این پیام برای دوستانی ک جدید اومدنه بیشتر، من کلا یا wip قراره بذارم یا اسکتچ، لطفا انتظار تموم شدن کارامو نداشته باشید. 😭🫶✨
🌚1💘1
اسمش کاسیله ولی خودش دوست داره میستی صداش کنن،
فرشته ی تنهایی و اشکه و قدرت اینو داره ک تا یک حدی افراد یک مساحتیو مجبور کنه احساسات منفیشو حس کنن.
سنشو منم نمیدونم و رنگش به اون بالایی نیس فقط دو جفت بال داره.
از رنگای شاد و دنیای مدرن خوشش میاد، حیوونارو زیاد دوست نداره و حیوون درونش یک قوعه
دلیل اینکه صورتیه و چشماش فقط سفیدیه اینه ک کاسیل یک جورایی مثل ی مرده ی متحرکه ک بهش میگن فنتم.
از خدایان یکم بیزاره ولی خیلی ترسو بوده تو جنگ اینا شرکت نمیکرده.
لباسای استین دارو پوشیده ک چیزیو پنهون کنه ولی چون براش الان اسم ندارم بعدا توضیحشو میدم.
فرشته ی تنهایی و اشکه و قدرت اینو داره ک تا یک حدی افراد یک مساحتیو مجبور کنه احساسات منفیشو حس کنن.
سنشو منم نمیدونم و رنگش به اون بالایی نیس فقط دو جفت بال داره.
از رنگای شاد و دنیای مدرن خوشش میاد، حیوونارو زیاد دوست نداره و حیوون درونش یک قوعه
دلیل اینکه صورتیه و چشماش فقط سفیدیه اینه ک کاسیل یک جورایی مثل ی مرده ی متحرکه ک بهش میگن فنتم.
از خدایان یکم بیزاره ولی خیلی ترسو بوده تو جنگ اینا شرکت نمیکرده.
لباسای استین دارو پوشیده ک چیزیو پنهون کنه ولی چون براش الان اسم ندارم بعدا توضیحشو میدم.
👏3❤🔥1🐳1
قرار نیس بقیه ی شخصیتام نقاشیاشون ب این کاملی باشه از الان عذرخواهم میستی قدیمی بود اونموقعی بود کارامو تموم میکردم 🤦🏻♀️
😭3
سلام بازم با یکم توضیح اومدم، اینگلیسی نمیذارم چون باید زبان مادریمو احترام بذارم یکم.
انیوی
ایشون بلیال هستن
Belial
نیمه فرشتس ولی همه نمیدونن. نمیدونم چند سالشه الان تو داستان ولی همسنای کاسیله.
زبانشناس و مترجم بوده و بعدش کاشف یک نوع جادوی قدیمی میشه ک به خاطر اینکه ناشناخته بمونه جنگ میشه.
از اشپزی بدش میاد ولی مجبوره و سوپ بلده و دوست داره سوپاشو بقیه بخورن، از ماجراجویی هم خوشش میاد و ب خاطر همینم الان گم شده.
از انسان ها و خداها خوشش نمیاد و از نادانی متنفره.
خیلی بلندپروازه و باور داره خدایان موجودات خاصی نیستن اونقدر ک بقیه باور دارن.
جادوگرم هس دیگه.
اها حیوونش جغد انباره و خوب دو جفت بال داره رنکش تو فرشته ها هم بالا نبوده
اخرم بگم ک fallen angel هستش.
نقاشیم اسکتچه نیمه رنگه دیگه ببخشید
انیوی
ایشون بلیال هستن
Belial
نیمه فرشتس ولی همه نمیدونن. نمیدونم چند سالشه الان تو داستان ولی همسنای کاسیله.
زبانشناس و مترجم بوده و بعدش کاشف یک نوع جادوی قدیمی میشه ک به خاطر اینکه ناشناخته بمونه جنگ میشه.
از اشپزی بدش میاد ولی مجبوره و سوپ بلده و دوست داره سوپاشو بقیه بخورن، از ماجراجویی هم خوشش میاد و ب خاطر همینم الان گم شده.
از انسان ها و خداها خوشش نمیاد و از نادانی متنفره.
خیلی بلندپروازه و باور داره خدایان موجودات خاصی نیستن اونقدر ک بقیه باور دارن.
جادوگرم هس دیگه.
اها حیوونش جغد انباره و خوب دو جفت بال داره رنکش تو فرشته ها هم بالا نبوده
اخرم بگم ک fallen angel هستش.
نقاشیم اسکتچه نیمه رنگه دیگه ببخشید
🍓2❤🔥1
Forwarded from ●°•ƦѦƝΔѲᛖ 𝙧𝙚𝙖𝙡𝙞𝙩𝙮○•°
یکی از بهترین کارام با مداد رنگگگگگیییی●○°•~از کاراکترای تراویس و مایکل(اوسیهای خودم اما به طور بیشتر انیمیشنی تا ارتاستایل خودم )
#Art #Traditional #Colour_pencil #OC #Character
#Art #Traditional #Colour_pencil #OC #Character
❤2🍓1
Forwarded from ●°•ƦѦƝΔѲᛖ 𝙧𝙚𝙖𝙡𝙞𝙩𝙮○•°
¤چالش!¤
این پیام رو فوروارد کنید و اوسیتون و یا یک شخصیت موردعلاقه(میتونه از کارتون، فیلم، سریال و یا حتی بازی باشه) مشخص کنید و من تو حالت چیبی میکشمشون☆●○•°
این پیام رو فوروارد کنید و اوسیتون و یا یک شخصیت موردعلاقه(میتونه از کارتون، فیلم، سریال و یا حتی بازی باشه) مشخص کنید و من تو حالت چیبی میکشمشون☆●○•°
اینم یک شخصیت دیگه (اولین باره پای ادم کشیدم اینطوری اهم)
اسمش آرکی (Arké) هست، آدمه،
۲۲ سالشه، یکم بی اعصابه، گوشه گیره.
تو تیمارستانه چون تو دبیرستانش چند تا فرشترو سلاخی کرد با چنگاش.
بهترین دوستش اولینه(Evelyn) ک مرگش باعث شد آرکی کلا قاطی کنه.
شوکولات شیری دوست داره و رنگای مرده، از دوستاش و بقیه بدش نمیاد مخصوصا با اهریمنا خوبه رابطش. از باغبونی هم بدش نمیاد و اشپزی بلده ی چیزایی. (از پدرخوندش یاد گرفته)
دوست داشت بتونه با اولین تو ی کلبه ی جنگلی زندگی کنه و کلا در ارامش باشه.
یکمم دل نازکه.
اسمش آرکی (Arké) هست، آدمه،
۲۲ سالشه، یکم بی اعصابه، گوشه گیره.
تو تیمارستانه چون تو دبیرستانش چند تا فرشترو سلاخی کرد با چنگاش.
بهترین دوستش اولینه(Evelyn) ک مرگش باعث شد آرکی کلا قاطی کنه.
شوکولات شیری دوست داره و رنگای مرده، از دوستاش و بقیه بدش نمیاد مخصوصا با اهریمنا خوبه رابطش. از باغبونی هم بدش نمیاد و اشپزی بلده ی چیزایی. (از پدرخوندش یاد گرفته)
دوست داشت بتونه با اولین تو ی کلبه ی جنگلی زندگی کنه و کلا در ارامش باشه.
یکمم دل نازکه.
❤🔥2