POV – Telegram
وقتی فکر میکنی باهم صمیمی‌اید ولی اون این فکر رو نمیکنه<
وقتی با کاراش داره اعتمادی که نسبت بهش داشتی رو از بین میبره<
وقتی همه‌جا برف اومده بجز شهرخودتون<
وقتی مهم‌ترین فرد زندگیت بخاطر کسی که تازه باهاش آشنا شده دیگه باهات مثل قبل نیست<
وقتی سریالی که داری میبینی برات اسپویل میشه<
وقتی میدونه از اسپویل بدت میاد اما بازم میگه تهش چی میشه<
وقتی دوسش داری ولی از هم خیلی دورین<
وقتی دوستش داری ولی انقدر آدمای اطرافش خوشگلن که اعتماد بنفس‌ـت سقوط میکنه<
وقتی دوستش داری ولی بهت توجهی نمی‌کنه<
وقتی هرچقدر بهت آسیب زدن چیزی نگفتی و الان اینجورین که"مگه چیکارت کردیم"<
وقتی همیشه تو اونی هستی که بیشتر عشق رو میدی و کمترین رو دریافت می‌کنی<
وقتی انتظار داره طبق میلش رفتار کنی و چیزی نگی،و وقتی هم که مثل خودش رفتار میکنی ناراحت میشه<
POV
وقتی نه حوصله درس خوندن داری و نه کاری جز درس خوندن<
وقتی حوصله چیزی رو نداری ولی مجبوری درس بخونی<
وقتی نمیدونی راه درست چیه و داری خودتو گم میکنی<
وقتی خانواده‌ـت بیشتر از غریبه ها بهت آسیب میزنن<
وقتی حالم خوبه تا اینکه یادم میوفته قراره کارنامه هارو بدن<
وقتی مامانت میدونه از چه غذایی بدت میاد و همون‌ رو می‌پزه<
وقتی بعد چندین ماه همچنان منتظری پیام بده<
وقتی آدمای اطرافش باعث میشن بینتون فاصله بیوفته<
وقتی سگ سیاه افسردگی چشم دیدن خوشحالیتو نداره<
وقتی فقط زمانی که باهات کار دارن خبرت رو میگیرن<