POV – Telegram
امادگی رفتن به جنگ برام بیشتره تا دیدن دوباره همکلاسیام.
مکن ای صبح طلوع
اخ جون مدرسه باز شده حس سریال دیدنم دوباره اومده.
من گفتم ناراحت نشدم تو چرا باور کردی.
ادامه زندگیم بستگی به این داره استیو هرینگتون تو فصل جدید زنده بمونه یا نه.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من از خوابم میگذشتم تا باهات حرف بزنم.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من دوستامو قانع میکردم که تو اونقدرا هم زشت نیستی.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من هربار به چت جی‌پی‌تی پیام میدم درموردت ازم میپرسه.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من بخاطرت سلیقه موسیقیمو عوض کردم.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من درموردت با مامانم صحبت کردم.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من از غرورم بخاطرت گذشتم.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من بخاطرت بیخیال درس خوندن میشدم تا بیشتر باهات حرف بزنم.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق تو به موهام دست زدی و من چیزی نگفتم.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من برات غذا درست کردم.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق تو تموم شلوغیا چشمای من فقط تورو میدید.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من درموردت با ماه صحبت کردم.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من نقاشیتو کشیدم.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من گردنبند موردعلاقمو دادم بهت.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من ریلزایی که تو لایک کردی رو لایک میکردم که فقط اسمم کنار اسمت باشه.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من جیشمو نگه میداشتم تا بیشتر باهات حرف بزنم.
"اصلا دوستم داشتی؟"
احمق من بخاطرت خودمو گول میزدم.