اینجوری بود که...
پرایس استرس و نگرانی لَزوِل رو داشت
لَزوِل از اونور: هه هه... چقد هوا خوبه، من تو مقر کونی ها قایمم منو نبینن صلوات
نیکولای:فقط آروم برو-
لَزوِل:هه هه~
پرایس استرس و نگرانی لَزوِل رو داشت
لَزوِل از اونور: هه هه... چقد هوا خوبه، من تو مقر کونی ها قایمم منو نبینن صلوات
نیکولای:فقط آروم برو-
لَزوِل:هه هه~
بعضی مواقع که میام و چرت و پرت میگم
بیشتر بخاطر اینه که حواس خودمو پرت کنم
بیشتر بخاطر اینه که حواس خودمو پرت کنم
😐1
قبل خواب...
یکی یه چیزی تو ناشناس گفت
یادم اومد فردا روز دختره... هوم...
از کادو گرفتن بدم میاد..
ولی هم مامانم، هم بابام و هم پسرخالم
هر سه تاشون کادو دادن
یکی یه چیزی تو ناشناس گفت
یادم اومد فردا روز دختره... هوم...
از کادو گرفتن بدم میاد..
ولی هم مامانم، هم بابام و هم پسرخالم
هر سه تاشون کادو دادن
یه چیزی رو مفت مجانی تو دنیایی که پر از آدم خودخواه و پول پرسته بهت میدن