POV – Telegram
انسان ها جدیدا خسته کننده شدن، به گربه ها پناه می‌برم.
با آدم هایی که با حیوانات مهربونن بریزید روی هم، دلیلشم بعدا می‌فهمید.
حتی جنگ هم تموم شد، ولی امتحانات من نه.
بخاطر دوازده روز جنگ باید دوازده سال تراپی بریم.
جنگ تموم شد، ولی انتظار من برای بوسیدنت نه.
جنگ تموم شد، ولی دلتنگی من برای تو نه.
Pov : اون فقط از دور خوبه.
Pov : داری از زندگی یکنواخت خسته می‌شی
can't believe I cried over a girl I'm hotter than.
وقتی اونقدری که باید بهت اهمیت نمیده ولی تو بازم نمیتونی نسبت بهش بی‌تفاوت باشی<
‏این فشارای روانی داره استخونای روحمو خورد میکنه.
اون دقیقا واسه ی من، مثل الماس توی تاریکی می‌درخشه.
من دیگه حسم نسبت بهت پر زد و رفت.
وقتی اون داره صحبت می‌کنه و تو فقط منتظر اینی ساکت بشه و ببوسیش.