𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚 – Telegram
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
60 subscribers
1.62K photos
183 videos
12 files
324 links
You're in a weird squirrel's li'l spaceship!¡🗿


Unknown=
@Apandicsishere_bot
Download Telegram
اینکه پنج شنبه جمعه ها چیزی برا تعریف کردن ندارم و اینجا سوت و کوره رو مخمه....
1
Bones
Imagine Dragons
I-I-I
Got this feeling in my bones
Where I losing all control,
Is this, magic in my bones?

#song
سلام
🍓1
من از ماتریکس فرار کردم
ایهیهیهیهی⚡️
(حتی نمیدونم ماتریکس چی هست🗿)

#pic
سلام💀
چنلم پر خوشگلاییه که حوصلمو دارن...
واقعا دوستون دارم🫂🤝
سلام
امروزم ساعت پنج امتحان دارم🗿
امتحان مسابقه کتاب کتاب خوانیه🗿
منی که هنوز کتابو هضم نکردم:💀👌
toca toca
Fly Project
Hasta la vida loca, loca, loca, loca💃
Te encanta la música, te toca, toca, toca🍓

#song
🍓1
قشنگ میشه از چرت و پرتای که اینجا مینویسم یه کتاب خاطرات(همین بود فک کنم🗿)
آره یه کتاب خاطرات نوشت به اسم:
"خزعبلات یک دنگلاری"
🔥1
سلیام
ایح ایح
دیدی حالت خوبه ولی با این حال بازم میخوای گریه کنی اما مغزتو اینجوری تربیت کردی که اجازه گریه کردن نداری؟

الان تو اون حالتم :))))
💔2
Forwarded from گربه سیاه (Yami)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گربه سیاه
Video
اگه این حق نیست پس چیه؟
(وقتی یه دریمر اورثینکر فلک زده‌‌ای)

#vid
👍2
سلام🗿
قانونا باید الان کلاس باشم ولی خوب...
امروز کلاس نرفتم🫠
ماجرا از این قراره که...
امروز زنگ اول که امتحان داشتیم که خوب بود و اینا این به کنار
زنگ دوم به صورت عجیبی معلم نداشتیم و معلم شیمیمون نیمده بید🗿
خوب.. ما نشسته بودیم تو کلاس، یهو یکی از بچه ها که رفته بود بیرون برگشت تو کلاس گفت ناظم گفته کسایی که پول ندادن الان برن بدن
آقا ما بلند شدیم پول برداشتیم از در اومدیم بیرون درم بستیم🗿
بعد همین که درو بستم دیواره جلوم ظاهر شد با شونه و دست چپم رفتم توش🗿💔
من داشتم از کنارش رد میشدم یهو دراز شد لعنتی🗿😭
بعد آره... ضربه به شدتی زیاد بود که... شیشه ساعت مچیم شکست💀👌
و خوب اون موقع زیاد درد نمی‌کرد...
رفتیم پول رو دادیم یکمم کمک ناظم کردم بعدم رفتم تو حیاط با دهمیا که ورزش داشتن یکم والیبال بازی کردمو اینا(کل بچه های کلاسمون تو حیاط بودن🗿😂)
بعد آره... دو زنگ آخر هم درد نمی‌کرد یا شایدم من بهش فکر نکردم درد نمی‌کرد... بعد... مدرسه تموم شد و رفتم تو ماشین به مامانم گفنم
گفت ههه(یهو از شوک زیاد نفسشونو میدن داخل؟ اونجوری)
خودت خوبی؟
گفتم آره خوبم فقط ساعتم...
گفت ساعتت شیششه درست میشه دستت چطوره
آقا گفت دستت چطوره، یهو دستم تیر کشید
من:شت💀
گفتم چیزی نیست خوب میشه زیاد درد ندارم(خنده خنده)
گفت اوه خدایی نکرده کتفت در میرفت چیکار میکردی؟
گفت حالا که سالمم دستمم میتونم حرکت بدم
دستمو حرکت دادم ببینه یکم بازو درد گرفت🗿
بعد آره... دنبال بابام رفتیم یه سری هم با اون صحبت کردم و احتمالات بد رو بهم گفتن🗿
گفتم بخدا چیزی نی خوب میشه...
اومدیم خونه، بابام داشت زاغ اسفند دود می‌کرد بعد اومد از کنارم رد بشه یهو بازوی چپم گرفت گفت مراقب باش
منو یکم برد کنار که نسوزم
حالا من:💀💀💔
دستم به چوخ رفت💀
بعد.... ناهار خوردیم
بعد ناهار ساعتم آوردم نشون بابام بدم گفت چجوری خوردی مگه؟
منم اومدم عملی توضیح بدم موقع عملی حواسم نبود خودمو محکم کوبوندم تو دیوار
من‌:😀💀
دست چپم:🙂
آره...
دیگه الان باشگاه داشتم نرفتم... قرار شد استراحت کنم چون ممکنه ضرب دیدگی باشه
هعی زندگی....

#happenings
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM