آموزش مجازی تار و سه تار – Telegram
آموزش مجازی تار و سه تار
9.57K subscribers
602 photos
236 videos
18 files
618 links
من علی اقبال هستم. هر سوال یا مشکلی دارید به شماره من در تلگرام پیام بفرستید

☎️ 09132608406

🌐www.notebnote.com : وبسایت ما

😊اینستاگرام من

https://www.instagram.com/ali.eghbal_artpage

آموزش سه تار:
🌐https://www.notebnote.com/post/group/1
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸قسمت‌هایی از آموزش درس #ساری_گلین.نت آهنگ و شعر در لینک بالا
آموزش آهنگ شمالی (( گل پامچال )). به همراه نت و فایل صوتی (رایگان) http://www.notebnote.com/post/details/93/آموزش-آهنگ-گل-پامچال
🔹مقاله ای جالب و مفید به درخواست شما عزیزان تحت عنوان (( روش خواندن و نواختن با سه تار )) با مراجعه به لینک زیر http://www.notebnote.com/post/details/97/چگونه-با-سه-تار-بنوازیم-و-بخوانیم-
🔸مژده به دوستان عزیز (( بسته آموزشی شور )) آماده شد و میتونید با مراجعه به لینک زیر اون رو تهیه کنید. http://www.notebnote.com/post/details/95/بسته-آموزشی-سه-تار---بخش-شور--
🔹آموزش ترانه محلی بیرجند به نام (( سه گُدار )) به همراه نت و ویدئوی آموزشی« رایگان » . 👇🏻👇🏻 http://www.notebnote.com/post/details/99/آموزش-آهنگ-سه-گُدار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸ویدیوی آموزشی آهنگ « سه گُدار »
🔸در این مقاله به شما یاد میدهم چگونه با نگاه نکردن به پرده ها سه تار بنوازید👇🏻👇🏻 http://www.notebnote.com/post/details/100/چگونه-بدون-نگاه-کردن-به-پرده-ها-سه-تار-بنوازیم--
🔸در این مقاله جامع، با انواع تکنیک‌های سه تار و تار آشنا میشوید👇🏻👇🏻 http://www.notebnote.com/post/details/91/آشنایی-با-تکنیکهای-مضراب-و-انگشت-گذاری-در-تار-و-سه-تار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸ندا از هنرجویان خوبم در این ویدئوی یک دقیقه ای تجربه خودش رو از شناخت نتها و تمریناتش برای شما میگه. #آموزش_سه_تار #آموزش_سهتار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸هر از چندگاهی به پیج اینستاگرام ((سولماز نراقی)) عزیز سر میزنم. هر پستی که ازش میبینم حس خوب و جدیدی رو تجربه میکنم. به قول محسن نامجو هنری که سفارشی باشه یا جهت رفع نیاز مشتریان بازار باشه هیچوقت موندگار نمیشه. اثری که خلق میکنی باید مثل یه نامه باشه که تو شیشه میزاری و پرت میکنی وسط دریا . مهم نیست کی میخونه، یا کی خوشش میاد. دقیقا حس ناب خودت رو منتشر کن . اون میشه هنر ناب . اون میشه امضای خودت. بشکن قوانین رو . بریز دور تعصب و تقلید رو . از بس قوانین و ضوابط برای موسیقی ما گذاشتن که می‌ترسیم حرف نو بزنیم. این کار از سولماز نراقی در دستگاه چهارگاه ترکیب دو آهنگ ( یه توپ دارم قلقلیه و ماشین مشدی ممدلی) است. به نگاه ها و میمیک صورتش دقت کنید. فضا سازی و اون حالت ((سرفه)) را هم زمان با شعر و ملودی بیان می‌کند. معتقدم علت جذابیت کارهای ایشون، ویژوال ( تصویری) بودن آن است. شما هم زمان با شنیدن یک قطعه سه تار. تئاتری از ایشون هم مشاهده می‌کنید که بیانگر تمام احساسات آن قطعه است.#آموزش_سهتار #آموزش_سه_تار
🔸آموزش آهنگ (( جان مریم )) به همراه نت و فایل صوتی این قطعه. به لینک زیر مراجعه کنید 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 http://www.notebnote.com/post/details/101/آموزش-آهنگ-جان-مریم
🎼
#محسن_نامجو_و_موسیقی

