معرفی کتاب طرز فکر
تو این کتاب مفهوم طرز فکر و دو نوع طرز فکر متفاوت به خواننده معرفی میشه: طرز فکر ثابت و طرز فکر رشد. با خوندن این کتاب میتونین متوجه موانع ذهنی ای بشین که تو بسیاری از زمینه ها جلوی پیشرفت و موفقیت شما رو میگیره و این موانع ناشی از نوع طرز فکری هست که باورها و اعتقاداتون رو بر اونها بنا کردین. خوندن این کتاب به همه ی کسایی که دنبال رشد تو هر زمینه ای هستن، توصیه میشه.
برای آشنایی بیشتر با مفاهیم مطرح شده تو این کتاب میتونین ویدیوی «طرز فکر» رو تو وبسایت سیمیاروم ببینین که توش دکتر علی صاحبی در مورد اهمیت طرز فکر و نقش و اهمیتش تو زندگی صحبت میکنه.
اگر این کتاب رو خوندین نظراتتون رو برای ما بنویسین.🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
تو این کتاب مفهوم طرز فکر و دو نوع طرز فکر متفاوت به خواننده معرفی میشه: طرز فکر ثابت و طرز فکر رشد. با خوندن این کتاب میتونین متوجه موانع ذهنی ای بشین که تو بسیاری از زمینه ها جلوی پیشرفت و موفقیت شما رو میگیره و این موانع ناشی از نوع طرز فکری هست که باورها و اعتقاداتون رو بر اونها بنا کردین. خوندن این کتاب به همه ی کسایی که دنبال رشد تو هر زمینه ای هستن، توصیه میشه.
برای آشنایی بیشتر با مفاهیم مطرح شده تو این کتاب میتونین ویدیوی «طرز فکر» رو تو وبسایت سیمیاروم ببینین که توش دکتر علی صاحبی در مورد اهمیت طرز فکر و نقش و اهمیتش تو زندگی صحبت میکنه.
اگر این کتاب رو خوندین نظراتتون رو برای ما بنویسین.🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
قدرت تأثیرگذای منفی بودنبه مراتب بیشتر از مثبت بودنه. چرا؟
دلیلش سادهست. مغز ما آدما به این صورت تکامل پیدا کرده که توجه بیشتری به تجارب منفی نشون میده. این یه ویژگی برای محافظت از خود هست. ما از زمانی که زندگیمون بر اساس شکار و جمعآوری بوده، تهدیدها رو اسکن میکنیم تا بتونیم خودمون رو از تجارب منفی در امان نگه داریم. اما این احتیاط و هوشیاری نسبت به خطرات، میتونه محدودکننده باشه و ما رو تو لوپ بازخورد منفی بندازه، که منعکسکنندهی واقعیت نیست.
پس ما چطور میتونیم با این تمایلمون به منفی بودن مبارزه کنیم؟
این هم خیلی سادهست. ما میتونیم از انعطافپذیری مغزمون استفاده کنیم و جوری تعلیمش بدیم که الگوهای مثبت رو بیشتر و بیشتر به حالت خودکار دربیاره. وقتی که ما تمرین میکنیم که بیشتر دنبال جنبههای مثبت زندگی باشیم و بیشتر بهشون آگاه باشیم، با تمایل طبیعی مغزمون برای اسکن کردن و ردیابی چیزهای منفی مبارزه میکنیم. تعلیم دادن مغزمون برای ردیابی چیزهای مثبت تو زندگی، به ما کمک میکنه که احتمالات بیشتری رو در نظر بگیریم، انرژی بیشتری احساس کنیم و موفقیتهای بیشتری کسب کنیم.
