POV – Telegram
وقتی تو جمعی هستی که تموم بحثاشون به پسر ختم میشه و مغزت دیگه تحمل نداره اما باید تحمل کنی<
وقتی صبح از سرما میمیری و ظهر از گرما<
وقتی انقدر ایگنور میشی که ترجیح میدی دیگه حرف نزنی<
وقتی از کسی که"هیچ وقت ناراحتم نمیکنه "به "مدام داره ناراحتم میکنه" تبدیل شده<
وقتی میبینی داره با کاراش زندگیشو نابود میکنه ولی نمی‌تونی بهش کمک کنی چون از هم متنفرین<
وقتی داری تموم تلاشتو میکنی که زنده بمونی و خیلی ریلکس میگن مگه چیکار می‌کنی<
وقتی ادعا داشت خیلی دوسم داره اما الان حتی ‌نمیدونه زنده‌م یا نه<
وقتی میدونی قرار نیست بهش برسی اما چیزی از دوست داشتنش کم نمیشه<
وقتی تموم تلاشتو داری می‌کنی اما نتیجه‌ای که میخوای رو نمی‌ده<
وقتی اینجوریه که"خیلی بهت اهمیت میدم/دوستت دارم"اما حتی پیامت هم دیر سین میزنه<
وقتی تموم تلاششو میکنه تا کیوت بنظر برسه اما فقط نچسب بودنش بیشتر میشه<
وقتی یکی عطر مورد علاقتو برمیداره و باهاش شنا میکنه<
وقتی داری خواب چیزیو میبینی که هیچوقت قرار نیست تو واقعیت تجربه کنی و بعد الارم صداش درمیاد<
وقتی فکر می‌کنی تو هیچوقت عالی نیستی و این تقصیر کمال گراییته<
وقتی دلیل موجه برای انجام ندادن تکلیفت داری اما دبیر بی‌توجهه نسبت بهش<
وقتی داری درد و دل میکنی و طرف میخواد ثابت کنه خودش بدبخت تره<
وقتی احساسات واقعیتو از دروغ نمیتونی تشخیص بدی<
وقتی احساسات واقعیشو از دروغ نمیتونی تشخیص بدی<
وقتی پتو می‌کشی روی خودت گرمت میشه و نمیکشی سردت میشه<
وقتی هرکاری که میگن میکنی تا به گوشی گیر ندن ولی بازم میگن گوشی فلانه<
وقتی میخوام بخوابم ولی یادم میوفته پول ندارم<