار کوتاه مادورو را دستگیر کرده و بدون تلفات عقبنشینی کند. این عملیات بهعنوان یکی از نمونههای کلاسیک در تاریخ عملیاتهای ویژه معرفی میشود و نشاندهندهٔ برتری نظامی آمریکا نسبت به سایر قدرتها—even چین—است. با این حال، این عملیات یک «یورش محدود» بود و نه آغاز اشغال یا تغییر رژیم؛ بنابراین ساختار قدرت داخلی ونزوئلا عملاً دستنخورده باقی مانده است.
🔹مشکل اصلی در بُعد سیاسی نمایان میشود. برخلاف انتظار عمومی، دولت ترامپ تصمیم ندارد قدرت را به اپوزیسیون ونزوئلا—که مشروعیت داخلی و بینالمللی دارد—واگذار کند. در عوض، قصد دارد از طریق مقامات باقیماندهٔ رژیم مادورو کشور را اداره کند. نویسنده این راهبرد را اساساً محکوم به شکست میداند، زیرا وفاداران مادورو انگیزهای برای اجرای دستورات واشنگتن ندارند و بهجای همکاری، به تعلل، کارشکنی و حفظ قدرت خود روی خواهند آورد. این وضعیت میتواند آمریکا را در آینده به حملات هوایی و موشکی بیشتر بکشاند. نویسنده این رویکرد را با تصمیم فرضی آمریکا برای ادارهٔ آلمان پس از هیتلر از طریق رهبران نازی مقایسه میکند و آن را غیرواقعبینانه میداند.
🔹در بعد اقتصادی، نقش حیاتی صنعت نفت ونزوئلا مورد تأکید است. فروپاشی تولید نفت طی چند دهه، ستون فقرات اقتصاد کشور را نابود کرده است. ترامپ احیای تولید نفت را هدفی محوری میداند، هم برای بازپرداخت خسارتهای ادعایی به آمریکا و هم برای بهبود زندگی مردم ونزوئلا. با این حال، بدون ثبات سیاسی و یک دولت قابلاعتماد، هیچ سرمایهگذاری خارجی وارد ونزوئلا نخواهد شد. بنابراین بحث دربارهٔ بازسازی صنعت نفت، پیش از حل بحران سیاسی، زودهنگام و بیثمر است و ممکن است سالها طول بکشد تا شرایط لازم فراهم شود.
🔹از منظر حقوقی، دولت ترامپ عملیات را نه یک اقدام جنگی بلکه یک اقدام اجرای قانون معرفی میکند. این تفسیر، مناقشات حقوقی جدی به همراه دارد: نقض منشور سازمان ملل، نبود مجوز کنگره برای استفاده از نیروی نظامی، و بیتوجهی به قانون اختیارات جنگی. تا زمانی که دادگاهها نظر نهایی ندهند، غیرقانونی خواندن این عملیات صرفاً یک نظر سیاسی است. با توجه به پیچیدگی مسائل حقوقی و قانون اساسی، پرونده احتمالاً به دیوان عالی آمریکا خواهد رسید و رسیدگی به آن ممکن است سالها طول بکشد. نتیجهٔ این فرایند بیش از آنکه بر آیندهٔ ونزوئلا اثر بگذارد، بر توجیه حقوقی عملیاتهای آیندهٔ آمریکا تأثیر خواهد داشت.
🔹این رویداد نه پایان بحران ونزوئلا، بلکه نقطهٔ میانی آن است. موفقیت نظامی بدون راهبرد سیاسی واقعبینانه نمیتواند به ثبات منجر شود. آمریکا یا باید اپوزیسیون را وارد فرایند قدرت کند یا زمینهٔ برگزاری سریع انتخابات را فراهم سازد. در غیر این صورت، احتمال شکلگیری یک دولت اقتدارگرا اما کارآمد تحت هدایت بقایای رژیم مادورو وجود دارد. حتی در بهترین سناریو، ونزوئلا برای سالهای طولانی یک مسئلهٔ حلنشده باقی خواهد ماند./ جهان دیپلماسی
@samassoumi
👌1
جهان دیپلماسی pinned « ⭕️عملیات علیه مادورو: برد نظامی، باخت راهبردی؟ ✍️مارک اف. کنسیان (سرهنگ بازنشستهٔ ذخیرهٔ تفنگداران دریایی آمریکا) مشاور ارشد بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در واشنگتن در نوشتاری برای گروه بین المللی بحران نوشت: 🔹دستگیری نیکلاس مادورو…»
⭕️افسانه انزواطلبی ترامپ فرو ریخت/ خطر تکرار گذشته در قدرتگرایی رئیس جمهور آمریکا
✍️مایکل اوهانلون؛ پژوهشگر ارشد و مدیر پژوهش در برنامهٔ سیاست خارجیِ مؤسسهٔ بروکینگز در «فارن افرز» نوشت:
🔹دونالد ترامپ یک رئیسجمهور «انزواطلب» است؛ تصوری که معمولاً بر پایهٔ مواضع تند او علیه مهاجرت، بیاعتمادیاش به متحدان سنتی و شعار «اول آمریکا» شکل گرفته است. این برداشت سطحی است و تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد. ترامپ، همانند بسیاری از رؤسایجمهور پیشین آمریکا، نه بهدنبال عقبنشینی از جهان، بلکه در پی اعمال حداکثری قدرت آمریکا است. شباهت او به رؤسایجمهور قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نیز دقیقاً از همینجا ناشی میشود: تمرکز بر قدرت، نه انزوا.
🔹انزواطلبی هرگز عنصر غالب در سیاست خارجی آمریکا نبوده است. ایالات متحده از همان سالهای نخست، درگیر جنگهای خارجی، مداخله در آبهای دوردست، و گسترش نفوذ خود بوده است. قرن نوزدهم عمدتاً صرف توسعهٔ سرزمینی، حذف بومیان، جنگ با مکزیک و تثبیت جایگاه آمریکا بهعنوان یک قدرت قارهای شد. دکترین مونرو، که به آمریکا حق نظارت انحصاری بر نیمکرهٔ غربی میداد، نمونهای آشکار از جسارت راهبردی کشوری بود که هنوز قدرت نظامی بزرگی محسوب نمیشد. آمریکا حتی در دوران ضعف نسبی نیز ذهنیتی توسعهطلب و مداخلهگر داشته است.
🔹تجربهٔ جنگ جهانی اول و دوم نشان داد که تلاش برای کنارهگیری از سیاست جهانی نهتنها پایدار نیست، بلکه در نهایت آمریکا را با هزینهای بسیار بیشتر وارد جنگ میکند. تنها دورهٔ واقعی انزواطلبی آمریکا—دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰—کوتاه، ناکارآمد و در نهایت شکستخورده بود.
🔹اگرچه در دورهٔ اول ریاستجمهوری او نشانههایی از تردید نسبت به اتحادها و هزینههای دفاعی دیده میشد، اما در عمل بهویژه در دورهٔ دوم ترامپ رفتاری بیشینهگرا و مداخلهجویانه داشته است: حمایت دوباره از ناتو، تلاش برای مدیریت یا حل منازعات جهانی، استفاده از نیروی نظامی علیه ایران و ونزوئلا، افزایش هزینههای دفاعی و حفظ تمام اتحادهای اصلی آمریکا. از این رو، انتظار اینکه ترامپ بهسمت عقبنشینی راهبردی یا انزوا حرکت کند، از ابتدا با تاریخ آمریکا و رفتار واقعی او ناسازگار بوده است.
🔹اما قدرتمحوری صرف، حتی اگر ریشه در سنت تاریخی آمریکا داشته باشد، برای تضمین امنیت و صلح جهانی کافی نیست. آمریکا در گذشته نیز با وجود قدرتسازی گسترده، نتوانسته از فجایعی مانند دو جنگ جهانی جلوگیری کند.
🔹مهمترین سوءبرداشت دربارهٔ دونالد ترامپ در سیاست خارجی، برچسب «انزواطلبی» است. ترامپ نه تنها قصد عقبنشینی از نقش جهانی آمریکا را ندارد، بلکه در چارچوبی کاملاً آمریکایی و تاریخی، به دنبال تقویت و اعمال قدرت ملی است. این رویکرد او را نه به رؤسایجمهور منزوی، بلکه به چهرههایی چون اندرو جکسون، جیمز پولک، ویلیام مککینلی و تئودور روزولت نزدیک میکند؛ رهبرانی که همگی قدرت آمریکا را گسترش دادند، اما در نهایت جهان را امنتر نکردند.
🔹خطر اصلی سیاست خارجی ترامپ نه در مداخلهگری نظامی، بلکه در تضعیف تدریجی نظام اتحادها و اعتماد متقابل میان آمریکا و شرکایش نهفته است. اگرچه ترامپ تاکنون هیچ اتحاد رسمیای را منحل نکرده، اما سیاستهای ملیگرایانهٔ او از جمله جنگهای تعرفهای، تحقیر علنی متحدان و ترجیح منافع کوتاهمدت داخلی احساس هدف مشترکی را که پس از جنگ جهانی دوم ستون اصلی ثبات جهانی بوده است، فرسایش دادهاند.
🔹ترامپ از جنگهای پرهزینه بیزار است و صراحتاً میخواهد از تکرار افغانستان، عراق و ویتنام جلوگیری کند، اما ابزارهایی را تضعیف میکند که دقیقاً برای پیشگیری از چنین جنگهایی طراحی شدهاند. حضور پیشدستانهٔ نظامی آمریکا، شبکهٔ اتحادها و بازدارندگی جمعی، در هشت دههٔ گذشته هزینهٔ جنگ بزرگ را کاهش دادهاند؛ حذف یا تضعیف این ابزارها میتواند آمریکا را در آینده با انتخابهای بسیار پرهزینهتری روبهرو کند.
🔹ترامپ نه یک استثنای تاریخی، بلکه نمونهای افراطی از یک الگوی دیرینه در سیاست خارجی آمریکا است: گرایش به تعریف امنیت ملی از دریچهٔ قدرت. مشکل آنجاست که جهان امروز دیگر جهان قرن نوزدهم نیست. در نظام بینالمللی چندقطبی، درهمتنیده و هستهای کنونی، دنبال کردن منافع ملی به شکلی خام و یکجانبه بدون در نظر گرفتن محدودیتها، حساسیتها و منافع مشروع دیگر کشورها میتواند به شکستهای راهبردی، بیثباتی گسترده و حتی جنگهای بزرگ منجر شود./ جهان دیپلماسی
@samassoumi
✍️مایکل اوهانلون؛ پژوهشگر ارشد و مدیر پژوهش در برنامهٔ سیاست خارجیِ مؤسسهٔ بروکینگز در «فارن افرز» نوشت:
🔹دونالد ترامپ یک رئیسجمهور «انزواطلب» است؛ تصوری که معمولاً بر پایهٔ مواضع تند او علیه مهاجرت، بیاعتمادیاش به متحدان سنتی و شعار «اول آمریکا» شکل گرفته است. این برداشت سطحی است و تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد. ترامپ، همانند بسیاری از رؤسایجمهور پیشین آمریکا، نه بهدنبال عقبنشینی از جهان، بلکه در پی اعمال حداکثری قدرت آمریکا است. شباهت او به رؤسایجمهور قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نیز دقیقاً از همینجا ناشی میشود: تمرکز بر قدرت، نه انزوا.
🔹انزواطلبی هرگز عنصر غالب در سیاست خارجی آمریکا نبوده است. ایالات متحده از همان سالهای نخست، درگیر جنگهای خارجی، مداخله در آبهای دوردست، و گسترش نفوذ خود بوده است. قرن نوزدهم عمدتاً صرف توسعهٔ سرزمینی، حذف بومیان، جنگ با مکزیک و تثبیت جایگاه آمریکا بهعنوان یک قدرت قارهای شد. دکترین مونرو، که به آمریکا حق نظارت انحصاری بر نیمکرهٔ غربی میداد، نمونهای آشکار از جسارت راهبردی کشوری بود که هنوز قدرت نظامی بزرگی محسوب نمیشد. آمریکا حتی در دوران ضعف نسبی نیز ذهنیتی توسعهطلب و مداخلهگر داشته است.
🔹تجربهٔ جنگ جهانی اول و دوم نشان داد که تلاش برای کنارهگیری از سیاست جهانی نهتنها پایدار نیست، بلکه در نهایت آمریکا را با هزینهای بسیار بیشتر وارد جنگ میکند. تنها دورهٔ واقعی انزواطلبی آمریکا—دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰—کوتاه، ناکارآمد و در نهایت شکستخورده بود.
🔹اگرچه در دورهٔ اول ریاستجمهوری او نشانههایی از تردید نسبت به اتحادها و هزینههای دفاعی دیده میشد، اما در عمل بهویژه در دورهٔ دوم ترامپ رفتاری بیشینهگرا و مداخلهجویانه داشته است: حمایت دوباره از ناتو، تلاش برای مدیریت یا حل منازعات جهانی، استفاده از نیروی نظامی علیه ایران و ونزوئلا، افزایش هزینههای دفاعی و حفظ تمام اتحادهای اصلی آمریکا. از این رو، انتظار اینکه ترامپ بهسمت عقبنشینی راهبردی یا انزوا حرکت کند، از ابتدا با تاریخ آمریکا و رفتار واقعی او ناسازگار بوده است.
🔹اما قدرتمحوری صرف، حتی اگر ریشه در سنت تاریخی آمریکا داشته باشد، برای تضمین امنیت و صلح جهانی کافی نیست. آمریکا در گذشته نیز با وجود قدرتسازی گسترده، نتوانسته از فجایعی مانند دو جنگ جهانی جلوگیری کند.
🔹مهمترین سوءبرداشت دربارهٔ دونالد ترامپ در سیاست خارجی، برچسب «انزواطلبی» است. ترامپ نه تنها قصد عقبنشینی از نقش جهانی آمریکا را ندارد، بلکه در چارچوبی کاملاً آمریکایی و تاریخی، به دنبال تقویت و اعمال قدرت ملی است. این رویکرد او را نه به رؤسایجمهور منزوی، بلکه به چهرههایی چون اندرو جکسون، جیمز پولک، ویلیام مککینلی و تئودور روزولت نزدیک میکند؛ رهبرانی که همگی قدرت آمریکا را گسترش دادند، اما در نهایت جهان را امنتر نکردند.
🔹خطر اصلی سیاست خارجی ترامپ نه در مداخلهگری نظامی، بلکه در تضعیف تدریجی نظام اتحادها و اعتماد متقابل میان آمریکا و شرکایش نهفته است. اگرچه ترامپ تاکنون هیچ اتحاد رسمیای را منحل نکرده، اما سیاستهای ملیگرایانهٔ او از جمله جنگهای تعرفهای، تحقیر علنی متحدان و ترجیح منافع کوتاهمدت داخلی احساس هدف مشترکی را که پس از جنگ جهانی دوم ستون اصلی ثبات جهانی بوده است، فرسایش دادهاند.
🔹ترامپ از جنگهای پرهزینه بیزار است و صراحتاً میخواهد از تکرار افغانستان، عراق و ویتنام جلوگیری کند، اما ابزارهایی را تضعیف میکند که دقیقاً برای پیشگیری از چنین جنگهایی طراحی شدهاند. حضور پیشدستانهٔ نظامی آمریکا، شبکهٔ اتحادها و بازدارندگی جمعی، در هشت دههٔ گذشته هزینهٔ جنگ بزرگ را کاهش دادهاند؛ حذف یا تضعیف این ابزارها میتواند آمریکا را در آینده با انتخابهای بسیار پرهزینهتری روبهرو کند.
🔹ترامپ نه یک استثنای تاریخی، بلکه نمونهای افراطی از یک الگوی دیرینه در سیاست خارجی آمریکا است: گرایش به تعریف امنیت ملی از دریچهٔ قدرت. مشکل آنجاست که جهان امروز دیگر جهان قرن نوزدهم نیست. در نظام بینالمللی چندقطبی، درهمتنیده و هستهای کنونی، دنبال کردن منافع ملی به شکلی خام و یکجانبه بدون در نظر گرفتن محدودیتها، حساسیتها و منافع مشروع دیگر کشورها میتواند به شکستهای راهبردی، بیثباتی گسترده و حتی جنگهای بزرگ منجر شود./ جهان دیپلماسی
@samassoumi
🙏1
⭕️چرا ولادیمیر پوتین درباره ربایش نیکولاس مادورو سکوت کرد/ آیا معاملهای در پشت پرده بود
📄سایت خبری-تحلیلی الجزیره در گزارشی درباره نگاه کرملین به تحولات جاری در ونزوئلا نوشت:
🔹تصویری در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که در آن جملهای منسوب به ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه—«ما آدمهای خودمان را رها نمیکنیم»—در کنار عکسهایی از رهبرانی قرار گرفته که او زمانی آنان را «متحدان کلیدی» مسکو خوانده بود.
🔹در میان این چهرهها، معمر قذافی رهبر لیبی دیده میشود که در سال ۲۰۱۱ سرنگون و کشته شد؛ بشار اسد رئیسجمهور سوریه که در سال ۲۰۲۴ سقوط کرد و به مسکو گریخت؛ و ویکتور یانوکوویچ رئیسجمهور پیشین اوکراین که در سال ۲۰۱۴ برکنار شد و به روسیه پناه برد. تصویری از پوتین در کنار همتای پرشور ونزوئلاییاش، نیکلاس مادورو، قرار دارد؛ کسی که روز شنبه توسط نیروهای ویژه دلتا فورس آمریکا از اتاق خوابش بیرون کشیده شد و اکنون در نیویورک در انتظار محاکمه به اتهام قاچاق مواد مخدر است.
🔹پیش از ربایش مادورو، نیروهای نظامی آمریکا سامانههای پدافند هوایی بوک-۲امای و رادارهایی را که روسیه در چارچوب «ائتلاف راهبردی» به ونزوئلا تحویل داده و در بنادر و فرودگاهها نصب کرده بود، هدف قرار دادند. با این حال، پیمان همکاری دفاعی مسکو و کاراکاس مبهم بود و در صورت تهاجم خارجی، تعهدی برای کمک نظامی فوری در آن پیشبینی نشده بود.
🔹با وجود آنکه وزارت خارجه روسیه بازداشت مادورو را «اقدامی غیرقابلقبول از نوع تجاوز مسلحانه» توصیف کرد، پوتین از هرگونه اظهارنظر مستقیم خودداری کرد، چه برسد به دخالت نظامی.
🔹پیامدهای این رویداد برای روسیه دوگانه است. از یک سو، لطمهای فوری به اعتبار بینالمللی کرملین وارد شده که پیشتر نیز آسیب دیده بود؛ اما از سوی دیگر، این اتفاق میتواند در بلندمدت به سود اصرار مسکو برای داشتن دست باز در اوکراین و فضای پساشوروی—از جمله آسیای مرکزیِ غنی از انرژی—تمام شود.
🔹«از یک طرف، اعتبار و پرستیژ پوتین آسیب دید، چون مادورو وفادارترین متحد او در آمریکای لاتین بود. اما برای پوتین، مسئلهای بسیار مهمتر در میان است: ترامپ با اقداماتش در حال بنیانگذاری یک نظم نوین جهانی است. ارزش این متحد هرچقدر هم باشد، نمیتواند با اهمیت نظمی نوین که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در حال شکل دادن به آن است، برابری کند.این نظم نوین جهانی بر اولویتِ زور بنا شده، نه بر حقوق بینالملل؛ حقوقی که سنگبنای آن حاکمیت دولتها بود.»
♦️معاملهای پشت پرده؟
🔹یکی از فرضیهها این است که ترامپ و پوتین در جریان نشست اوت خود در انکوریجِ آلاسکا عملاً مادورو را کنار گذاشتهاند.نیکلای میتروخین، پژوهشگر روسیه در دانشگاه برمن آلمان، به الجزیره گفت: شاید در انکوریج یا حتی پیش از آن، گفتوگویی درباره محدودسازی حوزههای نفوذ در جهان صورت گرفته باشد.این توافق ممکن است شامل امتیازهایی از سوی ترامپ در پرونده اوکراین، در برابر همکاری آینده پس از جنگ برای توسعه مشترک منابع هیدروکربنی در مناطق قطبی روسیه بوده باشد؛ در حالی که واشنگتن کنترل گرینلند را به دست میآورد.
🔹در همین حال، از دست رفتن مادورو خطری جدی برای روسیه ایجاد نمیکند؛ چرا که رسانهها و چهرههای نزدیک به کرملین از این ربایش آشکار یک رئیسجمهور خارجی برای حمله به «امپریالیسم» آمریکا بهره میبرند.
🔹پوتین در آغاز ریاستجمهوریاش در اوایل دهه ۲۰۰۰، روابط نزدیکی با هوگو چاوز، سلف و مرشد سوسیالیست مادورو، برقرار کرد؛ آن هم در شرایطی که سیاست داخلی روسیه به سمت ملیگرایی راستگرا متمایل میشد.چاوز میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات روسی از تانک و بالگرد گرفته تا جنگنده و موشک کرد و مسکو حتی کارخانهای برای تولید تفنگهای تهاجمی کلاشینکف (AK-47) در ونزوئلا راهاندازی کرد.
🔹پس از به قدرت رسیدن مادورو در سال ۲۰۱۳، او دستکم دوازده بار با پوتین دیدار کرد و هر سفرش به مسکو با تشریفات پرزرقوبرق و وعدههای پرطمطراق «دوستی ابدی» همراه بود. طبق گزارش واشنگتن پست، مادورو در ماه اکتبر نامهای به پوتین فرستاد و خواستار ارسال موشک برای سامانههای پدافند هوایی اس-۳۰۰، تعمیر جنگندههای سوخو-۳۰ ساخت روسیه و تأمین رادار و سایر «پشتیبانیهای لجستیکی» شد./ جهان دیپلماسی
@samassoumi
📄سایت خبری-تحلیلی الجزیره در گزارشی درباره نگاه کرملین به تحولات جاری در ونزوئلا نوشت:
🔹تصویری در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که در آن جملهای منسوب به ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه—«ما آدمهای خودمان را رها نمیکنیم»—در کنار عکسهایی از رهبرانی قرار گرفته که او زمانی آنان را «متحدان کلیدی» مسکو خوانده بود.
🔹در میان این چهرهها، معمر قذافی رهبر لیبی دیده میشود که در سال ۲۰۱۱ سرنگون و کشته شد؛ بشار اسد رئیسجمهور سوریه که در سال ۲۰۲۴ سقوط کرد و به مسکو گریخت؛ و ویکتور یانوکوویچ رئیسجمهور پیشین اوکراین که در سال ۲۰۱۴ برکنار شد و به روسیه پناه برد. تصویری از پوتین در کنار همتای پرشور ونزوئلاییاش، نیکلاس مادورو، قرار دارد؛ کسی که روز شنبه توسط نیروهای ویژه دلتا فورس آمریکا از اتاق خوابش بیرون کشیده شد و اکنون در نیویورک در انتظار محاکمه به اتهام قاچاق مواد مخدر است.
🔹پیش از ربایش مادورو، نیروهای نظامی آمریکا سامانههای پدافند هوایی بوک-۲امای و رادارهایی را که روسیه در چارچوب «ائتلاف راهبردی» به ونزوئلا تحویل داده و در بنادر و فرودگاهها نصب کرده بود، هدف قرار دادند. با این حال، پیمان همکاری دفاعی مسکو و کاراکاس مبهم بود و در صورت تهاجم خارجی، تعهدی برای کمک نظامی فوری در آن پیشبینی نشده بود.
🔹با وجود آنکه وزارت خارجه روسیه بازداشت مادورو را «اقدامی غیرقابلقبول از نوع تجاوز مسلحانه» توصیف کرد، پوتین از هرگونه اظهارنظر مستقیم خودداری کرد، چه برسد به دخالت نظامی.
🔹پیامدهای این رویداد برای روسیه دوگانه است. از یک سو، لطمهای فوری به اعتبار بینالمللی کرملین وارد شده که پیشتر نیز آسیب دیده بود؛ اما از سوی دیگر، این اتفاق میتواند در بلندمدت به سود اصرار مسکو برای داشتن دست باز در اوکراین و فضای پساشوروی—از جمله آسیای مرکزیِ غنی از انرژی—تمام شود.
🔹«از یک طرف، اعتبار و پرستیژ پوتین آسیب دید، چون مادورو وفادارترین متحد او در آمریکای لاتین بود. اما برای پوتین، مسئلهای بسیار مهمتر در میان است: ترامپ با اقداماتش در حال بنیانگذاری یک نظم نوین جهانی است. ارزش این متحد هرچقدر هم باشد، نمیتواند با اهمیت نظمی نوین که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در حال شکل دادن به آن است، برابری کند.این نظم نوین جهانی بر اولویتِ زور بنا شده، نه بر حقوق بینالملل؛ حقوقی که سنگبنای آن حاکمیت دولتها بود.»
♦️معاملهای پشت پرده؟
🔹یکی از فرضیهها این است که ترامپ و پوتین در جریان نشست اوت خود در انکوریجِ آلاسکا عملاً مادورو را کنار گذاشتهاند.نیکلای میتروخین، پژوهشگر روسیه در دانشگاه برمن آلمان، به الجزیره گفت: شاید در انکوریج یا حتی پیش از آن، گفتوگویی درباره محدودسازی حوزههای نفوذ در جهان صورت گرفته باشد.این توافق ممکن است شامل امتیازهایی از سوی ترامپ در پرونده اوکراین، در برابر همکاری آینده پس از جنگ برای توسعه مشترک منابع هیدروکربنی در مناطق قطبی روسیه بوده باشد؛ در حالی که واشنگتن کنترل گرینلند را به دست میآورد.
🔹در همین حال، از دست رفتن مادورو خطری جدی برای روسیه ایجاد نمیکند؛ چرا که رسانهها و چهرههای نزدیک به کرملین از این ربایش آشکار یک رئیسجمهور خارجی برای حمله به «امپریالیسم» آمریکا بهره میبرند.
🔹پوتین در آغاز ریاستجمهوریاش در اوایل دهه ۲۰۰۰، روابط نزدیکی با هوگو چاوز، سلف و مرشد سوسیالیست مادورو، برقرار کرد؛ آن هم در شرایطی که سیاست داخلی روسیه به سمت ملیگرایی راستگرا متمایل میشد.چاوز میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات روسی از تانک و بالگرد گرفته تا جنگنده و موشک کرد و مسکو حتی کارخانهای برای تولید تفنگهای تهاجمی کلاشینکف (AK-47) در ونزوئلا راهاندازی کرد.
🔹پس از به قدرت رسیدن مادورو در سال ۲۰۱۳، او دستکم دوازده بار با پوتین دیدار کرد و هر سفرش به مسکو با تشریفات پرزرقوبرق و وعدههای پرطمطراق «دوستی ابدی» همراه بود. طبق گزارش واشنگتن پست، مادورو در ماه اکتبر نامهای به پوتین فرستاد و خواستار ارسال موشک برای سامانههای پدافند هوایی اس-۳۰۰، تعمیر جنگندههای سوخو-۳۰ ساخت روسیه و تأمین رادار و سایر «پشتیبانیهای لجستیکی» شد./ جهان دیپلماسی
@samassoumi
👍1
⭕️علنی شدن شکافها در خلیج فارس/ از یمن تا شاخ آفریقا، رقابت عربستان و امارات ادامه دارد
✍️سیانان در گزارشی تحلیلی درباره بروز اختلاف میان ریاض و ابوظبی نوشت:
🔹عربستان سعودی بهطور علنی امارات متحده عربی را متهم کرده است که امنیت ملی عربستان را تضعیف میکند؛ اتهامی بیسابقه که شکافی را آشکار میکند که سالها پشت درهای بسته پنهان بود. این تنشها به دلیل سیاست خارجی مستقل و گستردهتر امارات در منطقه به ویژه در یمن، سودان، شاخ آفریقا و سوریه تشدید شده است. عربستان نگران است که بیثباتی یا فروپاشی دولت در این کشورها به امنیت خود آسیب برساند.
🔹جنوب یمن از نظر استراتژیک اهمیت دارد؛ به دلیل مسیرهای تجاری دریایی، دریای سرخ و نزدیکی به شاخ آفریقا، جایی که ابوظبی منافع نظامی و اقتصادی ایجاد کرده است. امارات نقش خود را در یمن مقابله با افراطگرایی و داعش و القاعده میداند. اما عربستان، به دلیل نزدیکی جغرافیایی و هممرزی با یمن، این اقدامات را تهدیدی برای امنیت ملی خود میبیند. هفته گذشته، عربستان علیه محمولهای مرتبط با امارات در یمن حمله هوایی انجام داد و از نیروهای امارات خواست کشور را ترک کنند.
🔹یک دهه پیش، عربستان و امارات متحد بودند تا تهدیدات منطقهای مشترک را مقابله کنند: نفوذ ایران، اسلامگرایی و ناآرامیهای بهار عربی. با حمایت مشترک از مداخله نظامی در یمن، مقابله با حوثیهای مورد حمایت ایران، حمایت از نیروهای ضدانقلاب منطقه و تحریم قطر، این اتحاد شکل گرفت.
🔹اما با کاهش برخی تهدیدات، اولویتهای دو کشور متفاوت شد و اکنون در برخی مناقشات منطقهای طرفهای متضاد را حمایت میکنند، از جمله جنگهای داخلی یمن و سودان. عربستان اکنون همان اتهامی را به امارات وارد میکند که قبلاً علیه ایران بیان میکرد: حمایت از بازیگران غیر دولتی منطقهای تهدیدی برای امنیت است. این تنش همزمان با کاهش نفوذ ایران و تشدید رقابت قدرت در منطقه رخ داده است.
🔹عربستان از نقش امارات در سودان و شاخ آفریقا نگران است، جایی که ابوظبی روابطی با گروههای محلی ایجاد کرده و منافع نظامی و اقتصادی دارد. سعودیها بیم دارند که بیثباتی در این کشورها به امنیت عربستان آسیب برساند.
🔹 رقابت منافع در یمن باعث شد شکاف آشکار شود. شورای انتقالی جنوبی یمن تحت حمایت امارات، جنوب یمن را اشغال کرد و نیروهای دولت یمن مورد حمایت عربستان را بیرون راند. عربستان معتقد است امارات نیروهای جداییطلب را بسیج کرده و حتی گمان اشتباهی داشت که ولیعهد سعودی خواستار تحریم ابوظبی در سودان شده است. این مسئله به حملات عربستان علیه محموله امارات و فشار برای خروج نیروهای امارات از یمن منجر شد.
🔹امارات استقلال خود را برجسته کرده و سیاستهایی را دنبال میکند که با سنتهای منطقهای شکستهاند، مانند عادیسازی روابط با اسرائیل پیش از تأسیس دولت فلسطین و دخالت فراتر از همسایگی برای مقابله با تهدیدات اسلامگرا. ابوظبی خود را نمونهای از ثبات و مدرنیته عربی میبیند و طی پنج دهه به دومین اقتصاد بزرگ عربی و سرمایهگذار جهانی تبدیل شده است.
🔹ریاض خود را محور جهان عرب و اسلام میبیند و انتظار دارد دیگران با دیدگاه آن هماهنگ شوند. تحلیلگران معتقدند عربستان در سیاست خارجی خود مایل به کنترل بیشتر است، در حالی که امارات استقلال و نقش فعال منطقهای را دنبال میکند.
🔹هر دو کشور از بزرگترین صادرکنندگان نفت هستند و به تنگه هرمز و بابالمندب نزدیکاند، که مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت جهانی را کنترل میکنند.هر دو دارای سرمایهگذاریهای کلان در آمریکا هستند، به ویژه در دفاع و فناوری، و دسترسی به فناوریهای پیشرفته نظامی دارند. هر گونه تنش حتی محدود بین این دو میتواند بازارهای انرژی و رقابت ژئوپلیتیک منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
🔹تنش عربستان و امارات یک شکاف عمیق و بلندمدت را نشان میدهد، ناشی از رقابت منافع منطقهای، سیاست خارجی مستقل امارات و کاهش نفوذ ایران در منطقه. با این حال، کارشناسان انتظار ندارند این اختلاف به سطح بحران گستردهای مانند تحریم قطر برسد، اما رقابت اقتصادی، نظامی و تلاش برای جلب حمایت آمریکا همچنان ادامه خواهد داشت./ جهان دیپلماسی
@samassoumi
✍️سیانان در گزارشی تحلیلی درباره بروز اختلاف میان ریاض و ابوظبی نوشت:
🔹عربستان سعودی بهطور علنی امارات متحده عربی را متهم کرده است که امنیت ملی عربستان را تضعیف میکند؛ اتهامی بیسابقه که شکافی را آشکار میکند که سالها پشت درهای بسته پنهان بود. این تنشها به دلیل سیاست خارجی مستقل و گستردهتر امارات در منطقه به ویژه در یمن، سودان، شاخ آفریقا و سوریه تشدید شده است. عربستان نگران است که بیثباتی یا فروپاشی دولت در این کشورها به امنیت خود آسیب برساند.
🔹جنوب یمن از نظر استراتژیک اهمیت دارد؛ به دلیل مسیرهای تجاری دریایی، دریای سرخ و نزدیکی به شاخ آفریقا، جایی که ابوظبی منافع نظامی و اقتصادی ایجاد کرده است. امارات نقش خود را در یمن مقابله با افراطگرایی و داعش و القاعده میداند. اما عربستان، به دلیل نزدیکی جغرافیایی و هممرزی با یمن، این اقدامات را تهدیدی برای امنیت ملی خود میبیند. هفته گذشته، عربستان علیه محمولهای مرتبط با امارات در یمن حمله هوایی انجام داد و از نیروهای امارات خواست کشور را ترک کنند.
🔹یک دهه پیش، عربستان و امارات متحد بودند تا تهدیدات منطقهای مشترک را مقابله کنند: نفوذ ایران، اسلامگرایی و ناآرامیهای بهار عربی. با حمایت مشترک از مداخله نظامی در یمن، مقابله با حوثیهای مورد حمایت ایران، حمایت از نیروهای ضدانقلاب منطقه و تحریم قطر، این اتحاد شکل گرفت.
🔹اما با کاهش برخی تهدیدات، اولویتهای دو کشور متفاوت شد و اکنون در برخی مناقشات منطقهای طرفهای متضاد را حمایت میکنند، از جمله جنگهای داخلی یمن و سودان. عربستان اکنون همان اتهامی را به امارات وارد میکند که قبلاً علیه ایران بیان میکرد: حمایت از بازیگران غیر دولتی منطقهای تهدیدی برای امنیت است. این تنش همزمان با کاهش نفوذ ایران و تشدید رقابت قدرت در منطقه رخ داده است.
🔹عربستان از نقش امارات در سودان و شاخ آفریقا نگران است، جایی که ابوظبی روابطی با گروههای محلی ایجاد کرده و منافع نظامی و اقتصادی دارد. سعودیها بیم دارند که بیثباتی در این کشورها به امنیت عربستان آسیب برساند.
🔹 رقابت منافع در یمن باعث شد شکاف آشکار شود. شورای انتقالی جنوبی یمن تحت حمایت امارات، جنوب یمن را اشغال کرد و نیروهای دولت یمن مورد حمایت عربستان را بیرون راند. عربستان معتقد است امارات نیروهای جداییطلب را بسیج کرده و حتی گمان اشتباهی داشت که ولیعهد سعودی خواستار تحریم ابوظبی در سودان شده است. این مسئله به حملات عربستان علیه محموله امارات و فشار برای خروج نیروهای امارات از یمن منجر شد.
🔹امارات استقلال خود را برجسته کرده و سیاستهایی را دنبال میکند که با سنتهای منطقهای شکستهاند، مانند عادیسازی روابط با اسرائیل پیش از تأسیس دولت فلسطین و دخالت فراتر از همسایگی برای مقابله با تهدیدات اسلامگرا. ابوظبی خود را نمونهای از ثبات و مدرنیته عربی میبیند و طی پنج دهه به دومین اقتصاد بزرگ عربی و سرمایهگذار جهانی تبدیل شده است.
🔹ریاض خود را محور جهان عرب و اسلام میبیند و انتظار دارد دیگران با دیدگاه آن هماهنگ شوند. تحلیلگران معتقدند عربستان در سیاست خارجی خود مایل به کنترل بیشتر است، در حالی که امارات استقلال و نقش فعال منطقهای را دنبال میکند.
🔹هر دو کشور از بزرگترین صادرکنندگان نفت هستند و به تنگه هرمز و بابالمندب نزدیکاند، که مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت جهانی را کنترل میکنند.هر دو دارای سرمایهگذاریهای کلان در آمریکا هستند، به ویژه در دفاع و فناوری، و دسترسی به فناوریهای پیشرفته نظامی دارند. هر گونه تنش حتی محدود بین این دو میتواند بازارهای انرژی و رقابت ژئوپلیتیک منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
🔹تنش عربستان و امارات یک شکاف عمیق و بلندمدت را نشان میدهد، ناشی از رقابت منافع منطقهای، سیاست خارجی مستقل امارات و کاهش نفوذ ایران در منطقه. با این حال، کارشناسان انتظار ندارند این اختلاف به سطح بحران گستردهای مانند تحریم قطر برسد، اما رقابت اقتصادی، نظامی و تلاش برای جلب حمایت آمریکا همچنان ادامه خواهد داشت./ جهان دیپلماسی
@samassoumi
جهان دیپلماسی pinned « ⭕️علنی شدن شکافها در خلیج فارس/ از یمن تا شاخ آفریقا، رقابت عربستان و امارات ادامه دارد ✍️سیانان در گزارشی تحلیلی درباره بروز اختلاف میان ریاض و ابوظبی نوشت: 🔹عربستان سعودی بهطور علنی امارات متحده عربی را متهم کرده است که امنیت ملی عربستان را تضعیف…»
🎙«نصرتالله تاجیک» در گفتوگو با ایرنا مطرح کرد؛
⭕️ترامپ فعلا به دنبال مذاکره با ایران نیست/ ضرورت اتخاذ استراتژی تنش صفر در منطقه
⭕️ترامپ برای حداکثرسازی منافع آمریکا تمام اصول روابط بینالملل را بر هم زده است
⭕️در حال عبور از فضای نظم لیبرال هستیم
⭕️باید در چارچوب نظم جدیدی که در حال شکلگیری است، بیاندیشیم
⭕️ترامپ مذاکره منصفانه نمیخواهد
⭕️دیپلماتها خالق فرصتها هستند
⭕️ترامپ ژست صلحخواهانه را بهعنوان لایه یا پوشش برای اقدامات خود علیه ایران مورد استفاده قرار داد
⭕️آمریکا مستقل از اسرائیل، انگیزه برخورد و تقابل با ایران را دارد
⭕️بازدارندگی صرفا سختافزاری نیست
⭕️ متحدان عربی آمریکا خود را در رویارویی با ترامپ قرار نخواهند داد
⭕️وزارت امور خارجه باید سیاست خارجی تنشصفر بهویژه در قبال همسایگان را پیگیری کند
⭕️ انسجام ملی؛ پشتوانه ضروری برای سیاست خارجی
🔹به عقیده من دستگاه دیپلماسی، باید توجه داشته باشد که سیاست خارجی امتداد سیاست داخلی است. سیاست خارجی بدون برخورداری از یک سیاست داخلی مستحکم و بدون انسجام داخلی قوی، عملاً قادر به انجام کار موثر نخواهد بود. در شرایط کنونی، ما به ماشین سیاست خارجی و ظرفیت سیاست خارجی، باری فراتر از توان آن تحمیل کردهایم؛ بهگونهای که گویی بر یک خودروی سبک، بار یک تریلی قرار داده شده است.
🔹بنابراین، در درجه نخست، سیاست خارجی باید از پشتوانهای قوی برخوردار باشد که حاصل مجموعهای از اقدامات داخلی است؛ اقداماتی که منجر شده باشد یا منجر شود به افزایش انسجام ملی. اگر این اتفاق رخ دهد، تا حدی دست سیاست خارجی بازتر میشود و در آن صورت است که میتواند به سمت یارگیری و اجماعسازی حرکت کند.
🔹به عقیده من، مهمترین اقدام این است که پس از تحقق انسجام ملی و اجرای سیاستهایی که به افزایش آن منجر میشود، وزارت امور خارجه بهطور جدی به دنبال اتخاذ یک سیاست خارجی تنشصفر باشد؛ بهویژه در قبال همسایگان و بهخصوص حلقه اول پیرامونی ما. این حلقه، از یکسو خاورمیانه، از سوی دیگر خلیج فارس و حوزه عربی، و از سوی دیگر غرب و شمال حوزه تمدنی ما را در بر میگیرد.
🔹در حقیقت، ما باید با یک سیاست تنشصفر در این حوزهها پیش برویم و همزمان موضعی قوی اتخاذ کنیم تا امکان یارگیری و اجماعسازی بهمنظور حداکثرسازی منافع ملی فراهم شود.
https://irna.ir/xjWpDK
@samassoumi
⭕️ترامپ فعلا به دنبال مذاکره با ایران نیست/ ضرورت اتخاذ استراتژی تنش صفر در منطقه
⭕️ترامپ برای حداکثرسازی منافع آمریکا تمام اصول روابط بینالملل را بر هم زده است
⭕️در حال عبور از فضای نظم لیبرال هستیم
⭕️باید در چارچوب نظم جدیدی که در حال شکلگیری است، بیاندیشیم
⭕️ترامپ مذاکره منصفانه نمیخواهد
⭕️دیپلماتها خالق فرصتها هستند
⭕️ترامپ ژست صلحخواهانه را بهعنوان لایه یا پوشش برای اقدامات خود علیه ایران مورد استفاده قرار داد
⭕️آمریکا مستقل از اسرائیل، انگیزه برخورد و تقابل با ایران را دارد
⭕️بازدارندگی صرفا سختافزاری نیست
⭕️ متحدان عربی آمریکا خود را در رویارویی با ترامپ قرار نخواهند داد
⭕️وزارت امور خارجه باید سیاست خارجی تنشصفر بهویژه در قبال همسایگان را پیگیری کند
⭕️ انسجام ملی؛ پشتوانه ضروری برای سیاست خارجی
🔹به عقیده من دستگاه دیپلماسی، باید توجه داشته باشد که سیاست خارجی امتداد سیاست داخلی است. سیاست خارجی بدون برخورداری از یک سیاست داخلی مستحکم و بدون انسجام داخلی قوی، عملاً قادر به انجام کار موثر نخواهد بود. در شرایط کنونی، ما به ماشین سیاست خارجی و ظرفیت سیاست خارجی، باری فراتر از توان آن تحمیل کردهایم؛ بهگونهای که گویی بر یک خودروی سبک، بار یک تریلی قرار داده شده است.
🔹بنابراین، در درجه نخست، سیاست خارجی باید از پشتوانهای قوی برخوردار باشد که حاصل مجموعهای از اقدامات داخلی است؛ اقداماتی که منجر شده باشد یا منجر شود به افزایش انسجام ملی. اگر این اتفاق رخ دهد، تا حدی دست سیاست خارجی بازتر میشود و در آن صورت است که میتواند به سمت یارگیری و اجماعسازی حرکت کند.
🔹به عقیده من، مهمترین اقدام این است که پس از تحقق انسجام ملی و اجرای سیاستهایی که به افزایش آن منجر میشود، وزارت امور خارجه بهطور جدی به دنبال اتخاذ یک سیاست خارجی تنشصفر باشد؛ بهویژه در قبال همسایگان و بهخصوص حلقه اول پیرامونی ما. این حلقه، از یکسو خاورمیانه، از سوی دیگر خلیج فارس و حوزه عربی، و از سوی دیگر غرب و شمال حوزه تمدنی ما را در بر میگیرد.