ما آدما اساساً تلاش میکنیم تا مسیر کشف نشده ای رو پیدا کنیم که اگه یه بار توش قدم بزنیم، خوشحالمون میکنه. این مسیر، پیوندهای سیناپسی توی
مغز ماست. و بعدش، چون ازش لذت میبریم، صدها و صدها بار اون مسیر رو در پیش می گیریم. به تدریج یه جای پاکوب شکل می گیره و راه رفتن توش راحتتر میشه. مغزمون رو تعلیم بدیم که تو زندگی دنبال چیزهای مثبت و شادی آور بره.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
قدرت تأثیرگذای منفی بودنبه مراتب بیشتر از مثبت بودنه. چرا؟
دلیلش سادهست. مغز ما آدما به این صورت تکامل پیدا کرده که توجه بیشتری به تجارب منفی نشون میده. این یه ویژگی برای محافظت از خود هست. ما از زمانی که زندگیمون بر اساس شکار و جمعآوری بوده، تهدیدها رو اسکن میکنیم تا بتونیم خودمون رو از تجارب منفی در امان نگه داریم. اما این احتیاط و هوشیاری نسبت به خطرات، میتونه محدودکننده باشه و ما رو تو لوپ بازخورد منفی بندازه، که منعکسکنندهی واقعیت نیست.
پس ما چطور میتونیم با این تمایلمون به منفی بودن مبارزه کنیم؟
این هم خیلی سادهست. ما میتونیم از انعطافپذیری مغزمون استفاده کنیم و جوری تعلیمش بدیم که الگوهای مثبت رو بیشتر و بیشتر به حالت خودکار دربیاره. وقتی که ما تمرین میکنیم که بیشتر دنبال جنبههای مثبت زندگی باشیم و بیشتر بهشون آگاه باشیم، با تمایل طبیعی مغزمون برای اسکن کردن و ردیابی چیزهای منفی مبارزه میکنیم. تعلیم دادن مغزمون برای ردیابی چیزهای مثبت تو زندگی، به ما کمک میکنه که احتمالات بیشتری رو در نظر بگیریم، انرژی بیشتری احساس کنیم و موفقیتهای بیشتری کسب کنیم.
ما آدما اساساً تلاش میکنیم تا مسیر کشف نشده ای رو پیدا کنیم که اگه یه بار توش قدم بزنیم، خوشحالمون میکنه. این مسیر، پیوندهای سیناپسی توی
مغز ماست. و بعدش، چون ازش لذت میبریم، صدها و صدها بار اون مسیر رو در پیش می گیریم. به تدریج یه جای پاکوب شکل می گیره و راه رفتن توش راحتتر میشه. مغزمون رو تعلیم بدیم که تو زندگی دنبال چیزهای مثبت و شادی آور بره.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
خیانت چیزی نیست که همسر یا شریک عاطفی ما به راحتی بتونه هضمش کنه. خیانت اعتماد همسر رو خدشهدار میکنه و پردهی کدری روی عشق و علاقه ش میکشه.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
این جمله رو قبول دارین؟
آیا فاصلهی فیزیکی باعث میشه اهمیت آدمایی که دوسشون داریم برامون کم شه؟
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
آیا فاصلهی فیزیکی باعث میشه اهمیت آدمایی که دوسشون داریم برامون کم شه؟
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
«اگه دختری رو پیدا کردی که هم میتونه آشپزی کنه و هم کار خونه بلده، یه دیقه هم لفتش نده، باهاش ازدواج کن»، «چه دستپختی! دیگه وقتِ شوهرته»، «عشق و عاشقی چیه دختر؟ تو این دوره زمونه فقط باید بتونی یه مرد پولدار تور کنی، عشق که خوشبختی نمیاره»، «مردا که کار خونه بلد نیستن، فقط بلدن تو دست و پای آدم بپیچن»، «دوست دارم شب که خسته و کوفته از سر کار برمیگردم، بوی غذا رو از دم راهپله بشنوم و چایی داغ قندپهلو هم انتظارمو بکشه»، ...
شما هم از این شوخیا شنیدین؟ خودتون از این شوخیا میکنین؟ آیا واقعاً فکر میکنین که مرد نانآور خانواده ست و زن باید کارای خونه رو انجام بده؟ سبک زندگیتون چطوریه؟ آیا شما مدل یه خانوادهی سنتی رو دارین، و سنتی زندگی میکنین؟ یا الگوهای زندگیتون تغییر کرده و سبک زندگیتون مدرنه؟
اگر از دستهی اول هستین، یعنی یک خانوادهی سنتی دارین، پس نقشهای سنتی هم مشکلی توی زندگیتون ایجاد نمیکنه. ولی اگر از دستهی دوم هستین، باید نقشهای سنتی که تو ذهنتون جا خوش کرده رو کمی بالا و پایین کنین و یه بازنگری نسبت بهشون داشته باشین.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
شما هم از این شوخیا شنیدین؟ خودتون از این شوخیا میکنین؟ آیا واقعاً فکر میکنین که مرد نانآور خانواده ست و زن باید کارای خونه رو انجام بده؟ سبک زندگیتون چطوریه؟ آیا شما مدل یه خانوادهی سنتی رو دارین، و سنتی زندگی میکنین؟ یا الگوهای زندگیتون تغییر کرده و سبک زندگیتون مدرنه؟
اگر از دستهی اول هستین، یعنی یک خانوادهی سنتی دارین، پس نقشهای سنتی هم مشکلی توی زندگیتون ایجاد نمیکنه. ولی اگر از دستهی دوم هستین، باید نقشهای سنتی که تو ذهنتون جا خوش کرده رو کمی بالا و پایین کنین و یه بازنگری نسبت بهشون داشته باشین.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
یادمه وقتی بچه بودم دوست داشتم برم مدرسه، خوندن و نوشتن یاد بگیرم و دوستای جدید پیدا کنم. ولی تو مدرسه باید مشق مینوشتیم، صبح زود بیدار میشدیم و چندین ساعت تو مدرسه میموندیم، وقت بازی هم کم داشتیم. دبستان که تموم شد و رفتم مدرسه راهنمایی، درسا سخت شده بود و معلما عوض شده بودن و بچهها هم همینطور. دبیرستان اوضاعش حتی بدتر هم بود، باید سر قبولی کنکور با پشتکار بیشتری درس میخوندم و با هم سنهام رقابت میکردم. شهری که توش زندگی میکردم برام تکراری شده بود و امکاناتش هم برای داشتن زندگیای که من دوست داشتم، کافی نبود. برای همین تصمیم گرفتم تو یه شهر جدید درس بخونم. شهر جدید پر از تازگی بود، کتابخونههای هیجانانگیز داشت، آدماش با آدمای شهر من فرق داشتن و دانشگاهمون سطح علمی بالایی داشت. و خب کلی دردسر جدید برای اُخت شدن با شرایط جدید زندگی: ترافیک سرسامآور، زندگی تو خوابگاه به جای خونه ی ویلایی راحت، تعامل نزدیک با آدمایی با فرهنگ متفاوت و ...
وقتی به این فکر میکنم که برای تحصیل یا زندگی تو یه کشور دیگه، کشور خودمو ترک کنم، میدونم که با تمام خوبیهایی که میتونه تغییر محیط برام داشته باشه، کلی چیزای ناخوشایند هم برام خواهد داشت که من کنترلی روشون نخواهم داشت، و باید خودمو براشون آماده کنم.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
وقتی به این فکر میکنم که برای تحصیل یا زندگی تو یه کشور دیگه، کشور خودمو ترک کنم، میدونم که با تمام خوبیهایی که میتونه تغییر محیط برام داشته باشه، کلی چیزای ناخوشایند هم برام خواهد داشت که من کنترلی روشون نخواهم داشت، و باید خودمو براشون آماده کنم.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
سلامت روان؟ بهداشت روان؟
+سلامت روان چیه؟ من اگه جایی از بدنم درد بکنه میفهمم که مشکلی تو سلامت فیزیکی من وجود داره. اگه چشمم درد میکنه میرم پیش چشمپزشک، اگه پام درد میکنه میرم پیش متخصص ارتوپد، اگه درد مفصلی دارم میرم پیش روماتولوژیست، اگه دندون درد دارم میرم پیش دندونپزشک، اگه معده درد داشته باشم میرم پیش پزشک داخلی، حتی اگه سرم درد کنه میرم پیش دکتر مغز و اعصاب. ولی سلامت روان...؟ وقتی به من میگی سلامت روان از چی حرف میزنی؟
-خب بذار یه مثال برات بزنم. انقدر و انقدر گفته شده که همه میدونیم سیگار برای سلامتی بده، ولی آدمای زیادی هستن که با اینکه آگاهن از مضرات سیگار، ولی همچنان سیگار میکشن و آدمای زیادی هم هستن که با اینکه میدونن سیگار مضره، سیگار کشیدن رو شروع میکنن. به نظر من دلیلش اینه که وقتی میگن سیگار عامل خیلی از سرطانهاست، کسی که سیگار میکشه این استدلال ناخودآگاه رو داره که الان که هیچیم نیست و در آیندهی دور ممکنه که سرطانی بگیرم که عاملش همین سیگار کشیدنم باشه. اون الان دردی حس نمیکنه که بخواد دنبال درمانش باشه. اما میدونه که اگه با دندونش پسته بشکنه، ممکنه بلافاصله دندون درد بگیره. پس اول این که با دندونش پسته نمیشکنه، دوم هم این که اگه دندونش درد بگیره، سریع به دندونپزشکش مراجعه میکنه که دندونش رو معالجه کنه.
+خب برام بگو که من چجوری میتونم بفهمم مشکلی تو سلامت روانم دارم، وقتی دردی حس نمیکنم؟
-خب من فکر میکنم که آدمی که سلامت روانش مشکل داشته باشه هم، یه درد روانی رو تجربه میکنه، حتی ممکنه اون مشکل روانی که داره سلامت فیزیکیش رو مختل کنه: معدهدردی بگیره، یا سردردی، یا کمردردی، یا احساس کنه خستهس یا اشتهاش کم و زیاد شه یا چیزای دیگه. اگه این دردا و مشکلای جسمی بروز کنه، شاید پزشک آدم هم بتونه بهش این راهنمایی رو بده که مشکلش علت روانی داره و ارجاعش بده به یه متخصص بهداشت روان. ولی خب درد روانی رو شاید ما متوجه نشیم، یا درد فیزیکی رو هم بهش اعتنا نکنیم. چون که اینا به تدریج پیش میاد. اینطوری نیست که تو یه روز بیدار شی و ببینی افسردهای و میل به غذا نداری و ... . درست مثل سیگار کشیدن که تو کوتاه مدت ممکنه تأثیرات خیلی جزئی رو سلامت ما داشته باشه که حتی متوجهش هم نشیم، ولی در درازمدت مشکلات وخیمی رو ایجاد کنه. ولی اگه نسبت به این آگاهی داشته باشی که سلامت روان مربوط به چه چیزایی میشه، میتونی متوجه درد روانیت بشی و دست به کار حل کردن اون مشکل شی. خلاصه اگه بخوام بگم، آدمی که سلامت روان داره، هدفمند فکر میکنه، هدفمند رفتار میکنه، هدفمند کار میکنه و تو زندگی تو مسیری قدم برمیداره که غیربیمارگونه زندگی کنه. سلامت روان یعنی ادراک، تفکر و رفتار سالم داشته باشیم و اثر مثبت توی جامعه ی خودمون داشته باشیم و به تعالی جامعهمون کمک کنیم. و کارایی که باید بکنیم و فرایندهایی که رعایت میکنیم تا این سلامت روان رو داشته باشیم، بهش بهداشت روان میگن.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
+سلامت روان چیه؟ من اگه جایی از بدنم درد بکنه میفهمم که مشکلی تو سلامت فیزیکی من وجود داره. اگه چشمم درد میکنه میرم پیش چشمپزشک، اگه پام درد میکنه میرم پیش متخصص ارتوپد، اگه درد مفصلی دارم میرم پیش روماتولوژیست، اگه دندون درد دارم میرم پیش دندونپزشک، اگه معده درد داشته باشم میرم پیش پزشک داخلی، حتی اگه سرم درد کنه میرم پیش دکتر مغز و اعصاب. ولی سلامت روان...؟ وقتی به من میگی سلامت روان از چی حرف میزنی؟
-خب بذار یه مثال برات بزنم. انقدر و انقدر گفته شده که همه میدونیم سیگار برای سلامتی بده، ولی آدمای زیادی هستن که با اینکه آگاهن از مضرات سیگار، ولی همچنان سیگار میکشن و آدمای زیادی هم هستن که با اینکه میدونن سیگار مضره، سیگار کشیدن رو شروع میکنن. به نظر من دلیلش اینه که وقتی میگن سیگار عامل خیلی از سرطانهاست، کسی که سیگار میکشه این استدلال ناخودآگاه رو داره که الان که هیچیم نیست و در آیندهی دور ممکنه که سرطانی بگیرم که عاملش همین سیگار کشیدنم باشه. اون الان دردی حس نمیکنه که بخواد دنبال درمانش باشه. اما میدونه که اگه با دندونش پسته بشکنه، ممکنه بلافاصله دندون درد بگیره. پس اول این که با دندونش پسته نمیشکنه، دوم هم این که اگه دندونش درد بگیره، سریع به دندونپزشکش مراجعه میکنه که دندونش رو معالجه کنه.
+خب برام بگو که من چجوری میتونم بفهمم مشکلی تو سلامت روانم دارم، وقتی دردی حس نمیکنم؟
-خب من فکر میکنم که آدمی که سلامت روانش مشکل داشته باشه هم، یه درد روانی رو تجربه میکنه، حتی ممکنه اون مشکل روانی که داره سلامت فیزیکیش رو مختل کنه: معدهدردی بگیره، یا سردردی، یا کمردردی، یا احساس کنه خستهس یا اشتهاش کم و زیاد شه یا چیزای دیگه. اگه این دردا و مشکلای جسمی بروز کنه، شاید پزشک آدم هم بتونه بهش این راهنمایی رو بده که مشکلش علت روانی داره و ارجاعش بده به یه متخصص بهداشت روان. ولی خب درد روانی رو شاید ما متوجه نشیم، یا درد فیزیکی رو هم بهش اعتنا نکنیم. چون که اینا به تدریج پیش میاد. اینطوری نیست که تو یه روز بیدار شی و ببینی افسردهای و میل به غذا نداری و ... . درست مثل سیگار کشیدن که تو کوتاه مدت ممکنه تأثیرات خیلی جزئی رو سلامت ما داشته باشه که حتی متوجهش هم نشیم، ولی در درازمدت مشکلات وخیمی رو ایجاد کنه. ولی اگه نسبت به این آگاهی داشته باشی که سلامت روان مربوط به چه چیزایی میشه، میتونی متوجه درد روانیت بشی و دست به کار حل کردن اون مشکل شی. خلاصه اگه بخوام بگم، آدمی که سلامت روان داره، هدفمند فکر میکنه، هدفمند رفتار میکنه، هدفمند کار میکنه و تو زندگی تو مسیری قدم برمیداره که غیربیمارگونه زندگی کنه. سلامت روان یعنی ادراک، تفکر و رفتار سالم داشته باشیم و اثر مثبت توی جامعه ی خودمون داشته باشیم و به تعالی جامعهمون کمک کنیم. و کارایی که باید بکنیم و فرایندهایی که رعایت میکنیم تا این سلامت روان رو داشته باشیم، بهش بهداشت روان میگن.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
مهربونی کنیم که چی؟
خیلی خیلی خیلی زیاد که به عقب برگردیم، میرسیم به دورهای که پدرای پدرای پدرای... پدرای ما و مادرای مادرای مادرای... مادرای ما، برای اینکه بتونن زنده بمونن و نسلشونو ادامه بدن، باید به هم کمک میکردن و هوای همدیگه رو میداشتن تا بتونن از خطرات جون سالم به در ببرن. واسه همینم مغز ما آدما جوری سیمپیچی شده که وقتی به کسی کمک میکنیم و با بقیه مهربونیم تو مغز ما اندورفین ترشح میشه که باعث میشه اون بخشی از مغز ما که مربوط به پاداشه فعال شه و ما احساس لذت کنیم و به لحاظ روانی جایزه بگیریم بابت کار خوبمون. واسه همین حتی اگه امروز و فردا و پس فردا جواب مهربونیمون رو به صورت مادی یا معنوی نگیریم، پاداش روانیمون رو همون لحظه گرفتیم.
البته این واقعیت هم وجود داره که مهربونی مسریه. وقتی یه آدمایی شاهد مهربونی ما باشن و چهرهی خوشحال و راضی ما رو بعد از اون مهربونی ببینن، تشویق میشن که یه کار مهربونانه انجام بدن و چه بسا فردا روزی این زنجیرهی مهربونی که ما شروعش کردیم، یا ادامهدهندهش بودیم، دوباره برسه به خود ما و یکی دیگه تو موقعیتی که نیازی داریم بهمون مهربونی کنه.
