Forwarded from ∴ 𝕄𝕚𝕕𝕠𝕣𝕚 𝕥𝕖𝕒𝕞 ✣
بچه های خارج از کشور مراقب باشید
اگه کسی وصل بود گفت من ایرانم شماره بدید زنگ بزنم به خانواده هاتون یا ازتون اطلاعات خواست ندید !
زنگ میزنن به اسم شما درخواست پول میکنن یا هرگونه سو استفاده دیگه ای و شما هم که خبردار نمیشید خیلی احتیاط کنین در این رابطه
اگه کسی از ایران بتونه وصل بشه کم کم همه اتصالشون بر میگرده پس مراقب افراد کلاهبردار توی این مواقع باشید و اصلا اطلاعات یا شماره یا هرچیزی از والدینتون یا خودتون رو به هیچ کس ندید !❌
اگه کسی وصل بود گفت من ایرانم شماره بدید زنگ بزنم به خانواده هاتون یا ازتون اطلاعات خواست ندید !
زنگ میزنن به اسم شما درخواست پول میکنن یا هرگونه سو استفاده دیگه ای و شما هم که خبردار نمیشید خیلی احتیاط کنین در این رابطه
اگه کسی از ایران بتونه وصل بشه کم کم همه اتصالشون بر میگرده پس مراقب افراد کلاهبردار توی این مواقع باشید و اصلا اطلاعات یا شماره یا هرچیزی از والدینتون یا خودتون رو به هیچ کس ندید !❌
Forwarded from ∴ 𝕄𝕚𝕕𝕠𝕣𝕚 𝕥𝕖𝕒𝕞 ✣
ممکنه از اطلاعاتتون سو استفاده کنن یا اینکه برای تهدید خانواده هاتون استفاده کنن پس به هیچ کس اعتماد نکنین!
اجازه بدید به هر حال به زودی ارتباط برقرار میشه و از راه درست و امن با خانواده هاتون در تماس باشید ❌
اجازه بدید به هر حال به زودی ارتباط برقرار میشه و از راه درست و امن با خانواده هاتون در تماس باشید ❌
𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝑴𝒆𝒍𝒐𝒅𝒚
I'm losing my mind 🥳
https://youtu.be/LLsvFTeYc0U?si=EDDNr-VpiF6sNBhU
یاد این افتادممممم🤡🤡
یاد این افتادممممم🤡🤡
YouTube
Bazzi - I Think I'm Losing My Mind (Myself) (Lyrics)
Bazzi - I Think I'm Losing My Mind (Myself) (Lyrics)
Stream Myself Bazzi : https://Bazzi.lnk.to/COSMICID
🎵 Follow Cakes & Eclairs on Spotify: http://bit.ly/CakesEclairs
Follow Bazzi
https://www.instagram.com/bazzi
https://twitter.com/bazzi
https://www…
Stream Myself Bazzi : https://Bazzi.lnk.to/COSMICID
🎵 Follow Cakes & Eclairs on Spotify: http://bit.ly/CakesEclairs
Follow Bazzi
https://www.instagram.com/bazzi
https://twitter.com/bazzi
https://www…
𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝑴𝒆𝒍𝒐𝒅𝒚
Anyone who doesn't know will think I'm talking to myself..👀
Let them think however they want🦦
𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝑴𝒆𝒍𝒐𝒅𝒚
Let them think however they want🦦
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند وقتیست حس میکنم
هر نفسی که میکشم،
پر از دودِ خفهکننده است؛
انگار هوا هم با من سرِ جنگ دارد.
هر آبی که مینوشم،
طعمی شبیه اسید دارد
و هر لقمهای که پایین میرود
مثل تیریست که از گلویم عبور میکند
و جایی در دلم جا میماند.
کارِ صبح تا شبم شده گریه؛
و شبها
فقط فکر…
فکری که رهایم نمیکند:
زندگی از کِی
و از کجا
به اینجا رسید؟
سه هفته کافی بود
تا همهچیز
به جهنم شبیه شود.
عذاب وجدان دارم.
نه یکبار،
هر لحظه.
از زنده بودن،
از نفس کشیدن،
از دور بودن.