🔹در حقیقت، ما باید با یک سیاست تنشصفر در این حوزهها پیش برویم و همزمان موضعی قوی اتخاذ کنیم تا امکان یارگیری و اجماعسازی بهمنظور حداکثرسازی منافع ملی فراهم شود.
https://irna.ir/xjWpDK
@samassoumi
جهان دیپلماسی pinned « 🎙«نصرتالله تاجیک» در گفتوگو با ایرنا مطرح کرد؛ ⭕️ترامپ فعلا به دنبال مذاکره با ایران نیست/ ضرورت اتخاذ استراتژی تنش صفر در منطقه ⭕️ترامپ برای حداکثرسازی منافع آمریکا تمام اصول روابط بینالملل را بر هم زده است ⭕️در حال عبور از فضای نظم لیبرال هستیم ⭕️باید…»
🎙محمد جواد ظریف: نه چین به کمک ونزوئلا آمد و نه روسیه/ دورانی که کشورها حاضر بودند برای آینده کشوری فداکاری نشان دهند، گذشتهاست
⭕️محمد جواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار اندیشکده موسسه پایاب در نشست رونمایی از کتاب «جهان پیش رو: گفتارهایی پیرامون نظام جهانی» گفت:
🔹در شرایط فعلی در حوزههای مختلف دیگر با قطبهای مشخصی در نظام جهانی مواجه نیستیم.یان برمر میگوید که در حوزه نظامی با جهان تکقطبی مواجهیم. در حوزه اقتصادی شاهد قدرت چین و اروپا و بازیگران جدیدی هستیم که در حال نقش آفرینی هستند. جابجایی بسیار جدی صورت گرفتهاست و بسیاری از قدرتهایی که در ۱۰ قدرت نخست اقتصادی جهان وجود نداشتند، وارد این فهرست شدهاند. در حوزه فناوری حتی کنشگران غیرحکومتی در حال نقشآفرینی هستند و عملا قطبهای دولتی به سادگی قابل شناسایی نیستند.
🔹ما از دوران گذار عبور کردهایم و وارد دوران پساقطبی شدهایم. ما در آینده نزدیک وارد دوران قطبیدگی جدید نخواهیم شد.باید بپذیریم که دنیای ما دنیای پساقطبی است و بر اساس آن تحلیل کنیم.
🔹تحولاتی که امروز در آمریکا رخ میدهد خیلی نشان میدهد که دنیا با وضعیت جدیدی مواجه است. مهمترین عاملی که به تحلیل ما کمک میکند بحث وفاداری است.در وضعیت کنونی نمیتوانیم به وفاداری حساب کنیم.
🔹زمانی که آمریکا میخواهد که ناتو را با سلطه خودش احیا کند، کشوری مثل اوکراین را قربانی کند.وقتی دونالد ترامپ بحث گرینلند را مطرح میکند و ادعا میکند که قصد دارد از نیروی نظامی برای سلطه بر گرینلند استفاده کند، نشان میدهد که روابط فراآتلانتیک به عنوان یکی از ویژگیهای جهان قطبی چقدر دچار اختلال شدهاست.
🔹در ونزوئلا مشاهده کردیم که وفاداری جواب نمیدهد. نه چین به کمک ونزوئلا آمد و نه روسیه. دورانی که کشورها حاضر بودند برای آینده کشوری فداکاری نشان دهند، گذشتهاست.
🔹برای ایران هم در دوران جنگ ۱۲ روزه نشان داده شد که توقع فداکاری از جامعه بینالمللی و قدرتهای جهانی بیجاست.
🔹میشنویم که تئوریهای توطئهای در مورد معامله آمریکا و روسیه بر سر اوکراین و ونزوئلا رخ دادهاست، این تحلیلهای ناشی از تلقی اشتباه ما از این است که همچنان جهان را با نگاه قطبی میبینیم.
🔹ما باید نگاه متفاوتی به وضع جهان داشتهباشیم تا وضعیت جهان پیشبینیپذیر شود. / خبرآنلاین
http://khabaronline.ir/xprKW
@samassoumi
⭕️محمد جواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار اندیشکده موسسه پایاب در نشست رونمایی از کتاب «جهان پیش رو: گفتارهایی پیرامون نظام جهانی» گفت:
🔹در شرایط فعلی در حوزههای مختلف دیگر با قطبهای مشخصی در نظام جهانی مواجه نیستیم.یان برمر میگوید که در حوزه نظامی با جهان تکقطبی مواجهیم. در حوزه اقتصادی شاهد قدرت چین و اروپا و بازیگران جدیدی هستیم که در حال نقش آفرینی هستند. جابجایی بسیار جدی صورت گرفتهاست و بسیاری از قدرتهایی که در ۱۰ قدرت نخست اقتصادی جهان وجود نداشتند، وارد این فهرست شدهاند. در حوزه فناوری حتی کنشگران غیرحکومتی در حال نقشآفرینی هستند و عملا قطبهای دولتی به سادگی قابل شناسایی نیستند.
🔹ما از دوران گذار عبور کردهایم و وارد دوران پساقطبی شدهایم. ما در آینده نزدیک وارد دوران قطبیدگی جدید نخواهیم شد.باید بپذیریم که دنیای ما دنیای پساقطبی است و بر اساس آن تحلیل کنیم.
🔹تحولاتی که امروز در آمریکا رخ میدهد خیلی نشان میدهد که دنیا با وضعیت جدیدی مواجه است. مهمترین عاملی که به تحلیل ما کمک میکند بحث وفاداری است.در وضعیت کنونی نمیتوانیم به وفاداری حساب کنیم.
🔹زمانی که آمریکا میخواهد که ناتو را با سلطه خودش احیا کند، کشوری مثل اوکراین را قربانی کند.وقتی دونالد ترامپ بحث گرینلند را مطرح میکند و ادعا میکند که قصد دارد از نیروی نظامی برای سلطه بر گرینلند استفاده کند، نشان میدهد که روابط فراآتلانتیک به عنوان یکی از ویژگیهای جهان قطبی چقدر دچار اختلال شدهاست.
🔹در ونزوئلا مشاهده کردیم که وفاداری جواب نمیدهد. نه چین به کمک ونزوئلا آمد و نه روسیه. دورانی که کشورها حاضر بودند برای آینده کشوری فداکاری نشان دهند، گذشتهاست.
🔹برای ایران هم در دوران جنگ ۱۲ روزه نشان داده شد که توقع فداکاری از جامعه بینالمللی و قدرتهای جهانی بیجاست.
🔹میشنویم که تئوریهای توطئهای در مورد معامله آمریکا و روسیه بر سر اوکراین و ونزوئلا رخ دادهاست، این تحلیلهای ناشی از تلقی اشتباه ما از این است که همچنان جهان را با نگاه قطبی میبینیم.
🔹ما باید نگاه متفاوتی به وضع جهان داشتهباشیم تا وضعیت جهان پیشبینیپذیر شود. / خبرآنلاین
http://khabaronline.ir/xprKW
@samassoumi
خبرآنلاین
ظریف: دوران وفاداری در نظام جهانی گذشته است / جنگ ۱۲ روزه نشان داد که نباید توقع فداکاری از قدرتهای جهانی داشتهباشیم
محمد جواد ظریف گفت: «در ونزوئلا مشاهده کردیم که وفاداری جواب نمیدهد. نه چین به کمک ونزوئلا آمد و روسیه. دورانی که کشورها حاضر بودند برای آینده کشوری فداکاری نشان دهند، گذشتهاست. برای ایران هم در دوران جنگ ۱۲ روزه نشان دادهشد که چنین توقعاتی از جامعه بینالمللی…
👍1
جهان دیپلماسی pinned « 🎙محمد جواد ظریف: نه چین به کمک ونزوئلا آمد و نه روسیه/ دورانی که کشورها حاضر بودند برای آینده کشوری فداکاری نشان دهند، گذشتهاست ⭕️محمد جواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار اندیشکده موسسه پایاب در نشست رونمایی از کتاب «جهان…»
وبسایت Modern Diplomacy بررسی کرد:
⭕️پیام تحولات ونزوئلا برای تهران چیست؟/ توانایی شکلدهی به عرضه جهانی نفت، بزرگترین اهرم فشار ایران/ آیا ترامپ در کاراکاس تمرین کرد؟
🔹در تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۲۶، ایالات متحده یک عملیات نظامی دراماتیک در ونزوئلا اجرا کرد که با دستگیری و انتقال نیکلاس مادورو، رئیسجمهور این کشور و همسرش به نیویورک برای مواجهه با اتهامات فدرال به اوج رسید. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده به طور علنی اعلام کرد که ایالات متحده به طور موقت ونزوئلا و منابع آن را مدیریت خواهد کرد و پیامی روشن درباره اولویتهای استراتژیک واشنگتن ارسال کرد.
🔹این عملیات با محکومیت جهانی، بحثهایی درباره قانونی بودن آن تحت قوانین بینالمللی و پرسشهایی در مورد حاکمیت رو به رو شد. با این حال، زیر سایه این هیاهوی فوری، یک بازی استراتژیک عمیقتر نهفته است که کمتر مورد توجه قرار گرفته: این عملیات نه تنها درباره سیاست نیمکره غربی ونزوئلا یا عدالت در برابر قاچاق مواد مخدر ادعایی نیست، بلکه یک اقدام پیشگیرانه از سوی ایالات متحده برای تأمین یک سپر انرژی حیاتی در پیشبینی یک درگیری احتمالی عمده با ایران است.
