𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
*کشیدن لپ* باهوشه کی بودی تو عمو؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
عشقم زیاد به خودت فشار نیار خوب نیس *^*❤️❤️❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
🤌 Sticker
چیه؟ خب راس میگم! حدما داری به خودت خیلی فشار میاری و روزو شب اینا رو میخونیییی😭😭😭💔
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
چیه؟ خب راس میگم! حدما داری به خودت خیلی فشار میاری و روزو شب اینا رو میخونیییی😭😭😭💔
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
...دخترک سرش را برگرداند، و بالا را نگاه کرد. مردی که سه برابر او قد داشت، داشت از بالا به او نگاه میکرد. مردی با موهای قهوای روشن و چشمانی به سیاهی شب. ابروی مرد تایی خورد. نگاهی به کیک انداخت و سپس نگاهش به طرف دخترک چرخید. سکوت اذیت کننده بود، مرد فکر…
...مرد، کیسه های خریدش را را زمین گذاشت. بعد، زانو زد تا هم قد دخترک بشود. "اینحا چیکار میکنی؟" مرد به نرمی با صدای کلفتش گفت. "مگه نمیدونی اینجا خطرناکه؟..." دخترک تایی به ابرویش داد و سرش را کج کرد. مرد آهی کشید. سپس پس از نگاه کوتاهی به اطراف، دستش را به سمت پوزه بند دراز کرد. جرقه الکتریسیته، شوک کوچکی به دستش وارد کرد و مجبور شد دستش را پس بکشد. "اوهوع!!" ابروی مرد تا خورد. عجیب بود. اخمی از روی سردرگمی بر چهره مرد نقش بست.
در حالی که فکر میرد، دستی به سبیلش کشید. سپس دوباره به دخترک نگاه کرد. "متوجه میشی که چی میگم.. مگه نه؟" دختر، با سر تایید کرد. مرد نفسی محکم بیرون داد، سپس لبخند نرمی زد. "اسم من دیوید هست." مرد گفت. کمی عجیب بود اگر دخترک بتواند با آن پوزه بند حرف بزند. سپس مرد ادامه داد. "و تو-" حرفش با ویبره موبایلش قطع شد. دست مرد توی جیبش و موبایلش را در آورد. روی صفحه نوشته شده بود:"اسمم... EXP.2.6.8...." مرد لحظه ای به پیام خیره شد. دهانش باز مانده بود. سپس دوباره به دختر نگاه کرد. "پیام.. توعه....؟" دختر دوباره با سر تایید کرد. هیچ شماره یا اطلاعاتی نبود. پس از چند ثانیه صفحه گوشی او به حالت عادی برگشت و پیام محو شد. از همه عجیب تر، آن اسم بود.
ابرو های مرد گره خوردند. این بچه.. دقیقا چیه؟..
-ادامه دارد...
-apandics
-EXP.2.6.8
#mystory
#Crystal_blue
در حالی که فکر میرد، دستی به سبیلش کشید. سپس دوباره به دخترک نگاه کرد. "متوجه میشی که چی میگم.. مگه نه؟" دختر، با سر تایید کرد. مرد نفسی محکم بیرون داد، سپس لبخند نرمی زد. "اسم من دیوید هست." مرد گفت. کمی عجیب بود اگر دخترک بتواند با آن پوزه بند حرف بزند. سپس مرد ادامه داد. "و تو-" حرفش با ویبره موبایلش قطع شد. دست مرد توی جیبش و موبایلش را در آورد. روی صفحه نوشته شده بود:"اسمم... EXP.2.6.8...." مرد لحظه ای به پیام خیره شد. دهانش باز مانده بود. سپس دوباره به دختر نگاه کرد. "پیام.. توعه....؟" دختر دوباره با سر تایید کرد. هیچ شماره یا اطلاعاتی نبود. پس از چند ثانیه صفحه گوشی او به حالت عادی برگشت و پیام محو شد. از همه عجیب تر، آن اسم بود.
ابرو های مرد گره خوردند. این بچه.. دقیقا چیه؟..
-ادامه دارد...
-apandics
-EXP.2.6.8
#mystory
#Crystal_blue
🔥1
𝑮𝒂𝒍𝒂𝒄𝒕𝒊𝒄 𝑫𝒓𝒆𝒚
متوجهی کنکور داریم؟
خب که چی؟😂 من که اصلا نمیدم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM