𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
"وقتی مرد جوان پا به داخل خانه گذاشت، با سکوت ناآشنایی مواج شد. «محمد؟» مرد صدا میزند، اما جوابی نمیشنود. با خود خیال میکند دوستش خانه نیست. به سمت آشپزخانه به راه میافتد تا جرعهای آب بنوشد، اما در چهارچوب در خشکش میزند. آشپزخانه، حمام خون بود و جسدی…
پارت یک این قابل قبوله آقا یامی؟🗿
👍1
Forwarded from BₐₜₜₗₑfᵣₒₙₜHQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کلاه قرمزی🐋
+بله... و سفارشتون چیه؟
-بمن الی بدهید یاالله
/
-بمن الی بدهید یاالله
/