𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"چهار روز از دیدار با سرهنگ ناصری گذشته بود. کارآگاه جوان در حالی که به مدارک پرونده محمد قربانی نگاه میکرد، پشت سرش را از کلافگی میخاراند. صدای در به گوش میرسد. او به سمت در میرود:«دارم میام.» وقتی کارآگاه جوان در را باز میکند، با چهره جوان یک مرد در…
"٣۶ قتل، ٣۶ عکس صحنه قتل، با فاصله زمانی الگو مانند بین قتل ها، اثر انگشت یک روح کوچک به همراه اطلاعات آن ٣۶ نفر. و نفر ٣۶ام، محمد قربانی، یک دانشجوی دانشگاه افسری. هیچ چیز عجیبی درمورد افراد وجود ندارد. آدم هایی با زندگی هایی عادی، و بی ربط به هم. یک جای کار ایراد دارد. کارآگاه نگاهی سرسری به کل پرونده انداخت، اندک مدارک را بررسی کرد اما هنوز هم کم بود. یک چیزی.. مشکل دارد. چشمهایش را با یک دست مالش میدهد و به ساعت نگاه میکند. ١٢:٣٧، از نیمه شب گذشته است. کارآگاه جواد آهی میکشد و بلند میشود:«فردا باید برم محل های قتل رو به بررسی کوچیک بکنم.» او تصمیم گرفت استراحت کند تا فردا بتواند با قدرت حل پرونده را شروع کند."
-apandics(part 5)
#mystory
#The_Winter_Monster
-apandics(part 5)
#mystory
#The_Winter_Monster
👾2🔥1🕊1🍓1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
خیلی خوبهههههههه خوداااااااا😭😭😭❤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچا محمد قربانی
قربانی واقعا فامیلی محمده💀🗿
جدا از اینکه مقتول و قربانی بوده-
قربانی واقعا فامیلی محمده💀🗿
جدا از اینکه مقتول و قربانی بوده-
👍1
گلوریا میدونه چقدر سر انتخاب اسم کارآگاه رحیمی زجر کشیدم....
رسما بین سیصد تا اسم گیر کرده بودم
آخرش گفتم"بابک، جواد، ساسان. کدومش؟"
رسما بین سیصد تا اسم گیر کرده بودم
آخرش گفتم"بابک، جواد، ساسان. کدومش؟"
👍1
و جواد دیگه....
ولی سرهنگ ناصری همینجوری یه چی براش گذاشتم
ولی سرهنگ ناصری همینجوری یه چی براش گذاشتم
شخصیت اصلی کارآگاه و قاتلن
بقیه همچین اهمیتی ندارن
(البته اگه میخواید خودتون داستان رو حل کنید قبل از پیدا شدن قاتل خیلی هم بدردبخورن)
بقیه همچین اهمیتی ندارن
(البته اگه میخواید خودتون داستان رو حل کنید قبل از پیدا شدن قاتل خیلی هم بدردبخورن)
اورثینک دوست دارم
حالمو بد میکنه ولی حالمو خوب میکنه
یه جورایی همراه خودش پارادوکس میاره :)
حالمو بد میکنه ولی حالمو خوب میکنه
یه جورایی همراه خودش پارادوکس میاره :)
امروز تو کانون... زبان...
یه چیزی گفتم
تیچر گفت هم آروم حرف میزنی هم تند..
بعد رفتم سر میزش شمرده شمرده گفتم
بعد مجبور شدم توضیح بدم که منظورم چیه
حالا این به کنار
گفتم اینکه میگید تند حرف میزنی.. بخاطر اینه که وقتی بازی میکنم حرف های کرکتر هارو صدبار صدبار تکرار میکنم
گفت ولی خیلی تو تند حرف زدن خوبی
من:😀🥸...
هنوز خجالت میکشم
عذاب وجدان گرفتم
تیچر نفهمید چی گفتم چون تند حرف میزنم... این بده...
#happenings
یه چیزی گفتم
تیچر گفت هم آروم حرف میزنی هم تند..
بعد رفتم سر میزش شمرده شمرده گفتم
بعد مجبور شدم توضیح بدم که منظورم چیه
حالا این به کنار
گفتم اینکه میگید تند حرف میزنی.. بخاطر اینه که وقتی بازی میکنم حرف های کرکتر هارو صدبار صدبار تکرار میکنم
گفت ولی خیلی تو تند حرف زدن خوبی
من:😀🥸...
هنوز خجالت میکشم
عذاب وجدان گرفتم
تیچر نفهمید چی گفتم چون تند حرف میزنم... این بده...
#happenings
من با تصحیح کننده کیبوردم این همه سسدستی دارم
به نظرتون بدون اون چجوری دووم میآوردم یعنی؟
به نظرتون بدون اون چجوری دووم میآوردم یعنی؟