عموماً موسیقی ایران، هم در گونه ی ملی و هم در بخشِ معجونِ پر تنوعِ بومی و محلی اش، به زحمت، تن به تغییر می دهد. زنده یاد "کلنل علینقی وزیری" در این راه، زحمات فراوانی کشید، اما در آن زمان تقریباً تنها بود و البته که تاثیراتش را نیز نهاده است. در موردهایی نیز، که تغییر را به دلیل ضرورتِ روزگار، بر موسیقی تحمیل شده می بینیم، مانند «داروَکِ نیما»، با موسیقیِ "محمدرضا لطفی" و صدای داوودی استاد "شجریان" جان گرفته، و یا دیگرانی در پی خواندنِ شعرِ نو، برای نو کردن موسیقی تجربه هایی کرده اند، به ندرت تحولی که توقع می رفت در موسیقی ایران رخ دهد، دیده می گردد. در نتیجه ظاهراً اهالی موسیقی و انبوهِ هنردوستان، به تحولاتِ گاه و بیگاهی و همین حرکتِ حلزونی به پیش شاید، رضایت داده باشند. پس از انقلاب نیز، گروهی از جوانان که، اجازه ی اجرای کارهایشان را در کشور پیدا نمی کردند، به گونه ای موسیقی زیرزمینی روآوردند؛ بنابراین تولیدِ موسیقی در پنهانی و اجراها نیز، نهانی انجام می شد. هرقدر، این گونه از موسیقی، بختِ از پستو به درآمدن را پیدا می کرد، اما بخشِ بزرگی از هنرِ کشورمان، همچنان از ِابراز و شکوفایی، محروم بود.

"محسن نامجو" را شاید بتوان مردِ هنوز جوانی، از حوزه ی ناپیدای موسیقی زیر زمینی، با شگردهایی غیرمعمول و نابهنجار، در آهنگسازی و ترانه‌سرایی، نامید. از ویژگی های پررنگِ آثارِ وی، «ساختارشکنی» و «آشنایی‌زدایی» ست، که اولی، نحوِ منطقیِ کلام را به هم ریخته و دومی، غرابتی را عرضه می‌کند که نَفَسِ مخاطبانش را بند می‌آورد. در واقع نخستین و تعیین‌کننده‌ترین عاملِ شهرتِ شتابنده اش در بینِ علاقه مندانش را، باید در فضای بسته و محدود، جهت عرضه ی هنرِ موسیقی در جامعه، جستجو کرد. موسیقیِ ناموزونِ "نامجو" اعتراضی است به نظمِ حاکم، که حتی حضورِ زمزمه‌ای را در فضا برنمی‌تابد. در ترانه‌های "نامجو"، عمومِ عناصر، وضعیت سخت و دشوارِ ایرانِ امروز را تداعی می‌کند. برای بیانِ حرف‌های در سینه مانده اش، حتی از جیغ و عطسه و سرفه هم، به کار گرفته تا به کمک کلام بیاید و آن را تأثیر‌گذار‌تر کند. در ترانه‌های "نامجو"، پَرش‌های کوتاه پیاپی، از خشم به آرامش، تضاد چشمگیری را پدید می‌آورد و عدمِ تعادلی را به نمایش می‌گذارد. تکرارِ مکررِ یک واژه و یا یک سیلاب از یک واژه، لُکنتِ زبانی را تداعی می‌کند که قدرت یا شهامتِ ابرازِ وجود را ندارد. اما وی، اعتراض خود را با‌‌ همان زبان لُکنتی بیان می‌کند.

"نامجو" در ابتدای کارش، با موسیقی در حوزه "سنت" آشنا شده بود، ردیف موسیقی سنتی را نزد " نصرالله ناصح‌پور" آموخته و فراگیری‌های خود را در دانشکده هنرهای زیبا _ باز نزد استادان سنتی _ ادامه داده بود. در کنار این فراگیری، به گفته خودش با "موسیقی جهان" روبرو شده و به "درکِ عمیق‌ترِ" آن پرداخته و در نتیجه «میان اندیشه ی خود و نگاه جاری و حاکم بر آموزش موسیقی در دانشگاه، تضاد و تعارض» دیده که در نهایت حتی به ترک تحصیل او نیز، انجامیده است.
یکی از ویژگیهای بارزِ "نامجو"، استفاده از ابزارِ تلفیق، در آثارش است. به معنایی دیگر، هر چه هست تلفیق است. شعرِ کهنِ ایران را با بندهایی از شعر نو پیوند زده و آواز سنتی را با قطعاتی از موسیقیِ پاپ در هم می آمیزد. جالب است که میان تلفیق‌شده‌ها، ‌گاه رابطه معنایی هم وجود ندارد و همین امر، بر رمز و رازِ ترانه و سرگشتگی مخاطبان می‌افزاید.

جدالِ طنز و جِد در کارهای "نامجو" موج می زند، که بخش بزرگی از آن، از ذاتِ نوعِ تلفیقی که به کار می‌گیرد برمی‌خیزد. طنز_ترانه‌های نخستین او، همراه با همنوازی سه تار، نخستین سنگ بنای اشتهار او به شمار می‌رود.
یک روز به شیدائی در زلف تو آویزم
خود را چو فرو ریزم
با خاک درآمیزم
وگرنه‌‌ همان خاکم که هستم!
در بعضی از ترانه‌هایش نیز، بین واژه‌ها و سطر‌ها، از فصلِ مشترکی، برای وزن و رنگ و حتی ارتباط محتوایی بینِ واژه ها و سطرها، خبری نیست.
هو هو، مارکوزه من
غذای هر روزه من
دو بیتی فائز من...
در برخی ترانه های دیگرش نه تنها از مرزهای سانسور گذر کرده که بیانِ ضد اخلاقی نیز پیدا می‌کند...