POV – Telegram
وقتی از کنار یه بچه کوچیک رد می‌شی و اون با خنده برمی‌گرده و برات دست تکون می‌ده >
وقتی یه پیام ریسکی فرستادی و الآن داری کل شهر رو جارو می‌زنی تا حواست پرت شه <<<<
آمادگی هرچیزی رو دارم بجز ۱۶فروردین.
POV : عید دوران طلایی جمع بندی بوده ولی تو هیچ گهی نخوردی 🙏🏼
وقتی تو با یه نفس کشیدن ساده هم چاق می‌شی ولی اون یکی دوستت بعد از دهمین دیس برنجش هم چاق نمی‌شه <
وقتی می‌بینم بهم بی‌احترامی می‌کنن و خیلی راحت می‌بخشمشون ولی تا من یه اشتباهی کنم جوری رفتار می‌کنن انگار دنیا به آخر رسیده <
هیچکس لیاقت pin صفحه چت بودن رو نداشت.
POV : صدای رفتار آدم ها اونقدر بلنده که نیازی نیست به حرف هاشون گوش بدی.
وقتی رابطه‌های این دوره و زمونه رو می‌بینی و می‌فهمی که دنبال عشق واقعی تو یه زمان اشتباه می‌گردی <
POV : دلت می‌خواد اون دختر خوشگله رو یه لقمه کنی.
هر چی بیشتر قوی میشم حس میکنم یه چیزی در درونم نابود میشه.
وقتی توی عید هیچی درس نخوندی، و حالا سر هر کلاس پرسش دارن <<<
POV: You want to study for tomorrow's exam, but suddenly you realize that the whole world is more interesting than this pamphlet!
POV: You decide to exercise early in the morning, but your bed acts like a magnet
وقتی مدرسه، دیگه جای درس خوندن نیست و بیشتر دراما‌خونه‌ست : 🚮
POV: When someone asks, "Are you okay?" and for a second, you don’t know how to answer.
Pov: توی فصل پنجم سریال زندگی خودت هستی که یهو سر و کله ی یه شخصیت رندوم از فصل دو پیدا میشه.
وقتی می‌خوای از خودت ویدیو مسیج بگیری که متوجه می‌شی توی زشت ترین حالت خودت قرار داری :