از اینکه ایران نبودم
تا کاری بکنم،
کنار مردم بایستم،
کنارشان بجنگم.
و بدتر از همه،
از اینکه حالا هم
کاری از دستم برنمیآید.
حتی حس نمیکنم
حقِ ناراحت بودن داشته باشم.
انگار غمم
در برابر آنچه آنها گذراندند
کوچک است،
بیاجازه است.
دارم میبینم
تکتکشان
چطور آرامآرام
خُرد میشوند…
و من فقط تماشا میکنم.
حتی نمیتوانم بگویم
«درک میکنم»
چون حقیقت این است که
من آن راه را نرفتهام،
آن درد را نچشیدهام،
و آنچه آنها از سر گذراندند
از توانِ فهمِ من بیرون است....
هر نفسی که میکشم،
پر از دودِ خفهکننده است؛
انگار هوا هم با من سرِ جنگ دارد.
هر آبی که مینوشم،
طعمی شبیه اسید دارد
و هر لقمهای که پایین میرود
مثل تیریست که از گلویم عبور میکند
و جایی در دلم جا میماند.
کارِ صبح تا شبم شده گریه؛
و شبها
فقط فکر…
فکری که رهایم نمیکند:
زندگی از کِی
و از کجا
به اینجا رسید؟
سه هفته کافی بود
تا همهچیز
به جهنم شبیه شود.
عذاب وجدان دارم.
نه یکبار،
هر لحظه.
از زنده بودن،
از نفس کشیدن،
از دور بودن.
از اینکه ایران نبودم
تا کاری بکنم،
کنار مردم بایستم،
کنارشان بجنگم.
و بدتر از همه،
از اینکه حالا هم
کاری از دستم برنمیآید.
حتی حس نمیکنم
حقِ ناراحت بودن داشته باشم.
انگار غمم
در برابر آنچه آنها گذراندند
کوچک است،
بیاجازه است.
دارم میبینم
تکتکشان
چطور آرامآرام
خُرد میشوند…
و من فقط تماشا میکنم.
حتی نمیتوانم بگویم
«درک میکنم»
چون حقیقت این است که
من آن راه را نرفتهام،
آن درد را نچشیدهام،
و آنچه آنها از سر گذراندند
از توانِ فهمِ من بیرون است....
آن بچهها
چه گناهی کرده بودند
جز اینکه آیندهای بهتر میخواستند؟
جز اینکه زندگی میخواستند
زندگیای که در آن
بتوان فقط «فردا» داشت.
ما به کشوری تبدیل شدیم
که عروس و دامادهایش
بهجای لباسِ سپید
سیاه پوشیدهاند؛
بهجای خنده
سوگواری میکنند.
کشوری که نخبههایش
فرمانِ اسنپ را میچرخانند
و جوانهایش
چمدان به دست
در جستوجوی آینده
از مرزها فرار میکنند.
کشوری که
ارتباط با خانواده،
با دوستان،
با عزیزان
باید تبدیل به آرزو شود.
کشوری که
از زمینش خون میچکد
و از آسمانش
آه هزاران مادر فرو میریزد.
کشوری که
حتی زمستانِ امسالش
خدایی نداشت
که صدای بچههایش را بشنود...
چه گناهی کرده بودند
جز اینکه آیندهای بهتر میخواستند؟
جز اینکه زندگی میخواستند
زندگیای که در آن
بتوان فقط «فردا» داشت.
ما به کشوری تبدیل شدیم
که عروس و دامادهایش
بهجای لباسِ سپید
سیاه پوشیدهاند؛
بهجای خنده
سوگواری میکنند.
کشوری که نخبههایش
فرمانِ اسنپ را میچرخانند
و جوانهایش
چمدان به دست
در جستوجوی آینده
از مرزها فرار میکنند.
کشوری که
ارتباط با خانواده،
با دوستان،
با عزیزان
باید تبدیل به آرزو شود.
کشوری که
از زمینش خون میچکد
و از آسمانش
آه هزاران مادر فرو میریزد.
کشوری که
حتی زمستانِ امسالش
خدایی نداشت
که صدای بچههایش را بشنود...
🕊2