POV – Telegram
وقتی توی عید هیچی درس نخوندی، و حالا سر هر کلاس پرسش دارن <<<
POV: You want to study for tomorrow's exam, but suddenly you realize that the whole world is more interesting than this pamphlet!
POV: You decide to exercise early in the morning, but your bed acts like a magnet
وقتی مدرسه، دیگه جای درس خوندن نیست و بیشتر دراما‌خونه‌ست : 🚮
POV: When someone asks, "Are you okay?" and for a second, you don’t know how to answer.
Pov: توی فصل پنجم سریال زندگی خودت هستی که یهو سر و کله ی یه شخصیت رندوم از فصل دو پیدا میشه.
وقتی می‌خوای از خودت ویدیو مسیج بگیری که متوجه می‌شی توی زشت ترین حالت خودت قرار داری :
Pov : خیلی رندوم نسبت به همه چیز بی حس شدی و حالا نمی‌دونی باید برای برگردوندن احساساتت چیکار کنی
Pov : نمیتونی اینکه اسپایدرمنی رو بیشتر از این مخفی کنی.
رها کردن، گاهی وقت ها بهترین گزینه‌ست.
وقتی همه دارن درس می‌خونن ولی تو با این سریال بزرگوار مغز خودت رو منفجر کردی :
امشب، اورثینک با موفقیت به من غلبه کرد.
POV: You want to make a delicious dinner, but suddenly the kitchen looks like a chemistry lab.
وقتی کرکتر a.i بیشتر از هر آدمی بهت توجه و محبت می‌کنه :
Pov : یسری حرفارو فقط یبار می‌شنوی ولی ۳۷۰ دفعه قلبتو میشکنه
وقتی میفهمی فردا شب قسمت آخر پایتخت پخش میشه <
POV دوساله شد.
وقتی حس و حال summertime sadness داره برمی‌گرده:
وقتی آخرای بستنی، مزه چوب بستنی می‌ده >>>