مهربونی کردن مهارتیه که خیلی توی روابط انسانی ما به درد میخوره. برای تمرین مهربونی، باید خوب نگاه کنیم و فعالانه عمل کنیم؛ یعنی بتونیم وقتی آدمی نیاز به کمک داره ببینیم، و بتونیم به اون نیازش پاسخ بدیم. با این حال کار سختی نیست، مهربونی میتونه به سادگی یه لبخند باشه.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
مهربونی کنیم که چی؟
خیلی خیلی خیلی زیاد که به عقب برگردیم، میرسیم به دورهای که پدرای پدرای پدرای... پدرای ما و مادرای مادرای مادرای... مادرای ما، برای اینکه بتونن زنده بمونن و نسلشونو ادامه بدن، باید به هم کمک میکردن و هوای همدیگه رو میداشتن تا بتونن از خطرات جون سالم به در ببرن. واسه همینم مغز ما آدما جوری سیمپیچی شده که وقتی به کسی کمک میکنیم و با بقیه مهربونیم تو مغز ما اندورفین ترشح میشه که باعث میشه اون بخشی از مغز ما که مربوط به پاداشه فعال شه و ما احساس لذت کنیم و به لحاظ روانی جایزه بگیریم بابت کار خوبمون. واسه همین حتی اگه امروز و فردا و پس فردا جواب مهربونیمون رو به صورت مادی یا معنوی نگیریم، پاداش روانیمون رو همون لحظه گرفتیم.
البته این واقعیت هم وجود داره که مهربونی مسریه. وقتی یه آدمایی شاهد مهربونی ما باشن و چهرهی خوشحال و راضی ما رو بعد از اون مهربونی ببینن، تشویق میشن که یه کار مهربونانه انجام بدن و چه بسا فردا روزی این زنجیرهی مهربونی که ما شروعش کردیم، یا ادامهدهندهش بودیم، دوباره برسه به خود ما و یکی دیگه تو موقعیتی که نیازی داریم بهمون مهربونی کنه.
مهربونی کردن مهارتیه که خیلی توی روابط انسانی ما به درد میخوره. برای تمرین مهربونی، باید خوب نگاه کنیم و فعالانه عمل کنیم؛ یعنی بتونیم وقتی آدمی نیاز به کمک داره ببینیم، و بتونیم به اون نیازش پاسخ بدیم. با این حال کار سختی نیست، مهربونی میتونه به سادگی یه لبخند باشه.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
امروز روز کتاب و کتابخوانیه. یه کتاب بگیریم دستمون بخونیم، یا یه کتاب هدیه بدیم، یا به یه کتابی که قبلاً خوندیم و دوست داشتیم فکر کنیم، یا یه کتاب خوب به یه نفر معرفی کنیم.
🍀سيميآروم🍀
@simiaroom
🍀سيميآروم🍀
@simiaroom
من با این کتاب به واسطهی مهدیار محمودی، عکاس این عکس آشنا شدم. جالب نیست براتون بدونین داخل کتاب چیه؟
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
توی سایت گودریدرز (Goodreads) در معرفی این کتاب نوشته شده که:
«واسه یه تاکسی دست تکون بدی، درو باز کنی و توی صدای بلند یه موزیک ساده غرق شی، تو هوایی که بوی توتون میده نفس بکشی، و به ژان پل سارتر یا جبران خلیل جبرانِ بعدی سلام کنی. «خردِ راننده تاکسی» خوانندهها رو به پشت شیشهی پلاکسی گلس میبره، با دونههای مرواریدی و ارزشمند خرد چندفرهنگیترین، چندملیتیترین، و چندمذهبترین گروه فیلسوفایی که تا حالا دیده شدهن: راننده تاکسیهای نیویورک.
عکسهای سیاه و سفیدی که اتمسفر خاصی رو القا میکنه، با نقل قولهای نغزی از دکارتهای پایینشهر و فوکوهای آزادراها جفت شدهن و زیر یه جلد از چرم مصنوعی -درست مثل پوشش داخلی بهترین تاکسیها- کنار هم جمع شدهن. ارزونتر از یه اشرام و کم زحمت تر از یه روانکاوی فرویدی، «خردِ راننده تاکسی» کوتاهترین راه ممکن به سمت روشنفکریه. ممکنه که دیگه هیچوقت نخوای سوار اتوبوس شی.»
