POV – Telegram
وقتی هی میگی قرار نیست از این بدتر شه ولی میشه<
وقتی تعطیلات داره تموم میشه اما هنوز کار خاصی نکردی<
وقتی گربه‌ها ایگنورت میکنن<
وقتی تنها بردم تو زندگی،اسپرم برنده بودنه<
وقتی نزاشتم کسی دلش از من بشکنه و نتیجه‌ش شد شکستن دل خودم<
وقتی همیشه صدتو واسه بقیه گذاشتی و الان مقصر شدی بخاطر اهمیت دادن زیاد به اونا<
وقتی اونا باعث شدن تا یک آدمِ دیگه شی و الان براشون جای تعجبه که چرا انقدر تغییر کردی<
وقتی تعطیلات تموم شده و از فردا باید برگردم به زندگی مدرسه‌ای<
وقتی تعطیلات تموم شده و از فردا باید برگردم به زندگیه بیرون از اتاقم<
وقتی دوباره باید همکلاسیه نحسمو تحمل کنم<
وقتی داری تبدیل به چیزی میشی که ازش بدت میومد<
وقتی موقع تلفن صحبت کردن مثل بزکوهی از همه‌جا بالا میری<
وقتی کل تعطیلات لای کتاب رو باز نکردی و فردا از همه طرف قراره باز شی<
وقتی انقدر به امتحانات فکرکردی که تبدیل به کابوست شدن<
وقتی از کنار هم میگذرین و باید تظاهر کنین همو نمیشناسین<
وقتی اونقدری توهم خوشحال بودن میزنی که یادت میره کِی واقعا خوشحالی و کِی‌ فقط تظاهر میکنی<
وقتی بدون خوندن درسی میری مدرسه و ازت میپرسن<
وقتی میبینتت اما جوری رفتار می‌کنه انگار نمیشناستت چون پیش دوستای جدیدشه<
وقتی موهات خیلی خوبن تا اینکه پاتو از خونه میزاری بیرون<
وقتی خانواده‌‌ـت بیشتر از توانت ازت انتظار دارن<
وقتی توسط کسی که دوستش داری ایگنور میشی<