𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"کلون در کوبیده میشود و به دنبال آن، صدای کلفت مردانه ای به گوش میرسد:«کارآگاه رحیمی؟ خونه تشریف دارین؟» کارآگاه جوان در را باز میکند و با دیدن مرد نگرانی در لباس رسمی، تایی به آبروی خود میدهد:«میتونم کمکتون کنم؟» مرد میانسال نگاهی به اطراف میکند و بعد…
"سرهنگ ناصری نفسی عمیق میکشد:«پرونده حدودا یکساله فوق محرمانه،'"هیولای زمستان"'. حدود یه سال پیش وسط چهله زمستون، جسد یه مرد که و سرش پلاستیک کشیده شده بود و ضربات چاقو روی سینش به وضوح نمایان بود تو خونش پیدا شد. اثر انگشت قابل شناسایی نبود، اینکه کوچیک هم بودن عجیب بود. خونه رو بررسی کردیم و ظاهرا به جز مرد، یه زن هم باید اونجا زندگی میکرده. ولی کسی جز جسد اون مرد اونجا نبود... حدود یه ماه بعد، جسد یه فرد دیگه پیدا شد، و یواش یواش جسد های سلاخی شده یکی پس از دیگری، هرکدوم فجیع تر از قبلی پیدا میشد. تا این آخری، "محمد قربانی"، میخکوب شده به دیوار با بدن بیسر که پرونده زیر دست شماست... هیچ نشونه ای از قاتل نداریم... بعد از هر قتل فقط بدون پیدا میشه بدون هیچ مدرکی...» سرهنگ چند لحظه ای سکوت میکند،دیگر چیزی نمانده که بخواهد بگوید. چند دقیقه ای به سکوت میگذرد تا اینکه کارآگاه با صاف کردن گلویش سکوت را میشکند:«تاحالا هیچ شاهدی نبوده؟» سرهنگ به آرامی سرش را به علامت نه تکان میدهد. «و دوربینهای اطراف؟» کارآگاه میپرسد. سرهنگ نگاهی به او میکند:«یا دوربینی نبوده یا قتل درنقطه کور دوربین انجام شده.» کارآگاه تایی به ابروی خود میدهد و با خود فکر میکند:[پس به یه فرد کارکشته طرفیم.] سرهنگ نفسی عمیق میکشد و بلند میشود:«پرونده کامل رو تا پنجشنبه در اختیارتون قرار میدیم.» کارآگاه هم بلند میشود و سری تکان میدهد:«میتونید روم حساب کنید.» سرهنگ سرش را به علامت تایید بالا و پایین میکند:« با اجازه.» و کارآگاه اورا تا دم در بدرقه میکند. [عجب اول هفته ای! قراره حسابی سرم شلوغ شه.]کارآگاه درحالی که در را پشت سرش میبندد با خودش فکر میکند."
-apandics(part 3)
#mystory
#The_Winter_Monster
-apandics(part 3)
#mystory
#The_Winter_Monster
🍓2👾2🔥1🕊1🐳1
نظر میخواما
دیگه بدون نظر و ریکشن نمیزارم
(اینجا دیکتاتوریه)
دیگه بدون نظر و ریکشن نمیزارم
(اینجا دیکتاتوریه)
یه چیزی بگم بهتون
به جز من فقط گلوریا میدونه قاتل کیه
دیگه هیچکس نمیدونه
به جز من فقط گلوریا میدونه قاتل کیه
دیگه هیچکس نمیدونه
🍓2
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
یه چیزی بگم بهتون به جز من فقط گلوریا میدونه قاتل کیه دیگه هیچکس نمیدونه
همون دختر ۱۷ ساله که کشیدیش نی؟
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
همون دختر ۱۷ ساله که کشیدیش نی؟
کدوم 17 ساله؟
اوه الینا؟
نه اون نی
اونو بعد از شروع کردن داستان کشیدم
من از دو ماه قبل داشتم از قاتل به عنوان یه اوسی استفاده میکردم
اوه الینا؟
نه اون نی
اونو بعد از شروع کردن داستان کشیدم
من از دو ماه قبل داشتم از قاتل به عنوان یه اوسی استفاده میکردم
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
خب دوماه قبل پیش من نبودی
برا گلور هم راجبش نگفته بودم
بعد اینجوری بودم که:دلم میخواد یه داستان جنایی بنویسم
گلوریا:خو بنویس
-عه؟
+اوهوم
-پس با **** مینویسم
+......
گلوریا:خو بنویس
-عه؟
+اوهوم
-پس با **** مینویسم
+......
🍓2
Forwarded from HeedLess
چالش کمی عجیبه
این پیام
و این مشخصات رو پر میکنید
و من میرم از توی کتاب خونه ام آدرسی که دادید رو بهتون میدم،
که تهش میرسه به یک خط از کتاب، شاید چیزی باشه که بهش این روزا دارید فکر میکنید یا هم جواب یک مسئله تون..
من هم آیدی چنل تون رو به همراه اون خط میذارم اینجا،
تا ساعت ۱۰ شب
طبقه پایین، وسط، بالا؟
از راست یا چپ؟
کتاب چندم از (۱ تا ۶۰)؟
شماره صفحه از (۱۰ تا ۱۵۰)؟
از بالا یا پایین؟
خط چندم؟
این پیام
و این مشخصات رو پر میکنید
و من میرم از توی کتاب خونه ام آدرسی که دادید رو بهتون میدم،
که تهش میرسه به یک خط از کتاب، شاید چیزی باشه که بهش این روزا دارید فکر میکنید یا هم جواب یک مسئله تون..
من هم آیدی چنل تون رو به همراه اون خط میذارم اینجا،
تا ساعت ۱۰ شب
طبقه پایین، وسط، بالا؟
از راست یا چپ؟
کتاب چندم از (۱ تا ۶۰)؟
شماره صفحه از (۱۰ تا ۱۵۰)؟
از بالا یا پایین؟
خط چندم؟
HeedLess
چالش کمی عجیبه این پیام و این مشخصات رو پر میکنید و من میرم از توی کتاب خونه ام آدرسی که دادید رو بهتون میدم، که تهش میرسه به یک خط از کتاب، شاید چیزی باشه که بهش این روزا دارید فکر میکنید یا هم جواب یک مسئله تون.. من هم آیدی چنل تون رو به همراه اون…
طبقه بالا
از چپ
کتاب 26
شماره 62
از پایین
خط هشتم
از چپ
کتاب 26
شماره 62
از پایین
خط هشتم