نویسنده: Risa Mickenberg
عکاس: Joanne Dugan
طراح: Brian Lee Hughes
ISBN: 0811811654
عکاس این عکس ولی همچنان آقای مهدیار محمودی هستن. 😊
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
«واسه یه تاکسی دست تکون بدی، درو باز کنی و توی صدای بلند یه موزیک ساده غرق شی، تو هوایی که بوی توتون میده نفس بکشی، و به ژان پل سارتر یا جبران خلیل جبرانِ بعدی سلام کنی. «خردِ راننده تاکسی» خوانندهها رو به پشت شیشهی پلاکسی گلس میبره، با دونههای مرواریدی و ارزشمند خرد چندفرهنگیترین، چندملیتیترین، و چندمذهبترین گروه فیلسوفایی که تا حالا دیده شدهن: راننده تاکسیهای نیویورک.
عکسهای سیاه و سفیدی که اتمسفر خاصی رو القا میکنه، با نقل قولهای نغزی از دکارتهای پایینشهر و فوکوهای آزادراها جفت شدهن و زیر یه جلد از چرم مصنوعی -درست مثل پوشش داخلی بهترین تاکسیها- کنار هم جمع شدهن. ارزونتر از یه اشرام و کم زحمت تر از یه روانکاوی فرویدی، «خردِ راننده تاکسی» کوتاهترین راه ممکن به سمت روشنفکریه. ممکنه که دیگه هیچوقت نخوای سوار اتوبوس شی.»
نویسنده: Risa Mickenberg
عکاس: Joanne Dugan
طراح: Brian Lee Hughes
ISBN: 0811811654
عکاس این عکس ولی همچنان آقای مهدیار محمودی هستن. 😊
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
وقتی زندگیت رو اونجوری که دلت میخواد بسازی، میتونی همیشه خوشحال باشی، حتی از سختیها و رنجهایی که در این راه میکشی.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
ما آدما خیلی شبیه همیم. فرض کن که یه سری موجودات از فضا به زمین بیان و با انسانها مواجه شن. مطمئناً چیزی که اونها میبینن نفراتی از یک گونهی جانوری به اسم انسانه. اونا تو برخورد اول نه بین زن و مردش تفاوتی قائل میشن و نه بین انسانهای با پوست و رنگ و ظاهر و فرهنگ متفاوت. مثل نگاهی که ما به گربهها یا کلاغها یا درختها یا ... داریم. ما آدما هم با وجود منحصر به فرد بودن تک تکمون، خیلی خیلی بیشتر از اون چه که با هم متفاوت باشیم، شبیه همیم. همهی ما یک سیر رشد مشترک رو طی میکنیم و تو دورههای سنی مشخصی کارای یکسانی میکنیم: دندون درآوردن، چهار دست و پا راه رفتن، حرف زدن، مدرسه رفتن، دانشگاه رفتن، ازدواج کردن، بچه دار شدن و .... من شباهتها رو میپذیرم ولی در کالبد یک انسان که زندگی رو تجربه میکنه، همهی ما متوجه تفاوتهامون با هم میشیم: تفاوتهای شخصیتی، فرهنگی، سبکهای تصمیم گیری، ارزشهای زندگی و ... . برای همین هر کدوم ما بر اساس شخصیت و ارزشها و باورهامون باید زندگی خودمون رو بسازیم، تصمیم های خودمون رو بگیریم. چون وقتی چیزایی رو که دوست داریم و برامون ارزشمنده به دست میاریم، یا در مسیر به دست آوردنشون حرکت میکنیم، رضایت از زندگی و خوشحالی و شادمانی رو به عنوان روح اصلی زندگیمون حفظ میکنیم.
یادمون به تفاوتهامون به بقیه باشه و تو مسیر زندگی شخصی خودمون حرکت کنیم، و دیدن مسیرهای متفاوت بقیه، داشته ها و دستاوردهای متفاوت بقیه، و شادی های متفاوت بقیه، شادیهای زندگی خودمون رو فراموش نکنیم.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom
یادمون به تفاوتهامون به بقیه باشه و تو مسیر زندگی شخصی خودمون حرکت کنیم، و دیدن مسیرهای متفاوت بقیه، داشته ها و دستاوردهای متفاوت بقیه، و شادی های متفاوت بقیه، شادیهای زندگی خودمون رو فراموش نکنیم.
🍀روانشناسي آنلاين سيميآروم🍀
Simiaroom.com
@simiaroom