🔹در قلب این استراتژی، امنیت ژئوپلیتیکی قرار دارد. اما در سایه یک رویارویی مستقیم با ایران که روزبهروز محتملتر میشود، چه از طریق تشدید در خلیج فارس، جنگ نیابتی یا درگیری اسرائیل که به بیرون سرریز شود، بازارهای انرژی در آستانه تبدیل شدن به صحنه اصلی رقابت استراتژیک قرار دارند.
🔹بزرگترین اهرم فشار ایران هرگز صرفاً موشکهای بالستیک یا ساخت ادعایی سلاح هستهای نبوده؛ بلکه توانایی آن در شکلدهی به عرضه جهانی نفت است. درگیری ای که تنگه هرمز را مسدود کند، تولید عربستان یا امارات را مختل سازد یا کاهش هماهنگشده اوپک را تحریک کند، میتواند قیمت نفت را در سراسر جهان به شدت افزایش دهد و اثرات زنجیرهای بر تورم، اقتصادها و ثبات سیاسی در سراسر ناتو ایجاد کند.
🔹در هر نوع درگیری، استقامت اقتصادی به اندازه نتایج میدان نبرد اهمیت دارد. حفظ انسجام اتحادهای غربی به مدیریت شوکهای انرژی وابسته است، نه فقط ژئوپلیتیک خاورمیانه. منتقدانی که اقدام واشنگتن را امپریالیسم بیفکر میدانند، یک نکته مهم را از دست میدهند: بازیگران سیاسی که ایالات متحده حمایت خود را از آنها نشان داده، از نظر استراتژیک اهمیت دارند.
🔹ماریا کورینا ماچادو، چهره برجسته مخالفان ونزوئلا که سالها منتقد مادورو بوده، مدتهاست که با اولویتهای سیاست ایالات متحده همسو است و آشکارا طرفدار اسرائیل بوده است. حمایت صریح او از موضع دفاعی اسرائیل در زمان تنشهای منطقهای افزایشیافته نباید به عنوان امری تصادفی یا بیربط به استراتژی انرژی نادیده گرفته شود.
🔹در جهانی که ایالات متحده و اسرائیل ممکن است در رویارویی طولانیمدت با نیروهای نیابتی ایران یا خود ایران کشیده شوند، متحدان محلی که همسویی استراتژیک گستردهتری دارند، بسیار ارزشمند هستند. یک کادر رهبری ونزوئلایی که با مواضع طرفدار غرب و طرفدار اسرائیل همدردی کند، نه تنها نشاندهنده قطع ارتباط با مشتریان گذشته کاراکاس است، بلکه یک بازسازی ژئوپلیتیکی عمیقتر را نشان میدهد.
🔹یک ائتلاف حاکم در ونزوئلا که به عنوان همسو با منافع غربی تلقی شود، احتمال بیشتری دارد که سرمایهگذاری دریافت کند، بازارها را تثبیت کند و سرمایهگذاران را اطمینان دهد، همه اینها اگر قیمتها به دلیل درگیری با ایران افزایش یابد، حیاتی خواهند بود.
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1694009
@samassoumi
⭕️پیام تحولات ونزوئلا برای تهران چیست؟/ توانایی شکلدهی به عرضه جهانی نفت، بزرگترین اهرم فشار ایران/ آیا ترامپ در کاراکاس تمرین کرد؟
🔹در تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۲۶، ایالات متحده یک عملیات نظامی دراماتیک در ونزوئلا اجرا کرد که با دستگیری و انتقال نیکلاس مادورو، رئیسجمهور این کشور و همسرش به نیویورک برای مواجهه با اتهامات فدرال به اوج رسید. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده به طور علنی اعلام کرد که ایالات متحده به طور موقت ونزوئلا و منابع آن را مدیریت خواهد کرد و پیامی روشن درباره اولویتهای استراتژیک واشنگتن ارسال کرد.
🔹این عملیات با محکومیت جهانی، بحثهایی درباره قانونی بودن آن تحت قوانین بینالمللی و پرسشهایی در مورد حاکمیت رو به رو شد. با این حال، زیر سایه این هیاهوی فوری، یک بازی استراتژیک عمیقتر نهفته است که کمتر مورد توجه قرار گرفته: این عملیات نه تنها درباره سیاست نیمکره غربی ونزوئلا یا عدالت در برابر قاچاق مواد مخدر ادعایی نیست، بلکه یک اقدام پیشگیرانه از سوی ایالات متحده برای تأمین یک سپر انرژی حیاتی در پیشبینی یک درگیری احتمالی عمده با ایران است.
🔹در قلب این استراتژی، امنیت ژئوپلیتیکی قرار دارد. اما در سایه یک رویارویی مستقیم با ایران که روزبهروز محتملتر میشود، چه از طریق تشدید در خلیج فارس، جنگ نیابتی یا درگیری اسرائیل که به بیرون سرریز شود، بازارهای انرژی در آستانه تبدیل شدن به صحنه اصلی رقابت استراتژیک قرار دارند.
🔹بزرگترین اهرم فشار ایران هرگز صرفاً موشکهای بالستیک یا ساخت ادعایی سلاح هستهای نبوده؛ بلکه توانایی آن در شکلدهی به عرضه جهانی نفت است. درگیری ای که تنگه هرمز را مسدود کند، تولید عربستان یا امارات را مختل سازد یا کاهش هماهنگشده اوپک را تحریک کند، میتواند قیمت نفت را در سراسر جهان به شدت افزایش دهد و اثرات زنجیرهای بر تورم، اقتصادها و ثبات سیاسی در سراسر ناتو ایجاد کند.
🔹در هر نوع درگیری، استقامت اقتصادی به اندازه نتایج میدان نبرد اهمیت دارد. حفظ انسجام اتحادهای غربی به مدیریت شوکهای انرژی وابسته است، نه فقط ژئوپلیتیک خاورمیانه. منتقدانی که اقدام واشنگتن را امپریالیسم بیفکر میدانند، یک نکته مهم را از دست میدهند: بازیگران سیاسی که ایالات متحده حمایت خود را از آنها نشان داده، از نظر استراتژیک اهمیت دارند.
🔹ماریا کورینا ماچادو، چهره برجسته مخالفان ونزوئلا که سالها منتقد مادورو بوده، مدتهاست که با اولویتهای سیاست ایالات متحده همسو است و آشکارا طرفدار اسرائیل بوده است. حمایت صریح او از موضع دفاعی اسرائیل در زمان تنشهای منطقهای افزایشیافته نباید به عنوان امری تصادفی یا بیربط به استراتژی انرژی نادیده گرفته شود.
🔹در جهانی که ایالات متحده و اسرائیل ممکن است در رویارویی طولانیمدت با نیروهای نیابتی ایران یا خود ایران کشیده شوند، متحدان محلی که همسویی استراتژیک گستردهتری دارند، بسیار ارزشمند هستند. یک کادر رهبری ونزوئلایی که با مواضع طرفدار غرب و طرفدار اسرائیل همدردی کند، نه تنها نشاندهنده قطع ارتباط با مشتریان گذشته کاراکاس است، بلکه یک بازسازی ژئوپلیتیکی عمیقتر را نشان میدهد.
🔹یک ائتلاف حاکم در ونزوئلا که به عنوان همسو با منافع غربی تلقی شود، احتمال بیشتری دارد که سرمایهگذاری دریافت کند، بازارها را تثبیت کند و سرمایهگذاران را اطمینان دهد، همه اینها اگر قیمتها به دلیل درگیری با ایران افزایش یابد، حیاتی خواهند بود.
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1694009
@samassoumi
جهان دیپلماسی pinned « وبسایت Modern Diplomacy بررسی کرد: ⭕️پیام تحولات ونزوئلا برای تهران چیست؟/ توانایی شکلدهی به عرضه جهانی نفت، بزرگترین اهرم فشار ایران/ آیا ترامپ در کاراکاس تمرین کرد؟ 🔹در تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۲۶، ایالات متحده یک عملیات نظامی دراماتیک در ونزوئلا اجرا کرد…»
🎙حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر روابط بین الملل تحلیل کرد؛
⭕️آیا تهران در حال تغییر دکترین دفاعی خود است؟/ بیانیه شورای دفاع ایران چه میگوید
🔹اخیرا شورای دفاع تازه تاسیس ایران بیانیهای کوتاه اما پرحاشیه صادر کرد. این شورا ضمن تأکید مجدد بر موضع دیرینه ایران مبنی بر عدم تمایل به جنگ، اعلام کرد که تهران دیگر خود را محدود به واکنش پس از حمله نمیداند و «نشانههای عینی تهدید» را بخشی از معادله امنیتی خود تلقی خواهد کرد. این عبارتبندی عمدا محتاطانه است و از اشاره صریح به اقدام پیشدستانه (pre-emption) اجتناب میکند، اما بهطور ظریفی مرزهای تعریف دفاع مشروع ایران را گسترش میدهد.
🔹این بیانیه در حالی صادر شد که نشانههای تازهای از سوی آمریکا و اسرائیل درباره حملات احتمالی آینده مطرح شده است؛ این نشانهها بهطور عمومی در جریان سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر (رژیم) اسرائیل، به واشنگتن در اواخر دسامبر بیان شد.
🔹همزمان، برخی محافل در ایران از دستگیری اخیر نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، به شدت نگران شدهاند؛ این رویداد ترس تهران از سناریوهای موسوم به «سربریدن» (decapitation) یا ربودن مقام های ارشد این کشور را تشدید کرده است. این فشارهای خارجی با اعتراضات مداوم داخلی همزمان شده و نگرانیهای تهران را عمیقتر کرده که ناپایداری داخلی ممکن است با اقدام نظامی خارجی تلاقی کند.
🔹برای دههها، ایران بازدارندگی خود را بر منطق ضربه دوم (second-strike) مبتنی بر نیروهای موشکی و قابلیتهای تشدید تنش در سطح منطقهای بنا کرده و اصرار داشته که درگیری را آغاز نخواهد کرد. بنابراین، این بیانیه اخیر سؤالاتی را مطرح میکند: آیا ایران در حال تغییر دکترین دفاعی خود است؟ آیا این بازتنظیم، بازدارندگی را تقویت میکند یا خطر تشدید را افزایش میدهد؟
🔹بیانیه شورای دفاع کوتاه است، اما چندین کار را همزمان انجام میدهد؛ برخی صریح و برخی در چارچوب حقوقی و مفهومی نهفتهاند. مهمترین خط آن نیز به دقیقترین شکل جملهبندی شده است: ایران، طبق اعلام، «خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمیداند» و «نشانههای عینی تهدید» را بخشی از معادله امنیتی خود میشمارد. به عبارت دیگر، تهران سیگنال میدهد که ممکن است منتظر وقوع حمله نماند تا نیروی دفاعی را مشروع بداند، اما بدون استفاده از واژگانی که این تغییر را کاملاً آشکار کند.
🔹آنچه شورا میگوید با رویکرد سنتی ایران در تعیین خطوط قرمز سازگار است. این بیانیه تاکید میکند که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران غیرقابل مذاکره است؛ هشدار میدهد که هرگونه تجاوز یا ادامه رفتار خصمانه با پاسخی «متناسب، قاطع و تعیینکننده» رو به رو خواهد شد. همچنین آستانه محرک گستردهتری معرفی میکند: نه تنها حملات واقعیشده، بلکه نشانههای قابل تشخیص تهدید نیز اکنون به عنوان محرکهای مرتبط برای اقدام ایران قاببندی میشوند.
🔹در این بیانیه اما از چند نکته اجتناب شده است: اعلام «پیشدستانه»، وعده ضربه اول یا تعیین اهداف، آستانهها یا زمانبندیها برای اقدام. این بیانیه حتی تعریف «نشانه عینی» را مشخص نمیکند. این ابهام عمدی به نظر میرسد تا تهران فضای مانور خود برای تنظیم پاسخها بر اساس مورد به مورد را حفظ کند.
🔹 این بیانیه را بهتر است به عنوان تلاشی برای فراهم کردن آزادی عمل گستردهتر در اقدام دفاعی درک کرد، نه یک دستورالعمل عملیاتی. این یک پیام قوی اما عمدا مبهم است که هدف آن گسترش فضای مانور ایران است در حالی که ظاهر خویشتنداری حفظ شود.
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1694042
@samassoumi
⭕️آیا تهران در حال تغییر دکترین دفاعی خود است؟/ بیانیه شورای دفاع ایران چه میگوید
🔹اخیرا شورای دفاع تازه تاسیس ایران بیانیهای کوتاه اما پرحاشیه صادر کرد. این شورا ضمن تأکید مجدد بر موضع دیرینه ایران مبنی بر عدم تمایل به جنگ، اعلام کرد که تهران دیگر خود را محدود به واکنش پس از حمله نمیداند و «نشانههای عینی تهدید» را بخشی از معادله امنیتی خود تلقی خواهد کرد. این عبارتبندی عمدا محتاطانه است و از اشاره صریح به اقدام پیشدستانه (pre-emption) اجتناب میکند، اما بهطور ظریفی مرزهای تعریف دفاع مشروع ایران را گسترش میدهد.
🔹این بیانیه در حالی صادر شد که نشانههای تازهای از سوی آمریکا و اسرائیل درباره حملات احتمالی آینده مطرح شده است؛ این نشانهها بهطور عمومی در جریان سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر (رژیم) اسرائیل، به واشنگتن در اواخر دسامبر بیان شد.
🔹همزمان، برخی محافل در ایران از دستگیری اخیر نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، به شدت نگران شدهاند؛ این رویداد ترس تهران از سناریوهای موسوم به «سربریدن» (decapitation) یا ربودن مقام های ارشد این کشور را تشدید کرده است. این فشارهای خارجی با اعتراضات مداوم داخلی همزمان شده و نگرانیهای تهران را عمیقتر کرده که ناپایداری داخلی ممکن است با اقدام نظامی خارجی تلاقی کند.
🔹برای دههها، ایران بازدارندگی خود را بر منطق ضربه دوم (second-strike) مبتنی بر نیروهای موشکی و قابلیتهای تشدید تنش در سطح منطقهای بنا کرده و اصرار داشته که درگیری را آغاز نخواهد کرد. بنابراین، این بیانیه اخیر سؤالاتی را مطرح میکند: آیا ایران در حال تغییر دکترین دفاعی خود است؟ آیا این بازتنظیم، بازدارندگی را تقویت میکند یا خطر تشدید را افزایش میدهد؟
🔹بیانیه شورای دفاع کوتاه است، اما چندین کار را همزمان انجام میدهد؛ برخی صریح و برخی در چارچوب حقوقی و مفهومی نهفتهاند. مهمترین خط آن نیز به دقیقترین شکل جملهبندی شده است: ایران، طبق اعلام، «خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمیداند» و «نشانههای عینی تهدید» را بخشی از معادله امنیتی خود میشمارد. به عبارت دیگر، تهران سیگنال میدهد که ممکن است منتظر وقوع حمله نماند تا نیروی دفاعی را مشروع بداند، اما بدون استفاده از واژگانی که این تغییر را کاملاً آشکار کند.
🔹آنچه شورا میگوید با رویکرد سنتی ایران در تعیین خطوط قرمز سازگار است. این بیانیه تاکید میکند که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران غیرقابل مذاکره است؛ هشدار میدهد که هرگونه تجاوز یا ادامه رفتار خصمانه با پاسخی «متناسب، قاطع و تعیینکننده» رو به رو خواهد شد. همچنین آستانه محرک گستردهتری معرفی میکند: نه تنها حملات واقعیشده، بلکه نشانههای قابل تشخیص تهدید نیز اکنون به عنوان محرکهای مرتبط برای اقدام ایران قاببندی میشوند.
🔹در این بیانیه اما از چند نکته اجتناب شده است: اعلام «پیشدستانه»، وعده ضربه اول یا تعیین اهداف، آستانهها یا زمانبندیها برای اقدام. این بیانیه حتی تعریف «نشانه عینی» را مشخص نمیکند. این ابهام عمدی به نظر میرسد تا تهران فضای مانور خود برای تنظیم پاسخها بر اساس مورد به مورد را حفظ کند.
🔹 این بیانیه را بهتر است به عنوان تلاشی برای فراهم کردن آزادی عمل گستردهتر در اقدام دفاعی درک کرد، نه یک دستورالعمل عملیاتی. این یک پیام قوی اما عمدا مبهم است که هدف آن گسترش فضای مانور ایران است در حالی که ظاهر خویشتنداری حفظ شود.
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1694042
@samassoumi
پایگاه خبری جماران
آیا ایران در حال تغییر دکترین دفاعی خود است؟
مجموعه شرایط موجود این حس در تهران را تقویت کرده که اسرائیل و آمریکا ممکن است برای دور دیگری از حملات آماده شوند. در چنین تنشهایی، استراتژیستهای ایرانی نگراناند که اگر طرف مقابل باور کند میتواند ابتکار را با هزینه قابل قبول به دست گیرد، بازدارندگی ایران…
👌1
جهان دیپلماسی pinned «🎙حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر روابط بین الملل تحلیل کرد؛ ⭕️آیا تهران در حال تغییر دکترین دفاعی خود است؟/ بیانیه شورای دفاع ایران چه میگوید 🔹اخیرا شورای دفاع تازه تاسیس ایران بیانیهای کوتاه اما پرحاشیه صادر کرد. این شورا ضمن تأکید مجدد بر موضع دیرینه ایران…»