ʚ ꭑιsτγ ꭑγορια ɞ
اوک این خیلی قدیمیه ولی میخواستم از شخصیتش بگم، و اینکه دیزاینش عوض شده، بیشتر از سه بار. اهم، Earl Hannah Blackthorn یک اهریمن دریایی نجیبزادس ک یک زمانی قرار بود یک خدای رده متوسط بشه. هانا وقتی به دنیا اومده بود هم جنگ بود هم بیماری شیوع داشت و چون خودش…
و اینکه عا.. تو عکس یکم شوک شدس چون برگشته ب زندگی بعد ۲۰۰ ۳۰۰ سالی، عادیه
Forwarded from ●°•ƦѦƝΔѲᛖ 𝙧𝙚𝙖𝙡𝙞𝙩𝙮○•°
Meet the villains●○•°
●
○
•
°
Zack: He's the mastermind and kinda the nerd villain, he's not much of a fighter so mostly un battle fights he won't show up. And he finds Axel annoying...Deep down, he doesn't want to be a villain and wants to help the heroes
●
○
•
°
Axel: he's the weird-ass villain. Since Zack doesn't fight or battle, Axel does also for him, Axel loves being a villain for only fun
He's also kinda like Zack... and he's afraid of Alex because of what he had see from him.
Alex: the main villain, he's also the oldest character I have, he doesn't talk much he just watches, despite everything he still go he's crew's back and highly trust Zack●
○
•
°
Zack: He's the mastermind and kinda the nerd villain, he's not much of a fighter so mostly un battle fights he won't show up. And he finds Axel annoying...
●
○
•
°
Axel: he's the weird-ass villain. Since Zack doesn't fight or battle, Axel does also for him, Axel loves being a villain for only fun
He's also kinda like Zack... and he's afraid of Alex because of what he had see from him.
●°•ƦѦƝΔѲᛖ 𝙧𝙚𝙖𝙡𝙞𝙩𝙮○•°
Meet the villains●○•° Alex: the main villain, he's also the oldest character I have, he doesn't talk much he just watches, despite everything he still go he's crew's back and highly trust Zack ● ○ • ° Zack: He's the mastermind and kinda the nerd villain, he's…
میخوام سیمپ باشم ولی انتخابش خیلییی سخته
Forwarded from ●°•ƦѦƝΔѲᛖ 𝙧𝙚𝙖𝙡𝙞𝙩𝙮○•°
خب خب... چااالششششش
پیام توضیحات ویلنامو، همینی که ریپ زدم روش با این پیام میتونین تو کانالاتون فوروارد کنین و اوسی یا پرسوناتون رو مشخص کنید و یکی از این سه تا سگ رو هم انتخاب کنین و من واکنش ویلنی که انتخاب کردین رو به اوسی/پرسونای شما میکشم●○•°
پیام توضیحات ویلنامو، همینی که ریپ زدم روش با این پیام میتونین تو کانالاتون فوروارد کنین و اوسی یا پرسوناتون رو مشخص کنید و یکی از این سه تا سگ رو هم انتخاب کنین و من واکنش ویلنی که انتخاب کردین رو به اوسی/پرسونای شما میکشم●○•°
قسمت دوم، هانای خیلی ناناز.
خوب ی روز تو ی دشت زیبا و آبی، هانا خانوممون تو حالت استتار انسانی وقتی با داداشش بیرون بوده برای یکم استراحت از جنگ، یک شکارچی ب اسم وینسنت گارثی میبینتش و خوب یکم عاشقش میشه.
هانا اول توجه نمیکنه ولی بعدش میگه، چرا ک نه وقتی ک وینسنت میاد خاستگاری خونه ی خانواده ی هانا.
البته هانا راز اهریمن بودنشو نگه میداره، و با اقای وینسنت گارثی ازدواج میکنه و خودشم از جنگ کنال میکشه.
بعد حدودا سه سال و دوتا بچه، ی شب هانا مریض میشه و استتارش از بین میره، و وقتی وینسنت میبینتش فرار میکنه تو اتاق بچه ها و درو از ترس قفل میکنه.
اره دیگه من میرم بای تا پارت بعد..🌷✨
خوب ی روز تو ی دشت زیبا و آبی، هانا خانوممون تو حالت استتار انسانی وقتی با داداشش بیرون بوده برای یکم استراحت از جنگ، یک شکارچی ب اسم وینسنت گارثی میبینتش و خوب یکم عاشقش میشه.
هانا اول توجه نمیکنه ولی بعدش میگه، چرا ک نه وقتی ک وینسنت میاد خاستگاری خونه ی خانواده ی هانا.
البته هانا راز اهریمن بودنشو نگه میداره، و با اقای وینسنت گارثی ازدواج میکنه و خودشم از جنگ کنال میکشه.
بعد حدودا سه سال و دوتا بچه، ی شب هانا مریض میشه و استتارش از بین میره، و وقتی وینسنت میبینتش فرار میکنه تو اتاق بچه ها و درو از ترس قفل میکنه.
اره دیگه من میرم بای تا پارت بعد..🌷✨
🍓1
Forwarded from Anne artist (Anne)
ارتیستا این پیام رو فور بزنید کانالتون تا دو با دو شیپتون کنم یا بجا شیپ بگیم که با کی هم اتاقی میشین.
تا شب وقت دارین و جووین باشید:>