This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
قطرات باران به آرامی سرش را نوازش میدادند. برایش مهم نبود که چقدر سرد است، بیمار نمیشد. ایستاد و سرش را بالا برد. آسمان شب تاریک بود، و سکوت شهر حس تنهایی القا میکرد. میدانست که تنهاست، ولی پوچی باعث شده بود این احساس اذیتش نکند. بی هدف به پرسه زدن در شهر…
...خورشید در حال خداحافظی بود و آسمان با رنگ نارنجی برای آن ختم میگرفت. موی سفید دختر زیر نور غروب صورتی به نظر میرسید. ایستاد، بویی توجهش را جلب کرده بود. اولین بار بود این بو را میشنید. به کنجکاوی به طرف بو رفت. بوی خوشمزه، اورا به یه کوچه کوچک و دورافتاده کشاند. کنار یک در، یه پنجره بود، و در لبه پنجره باز، ظرف کیک شکلاتی قرار داشت. او با تعجب به کیک نگاه کرد. نمیدانست چیست، یا چرا اینقدر بوی خوبی دارد. فقط یک دایره قهوه ای توی یک بشقاب میدید. نزدیکش شد و آنرا بو کرد. بوی شیرین شکلات، مشامش را پر کرد. پوزه بند روی دهانش، یک پیشگیری از خوردن و آشامیدن بود. در هر صورت نیازی هم نداشت، چون او یک بچه عادی نبود.
همینطور که با کنجکاوی به کیک نگاه میکرد، صدای قدم هایی پشت سرش متوقف شدند....
-ادامه دارد...
-apandics
-EXP.2.6.8
#Crystal_blue
#mystory
همینطور که با کنجکاوی به کیک نگاه میکرد، صدای قدم هایی پشت سرش متوقف شدند....
-ادامه دارد...
-apandics
-EXP.2.6.8
#Crystal_blue
#mystory
🔥2🍓1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
...خورشید در حال خداحافظی بود و آسمان با رنگ نارنجی برای آن ختم میگرفت. موی سفید دختر زیر نور غروب صورتی به نظر میرسید. ایستاد، بویی توجهش را جلب کرده بود. اولین بار بود این بو را میشنید. به کنجکاوی به طرف بو رفت. بوی خوشمزه، اورا به یه کوچه کوچک و دورافتاده…
این ادامش نیستاااا
این مثلا سه چهارتا پارت فاصله دارن
این مثلا سه چهارتا پارت فاصله دارن
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
...خورشید در حال خداحافظی بود و آسمان با رنگ نارنجی برای آن ختم میگرفت. موی سفید دختر زیر نور غروب صورتی به نظر میرسید. ایستاد، بویی توجهش را جلب کرده بود. اولین بار بود این بو را میشنید. به کنجکاوی به طرف بو رفت. بوی خوشمزه، اورا به یه کوچه کوچک و دورافتاده…
بله بو از نظر من شنیدنیه
برید بخوابید🗿🔪✨
برید بخوابید🗿🔪✨
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
گرچه که ... من نمیتونم بخورمششش😭😭😭
عه... شکلاتیه....
نخندیدم-
نخندیدم-
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
...خورشید در حال خداحافظی بود و آسمان با رنگ نارنجی برای آن ختم میگرفت. موی سفید دختر زیر نور غروب صورتی به نظر میرسید. ایستاد، بویی توجهش را جلب کرده بود. اولین بار بود این بو را میشنید. به کنجکاوی به طرف بو رفت. بوی خوشمزه، اورا به یه کوچه کوچک و دورافتاده…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
عه... شکلاتیه.... نخندیدم-
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM